|
هیهات! هیهات! از پیام قبر !!!
|
|
۲۲:۴۵, ۱۰/مهر/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ای کسانی که به زیبایی اندام و چهره ی دلربای خود می بالید و می نازید!
بدانید اکنون چهره های زیبا پژمرده و بدن های ناز پرورده پوسیده شده و از آن همه جمال و زیبایی چیزی جزء، استخوانی پوسیده بر جای نمانده و از اموال دنیا خانه ی کوچک قبر، نصیبمان گشته، که وحشت و تنهایی آن، سراسر وجودمان را فرا گرفته و از آن راه فراری نداریم...! . . . «و لئن عمیت آثارهم، و انقطعت اخبارهم، لقد رجعت فیهم ابصارهم العبر، و سمعت عنهم آذان العقول، و تکلموا من غیر جهات النطق، فقالوا: کلحت الوجوه النواضر، و خوت الاجسام النواعم، و لبسنا اهدام البلی، و تکاءدنا ضیق المضجع، و توارثنا الوحشة، و تَهَکَّمَت علینا الربوع الصُّمُوت، فانمَحَت محاسن اجسادنا، و تنکّرت معارف صورنا، و طالت فی مساکن الوحشة اقامتنا، و لم نجد من کرب فرجاً، و لا من ضیق مُتّسعاً»1 اگرچه آثار مردگان نابود، و اخبارشان فراموش شده، اما چشم های عبرت بین، آنها را می نگرد، و گوش جان اخبارشان را می شنود، که با زبان دیگری با ما حرف می زنند و می گویند: چهره های زیبا پژمرده و بدن های ناز پرورده پوسیده شد، و بر اندام خود لباس کهنگی پوشانده ایم، و تنگی قبر ما را در فشار گرفته، وحشت و ترس را از یکدیگر به ارث برده ایم، خانه های خاموش قبر بر ما فرو ریخته، و زیبایی های اندام ما را نابود، و نشانه های چهره های ما را دگرگون کرده است. اقامت ما در این خانه های وحشت زا طولانی است، نه از مشکلات رهایی یافته و نه از تنگی قبر گشایشی فراهم شد. امیر بیان علی (علیه السلام) در این فراز از خطبه 221 نهج البلاغه موضوع بسیار مهمی را مطرح و اهمیت آن را به همگان گوشزد نموده اند. و آن اینکه: اگرچه کسانی که از دنیا رفته اند، اجسادشان پوسیده و در ظاهر نه سخنی می گویند و نه چیزی می شنوند، اما حقیقت امر آن است که آنها نیز با ما سخن می گویند و از عالم قبر و احوالات آن به ما خبر می دهند. ولکن هر گوشی توان شنیدن صدایشان را نداشته و هر چشمی متوجه احوال آنها نمی شود. انسان مؤمنی که در زمان حیات خویش به سرمایه ی عظیم ایمان دست یافته و طعم شیرین آن را با عمق جان خود چشیده، پیام رفتگان را شنیده و از آن در زندگی خویش درس عبرت می گیرد. نکته قابل توجه آن استکه: این سخن گفتن، از طریق بیان و زبان دنیایی نیست بلکه به تعبیر مولای متقیان علی (علیه السلام) آنها با زبان دیگری غیر از زبان دنیایی با ما سخن می گویند... موضوعی که پدیده مرگ را مشکل ساخته و بر سختی آن افزوده، ماجرایی است که بعد از آن حقیقت انکار ناپذیر، با آن مواجه می شویم، چرا که بی شک بعد از اینکه فرشته ی مرگ سراغمان آمد و ما از دنیای فانی به سرای باقی سفر نمودیم، خانه ی قبر که جایگاه وحشت و تنهایی است در انتظار ما است...! پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با کشتگان بدر سخن می گوید! هنگامی که مسلمانان در جنگ بدر، بر مشرکان پیروز شدند و جمعی از بزرگان قریش به هلاکت رسیدند، پیامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داد جنازه ی دشمنان را در میان چاه بدر انداختند. سپس آن حضرت بر دهانه ی چاه ایستاد و به کشتگان خطاب کرد و فرمود: و شما همسایگان و معاصران بدی برای رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودید، او را از خانه اش مکه، بیرون نموده و سپس با هم اجتماع کرده و به جنگ با او پرداختید، اکنون آنچه را که خدا به من وعده داده است، دیدم که حق است. در این هنگام عمر بن خطاب گفت: ای رسول خدا! سخن با اجسادی که روح از آنها جدا شده، چه فایده ای دارد؟! رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: ای پسر خطاب ساکت باش! سوگند به خدا که تو از آنها شنواتر نیستی، و بین آنها و فرشتگان که با گرزهای آهنین آنها را بگیرند هیچ فاصله ای نیست مگر آنکه من صورت خود را اینگونه از آنها برگردانم. 2 در روایتی آمده: وقتی مومن می میرد، شش صورت همراه او داخل قبر می شوند، که یکی از آنها خوشروتر و خوشبوتر و پاکیزه تر است نسبت به باقی صورت ها. سپس یکی از آنها در جانب راست میت می ایستد و یکی در جانب چپ و یکی در پیش رو، و یکی در پشت سر، و یکی هم در پایین پای او می ایستدو آنکه خوش سیماتر است در بالای سر او... وقتی سؤال یا عذاب قبر از هر جهت که می آید، صاحب جانب راست می گوید: من نمازم صاحب جانب چپ می گوید: من زکاتم آنکه در پیش روی است می گوید: من روزه ام آنکه در پشت سر است می گوید: من حج و عمره ام و آنکه در پایین پا است می گوید: من برّ و احسان به برادران مؤمنم سپس آن پنج صورت به آن صورت خوش سیما می گویند: تو کیستی که از همه ی ما بهتر و خوشبوتری؟! در جواب می گوید: من ولایت آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) هستم. 3 پی نوشت ها : 1- نهج البلاغه، فرازی از خطبه ی 221، ص450، ترجمه ی محمد دشتی 2- بحارالانوار، ج6، ص254 3- همان، ص234
|
|||
|
|
۱۲:۱۸, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام
به نام خدا واقعا عالی بود جناب [b]MESSENGER [/b] من قبلا با خودم میگفتم که مرگ چیزی نیست و ترسی نداره ولی حالا از مرگ میترسم. از مرگ میترسم چون به حقیقت اعمالم پی بردم از مرگ میترسم چون فهمیدم شوخی نیست از این میترسم اگه همسایه عزیزتر از جونم(امام رضا(علیه السلام)) بیا بگه چرا حق منو اداء نکردی چی بگم. از این میترسم که دل امام زمانمو خون کرده باشمو بعد رفته باشم. خدا به دادم برسه. همه اینا یه طرف ولی وقتی میرم حرم امام رضا(علیه السلام)........ نمیدونم چجوری توصیف کنم.بغض گلومو گرفته.میدونم با این همه بدی که دارم با این همه بدی که کردم امامم منو تنها نمیذاره. واما توصیه میکنم هممون حداقل روزی یه دفعه بیاد مرگ باشیم. (از پیامبراکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میپرسن تو این دنیا کی از همه زرنگتره میفرمایند: کسی که همواره بیاد مرگ باشه.) |
|||
|
|
۱۲:۵۹, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
درود خداوند برشما بسیار مطالب عالی هست اگه ادامه داشته باشه خیلی عالی میشه...بازم مطالبی از بعد از مرگ...و پیرامون مرگ...و البته در کنارش مطالبی که امید به رحمت و آمرزش خداموند درج شه... من اولین بارم بود داشتم این 6 صورت میخوندم..واقعا جالب بود.. حداقل حواسمون بیشتر جمع میکنیم... |
|||
|
|
۱۵:۲۵, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سرکار خانم لیبرا،پیشنهاد می کنم کتاب "منازل الآخرة" از "شیخ عباس قمی (رحمة الله علیه) "رو مطالعه بفرمائید...درعین کم بودن حجم مطالب،بسیار مفید و آموزنده است.
|
|||
|
|
۱۶:۳۷, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
دوستان عزیز این هم لینک دانلود کتاب ارزشمند منازل الأخرة اثر استاد شیخ عباس قمی (ره )
منازل الآخرة PDF |
|||
|
|
۱۸:۳۲, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
خدایا تورو به حق ذات مقدست قسم که همه ی اعضای این سایت رو موقع فشار قبر یاری بده همونجوریکه دردنیا فشار زندگی رو برامون آسون کردی.الهی آمین
|
|||
|
|
۱۸:۳۹, ۱۲/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مهر/۹۰ ۲:۴۶ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
آمین. مخصوصا دوستان عزیزم messenger va anti gods و nafas عزیز امید وارم ناراحتتون نکرده باشم.
|
|||
|
|
۲۳:۳۳, ۱۴/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
ضـرورت یـاد مـرگ پسرم! بدان تو براي آخرت آفريـده شدي نه دنيا براي رفتـن از دنيا،نه پايـدار ماندن در آن براي مرگ! نه زندگي جاودانـه در دنيـا كه هر لحظه ممكن است از دنيـا كـوچ كني و به آخرت در آيي و تو شكـار مرگي هستي كه فرار كننده آن نجاتي ندارد و هر كه را بجويد به آن مي رسد و سرانجام او را مي گيرد پس، از مرگ بترس! نكند زماني سراغ تو را گيرد كه: در حال گناه يا در انتظار توبه كردن باشي و مرگ مهلت ندهد و بين تو و توبه فاصله اندازد كه در اين حال خود را تباه كرده اي پسرم! فراوان به ياد مرگ باش و به ياد آنچه كه به سوي آن مي روي و پس از مرگ در آن قرار مي گيري تـا هنگام ملاقات با مرگ از هر نظـر آمـاده باش نيروي خود را افزون و كمر همت را بسته نگـهداركه ناگهان نيايد و تو را مغلوب سازد مبادا دلبستگي فراوان دنيا پرستان و تهاجم حريصانه آنان به دنيا، تو را مغرور كند چرا كه خداوند تو را از حالات دنيا آگاه كرده و دنيا از وضع خود تو را خبر داده و از زشتي هاي روزگار پرده بر داشته است ..... ترجمه قسمتي از نامه 31 نهج البلاغه از وصيت آن حضرت(علیه السلام) به حسن بن على(علیه السلام)
|
|||
|
|
۰:۱۸, ۱۵/اردیبهشت/۹۱
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۰/مهر/۹۰ ۲۲:۴۵)MESSENGER نوشته است: ای کسانی که به زیبایی اندام و چهره ی دلربای خود می بالید و می نازید! بسم الله سلام بسیار بسیار تشکر از محضر استاد مسنجر .... خدایا ...... کمکم کن که همنشین خوبی برای خودم انتخاب نکردم ...... |
|||
|
|
۱۲:۱۶, ۱۲/تیر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
آيا ميدانى چرا در گوش طفل تازه متولد شده أذان ميگويند؟ رسول اكرم امر فرموده است كه هنگام تولد طفل در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگوييم! بعد از هر اذان و اقامه اى نمازى برپا ميشود پس نماز اين دو كجاست؟ نماز اين اذان و اقامه همان نماز ميتى است كه بعد از مرگ هر انسان بر او خوانده ميشود. آيا هيچوقت از خود پرسيده بوديد كه چرا نماز ميت اذان و اقامه ندارد؟! ((چون هنگام تولدمان اذان و اقامه اش را در گوشمان خوانده بودند تا در فرصتى كه به ما داده شده خود را براى چنين روزى آماده كنيم))) پس عمر ما هر چند طولاني باشد فاصله بين أذان است ونماز. خدايا عمرمان را با بركت كن . . . . . . . . هرگاه در میان مشکلات قرار گرفتید،سیل صلوات به راه اندازید؛زیرا آن سیل،حتما مشکلات را با خود می برد.(علامه طباطبایی) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |














