کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آتلانتيس آرمانشهر ماسون ها
۲۲:۴۲, ۲۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #1
آواتار
مكان‌های اسرارآمیز و بناهای فراوانی روی زمین وجود دارند كه منشا و انگیزه برپایی آنها قرن‌هاست ذهن بشر را به خود مشغول كرده است. بعضی از آنها تنها در صفحات كتاب‌ها و ذهن مردم وجود دارند و بعضی دیگر اگرچه وجود خارجی دارند، ولی اسرارشان هنوز كشف نشده است.

هرم بزرگ خئوپس در مصر، ستون‌های عظیم استون‌هنج در انگلستان و خطوط منسوب به قوم اینكا در بیابان‌های پرو كه تنها از آسمان دیده می‌شوند، از این جمله‌اند. اما به جرات می‌توان گفت كه هیچ‌یك از آن‌ها به جذابیت و مرموزی آتلانتیس نیست؛ قاره گمشده‌ای كه بیش از 2هزار كتاب، مقاله و شعر درباره آن نوشته شده و جست‌وجو برای كشف آن به كشف تمدن‌هایی مانند تمدن هلن در یونان، تمدن مایاها و اینكاها در قاره آمریكا منجر شده است.
[تصویر: IMAGE634306967357973750.jpg]


نام آتلانتیس نخستین بار از زبان فیلسوف بزرگ یونان، افلاطون (428 تا 348 قبل از میلاد) خارج شد. وی حدود 350 سال قبل از میلاد مسیح (در اواخر عمرش) در رساله تیمائوس (Timaeus) چنین نوشت: «12هزار سال پیش از این جزیره‌ای بزرگ وجود داشت با تمدنی ستایش‌انگیز موسوم به آتلانتیس.»

وی در رساله دیگر خود، كریتیاس (Critias) شرح بیشتری از قاره آتلانتیس نوشت: «آتلانتیس جزیره‌ای خوش آب‌وهوا به وسعت 390 هزار كیلومتر مربع بود كه جمعیت چند میلیون نفری آن‌را آتلانت می‌خواندند. این جزیره مهد تمدنی بسیار عالی و پیشرفته بود كه در تمام شاخه‌های علوم و هنر، سرآمد زمان خود محسوب می‌شد. نخستین فرد ساكن این جزیره، اونور بود كه با لئوكیپیه ازدواج كرد و از او صاحب دختری به نام كلیتو شد. پوزیدون، خدای حامی جزیره، عاشق كلیتو شد و حاصل ازدواج آنها، پنج جفت پسر دوقلو بود. پوزیدون جزیره را بین پسرها تقسیم كرد و اطلس را كه پسر بزرگ‌تر بود، پادشاه جزیره كرد. قد بلند، پوست سفید و موهای روشن ویژگی آتلانت‌ها به‌شمار می‌رفت؛ این مردم مومن، بسیار خوش‌خلق و مهربان بودند و هیچ چیز نزد آنها مهم‌تر از اخلاقیات و ارزش‌ها نبود. ارتش آتلانتیس بیش از یك میلیون و دویست هزار نفر نیرو داشت و در جنگل‌های انبوه آن، انواع جانوران بزرگ و كوچك می‌زیستند. شهرهای آباد این جزیره مملو از ساختمان‌های مرمری عظیم و هرمی شكل بود كه تلالو نور خورشید به آن شكوه می‌بخشید.»

اما افسوس كه این شكوه تداوم نیافت. قدرت روزافزون آتلانت‌ها موجب شد كه آرام‌آرام به دست‌درازی به سرزمین‌های دیگر روی آورند. این شد كه زئوس مجازاتی غیرقابل تصور برایشان درنظر گرفت: توفانی سهمگین همراه با زمین‌لرزه و سیل‌های بزرگ كه به مدت یك شبانه‌روز ادامه یافت، تا آنكه دریا، جزیره آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت. افلاطون تردید داشت كه هرگز نشانه‌ای از این سرزمین گمشده به دست آید؛ از این‌رو نوشت «اقیانوس در آن نقطه به مكانی غیر قابل عبور و جست‌وجو تبدیل شده است.»

این‌چنین شد كه تمدن آتلانتیس در اوج شكوفایی خود توسط سه نیروی سهمگین طبیعت یعنی آتشفشان، زلزله و توفان نابود شد.



در جست‌وجوی لوح زمرد
فكر می‌كنید اهمیت آتلانتیس در چیست كه چنین تحقیقات فراوانی درمورد آن انجام شده است؟ پاسخ این سوال چیزی نیست جز گنج آتلانتیس.

اگر آنچه افلاطون درمورد آتلانتیس گفته درست باشد، آن‌گاه هر آنچه از آن تمدن برجامانده باشد، ارزش غیرقابل تصوری خواهد داشت. این میراث بزرگ كه به گنج آتلانتیس معروف شده، فقط شامل اجسام قیمتی (گنج معمولی!) نیست، بلكه تمام دانش، علوم و فناوری‌های آن زمان را نیز در خود دارد.

مهم‌ترین میراث آتلانتیس، گنجی است به نام لوح زمرد كه هم در تورات و هم در بسیاری از افسانه‌های ملل از آن نام برده شده است. طبق افسانه‌ها، لوح زمرد درحقیقت شامل 12 لوح سبز زمردین فاسدنشدنی و مقاوم در برابر همه عناصر است كه خدای آتلانتیس باستان، دانش و علوم عالی را روی آنها كنده‌كاری كرده و هرگاه ملتی آن را در اختیار بگیرد، به تمدنی پیشرفته دست پیدا می‌كند. گفته می‌شود بعد از نابودی آتلانتیس، این مصریان بودند كه مالك این الواح شدند و تمدن پیشرفته مصر باستان هم در نتیجه این گنجینه ارزشمند پدید آمد.



آتلانتیس در گذر زمان
پژوهشگران در مورد اینكه آیا افلاطون این داستان ‌را از گذشتگان شنیده یا اینكه (دست‌كم بخشی از آن را) تحت تاثیر سنت‌های قدیمی‌تر از خود نوشته، با هم توافق ندارند. بعضی از پژوهشگران بر این عقیده‌اند كه افلاطون خاطراتی از بعضی حوادث گذشته را (مانند فوران كوه ترا و جنگ تروا) به این صورت در آورده؛ در حالی كه بعضی دیگر اصرار دارند كه او از بعضی حوادث دوران خود الهام گرفته، حوادثی مانند نابودی هلیكه در 373 پیش از میلاد و حمله ناموفق آتنی‌ها به سیسیل.

یكی از اولین كسانی كه به صحت گفته‌های افلاطون باور داشت، كرانتور شاگرد زنوكراتس بود كه خود از شاگردان افلاطون به شمار می‌رفت. كار او كه شرحی بر كتاب تیمائیوس افلاطون است، گم شده ولی پروكلوس، از نوافلاطونیان قرن پنجم پیش از میلاد، به آن اشاره كرده است. به گفته پروكلوس، كرانتور از مصر بازدید كرده، با كاهنان صحبت كرده، بعضی آثار هیروگلیف را دیده كه این داستان را تایید می‌كنند.

داستان افلاطون در زمان خود هم الهام‌بخش نویسندگانی شده بود. چند دهه بعد از كتاب‌های افلاطون،‌ تاریخ‌دانی به نام تئوپومپوس در مورد سرزمینی در آن‌سوی اقیانوس نوشت كه مروپیس نام داشت. این داستان در كتاب هشتم از مجموعه فیلیپیسا ذكر شده كه در آن، مروپیدها را نژادی از آدمیان توصیف می‌كند كه به بلندی دو مرد عادی بودند و در دو شهر در جزیره مروپیس می‌زیستند.
بعد از اینها تا قرن‌های سوم و چهارم، نویسندگان و تاریخ‌نگاران علاقه خود را به این تمدن گمشده حفظ كرده بودند، تا قرون وسطی از راه رسید و با تسلط كلیسا، تاریخ و ادبیات در كنار دیگر مظاهر خرد بشر به محاق رفت و تا افول قدرت كلیسا، قریب به یك هزاره در دیار فراموشان ماند.

بعد از پایان دوران تاریك قرون وسطی، به جای تاریخ‌دانان و كاوشگران، این بشردوستان بودند كه آتلانتیس را دوباره كشف كردند. توصیف‌های افلاطون از تمدن آتلانتیس، الهام‌بخش كارهای بسیاری از نویسندگان دوران رنسانس شد كه در مورد آرمان‌شهر می‌نوشتند، افرادی مانند سر فرانسیس بیكن كه كتاب «آتلانتیس نو» را در سال 1627 نوشت. او آرمان‌شهری به نام بنسالم را در ساحل غربی آمریكا توصیف كرد كه شباهت بسیاری به آتلانتیس افلاطون دارد. البته او مشخص نكرد كه این شهر در آمریكای جنوبی واقع شده بود یا آمریكای شمالی.



آتلانتیس چطور از بین رفت؟
از نظر علمی، قوی‌ترین احتمال نابودی آتلانتیس، برخورد سنگی آسمانی با سطح زمین در محدوده دریای كارائیب و خلیج مكزیك است. بعضی محققان اندازه و زاویه برخورد این سنگ آسمانی را بررسی و اثرات برخورد آن را با زمین شبیه‌سازی كرده و مدعی شده‌اند كه تاریخ برخورد با تاریخ توفان بزرگ مطابقت دارد. ورود یك سنگ آسمانی بزرگ به جو زمین باعث به هم ریختن جو و بروز توفان‌ها و رعدوبرق‌های قدرتمندی می‌شود كه می‌تواند روزها و هفته‌ها طول بكشد. به دنبال برخورد سنگ آسمانی با زمین هم زلزله مهیبی رخ می‌دهد كه همراه با حالت انفجار است و در بخش بزرگی از سطح زمین، خرابی‌های بسیاری ایجاد می‌كند. اگر سنگ‌آسمانی به اقیانوس برخورد كند، موج‌های بسیار عظیمی به وجود می‌آید كه امروزه به آنها سونامی می‌گوییم.

بستر قاره آتلانتیس از شن و ماسه بود كه بر اثر برخورد سنگ آسمانی با بستر اقیانوس و زمین‌‌لرزه شدید به‌دنبال آن، احتمالا خالی شد و منجر به غرق شدن آتلانتیس در اقیانوس شد. البته قبل از غرق شدن، سطح قاره بر اثر شعله‌های آتشی كه از برخورد سنگ آسمانی با جو به وجود آمده بود، سوخته و بر اثر زلزله كاملا تخریب شده بود و در نهایت به زیر آب فرو رفته بود.

آتلانتیس قلب تپنده تمدن آن روز بود و به دنبال غرق‌شدنش، تمدن‌های بسیاری كه شعبه‌های تمدن آتلانتیس بودند، به یكباره از میان رفتند. دانشمندان جامعه‌شناس بر این باورند كه نجات‌یافتگان از این حادثه، تقریبا تمام تمدن و منابع علمی خود را از دست داده بودند و برای ادامه حیات مشكلاتی جدی داشتند. آنها تمام وسایل و ابزارهای خود را از دست داده بودند و بسیاری از متخصصان در علوم و فنون مختلف از میان رفته بودند. به طور خلاصه می‌توان گفت كه بشر آن دوره مجبور شد از صفر شروع كند و تمدنی جدید را از ابتدا پایه‌ریزی كند. این همان تمدنی است كه تا امروز ادامه یافته است.

نابودی آتلانتیس و توفان بزرگ آن دوران در واقع پایان دوره‌ای طلایی از تمدن بشری بود كه بشر امروزی هرگز نتوانسته به محتویات اسرار و رموز آن دست یابد. به نظر شما اگر در زمان ما چنین اتفاقی رخ دهد، از تمدن امروزی ما برای آیندگان چه باقی خواهد ماند؟ آیا آیندگان هم ما را به چشم افسانه‌ای خواهند دید؟



شواهد باستانی از آتلانتیس
باستان‌شناسان، اغلب اطلاعات موجود در مورد دوران قبل از نابودی آتلانتیس را در پاپیروس‌ها و كتیبه‌های سنگی اقوام قدیمی مانند مایا و آزتك یافته‌اند. به عقیده بعضی كارشناسان، تمدن‌های پیشرفته آمریكای مركزی و جنوبی، مصر باستان و خاورمیانه تصادفی نیست و احتمالا آنها میراث‌دار تمدنی پیشرفته‌تر در گذشته دور بوده‌اند. بعضی به صراحت، ریشه و مبداء تمام تمدن‌های گذشته را آتلانتیس می‌دانند و حتی به دنبال نشانه‌های ارتباط آنها با آتلانتیس برآمده‌اند.

به عقیده مغول‌ها در زمان قدیم، دو قاره در اقیانوس اطلس وجود داشته كه هر دو در آب فرو رفتند، ولی بعضی از ساكنان آنها توانستند در پناهگاه‌هایی زیرزمینی به زندگی خود ادامه دهند. این غارها با نور عجیبی روشن می‌شد كه گیاهان در پرتو آن رشد می‌كردند. تونل‌های زیرزمینی بلند و متعددی در سین‌چوان چین كشف شده كه این تعبیر مغولی را تایید می‌كند.

اوتو هاینریش‌موك، مهندس اتریشی كه علاقه وافری به تاریخ و جغرافیا داشت، كتابی تحت عنوان راز آتلانتیس نوشت كه شهرتی جهانی یافت و بار دیگر آتلانتیس را سر زبان‌ها انداخت. به اعتقاد وی، جزیره آتلانتیس وجود داشته و دستخوش بلای سهمگین طبیعی شده اما تمام آتلانت‌ها از بین نرفته‌اند و بازماندگان آن فاجعه توانسته‌اند خود را به سواحل اقیانوس اطلس (شامل آمریكای جنوبی، آمریكای شمالی، آفریقا و اروپا) برسانند. آنها به هر سرزمینی كه رسیدند، دانش خود را در زمینه شهرسازی و معماری به كار گرفتند تا بناهایی عظیم، معابدی باشكوه و قصرهایی بزرگ مانند آنچه در آتلانتیس وجود داشت، بسازند. براساس فرضیه‌های موك، بناهایی مانند اهرام مصر، معابد مایا و آزتك و بسیاری از تمدن‌های دوره باستان همگی زاییده یك تمدن مادر به نام آتلانتیس هستند!

به گفته موك، زلزله و توفان هولناكی كه 12هزار سال پیش در اقیانوس اطلس روی داد، نه‌تنها تمدن درخشان آتلانتیس را از میان برد، بلكه دامنه امواج خروشان آن همه خشكی‌های زمین را در برگرفت و باید همان توفانی باشد كه در كتاب‌های آسمانی از آن نام برده شده است (یعنی توفان نوح پیامبر). به گفته وی 4هزار سال از آن توفان سپری شد تا تمدن‌های انسانی بتوانند یك بار دیگر در نقاط مختلف كره خاكی جوانه بزنند.

شاید بتوان این فرضیات موك را به سونامی نسبت داد. ولی مشكل اینجاست كه اینها خیلی با توصیف افلاطون از آتلانتیس كه مشخص‌ترین وجه آن «در مقابل ستون‌های هركول» است و اینكه نابودی آن در «9هزار سال پیش از زمان سولون» یا 9600 سال پیش از میلاد رخ داده، جور در نمی‌آیند.
یكی از مهم‌ترین دلایل تاریخی، نقشه‌ای باستانی است كه به نقشه پیری‌رایس، دریانورد ترك معروف شده و قاره آتلانتیس را به وضوح در میان اقیانوس اطلس نشان می‌دهد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ANTI satan ، 7parsa4 ، ضد ماسون ، oO DaViD Oo ، فرهاد ، F.E.A.R ، MohammadMeraj ، faraz_223 ، nooromahdi ، Justice Bringer

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۵۳, ۱۹/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #11

اتلانتیس یا همان اوتوپیا ارمان شهری است که با توجه به نگاه اقای افلاطون در فلسفه ی غرب موضوعیت دارد .

لطفا داستان سرایی نکنید !!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aminrafael3 ، faraz_223
۱۱:۰۱, ۲۰/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۰ ۱۱:۰۳ توسط omid55.)
شماره ارسال: #12
آواتار
اریک فون دانیکن و زکریا سیچن و ... همگی روی یک موضوع مشنرکی تحقیقانت میکنن؟ از نظر علمی ثابت کردن ولی امان از تعصبات دینی که مسیحی ها دارن و این تحقیقات رو مخالف مسیحیت میدونن وجامعه علمی شون سعی در مخفی یا کتمان یا کوبیدن اونها رو داره . حاکمان کلیسا میترسن به اعتقادات مردم لطمه وارد شه در واقع قدرت و نفوذ خودشونه .. دنبال کردن این موضوعات قابل هضم با هر تفکری نیست بهتره به انتظار فکر کرد .
این تفکر آمدن و منتظر ماندن از هزاران سال پیش انسان با اون درگیر بوده . حالا مسیحبت اونو بومی سازی کرده
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۵, ۲۰/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #13
آواتار
از نظر علمی ثابت کردن عجب!!!!

خیلی جالبه ذکریا سیچن شده عالم

بخون

http://silent-truth.com/post-225.aspx

http://www.silent-truth.com/post-232.aspx

http://www.silent-truth.com/post-234.aspx

http://www.silent-truth.com/post-237.aspx

http://www.silent-truth.com/post-239.aspx

http://www.silent-truth.com/post-240.aspx
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
۱۳:۴۹, ۲۰/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۰ ۱۳:۵۱ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #14

اقای اریک وان دانیکن کسی است که کتاب های خود را بر پایه فرض و نسبیت دادن مینویسد و هیچ قطعی در کتاب های ایشان وجود ندارد .
حتی در اغاز یکی از کتاب های خود برای شروع موضوع یک صفحه فرض نوشته بود . چطور ممکن است کتاب های ایشان که بر پایه فرض و نسبیت است ارزش علمی داشته باشد ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aminrafael3 ، faraz_223
۹:۵۱, ۲۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #15
آواتار
(۲۰/فروردین/۹۰ ۱۳:۰۵)aminrafael3 نوشته است:  از نظر علمی ثابت کردن عجب!!!!

خیلی جالبه ذکریا سیچن شده عالم

بخون

http://silent-truth.com/post-225.aspx

http://www.silent-truth.com/post-232.aspx

http://www.silent-truth.com/post-234.aspx

http://www.silent-truth.com/post-237.aspx

http://www.silent-truth.com/post-239.aspx

http://www.silent-truth.com/post-240.aspx
من كاملا با حرف هاي اقاي رائفي پور در رابطه با فراماسونري مخالفم به عقيده ي من ايشون حرف هاي تو خالي و پوچي مي زنه و هيچ كدوم از حرف هاي ايشون منتقي نيست؟؟؟
اگه يه روز اين متن رو ببينيد چه حسي بهتون دست مي ده؟ بذاريد من جوابش رو بهتون بدم شما خيلي تند با من برخورد مي كنيد چرا چون يقايد اقاي رائفي پور با عقايد شما مي خونه بذار حقيت رو بگم شايد بيشتر شما از من انتقاد كننيد ولي خداييش ته دلتون اين موضوع رو اثبات نمي كنيد اصلا شما در رابطه با حرف هاي اقاي رائفي پور چندتا كتاب خونديد اصلا كتاب خونديد يا نه ! يه چيز ديگه بذاري اين رو بگم بيشتر حرف هايي كه تو اين سايت زده مي شه در واقع هميون حرف هايي كه يا اقاي رائفي پور گفته يا تو مستند ظهور بوده؟
اقا من باز مي گم به حرف هاي اقاي رائفي پور اعتماد ندارم ام نه يه لحظه بذاريد من موقعي كه كتاب مباني فراماسونري يا تاريخ فراماسونري رو مي خونم مي بينم اقاي رائفي پور درست مي گه بذاريد من يه انتقاد كلي از سايتتون داشته باشم من از همين جا مي گم اقا كاربراني كه در اين جا حاضر هستند اگر شخصي مطابق با عقايدتون حرف بزنه حله داداش طرف بيسته بيسته اما نه اگه حرف هش مطابق با عقايد شما نبود كذب مي گه و دشمنه اين نشد ببينيد من يه مثال ميزنم اقا قانون سوم نيوتون غلته چرا توجه كن اگه يه هواپيما و يه پرنده به هم برخورد كنن نيرويي كه پرنده به هواپيما مي ده برابر با نيرويي كه هواپيما به پرنده مي ده اقا مگه با عقل جور در مياد! ياه نه سه تا قانون نيوتن از بيخ و بن غلته اخه چر؟ا چون نيوتن يك ماسون بوده مباني فراماسونري رو بخونيد اصلا من نسبيت انيشتين رو قبول ندارم چرا؟ چون انيشتين يهودي بود؟
اين ها دليل موجهي نيستند بچه ها ببينيد ما بايد اين ظرفيت رو داشته باشيم كه اگر غقايد كسي كه عقايدش با ما نمي خونه موزد تمسخر و مخالفت ما قرار بگيره در واقع اين كار همان ديكتاتوري ميشه من گفتم الان هم ميگم ما بايد به عقايد ديگران احترام بذاريم دوست عزيز شما ميايد و به صورت امر مي گيد اين متن رو بخون بذار يه مثال بزنم مگه ‍‍ول ورن كتاب سفر به ماه رو نوشت مورد مخالفت قرار نگرفت يا گاليله كه نظريه ش رو داد مگه نمي خواستنش بكشن ببين اين ها همه بر مي گرده به اين كه اون اشخاصي كه با ‍‍ژول ورن مخالفت مي كنن يا گاليله رو مي خوان بكشن مي خوان عقادشون رو تحميل كنن شما هم مثل اون ها درسته سايت معرفي كرده ي شما اومده و يه چيز هايي گفته و ما اين رو به عنوان عقايد نويسنده ي سايت مي زاريم هر چي باشه اقاي دانيكن چند سالي از ما بزرگ تره و مطمئنا چيز هايي مي دونه كه ما فكرش هم نمي كنيم پس ما هم به عقايد اقاي دانيكن و هم به عقايد مدير سايتي كه گفتيد احترام مي زاريم
تو پايان مي خوام بگم كاربران گرامي به عقايد ديگران احترام بذاريد اين اصل مهم ترين اصل زندگي مثال مگه كورش به كشور بابل حمله كرد با زور به همه گفت بايد خداي من رو بپرستيد در صورتي كه مي دونست مردم بابل عقايد غلتي دارن ؟
در ضمن من به تمام سخنان اقاي رائفي پور پايبندم و سخنان ايشون بيشتر از مستند ظهور در من بيداري رو گنجوند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223 ، omid55 ، ehsanagiyan
۱۲:۰۹, ۲۴/فروردین/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/فروردین/۹۰ ۱۲:۱۷ توسط faraz_223.)
شماره ارسال: #16
آواتار
دوست من اينجا كسي نميتونه اراده اي رو به كسي تحميل كنه
اگه چيزي رو قبول نداريد تنها كسي كه ميتونه متقاعدتون كنه خود شما خواهيد بود ، هر كسي ميتونه ديدگاه خودشو بگه نهايتا" برداشت هاي ما از اطلاعاتي كه مي گيريم ديدگاهمون رو ميسازه .
پيشنهاد مي كنم روي برطرف كردن ابهاماتي كه برامون وجود داره تمركز كنيم تا دنبال كردن يك مبحث باعث رشد مون بشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۶, ۲۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #17
آواتار
من همه چيز رو قبول دارم دوست عزيز خوب توجه نمي كني چي دارم ميگم من مي گم به عقايد هم ديگه احترام بزاريد ببينيد تا زماني كه اختلاف بين خودمون وجود داشته باشه دشمن راحت تر مي تونه اهدافش رو عملي كنه توجه كنيد منظور من اينه كه به عقايد هم احترام بزاريد مثلا من نيام بگم اقاي رائفي پور درست ميگه چون عقايد دش با من يكي اين غلط شما بايد بري تحقيق كني چند صدتا كتاب بخوني تا يفهمي كه ايا حرغ هاي اقاي رائفي پور يا هر كس ديگه درسته يا نه هر چند حرف هاي اقاي رائفي پور همانن صبح واضح و درسته
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
۱۴:۱۲, ۲۴/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #18
آواتار
ذوست عزیز اول اگه از حرفهای من ناراحت شدید عذر خواهی میکنم

شما میگید چون دانیکن چند سالی بزرگتره حتما چیزهائی میدونه که ما نمیدونیم؟ به نظرم این حرف به کلی غلطه باید دقت کرد و دید اون آدم چی میگه

درباره مقالاتی هم که لینک دادم کاملا با عکس و سند دانیکن و امثال اونو رد کرده نه اینکه چون از این آقایون بدش بیاد اینکارو کرده با عکس و سند و مدرک بوده حالا اگه کسی اومد بازم با سند این مقالات رو رد کرد و ثابت کرد اینا اشتباه میکنن ما هم میپذیریم دیگه اینجا کسی معصوم نیست که هر حرفی بزنه درست باشه.

در مورد رائفی پور هم باهات موافقم من حرفی از ایشون نزدم.بحث من فقط در مورد دانیکن و امثال اون بود.

در مورد دانشمندان بزرگ تاریخ هم درسته ممکنه فراماسون باشن ولی نظریاتی دادن که زندگی بشر رو زیرو رو کرده
در کل فراماسونها آدمهای معمولی جذب نمیکنن اکثرا نخبه ها و دانشمندان رو جذب میکنن تا مسلط باشن به جامعه

در کل این نظر من بود اصراری هم به درستیش ندارم.و امیدوارم از دست من ناراحت نشده باشی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faraz_223
۲۰:۱۱, ۱۸/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
ممنون مطالب خوب و مفیدی گذاشتیSmileSmileSmileSmileSmileSmile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا