|
روژه گارودي و آينده جهان
|
|
۱۶:۵۴, ۱۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
و امّا در مورد پايان دنيا چيزي براي گفتن ندارم؛ زيرا نميدانم چه وقت وظيفهاي كه خداوند بر روي زمين به عهدة ما گذارده و ما را خليفههاي خود قرار داده است، پايان مييابد و او ما را ارزيابي و داوري ميكند. قرآن به ما ميگويد: «إِنَّهُ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ»3 و «لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ؛ او را نه نيمه خواب باشد و نه تمام خواب»4 و «او در هر پديدة تازهاي حضور دارد.»6.5 روژه گارودي: در مورد آيندة بشريّت، اوّلاً فكر ميكنم كه آينده چيزي نيست كه بدون ما وجود داشته باشد و در قبال آن مسئوليّتي متوجّه ما نباشد. آينده در گرو عملكرد ماست، پيشاپيش پيروزي حاصل نميگردد؛ ولي هدف چرا. تمامي پيامبران ملكوت خداوند1 را به ما يادآوري كردهاند، ايجاد دنيايي واحد آن چنانكه خداوند آن را آفريده است. بنابراين فعلاً ما در دنيايي چند پاره زندگي ميكنيم؛ بعد از قرنها استعمار، امروز تحت استيلاي ايالات متّحدة آمريكا كه استعمار جديد و يك پارچهاي را پديد آورده است؛ يعني آنچه آمريكاييها جهان شمولي يا جهاني كردن مينامند. اين استعمار نوين، همانند قبلي، جهان را به دو پارچه تقسيم كرده است. امروز در حالي كه 80% منابع طبيعي در منطقهاي قرار دارد كه جهان سوم ناميده ميشود؛ امّا تنها 20% از جمعيّت دنيا آن را كنترل و مصرف ميكنند. نتيجه اينكه، همه ساله 45 ميليون انسان، از جمله 5/13 ميليون كودك، از گرسنگي و سوءتغذيه ميميرند.2 از لحاظ معنوي، فرهنگ، دين و ايمان آنها توسط استعمار نو انكار يا نابود ميگردند. به همين دليل وقتي از آيندة بشريّت صحبت ميكنيم، نخستين مسئله ـ كه بايد، به اعتقاد من، مدّ نظر قرار گيرد ـ مسئوليّت ما، به عنوان انسانهاي اهل ايمان، اعمّ از مسلمان، مسيحي، بودايي يا پيرو هر آيين ديگر، در پايان دادن به اين چند پارگي جهان و ساختن وحدت آن، يعني زمينهسازي استقرار ملكوت خداوند ميباشد. قرآن هماره چنين مسئوليّت خليفـة الّلهي را به ما يادآور ميشود. بنابراين اگر خدا براي خلقت خود پاياني قائل نبوده و ما را به عنوان خلفاي خود در اين امر شركت ميدهد، چگونه بيپروا خواهيم توانست به خود حق داده و به جاي او بگوييم كه پايان دنيا كي و چگونه خواهد بود؟ تنها ميدانم كه او به ما امر كرده است تا براي دنيايي يكپارچه، همانطور كه خداوند خلق كرده است، تلاش و مبارزه كنيم. «كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً؛7 انسانها امّتي واحد بودند.» و مادام كه من براي تحقّق اين امر با تلاش و مجاهدت خود فرمانبردار نبودهام، نميتوانم نسبت به آنچه فقط ارادة خداوند در آن راه دارد، بيهوده تأمّل كنم و به تنبلي متوقّف شوم، حال آنكه خداوند بيوقفه در حال خلق است و نيز نميتوانم منتظر بمانم تا يك منجي بيايد و با نشان دادن راه تعالي يا طريق مستقيم مأموريّتي را كه خدا بر عهدة ما گذارده است، به جاي من انجام دهد. ماهنامه موعود شماره 127 پينوشتها:1. منظور حكومت خداوند است. 2. يعني نتيجة شيوة رشد به شكل آمريكايي براي «جهان سوم» هر روز معادل تعداد كشتههاي يك هيروشيما ميباشد. 3. سورة يونس (10)، آية 4. 4. سورة بقره (2)، آية 255. 5. ترجمة فوق معادل دقيق عبارت گارودي است، گرچه مغاير با مفهوم متداول متن قرآني است. ترجمة صحيح آيه چنين است: «هر زمان او دركاري است.» 6. سورة الرّحمن (55)، آية 29. 7. سورة بقره (2)، آية 213. منبع: خطّ امان پژوهشي در موعود اديان، ج 2، ص 50. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مهم**شاهد نفاق كساني در آينده خواهيم بود كه انتظار نداشتيم** | Ramin_Ghn | 0 | 1,769 |
۱۸/بهمن/۸۹ ۲:۳۴ آخرین ارسال: Ramin_Ghn |
|







