ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پژوهشی در موسیقی واثرات آن
۱۷:۴۲, ۵/مهر/۹۰ (آخرین تغییر در این ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۱۷:۴۳ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #1

«کسی که چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شیطانی به نام قفندر اعضای خود را به تمام اعضای بدنش مس می نماید ، پس غیرت از آن مرد برداشته می شود تا به حدی که با زنانش اگر فعل قبیحی کنند بدش نمی آید ». با این روایت شاید بتوان به یکی از علل اصلی رواج بد حجابی و فحشا در جامعه پی برد ...

چکیده
در این مقاله که عنوان آن «پژوهشی در موسیقی واثرات آن» می باشد، سعی شده هم به لحاظ فقهی و هم به لحاظ علوم تجربی، تحقیق مختصری راجع به موسیقی و اثرات آن انجام گیرد. بحث موسیقی از جمله مباحثی است که با وجود این که دارای قدمت زیادی است ولی درعین حال، جزو مباحث روز بوده و از جمله مسائلی است که مخصوصاً جوانان زیادی را به خود مشغول داشته و بالتّبع سؤالات زیادی پیرامون آن مطرح شده و می شود. موسیقی را از جنبه های مختلفی ازجمله، فقهی، هنری و...می توان بررسی کرد، ولی آن چه بیشتر در این مقاله مدّنظر بوده، نگاه به موسیقی هم از جنبة علوم تجربی وهم ازمنظردین است که درکل، در مورد اثرات موسیقی برجسم و روان انسان، مطلب مختصری به دست می دهد. در مورد اهمّیّت وضرورت چنین بحثی همین بس که این بحث از قدیم الأیّام مطرح بوده ولی بیشتر جنبة فقهی آن مدّ نظر بوده و از جنبة علم تجربی کمتر مورد توجّه واقع شده لذا در این مقاله سعی شده بیشتر به جنبة علم تجربی پرداخته شود.این مقاله در 5 فصل تنظیم شده که در دو فصل نخست به تعریف موسیقی و انواع آن پرداخته و نیز ارتباط واژة موسیقی با واژة غنا ازنگاه مراجع عظام مطرح شده، سپس دریک فصل مجزّا وطولانی تری به انواع اثرات موسیقی بر جسم و روان که در بخشهای مختلفی ازآن، از روایات وآیات قرآن استفاده شده پرداخته شده است. و امّا فصل چهارم، برای آشنایی با نظرات علما و دانشمندان اسلام وغرب، راجع به موسیقی تنظیم شده ودر فصل آخر نیز بحث مختصری راجع به موسیقی درمانی وصحّت آن انجام شده است و درکل یک بحث نسبتاًجامعی که راجع به موسیقی نیاز بوده عنوان و ارائه گردیده است.
کلیدواژه : موسیقی، غنا، تأثیر، جسم، روان.

مقدّمه
آن چه در این نوشتارآورده شده است پژوهشی است پیرامون موسیقی و انواع آن و اثرات موسیقی بر جسم و روان انسان که البتّه اثرات آن بیشتر مورد توجّه قرار گرفته است.آن چه در این زمینه بیشتر مورد توجّه صاحب نظران بوده است پرداختن به موسیقی ازجنبة فقهی آن بوده است وکمتر به جنبة تأثیرات آن و خصوصاً تأثیرات جسمی آن پرداخته شده است. لذا برآن شدیم تا از جنبة تأثیرات جسمانی و فیزیکی نیز آن را بررسی کرده تا هم از یک زاویة جدید به مسئله پرداخته شود و هم این که به برخی سؤالات جدید مطرح شده پاسخی هر چند مختصر داده شود.
همان گونه که بیان شد اگر چه این بحث دارای سابقة طولانی است و از دیر باز مطرح بوده است ولی امروزه نیز جزو مباحث روز، مطرح است وعموم مردم، خصوصا ًجوانان با آن در ارتباط اند وگویا جزءلاینفکّ زندگی ما شده است. از طرفی نیز این هنر به ابزار و وسیله ای برای انتقال فرهنگ و حتّی تغییر فرهنگ جوامع، مبدّل گشته است و این گونه مسائل برضرورت تحقیق بیشترراجع به این هنر وکارایی آن و اثرات آن می افزاید.هم چنین همان گونه که مطرح شد بیشترین اثرات، راجع به هنر موسیقی به جنبة فقهی آن بر می گردد ولی از کتاب ها و مقالاتی نیزکه در این زمینه نگاشته شده است، نباید چشم پوشی کرد و ما نیز در این نوشتار که به روش اسنادی ـ کتابخانه ای تهیّه شده از برخی از آنها بهره برده ایم.برخی از این کتابها عبارتند از: تأثیر موسیقی براعصاب وروان، نوشتة زنده یاد، حسین عبداللّهی خوروش، موسیقی ازدیدگاه فلسفی وروانی، نوشتة علّامه محمدتقی جعفری، تاریخ موسیقی، نوشتة سعدی حسنی، بخشی ازکتاب سلامتی وطول عمر در احکام اسلام، نوشتة مهدی طاهری، بخشی ازکتاب نکته های ناب، نوشتة حسن قدّوسی زاده و نیز برخی از مقالات که در این زمینه نوشته شده اند.ازجملة وجه امتیاز این مقاله این است که مطالب این نوشته ها را به صورت موجز و مختصرجمع کرده و برخیمطالب پراکنده و زاید را ازآنها حذف کرده وآن چه در این باره مورد نیاز بوده است در حدّ این نوشتار ارائه گردیده است.بالأخره بعد از تحقیق دربارة انتخاب موضوع و پس از انتخاب آن به خاطر اهمیّت آن و پس از ارائه به مسؤولین مورد تأیید قرارگرفت و مشغول به تنظیم آن شدیم. البته درتنظیم آن مشکلاتی نیز پیش روی ما قرارداشت؛ ازجمله این که در این زمینه، کتابهای اندکی نوشته شده وکمتر قلم فرسایی شده است لذا منابع قابل دسترسی در این باره محدودتر می باشد. هم چنین بعد از رجوع به منابع ، بعضاً استناد به منابعی شده بود ولی از ذکر آن منابع به صورت کامل ودقیق، صرفنظر شده بود وحتّی گاهی مطلبی مستند به منبعی شده بودکه بعد از مراجعه به آن منبع چنین چیزی یافت نمی شد.یا مشکلات دیگری که نیازی به اطالة کلام در این مورد نیست.این مقاله، پیرامون 5 سؤال کلّی و جواب آنها تنظیم گشته که این سؤالات شاکله و پایة این مقاله را تشکیل می دهد و هرسؤالی یک فصل ازمقاله رابه خود اختصاص داده است که هرفصل، جواب یکی ازآن سؤالات وسؤالات ریزتر دیگر است و مجموعاً اطلاعات کلّی دراین زمینه رابه خواننده می دهد.
سؤالات کلّی هرفصل عبارتست از:





البته تذکّراین نکته لازم است که در این نوشتار با توجّه به ظرفیّت وگنجایش آن، مطلب آمده و ممکن است مطالب فراوان دیگری نیز باشدکه به جهت اختصار، بیان نشده باشد و این مسئله در نقل قول افراد و دانشمندان و علما نیزصدق می کند یعنی ممکن است در میان دانشمندان، تنها به ذکراقوال برخی از آنان اکتفا شده باشد و این فقط به جهت رعایت اختصار بوده وترجیحی دراین مسئله صورت نگرفته است. ولی پیشاپیش از نواقص موجود، عذرخواهی می نمائیم.

1ـ موسیقی چیست؟ وانواع آن کدام است؟ 2ـ فرق موسیقی وغنا چیست؟ 3ـ موسیقی چه تأثیری برانسان دارد؟ 4ـ نظرعلما و دانشمندان در مورد موسیقی چیست؟ 5 ـ آیا موسیقی درمانی واقعیّت دارد؟ فصل اول : موسیقی و انواع آن
در این فصل برآنیم که تعریف مختصری از موسیقی ارائه داده و با اقسام آن آشنا شویم که البتّه محصوردر این اقسام نبوده و ممکن است به اعتبارهای مختلف، اقسام مختلفی پیداکرد، ولی در یک تقسیم بندی کلّی می توان آن را به اقسامی که بعداً خواهد آمدتقسیم نمود.

تعریف موسیقی
برای موسیقی تعریفهای زیادی ارائه شده و از زوایای مختلفی به آن نگریسته شده است . موسیقی را می توان هم ازلحاظ لغوی و هم از لحاظ اصطلاحی مورد بررسی قرارداد. این واژه، یک واژة یونانی است که به آن «موسیقیا»گفته می شود و ازآن به عنوان غنا ولحن نیز یاد شده است :
«بدان که موسیقی در لغت یونان، لحن است و لحن عبارت است از اجتماع در نغم مختلفه که آن را ترتیبی محدود باشد و بعضی این قید را زیاده کنند که کلام مفید بدان مقرون بود....و بعضی این قید را زیاده کنند که آن کلام، دال بر معانی که محرّک نفس باشد به تحریکی که ملایم غرض و لفظ او موزون باشد(1)هم چنین درتعریف موسیقی گفته شده« عبارتست ازاصوات وآهنگهایی که انسان را در عالمی که برای وی قابل توصیف نیست سیر می دهد و چنان بر اعصاب آدمی مسلّط می شودکه گاهی می خنداند ، گاهی می گریاند گاهی اعضاء و جوارح انسان را بدون اختیار به حرکت در می آورد، و زمانی تهییج عشق و شهوت می کند و آدمی را برده و غلام خود ساخته و بر اعصاب ، فکر ، عقل و روانش فرمانروایی می کند».(2)مانند ساز زدن فارابی دربزم سیف الدّوله که با ساز زدن او مدّتی همه خندیدند و باتغییر آهنگ، همه را به گریستن وا داشت و در آخر بانواختن آهنگی دیگر ، همه اهل مجلس را به خواب فروبرد و سپس ازآن مجلس خارج شدکه این جریان در تاریخ ، مشهور است.«ارسطو موسیقی را یکی از شعب ریاضی دانسته و فیلسوفان اسلامی نیزاین قول راپذیرفته اند ولی از آنجاکه همة قواعد موسیقی مانند ریاضی مسلّم و غیرقابل تغییر نیست ، بلکه ذوق و قریحة سازنده و نوازنده هم درآن دخالت تام داردآن را هنر نیز محسوب دارند».(3)زیبایی موسیقی بر حسب اثری است که درذهن و احساسات شنونده می گذارد . این هنر با دقّت و محاسبه و اندازه گیری دقیق انجام می گیرد شاید به همین خاطر است که در تقسیم بندیهای علوم قدیم و همان گونه که ذکرشد از شعب علوم ریاضی به حساب آمده است.

انواع موسیقی
شاید دریک تقسسیم بندی بتوان موسیقی را به دو دسته تقسیم کرد : 1ـ موسیقی طبیعی. 2ـ موسیقی هنری.
موسیقی طبیعی : عبارت است از اصوات و نغمه هایی که ازطببیعت و یا از حنجره حیوانات شنیده می شو د ؛ مانند صدای برگها و درختان هنگام وزیدن باد و یا مثل آواز پرندگان وموسیقی هنری : عبارت است ازآهنگهایی که انسان با وسایل مصنوعی(چون ویولون،گیتارو...) می سازد.تفاوت موسیقی طبیعی و مصنوعی یا هنری را شاید بتوان در این مسئله دانست که آهنگ های طبیعی دارای سیر ملایم و یکنواخت هستند لذا همواره برای انسان جذّاب و مفرّح و مسرت بخش بوده و بر نشاط انسان به صورت واقعی می افزاید و این مسئله کم و بیش شاید برای همه اتفاق افتاده ولی آهنگهای مصنوعی این گونه نیستند بلکه دارای ارتعاشات وزیر وبم های گوناگونی هستند و لذا به نسبت این ارتعاشات و زیروبم ها سلسله اعصاب از آن اثر می پذیرند و چون یکنواخت نیستند اثرات آن زیان بخش خواهد بود. در موسیقی هفت دستگاه اصلی و البته دستگاههای فرعی نیز وجود دارد و هرگونه صدایی که انسان تولید کند در یکی از این دستگاهها می گنجد . بالأخره بعد از آن که موسیقی را به طبیعی و هنری تقسیم کردیم موسیقی هنری نیز خود ازلحاظ فقهی به موسیقی حلال و موسیقی حرام تقسیم می شود.اگر موسیقی غنا باشد و جزء موسیقی حرام شناخته شده باشد، قطعاً در انسان تاثیرات منفی بسیاری خواهد گذاشت . البته در برخی از مراکز انرژی‌ درمانی ثابت شده است که اصوات آثار بسیاری بر احساسات و روح بشر برجا می‌گذارد که هم ممکن است سودمند وهم زیانبار باشد و در آینده درباره اثرات منفی یا مثبت آن مطالبی خواهدآمد.

فصل دوم : فرق موسیقی و غنا چیست ؟
بعد از آشنایی کلّی باتعریف موسیقی وهمچنین انواع موسیقی، بدنیست به جواب سؤالی که در ذهن افراد زیادی هست بپردازیم وآن این که چه تفاوتی میان موسیقی و غنا وجود دارد؟ و مرز این دو کدام است؟ برای پاسخ به این پرسشها از نظرات علما و مراجع بهره می گیریم.
حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله):
«غنا یعنی ترجیع صدا به نحوی که مناسب با مجالس لهو باشد که ازگناهان بوده و بر خواننده و شنونده حرام است . ولی موسیقی نواختن آلات آن است که اگر به نحو معمول در مجالس لهو و گناه باشد هم بر نوازنده و هم بر شنونده حرام است . واگر به آن نحو نباشد فی نفسه جایز است و اشکال ندارد».(4)
حضرت آيت الله صافي گلپايگاني(حفظه الله):
«غنا عبارت از آوازي است که مشتمل بر ترجيع و صوت و طرب انگيز و مناسب با مجالس طرب باشد و موسيقي گاه بر غنا وگاه بر آلات مختلف موسيقي مانند تار، سنتور، دف و غيره اطلاق مي شود. موسيقي را اگر به همان معناي غنا و آوازها و سازها و بکار گرفتن آنها بدانيم ، فراگرفتن موسيقي که از قديم الايّام بين اهل لهو و بزم متداول بود و در کشورها و مناطق مختلف انواعي از آن بکار برده مي شده و مي شود همه حرام است».(5)
حضرت آيت الله فاضل لنکراني(رحمة الله علیه):
«غنا عبارتست از آوازی که درآن صدا را در گلو می گردانند که به زبان عرفی چهچه می گویند و طرب (تحوّل غیر اختیاری در مستمع) انگیز هم باشد و مناسب مجالس لهو و لعب هم باشد.... غنا صوتی است که باترجیع و طرب همراه باشد ومناسب مجالس لهو و لعب باشد».(6)

سؤال : اگر استماع موسيقي هيچ گونه تأثيري در انسان نداشته باشد، آيا باز حرام است؟
جواب همه مراجع : اگر از نوع موسيقي حرام باشد، گوش دادن به آن جايز نيست ؛ هر چند در شخص تأثيري نداشته باشد. (7)تبصره: موسيقي حرام ، غالباً آثار ناپسندي دارد و باعث بيگانگي از خدا و تحريک شهوت و آلودگي به مفاسد ديگر مي شود ولي حکم، تابع اين امور نيست و اگر به فرض، در موردي موسيقي حرام ، هيچ تأثيري در روح و روان انسان برجاي نگذارد باز گوش دادن به آن جايز نيست.

اولین غنا :
بنابر آنچه در معارف اسلامی آمده است:«اولین کسی که مرتکب غنا شد ، شیطان بود(8)و ازآن به بعد غنا رواج پیدا کرد. همچنین در روایتی از امام جعفرصادق(علیه السلام)آمده است : « وقتی آدم رحلت نمود ابلیس و قابیل بارحلت او خوشحال شدند،آن دو در اجتماع شرکت کردند و به نشانة شادی برای مرگ آدم از تنبورها و وسائل لهو (موسیقی) استفاده کردند پس هرکس در روی زمین از این وسائل لذت می برد از پیروان آن می باشد»(9)
باید دانست در متون دینی واژۀ موسیقی به چشم نمی خورد ولی به جای آن واژه های غنا ، لهو ، ملاهی و مصادیق آلات موسیقی مانند : مزمار(نی و فلوت)، معزف (تار) ، عود ، طبل ، تنبور و مانندآن به کار رفته است.

فصل سوم : اثرات موسیقی برجسم و روان.
حال که تفاوت موسیقی وغنا و احکام آنها دانسته شد به یکی ازمهمترین بخشهای این نوشتاریعنی انواع اثرات موسیقی برجسم و روان انسان می پردازیم. دربارة حوزة تأثیرگذاری موسیقی و این که اصالتاً مخاطب آن کدام یک از این دو (جسم و روان) هست باید گفت : « مخاطب حقیقی این هنر ، مغز و روان انسانها است ، نه حس بینایی و نه حس شنوایی ؛ زیرا این دو حس چیزی جز واسطه انتقال اصوات فیزیکی به مغز و روان انسانها نیست .تیز گوش ترین انسانها که دریافت درونی از معنای موسیقی ندارند ، هیچ درکی درباره آن نمی توانند داشته باشند ، حتی تفسیر و چگونگی برداشت انسانهایی که در یک جامعه و در پوشش یک فرهنگ و یک محیط و سرگذشت زندگی می کنند گوناگون می باشد،اگرچه همه آنان ازحس شنوایی مساوی برخوردار بوده باشند(10)ولی بالاخره اثر موسیقی دوگونه است :1ـ اثرات معنوی 2ـ اثرات جسمی.

