|
عكس ديدني از آيتالله بهجت؛ دائم الذكر
|
|
۱۳:۳۴, ۲۷/اردیبهشت/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/تیر/۹۰ ۱۶:۰۸ توسط parisan.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
آقاي بهجت مي گفتند امام (رحمة الله علیه) مراتبي در عرفان دارند كه گفتني نيست
روابط امام و آقاي بهجت را كسي نمي توانست درك كند كه چي هست. در اوج مبارزات كه با شاه درافتاده بود و مي گفت شاه بايد برود يكي از آقايان به آيتاللّه بهجت عرض كرد: آقا! آقاي خميني اينجور صحبت مي كند، شما احتمال نمي دهيد خيلي تند مي رود؟! آقاي بهجت تأملي كردند و ... روش آية اللّه العظمي بهجت قدس سره در تدريس: ============================= حدود 12 سال به درس آقاي بهجت مي رفتيم درس فقه، مكاسب و طهارت؛ كه خود درس گفتن ايشان هم از نظر علمي يك بحث مفصل دارد كه سبك درسش با درس هاي ساير آقايان متفاوت بود. ايشان موضوع را مي گفت و تمام مسايلش در اين رابطه بيان مي كرد، بدون اين كه بگويد كي گفته و كي نگفته و بدون اين كه بگويد من چي مي گويم، او چي مي گويد و بدون اين كه اصلا اسم ببرد از كسي، مطالب را مي گفت مي رفت، اين شاگرد بود كه مي بايست برود مطالعه كند و جان بكند تا بفهمد كه اين آقا حرفي كه گفته، از كي گفته و اين اشكالي كه داشته، به كدام يكي از آقايان بوده، اسم كسي را نمي برد، خود آدم بايد مي فهميد. سبك درسي ايشان در هيچ كدام از آقايان نبود. به قدري هم در نقل عبارات و مطالب و روايات دقيق بودند كه انسان از دقت ايشان تعجب مي كرد. چند خاطره از ارتباط امام خميني و آيت اللّه العظمي بهجت قدس سرهما: ========================================= آقاي بهجت به خودم فرمود: «من مسايلي را از آقاي خميني مي دانم در امور معنوي، كه نه حالا مي گويم و نه خواهم گفت، گفتني نيست»، شخص آقاي بهجت دو سه مرتبه اين را گفتند. هرچي گفتيم آقا! خوب بفرماييد چي هست؟ ايشان فرمود: «نه گفتني نيست، آقاي خميني مراتبي داشتند كه گفتني نيست.» بعد از پيروزي انقلاب، آقاي بهجت بعضي اوقات از ايشان احوال پرسي مي كرد، من هم مي گفتم حالشان خوب است. دو سه مرتبه به من گفتند: «به آقاي خميني بفرماييد كه فردا صبح دو تا گوسفند ذبح كنند و بدهند به فقرا»، من مي آمدم به آقا عرض مي كردم كه آقاي بهجت اين جور گفتند. ايشان مي فرمودند: «به فلاني بگو زود اين كار را انجام بدهد.» يك قصابي بود كه ما از او گوشت مي گرفتيم، به ايشان مي گفتم كه آقا فرمودند دو تا گوسفند بكشيد و همان جا خرد كنيد و هر كس كه مي آيد در دكان گوشت مي خواهد بگيرد و مي بينيد ضعيف است؛ شما از گوشت آن دو تا گوسفند به فقرا بدهيد. يك روز هم آقاي بهجت به من گفتند: «فوري به آقا بگوييد سه تا گوسفند بكشند»، اين مربوط به آن زمان هايي بود كه ساواكي ها مي آمدند، مي رفتند و منزل امام در خطر بود. هرچند امام خميني سر سوزني از اين چيزها باك نداشت ولي در عين حال آقا مي فرمودند كه به قصاب بگو: زود، سه تا گوسفند بكشند و همين امروز بين فقرا پخش كنند. ارتباط اين آقايان ارتباط تنگاتنگ عرفاني و سلوكي بود. هم امام آقاي بهجت را مي شناختند و هم آقاي بهجت امام خميني را؛ و ما متأسفانه هيچ كدام را نمي شناختيم! براي اين كه آن ها به قدري از نظر وضع علمي و سلوكي بالا بودند كه ما همين يك ظاهري را متوجه مي شديم، كه آقايان اهل ذكرند اما دو نوع ذكر، امام ذكر لفظي نداشت كه مثلا بنشيند بگويد يااللّه يااللّه يااللّه، اما انسان متوجه مي شد كه دارد در دلش ذكر مي گويد، ولي آقاي بهجت نه، آقاي بهجت اهل ذكر لفظي بود آن هم ذكر مخصوص با تسبيح؛ صدتا، هزارتا، دو هزارتا؛ گاهي مي فرمود مثلا شما صدتا صلوات بفرست براي بعضي كارها، و از اين جهت شاگردپرور بودند؛ ولي امام كتوم بودند. از امام در اين مسايل سؤال هم مي كرديد، جواب نمي فرمودند. من يك روز از ايشان سؤال كردم كه آقا اين جمله اي كه در عبارت دعاي شعبانيه هست كه: «الهي هب لي كمال النقطاع اليك و انر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك»، يعني چي؟ ايشان فرمودند: «انشاءاللّه بزرگ مي شوي مي فهمي»! به من چيزي نگفتند. آن وقت سنّمان كم بود، منتها بزرگ هم شديم هنوز نفهميديم! آن ها فهميدند راه هايي كه آن ها رفتند ما نرفتيم، آن ها چيزي غير از خدا برايشان مسئله نبود. روابط امام و آقاي بهجت را كسي نمي توانست درك كند كه چي هست. در اوج مبارزات كه با شاه درافتاده بود و مي گفت شاه بايد برود شاه غلط كرده و ... يكي از آقايان به آيةاللّه بهجت عرض كرد: آقا! آقاي خميني اينجور صحبت مي كند، اينجور كار مي كند، شما احتمال نمي دهيد خيلي تند مي رود؟! آقاي بهجت تأملي كردند و فرمودند: «آقا! شما احتمال نمي دهي آقاي خميني كند مي رود؟!» ببينيد جمله را، از كسي نشنيديد تا حالا؛ آقاي بهجت احتمال مي داد كه آقاي خميني كند مي رود، در راه خدا و در راه مبارزه و حكومت اسلامي خيلي بايد از اين تندتر مي رفت؛ منتها چون امام در دست گرفته بود پرچم انقلاب و نهضت را، شخص ديگري به خودش اجازه نمي داد دخالت كند. آن وقت در ضمن صحبت ها و درس ها هم آقاي بهجت بعضي اوقات مي فرمودند كه «آقاي خميني را خداي متعال حفظ مي كند،» اين جمله خيلي براي من جالب بود. امام را در شبي كه گرفتند و از قم بردند، مي خواستند اعدام كنند، ولي با دعاي عده اي اين مشكل برطرف شد. آية اللّه بهجت در همان ايام به من فرمود: «آقاي خميني را خدا حفظ مي كند». يك روز آقاي بهجت من را خواستند و فرمودند: «يك نامه كوچكي دارم كه اين را مي خواهم بنويسم بدهم به شما، كه ببري پيش آقاي خميني.» ايشان نامه را نوشتند و در پاكت گذاشتند و من پاكت را بردم جماران به امام دادم. امام باز كردند و خواندند و دو مرتبه فرمودند: «سلام برسانيد به ايشان، سلام مرا برسانيد و بگوييد كه چشم انجام مي دهم»، چي بود و چي شد، من اطلاع ندارم. امام هر نامه اي كه مي آمد مي گذاشتند جلويشان يا يك طرف كه بردارند، اما اين نامه را در جيبشان گذاشتند. رابطه اين ها اين جوري بود، يك دفعه ديگر هم ايشان فرمودند: «شما برويد به امام بگوييد، كه مسئله نفت را حل كنيد»، اما چي بود، من ديگر اطلاع ندارم، خودشان مي دانستند كه چي مي خواهند بگويند. اين ها معلوم مي شود كه ايشان هم در امور سياسي دخالت داشت و هم در امور معنوي و علمي. من رفتم خدمت امام عرض كردم كه آقاي بهجت سلام رساندند و گفتند مسئله نفت را حل كنيد، امام چند لحظه اي فكر كردند و لبخندي زدند، بعد گفتند: «سلام ما را برسانيد و بگوييد كه از راهنمايي تان استقبال مي كنم». راه سلوك از نگاه مرجع عارف: ================== ايشان مي فرمودند: «راه سلوك يك چيز است و اگر كسي بخواهد به خدا برسد؛ يك كار بايد بكند»، گفتم: آقا! يك كار كه خيلي آسان است؟! «گفتند: فقط ترك معصيت بكنند و از واجبات هرچي مي توانند انجام دهند» مي فرمودند: «اگر كسي در راه عرفان، معصيت خدا را ترك كرد، به يك مقاماتي مي رسد؛ و اگر كسي معصيت بكند، هرچي هم دعا بخواند، نماز بخواند و اوامر را انجام بدهد، مثل اين مي ماند كه يك سر سوزن آتش بيايد و همه اين خرمن را بسوزاند. راه سلوك اين است كه انسان از معصيت كناره بگيرد، چشمش، زبانش، قلبش و دست و پايش معصيت نكند». ارتحال مرجع فقيد: =========== روز ارتحال ايشان، من رفته بودم چيزي بخرم، از در مغازه كه وارد شدم، شنيدم راديو دارد اعلام مي كند كه آيةاللّه العظمي بهجت دار فاني را وداع گفت، من ديگر همانجا نشستم و قدرت رفتن نداشتم. يك آقايي همراه ما بود، يك ساعتي آن جا نشستيم، بعد رفتيم منزل ايشان و با علي آقا صحبت كرديم و متوجه شديم كه ايشان ظرف هفت هشت ساعت مريض شده و وفات كردند. ناراحتي هم به كسي ندادند و اذيت هم نكردند، از يك هفته قبل ايشان غذا نمي خوردند. علي آقا مي گفت: غذا نخوردند الا يك چايي، يك ليوان آبي چيزي، غذا نخوردند، و اين براي من خيلي نگران كننده بود، دو جا من خيلي نگران شدم يكي وفات امام بود يكي هم وفات ايشان. زندگي ايشان استثنايي بود. وفاتشان هم استثنايي بود، تشييع جنازه ايشان هم استثنايي بود. دفن پيكر پاك آية اللّه العظمي بهجت در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه سلام اللّه عليها ================================================== من دو سه سال قبل، به علي آقا بهجت گفتم: علي آقا! بالاخره آقا هم وفات مي كند خوب من هم مي ميرم! همه مي ميرند! اگر من بودم و آقا وفات كردند كجا دفن كنيم آقا را؟ ايشان گفت: حالا كه وقت مانده، آقا حالا كه نمي ميرند! وقتي كه ايشان وفات كردند؛ من رفتم آن جا با ايشان صحبت كرديم. علي آقا گفت كه فلان جا. (همان جا كه الان دفن است.) گفتم آخر اين جا؟! گفت: همين جا بايد باشد ولاغير! جاي ديگر نبايد باشد! رفتيم سنگ هاي آن جا را برداشتيم و ديديم كه آن جا بتون آرمه است. گفتيم بتون آرمه را شكافتند حدود شصت سانتيمتر بتون آرمه رفتند پايين، آن جا يك زمين بكر بود بدون اين كه چيزي در آن دفن شده باشد، حالا علي آقا از كجا مي گفت كه اين جا به نظر من خيلي خوب است، ديگر من نپرسيدم كه آيا آقا خودشان چيزي گفته بودند و وصيتي كردند يا نه؟ نپرسيدم و اين جا ايشان دفن شدند كه بسيار جاي جالبي است و رفت و آمد مردم بسيار راحت است. منبع: نشريه افق حوزه - ويژه نامه اولين سالگرد ارتحال آيت الله بهجت(قدس سره) |
|||
|
|
۱۸:۱۶, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
|
۱۸:۲۸, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
واقعا جای تاسف داره بیشتر مردم قبل از وفات ایشون رو نمیشناختند وقتی که از دنیا رفت تازه فهمیدند که همچین کسی در وجود داره.
|
|||
|
|
۱۹:۵۲, ۱۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مرداد/۹۰ ۱۹:۵۶ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۱۵/مرداد/۹۰ ۱۸:۲۸)mohammad74 نوشته است: واقعا جای تاسف داره بیشتر مردم قبل از وفات ایشون رو نمیشناختند وقتی که از دنیا رفت تازه فهمیدند که همچین کسی در وجود داره. سلام دوست من این که ما هر از چند گاهی عکسی از آن بزرگوار میگزاریم نشان از نشناختن او قبل از وفات ایشان نبوده بلکه برای زنده نگه داشتن نام و یاد ایشان است برای شادی روح آیت الله بهجت صلوات |
|||
|
|
۰:۲۲, ۱۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
خداوند رحمت کند این بزرگوار رو
یکی از جملاتشون اینه: ای کاش می نشستیم و در باره این که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه وقتی ظهور می کنند با هم گفتگو می کردیم برای شادی روحشان فاتحه ای می فرستیم |
|||
|
|
۱:۳۲, ۱۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
به دوستان بر نخوره ! یادمه که یکبار جایی شنیدم این ملت زنده کش مرده پرست
یعنی عین واقعیت هستش بدون شک من به این جمله ایمان دارم نمونه اش هم همین آيتالله بهجت - استاد محمد نوری - روح اله داداشی خسرو شکیبایی و... البته اسم این عزیزان که کنار هم آورده شده نشان از ایمان یکی بودن این افراد نیست |
|||
|
|
۱۲:۲۵, ۱۷/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۰ ۱۲:۲۸ توسط mahdiyar.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۱۵/مرداد/۹۰ ۱۸:۲۸)mohammad74 نوشته است: واقعا جای تاسف داره بیشتر مردم قبل از وفات ایشون رو نمیشناختند وقتی که از دنیا رفت تازه فهمیدند که همچین کسی در وجود داره. کاش الان بشناسن رفیق.. (۱۵/مرداد/۹۰ ۲۱:۳۲)mohammad74 نوشته است: عزیز من کسی که در تالار مربوط به مسایل مذهبی عضو است امکان ندارد که همچین شخص بزرگواری رو نشناسد ببخشین پا برهنه میام تو بحثتون البته شناخت داریم تا شناخت.. شناخت مراتب داره آره هر کدومی تا اندازه ای یه شناختی داریم اما اندازه اش رو خدا عالمه یا علی |
|||
|
|
۱۲:۰۹, ۲۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
اگه مطلب یا عکسی از آیت الله العظمی بهجت (رحمة الله علیه) (العــــبد) دارید اینجا قرار بدید تا دوستان استفاده کنند . ![]() عکس آیت الله بهجت سه روز قبل از رحلت
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| در محضر آیت الله بهجت | بیداری اندیشه | 41 | 24,548 |
۷/اسفند/۹۶ ۱۶:۵۱ آخرین ارسال: Hadith |
|
| سخنان آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | Agha sayyed | 315 | 128,096 |
۳/تیر/۹۴ ۱۴:۴۶ آخرین ارسال: saloomeh |
|
| خاطراتی از آیت الله بهجت (رضوان الله علیه) | ترنم | 18 | 8,230 |
۱۱/فروردین/۹۴ ۹:۰۹ آخرین ارسال: رضوانه |
|
| دعایی که آیتالله بهجت خواندن آن را به رهبر انقلاب توصیه کرد | monazzah.51 | 0 | 1,329 |
۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۲۰:۱۸ آخرین ارسال: monazzah.51 |
|
| دعایی که آیتالله بهجت خواندن آن را به رهبر انقلاب توصیه کرد | عمار رهبری | 0 | 1,383 |
۲۹/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۴۵ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|
| آیت الله بهجت را می گویم.. | برهان | 0 | 1,227 |
۲۱/شهریور/۹۲ ۲۱:۲۸ آخرین ارسال: برهان |
|
| 23حکایت و خاطره ی زیبا از حضرت العبد بهجت رحمه الله علیه | یاوران مهدی | 3 | 2,802 |
۴/شهریور/۹۲ ۱۴:۰۷ آخرین ارسال: آفتاب |
|







![[تصویر: 3333231.jpg]](http://up1.iranblog.com/images/3333231.jpg)





![[تصویر: fw5e7jyi9btg15uvp.jpg]](http://up3.iranblog.com/images/fw5e7jyi9btg15uvp.jpg)