|
کمالات و ویژگیهای حضرت ولی عصر(قسمتهای نه و ده اضافه شد)
|
|
۱۷:۵۱, ۱۱/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/فروردین/۹۰ ۱۰:۵۵ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
کمالات حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
اگر بشنوی مردی که کمال یا کمالاتی دارد،به ناراحتی یا ناراحتیهایی دچار شده است،عقل تو را وامیدارد تا به یاریش برخیزی و برای خلاصی او اقدام کنی،واگر نتوانی این کار را انجام دهی،مبادرت به دعا نمایی که برای او فرج و خلاص حاصل آید،و شفقت و اخلاص هم در وجود تو نسبت به او پیدا میشود.اکنون که این مطلب را توجه کردی میگوییم: مولای ما حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) تمام مرزهای کمال را احاطه کرده،وبه برترین مراتب جمال و جلال دست یافته است،با این همه او مبتلا به اهل ضلالت و گمراهی است و دورمانده از اهل و عیال و خانه و وطن،واین معنی برای اهل بینش کاملا روشن است.اما عظمت مصیبت آن حضرت،به مقدار عظمت خود اوست، واما کمالاتش ،زبان از بیان آن الکن و اندیشه ها از پرواز به قله های رفیع آن ناتوان میباشد. آن حضرت مجموعه ای از کمالات پیامبران و امامان و مظهر آنان است. در روایتی که شیخ اجل محمد بن الحسن الحر عاملی در کتاب اثبات الهداه بالنصوص و المعجزات از کتاب اثبات الرجعه فضل بن شاذان به سند صحیح آورده چنین می خوانیم: از امام صادق (علیه السلام)است که فرمود:هیچ معجزه ای از معجزات انبیا و اوصیا نیست مگر اینکه خداوند تبارک و تعالی مثل آن را به دست قائم (علیه السلام)ظاهر میگرداند تا بر دشمنان اتمام حجت کند.1 و چه خوش گفته اند:آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری. و نیز فاضل علامه مجلسی در بحار حدیثی از مفضّل بن عمر از امام ابو عبدالله صادق(علیه السلام) نقل کرده که فرمود: و در آن هنگام آقای ما قائم (علیه السلام)به خانه خدا به پشت خود تکیه زده میگوید:ای مردم هرآنکه میخواهد آدم و شیث را ببیند،بداند که من آدم و شیث هستم،و هرکه میخواهد نوح و فرزندش سام را ببیند،بداند که من همان نوح وسامم،و هر شخصی که مایل است ابراهیم و اسماعیل را ببیند،بداند که من همان ابراهیم و اسماعیل میباشم،و هرکه خواهد موسی و یوشع را ببیند،من همان موسی و یوشع هستم،و هرکس میخواهد عیسی و شمعون را ببیند ،من همان عیسی و شمعون هستم،و هرکس میخواهد محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیر المومنین علی(علیه السلام)را ببیند،بداند که من همان محمد و علی هستم ،وهر که میخواهد حسن و حسین را ببیند،بداند که من همان حسن و حسین میباشم،و هرکه میخواهد امامان از ذریه ی حسین (علیه السلام)را ببیند،بداند که من همان ائمه اطهار هستم ،دعوتم را بپذیرید،وبه نزدم جمع شوید که هرچه گفته اند و هرچه نگفته اند را به شما خبر میدهم.2 فصل اول شباهت آن حضرت به پیغمبران شباهت به آدم خداوند آدم را خلیفه خود در تمام زمین قرار داد و او را وارث آن ساخت و چنین فرمود: ((اِنّی جاعِلٌ فِی الاَرضِ خَلیفَةً))3؛همانا من در زمین جانشینی قرار میدهم. وخداوند حضرت حجت (علیه السلام)را نیز وارث زمین ؛وخلیفه خود در زمین قرار خواهد داد،چنانکه از حضرت ابی عبدالله صادق(علیه السلام)مروی است که که در تفسیر آیه : ((وَعَدَ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا و عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَستَخلِفَنَّهُم فِی الاَرضِ))4؛خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند وعده داده که آنان را در زمین خلافت بخشد.فرمود:او قائم و اصحابش میباشند و هنگام ظهورش در مکه در حالی که دست بر صورت میکشد می گوید: ((اَلحَمدُ لِلّهِ الَّذی صَدَقَنا وَعدَهُ وَ اَورَثَنا الاَرضَ...))5؛سپاس خداوندی که وعده اش را درباره ما راست گردانید و زمین را به میراث ما درآورد. و در حدیث مفضّل آمده که :خروج میکند در حالی که ابری بر بالای سرش سایه افکنده و درآن منادی ندا میکند:این مهدی خلیفه خداست از او پیروی کنید. گریه آدم از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمده که فرمود:آدم (علیه السلام)آنقدر بر فراق بهشت گریست تا اینکه اشک از دو گونه اش مانند آبراه جاری شد6.از امام صادق (علیه السلام)نیز همین معنی روایت شده است.7 حضرت قائم (علیه السلام)نیز –مانند آدم-گریه بسیار دارد ،چنانکه در زیارت ناحیه از آن حضرت است که –خطاب به جدش حسین –میگویند:شب و روز برایت ندبه میکنم و بجای اشک بر تو خون میگریم. درباره آدم(علیه السلام) آیه نازل شده که:خداوند تمام اسم هارابه آدم تعلیم فرمود.8 واما قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)؛خداوند آنچه به آدم آموخت به او نیز آموخته و اضافه بر آن هم مطالب دیگری آموخته است ،چه اینکه آدم بیست و پنج حرف از این اسم اعظم را اموخته بود-چنانکه در حدیث آمده-و پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هفتاد و دو حرف از آن را آموخت ؛ وتمام اموری که خداوند متعال به پیامبرش داده،به اوصیای آن حضرت نیز داده شده تا به مولای ما قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) . و در خبر صحیحی ثقة الاسلام کلینی از حضرت امام صادق (علیه السلام) مروی است که فرمود:آن علمی که بر آدم (علیه السلام)نازل شد دیگر برداشته نشد،و هیچ عالِمی نمرده مگر اینکه علمش را به ارث گذاشته است.؛زمین بدون عالِم باقی نمی ماند.9 آدم (علیه السلام)زمین ر ابا عبادت خداوند زنده کرد،پس از آنکه جنیان با کفر و طغیانشان آن را میرانده بودند. قائم (علیه السلام)نیز زمین را بادین خداو عبادت و عدالت و بر پایی حدودش زنده خواهد کرد،بعد از مردن آن به کفر و معصیت اهل زمین. در بحار از حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) درباره آیه : ((یُحی الاَرضَ بَعدَ مَوتِها))10؛زمین را پس از مرگ آن زنده میسازد.آمده که فرمود:خداوند عزوجل بوسیله قائم(علیه السلام)زمین ر ابعد از مرگش زنده گرداند و منظور از مرگ آن،کفر اهل آن میباشد که کافر در حقیقت مرده است11.و در وسائل در باره همین آیه امده که حضرت ابراهیم موسی بن جعفر (علیه السلام) فرمود:به وسیله باران احیا نمیکند،بلکه خداوند مردانی برمی انگیزد که عدالت را زنده می کنند ، وزمین به خاطر احیای عدالت زنده می شود، وبه درستی که اگر یک حد در زمین بر پاشود ،سودمندتر از چهل روز باران است.12 و در همان کتاب از پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منقول است که فرمود:یک ساعت امام عادل بهتر است از عبادت هفتاد سال، و یک حد که برای خدا در زمین بر پا شود،سودمندتر است از چهل روز باران.13 با این همه تاکی و تا چند آدم و قائم را با هم مقایسه کنم در حالی که آدم بخاطر قائم خلق شد. اِنَّ الَّذی خَلَقَ المَکارِمَ فی صُلبِ آدَمَ لِلامامِ القائِمِ آنکه مکارم اخلاق را آفرید همه را در صلب آدم قرار داد برای امام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف). 