|
آیت الله ميرزا جواد آقا ملکی تبريزی - ره
|
|
۱۱:۱۶, ۴/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
« این بخش فقط ادای احترام کوچکی است به بزرگ مردی که چراغ سالکین و مربی بزرگ اخلاق در روزگار ما است ، گرچه به هیچ رو نمی تواند عظمت ومقام ایشان را بازگو نماید »
--------------------------------------------------------------------------------------------------- مختصری از زندگینامه آیت الله فهری در مورد زندگی آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی نقل می کنند :
یکی از مردان پیشتاز این راه مرحوم عارف بالله آیه الله حاج میرزا جواد ملکی ـ قدس الله نفسه الزکیه ـ است که در این میدان گوی سبقت از همگان ربود. این مرد بزرگ با اینکه در مقام عرفان مقامی بس والا دارد و از اعظم فقهای « صائنا" لنفسه، حافظا" لذینه، مخالفا" لهواه و مطیعا" لامر مولاه» به شمار می آید . اوایل عمر شریفش و دوران شباب را در نجف اشرف در مجلس درس اساتید بزرگ حاضر شده و استادش در « فقه» ، مرحوم آیه الله رضا همدانی و در « اصول » ، علامه ملا محمد کاظم خراسانی و در « عرفان و اخلاق و سلوک» ، آیه الله آخوند ملا حسینقلی همدانی ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ بوده است. سال تولد ایشان در دست نیست ولی از کتابی در « فقه » که یکی از فضلای معاصر به آن دست یافته و از مؤلفات ایشان و در پایان آن نوشته شده معلوم می شود که به سال ۱۳۱۲ هـ . ق مؤلف در عنفوان جوانی بوده است. به هر حال ؛ ایشان در حدود سال ۱۳۲۱ هجری قمری به ایران آمده و در زادگاه و موطن اصلی اش تبریز به ترویج و تهذیب پرداخت و در اوایل مشروطه به سال ۱۳۲۹ هجری قمری به خاطر نامساعد بودن اوضاع تبریز به قم هجرت فرمود و در قم به ارشاد سالکان و تربیت مستعدان مشغول بود تا آنکه مرحوم آیه الله العظمی شیخ عبدالکریم حایری یزدی در سال ۱۳۴۰ هـ . ق از اراک به قم تشریف آورده و به اصرار مرحوم مجاهد شیخ محمد تقی بافقی که از دوستان مرحوم ملکی بوده و پس از استخاره و آمدن آیه شریفه ( وأتونی بأهلکم أجمعین) [ سوره یوسف (۱۲)، آیه ۹۳؛ یعنی همه نزدیکان خود را نزد من بیاورید]، تصمیم به ماندن در قم و تأسیس حوزه علمی فعلی را می گیرد و دوستان و شاگردان آیه الله حایری نیز که در اراک بودند به قم مهاجرت می کنند. مرحوم حاج شیخ عباس تهرانی نیز که جزء مهاجرین بودند در قم به جمع مرحوم ملکی و بافقی می پیوندد و کانونی از اخلاق و تهذیب نفس تشکیل می دهند که ثمرات ارزنده ای داشته و افراد شایسته ای تربیت یافته اند. مرحوم ملکی، درس فقهی داشته اند که عنوانش « مفاتیح الشرایع فی الفقه» مرحوم فیض کاشانی بوده و نیز دو مجلس اخلاق داشته: یکی در منزل برای خواص بوده و دیگری در مدرسه فیضیه برای عموم که جمعی از بازاریان قم نیز در آن درس شرکت داشته اند. نماز جماعت را در بالای سر حضرت معصومه علیها السلام اقامه می کرده و امام خمینی - ره - در نماز جماعت ایشان و در درس اخلاق که در منزل برای خواص می گفته، حاضر می شدند. مرحوم حجه الاسلام شیخ مهدی حکمی قمی می فرمودند: از ثمره مشروطه که خدا به ما عطا فرمود این بود که وسیله شد حاج میرزا جواد آقا در قم ساکن شود. |
|||
|
|
۱۱:۴۶, ۴/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/آبان/۹۰ ۱۲:۳۳ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
حکایات اخلاقی اثر موعظه استاد آیت الله سید حسین فاطمی قمی نقل می کنند : معصوم علیه السلام فرمود: موعظه چون از قلب بیرون آید داخل قلب می شود و اگر مجرد زبان شد از گوش تجاوز نمی کند. مواعظ ایشان ـ طاب ثراه ـ چنان بود که گویی آتش در دل جُلساء مشتعل می نمود، چنان بود که گویا انسان را از این نشئه خارج و به عالم دیگری داخل می کند، ولی چون از مجلس ایشان خارج می شدیم با هر یک از مجلسیان آن مرحوم تماس می گرفتم باز همان حال غفلت در او بازگشت کرده بود؛ از بعد ایشان پیوسته آرزوی یک چنین مجلسی را دارم و به دست نمی آورم.
*************************************** مراتب حب جاه از فرمایشات مرحوم ملکی ـ رحمه الله علیه ـ این بود که فرمودند: در مجلس استادم جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی مذاکره حب جاه شد. من عرض کردم: بحمدالله من حب جاه ندارم!؟ [ آخوند همدانی] رو کرد به مرحوم حاج شیخ کاظم و فرمود: ببین میرزا جواد چه می گوید؟! این مطلب گذشت تا موقعی که عده ای از ملکی های تبریز آمدند به زیارت کربلا، بر من ظاهر شد که معاشرتم با آنها همه ناشی از حب جاه است! *************************************** اثر سخنان میرزا جواد آقا خطیب محترم استاد فاطمی نیا تبریزی در کنگره بانو اصفهانی، فرمودند: ای مردم! یکی از نام های خدا « غفار» است! همین را که می گفت، چند نفر غش می کردند و آنان را از مجلس بیرون می بردند! آیه الله شیخ علی پناه اشتهاردی هم فرمودند: میرزا جواد آقا تبریزی در مدرسه فیضیه درس اخلاق داشت و آن چنان تأثیر آتشین بر دل ها می گذاشت که در درسش از اثر صحبت ایشان، غش می کردند و بی هوش می شدند. روزی به میرزا جواد آقا عرض کردند که تأثیر صحبت شما چنان است که یکی از تجار در این جلسه حضور داشته بی هوش بر زمین افتاده است! فرموده بودند: این که چیزی نیست مولایشان امیرالمؤمنین همیشه از خوف خدا چنین حالتی بهش دست می داد! *************************************** تأثیر شگفت انگیز درس آخوند همدانی علامه حسن زاد ه آملی از قول علامه طباطبائی این مطلب را نقل کرده اند که: مرحوم آیت الله سید علی قاضی فرمود: من که به نجف تشرف حاصل کردم روزی در معبری آخوندی را دیدم شبیه آدمی که اختلال حواس دارد و مشاعر او درست کار نمی کند، راه می رود. از یکی پرسیدم که این آقا اختلال فکر و حواس دارد؟ گفت: نه، الأن از جلسه درس اخلاق آخوند ملاحسینقلی همدانی به در آمده و هر وقت آخوند صحبت می فرماید در حُضار اثری می گذارد که بدین صورت از کثرت تأثیر کلام و تصرف روحی آن جناب، از محضر او بیرون می آیند. *************************************** آیت الله سید حسین فاطمی قمی ( از شاگردان برجسته میرزا جواد آقا ) می فرمودند : این گونه بود فرمایشات ایشان که مؤثر واقع می شد. حقیر در شبی از شبهای ماه رمضان برای کاری بیرون شهر رفته بودم ، دیدم عده ای از جوان ها و چند نفر هم از اهل علم برای تفریح و گردش بیرون رفته بودند، این منظره بر من ناگوار آمد. روز بعد پس از نماز ظهر و عصر و خاتمه فرمایشات ایشان به عادت همه روز در ایوان مدرسه فیضیه ، حقیر ذکر مصیبت می کردم ، آن روز قبل از ذکر مصیبت قضیه شب گذشته را عنوان کردم به این نحو که چرا باید ماهی که فرمودند « دعیتم الی ضیافه الله» که روزش بهترین روزها و شبش بهترین شب ها؛ نفس ها در آن ، ثواب تسبیح دارد؛ خواب در آن، عبادت است؛ چرا باید اهل علم به تفریح بروند؟ و به سایرین از جلالت این ماه تذکر ندهند؟ آن روز گذشت. صبح روز دیگر در مسجد بالا سر پس از نماز خواستم سؤالی از ایشان بکنم تا چشم شریفش به من افتاد، مرا در معرض عتاب درآورده فرمود: دیدی روز قبل چه کردی در حضور اشخاص مختلفه از عوام و غیره؟! چرا باید به این نحو اسم اهل علم و علما را ببری؟ مگر تفریح غیر مشروع است و یا باید علما منبر بروند و به اهل علم مطالبی را بگویند؟ ممکن است به نحو دیگری به آنها بگویند. سرم به زیر افتاد عرض کردم: خطا رفتم اکنون بفرمایید چه بایدم کرد؟ فرمود: برو منبر و بگو من خطا کردم! ولی برای من مشکل بود اظهار کنم خطای خود را و لیکن در ذهنم بود ، تا یک روز آقا شیخ ابراهیم تُرک زیر بغل مرا گرفت و گفت: تو باید امروز منبر بروی به جای من و به سختی مرا بلند کرد، رفتم منبر، فرمایش آن مرحوم به یادم آمد گفتم: در آن روز که گفتم چرا باید اهل علم در ماه رمضان به تفریح بروند من خطا کردم! چیزی از اهل علم ندیدم؛ ذکر مصیبت کرده فرود آمدم. |
|||
|
|
۱۲:۰۳, ۵/آبان/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
مقام میرزا جواد آقا
حجت الاسلام فاطمی نیا می فرمودند : ... اینها حیف است، اینها سینه به سینه است، اگر ناقلش مثل من بیافتد و بمیرد دیگر کسی پیدا نمی شود بگوید، هی منتظر شوی که رادیو خواهد گفت، یا تلویزیون. دیگر تمام شد! ... آقا شیخ محمد حسین بهاری خودش به من فرمود که آقا میرزا جواد آقا تبریزی ـ رضوان الله علیه ـ روی منبر نشسته بود و من پای درس ایشان بودم. شیخ محمد حسین تا سه چهار سال پیش زنده بود خیلی مرد بزرگی بود منتهی دیگر چون آسم شدیدی داشت آن هم در یک گوشه شهرستان! ایشان مجهول القدر مانده بود... ایشان می فرمود جوان بودم میرزا جواد آقا روی منبر درس می گفت، می گوید یک دفعه دیدم این دو چشم های نورانی را متوجه ما کرد گفت: اهل کجایی؟ ـ من خلاصه عرض می کنم ـ گفتم: اهل بهار! تا گفتم اهل بهار، به پُری صورتش اشک ریخت! سپس گفت: شیخ محمد بهاری، قبرش زیارتگاه شده یا نه؟ قبر شیخ محمد مزار شده یا نه؟ بعد گفت: ان شاء الله من در پنجشنبه هفته آینده مهمان ایشان هستم! ـ یا گفت: به او ملحِق می شوم ـ این حرفی که می زد مثل اینکه پنجشنبه بوده می فرمود: پنجشنبه آینده! یک شاگردی داشت آن شاگرد بی قرار شد، گریه کرد، آمد خودش دست به ضریح حضرت معصومه علیها السلام شد. گفتیم: چه خبر است؟ والله! من این آقا را می شناسم اینکه گفت: من پنجشنبه آینده مهمان شیخ محمد بهاری هستم، دیگر تمام شد! گفتیم: حالا امام نیست، پیامبر نیست که حرفش را این قدر زود باور می کنید. حالا که آقا میرزا جواد آقا سر حال است. به هر حال، گفت: پنجشنبه آینده جنازه آقا میرزا جواد آقا تبریزی تشییع شد. مهم این است که ایشان می گفت: طلبه های دارالشفاء، فیضیه و جاهای دیگر، ـ ببینید اینها مهم است، قریب به دویست و پنجاه طلبه، قریب به دویست و پنجاه طلبه!! - از حوزه علمیه خواب دیده بودند صبح که پا شده بودند برای نماز، به همدیگر می گفتند: خواب دیدیدم! یک الف این خواب ها با هم فرقی نداشت. خیلی حرف است! ۲۵۰ نفر خواب ببینند یک الف هم با هم فرق نداشته باشد!! خلاصه؛ که در شب پنجشنبه خواب دیده بودند که جنازه آقا میرزا جواد آقا تبریزی روی تابوت حرکت می کند، حضرت سید انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم جلوی جنازه حرکت می کند! *************************************** برکت قم و قبرستان شیخان
علامه طهرانی می فرماید: « جناب آقای سید هاشم حداد [ عارف نامی و شاگرد برجسته سید علی آقا قاضی] از قبرستان معروف به « شیخان» بسیار مبتهج بودند و می فرمودند: بسیار پر نور و پر برکت است و خدا می داند چه نفوس زکیه و طیبه ای در اینجا مدفونند. پس از قبر مطهر بی بی که فضای قم و اطراف قم را باز و گسترده و سبک و نورانی نموده است و به واسطه برکات آن حضرت است که گویا خستگی از زمین قم و از خاک قم برداشته شده است، هیچ مکانی در قم به اندازه این قبرستان نورانی و با رحمت نیست! و سزوار است طلاب و سائرین بیشتر از این، به این مکان توجه داشته باشند و از فضایل و فواضل معنوی و ملکوتی آن بهره مند شوند و نگذراند این آثار محو شود و دستخوش نسیان قرار گیرد. قبر بسیاری از أعلام شیعه مانند زکریا بن ادریس و زکریا بن آدم و محمد بن قولویه در اینجاست؛ و اخیرا" قبر مرحوم هیدجی سالک دل سوخته و وارسته، و قبر مرحوم حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، و قبر مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی و امثالهم در اینجاست که هر یک استوانه ای از عظمت و جلال می باشند. *************************************** تمجید امام از مقام میرزا جواد آقا علامه طهرانی می فرمود : مرحوم صدیق ارجمند آیه الله شیخ مرتضی مطهری ـ رحمه الله علیه ـ به حقیر گفت: من خودم از رهبر انقلاب، آیه الله خمینی ـ اعلی الله تعالی مقامه ـ شنیدم که می فرمود: در قبرستان قم یک مرد خوابیده است و او حاج میرزا جواد آقای تبریزی است! *************************************** شاهکار ملاحسینقلی همدانی در تربیت شاگردان
علامه طهرانی می فرماید: « ... گویند علت انحراف حسین بن منصور حلاج در اذاعه و اشاعه مطالب ممنوعه و اسرار الهیه، فقدان تعلم و شاگردی او در دست استاد ماهر و کامل و راهبر راهرو و به مقصد رسیده بوده است. او از نزد خود به راه و سلوک افتاد، و بدین مخاطر مواجه شد و لذا بزرگان از ارباب سلوک و عرفان ، او را قبول ننموده و رد کرده اند و در مکتب معرفت دارای وزنی به شمار نیاورده اند. و مانند شیخ احمد احسائی که از نزد خود خواست به مقام حکمت و عرفان برسد و صِرف مطالعه کتب فلسفیه خود را صاحب نظر دانست و اشتباهات فراوانی مانند التزام به تعطیل و انعزال ذات مقدس الهی از اسماء و صفات و ... به بار آورد که موقعیت او را در نزد ارباب و نقادان بصیر و خبیر شکست و تألیفات او را در بوته نسیان و عدم اعتناء قرار داد. در مکتب تربیتی آیه الحق مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی ( استاد میرزا جواد آقا ملکی ) هیچ یک از این خطرات در هیچ یک از شاگردان او دیده نشده است. با اینکه هر یک از آنها در آسمان فضیلت و کمال چنان درخشیدند که تا زمان هایی را بعد از خود روشن نموده و در شعاع وسیعی اطراف محور و مرکز وجود مثالی و نفسی خود را نور و گرمی بخشیده و می بخشند. معارف الهیه و سلوک علمی آیاتی از شاگردان او را مانند سید احمد کربلایی طهرانی و حاج شیخ محمد بهاری و حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و سید محمد سعید حبوبی ، کجا تاریخ می تواند به دست محو و نابودی سپرده و در محل انزوا بایگانی کند ....؟! » |
|||
|
|
۸:۲۶, ۱۶/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/آبان/۹۰ ۹:۱۴ توسط میثاق.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
لزوم گريه سالك بر هلاكت قلب خويش
آیت الله ميرزا جواد ملكي تبریزی در کتاب ارزشمند المراقبات می فرمایند: اي برادر من! كسي كه اميدش به سيم و زر دنيا، بيشتر از اميد بر پروردگار جهانيان باشد، و به پدر و فرزند خويش اميدوارتر از جبار آسمانها و زمين باشد و مغرور به مال خود و مطمئن به تدبير خويش باشد، بلكه در تدبير خود به چيزي متمسك شود كه خداي جل جلاله آن را نهي فرموده است و از محرمات مي باشد، و خداوند به او خبر داده است كه با انجام آنها به مقصود و هدفش نمي رسد (و به جاي آنكه به ياد خدا باشد) دلش از خدا دور و مشغول به آنها بوده و از فضاحت حال خود شرمنده نگردد و از دروغ در گفتار خود متأثر نشود، چنين كسي به عظمت جلال خداي جل جلاله توهين مي كند و بزرگواري سلطنت او «تعالي شأنه» را حقير و كوچك مي شمارد. |
|||
|
|
۲۳:۳۲, ۲۲/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۹۰ ۲۳:۵۱ توسط ساجد.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
دوست خوبمون علی 110 توی تاپیکی کتاب اسرار الصلاه تالیف آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی به اعضای تالار معرفی کردند اما از اونجایی که بنده حقیر دارم کتاب مذکور رو مطالعه میکنم تصمیم گرفتم اکثر نکات ارزشمندش رو برای دوستانی که به هر دلیلی موفق به خوندن کتاب نشده و نمی شن به طور خلاصه از برخی نکات مهم جالب و احیاگرش با خبر شن و هم اینکه خودم هم تشویق به خوندن شم آخه الان 2 الی 3 ماهی میشه که جز معدود دفعاتی بهش سر نزدم ![]() البته من از سایر دوستان هم تقاضا می کنم اگر از کتب مختلف و یا سخنرانی های بزرگ علمای دین ما رازهایی از نماز این مظهر بندگی می دونند توی این پست قرار بدند تا انشاالله مرجع خوبی باشیم برای کسانی که بدنبال کشف اسرار عبادت اند. بخاطر اینکه این پست از دستم در نره همین اول ذکر کنم که پستهایی که با تیتر بنفش مشخص میشن برگرفته از کتاب اسرار صلاه و دوستانی که بنده حقیر رو یاری کنند لطفا با رنگها و الوانهای دیگه اینکار رو انجام بدند تا تشخیص مطالب راحتتر بشه حضور پررنگتون باعث دلگرمی من خواهد بود ![]() انشاالله مقدمه و معرفی آیت الله میرزا جواد ملکی تبریزی نماز از عباداتی است که مورد توجه انبیاء و اولیاء بوده و مرکبی راهوار برای سالکان الی الله است و قره العین اهل دل است همچنان که خداوند متعال در قرآن فرموده است " فاستعینوا بالصبر و الصلاه " از صبر و نماز کمک بگیرید
و همانطور که در احادیث رسیده به ما داریم که " الصلاه عمود الدین " و تا زمانی که تیرک بر پا باشد چادر برپاست گرچه بعضی از بندهای آن گسسته باشد اهتمام به سحرخیزی و اشک و آه حجت الاسلام سیدمحمود یزدی درباره شوریده حالی مرحوم آیت اللّه ملکی تبریزی به هنگام بیدار شدن در سحرگاهان برای خواندن نماز شب، می گوید: «ایشان شب ها که برای تهجد و شب زنده داری برمی خاست، ضمن اجرای دستورها و آداب برخاستن از خواب همانند سجده و دعا، مدتی در بستر می گریست. سپس به حیاط منزل می آمد و به اطراف آسمان نگاه می کرد و آیات: «اِنَّ فِی خَلْقِ السَّموات وَ الاَرض...» را تا آخر می خواند و سر به دیوار می گذاشت و مدتی گریه می کرد. آن گاه وضو می ساخت و چون به مصلایش می رسید و مشغول تهجد می شد، دیگر حالش خیلی منقلب می شد. او در نمازها و به ویژه در قنوت ها، گریه های طولانی داشت». ادامه دارد... عذر می خوام که بعنوان اولین پست انقدر کم نوشتم اما کار اظطراری پیش اومد |
|||
|
|
۸:۳۱, ۲۶/تیر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۲ ۱۲:۰۸ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
یسم الله الرحمن الرحیم
سلام عکس منتشر نشده از پیاده رویی یک مرجع تا کربلا ![]() زیارت کربلا با پای پیاده در زمان شیخ انصاری رسم بوده ولی در زمان شیخ میرزا حسین نوری به فراموشی سپرده شده بود که توسط ایشان احیا شد. از آن پس بسیاری از عاشقان اهل بیت و أباعبدالله الحسین علیهم السلام و نیز برخی از علما و حتی مراجع تقلید با پای پیاده به کربلا سفر کرده اند. در این تصویر دیدنی و منتشر نشده، حضرت آیت الله مرحوم شیخ «میرزا جواد تبریزی» از مراجع عالیقدر جهان تشیع دیده می شود که در حال پیاده روی به سمت شهر کربلاست. گفته می شود که حضرت آیت الله مکارم شیرازی نیز از دیگر مراجع تقلید بوده که با پای برهنه از نجف تا کربلا راه رفته است. ایشان در مدت یک سال اقامت خود در نجف اشرف (1369-1370 ق) دو مرتبه توفیق پیاده روی از نجف تا کربلا را داشته اند که با "پای برهنه" از مسیر شط (رودخانه) که حدود 20 کیلومتر طولانی تر از مسیر کنونی نجف کربلا بوده است و حدود 3 روز به طول می انجامیده است، به زیارت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) رفته اند. به گفته این مرجع عالیقدر، در آن زمان ساکنین حاشیه رودخانه، مهمان خانه هایی مشهور به «مُضیف» داشته اند که با اصرار و علاقه بسیار از زوار امام حسین(علیه السلام) پذیرایی می کرده اند. و به صورت عجیبی به مهمانی کردن زوار امام حسین(علیه السلام) علاقه داشتند. به طوری که اگر مدتی می گذشت و کسی مهمان آنها نمی شد، بسیار ناراحت می شدند. در یکی از پیاده روی های حضرت آیت الله مکارم شیرازی در زمان طلبگی: وقتی به یکی از این مُضیف ها رسیدیم، صاحب مضیف دعوت و اصرار کرد که مهمان او بشویم و آنجا استراحت کنیم. به او توضیح دادیم که چون امروز کم راه رفته ایم و باید مسافت بیشتری را طی کنیم، فرصت ماندن نداریم. پس از کمی اصرار او و امتناع ما، ناگهان صاحب مضیف که معلوم بود چند وقتی است که مهمان برایش نرسیده و از این بابت خیلی ناراحت است، ناگهان چاقویش را درآورد و تهدید کرد که من مدتی است مهمان برایم نیامده است و شما حتما باید مهمان ما بشوید. اینقدر مهمانی کردن زائر امام حسین(علیه السلام) در نزد اینها اهمیت و ارزش داشت. ... البته بالاخره بعد از اینکه توضیح بیشتری برایش دادیم و قول دادیم که از طرف او زیارت کنیم، اجازه داد که ما برویم.» از این جهت این موضوع رو اینجا گزاشتم که اینکارها از طرف من و شما انجام نمیشه بلکه از بزرگان یاد بگیریم حداقل برای حضرن معصومه یه بار پیاده تا قم بریم بابام یه بار تا شاه عبدالعظیم از خیابان شریعتی پیاده رفته بوده من هنوز نرفتم صلوات یا الله [/align] |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آيت الله سيد جواد خامنه اي (پدر بزرگوار رهبري) | مصطفي مازح7610 | 0 | 1,227 |
۱۸/تیر/۹۳ ۸:۵۱ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|













![[تصویر: 24112_MX2CQW58_pic.jpg]](http://shia-online.ir/upload/article/24112/24112_MX2CQW58_pic.jpg)