کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نشانه های فرد ریاکار!
۹:۱۴, ۲/اردیبهشت/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۱ ۹:۱۶ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بــــه نــــام خــــدا
شاید افراد ظاهربین هنگامى كه به روایات تكاندهنده در باب ریا نگاه مى‌كنند از عظمت گناه ریا و آثار وحشتناك آن در شگفتى فرو روند وتصوّرشان این باشد كه اگر عمل انسان خوب باشد چه فرق مى‌كند كه نیّت او هر چه مى‌خواهد باشد.
فرض كنید انسانى براى رفاه مردم؛ بیمارستان، مسجد، جادّه و پل یا مانند اینها بسازد، نیّتش هرچه باشد بالاخره عمل او نیكو است، به فرض كه قصدش ریاكارى باشد خدمت او به مردم در جاى خود ثابت است. بگذاریم مردم كار خیر و خدمت كنند نیّتشان هر چه مى‌خواهد باشد.

ولى این اشتباه بسیار بزرگى است؛ زیرا اوّلاً، هر عملى داراى دو نوع تأثیر است: تأثیرى در خود انسان مى‌گذارد، و تأثیرى در بیرون. ریاكار با عمل خود درون خود را ویران مى‌سازد و از مقام والاى توحید دور مى‌شود و در قعر درّه شرك پرتاب مى‌گردد؛ مردم را وسیله عزّت و احترام خود مى‌بیند و قدرت خدا را به دست فراموشى مى‌سپارد و این ریاكارى كه نوعى بت پرستى است سر از مفاسد بیشمار اخلاقى در مى‌آورد.


ثانیاً، از نظر عمل بیرونى و خدماتى كه به ظاهر انجام داده و قصد او تظاهر و ریاكارى بوده نیز جامعه دچار خسارت مى‌شود چرا كه سعى او این است كه ظاهر عملش را درست كند و اهمّیّتى به باطن عمل نمى‌دهد و چه بسا این امر سبب مى‌شود كه آن اسباب رفاه تبدیل به اسباب عذاب براى مردم گردد و لطمه‌هاى جبران ناپذیرى از آن ببینند



به عبارت دیگر، هنگامى كه جامعه‌اى عادت به ریاكارى و تظاهر كند همه چیز او از محتوا تهى مى‌شود، فرهنگ و اقتصاد و سیاست و بهداشت و نظم و نیروهاى دفاعى همه تو خالى و تهى مى‌گردد و همه جا به ظاهرسازى قناعت مى‌كنند، دنبال خیر و سعادت جامعه نیستند بلكه به سراغ چیزى مى‌روند كه ظاهر جالبى داشته باشد، و این طرز كار، ضربات هولناكى بر جامعه وارد مى‌كند كه بر هوشمندان مخفى و پنهان نیست.

[/b]

بسیارى از افراد بعد از مطالعه و بررسى احادیث كه شدیدترین تعبیرات را درباره ریاكاران دارد در تشخیص موضوع ریا گرفتار وسوسه مى‌شوند،

البتّه جا دارد كه انسان در مورد ریا سختگیر باشد، چرا كه نفوذ ریا در عمل بسیار مرموز و مخفى است، چه بسا انسان سالها عملى را انجام مى‌دهد بعداً مى‌فهمد كه عمل او ریا بوده است، مثل داستان معروفى كه درباره یكى از مؤمنین پیشین نقل مى‌كنند كه نماز جماعت سالیان دراز را قضا كرد، و دلیلش این بود كه همه روز در صفّ اوّل مى‌ایستاد، یك روز دیر به جماعت آمد و در صفوف آخر ایستاد احساس كرد از این جریان ناراحت است، چرا كه مردم او را در صفوف آخر مى‌بینند، باید همیشه در صف اوّل باشد!


ولى افراط و تفریط در این مسأله مانند همه مسائل، اشتباه و خطاست، باید از علامات ریا پى به وجود آن برد و از آن پرهیز كرد، ولى وسواس غلط است.


علماى اخلاق در این زمینه بحث‌هاى جالبى دارند؛ از جمله، مرحوم فیض كاشانى در «محجّة البیضاء» سؤالى به این صورت طرح مى‌كند: «اگر عالم و واعظ بخواهد بداند در وعظ خود صادق و مخلص است و ریاكار نیست از كجا بداند؟»


سپس به پاسخ این سؤال پرداخته مى‌گوید: «این امر نشانه‌هایى دارد، از جمله این كه اگر واعظى بهتر از او و آگاه‌تر و مقبول‌تر در میان مردم پیدا شود خوشحال گردد و حسد او را به دل نگیرد، آرى! مانعى ندارد كه در مقام غبطه بر آید و آرزو كند كه او مانند آن عالم و واعظ گردد (یا از او بهتر).


«نشانه دیگر این كه اگر بزرگان و شخصیّت‌ها در مجلس او حضور یابند سخنانش تغییر نكند، و همه مردم را به یك چشم نگاه كند (و به خاطر جلب توجّه آن عالم و اظهار فضل و كمال در پیشگاه او در سخنانش تغییرى حاصل نشود).


«نشانه دیگر این كه اگر گروهى از مستمعین پشت سر او در كوچه و بازار به راه بیفتند خوشحال نباشد.»(1)



هر كارى كه با انگیزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گیرد، سبب نفوذ ریا در عمل است و این انگیزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگى برخورد انسان به اعمالى كه در خلوت و جلوت انجام مى‌دهد مى‌توان دریافت.


بهترین محك براى شناخت اعمال ریایى از غیر ریایى همان معیارهایى است كه در روایات اسلامى آمده است؛ از جمله:


1ـ در حدیثى از پیغمبر اكرم(صلى الله علیه وآله) مى‌خوانیم كه فرمود:

تلاش مى‌كند اعمال الهى انجام دهد و هنگامى كه تنها شد در انجام عمل كسل است! و در تمام كارهایش اصرار دارد مردم از او مدح و

ستایش كنند، و سعى مى‌كند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد.»(2)


2ـ در حدیث دیگرى همین معنى با تعبیرات جالب دیگرى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) نقل شده است كه فرمود:


ریاكار چهار علامت دارد:


اگر تنها باشد اعمال خود را با كسالت انجام مى‌دهد،[/b]


و اگر در میان مردم باشد بانشاط انجام مى‌دهد،


هرگاه او را مدح و ثنا گویند بر عملش مى‌افزاید،


و هرگاه ثنا نگویند از آن مى‌كاهد!»(3)


شبیه همین معنى از لقمان حكیم نیز نقل شده است.(4)


خلاصه، هر كارى كه با انگیزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گیرد، سبب نفوذ ریا در عمل است و این انگیزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگى برخورد انسان به اعمالى كه در خلوت و جلوت انجام مى‌دهد مى‌توان دریافت.


این مطلب به اندازه‌اى ظریف و مرموز است كه گاه انسان براى فریب وجدان خود اعمال خود را در خلوت بسیار جالب انجام مى‌دهد تا خود را قانع كند كه در اجتماع نیز همان گونه انجام دهد و دوگانگى در آن نباشد در حالى كه هم عملى را كه در اجتماع انجام مى‌دهد ریا است و هم آن را كه در خلوت انجام داده آلوده به نوعى ریا است.


امّا افراط در این مسأله جایز نیست چرا كه دیده شده افرادى از نماز جماعت و وعظ و ارشاد بر سر منبر و تدریس و تصنیف كتاب محروم مى‌شوند به این عنوان كه مى‌ترسیم عمل ما ریایى باشد.


در روایات اسلامى نیز به این مطلب اشاره شده است كه اگر انسان عملى انجام دهد و مردم از آن با خبر شوند و از آن مسرور گردد در حالى كه انگیزه او از آغاز ارائه به مردم نبوده ضررى به قصد قربت و عمل الهى او نمى‌زند.(5)


پس تشویق نیكوكاران نسبت به اعمال صالحى كه انجام داده‌اند در یك مجلس عمومى یا در وسائل ارتباط جمعى به این قصد كه دیگران نیز به این كار تشویق شوند منع شرعى ندارد، بلكه از كارهایى است كه بزرگان همیشه انجام مى‌داده‌اند و اجر و پاداش انجام دهنده كار نیز ضایع نمى‌شود، مشروط به این كه انگیزه‌اش از آغاز چنین مطلبى نبوده باشد.


در آیات قرآنى و روایات اسلامى نیز بارها تشویق به صدقات و خیرات پنهانى و آشكار شده است، و این نشان مى‌دهد كه انسان مى‌تواند با انجام اعمال صالحه بطور آشكار انگیزه‌هاى الهى خود را نیز حفظ كند، و از ریا بركنار بماند.


در پنج آیه از قرآن مجید تشویق به انفاق «سِرّاً وَ عَلانِیَةً» یعنى بخشش در پنهان و آشكار یا «سِرّاً وَ جَهْراً» كه همان معنا را مى‌دهد شده است.(6)


اصولاً قسمتى از عبادات اسلامى بطور آشكار انجام مى‌شود همانند نماز جمعه و جماعت و مراسم با شكوه حجّ خانه خدا و تشییع جنازه
مؤمن و جهاد و امثال آن؛ درست است كه باید انگیزه در تمام اینها الهى باشد ولى اگر گرفتار وسوسه شود همه این اعمال را ترك مى‌كند و این نیز ضایعه بزرگى است.


.................................................................................
پی‌نوشت‌ها:

1. محجّة البیضاء، ج 6، ص 200.

2. تحف العقول، ص 17.

3. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 2، ص 180.

4. خصال (مطابق نقل میزان الحكمة، ج 2، ص 1020 چاپ جدید .)

5. وسائل الشیّعه، ج 1، ابواب مقدّمة العبادات، باب 15، ص 55.

6. بقره ـ 274/ رعد ـ 22/ ابراهیم ـ 31/ نحل ـ 75/ فاطر ـ 29.

برگرفته از كتاب اخلاق در قرآن ، ج 1، آیة‌الله مكارم شیرازی، با تصرف .

امضای N.Mahdavian


از هر راهي كه داري ميري همين الان پات رو بكوب رو ترمز!
فرمون رو بچرخون و بنداز تو "صراط مستقيم"
تا تـــهِ تــــــهِ ش برو
ميرسي به خـــــــــــدا...
حتي اگه آخرش بن بست باشه!




[تصویر: t945_9n09smhkxpumq9k5q34.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سرباز سید علی ، أین المنتظر ، یاران مهدی ، شهیدطیبه واعظی ، یا ثارالله ، انتصـار ، mohammad reza ، Agha sayyed
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا