کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جهان موازی و هالیوود
۱۳:۳۷, ۱۸/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اردیبهشت/۹۰ ۱۸:۳۳ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #1


بسم الله الرحمن الرحیم

مسئله ی جهان موازی به هیچ وجه موضوع تازه ای نیست و نزدیک به دوهزار سال است که در فلسفه موضوعیت دارد اما اینکه چرا هالیوود ناگهان طی چند سال اخیر موج فیلم های جهان موازی را در قالب اثار شاخص خود همچون اواتار و ترون و تلقین سعی در القای موجود بودن این جهان موازی دارد بحثی است که باید به ان بپردازیم .
درخت فلسفه دارای سه ریشه است :
1.لوگوس (اصالت کلمه)
2.عنصر مادی
3.عدد و کمیت .

[تصویر: 35506693850104456999.jpg]

این سه تشکیل تنه ی درخت یعنی متافیزیک را میدهند . در طی سالهای گذشته موضوع اوتوپیا یا ارمان شهر که از رساله ی تیمائوس افلاطون و سپس در کتب اوتوپیا تاموس مور و مدینه ی فاضله فارابی مطرح شد موضوع اصلی این روزهای سریال ها و فیلم های هالیوودی است به عنوان مثال میتوان برای عنصر مادی که یکی از ریشه های درخت فلسفه است تمدن بتونی را نام برد !!! اگر به اطراف خود نگاه کنید متوجه خواهید شد که اگر بتون را از زندگی خود حذف کنید دیگر قادر به ادامه ی زندگی نخواهید بود و یا زندگی برای شما بسیار مشکل خواهد شد یا مثلا تمدن پلاستیکی که دقیقا مثل تمدن بتونی است . امروزه هر کدام از عناصر طبیعت برای خود تمدنی تشکیل داده اند و قسمت های مهمی از زندگی ما را در بر میگیرند و جدا کردن هر کدام از اینها زندگی را برای انسان بسیار دشوار خواهد کرد .
عدد و کمیت : پاسخ فیثاغورسی ها به اینکه عالم چیست ؟ فیثاغورسین میگفتند عالم از اعداد تشکیل شده است (0 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ) و ما امروز شاهدیم که کامپیوتر ها برای خود اتوپیایی به اسم اینترنت تشکیل داده اند که از اعداد 0 و 1 تشکیل شده است .

ابژه و سوژه

[تصویر: 53798139613112564682.jpg]

به زبان ساده شما جمجمه ی خود را ژه در نظر بگیرید یهمی مرز بین OB و SUB سوژه در واقع ذیل مغز شما و انچه در ذهن شما میگذرد میباشد یعنی سوژه ذهن نیست و در ذهن شما قرار دارد و انچیزی که ذهن شما را میسازد و متعلق شناسایی است و معرفت شما را تشکیل میدهد و بالای جمجمه ی شماست ابژه است یا به زبان ساده تر هر وسیله ای و شی در خارج از ذهن شما مثل : میز ... انسان...مداد...حیوان و غیره . تشکیل ابژه میدهد ضمن اینکه توجه داشته باشید جمع یه گله گوسفند یک ابژه نیست بلکه هر گوسفند یک ابژه است یعنی هر شی در دنیای واقعی یک ابژه برای ذهن شماست ! سوژه فاعل شناسایی است و میتواند متعلق شناسایی یعنی ابژه را درک کند .

جهان موازی

در طی صد سال اخیر غرب در تلاس است تا ذیل دیگری از متافیزیک را برای انسان ها رقم بزند در این مرحله از عالم واقع یعنی همین جهان نخست که اصطلاحا به ان پرایم یونیورس میگویند میخواهند گذر کنند تا برسند به پارالر یونیورس که نوعی جهان موازی است .
یعنی اگر در گذشته فلاسفه در پی ساختن یک اتوپیا بودند که قرار بود بعدن محقق شود امروز بر ان هستند که ان را موازی با این جهان بسازند مانند دو خط ریل اهن که به موازات یکدیگر حرکت میکنند . اوتوپیایی که ما در اینترنت میشناسیم که با 0 و 1 تشکیل شده است همان پارالر یونیورس است که موازات جهانی که ما در ان زندگی میکنیم ساخته شده است ... روابط اجتماعی که ما در این دنیا داریم در اینترنت با پدیده ای به اسم فیس بوک روبرو هستیم ....محله ها و خیابان های ما در اینترنت مرزبندی کشورها را بر نمیتابد !

[تصویر: 31886068955277509875.jpg]

اینترنت در واقع همان اتوپیای دیجیتالی است که اصالت را بر عدد میدهد که در سال گذشته بر مبنای همین اوتوپیای دیجیتالی فیلمی با عنوان ترون : میراثاز کمپانی والت دیزنی ساخته شد و جهان موازی را در زیباترین شکل ممکن نشان داد . پس در واقع جهان موازی اوتوپیایی است که همراه با دنیای ما ساخته میشود و به موازات دنیای ما ادامه دارد یکی از راههای ورود به جهان موازی پدیده ای به نام اینترنت است ...سپس رفتن به عالم رویا و خواب ....و راه بعدی استفاده از مواد مخدر جدید یعنی اکس تازی ها و انواع روان گردان ها هستند(اصالت عنصر طبیعی).
عالمی که از سوژه های ذهن ما تشکیل میشود !!!به نیت WORLD BUILDING (دنیا سازی) . اگر زمانی قرار بود که اتلانتیس افلاطون محقق شود امروز با جهان موازی شکل گرفته است .

Fringe Science

به علومی که ما را به جهان موازی وصل میکنند FRINGE میگویند که سریالی تحت نام همین عنوان ساخته شده است این علوم مثل سایبرنتیک و تلپورتیشن و سایکوکنسیس و امثالهم هستند .

جهان موازی و هالیوود

اما اگر کسی مقوله ای به اسم جهان موازی را با همان شکلی که در فیلم های هالیوودی را قبول کند چه اتفاقی میفتد ؟
پاسخ : شما دیگر به عقبا(جهان اخرت) و معاد و توحید ایمان نخواهید داشت !!!
علت ان است که ما در اسلام جهان متوالی داریم نه موازی ...جهان متوالی در اسلام به صورت از کثرت به وحدت است نه مانند جهان موازی از کثرت به بی نهایت

[تصویر: 52752252343269429346.jpg]

اما ترتیب قرار گیری جهان های متوالی در اسلام به گونه ای است که ما باید اول به سمت جهان مهدوی برویم سپس عقبا . بنابراین تنها کافیست شما مقوله ی جهان موازی را بپذیرید ان هم به شکل سینمای هالیوود و اعتقاد خود را به غیب از دست بدهید !!!

الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلاه

در اخر هم از دوستان میخوام که هر مطلبی که مطرح میشود را به فراماسونر ها نچسبانند و هر چیزی را به عنوان شیطانی نخوانند جهان موازی جیز نیست چرا که ما خواه یا ناخواه گاهی به سوی ان میرویم (خواب و اینترنت ) اما هدف ما جهانی متوالی است نه موازی چرا که ما به غیب ایمان داریم .


والسلام .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mahdy2021 ، Admirer ، MohammadMeraj ، مسافر ، Paasdar ، sssadatifar ، Mitsonary ، عبدالرحمن

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۲۳, ۱۵/مهر/۹۰
شماره ارسال: #21

نقل قول: کلا جک من جون هیچ وقت درست مشخص نکردی که بحثت سر چیه ؟؟؟

دوست عزیزم ما الان داریم روی بحث جهان موازی از منظر فلسفه صحبت میکنیم اصلا قصد نداریم وارد نظریه های فکریه اون بشیم !وقتی توی فلسفه میگیم جهان موازی منظورمون یک مدینه ی فاضله و جهانیه که به موازات دنیای ما وجود داره و ازش دارن استفاده میکنن ! مثه جهان ذهنی...جهان اینترنت و .... .
ولی بحث جهان موازی توی فیزیک فکر نمیکنم ارتباطی به جهان موازی داشته باشه چون اونها به دنبال این هستند که یک حقیقت رو نشون بدن و عناصر سازنده و اولیه رو بررسی میکنند در حالی توی فلسفه جهان موازی یه چیز ذهنیه Blush
البته یه فرقی هم توی جهان موازی توی اسلام هست اینه که جهان موازیه ما حتما و لزوما باید حقیقی باشه مثه وقتی که با خدا راز و نیاز میکنیم ! در واقع داریم با عالم موازی ارتباط برقرار میکنیم که توالی داره !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mitsonary ، Gryffen
۲۲:۱۱, ۱۵/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/مهر/۹۰ ۲۲:۱۶ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #22
آواتار
بهنره در مورد بدونید جریان خطای دید و تفاوت دنیای متوالی و موازی
فرق نظریه با تخیل و فرق فزیک کوانتوم و نظریه هاش با جهان موازی متوالی و سفر زمان و غیره چیه ...
انواع دنیای موازی
عوالم در فلسفه و عرفان و غیره ...
در مورد اون بحث و این یکی دیگه وقتی برای پرداختن بهش نمونده .
موفق و در پناه خدا باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمود
۰:۴۹, ۱۶/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۰ ۰:۵۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #23
آواتار
سه تا سوال :

1.اول این که در ارتباط با ابژه ( Object ) و سوبژه ( Subject ) بیشتر توضیح بده!

2.در ارتباط با سوبژکتیویسم ( Subjectivism ) توضیح بده! من دقیقا نفهمیدم چه تفاوتی با راسیونالیزم ( Rationalism ) داره!

3.مگر دکارت بنیان گذار مکتب اصالت عقل ( راسیونالیزم ) نبوده؟ پس چه ارتباطی با سوبژکتیویسم داره؟

یا علی

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۶:۰۵, ۱۶/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۰ ۶:۱۱ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #24

نقل قول: 1.اول این که در ارتباط با ابژه ( Object ) و سوبژه ( Subject ) بیشتر توضیح بده!

ابژه : هر یک از اجسام بیرون از ذهن ما یک ابژه هستند ... برای مثال شما در کلاس نشسته اید ابژه ها برای شما : هر دانش اموز یک ابژه است ... معلم یک ابژه است ...میز یک ابژه است ...گچ یک ابژه است . هر چیزی را که میبینیم به تنهایی خود یک ابژه است از کوچکتریتن شی گرفته تا ....


سوژه : به مفهومی و تصویری که شما از ابژه دارید سوژه میگویند که در ذهن شما قرار دارد ! به عنوان مثال شما یک مداد را میبینید ولی زمانی که ان مداد هم نباشد وقتی من به شما بگویم مداد تصویر انرا در ذهن خود مجسم میکنید ! وقتی میگویم درخت شما تصویری از درخت در ذهن دارید ....به هر یک از تصاویر داخل ذهن ما که از ابژه ها سرچشمه میگیرند و مفهوم و تصویری را در ذهن ما رقم زده اند سوژه میگوییم .

نقل قول: 2.در ارتباط با سوبژکتیویسم ( Subjectivism ) توضیح بده! من دقیقا نفهمیدم چه تفاوتی با راسیونالیزم ( Rationalism ) داره!

سوبژکتیویسم یعنی اصالت همتن تصاویری که در ذهن دارید!!! دکارت با جمله ی من می اندیشم پس هستم اصالت را از ابژه ها میگیرد و به ذهن میدهد .
راسیونالیزم از سوبژکتیویسم سرچشمه میگیرد . راسیونالیزم یا خرد گرایی با سه تعریف دیگر با هم می ایند :

1.امپریسم (اصالت حس )
2.پوزیتیویسم (اصالت تجربه )
3.ساینتیسم(اصالت دانش)


---اصالت حس یعنی هر چیزی که بتوانیم با حواس پنجگانه ان را تجزیه تحلیل کنیم و به مغز بفرستیم و هر چیزی که در این وادی حس نگنجد وجود ندارد .
---اصالت تجربه یعنی استفاده از اموخته هایی که از طریق حس به مغز ما مخابره شده .
---اصالت دانش یعنی انطباق بین ابژه ها با سوژه های ذهن ما و هر وقت ابژه ای را نتوانیم با ذهن خود بسنجیم وجود ندارد .


جمع این سه مورد را راسیونالیزم یا خرد گرایی میگویند که منجر به تفکر در ذهن و مغز میشود .
حالا باید دید ما الان رویکرد سوبژکتیویته داریم یا ابژکتیویته ؟ انسان با ایمان به هیچ وجه نمیتواند سوبژکتیو باشد چرا که در این صورت چیزی به اسم خدا را با هیچ حس تجربه و دانشی نمیتواند قبول کند به خاطر همینه که عمده ی فیلسوفان غربی چیزی به اسم خدا و دین رو قبول ندارند و همیشه میگن : دانش قدرت است و یا اینکه خدا توهمه بشره !

نقل قول: 3.مگر دکارت بنیان گذار مکتب اصالت عقل ( راسیونالیزم ) نبوده؟ پس چه ارتباطی با سوبژکتیویسم داره؟

اصالت عقل نه اصالت خرد ...مرتبه ی عقل از خرد بالاتره!!!
راسیونالیزم یعنی اصالت خرد و تفکر ...چیزی که در ذهن و مغز اتفاق میفته ...ولی عقل فراتر از تفکر و خرده ....عقل حوزه فعالیتش در قلب و سینه است و از طریق نفس ملهمه بهش الهام میشه !
قبل از دکارت فیلسوفان غربی ابژکتیو بودن یعنی به دنبال این بودن که دنیای بیرون رو بشناسن و به دنبال مواد اولیه دنیا برن و ... اصالت به دنیای بیرون از ذهن بود ...ولی دکارت گفت من می اندیشم پس هستم ! و در واقع با یه انقلاب کوپرنیکی جای عین و ذهن رو عوض کرد که شد اغاز دوره ی نئوپاگانیسم که دیگه بودن و نبودن مطرم نبود بلکه نمود داشتن یا نداشتن مطرح میشد .برای اشنایی بیشتر تاپیک زیر که قبلا راجع به بودن و نمود داشتن بحث شده رو میتونی مطالعه کنی :

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-4437.html


یا علی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer
۱۴:۰۰, ۱۶/مهر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مهر/۹۰ ۱۷:۳۲ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #25
آواتار
ممنون! توضیح جامعی بود!Heart

اول این که در ارتباط با ژه ( Ject ) کمی توضیح بده! من تا اونجایی که به معانی اش رجوع کردم به کلمه ی Throw نزدیک

بود و این چیزی که شما نوشتی یه چیز دیگه هست!Huh

نقل قول:سوبژکتیویسم یعنی اصالت همتن تصاویری که در ذهن دارید!!!

این جمله رو متوجه نشدم!Huh

نقل قول:اصالت عقل نه اصالت خرد ...مرتبه ی عقل از خرد بالاتره!!!

اول این که فکر کنم اشتباه نوشتی!Smile

منظورت "اصالت خرد" بود نه "اصالت عقل"!

دوم هم این که شما درست میگی! توی اسلام ما عقل رو از خرد جدا می دونیم و معتقدیم که عقل موجودیت داره!

ولی توی اروپا و غرب عقل و خرد رو یه چیز می دونن! و تفکیکی براش قائل نیستن! ( اگر درست نمی گم!؟ بگو! )

نقل قول:1.امپریسم (اصالت حس )
2.پوزیتیویسم (اصالت تجربه )
3.ساینتیسم(اصالت دانش)

من فکر می کنم اصطلاحات رو جا به جا نوشته باشی! ( البته مطمئن نیستم!Huh )

1.امپریسیسم ( Empiricism ) : اصالت رو به تجربه میده!

2.پوزیتیویسم ( Positivism ) : اصالت رو به عینیت و قطعیت میده!

3.ساینتیسیم : من تا به حال نشنیده بودم! مطمئنی یه همچین مکتبی وجود داشته!Huh اگر بوده تاریخچه اش رو بگو!

و سوال آخر این که:

در واقع الان سوبژکتیویسم وجود خارجی نداره و جاش رو به مکاتب بعد از خودش داده دیگه!؟ درسته!؟



با تشکر

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035
۱۶:۴۰, ۱۶/مهر/۹۰
شماره ارسال: #26

[quote بود و این چیزی که شما نوشتی یه چیز دیگه هست![تصویر: huh.gif]][/quote]

چون کلمه اش یونانیه ولی از بابت تعریفش خیالت راحت باشه .

نقل قول: این جمله رو متوجه نشدم![تصویر: huh.gif]

@همان(غلط املایی)


نقل قول:اول این که فکر کنم اشتباه نوشتی![تصویر: smile.gif]

منظورت "اصالت خرد" بود نه "اصالت عقل"!

پنج صبح داشتم جواب میدادم فکر کنم بی خوابی به سرم زده که اینجوری نوشتم Smileاره منظورم این بود که راسیونالیزم میشه اصالت خرد !


نقل قول:دوم هم این که شما درست میگی! توی اسلام ما عقل رو از خرد جدا می دونیم و معتقدیم که عقل موجودیت داره!

ولی توی اروپا و غرب عقل و خرد رو یه چیز می دونن! و تفکیکی براش قائل نیستن! ( اگر درست نمی گم!؟ بگو! )

توی اروپا و کلا فرهنگ غرب چیزی به اسم عقل وجود نداره منظور اونها بیشتر خرد و دانشه ! که توی ترجمه ی اثارشون مترجمین به اشتباه خرد رو به عقل ترجمه میکنند .

[quoteمن فکر می کنم اصطلاحات رو جا به جا نوشته باشی! ( البته مطمئن نیستم![تصویر: huh.gif] )

1.امپریسیم ( Empiricism ) : اصالت رو به تجربه میده!

2.پوزیتیویسم ( Positivism ) : اصالت رو به عینیت و قطعیت میده!][/quote]

در تاریخ فلسفه، پیروان اصالت عقل و اصالت تجربه هر کدام در باب امکان شهود حسی و عقلی، نظری ابراز کرده اند. اصحاب مذهب اصالت تجربه (آمپریست ها) شهود را حسی گرفتند. ایمانوئل کانت آمپریست نیست ولی او نیز در نقد اول خود همین قول را اظهار کرد و گفت ما در مرتبه حس استعلایی شهود حسی داریم اما شهود عقلی نداریم
اصالت دادن به عینیت میشه ابژکتیویسم !
ببین وقتی میگن کسی پوزیتیویسته یعنی تا چیزی بهش اثبات نشه اونو قبول نمیکنه !مثلا در مورد خدا تا زمانی که شما توی محیط ازمایشگاهی خدا رو بهش اثبات نکنی خدا رو باور نمیکنه ! باید بهش اثبات بشه بعد اون اثبات تبدیل میشه به تجربه طرف اون حرف شما رو قبول میکنه ! هر چیزی که قابل اثبات باشد پذیرفتنی است و طبیعتا هر چیزی رو هم نتونی اثبات کنی وجود نداره ! در واقع همون محیط ازمایشگاهی میشه که باید چیزی رو توش اثبات کرد بعد قبولش کرد که میشه همون تجربه دیگه !

نقل قول: 3.ساینتیسیم : من تا به حال نشنیده بودم! مطمئنی یه همچین مکتبی وجود داشته![تصویر: huh.gif] اگر بوده تاریخچه اش رو بگو!


توی انگلیسی به دانشمندها چی میگن ؟

ساینتیست ! و همون طور که گفتم انطباق بین عین و ذهن رو بهش میگن ساینس و دانش !

نقل قول: در واقع الان سوبژکتیویسم وجود خارجی نداره و جاش رو به مکاتب بعد از خودش داده دیگه!؟ درسته!؟


ببین توی فلسفه چهار بار انقلاب به وجود اومده

1.ارسطو(اصالت عین)
2.دکارت(اصالت ذهن)
3.وینکنشتاین(زبان مداری)
4.فروید(اصالت غریزه)


سوبزکتیویسم الان غرب رو در بر گرفته و هنوزم وجود داره! ولی الان به غرائز حیوانی رسیدند !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا