|
دروازه ستاره ای یا دروازه جهنم
|
|
۱۴:۲۲, ۲۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/دی/۸۹ ۰:۳۳ توسط ضد ماسون.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دوستان سلام.اميدوارم كه تا اينجا مثل من از اين تالار اطلاعات زيادي ياد گرفته باشيد.
دوستان امروز ميخوام مقاله اي رو قرار بدم كه با خواندن آن بسياري از كساني كه در موارد موجودات فضائي ،ماياها،نظم نوين جهاني و... سوال دارن به جوابي مناسب براي آنها برسن. دوستان وقتشه كه در اين موارد همدلي ايجاد بشه و يك حركت عظيم را به دنبال داشته باشه.متاسفانه تو جامعه ي ما خيلي ها به موجود فضائي اعتقاد دارن و كم كم اعتقاداتشون رو از دين مقدس ما دارن ميبرن و اين خيلي ناراحت كنندس،اما به اميد خدا با انتشار اين مقاله ان شاالله شاهد برگشت اين جوانان در مسائل اين چنيني باشيم. دوستان با يك مقاله چندين قسمتي برخوردم كه به مبحث دروازه ستاره اي اشاره داره و نسبتا جامع در مورد اين مطلب صحبت ميشه و حيف بود تو وبلاگ در موردش بحث نشه.بنابراين اولين مطلب وبلاگ براي روشنگري در مورد فراماسونري و عقايد كابالا رو در سايت قرار ميدم. دروازه های ستاره ای مهملات و مزخرفات متافیزیکی یا ماشین فوق تکنولوژیک ساخته خدایان؟ قصد دارم در یک رشته مقالات دنباله دار درباره پدیده ای به نام دروازه ستاره ای Star Gate مطلب بگذارم.ابتدا کمی درباره اسطوره ها و سپس آنچه امروزه در پشت پرده و در مقابل دیدگان ما اتفاق می افتد و ما از آن غافلیم. باور من این است که گروهی از انسانها طی انجام مراسم و آئین های خاصی توانسته اند از ابعاد دنیای فیزیکی و سه بعدی ما به ابعاد بالاتر تونل بزنند و موجودات هوشمندی که ساکن و در بند این ابعادند به زمین دعوت کنند.شاید این موجودات را با نامهای متفاوتی بشناسید.ارواح شر،اجنه و جدیدا بیگانه های فضایی Aliens. ![]() تصویر بیگانه فضایی تصویر جن احضار شده توسط آلیستر کرولی در سال1918 از عهد باستان تا کنون رمال ها ،فالگیرها و جادوگران با آنها در تماس بوده اند و از آنها نیرو می گرفتند. و اگر تعجب نمی کنید باید بگویم در حال حاضر سیاستمداران و رهبران و سرمایه داران بزرگ دنیا که غالبا صهیونیست هستند در لژهای فراماسونری خود آنها را احضار می کنند و نقشه های شوم آنها را اجرا می کنند باور من این است فاجعه یازده سپتامبر یک توطئه بزرگ شیطانی بود برای احضار شیطان.اگر فرصتی باقی بود ان شا الله در مطالب بعدی به تفصیل این ادعا را ثابت می کنم و این اتفاق را رمزگشایی می کنم. باور من این است که جنگ عراق بخاطر حتی نفت نیست.آنها به دنبال دروازه هایی هستند که از زمان سومریان در آنجا مدفون شده اند. به دوستان علاقه مند پیشنهاد می کنم فیلم مستند Arrival را ببینند.دجال آخرالزمان نقشه های شومی دارد ولی تقدیر خداوند چیز دیگریست.آخرین ذخیره خداوند باقی است. "یا معشر الجن و ا لانس،ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السماوات و الارض فانفذوا،لا تنفذون الا بسلطان" سوره رحمن 34 در انجیل متی (16:18) عیسی مسیح می گوید که کلیسایش را خواهد ساخت و "دروازه های جهنم بر آن پیروز و مستولی نخواهند شد." استفاده از لفظ-جهنم-در این متن اهمیت خاصی دارد زیرا اصل لفظ یونانی a/&dhß که در این متن وجود دارد به (هادس خدای دنیای زیرین یا پلوتون فرمانروای دنیای مروگان اشاره دارد.) حال چرا عیسی باید نام یکی از خدایان و رب النوعان یونانی را ذکر کرده باشد؟ در اسطوره های یونانی و نسب نامه خدایان هسیود Hesiod از پهلوانانی خدایگونه (تایتان ها) ذکر شده است که قبل از خدایان المپی بوده اند و بر جهان حکومت می کردند.آنان فرزندان گایا (تجسم زمین) بودند که آنان را پس از آمیزش با اورانوس (تجسم آسمان) باردار شده بود.آنان دوازده نفر بودند.شش پسر و شش دختر که خود نیز با یکدیگر آمیزش کردند.هر کدام از آنها تجسم یکی از نیروهای طبیعت بشمار می آمد.نامهای آنان بود:کرونسcronus و ریه Rhea ،یاپتوس Iapetus و تمیس Themis ،اوشنوسOceanus و تتیس Thethys، هیپریون Hyperionو تئیا Theia، کریوس Crius و نی مازینی Mnemosyne ، کئوس Coeus و فیبی phoebe. کرونوس جوانترین آنها با مادرش که از زایمانهای متعدد خسته شده بود دسیسه ای چید و آلت نرینگی پدر خود (اورانوس) را با داس برید و به دریا انداخت.قطع عضو اورانوس باعث شد که زمین و آسمان از یکدیگر جدا شوند و این خدا پهلوانان رها شوند.زمانی که کرونوس آلت تناسلی اورانوس را به دریا افکند کفی از دریا برخاست و از آن کف آفرودیته (الهه عشق و زیبایی و سکس) بوجود آمد. کرونوس به عنوان پادشاه جدید خدایان تاجگذاری کرده و با خواهر خویش ریه Rhea ازدواج کرد.با آمیزش این دو شش خدای جدید متولد شدند. زئوس،پوسیدون،هادس،هرا،دیمیتر،هستیا ( Hestia, Demeter, Hera, Hades, Poseidon, Zeus) گایای مادر و اورانوس پدر به کرونوس هشدار دادند که یکی از فرزندانش او را سرنگون کرده و تاج و تخت او را تصاحب می کند.او به همین دلیل سه دختر و دو پسر اول خود را بلعید.اما ریه وقتی که زئوس را در شکم خود داشت به جزیره کرت گریخت و فرزند خود را در کوه آیدا به دنیا آورد.او فرزند خود را به پریان سپرد و نزد کرونوس باز گشت و سنگ بزرگی را که در قنداقی پیچیده بود به او عرضه کرد، و او نیز به گمان آنکه فرزند تازه تولد یافته است،بلا فاصله آن را بلعید.زئوس از شیر آمالته بز نوشید و زیر نظر پریان بزرگ شد.او پدرش را وادار کرد تا تمام خواهران و برادران بزرگترش را از معده خود بالا بیاورد. از پی آن جنگ دهشتناکی به مدت ده سال روی داد.خدایان جدید و جوانتر(خدایان المپی) بر خداپهلوانان (تایتان ها) ی قدیمیتر پیروز شدند و آنان را دنیای پایین و اسفل تبعید کردند. تمام آنها بجز هکاته(الهه جادوی دنیای اسفل) در آنجا تا ابد به زنجیر کشیده شدند.او برادران خود را احضار کرد و حکم کرد که پس از آن دنیا بین آنان تقسیم شود.آسمان قلمرو زئوس شد.پوسیدون به عنوان حاکم دریاها انتخاب شد.فرمانروای جهان زیرین و دنیای مردگان به هادس واگذار شد. سطح روی زمین نیز به عنوان منطقه بیطرف در نظر گرفته شد،جائیکه در آن آسمان و دریا و زیر زمین به هم می پیوندند.و جائیکه خدایان در هم می آمیزند.آسمان و دریا و زیر زمین محل سکنی خدایان شد و روی زمین مکانی که در آنجا جمع میشدند.در کتاب مقدس نیز مشابه این تقسیمات بین ارواح قدرتمند وجود دارد.بگذریم... هادس و آئین های رمزآلود آئین تسموفری Thesmophoria،از محبوبترین فستیوالهای باروری و حاصلخیزی است که در یونان قدیم انجام می شده است. این مراسم به افتخار دیمیتر(الهه زراعت و حاصلخیزی) برگزار می شد.اسرار دینی دیمیتر از مخفیترین و راز آلودترین مکاتب دینی مخفی است.مراسم مخصوص در خلوتگاه های درونی معبد دیمیتر(Telesterion) انجام می گرفت و شدیدا توسط نگهبانان و فدائیان معبد محافظت می شد.لذا از آنچه در آنجا اتفاق می افتاد اطلاعات کمی به ما رسیده است.فقط آن قسمت از مراسم که در خارج از معبد انجام می شد ،ثبت شده است که اطلاعات تاریخی پراکنده ای به ما می دهد. آنچه می دانیم این است که مراسم تسموفری Thesmophoria بر پایه اسطوره ربودن و تجاوز به پرسفونه (دختر دیمیتر) و جستجوی مادرش دیمیتر برای آزاد ساختن او می باشد. پرسفونه در مرغزاری خرم گل می چیند.از تمام گلها زیباتر یک گل نرگس است.هنگامی که پرسفونه به قصد چیدن این گل وسوسه انگیز به آن نزدیک شد،زمین زیرپایش خالی شد و گردونه هادس،پادشاه جهان زیرین،برادر زئوس و دایی پرسفونه از درون شکاف بیرون جست.هادس او را ربوده به جهان زیرین برده تا به همسری او درآید.فقط الهه هکاته فریادهای او را می شنود و فقط خدای خورشید،هلیوس،شاهد این تجاوز بود.اما به محض آنکه پرسفونه وارد جهان تاریکی شد،کوه ها و صخره ها بازتاب فریادهایش را به گوش مادر،دیمیتر، رساندند. نهایتا دیمیتر با همکاری هلیوس و هکاته حقیقت را فهمید.او با خشم از هادس می خواهد تا دخترش را آزاد کند.وقتی هادس امتناع می کند،دیمیتر قحطسالی هولناک و خوف انگیزی بر زمین پدید می آورد.بر زمین هیچ بذری نروئید زیرا دیمیتر گل آذین و خوب بذرها را پنهان کرده بود.گیاهان خشک شده و دیگر نروئیدند و دیگر قربانی به خدایان تقدیم نمی شد. سر انجام زئوس،پادشاه خدایان، این مسئله را مورد توجه قرار داد و دیمیتر را به حضور فراخواند.اما او از رویاندن مجدد غلات امتناع کرد مگر آنکه دوباره دخترش را ببیند.پس زئوس قاصد خود هرمس را روانه کرد تا پرسفونه را به خانه بازگرداند.هادس نیرنگ باز، فرمان برادر خویش را برای بازگرداندن پرسفونه به جهان بالا پذیرفت،اما پیش از آنکه به او اجازه عزیمت دهد،او را وادار کرد از دانه های یک انار بخورد،و این عمل پرسفونه را ناگزیر می کرد نزد او بازگردد.بنابراین پرسفونه فقط موقتا به دیمیتر پیوست و زئوس مقرر کرد که دو سوم از سال را روی زمین با مادرش زندگی کند، و یک سوم دیگر را به عنوان همسر هادس در آن تاریکی مه آلود بگذراند.از آن پس پرسفونه در جهان بالا الهه جوانی و شادمانی شد و در عالم زیرین ملکه مرگ شد.این ایفای نقش دوگانه به او شخصیتی خوب و شر داد.بر روی زمین او الهه جوانی و دوست پریانی بود که در زمان شکوفه دادن گلها در بهار ظاهر می شدند(نمادی از بازگشت سالانه او از نزد هادس) و در عالم زیرین ملکه مرگ و تاریکی که تقدیر و سرنوشت انسانهای مرده را کنترل می کند. باز سازی و بازنمایش این اسطوره(ربایش و تجاوز به پرسفونه) در مراسم و فستیوال تسموفری Thesmophoria محور و مرکز این مراسم بوده است و همچنین کلیدی برای امروز ما که خرده اطلاعاتی را از آن زمان باقی مانده تفسیر کنیم. مراسم Thesmophoria را رازهای الوسیسان نیز می نامند.زیرا دیمیتری پس از با خبر شدن از اتفاقی که برای دخترش افتاده بود خشمگین کوه المپ و سایر خدایان را ترک کرد و در هیاتی ناشناس و به شکل انسانی آواره شد تا آنکه به الوسیس رسید.وقتی اهالی الوسیس از هویت واقعی و خدایگونه او آگاه شدند برای او معبدی بنا کردند. ![]() دیمیتر پس از بازگشت از جهان زیرین و از نزد هادس به الوسیس بازگشت.او به مردم الوسیس درباره مراسمی که باید به افتخار او و پرسفونه برگزار شود توضیح داد.و تاکید کرد که این مراسم باید جز رازهای الوسیسان باشد و به کلی سری باقی بماند. این مراسم بین سه تا ده روز بطول می انجامید.نقطه عطف این مراسم راه پیمایی دست جمعی از آتن تا الوسیس بود که به رهبری نوجوانانی معروف به افیبی Ephebi انجام می شد.افیبی در حمل اشیاء مقدس در این راه پیمایی کمک می کردند و مجسمه ای از دیونیسیس (خدای شراب و میگساری) در هیئت یک پسر بچه (Lacchos) را به دنبال می کشیدند و وظیفه انجام تشریفات تطهیر و شستشوی تازه واردان به این طریقت مخفی را با آب دریا به عهده داشتند. به محض ورود در اولین روز مراسم (Anodos) به الوسیس زنان وظیفه برپایی اقامتگاه ها و پناهگاه های موقت را به عهده می گرفتند و رهبر اردوگاه را انتخاب می کردند.در روز دوم (Nesteia) مراسمهای اسرارآمیز بزرگتر را شروع می کردند ،درخواست جادویی برای خرمن بارور و پر محصول.این مراسم شامل اجرای نمایشی شعرگونه از ربودن و تجاوز به پرسفونه است.پس از آن برخی از مریدان زن بروی زمین نشسته و شیون وگریه می کنند(در نقش دیمیتر برای دخترش) و پس از آن به نیت بازگشت پرسفونه(بازگشت بهار) روزه می گرفتند.بر زمین نشستن و روزه گرفتن به نیت انتقال انرژی زن به زمین و بذرهای کاشته شده نیز بود.در پنجمین روز فستیوال شرکت کنندگان شراب مخصوصی از جو به نام Kykeon (سمبلی از پرسفونه) را می نوشیدند ،به این تلاش که روح این الهه را در بدن خود جذب کنند.هدف این مراسم افزایش باروری در محصولات و فرزندان بود. در همین زمان عده ای از زنان معروف به Antleriai در دریا تطهیر شده و به درون شکاف ها و خندق های دامنه کوه فرستاده می شدند.این زنان به پایین می رفتند تا بچه خوکهای قربانی شده و سایر اشیاء مقدسی را که چند روز پیش درون این شکاف ها ریخته شده بودند را جمع آوری کنند.این اشیاء شامل مجسمه های ساخته شده از خمیر به شکل مار و آلت تناسلی نرینه بود.پس از جمع آوری این اشیاء آنها را از شکافها بالا آورده و طی مراسمی به همراه مخلوطی از دانه های جو و بچه خوکهای قربانی شده سوزانده شده و به دیمیتر تقدیم میشدند. درمورد دلیل پرت کردن بچه خوکها به درون شکافها بسیار بحث شده است ولی تا کنون دلیلی برای این کار استنباط نشده است.بطور استعاری و از نمادشناسی می توان گفت که بطور وضوح مجسمه های خمیری از مار و آلت نرینگی نماد باروری هستند.خون خوک برای خدایان نیز مقدس است. لذا بچه خوکها کلید فهم این مراسم و آئین هستند. یونانیان خوکها را به خاطر توانایی عجیب آنها در یافتن اشیاء مدفون شده در زیر زمین (ریشه ها و ...) تکریم می کردند.لذا برخی از پژوهشگران استنباط کرده اند آئین پرت کردن بچه خوکها به درون شکافهای زمین تقیدی جادوئی از اسطوره پرسفونه و هادس است. پرت کردن بچه خوکها و بالا آوردن مجدد آنها نمایشی از هبوط پرسفونه با دنیای زیرین و صعود مجدد او به سطح زمین است. تفسیر دیگر این است که بچه خوکهای درون شکاف به این دلیل رها می شوند تا پرسفونه کالبد و جسم آنها را تسخیر کند و پس از آنان زنانی که اجساد را جمع کرده و بالا می آورند او را در فرار سالانه اش از دنیای زیرین یاری کنند.پس از آن در شب این اجساد سوزانده می شوند.شاید دلیل اینکار طبق آئین های مذهبی باستانی،که باور داشتند آتش روح را از مکانی به مکان دیگر منتقل می کند،عروج و رهاسازی روح پرسفونه با عالم بالا بوده است.(مشابه کودکانی که برای بعلBaal قربانی می شدند و از طریق آتش از دنیای فیزیکی به عالم روحانی عبور می کردند.) در کتاب عهدجدید از اینگونه مراسم های کفرآمیز به عنوان شیطان پرستی ذکر شده است.در نامه پولس به قرنتیان (10:20) گفته شده:"...کسانی که برای این بتها قربانی می آوردند،خود را همراه با قربانی هاشان به شیطان تقدیم می کنند..." آیا ممکن است ارتباطی بین آئین پرت کردن بچه خوکها و داستان شفا دادن دیوانه در انجیل لوقا وجود دارد؟ در فصل هشت انجیل لوقا داریم: "...به آنسوی دریاچه،به سرزمین جدری ها رسیدند.وقتی عیسی از قایق پیاده شد،مردی که مدتها دیوانه بود از شهر به سوی او آمد.او نه لباس می پوشید و نه در خانه می ماند بلکه در قبرستانها زندگی می کرد.به محض اینکه عیسی را دید،نعره ای زد و پیش پای او به زمین افتاد و با صدای بلند گفت: ای عیسی فرزند خدای متعال با من چکار داری؟التماس می کنم من را عذاب ندهی! . زیرا عیسی به روح پلید دستور می داد از وجود آن مرد بیرون بیاید.این روح پلید بارها به آن مرد حمله کرده بود و حتی موقعی که دست و پای او را با زنجیر می بستند آنها را می گسیخت و سر به بیابان می گذاشت.او اسیر ارواح پلید بود. عیسی از او پرسید:نام تو چیست؟گفت:"قشون"(Legion) زیرا هزاران روح در وجود آن مرد داخل شده بود.سپس ارواح پلید از عیسی خواهش کردند که آنها را به اعماق جهنم نفرستد.در این هنگام،یک گله بزرگ خوک،روی بپه ای آن حوالی می چرید.ارواح به عیسی التماس کردند که اجازه دهد داخل خوکها گردند.عیسی اجازه داد.آنگاه ارواح پلید از وجود آن مرد بیرون آمده و داخل خوکها شدند.بلافاصله تمام آن گله از تپه سرازیر شده،از پرتگاه به داخل دریاچه پریدند و غرق شدند....." در متن لاتین از لغت "عمیق" Abussos یعنی مغاک و گودال عمیق استفاده شده است که اشاره به گودال بی انتهای دنیای زیرین دارد.از آنجا که این مطلب در این روایت محور اصلی داستان می باشد و علاده بر آن در آن زمان آیین تسموفری در آسیای میانه شناخته شده بوده و عبرانیان آن را یک مراسم شیطانی می دانسته اند می توان گفت که عیسی با این عمل خویش این آیین کافرانه را به ریشخند گرفته و دست آن را برای پیروانش رو کرده است که برپایی اینگونه مراسمات همنشینی و شراکت با شیطان است. البته ممکن است اینگونه تعبیر کردن یک داستان انجیل اغراق آمیز باشد ولی شباهت ها و نزدیکی های انکار ناپذیری وجود دارد ،مخصوصا آنجا که شیاطین درخواست می کنند تا به درون خوکها بروند. چرا آن شیاطین باید چنین تقاضایی داشته باشند؟در ارتباط این روایت با تسموفری می توان دو احتمال را حدس زد. یک-شیاطین باور داشتند که با ورود به کالبد خوک ها قادر خواهند بود تا دوباره از اعماق دنیای زیرین فرار کنند.(همانگونه که در مراسم جادویی فرار پرسفونه در بالا توضیح داده شد.) دو- عیسی با برآورده کردن تقاضای شیاطین نشان می داد که فرستادن بچه خوکهابه اعماق زمین یک مراسم شیطانی است. البته تفاسیر دیگری از این روایت نیز می تواند وجود داشته باشد.اما از آنجایی که این تنها باری است که عیسی خواسته شیاطین را اجرا می کند ،به نظر می رسد که ممکن است عیسی برای مردم و پیروان یک مراسم کفرآمیز شیطانی را نمایش داده و تفسیر می کرده است. ادامه مطلب بزودی در قسمت بعدی ان شا الله.... |
|||
|
|
۲۰:۴۸, ۲۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۸۹ ۲۱:۰۱ توسط ضد ماسون.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
روزی روزگاری خدا پهلوانی(تایتانی) بود که از جهنم گریخت
هکاته Hecate الهه جادو و جادوگری شاید بهتر از دیمیتر ارتباط بین آسمان و زمین و دنیای زیرین و قلمرو سلطنت شر را تصویر کند.او از الهگان زمین است و دختر پرسس و آستریا بود.به عنوان روح شرور هادس و الهه وحشت و تاریکی شب شناخته می شد.او تنها تایتانی بود که به دست زئوس به بند کشیده نشد. او مادر کیرکه Circe (جادوگري قدرتمند كه دشمنانش را به حيوان تبديل ميكرد) و مادر ساحره مدئا Medea بود.او وحشتی بود که در تاریکی شب ها در میان راه های متروکه و خرابه پرسه می زد. هکاته به صورت باکره ای با سه سر تجسم می شد،که هر سر او به سمتی است.او به عنوان الهه ای با سه شکل بود.در آسمان الهه ماه Luna درزمین دیانا Diana یا آرتمیس Artemis و در جهان زیرین هکاته بود. مریدان و پرستندگان این عفریته،باور دارند که او بر سر تقاطع راه ها حضور دارد.آنها بر سر چهار راه ها غذا می گذاشتند و آن را به نام "شام هکاته" به او تقدیم می کردند.آنها غذای پیشکشی را سریع می گذاشتند و بدون آنکه به عقب سر خود نگاه کنند میگریختند.این پیشکشی گاهی شامل کیک عسلی و قلب مرغ می شد.گاهی اوقات نیز عسل،توله سگ و گوسفند سیاه ماده قربانی شده به این الهه و Strigae ی او تقدیم می شد. ![]() .Strigae ها فرزندان این الهه بودند که به شکل جغد در آمده و شبها بچه هایی را که بدون نگهبان رها شده بودند ربوده و می خوردند.در طول روزها آنها به شکل پیرزنانی در می آمدند،این افسانه شاید مرجع پیدایش داستان جادوگرانی باشد که پرواز می کنند.آنان بر این باور بودند که در فستیوالی که در سیزدهم آگوست به افتخار هکاته برگزار میکردند و بالاترین ستایشها را برای او انجام می دادند،او در میان برگهای درخت به صورت پنهان شده حضور می یافته است. پیروان هکاته این مراسم را در نزدیکی دریاچه Averna در نزدیکی Campania انجام می دادند.( Avernus طبق اسطوره های رومی دروازه جهنم است).در این مکان درختهای مقدس "بید Willow " الهه هکاته روئیده بودند و آنها با روح هکاته که باور داشتند در این درخت سکنی گزیده است راز و نیاز می کردند و ارواح مردگان را از طریق دهانه غاری که در آن نزدیکی بود احضار می کردند. از اینجا بود که هکاته Hecate-Chthonia (هکاته زمین) نیز نام گرفت .الهه مادر زمین که در درخت مقدس مجسم شده و یا از طریق غارهای سنگی سخن می گفت. نامهای دیگر معروف او Hecate-phosphoros(حامل نور) که ما را یاد روح شریر دیگری در دنیای زیرین می اندازد ،لوسیفر Lucifer (حامل نور). و یا Hecate-Propylaia به معنی (آنکه از دروازه محافظت می کند). خدایان باستانی که به نام حاملان نور و نگهبانان دروازه شناخته می شدند. پژوهشگران انجیلی بر این باورند که آسمان و دریا و زمین فیزیکی حاوی نیروهای روحانی هستند که در پشت موانع و دروازه هایی پنهان شده اند.در مکشفات یوحنا (9:14) میخوانیم:"...آن چهار شیطان را که در رود فرات به بند کشیده شده اند آزاد کن.." در عهد جدید کتاب نامه یهودا آیه شش می خوانیم "...خدا فرشتگانی را که زمانی پاک بودند،ولی خود را به گناه آلوده ساختند،در تاریکی مطلق محبوس ساخته تا روز داوری برسد..." در کتاب دوم پطرس بخش دو آیه چهار "...خدا از سر تقصیر فرشتگانی که گناه کردند نگذشت،بلکه آنان را در ظلمت جهنم محبوس کرد تا زمان داوری برسد..." در متون مقدس آمده است که این ارواح شرور با دخالت و دعوت انسان می توانند از محبس و محدوده خود رها شوند. در سفر تثنیه در کتاب عهد عتیق بخش هجده خطاب به بنی اسرائیل آمده "...وقتی وارد سرزمین موعود شدید،مواظب باشید که از آداب و رسوم نفرت انگیز آنهایی که آنجا زندگی می کنند پیروی نکنید.مثل آنها بچه های خود را روی آتش قربانگاه قربانی نکنید.هیچ یک از شما نباید به جادوگری بپردازد یا غیبگویی و رمالی و فالگیری کند و یا ارواح مردگان را احضار کند.خداوند از این کارها متنفر است..." در مثالی دیگر در کتاب اول سموئیل در عهد عتیق در بخش 28 شائول از ساحره "عیندر" میخواهد تا روح سموئیل را برایش ظاهر کند ،این روح از دل زمین ظاهر می شود. در بخش یازده از نامه دوم پولس به قرنتس ذکر شده که شیطان می تواند خود را به شکل فرشته حامل نور درآورد.پس بر پایه این متون منطقی به نظر می رسد که انرژی های هوشمند و فعالی در پس اساطیر وجود داشته باشند.انرژی های شروری که می توانند با دخالت انسان به بالا نفوذ کنند. ادامه مطلب بزودی در قسمت بعدی ان شا الله.... |
|||
|
|
۰:۳۱, ۲۵/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۸۹ ۰:۳۳ توسط ضد ماسون.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
در قسمت قبل گفتیم که بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران به وجود موجوداتی(غیر مادی) با ابعاد اضافی Extra dimensional در آسمان و دریا و زمین اعتقاد دارند.گفتیم که برخی از این موجودات ماوراءفیزیکی در بند بوده و در پشت موانعی محدود شده اند و در پشت دروازه هایی قرار دارند و انسانها از تماس و ارتباط با آنها منع شده اند.زمانی که این ارتباط به طریقی برقرار می شود،این موجودات به اشکال مشابه ای کالبد مادی به خود گرفته و مجسم می شوند.مانند داستانی که از روایت احضار سموئیل به خواست شائول توسط ساحره عیندر ذکر شد.
در این روایت آنجا که این زن ساحره وحشت می کند،شائول از او می پرسد از چه می هراسی؟ و او می گوید: "خدایان" را دیدم که از زمین بیرون می آیند.البته شاید منظور ساحره از خدا ،سموئیل بوده است ولی بسیاری از مسیحیان با این ایده که بتوان با ارواح مردگان ارتباط برقرار کرد راحت نیستند و اصرار دارند که اصل و مرجع این روایت باید چیز دیگری باشد. آلیستر کرولی Aleister Crowley کیست؟ برخی مردم در غرب یا به گونههای مختلف جادوگری عقیده دارند یا آنها را انجام میدهند. دو نهاد Golden Dawn و آلیستر کرولی و پیروانشان، به احیاء مجدد سنت جادوگری در دنیای انگلیسی زبان قرن بیستم معروفند. جنبشهای مشابه دیگری نیز در حدود همین سالها انجام پذیرفت که عمدتاً در فرانسه و آلمان متمرکز بودند. بیشتر تصدیق میکنند و به عنوان نو کافرها (نو مشرکان) تلقی میشوند. سنتهای دیرینه بومی جادوگری به عنوان کفر و الحاد شناخته میشوند. او نویسنده کتابی با نام "کتاب قانون" است که آن را در شرایطی که در هرم گیزا Giza تسخیر شده بود ،نوشت.می گویند او پدربزرگ واقعی جورج دبلیو بوش است.در سال 1904 او کتاب قانون را درست پس از تفکرات و عباداتش در آرامگاه فرعون هرم بزرگ گیزا ،دریافت کرد.او ادعا کرد با موجودی بنام Aiwaz ارتباط برقرار کرده است. در سال 1918 آلیستر کرولی این جادوگر جدید و این دانشمند علوم خفیه تلاش کرد تا یک گرداب ابعادی Dimensional Vortex را ایجاد کرده تا بوسیله آن بین دنیای مادی و دیدنی و دنیای نادیدنی پلی بزند. این مراسم که توسط او انجام گرفت Amalantrah Working نام گرفت.گفته می شود که او در این کار موفق شد و از شکافی که ایجاد کرد موجودی آشکار شد.او این موجود را “Lam” (فرار کرده) نامید و تصویری از چهره او کشید.تصویری که او با جزئیاتش در بیش از 90 سال پیش کشید شباهت عجیبی با "بیگانه های فضایی خاکستری"”Gray Aliens” دارد که این روزها درباره آنها زیاد بحث می شود و در فیلمهای هالیوودی زیاد آنها را می بینیم. تقریبا سه دهه بعد ازانجام مراسم Amalantrah working توسط کرولی ،یک دانشمند موشکهای فضایی به نام Jack Parsons (موسس آزمایشگاه Jet Propulsion Laboratory) به همراه همکارش L. Ron Hubbard (موسس کلیسای Scientology ) مراسمی مشابه به نام (Babylon Working) را انجام داده و تلاش کردند که دروازه ای که توسط آلیستر کرولی ایجاد شده بود را مجددا بازگشایی کنند. این بار این دو مرد به دنبای ارتباط برقرار کردن با Lam نبودند.آنها می خواستند روح بابل(فاحشه بابل)،الهه باستانی مونث، از دروازه عبور کرده و به صورت انسان و با کالبد انسان مجسم شود.بسیاری از استادان جادوگری خنوخی Enochian magic و Ordo Templi Orientis بر این باورند که آنها موفق شده اند و هم اکنون فاحشه بابل روی زمین راه می رود. خدایان دروازه ها فرضیه ای مشهور که گاهی از آن با نام "فضانوردان باستانی" نام می برند این فرضیه را مطرح می کند که موجودات هوشمند فضایی از عهد باستان از زمین دیدن می کرده اند.طبق این نظریه این موجودات همان خدایان باستانی اساطیری بوده و خالق نژاد انسان کنونی هستند. پدر این نظریه اریک فون دانکن Erich Von Daniken در مقدمه کتاب پرفروش و مشهور خود "ارابه خدایان" Chariot of Gods می گوید: "...من ادعا می کنم که اجداد و نیاکان ما در گذشته های بسیار دور توسط موجوداتی هوشمند و فضایی مورد بازدید قرار گرفتند،اگرچه من نمی دانم که این موجودات فرازمینی هوشمند که بوده اند و از کجا آمده اند، ولی با اطمینان ادعا می کنم که این بیگانه ها بخشی از انسانها را که در آن روزگاران در زمین زندگی می کردند را نابود کرده و نسل جدیدی از انسانها را بوجود آوردند.شاید این انسانها همان هموساپینهای (Homo sapiens)اولیه بوده باشند..." همانطور که در فیلمهای هالیوودی تماس Contact و برخورد نزدیک از نوع سوم Close Encounter of the third kind نمایش داده شده است این فرضیه فون دانکن در دهه 1960 آمریکا را در برگرفته و شدیدا تحت تاثیر قرار داد که نسل انسان امروزی احتمالا نتیجه یک آزمایش توسط موجودات فرازمینی است که کماکان ادامه دارد.پژوهشگران Ufologist مانند فون دانکن اساطیری که در طول تاریخ ثبت شده اند حاوی شواهدی است که از برخورد و تماس انساتها با این موجودات حکایت می کند.انسانهای عصر باستان احتمالا این مسافرین فضایی را به عنوان خدایان شناخته اند و ورود آنها ،آزمایشات انجام شده توسط آنان و خروج آنها را در کتیبه ها، هیروگلیف ها و ... به عنوان برخوردها و تماسهایی بین انسانها و خدایان ثبت کرده اند. اریک فون دانکن در ادامه کتاب خود اضافه می کند: "... وقتی که مجددا این سفینه های فضایی زمین را ترک گفته در غبار کهکشانی ناپدید می شدند انسانها درباره این معجزه سخن می گفتند که "خدایان اینجا بودند" آنها انچه اتفاق افتاده بود را به عنوان پدیده ای باورنکردنی،فوق العاده عجیب ،معجزه آمیز و جادویی ثبت می کردند.آنگاه در این رابطه متونی نگاشته و تصاویری می کشیدند.خدایان در لباسهای طلایی سوار بر قایقهای پرنده آنجا بوده اند و با صدای بلندی فرود آمدند.آنها درباره ارابه هایی سخن می گویند که خدایان سوار بر آنها بر فراز زمین و دریا پرواز می کردند و از سلاحهایی سخن می گویند که همچون آذرخش بود.و تعریف می کردند که این خدایان قول دادند که دیگر بار بازگردند.آنها آنچه را دیده بودند بر سنگ نبشته هایی به تصویر می کشیدند.غولهایی بی ریخت با کلاه خودهای بزرگ بر سر که از آنها اشعه های نورانی ساتع می شود و در این حال جعبه هایی را در مقابل سینه خود حمل می کنند و سوار بر توپهایی شده و به هوا می روند....." فون دانکن اضافه می کند که چهره عجیب و غریب بسیاری از خدایانی که در هیروگلیفها تصویر شده اند مانند انسانهایی با سر عقاب یا شیرهایی با سر گاو می توانند شواهدی از نتیجه آزمایشهای ژنتیکی و شبیه سازی باشد که این موجودات فضایی بروی انسانها و حیوانات آن روزگار انجام داده اند.برخی بر این باورند که این فرضیه می تواند جایگزینی برای روایت کتاب مقدس از پیدایش و خلقت باشد.دقیقا معلوم نیست که چه تعدادی این نظریه را باور دارند ولی می توان گفت که حدودا هشتاد درصد از مردم آمریکا باور دارند که احتمال وجود حیاتی فرازمینی وجود دارد.در این باره اتفاقات عجیبی نیز هر از گاه می افتد،مثلا 39 نفر از اعضاء فرقه ای بانام "آئین دروازه بهشت"(Heaven ‘s gate cult) در رانکو سانتافه Rancho Santa Fe کالیفرنیا دست به خودکشی دسته جمعی زدند.آنها بر این باور بودند که توسط یوفویی که ستاره دنباله دار Hale-Bopp را دنبال می کند،فراخوانده شده اند.این گروه ملغمه ای از یک آئین دینی دسته جمعی و تصوف بودند. یکی از نکات ترسناکی که درباره موجوداتی که از این شکاف ها رخنه می کنند وجود دارد قضیه "ربایش کودکان" است.این مسئله به شکل وسیعی در سراسر دنیا اتفاق می افتد و گزارش می شود.این ملاقاتها معمولا توسط موجودات کوتاه قد خاکستری رنگی انجام می شود که خلبانان یوفو ها بودند و آزمایشات مختلفی را روی کودکان ربوده شده انجام می دادند.آنها بروی این نمونه های آزمایشی آزمایشات باروری انجام داده و تخمکهای بارور شده را از بدن آنها خارج می ساختند. بیشترین توجهات بروی الواح و کتیبه های خط میخی که از سومریان بجا مانده است ،شده است که در آنها شواهدی از تماس انسانها با موجودات و بیگانه های فرازمینی وجود دارد.در افسانه های باستانی چین نیز از ارابه های پرنده ای سخن رفته است که از سرزمین های دور به ملاقات زمینیان می آمدند.در متون سانسکریت Dorna Parva از نبرد و جنگ خدایان سوار بر ماشینهای پرنده صحبت شده است.شخص فون دانکن ادعا می کند که خود تورات(کتاب مقدس) بزرگترین کتاب UFOها در تمام اعصار است.او به داستانهای ذکر شده در کتاب حزقیال نبی بخش 1 آیه 15 "چرخهای درخشان زبرجد " ،در کتاب سفر خروج بخش 13 آیات 21 و 22 "ستونهایی از ابر و آتش" ،در کتاب دوم پادشاهان بخش 2 آیه 11 "ارابه آتشین که اسبهای آتشین آن را می کشیدند" اشاره می کند. و از آنها به عنوان شواهدی از ملاقات موجودات فضایی نام می برد. فون دانکن راست می گوید در سفر پیدایش بخش6 آیه 4 می خوانیم: "...در این زمان که تعداد انسانها روی زمین زیاد می شد،پسران خدا(موجودات فرازمینی) مجذوب دختران زیباروی انسانها شدند و هر کدام را که پسندیدند،برای خود به زنی گرفتند..... ....پس از آنکه پسران خدا و دختران انسانها با هم وصلت نمودند،مردانی غول آسا از آنان به وجود آمدند.اینان دلاوران معروف دوران قدیم هستند....." جدای از اینکه هر کس چگونه این آیات را تفسیر می کند اما آنچه از ظاهر این آیات به نظر می رسد این است که هزاران سال پیش موجوداتی آسمانی از زمین دیدن کرده اند.آنها درگیر آزمایشاتی شدند که نژادی را (غولها Nephelim) را بوجود آوردند.در کتاب عهد جدید عیسی مسیح شرایط آن روزگاران را (عهد نوح) با زمان بازگشت و رجوع خود به زمین و آخرالزمان مشابه می داند. آیا حقیقتا این ملاقات کنندگانی که امروزه مطرح اند،UFOها،با آن موجودات زمان نوح یکی هستند؟اگر اینها همانها هستند،این دستکاری ژنتیکی چه بوده است؟ یک فرضیه مطرح این است که زمانی که مژده داده شد از تخمه زنی فرزندی زاده خواهد شد که سر مار (ابلیس)را خواهد کوبید،این موجودات فراطبیعی (بیگانگان؟ یا فرشته های هبوط کرده؟) از آسمانها ظاهر شدند تا در ژنتیک و DNA انسانها تغییر ایجاد کرده و با این خرابکاری از تولد این موعود (مسیح،مشیا) جلوگیری کنند.همانگونه که فرعون کودکان عبرانی را می کشت تا منجی آنان متولد نشود.همانگونه که هرود به دنبال نوزاد عیسی بود تا آن را نابود کند.همانند آنچه در بخش 12 مکاشفات یوحنا می خوانیم:"... شیپور هفتم: زنی را دیدم که آفتاب را مانند لباس به تن کرده بود و در زیر پاهایش ماه قرار داشت و بر سرش تاجی با دوازده ستاره بود. زن آبستن بود و از درد زایمان می نالید و برای زایمان لحظه شماری می کرد. شیپور هشتم: ناگهان اژدهای سرخی ظاهر شد که هفت سر،هفت تاج و ده شاخ داشت.با دمش یک سوم ستارگان را بدنبال خود کشید و بر زمین ریخت.اژدها در مقابل زن که در حال زاییدن بود،ایستاد تا نوزاد او را ببلعد....." آری هدف شیطان جلوگیری از ظهور موعود بوده است. (در پرانتز اگر چه به موضوع فعلی ربطی ندارد ولی باید بگویم من هر گاه آیات بالایی را می خوانم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و همسر ویازده فرزند او که چون ستاره می درخشند و آفتاب محمدی به ذهنم خطور می کند.) I.D.E Thomas در کتاب خود The Omega Conspiracy می گوید شیطان برنامه های دیگری نیز دارد.او می خواهد یاران و جنگجویان پیرو خود را بوجود آورد(حزب شیطان) و در مقابل خلقت خداوند خلقت خود را مطرح کند.(در پرانتز در آیه 64 سوره اسرا از جانب خدا به شیطان خطاب می شود:هر کدام از آنها را می توانی با صدای خودت تحریک کن،و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها(انسانها) گسیل دار،و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی،و آنها را با وعده هاسرگرم کن....) ادامه مطلب بزودی در قسمت بعدی ان شا الله.... |
|||
|
|
۱:۳۰, ۲۶/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/دی/۸۹ ۲۰:۱۷ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
"و لا تدع مع الله الهاء اخر لا اله الا هو کل شیء هالک الا وجهه له الحکم و الیه ترجعون" قصص 88 بالاخره پس از مدتی فرصتی دست داد تا وبلاگ رو بروز کنم.از همه دوستانی که مرا تشویق کرده و مورد لطف و محبت خود قرار دادند متشکرم.امروز که این مطالب رو می نویسم خبر دار شدم که سایت کذایی Wikileaks به تازگی درباره UFOها و موجودات فضایی مطالبی را مثلا افشا کرده.اینکه از سال 2004 تا به حال دولت فخیمه آمریکا برای نجات ما جهانیان ،به صورت خیلی جدی در حال جنگ با مهاجمان فضایی است و کلی اسناد و مدارک رو کرده.البته دم خروس پیداست من که خودم سرسوزنی به مهملات Wikileaks باور ندارم ولی نکته جالب اینجاست که حالا آقایون برای برقراری نظم نوین جهانی NEW WORLD ORDER و نشاندن جناب ابلیس بر تخت سلطنت خیلی دستپاچه شده اند. راست میگند که در آخرالزمان شیطان غلیظ می شود.بعد از باز کردن دروازه ستاره ای در گراند زیرو در یازده سپتامبر و حمله به عراق و غارت آثار تمدن بین النهرین و طراحی و مهندسی بحران فراگیر و جهانی اقتصادی و پس از اینکه بن لادن ملعون(شما بخوانید Tim Osman مامور CIA) را به سزای اعمالش رساندند حالا می خواهند شوک جدیدی را به مردم دنیا بدهند.مخ همه رو هم قبلش زدند.ذهن همه رو با مهملات هالیوود Armagadon,300,lord of the rings,harry potter,Aliens,constantin و ......آماده کرده و شستشو دادند.شوک جدید جنگ ستارگان ،پروژه ای که در سال 2012 به اوج خود می رسد. برای جزئیات بیشتر به این صفحه بروید: http://roustapour.blogfa.com/page/ufo.aspx من قبل از اینکه مستقیم سر اصل مطلب برم باید کمی از اسطوره ها و تاریخ بگم.حقیقتا این جماعت فراماسون ریشه در دل تاریخ دارند.سعی من بر این است که مستند و بر پایه شواهد علمی صحبت کنم البته قطعا آری از اشتباه نخواهم بود،لذا از دوستان می خوام تا من رو کمک کنن.و البته کمی صبر تا به عصر معاصر و زمان حال هم برسیم.تا اینجا رسیدیم: نظریه "فضانوردان باستانی"و آنچه علمای الاهیات می گویند بسیار شبیه اسطوره های مربوط به فرشتگان نگهبان The Watchersمی باشد.(موجودات عجیبی که برای اولین بار در اسطوره های باستانی فرهنگهای خاورمیانه آنها را می بینیم.) - مصریان از سرزمینی که در تورات به نام "شنعار shin ar" نامیده شده است به مصر مهاجرت کردند.شنعار به معنی سرزمین نگهبانان Land of Watchers است.مصریان آن سرزمین راTa Neter می نامند، به معنی سرزمینی که خدایان از آن آمدند. - در کتاب مرده Book of Dead نیایشهایی برای رهایی از این نگهبانان وجود دارد(Tchatcha ملکه اوزیریس) که از Ta-Urآمد.(سرزمین بسیار دور) - کاتبان سومری این نگهبانان Watchers را به نام (آنونکی)ها نامیده اند. آنها می گویند آنونکی ها از نیبیرو Nibiru آمدند تا بر ساکنین زمین قضاوت و داوری کرده و بر آنها حکومت کنند.برخی ها این نیبیرو Nibiru را به (سیاره ای بسیار دور) تعبیر کرده اند و برخی دیگر از پژوهشگران بر این باورند که باید آن را به صورت (آنها که از آسمانها به زمین آمدند) ترجمه و تفسیر کرد. -در تورات از دو واژه آناکیم Anakim و نفیلم Nephilm نام برده شده به معنی آنان که از آسمان آمدند. مطلب مرتبط: درمورد فرقه رائیلیان و الوهیم http://roustapour.blogfa.com/page/raelians.aspx -در کتاب شادی (Book of Jubilees) و مکاشفات موسی فرشتگان نگهبان با موجودات فراطبیعی که در سفر پیدایش از آنها نام برده شده مقایسه شده اند. در کتاب انوخ (Apocryphal Book of Enoch) فرشتگان نگهبان را با موجوداتی که در فصل ششم سفر پیدایش از آنها ذکر شده ،یکی می داند. در کتاب مقدس فرشتگان نگهبان به گروهی از فرشتگان سقوط کرده گفته می شود که با زنانی از نسل بشر ازدواج کرده و موجودات دورگه ای به نام نیمف ها را پدید می آورند. نام این موجودات در اولین و دومین کتاب انوخ (Enoch) و Jubilees ذکر شده است. بر طبق نوشته های موجود در کتاب انوخ، تعداد مراقب ها 200 عدد ذکر شده که البته فقط سرکرده آن ها دارای نام است. در کتاب عهد جدید در "نامه یهودا" آیه 6 می خوانیم:"خدا فرشتگانی را که زمانی پاک و مقدس بودند،ولی خود را به گناه آلودند،در تاریکی محبوس نموده تا روز داوری فرا برسد." I.D.E. Thomas درباره فعالیتهای ربودن کودکان که اخیرا توسط بیگانه های فضایی روی می دهد ،این نظر را دارد که این بیگانگان فرشته های کوچکتر یا شیاطینی هستند که به عنوان ایادی و پیروان و سربازان آن 200 فرشته رانده شده از بهشت عمل می کنند.آنها هر چه به آخر الزمان نزدیکتر می شویم فعالیت خود را بیشتر گسترش می دهند. [img] http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9G...O1vpYCC0Ok[/img] تا اینجای کار گفتیم که چه از دیدگاه برخی پژوخشگران غیر مذهبی و چه از نظر بسیاری از علما و محققان انجیلی نظریه فضانوردان باستانی تائید می شود.حال این فضانوردان باستانی بیگانه هایی باشند که از ستارگان دوردست می آیند و یا موجوداتی فراطبیعی که از ابعاد فرای ابعاد زمینی ما به دنیای ما وارد شده و می شوند و خود را از نظر ژنتیکی با انسان هموساپین Homo Sapiens پیوند زده اند. از این به بعد قصد داریم تا موجوداتی را که در گذشته،حال و آینده از دروازه ها عبور کرده اند را دسته بندی کنیم.برای ادامه لازم است تا خواننده گان دو فرض اصلی را مد نظر داشته باشند: 1-موجوداتی که در اسطوره ها و روایت های افسانه ای از آنها نام برده می شود لااقل در زمانهایی بر پایه موجودات فوق هوشمندی واقعی بوده اند که منشاء اصلی آنها ناشناخته است. 2-اسطوره ها به همراه و همانند شواهد تاریخی ثبت شده غیر طبیعی ،از تلاش انسانها برای تفسیر اینگونه تماسها و ملاقاتها ناشی می شوند. آئین و دین مردم سومر Sumeria قدیمیترین اسطوره های شناخته شده می باشند.این اسطوره ها سنگ بنا و پایه عقاید تمدنهای بعدی چون آشور،مصر،یونان،ایران و روم را تشکیل می دهند. اینکه ریشه سومریان به کجا باز می گردد هزاران سال است که ذهن پژوهشگران را به خود مشغول کرده است.خصوصا اینکه ریشه خدایان سومری از کجا ناشی می شود؟آیا این خدایان محصول ذهن انسانهای آن دوران بوده و یا اینکه این تعاریف از خدایان سومری ناشی از مکاشفات و حقایق قدیمیتر و باستانی تری است که به شکل اسطوره های سومری تحریف شده و تغییر شکل داده اند؟ آیا اسطوره سازیهای سومریان آنگونه که باورمندان به نظریه های فضانوردان باستانی اعتقاد دارند،ناشی از تجربه ملاقات با موجودات فراطبیعی است یا فقط ناشی از تصور و توهم آنان بوده است؟ این سئوالات هم اغواکننده و هم پاسخ به آنهابسیار دشوارند.زیرا هنوز هم همچنان ریشه و سرچشمه خدایان سومری و بین النهری در بین انبوهی از مدارک و مستندات تاریخی مدفون شده است.سومریان در حدود 5500 سال پیش ناگهان از "نا کجا آباد" به وسط تاریخ پریده اند.به همراه خود اولین خط نوشتاری را آوردند و مجموعه ای از متون و نوشتجاتی که دانشی مترقی را نشان می دهد از خود بجای گذاشتند.این متون از مطالب پیچیده مذهبی تا ستاره شناسی پیشرفته تا شیمی و ریاضیات را شامل می شوند. سه نظریه درباره سرمنشاء اسطوره های سومری مطرح است: 1-بر پایه نظریات اوهمروس Euhemerus 2-بر پایه نظریه فضانوردان باستانی 3-بر پایه کتاب مقدس اوهمروس Euhemerus اسطوره شناس و پژوهشگری یونانی بود که سه قرن قبل از میلاد در سیسیل می زیست.او بر این باور بود که خدایان ادیان شرک آمیز در اصل پادشاهانی باستانی بوده اند که بعدها به آنها الوهیت بخشیده اند.دو نظریه دیگر یعنی فضانوردان باستانی و نظریات ناشی از تاویل کتاب مقدس امروزه از محبوبیت بیشتری برخوردارند.هر دو این نظریه ها بر این باورند که پدیده ای واقعا روی داده است وقتی که انسانهای اولیه ملاقاتهایی را انجام داده اند.برخی از این ملاقات کننده گان را شیاطین و برخی را فرشتگان نامیده اند. شواهد بدست آمده حاکی از آن است که قبل از افسانه های اسطوره ای مربوط به خدایان سومری،اعتقادی به یک خدای بزرگ (خالق همه چیز) و (فرمانروای آسمان) در بین سومریان وجود داشته است.مشخص شده است که انو Anu اولین و مهمترین خدای سومریان بوده است .(خدای آسمان) پرستشگاه او شهر اوروک بود و حیوان مقدس او شیر بوده است.پسر او انلیل Enlil (خدای هوا) بعدا جانشین پدر شد.سرنوشت انسانها و خدایان به وسیله او رقم زده می شد و به او تعلق داشت.تقابل و درگیری بین فرمانروای آسمانها و نیروی هوا بعدها در زمان انکی Enki وارد اسطوره های سومری شد. (از نقطه نظر مسیحی مشابه و همانند تقابل شیطان فرمانروای هوا و ادعای او در مورد تخت سلطنت الاهی و غصب جایگاه یهوه) انکی Enki فرمانروای آبها بود او منشاء خرد و دانشهای جادویی مقدس بود.او انسان را از خاک آفرید و انسان را در عرصه های هنر و پیشه راهنمایی می کرد. به موازات این در حماسه بابلی Enuma elish مردوک Marduk خدای بزرگ شهر بابل به مقام خدای خدایان و خالق جهان ارتقا پیدا می کند.مردوک به صورت سمبلیک به شکل اژدهایی به نام Muscrussu نشان داده می شود.اسطوره مردوک شباهت عجیبی با داستان خلقت در سفر پیدایش در کتاب مقدس دارد. در حماسه آفرینشEpic of Creation که داستان آغاز جهان و احداث شهر بابل را توسط مردوک بیان می کند،مردوک پس از شکست هیولا ها و خدایان لوح تقدیر را بدست می آورد.با پیکر دشمن خود تیه مت Tiamat سقفی برای آسمان ساخته و زمین را می سازد.سپس کائنات را سامان داده و بابل را می سازد.آنگاه می گوید:"بگذار خون را به هم آورم و استخوانها را بیافرینم.بگذار انسان اولیه را خلق کنم.نام او انسان خواهد بود." در حماسه ادپه Adapa نیز اسطوره ای بابلی وجود دارد که با روایت کتاب مقدس از خلقت انسان شبیه است.ادپه موجودی از تبار آسمانی است که همانند (آدم در کتاب مقدس) به سادگی امکان جاودانه شدن را از دست می دهد او درمورد مصرف غذایی خاص آزمایش می شود و شکست می خورد.این شکست امکان زندگی جاودانه را از او می گیرد و رنج و مرگ به او تحمیل می شود. بیشترین شباهت را بین حکایات کتاب مقدس و اسطوره های سومری درحماسه گیلگمش Epic of Gilgamesh مشاهده می کنیم.جورج اسمیت George Smith در سال 1872 در حالیکه بروی الواح سومری بدست آمده در موزه بریتانیا کار می کرد،کشف عجیبی کرد.وی حدود هشتاد کتیبه را که از کتابخانه آشور بانیپال در نینوا بدست آمده بود در اختیار داشت.هنگامی که یکی از آنها را مرتب و شروع به ترجمه کرد،ناگهان متوجه شد که دارد داستان آشنای توفان بزرگ (کتاب مقدس و نوح (علیه السلام) ) را قرائت می کند.وی به حدی هیجان زده شد که شروع به دویدن در اتاق و پاره کردن لباس خود کرد.او دروباره به نینوا برگشت و کتیبه های مربوط به حماسه آفرینش را یافت.این کتیبه مربوط به معصومیت اولیه انسان،وسوسه و هبوط بود.در سراسر قرن نوزدهم،مسئله اصالت کتاب مقدس دلمشغولی عمده طبقات درسخوانده بود.در میانه قرن نوزدهم هنگامی که پیشرفت علمی به رقابت با باورهای مذهبی برخاست،این دلمشغولی نیز اهمیت بیشتری یافت و شواهدی که نشان می داد توفان نوح به واقع اتفاق افتاده است موجب دلگرمی آنها می شد. ادامه در پاسخ بعد ادامه در حماسه گیلگمش ،گیلگمش پادشاه شهر اوروک Uruk است.تقریبا به طور قطع می دانیم که گیلگمش در دوران سلسله اول(حدود 2600 ق م)فرمانروای جوان اوروک بوده است.فهرست پادشاهان سومری حکایت از آن دارد که پدر او یکی از کاهنان بلند مرتبه بوده است.این موضوع باعث می شد که گیلگمش دست کم نیمه الهی باشد.این حماسه به بیان سفر گیلگمش برای رسیدن به جاودانگی می پردازد.او در نهایت از این کار چشم می پوشد و خسته به خانه بازمی گردد و خاطرات خود از این سفر و رنجی را که متحمل شده است بر کتیبه ای ثبت می کند. در کتیبه نه نشان داده می شود که گیلکمش چگونه آشفته و ترسان از مرگ ،آواره بیایبانها شده است.او تصمیم می گیرد نزد اوت-نه پیش تیم Utnapishtim برود که تصور می کند همراه همسرش از توفان بزرگ جان به در برده اند و راز جاودانگی را می دانند.این سفر خطرناک است:شیران در گذرگاه ها کمین کرده اند و دروازه(The Gate) کوه بلند مشو که باید از آن گذر کند به وسیله موجوداتی (کژدم-انسان)محافظت می شوند.او پس از تحمل مشقت زیاد در نهایت در کتیبه یازدهم به دیدار اوت-نه پیش تیم Utnapishtim نائل می شود. کتیبه یازدهم(که به کتیبه توفان معروف است) در حالی آغاز می شود که گیلگمش در حیرت است که چگونه او و اوت-نه پیش تیم کاملا شبیه یکدیگرند،اما یکی میرنده و دیگری جاودانه است. اوت-نه پیش تیم از توفان بزرگ صحبت می کند و هر کس که با داستان نوح(علیه السلام) آشنا باشد،در می یابد که شباهت های میان این دو بسیار است. خدایان تصمیم می گیرند توفان بزرگی را بر انسان نازل کنند. اوت-نه پیش تیم برای گیلگمش تعریف می کند که انلیل Enlil خدای بزرگ تصمیم گرفته بود به خاطر گناه انسانها آنها را نابود کند.آفت ها و بلاهای آسمانی بر سر انسانها فرود می آیند ولی آنها را وادار به این نمی کنند که رفتار خود را اصلاح کنند.در نهایت خدایان تصمیم می گیرند نسل انسانها را از روی زمین منقرض کنند.انکی Enki فرامانروای آبها از این تصمیم خدایان خشنود نبوده و تصمیم می گیرد اوت-نه پیش تیم را آگاه کرده و به او هشدار دهد لذا برای او پیامی می فرستد: "مرد شوروپ پک،پسر او برو-توتو.خانه ات را برچین و یک قایق بساز.اموالت را رها کن و به جستجوی موجودات زنده در آی.اموال شخصی را بگذار و زندگان را نجات بده! تخم همه چیزهای زنده را در قایق بگذار." جالب است می گوید تخم همه چیزهای زنده را .....DNA? به این ترتیب ،قایق بزرگ با محاسبات دقیق ساخته شده و به آب انداخته می شود. اوت-نه پیش تیم برای گیلگمش تعریف می کند: "آن را با هر آن چیزی که بود پر کردم...آن را با تخم همه چیزهای زنده پر کردم همه دوستان و خویشانم را بر قایق سوار کردم.....توفان هولناک فرا رسید شش روز و هفت شب باد می وزید،توفان و تند باد زمین را در خود فراگرفته بود. در روز هفتم توفان فرونشست.....من به هوا نگریستم سکوت غالب شده بود چون همه انسانها به خاک بازگشته بودند..دشت مانند پشت بام صاف شده بود.من دریچه ای را گشودم و نور بر چهره ام تابید.من به زانو در آمدم،نشستم و گریستم." اوت-نه پیش تیم نخست یک کبوتر را رها می کند و سپس یک چلچله را رها می کند،اما هر دو باز می گردند.سپس کلاغی را رها می کند که باز نمی گردد و نشان می دهد آب ها فروکش کرده اند.(همانند نوح(علیه السلام) در کتاب مقدس.البته نوح اول یک کلاغ و سپس دو کبوتر را رها می کند.) و سپس قربانی عظیمی به پیشگاه خدایان تقدیم می کند و پس از مشاجره بین خدایان انلیل Enlil او و زنش را جاودانه می کند این داستان و داستان نوح از نظر بسیاری فقط یک اسطوره و افسانه خیالی است ولی جالب است بدانید حفاری های باستان شناسان در بین النهرین رسوباتی را آشکار ساخته که حاکی از این است در آنجا توفان و سیلی عظیم رخ داده است. جالبتر اینکه در آوریل سال 2003 باستانشناسانی که در عراق حضور داشتند اعلام کردند که معبد گم شده شاه گیلگمش را یافته اند.گیلگمش شخصیت قدیمی ترین کتاب تاریخ جهان را.عجیب است،پس اگر گیلگمش واقعا وجود داشته و زندگی کرده است،چرا به صورت موجودی نیمه خدا در اساطیر توصیف شده است؟آنگونه که از الواح به دست ما می رسد او دوسوم الهی و یک سوم انسان بوده است.بسیار شبیه با نفلیمها که در سفر پیدایش کتاب مقدس از آنها نام برده شده است.فرشتگانی که از آسمان فرود آمده و با انسانها آمیزش کردند. آیا این گزارشات تاریخی می تواند موید این باشد که این ارتباط بین انسانها و موجودات فراطبیعی واقعا روی داده است؟؟؟؟ توماس هورنThomas Horn در کتاب خود اینگونه شروع می کند: پرندگان در لابلای درختهای نخل حاشیه های باتلاقی رود فرات در (3500 ق م) در حال جست و خیز و پروازند.با طلوع خورشید بر آسمان سومر کم کم این دشت آبرفتی حاشیه فرات در اثر فعالیتهای کشاورزی سر سبز می شود.در این وادی قرار گرفته بین دجله و فرات شهرهای بزرگ با حصارهای عظیم ساخته می شوند و کوچه ها و بازارهای آنها گرم و پر رونق می شوند.در جایی که بعدها یونانیان آن را Mesopotamia(بین دو رود) نامیدند بزرگترین مرکز تمدن و تجارت جهان شکل می گیرد.شهرهای پررونق و ثروتمند سومری اور Ur(شهر ابراهیم(علیه السلام))،اوروک Uruk ،لاگاش Lagash ماشین اقتصادی و تجارت آن روز خاورمیانه بودند. شهرهای صنعتی دورتری چون جریکوJerico (در حاشیه مدیترانه)،کاتال هویوک Catal Huyuk (در آسیای صغیر)،جیرفت(در ایران)،شهر سوخته (در سیستان) برای فرصتی که برای داد و ستد و تجارت با سومریان برایشان فراهم شده بود با یکدیگر در رقابت بودند.کارگران از شهرهایی چون جریکو به سومر نمک صادر می کردند.معدنکاران کاتال هویوک سنگهای آذرین ابسیدیان که برای ساخت آینه استفاده می شد، به آنجا می فرستادند. در این زمان که مردم شرق برای نان روزانه شان چشم امید به سومریان داشتند،سومریان چشم به آسمان داشتند و منتظر طلوع اتو Utu(شامش) (خدای خورشید) بودند که سوار بر ارابه پرنده خود از آسمانها فرودآید و آنان را برکت دهد.تا به امروز سومریان و معابد آنان قدیمی ترین اسطوره شناسی باستانی را در طول تاریخ تعریف می کنند.اسطوره های آنان دارای بیش از 3000 خدا بود که جزئی ترین پدیده های طبیعت و رفتارهای انسانها را تفسیر می کرد.خدایانی برای باران و آفتاب,خدایان باروری و حاصلخیزی،خدایان رودخانه ها،خدایان حیوانات و احشام و خدایانی که بر دنیای مردگان و جهان پس از مرگ فرمانروایی می کردند. در این میان خدایان بزرگتری بودند چون انلیل(خدای هوا)،انو(خدای آسمانها)،انکی(خدای آبها) و ... پس از آنان خدایان در رتبه پایینتر وجود داشتند.چون نانر Nanar (خدای ماه)،اتو Utu (خدای خورشید)،اینینای Inanna (همسر انو و ملکه آسمانها).بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که این مفاهیم مذهبی بر پایه ملاقات انسانها با موجودات فراطبیعی و هوشمند بوده است و خاطراتی بجای مانده از آن دوران است. با گذشت قرنها این خدایان و الهه ها که در شهر های سومری پرستش می شدند کم کم رو به افول گذاشته و محو شدند.سرزمین های حاصلخیز بین النهرین بر اثر آبیاری بیش از حد رو به فرسایش گذاشته و رسوبات نمکی مزارع سر سبز آنان را نابود کرد.در طول یک هزاره شهرهای با ابهت آنان به علت درگیری های و جنگهای داخلی بین سومریان از رونق افتاده و نابود شدند.و در نهایت در برابر مهاجمان بی باک خارجی تسلیم شدند.این ایلامیان (Elamites)بودند که از ایران به آنان هجوم برده و میخ آخر را بر تابوت آنان کوبیدند.آنان شهر اور Ur را کاملا نابود کردند.و آخرین پادشاه سومریان را اسیر کردند. آموریانAmorites از این هرج و مرج استفاده کرده و از شمال(سرزمین های شام) هجوم آوردند و بابل Babylon که در قبل شهری کوچک بود را پایتخت خود قرار دادند. حمورابی Hammurabi (1840 ق م) ششمین پادشاه اموریان و سلسله سلاطین مملکت قدیم بابل است.او سرزمینهای شمالی بین النهرین را نیز فتح کرد و آنچه از سومریان باقی بود را نابود ساخت و تمام بین النهرین را به صورت کشوری واحد درآورد.ولی در عین حال بازماندگان مردم سومری بطور کامل دست از باورها و عقاید خود نکشیدند.هنر،زبان،فرهنگ،ادبیات و خصوصا دین آنها تاثیر شگرفی بر سایر ملل ساکن در اطراف حوزه بین النهرین گذاشت.مللی چون هیتی ها Hittites،بابلیان،عیلامیان،ایرانیان،آشوریان و ....داستانهای صفحات و ارابه های پرنده و خدایانی که بر آنها سوار بودند.دروازه هایی که دارای نگهبان بوده و نیروهای خیر و شر از آنان عبور کرده و وارد می شدند.برای ما ایرانیان این تصاویر آشناست و گاهی حتی متعصبانه آنهارا از آن خود می دانیم مثلا نگاره فره ور و یا دروازه ممل تخت جمشید را تصور کنید.همه آنها ریشه در اسطوره های سومری دارد. این دروازه ها(دروازه ستاره ای Stargates) بصورت نمادین در دروازه های طاق دار آشوریان ساخته شدند و با مهارت فوق العاده و استادانه ای پیکره نگهبانان آنها که موجوداتی با بدن گاو سر انسان،پنجه شیر بودند ،بروی آنها حکاکی شدند.آنها را نشانه ای برای ورود نیرو و انرژی خیر می دانستند.این موجودات تراریخته ژنتیکی از ورود نیروهای شر به درون کاخ جلوگیری می کردند.به همراه این نگهبانان غول پیکر تصاویری از ارواح بالداری به شکل دیسکهای پرنده نیز حکاکی می شد که طلسمهایی را مخفی کرده و محافظ بناها و کاخها بودند.ایرانیان در زمان هخامنشیان به تقلید از آشوریان این هیکل ها را در سر کاخهای خود نصب می کردند. در کاوشهایی که از حفاریهای عراق انجام شده سومریان نیز در الواح گلی خود این دیسک های پرنده را توصیف کرده اند.که بسیار زیاد مشابه اسطوره ها و حکاکی های آشوریان است.آشور خدای پرنده جنگ بوده است.آشور همان نسخه دیگر آهورامزدا خدای زردشتیان است که با اهریمن در نبرد ابدی است.در تمامی این اسطوره ها این نیروها،خدایان،فرشتگان و ... سوار بر دیسکهای پرنده وارد شده و فرود می آیند. در قسمت بعد ان شا الله به تمدن مصر سری می زنیم.باید که ذکر کنم هنوز اصل مطالب شروع نشده.آنچه تا به حال گفتم مقدمه ایست تا به زمان امروز برسیم.ان شا الله به امید خدا و با عنایت مولا صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقشه شوم لژهای فراماسونری و ایادی صهیونیست آنها را تا حد توان فاش می کنم. از نظر من این مقدمه چینی ها ضروری است. ادامه مطالب ان شاالله در قسمت بعد.. |
|||
|
|
۲۳:۵۱, ۲۶/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/دی/۸۹ ۶:۲۸ توسط ضد ماسون.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
"ان الله ربی و ربکم فاعبدوه هذا صراط مستقیم" آل عمران 51 "قال موسی لقومه استعینوا بالله و اصبرو ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العقبه للمتقین" الاعراف 128 همانگونه که تا بحال متوجه شده اید هدف من از این مقالات پرده برداری از پدیده هایی و اصطلاحاتی است که امروزه اخبار زیادی را از آنها می شنوید.UFOها ،بیگانه های فضایی Aliens،دروازه های ستاره ای Stargates،اهرام،آخرالزمان و ....البته تمام ایم بحث ها برداشت شخصی من است و قطعا آری از اشتباه نیست. اسطوره های مصری و نمادهای آنان به شکلی عجیب و افراط آمیزی در آئین ها و مراسم فراماسونرها،کابالیستها حضور دارند.لذا برای رمز گشایی از فعالیتهای امروزه این شیاطین شناخت ریشه های فکری و اسطوره ای آنها ضروری است. سعی من بر این است که در حد امکان مختصر و مفید برای آشنایی دوستان اسطوره ها را ذکر کنم.باور من این است که کلید اصلی شناخت فعالیتهای این شیاطین آشنایی با این اسطوره هاست.آنها به صورتی مخفی دانش های جادویی خود را در طول تاریخ از چشم دیگران مخفی کرده اند. مخفی کاری و رازآلودگی لژهای فراماسونری عصر حاضر به ارث رسیده از زمان کاهنان مصری است. یادم می یاد چند سال پیش مطلبی را از استاد عبدالله شهبازی خواندم به نام "اسطوره ها جان می گیرند" .Madonnaبه لاتین به معنی "مریم مقدس" است .در این مطلب ایشان به این نکته اشاره کرده بودند که چگونه مادوناMadonna (خواننده منحرف) نام جدیدی نیز برای خود انتخاب کرده .این نام جدید استر است .دوستانی که داستان استر را در کتاب مقدس خوانده اند می فهمند که این نامگذاری چه مفهومی دارد. به تازگی متوجه شدم این فاحشه کابالیست به یکی از رقاصان گروه خود علاقمند شده .تصاویر رکیک و زننده از کثافت کاریهای این دو به وفور در اینترنت پخش شده است و داستانهای آنان هر روز در مجلات زرد اروپا و آمریکا با آب و تاب زیادی منتشر می شود.نکته جالب اینجاست که نام زوج جدید مدونا Jesus است.آری امروزه اگر در Google نامهای Madonna(مریم مقدس(سلام الله علیها))و Jesus(عیسی (علیه السلام)) را سرچ کنید.تمام صفحاتی که بالا می آیند مربوط به کثافتکاریهای این دو شیطان است. من به جرات می گویم که هیچ فیلمی از هالیوود خارج نمی شود مگر اینکه بر پایه اسطوره باشد و تمام این اسطوره ها امروزه در حال جان گرفتن هستند.در این میان اسطوره های مصری نقش بسیار خاصی دارند. مصر و اسطوره های مصریان در (1350 ق م) قلمرو مصریان از شامات و فلسطین گرفته تا دورترین نقاط هلال حاصلخیز حاشیه رود نیل گسترش یافته بود.از شمال بین النهرین تا دریای بالتیک در محدوده ای بطول 2000 مایل ،فراعنه مصری فرمانروایان بلامنازع اجتماعی و اقتصادی بودند.برتری نظامی مصریان و ارتش قدرتمند آنها خطر مقاومت ساکنین را خنثی کرده و هژمونی و تسلط مصریان از Nubians تا Hyksos را تقویت می کرد. حقایقی درباره اتوم(رع)Atum (Ra) ،اوزیریس Osiris،ایزیس Isis باورهای دینی کاهنان هلیوپلیس کاملا برای ما روشن نیست.مهم ترین اسناد دینی بازمانده از هلیوپلیس،هرم نوشته های سلسله پنجم فراعنه مصر است.در این کتیبه ها اشاره ای گذرا به آفرینش شده و دانش امروز ما هم از این نوشته هاست. اتوم خواست باشد و خود را آفرید.اتوم جایی برای ایستادن نیافت و در مکانی که خود را آفرید تپه ای پدید آورد.بعدها بر فراز آن معبد هلیوپلیس بنا شد.مفسران دینی هلیوپلیس اتوم را (یگانه کامل) می نامیدند و این تعبیر اشاره به باوری بود که طی آن اتوم خود را از آب های نون به اراده خویش یا با جاری ساختن نام خویش بر زبان هستی بخشید.او را نب-ئر-جر Neb-er-dger سرور برتر یا جهان خدا نیز می نامیدند. (در پرانتز اوبلیسک همان ستون معروفی است که جماعت فراماسون تعلق خاطر عجیبی به آن دارند.امروزه در تمام شهرهای معروف جهان این نماد در مراکز این شهرها حضور دارد.نیویورک،پاریس،لندن،رم،واتیکان،ریودوژانیرو،مکزیکوسیتی،اسرائیل و ..... این همان نمادی است که مسلمانان در رمی جمرات در مراسم حج آنرا سنگباران می کردند تا از طرف خداوند برای مسلمین و مومنین نشانه ای باشد که دشمن خود (ابلیس) و اعوان و انصار آن را بهتر بشناسند.البته در سالهای اخیر حکومت فاسد و دست نشانده آل سعود این نماد را خراب کرده و دیوار ساده ای را بجای آن کاشته است....تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل) سطح پرداخت شده اوبلیسک در معبد رع در هلیوپلیس هر بامداد نور خورشید را منعکس و یکی از سنگ های نمادین و مقدس این معبد بود. مصریان رع را در حای که سوار بر قایقی پرنده در آسمانها پرواز می کند،توصیف کرده اند. حوروس Horus از فرزندان رع بود. در هلیوپلیس همسر یکی از کاهنان رع از جانب رع به همسری برگزیده می شود.پسرانی که از این کاهنه متولد می شوند همانا فراعنه اول تا سوم سلسله پنجم پادشاهی مصر شدند.بر طبق این روایت تمام فراعنه پسران رع بودند و مدعی بودند قدرت خویش را از حوروس به ارث برده اند.(پیوند انسانها با خدایان ..مشابه همان اسطوره watchers و نفلیم nephilim ها در کتاب مقدس....خداوند در قرآن مجید فرموده که به شیطان اجازه داده شد تا در اموال و اولاد؟!!انسانهایی که از او پیروی می کنند شراکت کند (آیات 61 تا 65)(و یاد آور وقتی را که به فرشتگان امر کردیم که آدم را سجده کنید،همه جز ابلیس سجده کردند که گفت:آیا برای کسی که از گل آفریده ای سجده کنم؟-گفت:با من بگوی چرا این آدم را بر من برتری دادی؟ اگر اجل مرا تا بروز قیامت به تاخیر افکنی،همه اولاد او را جز قلیلی از راه بدر برم-خدا به ابلیس گفت:برو پاداش تو و هر که از اولاد آدم پیرو تو گردد دوزخ خواهد بود ،که کیفری کامل و بسنده است-با صدای خود هر که را که توانی از جای برگیر و با سواران و پیادگانت بر آنها بتاز و در اموال و اولاد با ایشان شریک شو و به آنان وعده بده،و شیطان وعده ای جز دروغ به آنان نمی دهد-همانا تو را بر بندگان من تسلط نیست و تنها پروردگار تو برای نگهبانیشان کافی است) حوروس نیز در آسمانها سوار بر دیسکی بال دار پرواز کرده و گشت و گذار می کرد.دیسک پرنده ای که به رنگهای گوناگونی می درخشید.در هیروگلیفی که از معبد ادفو Edfu به دست آمده است چنین پدیده ای توصیف شده است: ![]() "...و آنگاه حوروس حسابگر و اندازه گیر پرنده(Winged Measurer) به سمت افق به پرواز درآمد در حالیکه سوار بر دیسکی بالدار از جانب رع بود.اینگونه بود که از آن روز به بعد او را فرمانروای آسمانها نامیدند.... آنگاه حوروس دوباره سوار بر دیسک بالدار ظاهر شد که به رنگهای زیادی و مختلفی می درخشید.او به زورق رع بازگشت.به هیات شاهینی پرنده....آنگاه تحوت Thoth به رع گفت:ای خدای خدایان! حوروس سوار بر دیسکی که برنگهای گوناگون می درخشد بازگشته است.." مرحله دوم آفرینش و داستان چشم پرنده ![]() اتوم (آنکه خود را آفرید) پس از آفریدن خود دیگر خدایان را نیز آفرید.اتوم در جهان تنها بود و به ناچار برای داشتن فرزند با سایه خود جفت شد یا که استمناء کرد و این کاری است که در آثار مصری غریب نیست.در بسیاری از کتیبه ها و متون مصری اتوم خدایی دوجنسی است و گاه حسی بزرگ نامیده می شود.اتوم در آثار مصری در زمینه تولید مثل و آفرینش قدرتمندترین خدایان است.اتوم پسر خود (شو) Shu را با پرتاب کردن تف و دختر خود (تفنوت) Tefnutرا با استفراغ خود آفرید.اتوم با چشم خود از فرزندانش پاسداری می کرد. در آغاز اتوم فقط یک چشم داشت و این چشم جدای از وی به سیر و گشت می پرداخت و خود تفکر و قدرتی مستقل داشت. در اسطوره ای تفنوت و شو در آبهای تاریک نون از اتوم دور می شوند.و اتوم چشم خود را به جستجوی آنان می فرستد.هنگامی که چشم اتوم به جستجوی فرزندانش رفته بود اتوم چشم دیگری را به جای چشم نخستین خود آفرید.وقتی که چشم اتوم به همراه فرزندانش از سفر بازگشت از این کار اتوم خشمگین شد. اتوم برای دلجویی از او او را بروی پیشانی خود قرار داد تا از آنجا ناظر جهان باشد و بر آن فرمان براند.بدین ترتیب چشم اتوم بصورت تجلی و جلوه ای حسود و ویرانگر از رع خدای خورشید شد. وقتی اوجا فرزندان اتوم را به نزد او بازگرداند،اتوم از شادی گریست و از اشک شادمانی او انسان ها پدید آمدند و اتوم آماده شد که آبهای نون را رها کند و جهان را بیافریند. زمین و آسمان (جب) و (نوت) با هم آمیزش کردند و از آنان چهار فرزند زاده شد: ایزیسIsis ،اوزیریسOsiris ،ست Seth ،نفتیس Nephthys از میان آنان ایزیس و اوزیریس در اسطوره ها جایگاه خاصی دارند.اوزیریس با کمک ایزیس( خواهرش که همسرش نیز بود) رع Ra را از مقام خدایی خلع کرده و جای او را غصب کردند.اینکار خشم و حسادت برادرش ست Seth برانگیخت و او اوزیریس را کشت. ![]() پس از این جنایت ست،یکی از خدایان با نام انوبیس Anubis (خدای تدفین و مومیایی کردن)(خدایی با بدن انسان و سر شغال) ایزیس را کمک کرد تا جنازه اوزیریس را مومیایی کند.ایزیس خدای دانش و حکمت تحوت Thoth(خدایی با بدن اسان و سر لک لک) را فرا خوانده و با استفاده از جادو به جنازه اوزیریس جان می بخشد.او با اوزیریس که از دنیای مردگان بازگشته بود همبستر شده و حورسHuros را می زاید.(این حوروس با حوروس فرزند رع فرق دارد) این حوروس خدای آفتاب نامیده می شود.حوروس بلافاصله ست قاتل پدر را به قتل رسانده و انتقام می گیرد. در روایتی دیگر از این اسطوره اینگونه گفته شده که ایزیس برای آبستن کردن خود از اسپرم هایی استفاده کرد که از لاشه اوزیریس استخراج کرد.(نمونه ای از شبیه سازی DNA Cloning). در این روایت ست Seth از این اتفاق شدیدا عصبانی شده و تصمیم به نابودی حوروس می گیرد.حال به این نکته توجه کنید که ایزیس چگونه سوار بر یک سفینه یا قایق دیسک آسمانی دیسک آسمانی(Boat of celestial disk) از پیش او فرار می کند.در سنگ نوشته ای که به (طلسم مترنیخ Metternich Estela) معروف است این داستان ذکر شده است .( در پرانتز ،این سنگ نوشته متعلق به دوران پادشاهی سلسله سیم (380-343 ق م) و فرعونی به نام نختنبو دوم است.در زمان او بود که ایرانیان دوباره در مصر قدرت یافتند و پس از آن که اسکندر بر ایران پیروز شد مصر را تسخیر کرد و این سنگ نوشته طلسم را با خود به اسکندریه برد.از این طلسم برای جادو و درمان بیمارانی که از سم مار و عقرب آسیب دیده بودند استفاده می شد.هم انکون در موزه نیویورک نگهداری می شود.) اینگونه می خوانیم:"...ایزیس ناله و فریاد خود را به آسمان بلند کرد و خواسته اش را از قایق میلیونها سال خواست.اما دیسک آسمانی هنوز سر جای خود ایستاده بود.و از جایی که بود تکان نخورد.آنگاه تحوت Thoth(خدای خرد و دانش) پایین آمد.تحوت نیروهای جادویی را فراهم کرده و تدارک دیده بود. و نیروی عظیم جادویی را در اختیار داشت. آنگاه تحوت خطاب به ایزیس گفت : آه ایزیس!تو ای الهه!تو ای پرشکوه!..من امروز از جایی به این قایق دیسک آسمانی آمدم که این قایق دیروز بود...من از آسمانها آمدم تا فرزندی را برای مادرش نجات دهم..." در داستانی دیگر اینگونه روایت می شود که ایزیس وقتی از مرگ اوزیریس مطلع شد لباس بیوگی و ماتم پوشید و به جستجوی جعبه ای برآمد که ست نعش اوزیریس را در آن نهاده و به نیل انداخته بود.او در نهایت نعش او را می یابد ولی باز ست وارد داستان می شود.ست اینبار بدن اوزیریس را به چهارده پاره تقسیم کرده و آنها را در سراسر خاک مصر پراکنده می کندو ایزیس دیگربار صبورانه به جمع آوری تکه های پراکنده بدن شوهر خود پرداخت و تکه ها را پیدا کردواو تمام تکه ها را پیدا کرد بجز آلت نرینگی او را.ست آلت تناسلی او را به نیل افکنده و خرچنگی او را بلعیده بود و به همین دلیل نفرین شد. ایزیس آلت تناسلی دیگری ساخت و با پیوستن تکه های بدن شوهر به یکدیگر تن شوهر را با روغن تدهین کرد و امکان رستخیز مجدد او را فراهم آورد. ان شا الله ادامه مطالب در قسمت بعد.... |
|||
|
|
۶:۲۹, ۲۸/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/دی/۸۹ ۷:۱۹ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در قسمت پنجم دروازه های ستاره ای به داستان ایزیس و اوزیریس در اسطوره های مصری رسیدیم. بازهم تاکید می کنم که شناخت بهتر حقیقت دروازه های ستاره ای و پدیده هایی مانند موجودات بیگانه فضایی مستلزم شناخت و داشتن اطلاعات کافی در زمینه هایی چون تاریخ و اسطوره شناسی،ادیان،ریاضیات و هندسه و آئین های رمزآلود عرفانی است.پس اگر بدنبال حقیقت هستید گامهای خود را آهسته آهسته و با تامل بردارید.به مطالب سر دستی اینترنت هم اعتماد چندانی نکنید.مخصوصا از نوع فارسی آن که اکثر COPY/Paste است .متاسفانه اینترنت در کنار مزایای بسیاری که دارد یک عیب بزرگ هم دارد و آن ارائه انبوهی از مطالب و اطلاعات گاه خرافی و غیر علمی است . خوانندگان عجول و راحت طلب که به تبع زندگی مدرن و پرسرعت خود خواهان دریافت اطلاعات در اسرع وقت هستند در برخورد با این منابع دچار سوءهاضمه می شوند.پس توصیه من به تمام دوستان همراهی گام به گام با ما است .حتما نقطه نظرات و عقیده خود را با ما در میان بگذارید. در بررسی اسطوره های مصری به داستان ایزیس و اوزیریس رسیدیم: ایزیس وقتی از مرگ اوزیریس مطلع شد لباس بیوگی و ماتم پوشید و به جستجوی جعبه ای برآمد که ست نعش اوزیریس را در آن نهاده و به نیل انداخته بود.او در نهایت نعش او را می یابد ولی باز ست وارد داستان می شود. ست اینبار بدن اوزیریس را به چهارده پاره تقسیم کرده و آنها را در سراسر خاک مصر پراکنده می کندو ایزیس دیگربار صبورانه به جمع آوری تکه های پراکنده بدن شوهر خود پرداخت و تکه ها را پیدا کردواو تمام تکه ها را پیدا کرد بجز آلت نرینگی او را.ست آلت تناسلی او را به نیل افکنده و خرچنگی او را بلعیده بود و به همین دلیل نفرین شد. ایزیس آلت تناسلی دیگری ساخت و با پیوستن تکه های بدن شوهر به یکدیگر تن شوهر را با روغن تدهین کرد و امکان رستخیز مجدد او را فراهم آورد. البته این بخش از اسطوره ایزیس/اوزیریس در طول دوره های مختلف تاریخ مصر باستان و سلسله های پادشاهی مختلف و دوره هایی که معابد مختلف تسلط معنوی خود را بر سرزمین مصر داشته اند،بسیار متحول شده و تغییر یافته است. در دوره های مختلف و در معابد گوناگون کاهنان مصری افسانه های گوناگونی را بر پایه این اسطوره ایجاد کردند ، و بر اساس آن آئین های جنسیS/e/x Rituals) ) عرفانی گوناگونی را انجام می دادند. در معابدی که ایزیس مورد پرستش بوده و ستایش می شده است،فاحشه هایی بودند که در نقش تجلی جسمانی این الهه،نقشی کلیدی را در آئین های بازنمایی این اسطوره بعهده داشتند.این فاحشه های معابد در آئین های س/ک/س مجیک شرکت داشتند. آیا آلیستر کرولی Aliester Crowley یادتان هست؟ به تصاویر زیر نگاه کنید.... شما از این تصاویر چه چیزی دست گیرتان می شود؟ آن بز شاخدار چیست؟ (در پرانتز:الیستر کرولی Aliester Crowley در قرن بیستم پس از دست یافتن به رموز مرموز آئین پرستش ایزیس آن را در معبد ایزیس در مصر در اوایل قرن بیستم اجرا کرد و با خدایان جهان مردگان ارتباط برقرار کرد.تعجب نکنید این ها واقعیت دارد .مصریان دیوانه نبودند و از سر بیکاری اهرام را نساخته بودند... اگه فیلم مومیایی را دیده باشید حتما دیدید که چگونه مومیایی ها از دنیای مردگان در قرن بیستم به روی زمین بارمیگردند.. آری دوست من این داستان واقعی است ..آنها خود را مومیایی کردند و اسرار را سینه به سینه تا امروز منتقل کردند .. تا جادوگر قرن بیستم The Beast 666 (الیستر کرولی) که در س ک س مجیک هم دست توانا و ید طولایی داشت،آمده و دروازه های زمین را بروی آنان بگشاید ...آری دوست من شیاطین امروز در کنار من و شما هستند ...هر روز آنها را می بینیم...آنها در گوشمان زمزمه می خوانند و حرم نفسهایشان را احساس می کنیم.) بگذریم.... این فاحشه های معبد از کودکی برای معابد و الهه ایزیس نذر شده بودند.پس از طی دوران کودکی و در نوجوانی طی مراسمی خاص توسط کاهن اعظم معبد، از آنان ازاله بکارت می شد.البته اینکار را کاهن با تندیسی تراشیده شده از آلت تناسلی اوزیریس (خدا و فرمانروای جهان مردگان) انجام می داد. این فاحشه ها بر اساس زیبایی شان انتخاب می شدند به عنوان همسران گاو مقدس معبد به او تقدیم می شدند.گاو مقدس نماد تجسم جسمانی اوزیریس بود.آنها باور داشتند که روح اوزیریس در جسم این گاو حلول کرده است.در نقاط دیگر مصر مثلا در معابد منطقه Mendes این فواحش به یک بز تقدیم میشدند و با این بز جماع می کردند.( The Goat) (در پرانتز: آری دوست من ...آن حرف G که در نماد فراماسونرها می بینید به نشانه خدا یا God نیست.بلکه خدای ایشان همان بز یا Goat است.همان بوفومت معروف Baphomet – باید به این نکته توجه داشته باشید که این خدایان(شیاطین) در ادیان شرک آلود مصری،یونانی،رومی،سومری،ایرانی،هندی و ... به نامهای گوناگونی خوانده می شوند ولی ماهیتا یکی هستند.) اوزیریس خدای خدایان بود که بر جهان تاریک و ترسناک مردگان فرمانروایی می کرد و هرکس که می مرد را قضاوت و داوری می کرد. چهره انسانی اوزیریس را در نقش نگاره های مصری بصورت یک مومیایی می بینیم.او بود که حیات پس از مرگ مردگان را ضمانت می کرد و فاسد شدن و نابود شدن اجساد بعد از مرگ به علت نیروی جادویی و شیطانی او بود و از او می ترسیدند. پرستش اوزیریس به عنوان نماد مرگ و جادوی مرگ در سالهای بعد نیز اساس و پایه اغلب ادیان حاشیه دریای مدیترانه را تشکیل می داد. در Abydos واقع در مصر شمالی مراسم سالیانه اجرا می شد که بصورت نمایش و تعزیه ای بود از مرگ و رستاخیز مجدد اوزیریس.در Abydos اوزیریس بصورت خورشید در حال غروب نشان داده می شد.آنکه بر جهان تاریک مرگ در زیر خط افق غربی فرمانروایی می کرد.او بدینگونه به عنوان نماد مرگ و ترس انسانها از سرنوشت پس از مرگ مورد تکریم بود و ستایش می شد.این بود که اوزریس به مهمترین دل مشغولی و علاقه مصریان تبدیل شد. در کتاب مردگان The Book of Dead که کتابی جادویی در باره عبور از جهان پس از مرگ است،بیشترین جادو ها حول و حوش اسطوره اوزیریس شکل گرفته است تا به مصریان در عبور از دالان مرگ یاری رساند. باور آنها بر این بود که هر انسان زوجی نامرئی و روحانی دارد به نام Ka.همان نفس ناطقه یا روح اوست.Ka فرد را در جهان پس از مرگ تا بینهایت و آخرت همراهی می کند. Kaبرای هر فرد در جهان مردگان ،بدنی دوباره مهیا می کرد.ولی اینکار فقط با وجود باقی ماندن جسم زمینی آنها ممکن بود.این بود که مصریان در مومیایی کردن و نگهداری اجساد خود اینهمه دقت می کردند. مومیایی کردن اجساد آئینی جادویی و بسیار پیچیده بود که رازهای آن از ایزیس (همسر اوزیریس) به ارث رسیده بود(همو بود که اولین بار با جادو نعش همسر خویش را زنده کرده و با او همبستر شد). یک نسخه ساخته شده از بدن فرد مومیایی شده نیز در کنار مومیایی قرار می گرفت تا اگر برحسب تصادف جسد از بین رفت این کالبد چوبی نقش جایگزین را داشته باشد.مومیایی ها بطرز بسیار ماهرانه ای در آرامگاه هایی مستحکم قرار می گرفتند که بسیار نوآورانه ساخته شده و از دید مردم مخفی بودند.برای اینکه مومیایی تا ابد حفظ شود .در نهایت طلسمها و نفرین هایی در آرامگاه قرار می گرفت تا اخطاری باشد برای دزدان و کنجکاوان. در لحظه مرگ Ka از کالبد مرده جدا می شود. او دالان مرگ را طی می کند در حالیکه سرودها و نیایشهای زندگی را – که از کتاب مردگان حفظ کرده و به خاطر سپرده است- بر لب خوانده و او را همراهی می کند. در راه رسیدن به دربار اوزیریس (The Hall) این نیایشها و سرودها او را کمک کرده و مانع ممانعت و مزاحمت دیوان و شیاطینی می شود که قصد دارند راه رسیدن او را به دربار اوزیریس سد کنند.پس از رسیدن به دربار اوزیریس ،قلب Ka بروی ترازویی قرار می گیرد که در مقابل اوزیریس است و وزن می شود.اینکار توسط اوزیریس و 42 شیطانی که او را همراهی می کنند انجام می شود. اگر پس از این توزین مشخص می شد که تقوی فرد متوفی کم بوده ،او را به تشنگی و گرسنگی تا ابد محکوم می کردند.اگر مسلم می شد که Ka گناه کبیره ای را انجام داده او را تکه تکه کرده و به عنوان غذا به Ammit می دادند. Ammitالهه کوچک و رقت آمیزی بود که خوراکش ارواح بودند. و اگر نتیجه قضاوت این بود که روح در زمان زندگی زمینیش با تقوی بوده اجازه دخول به سرزمین آسمانی Yaruبه آن داده می شد.Yaru مکانی بود که در آنجا وفور غذا و نعمت بوده و لذت جاودانه وجود داشت.البته در این بهشت تنها یک مشکل و زحمت وجود داشت و آن کار کردن در مزارع اوزیریس بود.البته برای آن هم راه حلی وجود داشت .می شد این رنج را با هدیه دادن بتی به معبد اوزیریس (که Shawabty نام داشت) از بین برد. شواهدی وجود دارد که آن 42 دیو و شیطانی که برای اوزیریس در این محاسبه پرونده اعمال ارواح خدمت می کردند ،همان اسطوره های پیش از باستانی The Watchersبوده اند.که اولین بار در اسطوره های بین النهرین ظاهر شده بودند. دلایلی وجود دارد که نشان می دهد مردم مصر از سرزمینی به نام شنعار Shin ar در بابل به مصر مهاجرت کرده بودند.و شنعار یعنی(سرزمین نگبانان دروازه ها) Land of the Watchers. "به زودی مقاله ای هم به عنوان نگهبان دروازه ها خواهیم گذاشت " مصریان خود آن را تانیتر Ta Neter می نامیدند.سرزمین نگهبانان دروازه ها (جایی که خدایان مصر از آنجا آمده بودند). در قسمت های قبل توضیح دادیم که این امکان وحود دارد که اسطوره های تاریخی ریشه در اتفاقات واقعی داشته باشند. در اسطوره های سومری کاتبان الواح و کتیبه ها این نگهبانان را (انوناکی) می نامیدند.انوناکی بر عقیده آنان از سیاره ای به نام نیبیرو NiBiru آمده بود.او آمده بود تا بر اعمال ساکنین سیاره زمین قضاوت و داوری کند.برخی از پژوهشگران بر این باورند که نیبیرو Nibiru سیاره ای در منظومه شمسی است. همان سیاره مجهول Planet X.برخی از اختر شناسان بر این باورند که برای تحلیل رفتار سیارگان و مدار آنان در منظومه شمسی باید حتما سیاره دیگری نیز در آن سوی پلوتو باشد. سایتهای ادعا کرده اند که این سیاره در حال نزدیک شدن به زمین است و در سال 2012 به نزدیکترین فاصله اش به زمین می رسد.برخی از پژوهشگران مسلمان هم می گویند این ستاره همان (الطارق) است که در قرآن از آن نام برده..سوره الطارق را بخوانید.ستاره ای کوبنده. حتی عکسهایی در اینترنت وجود دارد که مدعی هستند منابعی آنها را از NASA به بیرون آورده اند . و گروهی ادعا دارند که NASA این واقعه را که نیبیرو در حال نزدیک شدن به زمین است مخفی نگاه داشته ...الله اعلم؟!! ادامه مطالبی که خواهید خواند را از آدرس زیر نقل می کنم تا با یکی از این نظریات آشنا شوید.. http://year2012.blogfa.com/post-125.aspx در روایات مربوط به عصر ظهور سخن از دو آتش در مشرق است . یکی آتشی از زمین که سه تا هفت روز زبانه می کشد و همراه با خسوف و زلزله است .دیگری آتشی در آسمان که مربوط به عبور دنباله داری از نزیکی زمین که قسمتی از آن در شرق سقوط کرده و موجب تلفات زیادی می شود. و بر اساس روایات ، ظهور چنین دنباله داری خارج از علم بشر بوده و بصورت ناگهانی می باشد . اما این که این دنباله دار چیست و از کجا ظاهر می شود سئوالی است که در سالهای اخیر به آن توجه زیادی شده و احتمال ظهور این دنباله دار بر اساس سایتهای خارجی و ستاره شناسی و ناسا موضوع این مقاله است. قبل از هر چیز باید تاکید کنیم که مطالب مندرج در اینجا نباید در جهت توقیت برای ظهور بهره برداری شود و این مطالب صرفا جهت اطلاع و آشنایی با دیدگاههای غربی و سایر اقوام در باره حوادث آخر الزمان و ظهور منجی است و تاکیدی بر روی صحت و قطعیت آن نیست و صرفا برای آگاهی بیشتر از وقایع پیش رو می باشد خصوصا اینکه در روایات غربی ، برای آخر الزمان قائل به تعیین وقت می باشند و آن را 21 دسامبر 2012 تعیین کرده اند که بر اساس اعتقادات اسلامی تعیین وقت برای حوادثی از این دست در آینده ، صحیح و معتبر نیست و از نظر اعتقادات ما مردود می باشد. لذا مجددا توصیه می شود تنها از دید انتقادی به این مقاله توجه گردد و نه قطعی بودن آن و تعیین وقت برای ظهور. در احادیث و روایات عصر ظهور ،دیده شدن ستاره ای دنباله دار در آسمان ، مکرر ذکر شده . ظهور این ستاره دنباله دار در ادیان دیگر نیز آمده و نشانه ای برای آخر الزمان و ظهور منجی است. پیشتر در مقاله آتشی از مشرق ذکر شد که در اثر آتشفشان تامبورا در اندونزی در سال 1815 کسوف روی داد . با توجه به همزمانی ظهور دنباله دار و یا ستاره سرخ رنگ و کسوف خورشید احتمال دارد یکی از دلایل کسوف غیر طبیعی و غیر وقت ، قرار گرفتن دنباله داری در بین زمین و خورشید باشد.( الله اعلم ) "ان نشا ننزل علیهم من السماء آیة فظلت اعناقهم لها خاضعین" (شعراء:4). «ما اگر بخواهیم از آسمان نشانه و آیت قهری نازل گردانیم تا همه بر آن گردن نهند و خاضع شوند». ابوبصیر گوید: از امام صادق(علیه السلام) درباره این آیه شنیدم فرمود: به زودی خداوند درباره آنان چنین خواهد گرد گفتم: اینان چه کسانی می باشند؟ فرمود: بنی امیه و یارانشان می باشند، گفتم آن نشانه و آیه چیست؟ فرمود: ایستادن خورشید بین اول ظهر تا وقت عصر و خارج شدن و پدیدار گشتن یک صورت تا سینه شخصی -که حسب و نسب او شناخته شده است- در خورشید، این پدیده در زمان سفیانی واقع شود در این هنگام سفیانی و دار و دسته او به هلاکت خواهند رسید. * ابوبصیر در ادامه این روایت از امام صادق علیه السلام نقل می کند که واقعه ایستادن خورشید در آسمان در زمان یوشع بن نون هم اتفاق افتاده است. طبق روایات اسلامی، در ماه رمضان سال ظهور امام مهدی (علیه السلام) حوادث بسیار عجیبی در جهان رخ می دهند که از زمان فرود آمدن آدم (علیه السلام) تا آن زمان بی سابقه می باشند. در این ماه ستارۀ دنباله دار ناشناسی که از قبل وارد فضای منظومۀ شمسی شده است، با گازها و غبارهایی که همراه دارد، سبب سرخ شدن آسمان می گردد. ستارۀ یادشده در نیمۀ ماه رمضان، میان خورشید و زمین قرار می گیرد و باعث خورشید گرفتگی کلّی می شود. سپس، شهاب سنگی بزرگ از آن جدا می گردد و همراه با صدایی شدید در مشرق زمین فرو می افتد و ویرانی زیادی به بار می آورد و در پی آن، دود غلیظی آسمان را فرا می گیرد. این ستاره، ضمن گردش در فضای منظومۀ شمسی، هنگامی که در نزدیکترین فاصله با زمین قرار می گیرد، اثر گرانشی آن سبب کندشدن حرکت زمین میشود و در بعد از ظهر یکی از روزها، مردم مشرق زمین شاهد ایستایی خورشید در میان آسمان خواهند بود و در همین حال، تصویر چهره و سینۀ امام علی (علیه السلام) در میان خورشید ظاهر می گردد. همچنین، ستارۀ یادشده زمانی که در جهت عکس حرکت زمین به دور خود و از کنار آن عبور می کند، اثر گرانشی اش موجب حرکت وارونۀ زمین می شود و در پی این حادثه، جهانیان شاهد طلوع خورشید از مغرب و دو برابر شدن طول شب و روز خواهند بود. با دورشدن ستارۀ دنباله دار از زمین، این کره دوباره حرکت طبیعی خود را باز می یابد. در اواخر ماه رمضان، دنباله دار یادشده از میان ماه و زمین می گذرد و سبب ماه گرفتگی می شود. در همین ماه، در صبح روز بیست و سوم، از آسمان ندایی رحمانی مردم را به حق دعوت میکند و پس از غروب آفتاب در همان روز، پیامی شیطانی مردم را به سوی باطل فرا می خواند. در متون زرتشتیان آمده است: ... در آسمان نشانه گوناگون پیدا باشد...( زند بهمنیَسن، ص ۱۱، ف ۶ ، بند ۴ ) در کتاب مقدّس می خوانیم : و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود...* و آن گاه پسر انسان( عیسی مسیح) را خواهند دید که بر ابری سوار شده، با قوّت و جلالِ عظیم می آید. (کتاب مقدّس، عهد جدید، ص ۱۳۳، انجیل لوقا، ب ۲۱ ، بند ۲۵ و ۲۷( بررسی روایات نشان می دهد که طلوع ستاره ای سرخ رنگ و سقوط شهاب سنگ یا ستاره دنباله دار که موجب خسف در زمین نیز می گردد ، از علائمی است که به نزدیکی ظهور دلالت دارد. احتمال دارد این دو یکی باشند و یا دو موضوع جدا از هم که سعی داریم با توجه به یافته های علمی دانشمندان و سایتهای علمی به آن بپردازیم. برخورد شهاب سنگی بزرگ به زمین در روایات آخر الزمان ادیان دیگر هم آمده و این فرضیه به حدی قوی است که بر اساس آن فیلمهای متعددی هم ساخته اند و آن را نشانه پایان حیات کنونی بر روی زمین و شروع عصری جدید می دانند و زمان آن را سال 2012 اعلام کرده اند. در روایات اسلامی و قرآن کریم نیز به صراحت از آخر الزمان و برخورد ستارگان با یکدیگر و تیره شدن خورشید و به هم خوردن نظم سیارات و زلزله های شدید و آتشفشان به عنوان دلایلی برای نزدیکی قیامت یاد شده. اما بر اساس روایات در هنگام ظهور و قبل از ان نیز از برخورد دنباله داری به زمین یاد شده که موجب کشته شدن عده زیادی می گردد ولی پایان جهان نیست و ضمن اینکه تاریخی برای آن تعیین نشده است. بطور خلاصه می توان گفت در نزدیکی ظهور علائمی غیر عادی در آسمان مشاهده می شوند از جمله : ظهور ستاره سرخ رنگ که نشانه ای برای آغاز جنگ و خونریزیهای بسیار است ، ایستایی خورشید در آسمان از زوال تا غروب ، طلوع خورشید از مغرب آن ، ظهور دنباله داری که مدار آن بطور متناوب تکرار می شود و در دوره های مختلف حیات بر روزی زمین دیده شد ه و موجب تغییرات شدید جوی و آب و هوایی در زمین می شود که در روایت بالا صریحا به آن اشاره شده ، فرو افتادن بخشی از دنباله دار یا شهاب سنگی عظیم در مشرق همراه با خسف و تلفات زیاد . همچنین در روایات بطور ضمنی وقایعی مثل آتشی از مشرق و زلزله و خسف در دو نقطه مشرق و مغرب به ظهور ستاره سرخ رنگ و دنباله دار مربوط می باشد. سئوالی که مطرح است این است که آیا این روایات با داده های علمی و ستاره شناسی منطبق هستند ؟ زیرا بطور عادت ما همیشه منتظر هستیم که غربیها حقایقی را کشف کنند و سپس ما آن را با روایت اسلامی تطبیق بدهیم . به نظر می رسد در باره این روایات و حقایقی که اخیرا در سایتهای مختلف مشاهده می شود و اعتقادات مسیحیان و سایر ادیان در باره آخرالزمان و ظهور منجی ارتباطی وجود دارد که سعی داریم در این مقاله به بررسی این موضوع پرداخته و بتوانیم تا حدودی نقطه نظرات ادیان را به هم نزدیک کنیم. UB 313 ، سیاره ایکس Xena ، اریس Eris ، نیبیرو Nibiru ، در 31 اکتبر 2003 عکــسی هایی از این سیاره توسط تلسکوپ 48 اینچ پالومار گرفته شد اما فاصله این سیاره آنچنان زیاد بود که حرکت آن در پسزمینه ستارگان تا سال 2005 که دادههای مربوط به این شیء دوباره مورد بررسی قرار گرفت مشاهده نشد در ژانویه سال 2005 میلادی دانشمندانی بنام مایکل ای براون Michael . E. Brown و چاد تراجیللو , Chad Trujillo و دیوید ال رابینوویتز , David L. Rabinovitz عکــسها وداده های مربوط به این اکتشاف را مورد بررسی قرار دادند که موجب کشف قمری برای این سیاره شد این قمر دیسنومیا نام دارد. دانشمندان ابتدا این سیاره را که یک کوتوله خاکستری ( قهوه ای ) بود سیاره ایکس نامیدند زیرا متوجه تغییراتی در مدار پلوتو شده بودند که ناشناخته بود و تصور می کردند باید جرمی آسمانی با جاذبه زیاد مثل یک کوتوله یا یک ستاره خورشیدی بر مدار پلوتو اثر گذاشته باشد و تا زمانی که آن را در سال 2003 مشاهده کردند نام آن جرم آسمانی را سیاره ایکس نامیدند. در سال 2005 پس از مشخص شدن مدار سیاره ایکس و قمر آن، نام او را رسما اریس گذاشتند و پس از قوت گرفتن اخبار حرکت اریس مبنی بر حرکت آن به سوی زمین و بر اساس حکایات موجود در کتیبه های سومریان و مصر باستان و نیز مایاها آین سیاره را UB 313 (نیبیرو) نامیدند. UB 313 نام دیگر نیبیرو یا اریس است که در متون باستانی سومریان و کتیبه های آنان به چشم می خورد. UB 313 طبق داده های کلی ستاره ای تاریک است معروف به دوقلوی خورشید در منظومه شمسی. این ستاره مانند زمین به دور خورشید می چرخد اما در عین حال سیارات و ماههایی دارد که به دور آن گردش می کنند. مدار UB 313 بسیار دورتر از مدار پلوتو است و در حال چرخش تا ٥٠ میلیارد مایل از خورشید فاصله می گیرد. گفته می شود سیاره UB 313 یا نیبیرو هر 3600 سال یکبار وارد مدار نزدیک به زمین می شود و باعث تغییرات آب و هوایی فعالیت هایی در سطح پوسته زمین میشود برای مثال میتواند باعث جابجایی در مسیر گلف استریم شود یا به طور کامل پس از آب شدن یخ های قطب ازبین برود و سپس قسمت اعظم شمال غرب اروپا و شمال تا شرق آمریکا یخ بزند. همچنین در اثر این نزدیکی ، اکوسیستم زمین بر هم میریزد. سونامی – طوفانها و گردبادهای غول آسا شکل می گیرند. آتشفشانها فوران می کنند و جای قطبهای مغناطیسی شمال و جنوب عوض می شوند. در نتیجه این تغییرات زلزله ها ی بزرگ رخ می دهند و آب دریاها و اقیانوسها بالا می آیند. طبق روایات کتاب مقدس مسیحیان و عهد عتیق 7200 سال پیش همزمان با برهه ای از تاریخ که احتمال می رود طوفان نوح در آن زمان رخ داده باشد تغییرات یکباره در سطح زمین و دما باعث می شود سیل و طوفانی عظیم رخ دهد که به عقیده بسیاری از باستان شناسان یکی از علل آن جدا شدن تکه یخی عظیم از قطب جنوب بوده که باعث جزر و مدی عظیم شده است. حدود 3600 ساله پیش هم جرمی که به زمین نزدیک شد همراه بود با مهاجرت بنی اسراییل از مصر به فلسطین وباعث وجود برخی نابسامانی ها و تغییرات در زمین شده است برای مثال امکان دارد که دونیم شدن دریا برای گذشتن قوم موسی از آن اشاره کرد یا امکان دارد که این تاریخ هم دوره باشد با تاریخ پیامبران یا اقوامی که در قرآن عذاب دیده اند نظیر لوط، شعیب، ثمود ، عاد و غیره که دور از ذهن نمی باشد. مانطور که می بینیم تغییرات آب و هوایی کره زمین درحال افزایش است ، از ابتدای سال جاری تا کنون زلزله های شدید زیادی رخ داده و آتشفشان ایسلند پس از دویست سال فوران نموده و انتظار فوران آتشفشانهای دیگر نظیر " کاتلا " در آیسلند و " یلوستون " در آمریکا توسط دانشمندان تایید شده و بسیاری از کارشناسان علت این وقایع را همزمانی نزدیک شدن UB 313 یا نیبیرو به زمین و دور شدن آن از پلوتو می دانند و بر اساس نمودارها و تصاویر موجود این اتفاق در سالهای 2012 تا2014 رخ می دهد. یعنی در این سالها تاثیر UB 313 به بیشترین حد خود می رسد و کمترین فاصله را با زمین خواهد داشت.دانشمندان در این روزها پی برده اند که جرمی بر روی منظومه شمسی تاثیر گذشته است به طور مثال می توان به اخبار زیر اشاره کرد : * قمر نپتون تریتون گرمتر شده است (بی بی سی ساینس 25 جولای 199) * پلوتون گرمای بی سابقه ای را تجربه می کند (22اکتبر 2002 اخبار تکنولوزژی دانشگاه ماسا چوست) * فعالیت آتشفشانی در قمر مشتری ای او (ایکاروس استرونومی نوامبر 2002) * گرمای مریخ (ای بی سی دسامبر 2002) * و همچنین گرمای زحل در سایت اینتر استار که توسط چند تن از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا مورد بررسی قرار گرفت که کاملا گرما در جو زحل مشاهده می شد.کسانیکه مدافع وجود UB 313 هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند و معتقدند گازهای گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.با دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل می گیرد و آن این است که چرا یخهای قطب در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟ دانشمندان باستان در بیش از سه هزار سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگر چه بشر امروز استفاده چندانی از این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش او را کور کرده است. این اطلاعات تقریبا ً هر ۳۶۰۰ سال یکبار تکرار شده اند. اسناد به دست آمده از نزدیکی UB 313 به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین النهرین نبوده و توسط ملل مختلف مانند مصر و مکزیک و چین ثبت شده است.بسیاری از سایتهایی که به وجود UB 313 (نیبیرو) و نزدیک شدن و تاثیر مخرب آن بر روی کره زمین و پایان حیات بشر اعتقاد دارند ، مهمترین دلیل خود را وقوع حوادثی بزرگ در طی حیات انسان بر روی کره زمین و مخفی شدن تمدنهای پیشرفته گذشته و باقی ماندن آثار حیرت انگیز آنها مثل تمدن سومریان ، مصر باستان و مایاها و کشف اجزایی از قاره اتلانتیس در قعر اقیانوس اطلس و نشانه هایی از تمدن مو ( لموریا) در ژاپن و یا جزایر هاوایی ذکر می کنند و معتقدند که در دوره های متوالی حیات بر روی زمین ، تمدنهایی ایجاد و پیشرفت نموده که یکباره با حوادثی نظیر زلزله و سیل و غرق و شدن و یا آتشفشانهای عظیم و برخورد شهابسنگ های عظیم از بین رفته اند و آثار بجا مانده از سومریان و مایاها و نقاشی های مصر باستان حاکی از آن است که هر دوره های مختلف حیات بشر با نزدیک شدن ستاره ای بالدار که تصاویر رمزی آن در همه تمدنهای پیشین وجود دارد ، حوادثی عظیم روی داده و تقریبا موجب از بین رفتن نسل بشر شده و مجددا پس از آن بازماندگان آنها با انتشار بر روی زمین و یافتن مکانهای جدید برای زندگی ، دوره بعدی حیات را آغاز نموده اند . بسیاری از صفحات اینترنتی برای اثبات این نظریه به کتیبه های سومریان و تقویم پیشرفته مایاها که در سال 2012 پایان می باید استناد می کنند و معتقدند که در این سال حیات بشر بر روی زمین پایان می یابد و یا بسیاری از جمعیت کره زمین یا دو سوم آن و یا نود درصد جمعیت انسانها از بین خواهند رفت. این اعتقادات از سویی با روایات عصر ظهور در اسلام ارتباط دارد و با حدیثی که در بخش نخست ذکر شد مبنی بر عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که در زمانی موجب طوفان نوح شده و سپس در زمان حضرت ابراهیم نزول بلا و عذاب بر قوم لوط را داشته و سپس در زمان حضرت موسی و طبق روایات کتاب مقدس مسیحیان و عهد عتیق 7200 سال پیش همزمان با برهه ای از تاریخ که احتمال می رود طوفان نوح در آن زمان رخ داده باشد تغییرات یکباره در سطح زمین و دما باعث می شود سیل و طوفانی عظیم رخ دهد که به عقیده بسیاری از باستان شناسان یکی از علل آن جدا شدن تکه یخی عظیم از قطب جنوب بوده که باعث جزر و مدی عظیم شده است. حدود 3600 ساله پیش هم جرمی که به زمین نزدیک شد همراه بود با مهاجرت بنی اسراییل از مصر به فلسطین وباعث وجود برخی نابسامانی ها و تغییرات در زمین شده است برای مثال امکان دارد که دونیم شدن دریا برای گذشتن قوم موسی از آن اشاره کرد یا امکان دارد که این تاریخ هم دوره باشد با تاریخ پیامبران یا اقوامی که در قرآن عذاب دیده اند نظیر لوط، شعیب، ثمود ، عاد و غیره که دور از ذهن نمی باشد. مانطور که می بینیم تغییرات آب و هوایی کره زمین درحال افزایش است ، از ابتدای سال جاری تا کنون زلزله های شدید زیادی رخ داده و آتشفشان ایسلند پس از دویست سال فوران نموده و انتظار فوران آتشفشانهای دیگر نظیر " کاتلا " در آیسلند و " یلوستون " در آمریکا توسط دانشمندان تایید شده و بسیاری از کارشناسان علت این وقایع را همزمانی نزدیک شدن UB 313 یا نیبیرو به زمین و دور شدن آن از پلوتو می دانند و بر اساس نمودارها و تصاویر موجود این اتفاق در سالهای 2012 تا2014 رخ می دهد. یعنی در این سالها تاثیر UB 313 به بیشترین حد خود می رسد و کمترین فاصله را با زمین خواهد داشت.دانشمندان در این روزها پی برده اند که جرمی بر روی منظومه شمسی تاثیر گذشته است به طور مثال می توان به اخبار زیر اشاره کرد : * قمر نپتون تریتون گرمتر شده است (بی بی سی ساینس 25 جولای 199) * پلوتون گرمای بی سابقه ای را تجربه می کند (22اکتبر 2002 اخبار تکنولوزژی دانشگاه ماسا چوست) * فعالیت آتشفشانی در قمر مشتری ای او (ایکاروس استرونومی نوامبر 2002) * گرمای مریخ (ای بی سی دسامبر 2002) * و همچنین گرمای زحل در سایت اینتر استار که توسط چند تن از دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا مورد بررسی قرار گرفت که کاملا گرما در جو زحل مشاهده می شد.کسانیکه مدافع وجود UB 313 هستند همچنین معتقد به جعلی بودن گرم شدن زمین و اثر گاز دی اکسید کربن بر آب و هوا هستند و معتقدند گازهای گلخانه ای سبب گرم شدن زمین نمی شوند. آب شدن یخهای قطب به دلیل بالا رفتن دمای زمین نیست. سالها پیش گروهی از دانشمندان هواشناسی و زمین شناسی برخلاف توقع دولت آمریکا دست به آزمایشات و تحقیقاتی زدند و پرده از یک دروغ جهانی برداشتند. پدیده ای به نام گرم شدن زمین بر اثر گازهای گلخانه ای یک داستان تخیلی بیشتر نیست. نتایج این تحقیقات به همراه مدارک علمی توسط این افراد در این وب سایت قابل دسترسی است.با دریافتن این حقیقت که چیزی به نام گاز گلخانه ای وجود ندارد و سبب نابودی زمین نیز نمی شود، یک سوال بزرگ شکل می گیرد و آن این است که چرا یخهای قطب در حال آب شدن هستند ؟ و چرا طوفانهای سهمگین و زلزله های شدید بیش از گذشته رخ می دهند؟ چرا فصلها جا به جا می شوند و چرا در تابستان برف می بارد و در زمستان هوا گرم و بهاری می شود؟ دانشمندان باستان در بیش از سه هزار سال پیش همین تغییرات را گزارش دادند و برای حفظ این اطلاعات آنها را بر سنگها و لوحه های پخته حک کردند. اگر چه بشر امروز استفاده چندانی از این داده های باستانی نمی برد چرا که تکنولوژی به اصطلاح جدید چشم و گوش او را کور کرده است. این اطلاعات تقریبا ً هر ۳۶۰۰ سال یکبار تکرار شده اند. اسناد به دست آمده از نزدیکی UB 313 به زمین از ده هزار و هشتصد سال پیش شروع شده اند. زمانیکه که احتمالا اولین بار زمینیان شاهد این ماجرا بوده اند و بعد از هر ۳۶۰۰ سال تکرار شده است. این حادثه فقط مربوط به بین النهرین نبوده و توسط ملل مختلف مانند مصر و مکزیک و چین ثبت شده است.بسیاری از سایتهایی که به وجود UB 313 (نیبیرو) و نزدیک شدن و تاثیر مخرب آن بر روی کره زمین و پایان حیات بشر اعتقاد دارند ، مهمترین دلیل خود را وقوع حوادثی بزرگ در طی حیات انسان بر روی کره زمین و مخفی شدن تمدنهای پیشرفته گذشته و باقی ماندن آثار حیرت انگیز آنها مثل تمدن سومریان ، مصر باستان و مایاها و کشف اجزایی از قاره اتلانتیس در قعر اقیانوس اطلس و نشانه هایی از تمدن مو ( لموریا) در ژاپن و یا جزایر هاوایی ذکر می کنند و معتقدند که در دوره های متوالی حیات بر روی زمین ، تمدنهایی ایجاد و پیشرفت نموده که یکباره با حوادثی نظیر زلزله و سیل و غرق و شدن و یا آتشفشانهای عظیم و برخورد شهابسنگ های عظیم از بین رفته اند و آثار بجا مانده از سومریان و مایاها و نقاشی های مصر باستان حاکی از آن است که هر دوره های مختلف حیات بشر با نزدیک شدن ستاره ای بالدار که تصاویر رمزی آن در همه تمدنهای پیشین وجود دارد ، حوادثی عظیم روی داده و تقریبا موجب از بین رفتن نسل بشر شده و مجددا پس از آن بازماندگان آنها با انتشار بر روی زمین و یافتن مکانهای جدید برای زندگی ، دوره بعدی حیات را آغاز نموده اند . بسیاری از صفحات اینترنتی برای اثبات این نظریه به کتیبه های سومریان و تقویم پیشرفته مایاها که در سال 2012 پایان می باید استناد می کنند و معتقدند که در این سال حیات بشر بر روی زمین پایان می یابد و یا بسیاری از جمعیت کره زمین یا دو سوم آن و یا نود درصد جمعیت انسانها از بین خواهند رفت. این اعتقادات از سویی با روایات عصر ظهور در اسلام ارتباط دارد و با حدیثی که در بخش نخست ذکر شد مبنی بر عبور دنباله داری از نزدیکی زمین که در زمانی موجب طوفان نوح شده و سپس در زمان حضرت ابراهیم نزول بلا و عذاب بر قوم لوط را داشته و سپس در زمان حضرت موسی و بنی اسرائیل موجب شکافته شدن دریا و غرق شدن فرعون شده و در زمان حضرت عیسی و شهادت حضرت یحیی اتفاق افتاده و عبور آن در آخرالزمان و نزدیکی ظهور قائم آل محمد نیز به عنوان عذابی برای کافران و بشارتی برای مومنان تاکید شده است.همین ماجرا با جزئیات بیشتر در کتاب “ اژدها و افعی های پرنده “ Flying Serpents and Dragons اثر دکتر بولی نیز به زبان ساده تری توضیح داده شده است همچنان که به سال ۲۰۱۲ نزدیک می شویم UB 313 به ما نزدیک و نزدیکتر می شود. شاهدان ادعا می کنند که این شبها اگر آسمان صاف باشد حتی می توان این ستاره شوم و مسکن خدایان را با چشم غیر مسلح دید. طبق گزارشات زیر زمینی, ناسا سالهاست که این ستاره و سیارات اطراف آن را تحت نظر دارد و اخیرا چندین تصویر از ناسا توسط فرد یا افرادی ناشناس به اینترنت فرستاده شده است. اما با نزدیک شدن UB 313 به زمین به زودی این جرم آسمانی در آسمان ما قابل رویت خواهد بود . برخی معتقدند تا پیش از رسیدن UB 313 به نزدیکی مدار زمین ، ناسا با یک تئوری جدید خبر از عبور یک ستاره دنباله دار و یا یک جرم آسمانی بزرگ را خواهد داد که احتمالا سنگی جدا شده از اقمار مشتری است!دلیل سرپوش گذاری بر روی این مسئله به گمان عده ای از محققان جلوگیری از یک وحشت جهانی است و همچنین پنهان کردن تکنولوژی و علومی فوق پیشرفته دولتها برای سفر به سایر جهانها است.شاید آنها می دانند این امر حتمی است و چاره ای از آن نیست و نمی توان جلوی نزدیک شدن این سیاره را گرفت و آنچه باید اتفاق بیفتد خواهد افتاد و خبر دادن آن بطور رسمی موجب مختل شدن زندگی عادی مردم می شود و نباید مردم را از آن آگاه کرد. آمادگی جهانی برای وقایع سال 2012 : در حالی که منابع رسمی در کشورهای غربی و آمریکا بسیاری از اطلاعات موجود در باره UB 313 (نیبیرو) را انکار می کنند و سعی می کنند به آن وجهه عادی بدهند ، با این حال بسیاری از این کشورها خود را برای وقایع سال 2012 آماده کرده اند و در بسیاری از کشورهای پناهگاههایی مجکم برای این منظور ساخته شده است. در اخبار آمده ، مسئولان یك شرکت در آمریكا قصد دارند پناهگاه تجاری زیرزمینی برای افرادی بسازند که میخواهند از وقایع فاجعهآمیزی مانند برخورد یک سیارک به زمین و یا یک حمله هستهای جان سالم به در ببرند.به گزارش ایرنا، شرکت کالیفرنیایی «وی ووس» اعلام کرد: در حال برنامهریزی برای یک پروژه تجاری است که امید زنده ماندن از رویدادهایی نظیر پایان حیات بر روی زمین در سال 2012 که اقوام «مایا » پیشگویی کردهاند را در دل زنده میکند . بر این اساس این شرکت قصد دارد 20 پناهگاه چندین طبقه هر یک به مساحت 1858 متر مربع بسازد که هرکدام 200 نفر را در خود جا میدهد.این پناهگاه بهگونهای طراحی میشود که بتواند در برابر گرمای 700 درجه سانتیگرادی، وزش بادهایی با سرعت 700 کیلومتر در ساعت، وقوع سیل به مدت 500 ساعت و یا زلزله بیش از 10 درجه ریشتری دوام بیاورد.همچنین بخشی از این پناهگاه شامل سپرهای هستهای مرمت شده زمان جنگ سرد است.مسئولان این شرکت میگویند: ساخت هر پناهگاه با غذا، سوخت، آب، لباس، تجهیزات پزشکی و ابزارآلات امنیتی درون آن، حدود 10 میلیون دلار هزینه برده است. جورج بوش پدر در 11 سپتامبر 1990 جورج بوش پسر در 11 سپتامبر 2001(2001=1990+11) 2012=2001+11 به هوش باشید 11 یعنی برجهای دوقلو همان دو برج سر در لژهای شیطان ادامه مطالب ان شا الله در قسمت بعد...... یا علی |
|||
|
|
۱۴:۲۵, ۲۸/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/دی/۸۹ ۱۴:۳۳ توسط یکدوست.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسیار عالی ، فقط میتونم بگم عالی بود دست شما درد نکنه منتظر بقیه مطلب هستیم
راستی 8 وجهی آزمایشگاه سرن ارتباطی با دروازه 8 وجهی اخرالزمان مایاها داره؟ |
|||
|
|
۱۷:۴۳, ۲۸/دی/۸۹
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
دوست عزيز اين مقاله به خيلي از مسائل جواب ميده.كمي صبر كنيد جوابهاتون رو ميگيريد.
ياعلي |
|||
|
|
۶:۴۷, ۲۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
و لما جاءهم رسول من عند الله مصدق لما معهم نبذ فریق من الذین اوتو الکتاب،کتاب الله وراء ظهورهم کانهم لا یعملون*و اتبعوا ما تتلوا الشیاطین علی ملک سلیمان و ما کفر سلیمان ولکن الشیاطین کفروا یعلمون الناس السحر و ما انزل علی الملکین ببابل هاروت و ماروت و ما یعلمان من احد حتی یقولا انما نحن فتنه،فلا تکفر،فیتعلمون منهما ما یفرقون به بین المر و زوجه و ما هم بضارین به من احد الا باذن الله و یتعلمون ما یضرهم و لا ینفعهم و لقد علموا لمن اشترئه ما له فی الاخره من خلق و لبئس ما شروا به انفسهم لو کانوا یعلمون)(سوره بقره آیات 101-102) (و چون پیامبری از جانب خدا برای آنان فرستاده شد،که به راستی کتاب آسمانی که نزد خودشان بود گواهی می داد،گروهی از اهل کتاب کتاب خدا را پشت سر انداختند،گویی که از آن هیچ نمی دانند!؟*و سخنانی را که شیاطین در ملک سلیمان می خواندند پیروی کردند،و البته سلیمان هرگز به خدا کافر نگشت.لیکن آن شیاطین که به مردم سحر و جادوگری می آموختند کافر شدند.و نیز پیروی کردند از آنچه بر آن دو فرشته،هاروت و ماروت،در بابل نازل شد.در حالیکه آن دو فرشته به هیچ کس چیزی نمی آموختند مگر آنکه به او می گفتند:"ما و کارمان فتنه و آزمایش است.مبادا کافر شوی!"و شیاطین از آن دو چیزهایی می آموختند که با آن بین انسان و زوجش جدایی افکنند.هرچند به کسی زیانی نمی رسانیدند،مگر آنکه خدا می خواست.و چیزی می آموختند که به خلق زیان می رسانید و سودشان نمی بخشید.و محققا می دانستند که هرکه چنین کند در آخرت هرگز بهره ای نخواهد یافت و آنان به بهای نفس خود،زشت ترین متاع را خریدند،اگر می دانستند!) آیا پول با انسان حرف می زند؟ بلی حرف می زند و ممکن است حرفهایی بیش از آنچه ما می پنداریم برای گفتن داشته باشد. ما در این مقاله ( به ترتیب قسمتهای 7 ،8،9 و 10 دروازه های ستاره ای) می خواهیم از برخی نمادها و سمبلهای جادویی که در اسکناس دلار آمریکا وجود دارد رمزگشایی کنیم.هر چه تا بحال از دلار آمریکا شنیده اید فقط نیمی از حقیقت است.بقیه داستان را اینجا بشنوید. ولی قبل از آنکه مستقیم سر اصل مطلب بروم کمی مقدمه پردازی لازم است.مقدمات شامل توضیحاتی در باره کارت های فالگیری تاروت و چیزی به اسم طلسم می باشند. خواهشمندم مرا متهم به خرافی بودن و غیر علمی حرف زدن نکنید..اما آنچه به خورد همه ما داده اند حقیقت ندارد که دین و باورهای الاهی با علم تناقض دارد.به نظر من باور و به دین و ایمان دینی مستلزم تفکر و تعمق دقیق علمی است. و به باور من ظهور موعود آخرالزمان مقارن با یک جهش علمی بزرگ در دانش بشر است. آنچه که امروز در جهان شروع شده و در حال اوج گرفتن است.من در این مقاله نمی خواهم برای رمال ها و ساحران و پیشگوها تبلیغ کنم .ولی اعتقاد دارم که باور به این نیروها و پدیده های ماوراالطبیعه اصلا و ابدا در تناقض با علم نیست . بلکه دقیقا عین علم است.شاید تا چند سال پیش می شد همه چیز را انکار کرد ولی امروز دیگر حنای پزتویتیست های مادی گرا رنگی ندارد و دریچه های جدیدی از علم بروی بشر گشوده شده است که امکان وجود این پدیده های ماورائی را رد نمی کند. اگرچه وظیفه ما که ادعای منتظران حقیقی موعود آخرالزمان را داریم تدبر و تحقیقات علمی است ولی باید اذعان کنم که از انجام این وظیفه بسیار دور افتاده ایم .اکثر آنچه که در این مورد در ایران امروز می بینیم یا سیاسی کاری است یا ترویج خرافه گرایی یا تکذیب و تمسخر.حقیقتا آنچه که امروزه جوانان علاقمند در کشورهای غربی برای رسوا کردن شیطان و دجال آخر الزمان انجام میدهند قابل ستایش است.و وظیفه ما جوانان شیعه و دوستدار اهل بیت را دو چندان می کند.شاید این که در روایات ما آمده است در آخرالزمان خورشید از غرب طلوع می کند مصداق این قضیه باشد. در مورد 11 سپتامبر و اینکه اعداد 9 و 11 و Ground Zero در کابالا و جادو چه معنی دارند حتما مطلب می ذارم. شکافتن این داستان و مستنداتی که درباره این حادثه وجود داره خود بحث جدا و مفصلی می طلبه. در اینجا می خواهم تمرکز رو روی دلار و اینکه دلار یه طلسمه بگذارم. حضرت علی (علیه السلام) در پاسخ به سوال یکی از یارانشان درباره ی دجال، می فرمایند: او اعور است و در پیشانی یک چشم دارد و « ... و خلفه جبل أبيض يري الناس أنه طعام ... »« ... و در پشت او (دجال) کوه سفیدی است که مردم آن را طعام (غذا) می پندارند .. اسکناس 1 دلاری آمریکا، نماد پول، ثروت و رفاه است؛ تا جایی که عکس 1 دلاری آمریکا، بر روی جلد بسیاری از مجلات اقتصادی به چشم می خورد و نماد ثروت و قدرت می باشد. بدین ترتیب می توان گفت که اسکناس 1 دلاری آمریکا چیزی است که در نظر اکثر مردم، ثروت، رفاه و ... را به همراه دارد و بسیاری از مردم برای به دست آوردن آن، تلاش های بسیاری می کنند و حتی در این راه، گهگاه به اعمال ناشایست نیز دست می زنند. به عبارت دیگر، اسکناس مذکور چیزی است که مردم آن را نان می بینند. (البته جالب است بدانیم که اهمیت پول در بین مردم دنیا به قدری زیاد است که در بسیاری از زبان های دنیا (از جمله فارسی و انگلیسی)، کلمه ی (نان : Bread) به معنای « پول : Money » نیز می باشد.) .بگذریم... لازم است کمی درباره کارتهای تاروت توضیح دهم . اگر در ویکی پدیا جستجو کنید درباره کارتهای تاروت اطلاعاتی وجود دارد .. کارتهای تاروت کارت تاروت علم پیشگویی توسط کارتهای تاروت طی قرون گذشته یکی از باستانیترین روشهای علوم باطنی محسوب گردیده است که از دیر زمان توسط حکیمان،فرزانگان و آینده نگرهای کابالیست و مشرک نه تنها برای تفال و پیشگویی بلکه به قول آنان برای پرورش صحت نفس و تعالی روح نیزمورد توجه بوده است. فلسفه تاروت بعنوان یک مکتب رمزی به زبانی سخن میگوید که از فکر انبوه انسانی برخواسته و از روح و روان او سرچشمه یافته ،و تفهیمی از معنای درونی نمادها را ارائه میدهد . کارتها در بالاترین مرتبه خود قدرتهای سری و حکمت محرمانه را منتقل میسازند . در قرن هجدهم باستان شناس فرانسوی کوردوجیلین (Court de Gebelin 1725-1784) و سایر فلاسفه فرانسوی اعلام کردند که مبداء کارتهای تاروت از مصر سرچشمه یافته و شامل خالصترین اعتقادات روحانیون مصری بوده و حتی الامکان از چشمان بیگانگان دور نگه داشته شده است. بعد از انقلاب فرانسه آزادی جدید در اروپا جاری شد . (خود انقلاب فرانسه محصول یک پروژه ماسونی کابالیستی است )مکتبهای محرمانه در مکانهای رمزی یکبار دیگر شکوفا شدند و این موقعیت جدیدی برای معرفی و شناخت فلسفه تاروت محسوب گردید . مفاهیم اشکال تاروت از گنجینه عناصر اسطوره ای ، مذاهب ، آئین و باورهای سنتی و اجتماعی جوامع انسانی گرفته شده است . زبانها تغییر کرده اند اما تصاویر باقی می مانند . جانی که از ورای این کارتهای کهن با ما سخن میگوید ، از عرفان عهد عتیق ریشه گرفته است و هر بار که این تصاویر در مقابل ما رخ می گشایند ، میتوان به آئینه تغییر ناپذیر زندگی انسانی دست یافت و به محوطه بی انتهای هستی سر کشید . کوردوجبلین معتقد بود که تاروت نوشتاری شگفت انگیز است زیرا بنحوی تمامی جهان و مراحل مختلف چرخه زندگانی بشری به آن مرتبط است و این وجوه مختلف به ویژه در رمزهای کبیر گنجانده شده است . او تاروت را تنها کتاب بازمانده از مصر باستان میداند که اسرار روح بشری را برای سالکان به جا گذارده و سالیان دراز بدلیل آشفتگی مصر و سوختن کتابهای گرانقدر آنها مفقود مانده بود. بقایای اصلی این نوشتار کهن را مدیون کولیهای چادر نشینی هستیم که قرنهای متمادی در اختیارشان بوده است و از فضایل آن در جهت امر تفأل بهره میبردند و عامل دلمشغولی آنها بوده است . کوردوجبلین در این باب میگوید : تصاویر و عملکرد تاروت جنبه آرمانی دارند و آرمان گرائی تصاویر تاروت کلید خرد و نیروهای نهان عهد عتیق است . این آرمانها با نظریههای فلسفی و مذهبی مصریان قدیم چنان مطابقت دارد که نمی توان آنها را یکی از آثار این ملت ندانست . در قرن نوزدهم یک کابالیست فرانسوی به نام الیفاس لوی (Eliphas Levi 1810-1870) به ارتباط مابین 22 کارت رمزهای کبیر و 22 حروف الفبای عبری پی برد .مبدأ حروف زبانهای بشری 16 علامت هیروگلیف اولیه است که از سرچشمه الفبای اولیه است و 22 حروف الفبای عبری مستقیما از علامات هیروگلیف مشتق شده اند . بنابراین اصول ثابتی چون حروف عبری و اعداد یا ارقام همگام با این نمادها که از دانش ماوراءالطبیعه سرچشمه یافته اند ، ارائه شده است . در عین می توان حروف الفبای عبری را با بیست و دو جاده درخت کابالیستی در ارتباط دانست ، و مترتباچهار خالهای رمزهای صغیر را با چهار عنصر آب ، باد ، آتش ،خاک و حروف مقدس عبری « ی ه و ه » مرتبط دانست . حروف رمزی « ی ه و ه» وحدت با مبدا را نشان میدهد و در نمادگرائی تمام کتب معنوی به کار میروند ، تاروت بطور کلی بر مبنای همین حروف ساخته شده است . «لوی» «تاروت » را کلید «کابالا» و کلید سلیمان میدانست . او میگفت « ما موفق شده ایم یا کشف این حلقه پنهان ، گورستان دنیای کهن را بگشائیم و مردگان را به کلام آوریم ، و به بقایای کهنه عهد عتیق با تمام عظمتشان بنگریم ، و معمای همه ابوالهولها را بدانیم، و به تمام معابد و صندوق الواح آنها نفوذ کنیم . این کلیدی ست که استفاده از آن در گذشته مجاز نبوده و راز آن تنها به سرسپردگان منتقل می شده است. دکتر جرارد انکاس (Gerard Encausse) متولد 1865 جادوگر فرانسوی علوم خفیه قرن نوزدهم که به نام مستعار پاپوس Papus معروف است در علوم باطنی کشفیات بسیاری نمود. او بیشتر اوقات خود را به علوم خفیه اختصاص می داد و مجموعه تحقیقات اودر زمینه ثورا در سال 1889 در کتابی با عنوان پاپوس انتشار یافت . پاپوس رهبر مکتب کابالائی صلیب گل سرخ بود و مکتب معروفی موسوم به نام خاموشان گمنام (Silenicieux Inconnus) را نیز تاسیس نمود. طلسم انسان موجود بسيار پيچيده اي است و داراي قدرتهاي عجيب و غريب فراوان مي باشد، كه اين خود نشانه و آيت عظمت خالق تواناست(فتبارك الله احسن الخالقين). از اين روست كه مي تواند كارهاي خارق العاده و غير طبيعي انجام دهد، اين گونه كارها معمولاً از ابعاد فيزيك و متافيزيك وجود بشر منشاء مي گيرد. در بعد فيزيك انسان مي تواند با كمك ابزار و با انجام تمرينات، سرعت خود را در انجام برخي كارها افزايش دهد و يا نسبت به برخي پديده ها عادت پيدا كند كه براي سايرين عجيب مي نمايد. در بعد متافيزيك انجام اين كار با استفاده از نيروي هاي رواني، فرارواني و روحي صورت مي گيرد. برخي افراد با بهره گيري از اين توانايي هاي خارق العاده اقدام به پيشبرد اهداف شوم خود مي كنند و يا حداقل اين امور را بهانه اي براي كسب درآمدهاي مالي و مادي قرار مي دهند. طلسم نوشتهای از کلمات و اشکال و ارقام و جداول است که دعانویسان و جادوگران و فالبینان، بسته به میزان ماندگاری مورد نظرشان، روی کاغذ و تکه فلز و پوست و حیوانات نقش میکنند. تفاوت مهم میان دعا و طلسم این است که دعا را به زبان مرسوم و کامل مینویسند، ولی در طلسم کلماتی از دعا را با حروف ناخوانا، خط و نقطه و حروف شکلی مینویسد .و به همین دلیل فهم نوشتههای روی آن برای همه ممکن نیست. هدف اصلی ما اینجا تمرکز بروی این نکته است که نشان دهیم دلار آمریکا یک طلسم است. طلسمی که با آن مردم جهان را مسخ کرده و به بردگی کشیده اند. جناب آقای آلیستر کرولی را به یاد دارید؟ ایشان را تا حدی در مقالات (دروازه های ستاره ای یا دروازه های جهنم) معرفی کردیم. یکی از کتابهای صادره از جانب ایشان کتابی است به نام The Lesser Key of Solomon.(کلید کوچک سلیمان) این کتاب با این عبارت شروع می شود: Geotia for invocation and Convocation of spirits,Necromancy,witchcraft and Black Art. Geotia یک کلمه لاتین میانه است.خلاصه یعنی اینکه این کتاب کتابی برای احضار ارواح خبیث، فراخوانی شیا طین و جمع آوری آنها به منظور تسخیر آنها و استفاده از نیروی آنها در هنر سیاه سحر و جادو. این کتاب گرانقدر و با ارزش برای آقایون جادوگر کاری مشترک از Aliester Crowley S.L Macgeregor Mather است. این کتاب حکم یک کتاب مرجع برای جادوگرانی است که در رشته Talismanic Magic فعالیت می کنند. و اگر تعجب نمی کنید باید که خدمتتان عرض کنم این ساحران زبردست در همین ایران خودمان ،بله همین تهران فعالیت گسترده ای را انجام می دهند و انواع و اقسام کلاسها و دوره های آموزشی جادوگری را برگزار می کنند. و مشتریان زیادی هم دارند که غالبا جوان و نوجوان بوده و پس از دیدن تمام قسمتهای harry potter و شستشوی ذهنی آماده شده و تصمیم گرفته اند دست بکار شده و جادوگری را عملا بیاموزند. در مقدمه این کتاب ،تعریفی اولیه از جادو Magic ارائه می شود. اینگونه که جادو ، مطلقترین،آسمانی ترین و بالاترین علم در فلسفه طبیعی است.این علم و دانش از شناخت عمیق ذات و حقیقت درونی اشیاء و دانستن روش درست استفاده از آنها برای منظور خود نشات می گیرد.اینگونه که اگر داروی مناسبی را برای مریضی استفاده کنید،نتایج خارق العاده و باور نکردنی را مشاهده خواهید کرد. پس در اینجا جادو به عنوان یک علم تعریف می شود. البته علمی که باید از دید اکثریت مردم مخفی نگاه داشته شود. در این تعریف جادوگران محققان و دانشمندانی معرفی می شوند که با سعی و تلاشی زیاد به عمق ماهیت پدیده های طبیعی نفوذ می کنند و پس از آنکه به راز چگونگی این پدیده ها پی بردند.آن را از چشم انظار عمومی مخفی می کنند. و با مهارتی زیاد این قوانین را اجرا کرده تا نتایج حاصله در دید مردم عادی و عوام الناس بصورت یک معجزه نمود پیدا کند. فرض کنید شما یک گوشی تلفن همراه یا iPhone را داشته باشید و بتوانید به مثلا 200 ،300 سال پیش بروید.برای شما این گوشی تلفن فقط یک وسیله ساده است که محصول علم و تکنولوژی است.شما واقعا می دانید که درون این تلفن چه فرایندی روی می دهد و این وسیله برای شما شیئی جادویی نیست. ولی آیا برای میزبانان شما در این سفر زمانی به 300 سال پیش هم اینگونه است؟ اگر شما از آنها فیلمی بگیرید و به خودشان نشان دهید،آنها شوکه می شوند.چون درک و هضم حقیقت و علمی که این وسیله با آن کار می کند برایشان ممکن نیست.برای آنها شما یک جادوگرید که در حال انجام دادن یک معجزه هستید. این قضیه دقیقا امروز هم صادق است. بله دوست من در قرن بیست و یکم.ما هنوز نمی توانیم ادعا کنیم که بشر به تمام دانش دست پیدا کرده و راز کائنات برای او بطور کامل مکشوف شده است.پس اگر گروهی در جمع مخفی خویش به علومی دست پیدا کرده باشند که عموم مردم از آن علوم بی خبرند، به راحتی می توانند آنها را جادو کنند. جناب آقای الیستر کرولی و همکاران جادوگرش در این کتاب از نیروهای عجیب و ناشناخته ای حرف می زنند. نیروهایی که قدرت انجام دادن کارهایی را دارند.دوستانی که چند واحد فیزیک پاس کرده باشند،حتما با مفهوم نیرو Force یا Power و کار آشنایی دارند. 1 در حال حاضر ما چهار نیروی بنیادین را در طبیعت می شناسیم: 1-نیروی گرانش 2-نیروی الکترو مغناطیس 3-نیروی هسته ای قوی 4 نیروی هسته ای ضعیف در فیزیک ما رفتار پدیده ها را با این چهار نیرو تفسیر کرده و توضیح می دهیم. در متافیزیک نیروهای دیگری نیز دخیلند.جالب است بدانید که با پیشرفت فیزیک ..هر روز و لحظه به لحظه شکاف و جدایی بین فیزیک و متافیزیک کمتر و کمتر می شود . به شکلی که بسیاری از فلاسفه ماورالطبیعه قرن ما فیزیک دان و بسیاری از فیزیک دانان فیلسوفند. پس به دوستانی که سعی دارند خیلی علمی به این بحثها نگاه کنند یک جمله می گویم: (Absence of Evidence is not the Evidence of Absence) پس اگر ما در اینجا از نیرویی سخن می گوییم که شما هنوز در آزمایشگاه های فیزیک آن را اندازه گیری نکرده اید. نمی توانید ادعا کنید که این نیرو ها وجود ندارند... (دقت کن و بفهم) جناب آلیستر کرولی فصول کتاب را اینگونه نام گذاری کرده اند: 1-فصل اول(GEOTIA) :که در آن نشان داده می شود چگونه ارواح شرور(شیاطین شرور) را به بند کشیده و از آنها برای انجام کارهای روزمره استفاده کرد. 2- فصل دوم (THEURGIA-GEOTIA):که در آن به نیروهای دیگری پرداخته شده است.در این فصل از ارواحی سخن به میان آمده که نیمه خوب و نیمه شرورند.آنها را در این کتاب ارواح رقیق یا هوایی نامیده اند. 3- فصل سوم(PAULINE ART): ارواحی که بر ساعات سیاره ای فرمانروایی می کنند.و اینکه هر روح(نیرو) دارای چه درجه و رتبه ای است و علامت آنها کدام است.از نظر آنان هر روز هفته به سیاره ای خاص متعلق بوده و در هر ساعت آن روز روح یا (نیروی) خاصی فرمانروایی می کند. 4 -فصل چهارم (ALMADEL) یا (SOLOMON)نامگذاری شده: در اینجا به ارواحی پرداخته شده که بر چهار ارتفاع مختلف یا 360 درجه Zodiac فرمانروایی می کنند.این ارواح از نظر ایشان ارواح خوب بوده و به نام THEURGIA نامیده شده اند. 5-فصل پنجم : (ARS NOVA): این فصل به نیایشها و ادعیه ای اختصاص دارد که سلیمان در محراب یا قربانگاه معبد از آنها استفاده می کرده است.اینجا اینگونه ادعا شده است که این ادعیه توسط میکائیل(علیه السلام) فرشته درگاه الهی به سلیمان الهام شد.در اینجا ادعا شده که سلیمان نوشته هایی را نیز به دست آورد که با دست خود خدا نوشته شده بودند. و با این دست نوشته ها بود که سلیمان دانش عظیم خود را بدست آورد و تمام هنرها و جادوهای خوب و بد را آموخت.این دانش را چون از این نت ها و دست نوشته ها بدست آمده NOTARY ART نامیده اند. در این کتاب تمام اطلاعات مربوط به این نیروها را که سلیمان در اختیار داشت،جمع آوری نموده اند.اینکه نام هر روح چیست؟ دستورات او چیست؟ محل فرمانروایی او چیست؟ مهر یا نشان یا نماد آن ارواح چیست؟ و خصوصیات و توانایی های هرکدام چیست؟ این کتاب شامل سری ترین اسرار الهی است که برای سلیمان مکشوف شده بود. این کتاب اولین بار توسط یک ربی یهودی Rabbi در اورشلیم کشف شد .که به زبان کلدانی Chaldee و عبری بود.او آن را به یونانی ترجمه کرد و سپس به لاتین ترجمه شد. آنچه در این کتاب به وفور می بینید تصاویر مهرها و نشانهای مخصوص این نیرو هاست. در اینجا تصویر برخی از این مهرها را مشاهده می کنید. همانگونه که مشاهده می کنید .تمامی این اشکال مرموز و عجیب و غریب درون یک دایره محصور شده اند . در حاشیه این دایره نیز حروفی نقش بسته است. |
|||
|
|
۱۱:۵۶, ۲۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
احسنت بر شما خیلی خوب بود معلومه که حسابی زحمت کشیدی راستی اگر امکانش هست پس از پایان سری مقالات نسخه کامل PDF رو در اختیار بگذاری ممنونت میشیم
|
|||
|
|
|
|
|





![[تصویر: lg04alien02017.jpg]](http://www.displaystatues.com/images/lg04alien02017.jpg)
![[تصویر: thesmo.gif]](http://www.ocf.berkeley.edu/%7Etcf/pictures/thesmo.gif)



![[تصویر: lilith212ls.jpg]](http://img62.exs.cx/img62/2500/lilith212ls.jpg)
![[تصویر: horus_sm.jpg]](http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:tAEOqm48YY-0GM:http://www.windows2universe.org/mythology/images/horus_sm.jpg)
![[تصویر: Eye_of_Horus_web.jpg]](http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:q-rHxBQSjtH37M:http://www.feandft.com/Eye_of_Horus_web.jpg)
![[تصویر: osiris_isis_horus.jpg]](http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:TYB-KRcIp6-CDM:http://worldreligion.nielsonpi.com/media/osiris_isis_horus.jpg)