اثرات معنوی و روحی موسیقی:
روح انسان ، مهم ترین جنبة وجودی انسان است، لذا هر آن چه که برآن اثر بگذارد می تواند در کمال و سقوطش، مؤثّر باشد. از این جا اهمّیت اثر موسیقی بر روح و روان انسان مشخّص می شود. ما در این بخش مهمترین آثار موسیقی را بر روح بررسی می کنیم:

1ـ گمراهی و غفلت ازخدا :
از بزرگ ترین آثاری که برای موسیقی ذکر شده است دور شدن از یاد و ذکر خداست . قرآن در سورة لقمان يكى از عوامل گمراهى و ضلالت را «لهو الحديث» دانسته است. «ومِن النّاسِ مَن یشتری لَهوالحدیثِ لیُضلَّ عن سبیلِ الله(11)«لهویعنی غفلت ،یعنی دورشدن از ذکرخدا ، دورشدن از معنویت ، دورشدن از واقعیتهای زندگی ، دورشدن ازکار وتلاش و فرو غلتیدن در ابتذال و بی بند وباری».(12) در روايات اسلامى از «لهو الحديث» نیز به «غنا» تفسير شده است.(13) شنيدن غنا و موسيقى آن چنان اراده انسان را سست و غريزه جنسى شخص را تحريك مى‏كند كه شخص را از ياد خدا و قيامت باز می دارد لذا ازعوامل گمراهی به حساب می آید.

2- گرايش به فساد :
غنا و آواز مطرب و لهوى، انسان را به سوى شهوت و فساد اخلاقى مى‏كشاند و از راه پرهيزكارى باز مى‏دارد.مجالس غنا و موسيقى، معمولاً جزو مراكز مفاسد گوناگون است و این خود دلیل روشنی است بر این که موسیقی درگرایش به فساد نقش مؤثّری دارد . در حديثى از نبى اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده است : «الغناءُ رقية الزنا»:«غنا نردبان زنا است».(14)


3ـ سوء عاقبت :
برای اثبات سوء عاقبت، به واسطة غنا و موسیقی به یک داستان کوتاهی که در زمان امام صادق (علیه السلام) اتفاق افتاده اکتفا می کنیم ، چرا که آن چه در زمان آن بزرگواران رخ داده، صرفاٌ یک داستان نیست بلکه باید عبرت برای سایرین وآنان که در زمانهای بعد می آیند قرار بگیرد. مردی به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: همسایگان من کنیزانی دارند که آواز می خوانند و با عود (یکی از آلات موسیقی) می نوازند . چه بسا به هنگام قضای حاجت نشستنم را طول می دهم، تا صدای آنها را بیشتر بشنوم.امام فرمودند: « این کار را نکن. در روز قیامت در برابر خداوند هیچ عذری نداری ؛ مگر سخن حق را نخواندی که می فرماید : گوش، چشم، دل، مسئولند و در برابر کارهایی که کرده اند، مورد سؤال واقع می شوند. » مرد عرض کرد : به خدا سوگند گویا این آیه را تاکنون نخوانده و نشنیده بودم. دیگر به خدا این کارها را انجام نمی دهم و از اوآمرزش می طلبم . امام سپس فرمودند: «برخیز و غسل کن و آن چه می توانی نماز بخوان، چون تا کنون به گناه بزرگی مشغول بودی و چه بد حال وتیره بخت بودی اگر بدون توبه و بر این حال از دنیا می رفتی.» (15) همین داستان کوتاه، خود مؤیّد بزرگی بر مطلب ما می باشد و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل.

4- قساوت قلب :
يکي از اثرات شوم موسيقي بر روان انسان ها پديد آوردن بيماري قساوت قلب در انسان مي باشد. و مويّد اينکلام، سفارش رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حضرت علي (ع ) مي باشد كه به ایشان فرموده اند:« يا على؛ سه كار دل راسخت كند: گوش دادن به آواز و موسيقى و شكار و به دربار سلاطين رفتن(16) افرادي که مداومت بر گوش دادن به موسيقي و مطربي دارند قلبشان مريض مي گردد. و نتيجه اين سختي و قساوت قلب اين مي شود که ديگر موعظه و پند در اين قلوب اثر نمي کند. زيرا طبق آيات قرآنی از آثار گناهکاري ، قساوت قلب است.خداوند متعال درقرآن مي فرمايد : قلوب افراد گناهکار مانند سنگ است يا سخت تر از سنگ . زيرا برخي از سنگ ها از ميانشان آب بيرون مي آيد يا از ترس خدا از بلندي ها فرو مي افتد.(17) ولي قلوب افراد گناهکار به قدري سخت است که ديگر چيزي از پندها و موعظه هاي الهي در آن اثر نمي نمايد.نشانه و علامت اين بيماري آن است که اين گونه افراد وقتي در مجلسي قرار مي گيرند که در آن سخن از خدا و قرآن و ياد مرگ و آخرت است، اهل موسيقي، حالشان بد مي شود و دوست دارند زود از اين گونه مجالس خارج شوند و بر عکس اگر در جايي باشند که سخن از دنيا و سرگرمي هاي گمرا ه کننده باشد . به اشتياق بر آن توجه مي کنند و دوست ندارند که تمام شود و باز تاييد کنندة سخنان فوق،آية 6 و7 سورة لقمان است که در آية 6 در مورد اهل «لهوالحدیث» توضيح و بلافاصله درآية 7 که مورد بحث ما است مي فرمايد: و چون آيات و گفتارما بر اهل لهو و موسيقي خوانده شود دوري گزينند و روي برگردانند و تکذيب آن گفتار نمايند مانند کسي که آن را نشنيده و گويا در گوش هاي ايشان سنگيني است از شنيدن آيات ما پس به ايشان عذابي دردناک را مژده بده.

5- از بین رفتن حيا :
امام صادق(علیه السلام) در این رابطه در حدیثی می فرمایند :«مَن ضُربَ في بَيته بَربَطٌ أربعينَ يوماً سلَّطَ اللهُ عليه شَيطاناً يُقال له القَفَندَر فلا يَبقي عضوٌ مِن أعضائه إلّا قَعدَ عليه فإذا كانَ كذلك نزعَ منه الحياءُ ولم يُبال ما قال و لا ما قيل فيه»(18)«كسي كه در خانه اش چهل روز بربط ( نوعي تار ) نواخته شود خداوند متعال شيطاني را به نام قفندر بر او مسلّط مي كند كه عضوي از اعضاي وي باقي نمي ماند مگر اينكه او را در برمي گيرد و هنگامي كه اين گونه شد حيا از او گرفته مي شود به گونه اي كه نسبت به آنچه به او گفته مي شود بي تفاوت مي گردد».در خصوص اهمّيت حيا نيز خوب است بدانيد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این باره فرموده اند : «حيا و ايمان با همديگر وابسته‏اند چون يكى از ميان برود، ديگرى هم از ميان مى‏رود».(19)و باز در اهمیّت حیا درحدیثی آمده است که:«کسی که حیا نداردایمان ندارد(20)شهید مطهّری در کتاب تعلیم وتربیت در اسلام به نقل ازمسعودی در مروّج الذّهب می نویسد : در زمان عبدالملک یا یکی ازخلفای بنی امیّه که موسیقی رایج بود خبربه خلیفه رسیدکه شخصی باکنیزش خواننده هستند و تمام جوانان مدینه را به فساد می کشند . خلیفه دستور داد آنها را آوردند .آن مردگفت : معلوم نیست آنچه این کنیز می خواند غنا باشد و ازخلیفه خواست خودش امتحان کند. وقتی کنیز شروع به خواندن کرد کم کم دید سرخلیفه دارد تکان می خورد و به جایی رسید که خلیفه چهار دست و پا راه می رفت و می گفت : بیا به امرکوب خودت سوارشو.
«واقعاً موسیقی قدرت فوق العاده ای مخصوصاً ازجهت پاره کردن تقوا و عفّت دارد».(21)

6ـ از بین رفتن قوّة تفکّر:
موسیقی بوسیله ارتعاشات خود، اعصاب راتحت تأثیر خودقرارداده وکم کم برقوای ادراکی چیره می شود.به عبارت دیگر«موسیقی به حسب انواع هنری که دارد وهریک از آن انواع مختلف یک حالت دراعصاب ادراکی بر می انگیزد، ازشهوت و بی بندوباری ویا شادی ونشاط و اندوه و یا خیالات عرفان گونه و یا دیگرحالات که همۀ آنهاحالاتی است خیالی و اوهام ساز ،دیگر ادراکات را بر کنار کرده و همان خیالات جای آن راگرفته و در مسیر انگیزه های موسیقی به حرکت در می آورد . در این حال پای عقل و ذهن و اندیشه به همان خیالات و اوهام بسته شده و درهمان مسیر خیال بافی های موسیقی درحرکت است و دیگر نمی تواند به خود آید.»(22)

7- از بين رفتن غيرت:
«إنّ شَيطاناً يُقال له القَفَندَرُ إذا ضَربَ في مَنزل الرَّجلِ أَربعينَ صباحاً بالبَربَطِ و دَخلَ الرّجالُ وَضع ذلك الشّيطانُكلَّ عضوٍ منه علي مِثله مِن صاحبِ البيَتِ ثمّ نفخَ فيه نفخةً فلا يُغار بعدَها حتّي تؤتي نساؤه فلايُغارُ.» (23)«كسي كه چهل روز در خانه اش بربط نوازند و مردمان بر او وارد شوند شيطاني به نام قفندر اعضاي خود را به تمام اعضاي بدنش مس مي نمايد ، پس غيرت از آن مرد برداشته مي شود تا به حدي كه با زنانش اگر فعل قبيحي كنند بدش نمي آيد ». با اين روايت شاید بتوان به يكي از علل اصلي رواج بد حجابي و فحشا در جامعه پي برد، چراكه براساس اين روايت به هر مقدارموسيقي در جامعه رواج پيدا كند غيرت از مردان زايل شده و نسبت به بد حجابي وتعرّض نامحرمان به ناموسشان ،بي تفاوت تر مي شوند.

8 ـ جنون و دیوانگی:
فشار شدید موسیقی بر روی اعصاب ، قدرت اندیشه و تفکّر را از انسان می گیرد لذا منجر به انجام کارهایی که با عقل تضاد دارد می شود.نمونه ای ازاین کارهای جنون آمیز را ذکرمی کنیم : «درملیون پنجاه هزار نفر بعد ازگوش کردن به یک کنسرت موسیقی چنان موسیقی آنها را به هیجان آوردکه ناگهان همه به هم ریختند و بدون جهت، هم دیگر را زخمی و مصدوم کردند و قبل از این که پلیس خود را برساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر ، تجاوز شد وتعداد زیادی مجروح شدند»(24) یا« درایالت «لتیل راک» جوانی پیانو یاد می گرفت . نغمات موسیقی چنان درروح اوهیجان ایجادکرد که بدوندلیل ازجای برخاست وبا19ضربه چاقو،معلّم خودرا ازپای درآورد».(25)

9ـ افسردگی:
کسی که درموسیقی غوطه ور شد، حالت خمودی وافسردگی،یکی ازحالاتی است که بر او عارض می شود.این مسئله در کسانی که با مطالعه ودرس وبحث سروکار دارند بیشتر نمود دارد . به گونه ای که بعد از موسیقی رغبت آنها نسبت به مطالعه کمترشده و نیروی فکر آنها ضعیف می شود.روانشناس معروف ، دکتر «الکسیس کارل» درکتاب «راه و رسم زندگی» می نویسد : «برخی دانش آموزان می خواهند با توجه به رادیو درس خود را یاد بگیرند و در راه تحصیل پیشرفت کنند ، باید گفت رادیو نیز مانند سینما و موسیقی کاهلی کاملی می بخشد به کسانی که به آن سرگرمند(26)

10- نزول بلاهاي ناگهاني و عدم استجابت دعا :
هم اكنون بسياري به دنبال پاسخ اين پرسش مي گردند كه چرا زندگي هايمان با وجود رفاه ظاهري با بلاها و مصيبت ها آميخته شده و يا اينكه چرا هرچه دعا مي كنيم مستجاب نمي شود ؟ یکی ازعوامل این گونه مسائل راشاید بتوان در روايتي که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده پیدا کرد.که فرموده اند : «بَيت الغناءِ لاتُؤمن فيه الفجيعةُ و لا تُجاب فيه الدَّعوةُ و لا يَدخلُه المَلَكُ.»(27) «خانه اي كه در آن غناء خوانده مي شود از مصيبت و بلاي ناگهاني ايمن نيست و دعا در آن مستجاب نمي شود و فرشته داخل آن نمي گردد .»اینها بخشهایی از مضرّات موسیقی بر روان و معنویّت انسان ها بود و اینک، اثرات جسمانی و مادی آن را بررسی می کنیم.

پي‌نوشت‌ها:

1. شریعت موسوی، مصطفی ،نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، به نقل از نفائس الفنون،محمدبن محمودآملی،ج3،ص83.
3. معین ،محمّد، فرهنگ فارسی معین،ج4،ص3031. 4. حسینی خامنه ای،علی،رهبرمعظّم انقلاب،أجوبة الإستفتائات،ص 250،م1138. 5. محمودی،محسن،مسائل جدیدازدیدگاه علماو مراجع تقلید،ص49. 6. فاضل لنکرانی،محمد،جامع المسائل،م 974و978،ص252. 7. استفتائات مراجع. 8. عاملی،محمدبن حسن،وسائل الشیعه، ج12،ص231،ح28. 9.همان،ص233وکلینی،محمدبن یعقوب،کافی،ج6،باب الغناءص1654،ح3. 10. جعفری،محمدتقی،موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص117و118. 11. لقمان(31)،آیه6. 12. قدوسی، حسن، نکته های ناب، ص102. 13. وسائل الشّیعه،ج12،باب99،ص226،ح7. 14. مجلسی،محمدتقی،بحارالأنوار،ج79،باب99،ص247،ح26. 15. طباطبائی،محمدحسین،ترجمة تفسیر المیزان، ج13، ص107وکافی،ج6،،ص1655،ح10. 16. فیض مشکینی،علی اکبر،نصایح، ترجمه آیت الله احمدجنّتی ،ص 134. 17. بقره، (2)، آیة 74. 18. وسائل الشیعه،کتاب تجارت، باب100،ج12،ص232،ح2وکافی،ج6،،ص1655،ح17. 19. بحارالأنوار،ج71،باب81،ص331،ح4،به نقل ازکافی ،ج2،ص106. 20. همان. 21. مطهری،مرتضی،تعلیم وتربیت دراسلام،ص72. 22. نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنت، ص227. 23. وسائل الشیعه،كتاب تجارت،باب 100 ،ج 12،ص 232،ح1وکافی،ج6،ص1655،ح14. 24. محمدی نیا،اسدالله،بهشت جوانان،ص359 وموسيقي از نظر دين ودانش،ص20،كيهان شماره 6265. 25. طاهری،مهدی،سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،،ص84. 26. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص62. 27. کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1.
2. اولیایی،احمد،نگاهی به موسیقی ،ص9.

امضای علیرضا110
خداوند در حدیثی قدسی می فرمایند:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.
(كافي2/303)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۵۳, ۵/مهر/۹۰
شماره ارسال: #2

مقاله ی کاملی ایست اما بزرگترین مشکل اینه که اکثر این احادیث رو بچه مذهبی ها میدونن و براشون تکرار مکرراته و قشر روشنفکر هم به این چیزها اهمیت نمیدن مگه اینکه براشون چیزی اثبات بشه .

مقاله ای کاملا خنثی!!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۵۷, ۵/مهر/۹۰ (آخرین تغییر در این ارسال: ۵/مهر/۹۰ ۱۷:۵۹ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #3

درمقابل همة این حرف هایی که زده شد و همة مضرّاتی که برای موسیقی گفته شد عده ای نیزادّعا می کنند که موسیقی در درمان بسیاری از بیماری ها کاربرد دارد والبتّه امروزه یکی از بحث های مهم، همین بحث درمان، بوسیله موسیقی است که اصطلاحا ًبه آن موسیقی درمانی گفته می شود. و یا گفته می شود که پخش موسیقی در گاو داری ها بر روی شیر دهی گاوها تأثیر داشته و مقدار شیردهی آنان را افزایش داده است و از این قبیل مسائل.



اثرات جسمانی و مادی موسیقی :
همان گونه که گفتیم در این باب ، اثرات موسیقی را ازجنبة فیزیکی و جسمانی نیز بررسی خواهیم کرد ولی برای این که بتوانیم زیان های جسمی موسیقی را بیان کنیم ابتدا به مقدمه ای باید اشاره کنیم:دربدن انسان، یک سلسله اعصاب وجود دارد که به آن، سلسله اعصاب نباتی می گویند. سلسله اعصاب نباتی به دو دسته تقسیم می شوند : 1ـ اعصاب سمپاتیک. 2ـ اعصاب پاراسمپاتیک.اعصاب سمپاتیک وظیفه اش تنگ کردن مردمک چشم، جلوگیری ازترشح ، بالا بردن فشارخون، تنگ کردن ضربان قلب و... می باشد و باعث می شود که انسان در کارهای زندگی بیدار و در امور،کوشا و فعّال باشد.اعصاب پاراسمپاتیک برعکس اعصاب سمپاتیک عمل می کند . ارمغان آن برای انسان، رخوت وسستی و بی حالی،خواب، غفلت، سهو و نسیان و اندوه حزن و بیهوشی است و وظیفه اش انقباض عضلات صاف ، ایجاد ترشح ، تقلیل فشارخون، تنگ کردن مردمک چشم وکند کردن ضربان قلب و... می باشد(28)بدیهی است وقتی از خارج تحریکاتی روی اعصاب شروع می شود اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پائین یا بالا می روند. ازجلمه تحریکات خارجی که منجر به عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک می شود ارتعاشات موسیقی است که باعث اثراتی دربدن می شود که ما به گوشه ای ازآن ها اشاره خواهیم کرد:
1ـ ضعف اعصاب:
ازبین رفتن تعادل بدن که منوط به مختل شدن تعادل وتوازن بین دوسیستم اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک است منجر به پدیدآمدن ضعف اعصاب می شود.دکتر «آرنولدفریدمانی» پزشک بیمارستان نیویورک ورئیس کلینیک سردرد، باکمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغز وتجربیاتی که بدست آورده ثابت کرده که یکی از عوامل مهم خستگیهای روحی وفکری وسردردهای عصبی،گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقّت وتوجّه می کنند(29)شورای ملّی تحقیقات کانادا هم نتایجی از تحقیقات خود اعلام کرده که قابل توجّه است : صدای موسیقی ، هر قدر هم که ضعیف باشد ، آشفتگی فوق العاده شدیدی در کار مغز ایجاد می کند ، صدای ملایم موسیقی حتّی درموقع خواب دشمن سلامت است.خطرناک ترین و بدترین عذاب برای کسی که به خواب رفته است،صدای آهستة موسیقی درحال پخش است(30)
2ـ عمرکوتاه:
گفته می شود عمر متوسّط انسان، حدود 120سال می باشد ولی علل وعوامل مختلفی درکاهش یا افزایش این مقدار مؤثر است . عواملی چون تغذیه،تفریح ،خنده،گناه و...امام صادق (ع ) می فرمایند: «بَیتُ الغِنا لا تؤمنُ فیهِ الفَجیعةُ وَ لاتُجابُ فیه الدَّعوَةُ وَلایَدخُلُهُ المَلَکُ(31).«خانه ای که در آن غنا باشد، از مرگ و مصیبت دردناک ایمن نیست و دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند».طبق یافته های دانشمندان نیز از جملة عوامل کاهش طول عمر انسان، سرو صداها و صدای موسیقی می باشد به طوری که اکثرموسیقی دان ها به نصف عمر طبیعی هم نرسیده اند و بعضاً با عوارض و مرگ ناگهانی از دنیا رفته اند، حتّی در قرون قبل هم که مردم از این آلودگی ها به دور بوده ودارای عمرهای طولانی بوده اند، کار گزاران موسیقی ازعمرطبیعی محروم بوده اند. آمارهایی که در این زمینه اعلام شده است مؤیّد این مطلب است که نوع موسیقی دانان، دارای عمرهای کوتاهی بوده اند و ما دراین نوشتار به جهت اختصار ، فقط به ذکر نام برخی از این موسیقی دانان بسنده می کنیم تا فقط شواهدی بر این مطالب ذکر شده، ارائه شده باشد و عزیزان را جهت اطّلاعات بیشتر به کتب مربوطه(32) ارجاع می دهیم.تذکر: الف ـ البتّه ممکن است ازموسیقی دانان کسانی هم باشندکه عمرآنها بیش از اینها بوده باشد ولی در اینموردآن چه راکه غالب بوده درجدول، بیان کرده ایم.
ب ـ ممکن است علّت مرگ همة افراد ذکر شده ، صرفاً موسیقی نبوده و علل دیگری نیز دخیل باشد ولی آن چه مسلّم است یکی از عوامل آن را می توان موسیقی ذکرکرد.


نام

تاریخ تولد

تاریخ مرگ

مدت عمر

ملیّت

لئونارد دولئو

1694

1744

50 سال

ایتالیایی

پرگولوزی

1710

1736

26 سال

ایتالیایی

هرولد

1791

1833

43 سال

فرانسوی

ژرژبیژه

1838

1875

37 سال

فرانسوی

مندلسن

1809

1847

38 سال

آلمانی

بتهون

1770

1826

56 سال

آلمانی

اسکریابین

1872

1915

43 سال

روسی

ایوانویچ گلینکا

1804

1857

53 سال

روسی

مک داول

1861

1908

47 سال

آمریکایی

جان فیلد

1782

1837

55 سال

آمریکایی

توماس مورله

1557

1602

45 سال

انگلیسی

هنری پرسل

1658

1695

37 سال

انگلیسی

حبیب الله بدیعی

1312

1371

59 سال

ایرانی





در ضمن، این اسامی از کتاب تأثیر موسیقی بر اعصاب وروان، استخراج شده است.
3 ـ گرایش به مواد مخدّر:
بسیاری ازموسیقی دانان به علّت عارض شدن ضعف اعصاب گرایش به مواد مخدّر پیدا کرده تا شاید درمانی برای این بیماری پیداکنند. مواد مخدّر در نگاه اول مسکّن خوبی برای اعصاب وروان است لذا غافل از مضرّات زیاد آن ،به آن روی آورده و در دام آن گرفتار می آیندکه البتّه خود مواد مخدّر نیز درکاهش قوة بینایی نقش دارد و مضرّات مواد مخدّر ، خود فصل جداگانه ای می طلبدکه از گنجایش بحث خارج است.
4 ـ ضعف چشم:
از جمله حسّاسترین اعضای بدن چشم ها وگوش ها هستند. حرکت چشم ها توسط اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک انجام می شود وگفته شدکه بوسیله ارتعاشات موسیقی تعادل این سیستم به هم می ریزد و موجب ضعف اعصاب می شود ، ادامه این عملکرد موجب تأثیرات عمیق دراین اعضای حسّاس و در نتیجه با عث ضعف چشم و حتّی کوری می شود.

5ـ فشارخون : یکی دیگر از عوارض موسیقی پیدایش بیماری فشار خون است که البتّه این هم عوامل مختلفی دارد و موسیقی یکی ازآن عوامل است. این مسئله را پزشکان با بررسی های خود دریافته اند و به کسانی که با موسیقی و سروصدای زیاد در ارتباط اند در مورد عوارض آن هشدار داده اند. دکتر «گورلدواین» پس از مطالعات زیاد به این نتیجه رسید که رادیو، علّت اساسی فشارخون به شمار می رود و برای اطمینان از این موضوع بازوبند فشار خون را به خود بست و این نتیجه بدست آمدکه هرقدر انسان از یک قطعة موسیقی بدش بیاید، همان اندازه فشار خون او بالا می رود ، دکتر «واین» از تغییر فشار خون در اثر شنیدن چند قطعة موسیقی درتعجّب بود و بالأخره برای این که دچار خطر رادیو نشود رادیو را خاموش کرد.از همه مهمتر مشاهده حالات روانی خود موسیقی دانان است که بزرگترین نمایش تجربیات و آزمایش های علمی و عملی است که زیان موسیقی را در این قسمت برای ما تشریح می کند ، زیرا آنها به تدریج ،گرفتار اختلالات عصبی و حسّاسیّت های بی جا شده و در نتیجه، اغلب دچار انقباض عروق و فشارخون و سکته های مغزی گردیده و حتّی بعضی ها در هنگام نواختن موسیقی، فشار خون آنها بالارفته ودر اثر سکتة ناگهانی جان
خود را فدای تحریکات و ارتعاشات موسیقی کرده اند. آیا همین سکته های نوازندگان، در هنگام اجرای برنامه های موسیقی؛ خود ،دلیل بارز دیگری نیست ، مبنی براین که موسیقی تا چه اندازه در ایجاد فشار خون مدخلیّت دارد؟(339این ها بخشی از مضرّات موسیقی بود، چراکه موسیقی، مضرّات دیگری را نیز به همراه دارد، ازجمله: مشکلاتمغزی ، مشکلات قلبی ، تهییج و...که به جهت جلوگیری ازاطالة کلام به همین مقدار بسنده و از توضیحات بیشترخودداری می نماییم.

موسیقی وکمال انسان
برخی برای توجیه استماع موسیقی آن را برای بدست آوردن حال و مقام ،مفید دانسته و می گویند : چه مانعیداردکه برای رهروان حق وحقیقت در ابتدای کار، موسیقی و سماع برای تحصیل حال تجویز شود؟پاسخ :کدامین منطق واقع بینانه می گویدکه تعلیم و تربیت هایی که به وسیلة عمل خارجی وگفتار صحیح و روشن صورت می گیرد،حذف شود و به وسیلة موسیقی وسماع که فاقد محتوا بوده وتنها باشکل خوشایندش خیالات راتحریک می کند،تحوّل واقعی در انسان به وجود آورده شود؟ اگرشما برای اشخاص احمق و کسانی که از نیروی اندیشه وتعقّل محرومند،صدهاهزار آهنگ پرمعنی وزیبا بنوازید ،چه تأثیر مثبت در آنان ایجاد خواهد کرد؟درنتیجه برای به ثمررسیدن تعلیم وتربیت مجبورهستیم قوای دفاعی وخودِروان راتقویت کنیم ،نه خیالات وتجسمیّات ونا هشیاریهای تصنّعی را....بهترین دلیل این مدّعا(که هر اندازه موسیقی، آدمیان را به خود مشغول بدارد، ازحالات روحانی وملکوتی خالص آنان می کاهد) وضع روانی اکثریت قریب به اتفاق مردم دوران معاصر ماست که به جهت گسترش موسیقی در شرق و غرب ،حتّی متأسّفانه درهمة کشورهای اسلامی یک حالت لذّت گرایی وتأثیر پذیری از موسیقی ، روان آنان را فرا گرفته و از وجد و هیجانات و شهودهای عالی ملکوتی والهی آنان به طور وحشتناک کاسته است.(34)همچنین اگر قرار بود که موسیقی ، عاملی در تکامل انسان باشد و وسیله ای برای رسیدن به مقامات الهی باشد بدون شک ، رهبران ما یعنی معصومین (علیهم السّلام) این مطلب را برای پیروان خویش بیان می فرمودند و از بیان این مسئله فرو گذار نمی کردند چرا که آنان برای رساندن انسان ها به کمال حقیقی خویش آمده اند و اگر چیزی راکه باعث رسیدن انسان به کمال است ذکر نکرده باشند نقض غرض خواهد بود. لذا نمی توان این حرف را پذیرفت.
مسئلة دیگراین است ؛که درست است موسیقی یک هنر است ولی ازطرف دیگر، فقط یک محرّک برای روح و روان انسان است . به عبارت دیگر موسیقی چیزی را به انسان نمی دهد وآن حالات مختلفی را که برای موسیقی گفته شد به او اعطا نمی کند بلکه صرفاً یک محرّکی است که آن حالاتی را که در انسان ها وجود دارد تحریک می کند و بر می انگیزد.پس موسیقی دارای دو جنبه است:1ـ جنبة شکل روانی آن. 2ـ جنبة محتوایی آن.و امّا شکل روانی موسیقی ،آن تأثیری است که انسان در درون خود ، با شنیدن موسیقی احساس می کند.

امّا محتوای موسیقی چیست؟
وقتی که آهنگ حماسه ای نواخته می شود، آیا این آهنگِ حماسه ای مانند مارش، در درون خود چیزی که واقعیت داشته باشد به من می دهد یا مانند کلمات یا عدوات قراردادی تأثیری در من به وجود می آوردکه حالت حماسه ایِ مرا می جوشاند؟ من می جوشم ، نه این که محتوای موسیقی این حالت را در من به وجود می آورد، بلکه عامل محرّک احساسات و هیجانات من عبارت است از واحدهای مربوط به آن حماسه که در محیط زندگی ام چه از سرگذشت خود و چه از تاریخ ملّت و قومی که جزئی ازآن هستم ،به وجودآمده است ، یا تاریخ ملّت خود.پس موسیقی محتوایش حماسه و محبّت و عشق و اندوه نیست ، بلکه این عناصر رسوب یافته دردرون من است که با ورود امواج موسیقی در درونم می جوشد و تحریک می شوم. این است معنای آن که می گوید موسیقی شکل دارد ولی محتوا ندارد یا محتوا وشکل درموسیقی یکی بیش نیست .(35)
فصل چهارم : نظرعلمای اسلام و دانشمندان غرب راجع به آثارموسیقی:
حال که با اثرات موسیقی برجسم و روان انسان آشنا شدید ، سراغ دانشمندان غرب و علمای اسلام خواهیم رفت تا نظرات آنها را نیز راجع به موسیقی بدانیم.« امام خمینی(رحمة الله علیه) »: « از جمله چیزهایی که مغز جوان ها را تخدیر می کند، موسیقی است ... موسیقی، انسان را از جدّیت بیرون می برد. یک جوان که عادت کرده روزی چند ساعت را با موسیقی سروکار داشته باشد، یک جوانی که اکثر اوقاتش را پای موسیقی بنشیند ... از مسایل زندگی و از مسایل جدّی به کلّی غافل می شود عادت می کند همان طورکه به مواد مخدّر عادت می کند...موسیقی با تریاک فرقی ندارد، تریاک یک جور خلسه می آورد و این یک جور خلسه می آورد... نباید دستگاه تلویزیون، جوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند....این عذر نیست که اگر موسیقی نباشد در رادیو، آنها می روند از جای دیگری موسیقی می گیرند حال اگر از جای دیگر می گیرند، ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟...جوانی که به موسیقی عادت کرد دیگر نمی تواند کار انجام دهد ، دیگرنمی تواند قاطع باشد». (36)
« امام خامنه ای(حفظه الله) »:« به نظرم می رسد که موسیقی می تواند گمراه کننده باشد، می تواند انسان را به شهوات دچار کند ، می تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستی کند ؛ می تواند هم این نباشد و می تواند عکس این باشد . مرز حلال وحرام اینجاست».(37)
« علّامه جعفری(رحمة الله علیه) »: «عمدة جذّابیّت و لذّت موسیقی و انبساط آوردن آن ، معلول سلب هشیاری به واقعیتهای درون ذات و برون ذات و هم چنین سلب اختیار است...در حالی که موسیقی ها حتّی روحانی ترین آنها با دو حقیقت مزبور (هشیاری واختیار) سازگار نیست و این اصل را همة ما می دانیم که هیچ حرکت ناهشیارانه و جبری نمی تواند تکاملی باشد، اگر چه با نظر به عوامل گوناگون ، دارای لذّت و جذّابیّت بوده باشد . جنبة تخدیری موسیقی را نیز می توان در نظر گرفت ، لذا اگر درحال جذبة موسیقی، ذکر الله اکبر را به زبان بیاوریم ، هیجان وتأثّر از موسیقی مانع ازآن خواهد بودکه ما معنای آن ذکر مقدّس را به طور معیّن و مستقیم درک کنیم و با همة قوای مغزی وروانی متوجّة آن باشیم».(38)
«ناپلئون هیل» (نویسندة آمریکایی) : «ده چیز است که باعث هیجان و تحریک مغز می شود این وسائل ده گانه که مغز انسان را به هیجان و فعّالیّت وادار نموده و نوسانات آن را به اعلا درجه می رساند عبارتند از:

پروفسور«ولف آدلر»( استاد دانشگاه کلمبیا) : « بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی، شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب می گذارد....موسیقی علاوه براین که سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقّت خارج از حدّ طبیعی آن سخت خسته می کند، عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می شود تولید عرقی خارج از حدّ طبیعی در پوست ایجاد می نماید که بسیار زیان بخش است و ممکن است مبدأ امراض دیگری قرارگیرد»(40)
«هگل» (فیلسوف شهیر فرانسوی) می گوید: «ادبیات عالی ترین هنرها، و موسیقی پست ترین هنرهاست زیرا اولی بیش از همه با فکر و معنا سر وکار دارد و موسیقی با حقیقت و معنا سر وکار ندارد».(41)
1ـ اشتیاق وعلاقة جنسی 2ـ ... 3 ـ ... 4ـ موسیقی 5 ـ ...»(39)
فصل پنجم : موسیقی درمانی
درمقابل همة این حرف هایی که زده شد و همة مضرّاتی که برای موسیقی گفته شد عده ای نیزادّعا می کنند که موسیقی در درمان بسیاری از بیماری ها کاربرد دارد والبتّه امروزه یکی از بحث های مهم، همین بحث درمان، بوسیله موسیقی است که اصطلاحا ًبه آن موسیقی درمانی گفته می شود. و یا گفته می شود که پخش موسیقی در گاو داری ها بر روی شیر دهی گاوها تأثیر داشته و مقدار شیردهی آنان را افزایش داده است و از این قبیل مسائل.دراین موردتوجه به چند نکته لازم می باشد: اولاًباید دیدکه این ادعاهای مطرح شده تا چه حد صحّت وسقم دارد وتاچه حد از جنبه های تبلیغاتی برخوردار است.ثانیاً بسیاری از روانپزشکان معترف اند به این که نتیجة درمان با موسیقی بسیارضعیف است چنان که «اسکریل» در این زمینه می گوید: «من اقرارمی کنم که عدم موفّقیّت هایی در زمینة درمان با موسیقی وجود دارد ولی باید در ضمن، اثرتسکین دهنده و مشغول کنندة آن را نیز درنظرداشت(42)». ثالثا ًباید نسبت بین کسانی راکه بوسیلة موسیقی درمان شده اند وکسانی که از این طریق دچار بیماری های روحی شده اند سنجید و مقایسه کرد و دیدآمار کدام یک بیشتر است. در این صورت با مشاهدة آمار زیاد بیماران خواهیم دید که آمارشان قابل مقایسه نیست . در ضمن ، برفرض تأثیر مناسب داشتن، یا این گونه است که آن موسیقی ، موسیقی طبیعی است یا موسیقی هنری است که انسان براستماع آن مجاز باشد ، نه هرموسیقی. و این گونه موسیقی ها نیز نه برای هر شخصی بلکه برای یک عدة خاصّی که پزشک متعهّدی برای اوتجویز کرده باشد مفید خواهد بود. لذا این گونه نیست که هر شخصی بتواند هر نوعی از موسیقی را که خواست به این بهانه گوش دهد. همچنین شاید بیماری هایی از این طریق درمان شود ولی ما فقط ظاهر قضیّه را می بینیم و مضرّات آن را نمی بینیم. مثل درمان، با قرص ها که ظاهراً بیماری، بواسطة آن رفع می شود ولی در واقع، یک عارضة دیگری پیدا می شودکه شاید در کوتاه مدت ، متوجة آن نشویم ولی در دراز مدت اثر خود را بگذارد .کارکرد موسيقي در درمان نیز محدودة خاصّ زماني و کاربردي دارد و استفاده بلند مدت و بي پرواي آهنگهاي مختلف، بويژه آهنگ ها ي پرتنش، مورد تجويز هيچ درمانگري نيست.در مورد موسیقی و افزایش شیر گاو هم باید گفت :همان دانشمندانی که افزایش شیر گاو را براثر موسیقی اثبات کرده اند بعدها پائین بودن کیفیّت آن شیر وشیری را که غیر طبیعی دوشیده شود اثبات کرده اند.(43) هم چنین عمرگاوها پائین تر آمده است.درنهایت می توان گفت : ممکن است موسیقی دارای اثرات مثبتی برای انسان باشد ولی آیا باید فقط به اثرات مثبت آن نگاه کرد؟در مورد شراب هم قرآن ، فرموده : منافعی برای مردم دارد(44)و شاید هم حتّی در برخی مراکز، تجویز شود ولی قرآن در ادامه می فرمایدکه ضرر وگناهش بزرگتر از نفعش هست . لذا هرآن چه را اگر چه دارای منافعی نیز باشد نمی توان مطلقاً مفید دانست و باید جنبه های دیگر آن را نیز در نظرگرفت. و بالأخره این که نمی توان منکر تأثیر موسیقی و حتّی لذّت موسیقی شد و این مسئله، حل شده است ولی بحث اصلی راجع به آن دسته ازموسیقی هایی بود که هم ازنگاه شرع وهم ازنگاه دانشمندان مذمّت شده بود که در اثر تخریبی چنین موسیقی جای تردید نیست وعمدة مضرّاتی هم که گفته شد به همین قسم از موسیقی بر می گردد.یک نکته نیز حائز اهمیّت می باشد وآن این که اگرچه در این مقاله از زاویة فقهی کمتر به این مسئله توجّه شد ولی باید دانست که آن چه راکه شرع از آن نهی کرده حتّی اگر از لحاظ علم تجربی عکس آن اثبات شود نباید فریب خورد و امرشرع را غیرعلمی قلمدادکرد بلکه باید تابع محض دستورات الهی بود حال علم ،آن را اثبات کند یا نه. و اما در مورد دیگرموسیقی ها همان طورکه ملاحظه شد عدّه ای این گونه موسیقی را نیز ردکردند ولی درمقابل، عدّه ای نیز به چنین موسیقی خرده نگرفته و حتّی برخی از آن استقبال کرده اند.
نتیجه گیری
واقعیّت این است که اظهارنظردر مورد استفاده ازموسیقی ،کارهرکسی نیست و باید به متخصّص آن در این باب رجوع کرد ولیکن آنچه ازگفتار بزرگان با وجود اختلافات دراین مسئله می توان به دست آورد این است که می توان از موسیقی در مسیر صحیح آن استفاده کرد وآن را به طور مطلق طرد نکرد. ازطرفی درکلام رهبرمعظّم انقلاب ازموسیقی به عنوان هنری که تلفیقی ازدانش، اندیشه و فطرت خدادادی استتعبیر می شود و پایة آن پایة الهی دانسته می شود.(45) لذا می توان از این هنر برخاسته از فطرت خدادادی استفادة بهینه کرد. ازطرف دیگر، امروزه دنیای غرب و استعمارگر از این هنر متعالی درراستای اهداف سوء خود، استفادة ابزاری زیادی کرده و برای پیاده کردن اهداف شوم خود از این راه به عنوان یکی ازمؤثّرترین راه ها برای تأثیرگذاری بر روی جوانان بهره های فراوانی برده است و تا حدود بسیارزیادی نیز از آن نتیجه گرفته ولیکن متاسفأنه درکشورهای درحال توسعه وکشورهای شرق این مسئله مورد غفلت قرار گرفته وآنها فقط به عنوان بازیگر برای کارگردانان اصلی ایفای نقش می کنند و در واقع آنان پذیرندة آن چیزهایی هستند که به آنها القا و قالب می شود وازخودشان در ین زمینه ها تولیداتی ندارند. لذا این گونه کشورها نیز می توانند با استفادة مطلوب از این هنر وتولید موسیقی های مناسب و دارای محتوا از آن به عنوان یکی از راه های انتقال مفاهیم و فرهنگ خود استفاده کنند. چه این که به لحاظ علمی، صوت و موسیقی نوعی موج است و موج نیز یکی از راه‌های انتقال انرژی شناخته شده است که البتّه در رابطه با انتقال انرژی واستفاده از این روش بحث گسترده ای نیاز است و از حوصلة بحث، خارج است. به هرحال بحث موسیقی از دورترین زمان ها مطرح بوده است . دردوران پیامبران و بعد از آن دوره ، در دوران ائمّه(علیهم السّلام) وتا به امروز ادامه داشته است و این گونه نیست که یک بحث تازه مطرح شده باشد.در این باب، اقوال زیادی نیز مطرح است که در این مقاله سعی شد در حدّ وسع ، به این بحث پرداخته شود و از مطرح نمودن جنبه های دیگر موسیقی به دلیل عدم گنجایش این نوشتار صرفنظر شد . امید است خداوند متعال، ما را عالم وعامل به وظایف قرار دهد.
منبع: راسخون
پي‌نوشت‌ها:
28.نگاهی به موسیقی ، ص36.

29. سلامتی وطول عمر دراحکام اسلام، ص82و83. 30. تأثیرموسیقی براعصاب وروان،ص 73به نقل از روزنامه اطلاعات،شماره12754. 31.کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1. 32. سعدی حسنی، تاریخ موسیقی ـ عبداللهی خوروش، حسین ،تاثیر موسیقی براعصاب وروان. 33. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص110و112. 34. موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص147ـ 148. 35. همان،ص 53 و54. 36. موسوی خمینی ،روح الله،صحیفه نور،ج5،ص241وص243و ج7ص245. 37.نکته های ناب،ص 103. 38.موسیقی ازدیدگاه فلسفی وروانی،ص 56ـ57. 39. هیل،ناپلئون، راه توانگری ،ترجمة علی تعاونی،ص86. 40.مجله دیمانش ایلوستر ،چاپ پاریس ،شماره 630. 41.هگل،مبانی فلسفه، ص 407. 42. تأثیرموسیقی براعصاب وروان،ص 32. 43. سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،ص88 و92. 44. بقره(2)،آیة219. 45. نکته های ناب،ص 105.
فهرست منابع



1بی جا،1372
2ـ جعفری ،محمد تقی ، علّامه، موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی، چاپ4، مؤسسة تدوین و نشرآثارعلّامه جعفری ، تهران، 1385 . 3ـ شریعت موسوی، مصطفی،آیت الله، نظری به موسیقی ازطریق کتاب وسنّت، چاپ اول، نشراسماعیلیان، 4ـ طباطبائی، محمد حسین، علّامه، ترجمة تفسیر المیزان، چاپ 21، ترجمة محمد باقر موسوی همدانی، جلد 13، دفتر انتشارات اسلامی، قم، بهار85. 5ـ طاهری، مهدی، سلامتی وطول عمردراحکام اسلام، چاپ2، انتشارات گلهای بهشت، قم،1386. 6ـ عاملی، محمدبن حسن، شیخ حر، وسائل الشّیعه، بی چا، جلد5 و12، نشرمکتبة الإسلامیّة، تهران،1382. 7ـ عبداللّهی خوروش،حسین،تأثیرموسیقی براعصاب وروان،چاپ 9، نشربادران،اصفهان،1387. 8 ـ فاضل لنکرانی، محمد،آیت الله العظمی، جامع المسائل، چاپ دوم، جلد2، بی نا، بی جا،1375. 9ـ فیض مشکینی ، علی اکبر، آیت الله، نصایح، چاپ18، ترجمة آیت الله احمدجنّتی، دفترنشرالهادی، قم،1378. 10ـ قدّوسی زاده، حسن، نکته های ناب، چاپ7، جلد2، دفترنشرمعارف، بی جا،1388. 11ـ کلینی، محمدبن یعقوب، ابوجعفر، کافی، چاپ اول، جلد6، نشرمؤسسة انصاریان، قم،1384. 13ـ مطهری، مرتضی، آیت الله، تعلیم وتربیت دراسلام، چاپ27، انتشارات صدرا، قم،1375. 14ـ. مجلسی، محمدتقی، علّامه،بحارالأنوار، چاپ سوم، جلد71وجلد79، بی نا، بیروت لبنان،1403ه.ق. 15ـ معین، محمّد، دکتر، فرهنگ فارسی معین، چاپ دوم ، جلد4، نشرثامن، تهران،1386. 16ـ محمدی نیا، اسدالله، بهشت جوانان، چاپ اول، انتشارات سبط اکبر، بی جا، بی تا. 17ـ محمودی، سیدمحسن، مسائل جدیدازدیدگاه علما و مراجع تقلید، چاپ3، نشرناصر، قم،1379.
1ـ قرآن مجید، عثمان طه، چاپ8، ترجمة مهدی الهی قمشه ای، انتشارات پارسایان، قم، 1386. 12ـ موسوی خمینی، روح الله، رهبرکبیرانقلاب، صحیفة نور، چاپ دوم، جلد5، تهران،1371 وجلد7 ، سازمان چاپ وانتشارات، تهران 1372.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۴, ۶/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4

ابتذال در زیر زمین های موسیقی +عکس
پبولتن نیوز: موسیقی به عنوان یکی از ابزار هنری همواره یکی از علایق اصلی مردم جهان به شمار می رود و در کشور ما نیز موسیقی به عنوان یک هنر اصیل و با ریشه که سابقه زیادی در تاریخ کشورمان دارد شناخته می شود و بسیاری از مردم ما با این رشته هنری انس دارند . البته با ورود اسلام به کشورمان و موسیقی ایرانی به دلیل نگرش اعتقادی مردم به سمت موسیقی سنتی و آرام رشد یافت و علاوه بر آن موسیقی های محلی قومیت های مختلف کشورمان نیز به عنوان سند زنده میراث فرهنگی ایران باعث شد موسیقی در ایران جایگاه ویژه ای داشته باشد و هیچ گاه از محدوده خط قرمز های دینی نیز فراتر نرود اما طی سالیان اخیر و در کنار صدها کالا و فرهنگ دیگر که با ناتوی فرهنگی متاسفانه پای آن به کشور ما باز شد موسیقی وارداتی نیز خیلی زود در عرصه هنری کشور وارد شد و با تبلیغات گوناگون و هجمه شدید در میان جوانان کشورمان رواج یافت .
موسیقی های وارداتی پاپ و جاز و راک و در این اواخر رپ در حالی به کشور ما وارد شدند که موسیقی سنتی ایرانی به شدت در حال خطر بود و یک اراده پنهان مسئولین فرهنگی بر این شکل گرفت که این موسیقی ها در کشور رواج پیدا کنند و به راحتی در فضای های عمومی به اجرا بپردازند و حتی صاحب جشنواره و فستیوال هم بشوند . ظهور خوانندگان مشهور پاپ که از سال های میانی دهه 70 آغاز شد آنچنان موجی را به راه انداخت که که تب مشهور شدن در این حوزه نیز مانند خیلی از حوزه های دیگر هنری مانند سینماو تلویزیون فراگیر شد و خیلی ها در دل آرزوی یک خواننده مشهور شدن را پروراندند اما خیلی زود موسیقی های ریتمیک و هیجانی که با اهداف و پشت پرده های خاصی تولید و منتشر می شدند توسط همان کسانی که مترصد استفاده فرصت برای انحراف جوانان کشورمان بودند به میان جوانان آمد و با گستر فضای ارتباطات دیگر جلوگیری از آن به همین سادگی نبود .
[تصویر: 48156_576.jpg][تصویر: 48155_557.jpg]
موسیقی رپ و راک به عنوان موسیقی های ریتمیک که بر اساس سبک غرب و با هدف ترویج مضامین غیر اخلاقی و به خصوص با تاکید بر روابط غیر اخلاقی پا به عرصه وجود گذاشته اند در یکی دو سال اخیر و با اهداف از پیش تعیین شده غربی با نفوذ در ماهواره و اینترنت سعی کرده اند جای پای محکمی برای خود در عرصه موسیقی کشورمان ایفا کنند اما چون نتوانستند به طور رسمی از مجاری قانونی تکثیر شوند به رشد قارچ گونه خود در محیط مناسب وب ادامه دادند. هم اکنون صدها سایت اینترنتی به طور خاص روزانه ده ها آهنگ از افرادی که هیچ نام و نشانی ندارند بر روی اینترنت قرار می دهد و این سایت ها بدون هیچ گونه نظارتی به کار خود ادامه می دهند . از طرف دیگر استودیو های زیر زمینی که البته به

مدد این فراگیری های بی حد و حصر هم بدون هیچ گونه مجوزی تاسیس شده اند به راحتی و بدون مزاحمت نیروی انتظامی و یا وزارت ارشاد به کار تولید این موسیقی های بی محتوا و فاسد می پردازند و حتی به راحتی در روزنامه های کثیرالانتشار آگهی چاپ می کنند . اما برای پیگیری بیشتر این موضوع خبرنگار بولتن نیوز با نفوذ مخفی در برخی از این استودیو ها و بررسی حواشی و پیامدهای آن به بررسی میدانی این موضوع پرداخت :
[تصویر: 48153_389.jpg]
از روی یکی از آگهی های چاپ شده در یک روزنامه معروف که در آن ادعا شده است که اسپانسری صد در صد خوانندگی افراد را به عهده می گیرد به آدرسی حوالی میدان انقلاب می روم . استودیو موسیقی . . . . . در زیر زمینی تاریک و نمور در یک خانه متروک قدیمی در انتهای یک کوچه بن بست قرار دارد . زنگ را که می زنم با چند بار سوال پیچ شدن می توانم مجوز ورود را دریافت کنم . اینجا به هرچیزی شبیه است جز به یک استودیو موسیقی . بلافاصله یکی از افراد که مثل بادیگارد ها به نظر می رسد و به نظر برای مسابقات مردان آهنین بیشتر مناسب است تا اینجا به سراغم می آید و بعد از بررسی هویتم من را با خود به درون استودیو جایی تقریبا دو طبقه زیر زمین می برد . چراغ هایی کم سو که شاید به دلیل ایجاد فضایی رمانتیک روشن هستند در کنار صورتک های سرخ پوستی که به دیوار زده اند فضایی مخوف را ساخته اند . بلافاصله فرمی را تحویلم می دهند تا اطلاعاتم را پر کنم و از اینجاست که کم کم سر صحبت را باز می کنم . صاحب استودیو که ادعا می کند خواننده معروفی است و با خواننده های معروفی آلبوم (البته به شکل زیر زمینی) بیرون داده است بلافاصله با زبان چرب و نرم سراغ مسائل مالی می رود و تضمین می کند در ازای گرفتن چند صد هزار تومان یک آهنگ رپ به تو تحویل دهد و اگر بتوانی مبلغ را از میلیون بالاتر هم ببری تضمین می کند که با یکی از خوانندگان معروف زیر زمینی مانند علیشمس و یا حسین تهی و یا علی عبدالمالکی هم برایت آهنگ مشترک منتشر می کند.


البته شرطی هم برای کار دارد و آن هم این است که در بخشی از کار باید صدای یک دختر هم به عنوان صدای پس زمینه خوانده شود اما وقتی تعجب ما را می بیند می گوید این خانم کارمند ثابت ما است و باید خرج اش در بیاید و به علاوه آهنگتان به راحتی توسط سایت های . . . موزیک و . . . . موزیک که با طرف قرارداد هستند پخش می شود و به وزارت ارشاد نمی رود که بخواهد برای شما مشکلی ایجاد شود . این خواننده توصیه می کند که فعلا با یک اسم مستعار وارد عرصه شوید تا در سطح زندگی هم با مشکلی روبرو نشویم . در همین سوال و جواب ها هستیم که درب اتاق کوچکی که فکر می کردیم انباری است باز می شود و دختر و پسری خندان با بدترین وضع حجاب از اتاق بیرون می آیند و در حالی که به شدت از آقای خواننده تشکر می کنند آن جا را ترک می کنند . تازه می فهمیم که آن اتاق در واقع اتاق ضبط صداست . به هر حال با یک بهانه ای از آنجا خدا حافظی می کنیم و به سراغ نشانی بعدی مرویم .
[تصویر: 48151_782.jpg]
نشانی بعدی در حوالی بلوار کشاورز قرار دارد . باز هم یک زیر زمین منتها این بار در یک آپارتمان نسبتا شیک . انگار زیر زمین بودن وجه مشترک این استودیو هاست و شاید به همین دلیل اسمشان شده استودیو های زیر زمینی و موسیقی های تولیدی شان را هم موسیقی های زیر زمینی می گویند. وارد که می شویم جا به زور برای دو یا سه نفر هست . در حقیقت انباری یکی از واحد ها تبدیل شده به مکانی برای تولید موسیقی! صاحب استودیو سر و وضع مناسبی ندارد و انگار در حال خودش نیست . کمی که اطراف را نگاه می کنم از شیشه های مشروب به راحتی علت این سر و وضع و رفتار را متوجه می شوم . اولین سوالش این است که برای خواندن دختر مراجعه کرده ام یا پسر .انگار خوانندگی زنان و دختران کاسبی ثابت این استودیو هاست .وقتی پاسخم را می شنود رقم های عجیب و غریب پیشنهاد می دهد و برای نمونه کار هم نشانی یک پارتی مختلط در لواسان را می دهد که با حضور در آنجا با نمونه کارها آشنا شوم و بعد با صرفه هزینه ای بین یک تا سه میلیون به یک خواننده مشهور تبدیل شوم.
نشانی سوم حوالی ونک قرار دارد . اینجا هم با کلی سوال پیچ وارد می شوم اما در ورود تقریبا خشکم میزند و با صحنه های رقت انگیزی رو برو می شوم که ترجیح می دهم فرار را بر قرار ترجیح بدهم تا لا اقل دینم را حفظ کنم . اما انگار در این مراکز حیا و عفت و . . . هیچ جایگاهی ندارد . به یکی دو تا استودیو زیر زمینی دیگر هم سر میزنم .
وجه مشترک این استودیوهای تولید آهنگ های رپ بر رواج فساد اخلاقی و بی بند و باری هایی که از اساس پایه به وجود آمدن این سبک موسیقی بوده است قرار دارد . در مضامین شعر های این نوع موسیقی به راحتی کانون خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد امن در جامعه مورد هدف قرار می گیرد و رواج بی بند و باری و هرزگی تبلیغ می شود . در بسیاری از این اشعار به تعریف از اندام زنان می پردازند و متاسفانه روابط غیر اخلاقی را امری عادی جلوه می دهند . نکته بسیار مهم این است که این استودیوها و خوانندگان این سبک موسیقی خود در واقع موروج اصلی فساد و بی بند و باری هستند که در همین زمینه دستگیری هر از چندگاهی خوانندگان معروف زیرزمینی موسیقی رپ مانند ساسی مانکن و . . . در پارتی های مختلط و به همراه دختران جوان فریب خورده نمونه بارز این موضوع است . اساس موسیقی رپ نشانه رفتن سواستفاده از زنان در این حوزه است و روانشناسان هشدارهای زیادی در خصوص شنیدن این نوع موسیقی ها داده اند که علاوه بر موضوع ترویج بی عفتی اثرات بدی هم در روان افراد بر جا می گذارد .
[تصویر: 48160_699.jpg][تصویر: 48159_444.jpg]
حال این سوال مطرح است که مسئولین فرهنگی به عنوان عوامل پیشگیری این موضوع چه کاری برای جلوگیری از ترویج این موسیقی بی هویت انجام داده اند ؟ آیا انفعال مسئولین وزارت ارشاد در برخورد قاطع با موسیقی های بی هویت وارداتی و عدم نظارت آنان نمی تواند سرنوشتی خطرناک برای جوانان علاق مند به حوزه موسیقی را به همراه داشته باشد؟ از طرف دیگر چرا این وزارتخانه نباید نظارت دقیقی روی فعالیت استودیو های موسیقی داشته باشد و چرا باید این استودیو ها به محلی برای روابط نا مشروع و بی بند و باری تبدیل شود . از طرف دیگر مسئولین انتظامی چرا خود را به خوابی خودخواسته زده اند و در مقابل این انحرافات آشکار موضعی اتخاذ نمی کنند و به راحتی به این مراکز اجازه می دهند که به تبلیغ بپردازند و جوانان ساده لوح که شاید شهرت آمال آرزویشان باشد را در منجلاب فساد و تباهی غرق کنند؟چرا نیروی انتظامی همانطور که در بحث شرکت های هرمی قاطعانه عمل می کند در قبال این استودیو های بی مجوز و بی هویت اقدامی محکم انجام نمی دهد؟
به هرحال موضوعی که روشن است این است که متاسفانه حوزه تولید موسیقی رپ در کشور ما روز به روز گسترش می یابد و به شکلی خطرناک در بین جوانان رشد پیدا می کند و در سایه غفلت مسئولان دست های پنهان هم فقط به سبب پول به گسترش این بی اخلاقی دامن می زنند اما خوب است در این زمینه کمی بیشتر تامل شود و از یک انحراف در بین جوانان جلوگیری شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۴۸, ۵/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #5

مقالات جدید منتشر شده به این نكته اشاره می كند كه موسیقی می تواند به درمان و مقابله با افسردگی و پیشرفت این گونه بیماری ها كمك كند.محققان دریافته اند كه موسیقی می تواند اعتماد به نفس را بالا برده و به درمان روش های سنتی بیماران دچار افسردگی كمك كند.
حدود 121 میلیون نفر در دنیا از بیماری افسردگی رنج می برند و به نظر می رسد كه موسیقی می تواند در اختلال های بی اشتهایی، الگوهای خواب و به طور كلی دیگر نشانه های بیماری از قبیل خود بی ارزشی و احساس تحقیر این بیماران مفید باشد.درمان دارویی و روان درمانی از روش های معمول درمان این بیماران است، محققان فواید موسیقی در درمان این بیماران بررسی كردند و پس از بررسی مقالات بین المللی كه شامل 5 تحقیق بود نشان داده شد كه موسیقی می تواند در درمان این بیماران موثر باشد.
اثرات موسیقی در دوره بارداری
استرس جزئی از زندگی روزمره امروز ماست و همه باید مدیریت آن را بیاموزیم.بارداری یك دوره منحصر به فرد و پر از استرس برای بسیاری از مادران در انتظار است كه از اضطراب و افسردگی در این دوره رنج می برند.در حقیقت اضطراب و افسردگی در این دوره شبیه مشكل بهداشتی افسردگی پس از زایمان است، مطالعات نشان داده است كه گوش كردن به موسیقی مناسب یك اثر با ارزش و روش غیر تهاجمی را در كاهش اضطراب و افسردگی دوره بارداری مهیا می كند.
اثرات موسیقی بر سلامت قلب
نتایج یك تحقیق جدید نشان می دهد كه گوش دادن به موسیقی مورد علاقه ممكن است برای قلب شما مفید باشد، محققان در آمریكا دریافتند كه موسیقی هیجانات و احساسات را برمی انگیزد و (موسیقی مورد علاقه فرد) می تواند اثر مثبت بر عملكرد عروقی داشته باشد، آن ها این نتایج را در تعدای از افراد غیر سیگاری نشان دادند.
پژوهشگران نشان داده اند كه موسیقی تاثیر عمیقی روی جسم و جان دارد، در حقیقت یك رشته از مراقبت های بهداشتی به عنوان موسیقی درمانی شناخته شده است كه در آن ها موسیقی به عنوان درمان كننده مورد استفاده قرار می گیرد.كسانی كه موسیقی درمانی را تمرین و تجربه كرده اند از اثرات مفید آن در بیماران مبتلا به سرطان، كودكان ADD (اختلال نقص توجه در كودكان) و دیگر بیماری ها بهره برده اند.
حتی در بعضی از بیمارستان ها نیز با استفاده از موسیقی برای كمك به تسكین درد بیماران نیز بهره برده اند و موسیقی درمانی را شروع كرده اند. هم چنین در بخش بیماران مبتلا به افسردگی به منظور بهبودی در آرام كردن حركات این بیماران استفاده شده و آنان را بهبود بخشیده است و علاوه بر این موسیقی در آسوده سازی (ریلاكسیشن) و كاهش فشار و كشش عضلات و خیلی از موارد دیگر به كار گرفته شده است.
اثرات موسیقی بر امواج مغزی
محققان نشان داده اند كه موسیقی خوب می تواند امواج مغزی را به شدت تحریك كند و با ریتم موسیقی تمركز، تفكر و هوشیاری بیشتری در مغز ایجاد می شود و موسیقی با ریتم آرام می تواند احساس آرامش را در فرد ایجاد كند.
اثر موسیقی بر تعداد تنفس و ضربان قلب
با تغییر در امواج مغزی یك سری تغییرات در اعمال بدن نیز ایجاد می شود، این اثرات موسیقی توسط سیستم عصبی اعمال می شود كه بر تعداد تنفس و ضربان قلب می تواند تاثیر بگذارد، به این صورت كه تنفس آرام تر و ضربان قلب كمتر شده و پاسخ بیشتری در آرام سازی ایجاد می شود كه این پاسخ مفیدی است كه موسیقی درمانی می تواند اثرات صدمه زننده استرس مزمن را بی اثر یا پیشگیری كند كه در نهایت این امر سلامت را تامین می كند.
اثرات موسیقی بر فكر و ذهن
موسیقی هم چنین می تواند اثرات مثبتی بر سطوح فكر و ذهن ما بگذارد كه به مقابله فرد در مقابل افسردگی و استرس كمك می كند.موسیقی از پاسخ های نامناسبی كه به دنبال استرس در فرد ایجاد می شود می تواند پیشگیری كند و آثار سوء آن را بر بدن از بین ببرد.
دیگر اثرات مثبت موسیقی درمانی
موسیقی فواید دیگری بر سلامت فرد دارد كه از جمله پایین آوردن فشار خون (كه خطر سكته مغزی را كاهش می دهد)، افزایش سطح سیستم ایمنی بدن و شل كردن عضلات است.نوع موسیقی كه برای گوش دادن انتخاب می شود عامل مهم است كه نشان می دهد، شما چه احساسی را دوست دارید؟ با انتخاب نوع موسیقی و مانوس كردن خودتان با آن احساس خوش و خوبی را در خودتان ایجاد می كنید.
البته چندین شیوه دیگر نیز می تواند در سلامتی شما نقش داشته باشد كه از آن جمله رژیم غذایی و ورزش است.بنابراین موسیقی مورد علاقه خود را گوش كنید كه بهترین و راحت ترین منبع دسترسی است و می توانید خودتان را در مسیری قرار دهید كه احساس بهتری در فكر و ذهن شما ایجاد شود، بنابراین یادتان نرود كه موسیقی لذت بخش می تواند به سلامتی قلب كمك كرده و آن را بهبود بخشد، هر چند بعضی معتقدند كه خنده بهترین دواست محققان طی مطالعاتی نشان داده اند كه موسیقی حتی در مواردی از خنده در سلامتی انسان نقش دارد.
پژوهشگران دانشگاه پزشكی مریلند در بالتیمور نیز نشان دادند كه گوش كردن به موسیقی دلخواه می تواند برای سیستم قلب مفید باشد. موسیقی كه سبب لذت و احساس خوبی در شما می شود روی عملكرد عروق شما اثرات مثبتی دارد، در این مطالعه نیز محققان پاسخ هایی را در افراد مشاهده كردند، نظیر آن چه كه در مطالعات قبلی در خنده یافت شده بود، موسیقی باعث می شود كه لایه عروق متسع شود و جریان خون افزایش یابد.
بر عكس گوش كردن به موسیقی هایی كه استرس زاست باعث تنگ شدن عروق و موجب پاسخ نامناسبی در فرد می شود و باید گفت كه گوش كردن به یك موسیقی خوب به شما حیات می بخشد در حالی كه گوش كردن به یك موسیقی بد مخاطره آمیز سلامتی است.فیزیولوژیست ها تاكید بر این دارند كه موسیقی تاثیراتی بر میزان اندروفین در مغز دارد كه هیجانات و احساسات ممكن است تحت تاثیر اندروفین ها قرار گیرد.
دكتر میلر معتقد است كه گوش كردن به موسیقی به طور فعال هیجانات خام مثبت را احتمالا در قسمتی از مغز كه اندروفین ها آزاد می شود را فرا می خواند این قسمتی است كه قلب و ذهن با هم ارتباط پیدا می كنند كه ما تمایل داریم بیشتر در مورد آن اطلاعات داشته باشیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۹, ۶/بهمن/۹۰ (آخرین تغییر در این ارسال: ۳۰/خرداد/۹۱ ۱۳:۴۸ توسط mohammad reza.)
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام
شاید گوش کردن موسیقی اصلا تاثیرات خوبی‌ نداره اما شدیدا باید هواسمونو جموجور کنیم تا هر آهنگیرو گوش نکنیم یادمه یه دوستی‌ میگفت آهنگا در مغز به صورت برگشت هم باز خوانی میشن و تو این آهنگهای متالو از این دست آهنگا کلی‌ اراجیف سر هم می‌کنن که رو ضمیر ناخوداگاه تاثیر داره ضمنا شما آهنگو که نیگه میشنوی نمیشنوی تو زیر صدا چی‌ دارن به خوردت میدان پس حواستون جم کنید بدبختی بد دوره‌ای داریم زندگی‌ می‌کنیم به هیچی‌ نمی‌شه اطمینان کرد پس حواستون بسیار جم کنید

ایمانتون رو هم قویتر یادتون نر که باید خودمونو برای چی‌ آماده کنیم برای تعجیل در ظهور امام زمان (علیه السلام) صلوات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۸, ۱۰/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #7

مقالات جدید منتشر شده به این نكته اشاره می كند كه موسیقی می تواند به درمان و مقابله با [تصویر: mosighi.4750123099258.jpg]افسردگی و پیشرفت این گونه بیماری ها كمك كند.محققان دریافته اند كه موسیقی می تواند اعتماد به نفس را بالا برده و به درمان روش های سنتی بیماران دچار افسردگی كمك كند.
حدود 121 میلیون نفر در دنیا از بیماری افسردگی رنج می برند و به نظر می رسد كه موسیقی می تواند در اختلال های بی اشتهایی، الگوهای خواب و به طور كلی دیگر نشانه های بیماری از قبیل خود بی ارزشی و احساس تحقیر این بیماران مفید باشد.درمان دارویی و روان درمانی از روش های معمول درمان این بیماران است، محققان فواید موسیقی در درمان این بیماران بررسی كردند و پس از بررسی مقالات بین المللی كه شامل 5 تحقیق بود نشان داده شد كه موسیقی می تواند در درمان این بیماران موثر باشد.
اثرات موسیقی در دوره بارداری [/font]
استرس جزئی از زندگی روزمره امروز ماست و همه باید مدیریت آن را بیاموزیم.بارداری یك دوره منحصر به فرد و پر از استرس برای بسیاری از مادران در انتظار است كه از اضطراب و افسردگی در این دوره رنج می برند.در حقیقت اضطراب و افسردگی در این دوره شبیه مشكل بهداشتی افسردگی پس از زایمان است، مطالعات نشان داده است كه گوش كردن به موسیقی مناسب یك اثر با ارزش و روش غیر تهاجمی را در كاهش اضطراب و افسردگی دوره بارداری مهیا می كند.
اثرات موسیقی بر سلامت قلب
نتایج یك تحقیق جدید نشان می دهد كه گوش دادن به موسیقی مورد علاقه ممكن است برای قلب شما مفید باشد، محققان در آمریكا دریافتند كه موسیقی هیجانات و احساسات را برمی انگیزد و (موسیقی مورد علاقه فرد) می تواند اثر مثبت بر عملكرد عروقی داشته باشد، آن ها این نتایج را در تعدای از افراد غیر سیگاری نشان دادند.
پژوهشگران نشان داده اند كه موسیقی تاثیر عمیقی روی جسم و جان دارد، در حقیقت یك رشته از مراقبت های بهداشتی به عنوان موسیقی درمانی شناخته شده است كه در آن ها موسیقی به عنوان درمان كننده مورد استفاده قرار می گیرد.كسانی كه موسیقی درمانی را تمرین و تجربه كرده اند از اثرات مفید آن در بیماران مبتلا به سرطان، كودكان ADD



(اختلال نقص توجه در كودكان) و دیگر بیماری ها بهره برده اند.
حتی در بعضی از بیمارستان ها نیز با استفاده از موسیقی برای كمك به تسكین درد بیماران نیز بهره برده اند و موسیقی درمانی را شروع كرده اند. هم چنین در بخش بیماران مبتلا به افسردگی به منظور بهبودی در آرام كردن حركات این بیماران استفاده شده و آنان را بهبود بخشیده است و علاوه بر این موسیقی در آسوده سازی (ریلاكسیشن) و كاهش فشار و كشش عضلات و خیلی از موارد دیگر به كار گرفته شده است.
اثرات موسیقی بر امواج مغزی
محققان نشان داده اند كه موسیقی خوب می تواند امواج مغزی را به شدت تحریك كند و با ریتم موسیقی تمركز، تفكر و هوشیاری بیشتری در مغز ایجاد می شود و موسیقی با ریتم آرام می تواند احساس آرامش را در فرد ایجاد كند.
اثر موسیقی بر تعداد تنفس و ضربان قلب
با تغییر در امواج مغزی یك سری تغییرات در اعمال بدن نیز ایجاد می شود، این اثرات موسیقی توسط سیستم عصبی اعمال می شود كه بر تعداد تنفس و ضربان قلب می تواند تاثیر بگذارد، به این صورت كه تنفس آرام تر و ضربان قلب كمتر شده و پاسخ بیشتری در آرام سازی ایجاد می شود كه این پاسخ مفیدی است كه موسیقی درمانی می تواند اثرات صدمه زننده استرس مزمن را بی اثر یا پیشگیری كند كه در نهایت این امر سلامت را تامین می كند.
اثرات موسیقی بر فكر و ذهن
موسیقی هم چنین می تواند اثرات مثبتی بر سطوح فكر و ذهن ما بگذارد كه به مقابله فرد در مقابل افسردگی و استرس كمك می كند.موسیقی از پاسخ های نامناسبی كه به دنبال استرس در فرد ایجاد می شود می تواند پیشگیری كند و آثار سوء آن را بر بدن از بین ببرد.
دیگر اثرات مثبت موسیقی درمانی
موسیقی فواید دیگری بر سلامت فرد دارد كه از جمله پایین آوردن فشار خون (كه خطر سكته مغزی را كاهش می دهد)، افزایش سطح سیستم ایمنی بدن و شل كردن عضلات است.نوع موسیقی كه برای گوش دادن انتخاب می شود عامل مهم است كه نشان می دهد، شما چه احساسی را دوست دارید؟ با انتخاب نوع موسیقی و مانوس كردن خودتان با آن احساس خوش و خوبی را در خودتان ایجاد می كنید.
البته چندین شیوه دیگر نیز می تواند در سلامتی شما نقش داشته باشد كه از آن جمله رژیم غذایی و ورزش است.بنابراین موسیقی مورد علاقه خود را گوش كنید كه بهترین و راحت ترین منبع دسترسی است و می توانید خودتان را در مسیری قرار دهید كه احساس بهتری در فكر و ذهن شما ایجاد شود، بنابراین یادتان نرود كه موسیقی لذت بخش می تواند به سلامتی قلب كمك كرده و آن را بهبود بخشد، هر چند بعضی معتقدند كه خنده بهترین دواست محققان طی مطالعاتی نشان داده اند كه موسیقی حتی در مواردی از خنده در سلامتی انسان نقش دارد.
پژوهشگران دانشگاه پزشكی مریلند در بالتیمور نیز نشان دادند كه گوش كردن به موسیقی دلخواه می تواند برای سیستم قلب مفید باشد. موسیقی كه سبب لذت و احساس خوبی در شما می شود روی عملكرد عروق شما اثرات مثبتی دارد، در این مطالعه نیز محققان پاسخ هایی را در افراد مشاهده كردند، نظیر آن چه كه در مطالعات قبلی در خنده یافت شده بود، موسیقی باعث می شود كه لایه عروق متسع شود و جریان خون افزایش یابد.
بر عكس گوش كردن به موسیقی هایی كه استرس زاست باعث تنگ شدن عروق و موجب پاسخ نامناسبی در فرد می شود و باید گفت كه گوش كردن به یك موسیقی خوب به شما حیات می بخشد در حالی كه گوش كردن به یك موسیقی بد مخاطره آمیز سلامتی است.فیزیولوژیست ها تاكید بر این دارند كه موسیقی تاثیراتی بر میزان اندروفین در مغز دارد كه هیجانات و احساسات ممكن است تحت تاثیر اندروفین ها قرار گیرد.
دكتر میلر معتقد است كه گوش كردن به موسیقی به طور فعال هیجانات خام مثبت را احتمالا در قسمتی از مغز كه اندروفین ها آزاد می شود را فرا می خواند این قسمتی است كه قلب و ذهن با هم ارتباط پیدا می كنند كه ما تمایل داریم بیشتر در مورد آن اطلاعات داشته باشیم.
[font=Tahoma]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۴۶, ۱۰/بهمن/۹۰ (آخرین تغییر در این ارسال: ۱۰/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۰ توسط mohebALI.)
شماره ارسال: #8
آواتار

تاثیرات شوم موسیقی بر انسان از تحقیقات دانشمندان
1.
اختلال در نظام اعصاب بدن و تولید ضعف اعصاب
.

بر طبق تحقیقات دانشمندان سیستم عصبی بدن انسان به دو بخش اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک تقسیم می گردد.که اعصاب سمپاتیک از ابتدای ستون فقرات شروع و دنباله آن در سایر اعضاء پخش می گردد و وظیفه آن تنگ نمودن رگها و انبساط عضلات و گشاد کردن مردمک چشم بالابردن فشار خون تند کردن ضربان قلب و..میباشد و این اعصاب باعث می شود که انسان در زندگی بیدار و هوشیار و در کارها فعال باشد.

اما شاخه ای دیگر از اعصاب اعصاب پاراسمپاتیک هستند. که این اعصاب همراه اعصاب سمپاتیک و دوش به دوش همدیگر در اعضای بدن وارد می شوند و وظیفه این گروه از اعصاب درست بر عکس اعصاب سمپاتیک است یعنی گشاد نمودن رگها انقباض عضلات تنگ کردن مردمک چشم کاهش فشار خون و...میباشد.و ارمغان این اعصاب برای انسان تنبلی فراموشی و خواب و غفلت می باشد.

اما بر طبق نظر پزشکان متخصص در این زمینه یکی از بدترین عواملی که باعث اختلال میان اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می شود نوای موسیقی است.به دلیل اینکه اصوات موسیقی دارای زیر و بم های عجیب و غریب و ارتعاشات متنوع و گوناگون است و همین ارتعاشات و زیر و بم ها باعث می شود که اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در اجرای وظایقشان دچار اشتباه شوند . و این اختلالات به تدریج در تمامی اعضای بدن از قبیل چشم گوش زبان قلب معده طحال روده مثانه رگهای تناسلی و... تاثیرات سوء و مضری ایجاد می کند و رفته رفته این عدم تعادل میان اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک منجر به پدید آمدن بیماری ضعف اعصاب در انسان می شود که نتیجه این بیماری آن است که اصول زندگی انسانی یعنی هضم جذب دفع و ترشح مواد و..... از هم گسیخته می شود و انسان در پرتگاه نیستی و مرگ قرار می گیرد لذا این بیماری در میان موسیقی دانان بازار گرمی دارد و چنان در وجود این افراد ریشه دوانده است که افرادی مانند "بتهون" و "ریشارد واگنر" که دو موسیقی دان معروف و مشهور هستند به خاطر این بیماری از خدا طلب مرگ کردند.و طبق آمار دانشمندان بیش از 80٪ موسیقی دانان مبتلا به این مرض می باشند.

کتاب تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 5الی صفحه 7

2.آسیب رساندن به قلب و ایجاد سکته
.

قلب ماهیچه ای عضله ای و میان تهی است که رشته حیات آدمی را به دست گرفته است.قلب یک انسان به طور معمول در هر 24 ساعت متجاوز از صد هزار مرتبه ضربان دارد و در هر دقیقه متوسط 70الی 75 بار می زند.و این تعداد ضربان بنابر موقعیت و نیاز بدن گاه تند می گردد گاه کند.که کار این تند نمودن و کند کردن ضربان قلب همانطور که در بحث پیش گفتیم بر عهده اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک می باشد.بنابراین مادامی که این دو عصب به وسیله های محرک های خارجی تحریک نشوند تعادل بین ضربان های قلب برقرار است. وهمان گونه که گفتیم اصوات موسیقی به خاطر زیر و بم هایی که دارند یکی از شدیدترین محرکهای اختلال در نظام اعصاب انسان می باشد . در نتیجه به خاطر تاثیر صدای موسیقی بر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک در کار این دو عصب اختلال وارد می شود و بر اثر همین تاثیرات ضربان قلب از حالت عادی و طبیعی اش خارج می شود و چه بسا ادامه این حالت قلب به مرور زمان منجر به سکته یا بیماریهای خطرناک دیگر در افرادی می شود که با موسیقی سروکار دارند.برای نمونه "شوبرت و مندلسن"دو موسیقی دان معروف هستند که بخاطر سکته فوت نمودند.

کتاب ساز و آواز
3.
سلب اراده و دیوانگی از مضرات موسیقی و مطربی
.
همانطور که می دانیم مغز انسان مرکز فرماندهی سلسله اعصاب انسانی است و تمام افعال و اعمال اعضای بدن انسان مطیع و فرمانبر دار دستورهای مغز می باشد و همانطور که اشاره کردیم یکی از ضررهای موسیقی صدمه به سیستم اعصاب بدن است و این صدمه به اعضاء ذره ذره به مغز منتهی می شود و اصوات موسیقی با مسلط شدن بر اعصاب آدمی حمله به مرکز بدن یعنی مغز را شروع می کنند و در نتیجه بعد از مدتی فرمانروائی بدن را به عهده می گیرد. و آن وقت است که خدا باید به فریاد انسان برسد چون موسیقی اراده انسانی را سلب می کند و نتیجه این سلب اختیار این می شود که انسان در موقع گوش دادن به نوای موسیقی و مطربی بی اختیار می رقصد یا شانه تکان می دهد و می خندد و می گرید و تمام این حرکات غیر طبیعی است. و بدون آنکه از مرجع آن یعنی مغز صادر شده باشد انجام می گیرد.رفته رفته این آشفتگیهای روحی و اختلالات در سیستم عصبی پس از مدتی باعث می شود که نیروی خرد و اندیشه انسان به کلی فلج و آثار جنون و دیوانگی یا اغتشاشات روحی مبتلا می شوند. برای نمونه موسیقی دانانی مثل (بتهون_شوبرت_شومان_نیچه_)از جمله افرادی هستند که جنون و دیوانگی گریبانگیر آنها گشت و موسیقی دانانی همچون (شوبرت - مندلس-باخ-......)افرادی هستند که بر اثر اغتشاشات روانی تا سر حد جنون پیش رفتند.

لذا جوانان عزیز و جویندگان سعادت و کسانی که خدای نکرده می خواهند وارد رشته موسیقی بشوند بدانند و آگاه باشند این است قیافه اصلی و نازیبای موسیقی که با نغمه های عوام فریبانه اش در زیر نقاب مکر و حیله و نیرنگ چنگ بر روان و اعصاب فریب خوردگانش می اندازد و آنها را به پرتگاه نیستی می برد. آیا به غیر از این چه انتظاری می توان از چیزی که خدای متعال آن را نهی نموده داشت.

کتاب ساز و آواز صفحه 26تا 28

گویند روزی (فارابی) عودی با خود داشت و به لباس ترک ها به مجلس ( سیف الدوله ) رفت . وی عود خود را آماده ساخت و تارهایش را تنظیم نمود و آهنگی نواخت و همه را به خنده وادار نمود سپس به شکل دیگری تارها را تنظیم کرد و باز هم آهنگی دیگر نواخت و همه اهل مجلس را گریانید و باز هم تارها را تنظیم نمود و آهنگ سوم را نواخت و همه را به خواب برد و خود مجلس را ترک کرد. الکنی والالقاب محدث قمی جلد 3 صفحه 2
جنون خلیفه بر اثر گوش دادن موسیقی : مسعودی گوید : در زمان عبدالملک یا یکی دیگر از خلفای بنی امیه که لهو و موسیقی خیلی رایج شده بود ، خبر به خلیفه دادند که فلان کس خواننده است و کنیز زیبایی دارد که او هم خواننده است و تمام جوانهای مدینه را فاسد کرده ، و اگر جلوی او را نگیرید ، این زن تمام مدینه را فاسد میکند . خلیفه دستور داد که غل به گردن آن مرد انداختند و آنها را به شام بردند.
وقتی به حضور خلیفه نشستند آن مرد گفت : معلوم نیست آنچه او می خواند موسیقی باشد و از خلیف خواست که خودش امتحان کند . خلیفه دستور داد که کنیز بخواند او شروع به خواندن کرد ، کمی که خواند دید سر خلیفه تکان میخورد کم کم کار به جایی رسید که خود خلیفه شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن و میگفت : بیا جانم بر این مرکب خودت سوار شو!!!! . تعلیم و تربیت در اسلام صفحه 71 و 72

در بعضی از زندانهای روسیه که در آنجا به ویژه محکومان (( نهلیست )) را نگاه میدارند ، شکنجه ای مرسوم است که به نام (( هومه اوپاتیک )) موسوم میباشد. با این وضع در یکی از زندان های (( ادسا )) یک محکوم سیاسی را برای مدت شش ماه برای اینکه میهن پرستی مورد نظر خودکامگان را بیاموزد ، در معرض شنیدن موسیقی و نواهایی قرار دادند که سرود ملی روس را مینواخت ، اما آن بیچاره پس از پنج ماه دیوانه شد. مناظره دکتر و پیر صفحه 431 ، اسلام و موسیقی ترجمه از ژینور

4.آسیب رساندن به دستگاه شنوائی
.


گوش اندام شنوائی و وسیله مشخص نمودن صداها و یک عضو کم مقاومت و حساس و ظریف است. که از سه قسمت گوش بیرونی - میانی - درونی تشکیل شده است .که برای شنیدن یک صدا به طور مختصر باید مراحل زیر طی شود . ابتدا وقتی صداها از سوراخ گوش وارد حفره گوش بیرونی می شوند از آنجا به گوش میانی که مکان پرده صماخ است می رسند و پرده صماخ را مرتعش می کنند و این ارتعاشات توسط سه تکه استخوان به نامهای چکشی سندانی و رکابی به گوش درونی می رسند و در آنجا مایع گوش درونی را می لرزانند و این لرزش توسط میلیونها سلول شنوائی که در آن مایع قرار دارند حس می شود . عصب شنوایی این حس را به مخ می برد و به این طریق ما می توانیم صداها را ادراک نماییم .

اما بر طبق تحقیقات دانشمندان اصوات موسیقی چون مصنوعی و غیر طبیعی هستند فشاری چندین برابر صداهای دیگر بر سلولهای شنوایی وارد می سازند. که هر چقدر این موسیقی ها نامطبوع تر باشد ارتعاشات سلولهای شنوایی بیشتر و شدیدتر می گردد . و این لرزشها و ارتعاشات غیر طبیعی که حاصل نوای موسیقی است.هر بار باعث از بین رفتن تعدادی از سلولهای شنوایی می شود ودر مدتی نه چندان زیاد برای کسانی که به موسیقی و آوازه خوانی اشتغال دارند تولید ضعف سامعه و در سطح بالای آن <<کری>> ایجاد می کند. روی همین اصل چند تن از موسیقی دانان مشهور از جمله روبرت شومان آلمانی که از 18 سالگی به تحصیل موسیقی پرداخته بود در اثر پیمودن راه افراط و تفریط در تعلیم و تعلم موسیقی در سن 42 سالگی به کلی از نعمت سامعه و شنوایی محروم گشت . وسرانجام در سال 1856 در سن 46 سالگی دار فانی را وداع گفت.

کتاب ساز و آواز

5.رابطه موسیقی و خودکشی
.


همانطوری که می دانیم یکی از گناهان کبیره در شرع مقدس اسلام خودکشی می باشد. که در این زمینه خدای تعالی فرموده اند:

سوره بقره آیه 195 :و نیندازید خودتان را به دست خود به هلاکت.

سوره نساء آیه 5 :خودتان خود را نکشید که خدا به همه شما مهربان است.

حضرت صادق (علیه السلام) : هر کس خودکشی نماید به طور جاوید و الی الابد در آتش دوزخ خواهد ماند. اصول کافی

حضرت باقر (علیه السلام) : مومن به هر نوع مردنی می میرد و لی هرگز خودکشی نمی کند. سفینة البحار

بر طبق تحقیقات دانشمندان یکی از عوامل اصلی که باعث می شود شخص دست به خودکشی بزند غفلت از یاد خدا و عدم ارتباط معنوی با خدای متعال است. که همانطور که در بحث های پیش گفتیم یکی از اثرات موسیقی غافل نمودن انسان از یاد خداست.

اما یکی دیگر از عواملی که باعث می شود شخص دست به خودکشی بزند اختلالات روانی و عصبی است که طبق آماری که اخیرا دانشمندان منتشر نموده اند 75% خودکشی کنندگان مبتلا به بیماریهای عصبی و روحی بوده اند . و در پدید آمدن اختلالات روحی عوامل فراوانی وجود دارند که یکی از مهمترین این عوامل موسیقی است. و این عامل را می توان به یقین گفت که بر سایر عوامل برتری دارد و همانطور که بیان نمودیم با در اختیار گرفتن مغز انسان باعث می شود که انسان در آن لحظه تصمیم به هر جنایتی بگیرد و بعد به عمل در بیاورد. کتاب ساز و آواز صفحه 35 تا 37

6. تولید هیجان و التهاب از اثرات موسیقی.

بر طبق تحقیقات دانشمندان موسیقی یکی از مهمترین عواملی است که در انسان تولید التهاب و هیجان می نماید که حاصل این این التهاب ها و هیجان ها ایجاد بیماری هایی مانند زخم معده روماتیسم بیماریهای قلبی و...است.که در این زمینه دکتر مونتاکو <<مولف کتاب اختلالات عصبی معده>>می نویسد : آنچه می خورید باعث زخم معده نمی شود بلکه آنچه شما را می خورد یعنی هیجان و التهاب موجب پیدایش این زخم می شود.

اما این هیجان و التهاب ناشی از شنیدن موسیقی نه تنها در انسان ها موثر است بلکه بر روی حیوانات هم آزمایش شده است و نتیجه مثبت بدست آمده است.برای نمونه چند سال پیش در باغ وحش شهر گلاسکو یک گروه ارکستر اسکتلندی برنامه ای برای حیوانات اجرا کردند که در اواخر این برنامه سه شیر فرار کردند و یک از آنها دستش شکست زرافه ها از شدت هیجان غذا نخوردند و طوطی های سخنگو با حالت غضب به نوازندگان و اعضای ارکستر فحش دادند.اما نمونه عملی این موضوع در انسانها نیاز به آزمایش ندارد مثلا اگر به سرعت ماشین افرادی که از درون اتومبیلشان صدای گوش خراش موسیقی پخش می گردد توجه کنیم پی می بریم که چقدر تفاوت دارد با افرادی که در خودروشان از موسیقی استفاده نمی کنند. و این گونه سرعت های با لا با تماما ناشی از هیجان و التهاب است. و اگر ما به آمار تصادفاتی که سالیانه در خیابان ها و یا جاده ها اتفاق می افتد توجه کنیم می بینیم که در 70%این تصادفات رانندگان در حال گوش دادن موسیقی بوده اند.

کتاب ساز و آواز صفحه 63تا 65




7.موسیقی عامل اصلی فشار خون.

پزشکی در اروپا ضمن تجسس از علل فشار خون که در دنیای جدید بسیار فراوان شده است بازوبند فشار خون را به بازو بسته و دکمه رادیو را باز و با گوش دادن برنامه های مختلف موسیقی به نتایج زیر رسید:

1.هر قدر موسیقی نامطبوع و زننده باشد درجه فشار خون زیاد می شود و این افزایش به قدری بود که پزشک مزبور را متوحش ساخت.

2.برخی از موسیقی ها که به ظاهر اثر آرام کننده داشت تا مدتی که ادامه دارد فشار خون را از حد معمول پائین تر می آورد.

بالاخره موسیقی چنان تاثیری در فشار خون پزشک داشت که حقیقتا سلامتی او را تهدید می کرد بنابراین او سریع پیچ رادیو را بست. در آزمایشی دیگر دکتر پاول مقداری از گلبولهای سفید و قرمز خون را در یک لوله بلوری جای داد و در لوله را محکم بست و سپس آن را در میان حوضچه ای پر از آب قرار داد و به وسیله برق امواجی در آب ایجاد کرد که آهنگ های ترس آوری از آن برمی خواست . در طول 10دقیقه که این امواجها با آوای مخوفش ادامه داشت یک نیمه از گلبولها جان سپردند و نیمه دیگر در آستان مرگ افتاده بودند.

3.در تحقیقی دیگر دکتر< اواین > پس از مطالعات فراوان به این نتیجه رسید که ساز و آواز علت اصلی فشار خون به شمار می روند. برای اطمینان سیمی از گیرنده رادیو به خود بست و این نتیجه بدست آمد : که هر قدر انسان از یک قطعه بدش آید همان اندازه فشار خون بالا می رود و بالعکس هر چقدر که از قطعه ای خوشش آید همان اندازه فشار خون پایین می آید.

کتاب ساز و آواز صفحه 77

8.موسیقی علت اصلی بیماری << مانی >>.

آهنگهای شور انگیز موسیقی می تواند به قدری اعصاب را تحریک کند و نظام آنها را در اثر تهیج فوق العاده مختل نماید که انسان را دچار اغتشاشات و آشفتگی های روانی بنماید و در نتیجه باعث جنب و جوش های ناگهانی - خنده های بیجا - پرحرفی - ادای سخن مسخره و ..... گردد و در نتیجه باعث می شود که شخص دچار مرض <مانی> که نوعی جنون است گردد.

دکتر <<هربرت کارول>> استاد دانشگاه نیوهمشایر آمریکا در کتاب بهداشت روانی مرض مانی را به سه درجه تقسیم کرده است و علائم درجه اول را با نام مانی ساده این طور تشریح می کند: در این مرحله که حالت خفیف بیماری است بیمار در خود ناراحتی حس می کند و پیوسته نا آرام است . مردم عادی آنرا با عصبانیت و تند خویی شخص مبتلا به این بیماری اشتباه می گیرند. در این مرحله از بیماری بیمار حس می کند که باید در جنبش و فعالیت باشد. او نمی تواند آرام یک جا بنشیند و به حرف دیگران گوش بدهد غالبا بیمار با انگشتانش بر روی جسم زیر دستش می زند. همواره می خواهد کاری را انجام دهد آن هم با عجله و شتاب . که در ادامه هر چه بیماری شدت پیدا می کند و به مراحل بحرانی خود می رسد نا آرامی مریض بیشتر می شود.

کتاب تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 5

9.بیماری سیکلوتمی.

پخش آهنگهای شور انگیز و غم انگیز پشت سر هم از شاهکارهای برنامه های صدا و سیما است و می توان به یقین ادعا نمود که سالانه هزاران نفر قربانی این شاهکار شوم می شوند. زیرا اگر شنونده ای هم از آهنگهای شور انگیز و هم از آهنگهای غم انگیز استفاده نماید ممکن است به بیماری <<سیکلوتمی>> مبتلا گردد.

نویسنده کتاب << تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب >> چنین می نویسد : من شاهد بیماری سیکلوتمی زنی بودم که داستان او از این قرار است : این زن کودک خردسال خود را از دست داده بود و چون دچار ناراحتی شدید شده بود نزدیکان وی برای اینکه او را سرگرم کنند وی را مشغول موسیقی نشاط انگیز به طور شبانه روز نموده بودند که بعد از مدتی این بانو دچار مرض سیکلوتمی شده بود . گاهی می خندید و ناگهان گریه می کرد و باز پس از مدتی به حال نشاط در می آمد . علت آن بسیار روشن است و آن تضاد میان روحیه او در وقت از دست دادن کودکش و روحیه او در زمان شنیدن موسیقی های نشاط انگیز است.

بنابراین نتیجه می گیریم که برنامه های غم انگیز و نشاط انگیز که بدون فاصله از صدا و سیما پخش می شود چه سرنوشت های ناراحت کننده ای بر روح و روان و زندگانی انسانها می گذارد . و عامل اصلی این جنایت دست اندر کاران این سازمانها می باشند.

کتاب ساز و آواز صفحه 12

10.برخی دیگر از مضرات ناشی از موسیقی.

مرض پارانویا:از جمله آثار شوم موسیقی مرض پارانویا می باشد. شخص مبتلا به این بیماری ادعاهای بی مورد و خالی از حقیقت و دروغین می نماید و شخصیت خود را از هر حیث بلند مرتبه از دیگران تصور می کند. کتاب ساز و آواز صفحه 12

آسیب رساندن به نوزاد در رحم مادر: دکتر << روبرت >> متخصص روان شناسی کودک ثابت کرد که اطفال در رحم مادر تحت تاثیر موسیقی قرار می گیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش کند ضربان قلب در رحم زیاد می شود . او می نویسد:این حالت از شش ماهگی به بعد است. کتاب ساز و آواز صفحه 80

لوتر می گوید : موسیقی در تخدیر اعصاب انسان از مواد مخدر هم قوی تر عمل می کند. بعضی از غلط اندازان معتقدند که موسیقی غذای روح است . ولی هیچ دانایی این سخن را قبول ندارند بلکه دانای کامل < خداوند > عقیده دارد موسیقی عذاب روح است. کتاب ساز و آواز صفحه 81
دکتر اوریزن اسوت مارون : هیجان بزرگترین عامل سکته های قلبی است . و هنرمندان اغلب به سکته قلبی درگذشته اند.از این بیان معلوم میشود هیجان حاصل از موسیقی تا چه حد خطرناک است. بهشت جوانان صفحه 357

سخنی دیگر : خوانندگان محترم و طالبان حقیقت آگاه باشند که این مضرات و آسیب هایی که در اینجا ذکر نموده ایم تنها قطره ای از دریای آسیب های این دشمن روح و روان انسان است که تا به امروز کشف شده است و شاید صدها بیماری دیگر هم باشد که هنوز علم روز نتوانسته آن را کشف نماید.

لذا نسل جوان که امید های فردای جامعه هستند باید خیلی مراقب باشند که تحت تاثیرات سوء تبلیغات برخی از کج اندیشان نادان و احمق قرار نگیرند. وبه جای آن رو به سوی خدا و دستوراتش آورند و بسیار قدر دان خدا و اهل بیت (علیه السلام) گردند که هزاران سال پیش که هنوز این مریضیها توسط علم پزشکی اثبات نشده بود آن انوار مقدس (علیه السلام) ما را از عمل به این امور نهی نموده اند.


آیا موسیقی روح انسان را تصفیه میکند ؟

اگر موسیقی آن چنان که عاشقان دلباخته اش میگویند حقیقتا روح انسانی را تصفیه میکند چرا با شیوع موسیقی در شرق و غرب بیماری های روانی و فساد اخلاقی به حدی است که گفتگو درباره آن باعث شرمساری است. ما نمیدانیم که اگر انسانها به این موسیقی اشتغال نمی ورزیدند و با خود واقعیات روبه رو میگشتند چه اندازه راه ترقی و اعتلا را می پیمودند !؟

جوان و موسیقی صفحه 58

آیا موسیقی در محل کار سبب کار بیشتر است!؟

میگویند آزمایش کرده اند وقتی که در کارگاه ها موسیقی نواخته میشود راندمان کارگران بیشتر میشود. این پدیده را چگونه میتوان با تحریم موسیقی توجیه کرد؟

میگوییم چون مسلما افزایش راندمان کار انرژی میخواهد خود تموجات صوتی نمیتواند در داخل بدن انرژي تولید کند پس آن کارگر مجبوراست انرژی بیشتری را در زمان کوتاه تری از دست بدهد تا پدیده فوق به وقوع بپیوندد.به این ترتیب ملاحظه میشود که ظاهرا موسیقی در اینجا نقش مثبتی داشته ولی همان طور که گفته شد این نقش مثبت ظاهری است و در واقع موسیقی در اینجا هیچ عمل مثبتی انجام نداده بلکه جنبه منفی هم داشته که باعث شده انرژی کارگران در زمان کوتاه تری صرف شود به علاوه کدامین اصل انسانی میگوید : برای افزایش دادن منافع سود کارگران را در خیالات و تجسمات بی اساس غوطه ور سازیم؟

جوان و موسیقی صفحه 60 الی 61
ضررها و بیماری های موسیقی از دیدگاه علامه جعفری
(رحمة الله علیه).
1. ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک که بی نظمی در این دو اعصاب مشکلات زیر را به همراه دارد :
1. اضطرابات گوناگون 2. عصبانیت 3. سستی 4. بی ارادگی 5. سرگیجه 6. صداع 7. مالیخولیا 8. نفخ معده 9. تحریکات قلبی 10 . طپش قلب 11. بی نظمی 12. آنژین صدری 13. انقباضات عروقی 14. اختلالات غدد مترشحه داخلی مخصوصا ( تیروئید و تخمدان ) 15.اسپاسم لوله گوارش 16. آسم ( تنگی نفس ) 17.نزله ی انقباضی و............ . تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 38
2. مرض مانی ( نوعی جنون است که درجات گوناگونی دارد ).
3. مرض سیکلموتی ( نوعی بیماری روانی است که شخص بیمار گاهی میخندد و بعضی از اوقات از خود ترشرویی نشان میدهد و گاهی گرفته و غمگین است ) .
4 . کوتاهی عمر
5 . مرض پارانویا ( نوعی مرض روحی است که شخص ادعاهای بی مورد کرده و خود را شریف تر و بالاتر از همه می داند )
6. ضعف اعصاب
7. اختلالات دماغی ( اغتشاشات مغزی هیجانات روحی و جنون )
8. تاثیرات قلبی
9. واسطه انتحار و خودکشی
10. بیماری فشار خون
11. عامل فحشا
12. تضعیف و تضییع حس شنوایی ( سامعه )
13. تضعیف و تضییع حس بینایی ( باصره )
14. هیجان
15. سلب راده و شکست شخصیت
16. سلب غیرت
17. عامل جنایت
18. جلب توجه غیر طبیعی
19. از دست دادن نیروی فکری
20. تضییع نیروی قضاوت
21. افسردگی و خمودگی
22. تهییج عشق ( یک نوع بیماری روانی است که مورد بحث و توجه روانکاوان است . گاهی شدت این بیماری به جایی میرسد که طرف خودش برای هلاکت خودش قیام کرده خویش را به آب و آتش می اندازد مسموم میکند خود را زیر اتومبیل معشوقه اش رها میکند و ..... و این بیماری گاهی شخص را به تیمارستان میکشاند)
تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 96
23. شکست عمر و جوان مرگی
24. زنجیر بردگی
25 . روش لغو
26 . اتلاف وقت
مبانی فقهی و روانی موسیقی صفحه 33
جوان و موسیقی صفحه 62 الی 63 ، آوای شیطان صفحه 70 الی 73


موسیقی باعث کوتاهی عمر می شود
(
عده ای از موسیقی دانان و مشاهیر موسیقی و مدت عمرشان )
از بسیاری از آیات قرآن کریم ( سوره انعام آیه 6 - اعراف آیه 96 - هود آیه 52 - عنکبوت آیه 40 - طلاق 2 و 3 و 4 - نوح 10 و 12 -) و روایات ائمه (علیه السلام) استفاده میشود که اعمال خیر بر وسعت رزق و طول عمر می افزاید ولی گناه لهو و لعب برکت را از بین خواهد برد و از عمر انسان میکاهد و چون موسیقی گناه محسوب میشود معمولا مروجین موسیقی با وضع نامناسب و عمر کوتاه از دنیا رفته اند. بهشت جوانان صفحه 361
، آوای شیطان صفحه 90
همچنین توجه دقیق به بیوگرافی موسیقی دانان مشهور نشان میدهد که در دوران عمر به تدریج دچار ناراحتی های روحی گردیده اند تا آنجا که رفته رفته اعصاب خود را از دست داده و عده ای مبتلا به بیماریهای روانی شده و گروهی مشاعر خود را از کف داده و به دیار جنون رهسپار شده اند . دسته ای فلج و ناتوان گردیده بعضی هنگام نواختن موسیقی درجه ی فشار خون شان بالا رفته و دچار سکته ی ناگهانی شده اند.
کوتاه سخن اینکه آثار زیان بخش غنا و موسیقی بر اعصاب تا سر حد تولید جنون و بر قلب و فشار خون و تحریکات نامطلوب دیگر به حدی است که نیاز به بحث زیادی ندارد.
از آمارهایی که از مرگ و میرها در عصر ما تهیه شده چنین استفاده میشود که مرگ های ناگهانی نسبت به گذشته افزایش زیادی یافته است . عوامل این افزایش را امور مختلفی ذکر کرده اند از جمله افزایش غنا و موسیقی در سطح جهان.
هم اکنون به اسم های برخی از مشاهیر موسیقی همراه با مدت عمرشان توجه فرمایید

:
مالیبران استاد معروف موسیقی در حال خواندن آواز در سن 27 سالگی سکته کرد.
پرگولوزی - نوازنده ایتالیایی در سن 26 سالگی بلینی -نوازنده ایتالیایی در سن 34 سالگی موریس ژبر - نوازنده فرانسوی در سن 40 سالگی شوسون - نوازنده فرانسوی در سن 30 سالگی نیکلا دوگرینی - نوازنده فرانسوی در سن 27 سالگی ژاربیژه - نوازنده فرانسوی در سن 37 سالگی مندلس - نوازنده آلمانی در سن 38 سالگی هوگو ولف - نوازنده آلمانی در سن 43 سالگی ماکس رگر - نوازنده آلمانی در سن 43 سالگی موزارت - نوازنده اتریشی در سن 35 سالگی شوبرت - نوازنده اتریشی در سن 31 سالگی لانر - نوازنده اتریشی در سن 42 سالگی حبیب سماعی - نوازنده ایرانی در سن 45 سالگی
همچنین نباید در این راستا جنون یا سکته برخی از مشاهیر موسیقی را چون بتهوون باخ شومان واگنر شوپن آرمسترانگ و ..... را نادیده گرفت.


منابع :
تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب
، موسیقی از نظر دین و دانش ، تاریخ موسیقی از سعدی حسنی ، نوای شیطان صفحه 90 الی 92 ، جوان و موسیقی صفحه 88 الی 90



به قهقراء رفتن هوش

اگر زندگی منحصر به رقصیدن و دور شهر با اتومبیل چرخیدن و سینما رفتن و رادیو شنیدن باشد چه سودی دارد ؟

بسیاری از کارگران جوان هفته ای سه یا چهار شب را در سینماها و موزیکال ها و دانسینگ ها میگذرانند.

مطالعه رمان های کم مایه پرگویی های روزانه بقیه وقت آنان را پر میکند. گوش کردن به دروغ پردازی های رادیو وسیله دیگری برای تلف کرن عمر است. رادیو نیز مانند سینما و موزیکال کاهلی کامل به کسانی میبخشد که با آن سرگرمند. تفریح با زندگی مباین است زیرا زندگی عمل است پس با ورق بازی رقصیدن سینما و رادیو وقت گذراندن هوش را به قهقراء میبرد.
جوان و موسیقی صفحه 82 الی 83

کار اعصاب و تاثیر موسیقی بر آن

(( موسیقی و غنا )) یکی از سرگرمی های زیان بار است که آدمی را از توجه به خدا و آخرت باز میدارد و استعمارگران با تمام نیرو و توان خود می کوشند در قلمرو نفوذ خود جامعه را به غفلت و بی خبری بکشانند تا دیگر کسی به فکر مسائل حیاتی و واقعیت های زندگی نباشد بدین منظور تلاش میکنند از عواملی که انسان را در هاله ای از غفلت و بی خبری می کشاند استفاده نمایند مانند مشروبات الکلی فحشا قمار آزادی جنسی بی بند و باری رقص موسیقی و .........

شگفت آور این است که برخی موسیقی را غذای روح می پندارند و برای گریز از رنج ها و فراموش کردن ناراحتی های خود به آن پناه میبرند در حالی که موسیقی نه تنها غذای روح نیست بلکه سم کشنده ای است که جان و دل انسان را می میراند.

موسیقی اثری همچون الکل و افیون ر روح و روان انسان دارد یعنی با رخوتی که در اعصاب ایجاد میکند موجب میشود که انسان موقتا از واقعیت های زندگی فاصله بگیرد و اگر این خاصیت دلیل آن است که موسیقی را غذای روح بدانیم الکل و هروئین شایستگی بیشتری دارند که غذای روح نامیده شوند.

موسیقی لذت و تخدیر آنی و زود گذر دارد ولی نابسامانی های بسیاری را درپی دارد و مهم تر از این است که شنونده را از خدا بی خبر میسازد.

تحقیقات جامعه شناسان این نتیجه را به دست آورده است که موسیقی موجب بیماریهای بسیاری مانند : حمله های عصبی ضعف اعصاب بیماری های روانی و قلبی زخم معده و... میشود. تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 41

علمای علم فیزیولوژی دستگاه عصبی انسان را به دو قسمت تقسیم کرده اند : سلسه اعصاب ارتباطی و سلسه اعصاب نباتی سلسه اعصاب ارتباطی شامل ستون مرکزی عصبی از نخاع گرفته تا نیم کره های مغز و نیز اعصاب محیطی میباشد و سلسله اعصاب نباتی شامل سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک میباشد.

سیستم اعصاب سمپاتیک فقط از ابتدای ستون فقرات آغاز گردیده و دنباله آن به سایر اعضا پخش میگردد اما سلسله اعصاب پاراسمپاتیک از مغز و دماغ شروع شده و بعد از ستون فقرات گذشته به موازی اعصاب سمپاتیک به تمام بدن تقسیم میگردد.

عمل سمپاتیک عبارت است از : تنگ کردن رگ ها اتساع عضلات صاف جلوگیری از ترشح فشار خون و کار پارسمپاتیک گشاد کردن رگ ها انقباض عضلات صاف ایجاد ترشح و تقلیل فشار خون میباشد.

پاراسمپاتیک پس از اینکه از دماغ و مخ جدا شد همین که با اعصاب سمپاتیک یعنی همان اعصابی که از ستون فقرات شروع میشود مصادف شد از همان جا این دو عصب به موازات یکدیگر در تمام اعضای بدن دوش به دوش و همراه یکدیگر حرکت میکنند و چون اعمال این دو عصب مخالف یکدیگر است تا هنگامی که تحریکاتی از خارج بر آنها وارد نیاید و هر دو به موازات یکدیگر کار کنند تعادل بدن را حفظ نموده و این تعادل در صحت و سلامتی روحی و جسمی انسان دخالت تام دارد ولی هرگاه یکی از این دو اعصاب تعادل و توازن خود را از دست بدهند آنگاه به نسبت عدم تعادل هر یک اختلال روانی و کالبدی ( روحی و جسمی ) برای شخص ایجاد مینماید.

کار مهم و حساس اعصاب سمپاتیک ایجاد امور فعال بدن است از قبیل بیداری جدیت و فعالیت در کارها ( که در اصطلاح طب قدیم صاحب آنرا حرارتی مزاج و خون گرم مینامند ) و کار مهم و حساس اعصاب پاراسمپاتیک درست مخالف سمپاتیک است یعنی عمل آن ایجاد سستی بی حالی خواب غفلت سهو نسیان اندوه حزن بیهوشی نزع و بالاخره مرگ است.

وقتی که از خارج تحریکاتی در روی اعصاب شروع میشود اعصاب سمپاتیک یا پاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پایین یا بالا میروند بدیهی است به هر اندازه که فاصله بین این دو سیستم اعصاب ایجاد شود به همان اندازه نگرانی های روانی اغتشاشات فکری و خلاصه عدم تعادل روحی آغاز میشود.

از جمله علل تحریکات خارجی که عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک ایجاد میکند ارتعاشات موسیقی است موسیقی وقتی که با آهنگ های نشاط انگیز یا نواهای حزن آمیز و مخصوصا اگر با ارتعاشات عجیب و غریب موسیقی ( سمفونیک ) همراه گردد به طور مسلم تعادل لازمی را که بایستی بین دو دسته عصب (پاراسمپاتیک و سمپاتیک ) وجود داشته باشد بر هم زده و در نتیجه اصول حساس زندگی را اعم از هضم جذب دفع ترشحات ضربان قلب و وضع فشار مایعات بدن از جمله خون و غیره را مختل ساخته و رفته رفته شخص را به گرفتاریها و امراض نزدیک میسازد که طب جدید با تمام پیشرفتهای حیرت انگیز خود در اغلب موارد از معاجله آن عاجز می ماند.

و در صفحه 6 کتاب (( تاثیر موسیقی بر اعصاب )) چنین میخوانیم امراض مختلف روانی اغتشاشات فکری عدم تعادل روحی انواع و اقسام دیوانگی ها وفور سکته های قلبی و مغزی که در تمام دنیا روز به روز به فزونی است و فکر پزشکان بزرگ را به خود

جلب نموده است 95% آنها نتیجه آثار همین تمدن شوم جدید است که قسمت حساس آن تعمیم موسیقی به وسیله رادیوها و ازیاد مجالس ساز و آواز و کنسرت میباشد . در اثر ایجاد سر و صداهای کنسرت ها موسیقی های گوناگون فیلم ها کاباره ها و دانسینگ ها است که آمار دیوانگان و بیماران روانی در تمام کشورها رو به ازدیاد رفته و هر روز بر شمار تیمارستان های کشورهای بزرگ جهان مخصوصا اروپا و آمریکا افزوه میشود. ( سپس مقداری آمار تیمارستانهای آمریکا را ذکر میکند )

و همچنین در صفحه 10 مینویسد :

ای کاش بشر می فهمید که استعمارگران به منظور تسلط بر اعصاب و نیروی فکر ملت ها چگونه از راه موسیقی و الکل در تخدیر و ضعف اعصاب و ایجاد اغتشاشات فکری و بیماریهای روانی فعالیت میکنند و ای کاش انسان عصر اتم به خود می آمد که برای ساعتی کیف و عیش و نوش چگونه نیروهای فعال خویش را با دست خود در اختیار دشمنان خود گذاشته است.

پروفسور دانشگاه کلمبیا دکتر (( ولف آدلر )) ثابت کرده که بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب انسان میبخشد مخصوصا اگر هوا گرم باشد این تاثیر مخرب خیلی بیشتر میشود و در مناطق حاره چون عربستان و بعضی از نقاط ایران منتهای سو اثر را دارد.

دکتر آدلر رساله مفصلی در بیان زیان های وسیقی منتشر نموده و در

آمریکا هزاران تن از مردم پیرو او شده و موسیقی را بر خود حرام نموده و لایحه مفصلی تهیه کرده به مجلس سنای آمریکا تقدیم داشتند که برای نجات جامعه و جلوگیری از ضعف اعصاب که یکی از بدبختی های دنیای متمدن امروزی است لازم است هرگونه کنسرت عمومی غدقن گردد.
جوان و موسیقی صفحه 77 الی 81
نمونه های واقعی از تاثیر بد موسیقی
برای اینکه بتوان به روشنی حوادثی را که در زیر آورده شده درک کرد تاثیر زدن یک وسیله ی موسیقی را به سه روش متفاوت در نمونه زیر میخوانیم :
گویند روزی (فارابی) عودی با خود داشت و به لباس ترک ها به مجلس ( سیف الدوله ) رفت . وی عود خود را آماده ساخت و تارهایش را تنظیم نمود و آهنگی نواخت و همه را به خنده وادار نمود سپس به شکل دیگری تارها را تنظیم کرد و باز هم آهنگی دیگر نواخت و همه اهل مجلس را گریانید و باز هم تارها را تنظیم نمود و آهنگ سوم را نواخت و همه را به خواب برد و خود مجلس را ترک کرد. الکنی والالقاب محدث قمی جلد 3 صفحه 2
جنون خلیفه بر اثر گوش دادن موسیقی : مسعودی گوید : در زمان عبدالملک یا یکی دیگر از خلفای بنی امیه که لهو و موسیقی خیلی رایج شده بود ، خبر به خلیفه دادند که فلان کس خواننده است و کنیز زیبایی دارد که او هم خواننده است و تمام جوانهای مدینه را فاسد کرده ، و اگر جلوی او را نگیرید ، این زن تمام مدینه را فاسد میکند . خلیفه دستور داد که غل به گردن آن مرد انداختند و آنها را به شام بردند.
وقتی به حضور خلیفه نشستند آن مرد گفت : معلوم نیست آنچه او می خواند موسیقی باشد و از خلیف خواست که خودش امتحان کند . خلیفه دستور داد که کنیز بخواند او شروع به خواندن کرد ، کمی که خواند دید سر خلیفه تکان میخورد کم کم کار به جایی رسید که خود خلیفه شروع کرد به چهار دست و پا راه رفتن و میگفت : بیا جانم بر این مرکب خودت سوار شو!!!! . تعلیم و تربیت در اسلام صفحه 71 و 72
حال با این مثال به نمونه های واقعی زیر دقت کنید.
1.مجله روشنفکر درباره یک کنسرت موسیقی می نویسد :
... وقتی آهنگهای تند و رعشه انگیز دخترها و پسرها را مترنم می سازد سالن به لرزه می افتد دخترها جیغ میکشند به سر و گوش هم مشت می کوبند غش میکنند موهای خود را چنگ چنگ میکنند . و پسرها از هوش میروند. همه اینها در مورد تاثیر موسیقی بر آنهاست. مجله روشنفکر شماره 566 صفحه 26
2.در ملبورن پنجاه هزار نفر بعد از گوش دادن به یک کنسرت موسیقی چنان به هیجان آمدند که ناگهان به هم ریختند و بدون جهت یکدیگر را زخمی و مصدم کردند تا پلیس خود را رساند چند نفر به ضرب چاقو از پای درآمدند و به چندین دختر تجاوز شد و تعداد زیادی مجروح شدند. موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 20
3.در یک کنسرت موسیقی به دسته ای از جوانان برای اولین بار هیستری که یک نوع بیماری روحی است دست داد . آنها پس از برنامه پیتلها به خیابان ها ریختند اتومبیلها را آتش زدند شیشه های مغازه ها را شکستند و مغازه ها را غارت کردند و تعداد 315 نفر از آنها از فرط هیجان غش کرده به بیمارستان انتقال داده شدند. مجله روشنفکر شماره 790 صفحه 54
4.در جریان کنسرت پرشر و شور گروه موزیک ولینک استونز مردی از شدت هیجان برهنه شد و با حالت جنون آمیزی بر سر و کول انبوه خلایق به راه افتاد که توسط پلیس دستگیر شد. مجله جوانان سال چهارم
5.چندی پیش براون خواننده انگلیسی ضمن اجراء برنامه ای در فستیوال پاپ تمام لباسهایش را از تن بیرون آورد و در برابر جمعیتی بیش از 15 هزار نفر برنامه اجراء کرد . ابتدا پیراهنش را در آورد . و چون تماشاگران به هیجان آمدند وی هنگام خواندن آواز به کلی لخت و عریان شد و به خواندن و رقصیدن پرداخت در این موقع افراد پلیس خود را به صحنه رساندند و خواننده عریان را دستگیر کردند. مجله امید ایران شماره 835 صفحه 25
6.در ایالت لیتل راک خانم 64 ساله ای به نام لیکیام به جوانی پیانو می آموخت . نغمات موسیقی چنان در روح جوان ایجاد هیجان کرد که بدون دلیل از جای برخاست و با نوزده ضربه چاقو معلم موسیقی خود را از پای در آورد. موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 20
منبع : جوان و موسیقی صفحه 94
الی 96
نظر بعضی از نوابغ جهان در مورد موسیقی
1. ویکتور هوگو نویسنده مشهور فرانسوی میگوید :
علت اینکه ما از موسیقی خوشمان می آید این است که در عالم خیال ها و رویاها فرو میرویم . موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 30
2. لئون تولستوی نویسنده مشهور روسی :
موسیقی محصول تحریک احساسات و هدف احوال نفسانی و عواطف انسانی است . موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 31
3. آرون کوپلند :
موسیقی انسان را از عالم اصوات بیرون میبرد و به یک دنیای خیالی و رویایی می راند . موسیقی از نظر دین و دانش صفحه 31
4. هگل فیلسوف مشهور آلمانی :
ذکر و عبادت مسلمانان در مساجد بی آلایش خود فکر می آورد و دعای مسیحیان در کلیسا با عربده ناقوس و نقش و نگار در و دیوار تشویش خاطر و انصراف ناظر . تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 134
5. کانت فیلسوف مشهور آلمانی :
موسیقی اگر از همه ی هنرها مطبوع تر باشد ولی چون به بشر چیزی نمی آموزد از تمام هنرها پست تر است . تاثیر موسیقی بر روان و اعصاب صفحه 135
[align=CENTER][size=small] 6. ویلیام جیمز : [/si
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۰۰, ۳۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
ترك كردن عادت به لهو و لعب سخت نيست. چون تجربه اش كردم. خيلي راحت تر از...
آدم هر روز عوض ميشه سليقه و باورهاي سطحي اش هم هميشه هر لحظه در حال دگرگونيه و كاري نداره هروقت هوا و حال دل بهت دست داد capture يا save اش بكن!! نذار در برهWink
وقتي آدم با يه اعتقاد عميق كاريو بكنه راحت تر از چيزي كه فكرشو ميكرد احساس پيروزي و رهايي ميكنه ونتيجه با دوامتري ميگيره.

امضای medad.sefid
سُبّوحٌ قُدّوس
رَبّنا و ربُّ الملائكَةِ وَ الرّوح
خالِقُ السّمواتِ والأرض
ذِي العِزَّةِ و الجَبَروت Rose
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۳۸, ۳۰/خرداد/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
فکر نکنم هیچکس بتونه این صفحه رو بخونه.
من "پژوهشی در موسیقی و اثرات آن "1 و2 رو قبلا خوندم اما خداییش فکر نکنم کسی بتونه این صفحه رو بخونه!
کی کامل خونده؟؟
اگه میشه یکم خلاصش کنید.
لطفا منابع رو هم بذارید.آقای
علیرضا110
،فکر کنم این مقاله واسه سایت "موعود" باشه
یا حق

امضای فدايي ولايت
حتما لازم نیست شیطان شما را به یک سایت شیطانی وارد کند...

برای او همین که نماز اول وقتتان را پشت یک مانیتور از شما میگیرد کافیست...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اگر نسبت به موسیقی شبهه داری یا معرفی یک نوع موسیقی حلال... Femme Moderne 12 3,296 ۲۴/شهریور/۹۰ ۱۴:۱۹
آخرین ارسال: Reza2035

پرش در بین بخشها:


بالا