1)اثباه الهداه،7/357. 2)بحار الانوار،53/9. 3)سوره بقره،آیه 30. 4)سوره نور،آیه 55. 5)تفسیر البرهان ،3/146؛سوره زمر،74. 6)بحار الانوار،11/204. 7)بحارالانوار،101/320. 8)سوره بقره،آیه31. 9)کافی،1/223. 10)سوره روم،آیه 19 11)بحارالانوار،51/54. 12)وسائل الشیعه،18/308. 13)وسائل الشیعه،18/308. ادامه دارد.. منبع:کتاب مِکیالُ المَکارم در فوائد دعا برای حضرت قائم(جلد اول) تالیف آیت الله سید محمد تقی موسوی اصفهانی |
|||
|
|
۲۳:۵۶, ۱۲/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
کمالات حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
شباهت به هابیل (علیه السلام) نزدیکترین و خویشاوندترین افراد،هابیل را کشت-یعنی برادرش قابیل-خداوند متعال در کتاب عزیز خود میفرماید: ((وَاتلُ عَلَیهِم نَبَاءَ ابنَی آدَمَ بِالحَقِّ اِذا قَرَّبا قُرباناً فَتُقُبِّلَ مَن اَحَدِهِما وَلَم یُتَقَبَّل مِنَ الآخَرِ قالَ اِنَّما یَتَقَبَلُّ اللهُ مِنَ المُتَّقینَ))1؛وبر آنان داستان دوپسر آدم ر ابه حق تلاوت کن ،که چون قربانی تقدیم داشتند ،از یکی از آنان پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد،{قابیل به هابیل}گفت:تورا خواهم کشت،گفت:خداوند تنها از تقوی پیشگان میپذیرد. همچنین نزدیکترین و حویشاوندترین افراد ،قصد کشتن امام قائم -روحی و ارواح العالمین له الفداه-را نمود،واو عموی آن حضرت جعفر کذاّب بود،که از امام زین العابدین(علیه السلام) آمده است که فرمود:گویا جعفر کذاّب را میبینم که سرکش زمانش را بر تفتیش امر ولی خدا و آنکه در غیب الهی محفوظ و بر حرم پدرش موکل است وادار کند،به خاطر جهل او به ولادتش وحرص اوبر کشتنش -اگر بر او دست یابد –از روی طمع در میراث پدرش تا آن را به ناحق بگیرد.2 1)سوره مائده،آیه 27. 2)کمال الدین،1/320. شباهت به شیث(علیه السلام) هبه الله شیث،اجازه نیافت که علم خودش را آشکار کند،چنانکه در روضه کافی روایت شده که حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام) در خبری طولانی چنین فرمود:وقتی هبه الله پدرش آدم را دفن کرد،قابیل به نزدش آمد وگفت:ای هبة الله من دیدم که پدرم آدم تو را از علم آنقدر عطا کرد که به من عطا نکرد،وآن همان علمی است که برادرت هابیل به آن دعا کرد و قربانی اش قبول شد،وبدین جهت او را کشتم که فرزندانی نداشته باشد تا بر فرزندان من افتخار کنند و بگویند ما فرزندان کسی هستیم که قربانی اش قبول شد و شما فرزند کسی هستید که قربانی او قبول نشد،وتو اگر علمی ر اکه پدرم به تو اختصاص داده آشکار کنی تو راهم میکشم همانطور که برادرم هابیل را کشتم،پس هبه الله و فرزندان او مخفی میکردند آنچه از علم و ایمان نزد آنها بود.1 حضرت قائم نیز اجازه نیافته که علم خود را آشکار کندتا روز وقت معین ؛چنانکه درباره حضرتش روایت شده :هنگام ولادت بر زانو قرار گرفت ،ودو انگشت سبابه اش را به سوی آسمان بلند کرد وعطسه ای زد وگفت:اَلحَمدُ لِلّه رَبِّ العالَمینَ و َصَلَّی اللهُ عَلی مُحَمََّدٍ وَآلِه؛ستمگران پنداشته اند که حجت الهی باطل و نابود است،وحال آنکه اگر در سخن گفتن به ما اجازه داده شود شک از بین میرود.2 این خبر را رئیس المحدثین شیخ صدوق در کتاب کمال الدین آورده است. 1)روضه کافی ،114. 2)کمال الدین ،2/430. شباهت به نوح (علیه السلام) نوح شیخ الانبیا است ؛از امام صادق و امام هادی علیهما السلام روایت شده است که حضرت نوح(علیه السلام) 2500سال عمر کرد،وحضرت قائم شیخ الاوصیا است(بنا به روایت کافی)،در نیمه شعبان سال 255 هجری متولد شد.1 و از امام زین العابدین(علیه السلام) روایت است که فرمود:در قائم روشی از آدم و از نوح هست و آن طول عمر میباشد.2 نوح زمین را با سخن خود از کافرین پاک کرد و فرمود:پرودگارا بر روی زمین دیّار البشری از کافران بر جای مگذار3. قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز زمین را با شمشیر از لوث وجود کافرین پاک میگرداند تا جایی که هیچ اثری از آنان باقی نماند-چنانکه گذشت- نوح(ع)950 سال صبر کرد،چنانکه خداوند میفرماید: ((فَلَبِثَ فیهِم اَلفَ سَنَهٍ اِلّا خَمسینَ عاماً فَاَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُم ظالِمُونَ))3؛پس در میان آنان هزار سال منهای پنجاه سال به سر برد ،آنگاه طوفان آنان را فرو گرفت ، در حالی که ایشان ستمکار بودند.قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)نیز از اول امامتش تا کنون صبر کرده و نمیدانم تا کی صبر خواهد کرد.هرکه از نوح تخلف جست هلاک شد.هرکه از قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)تخلف جوید نیز هلاک میشود-چنانکه در حدیث آمده-4 فرج نوح و اصحابش را خداوند آنقدر به تاخیر انداخت تا اینکه بیشترین معتقدین به آن حضرت از او بر گشتند.فرج قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)را نیز خداوند آنقدر به تاخیر می اندازد که بیشترین معتقدین به آن حضرت از اوبر گردند-چنانکه در حدیثی از امام حسن عسکری (علیه السلام) آمده است.5 ادریس(علیه السلام) به ظهور نوح(علیه السلام) بشارت داد؛و به ظهور قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، خداوند تعالی فرشتگان را بشارت داد و پیغمبر و امامان علیهم السلام بلکه پیغمبران گذشته ظهورش را بشارت دادند . نداهای نوح (علیه السلام) به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از معجزات آن حضرت بود-چنانکه در کتاب زبده التصانیف آمده-قائم نیز هنگام ظهور ،بین رکن و مقام می ایستد و فریادی بر می آوردو می گوید:ای نقبا و سرداران من و ای خواص من ،و ای کسانی که خداوند پیش از ظهور ،آنان ر ابر روی زمین برای یاری من ذخیره کرده،با خواست و رغبت به سوی من آیید.پس صدای آن حضرت (علیه السلام)به آنها میرسد در حالی که در محرابها و بر فرشها و رختخوابهایشان باشند،و با یک فریاد ،هم صدای او را میشنوند و هریک از آنها به گوشش میرسد،و به سوی آن صدا اجابت میکنند و یک چشم بر هم زدن نمیگذرد که همگی آنها بین رکن و مقام قرار میگیرند.چنانکه در حدیث مفضّل از امام صادق (علیه السلام) آمده است.6 1)اصول کافی،514/1. 2)کمال الدین،322/1. 3)سوره نوح،آیه 26. 4)در بحار الانوار از پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مروی است که فرمود:قیامت بر پا نخواهد شد،مگر اینکه قائم از ما بپا خیزد،و آن هنگامی است که خداوند به او اجازه دهد،هرکس از او پیروی کند نجات یابد و هر آنکه از او تخلف جوید،هلاک گردد.ای بندگان خدا،خدا را خدا را،که به سوی او بیایید هرچند بر روی برف و یخبندان باشد که او خلیفه خدا و خلیفه من است..(مولف) 5)کمال الدین،385/2. 6)بحار الانوار،7/53. ادامه دارد... منبع:همان. |
|||
|
|
۱۹:۵۳, ۱۵/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
شباهت به ادریس(علیه السلام)
ادریس (علیه السلام)جد پدر نوح (علیه السلام)است که نامش اخنوج بوده،خداوند او را به جایگاه بلندی بالا برد؛گفته میشود:به آسمان چهارم بالا رفت و گفته میشود که به آسمان ششم برده شد. در مجمع البیان از مجاهد نقل کرده که گفت:ادریس به آسمان بالا برده شد،همانگونه که عیسی به آسمان برده شد،و او زنده است و نمرده. و دیگران گفته اند:بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح شده است.این معنی از امام باقر(علیه السلام) نیز روایت شده است .1 قائم را نیز خداوند به جایگاه بالایی به آسمان برد. ادریس(علیه السلام)ر اخداوند بر بال فرشته ای نشانید که در فضای آسمان او را به پرواز در آوردچنانکه علی بن ابراهیم قمی از پدرش از محمد بن ابی عمیر از کسی که برای او حدیث گفته بود نقل کرده که گفت:امام ابو عبدالله صادق (علیه السلام)فرمود:خداوند تبارک و تعالی بر فرشته ای از فرشتگان غضب کرد و بالهایش را بُرید،واورا در یکی از جزیره های دریا افکند؛پس زمانی طولانی که خدا میداند در آن دریا ماند،وچون خداوند ادریس را به رسالت بر انگیخت،آن فرشته نزد وی آمد و گفت:ای پیغمبر خدا ،دعا کن خدا از من راضی شود،و بالهایم را بر گرداند.ادریس فرمود:آری{چنین خواهم کرد}.آنگاه از پروردگار درخواست نمود ،و خداوند بالهای آن فرشته ر ابازگرداند و از اور اضی شد،سپس آن فرشت هبه ادریس گفت:آیا حاجتی داری؟فرمود:آری؛دوست دارم مرا به آسمان بالا ببری تا به ملک الموت نگاه کنم چون با یاد او زندگی ندارم.پس فرشته اورا بر گرفت و بر بالهای خود به آسمانها برد تا به آسمان چهارم رسید که نااگهان دید ملک الموت سر خودر ا از روی تعجب حرکت میدهد.ادریس بر ملک الموت سلام کرد و به او گفت:چرا سرت را تکان میدهی؟گفت:چون خداوند به من امر فرمود که تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح کنم؛گفتم:پروردگارا چگونه این کار را انجام دهم و حال آنکه غلظت آسمان چهارم به مقدار 500سال راه است و از آسمان چهارم تا آسمان سوم مقدار 500 سال راه است وغلظت آسمان سوم نیز 500 سال است،و هر آسمان و مابین آن به همین ترتیب است،این چگونه شدنی است؟سپس اور ابین آسمان چهارم و پنجم قبض روح نمود.و همین است که خداوند میفرماید: ((وَ رَفَعناهُ مَکاناً عَلِیاً))؛و ما اورا به جایگاه بلندی رساندیم . و بدین جهت اورا ادریس نامیدند که کتابهای بسیار درس میگفت.2 و گفته میشود که او در بهشت زنده است،و این قول مروی از ابن عباس است. قائم را هم روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمان ها برد.در حدیثی که در کتاب کمال الدین از حکیمه نقل شده،در باب میلاد حضرت قائم آمده است:پس امام حسن عسکری فرزندش را گرفت،در حالی که کبوترها بالای سرش پرواز میکردند.آنگاه امام به یکی از کبوترها بانگ زد که :او را بردار و حفظ کن و هر 40روز یکبار به مابرگردان.آن کبوتر او را بر گرفت و به سوی آسمان پرواز کرد؛بقیه کبوترها نیز پیروی کردند.آنگاه شنیدم که حضرت ابو محمد(امام عسکری(علیه السلام))می فرمود:تو را به کسی میسپارم که مادر موسی فرزندش را به او سپرد.نرجس گریه کرد.آن حضرت به او فرمود:آرا م باش که رضاع جز از پستانهای تو بر او حرام است و به زودی به تو باز خواهد گشت.،چنانکه موسی به مادرش باز گردانده شد،خدای عزّوجل میفرماید: ((فَرَدَدناهُ اِلی اُمِّه کَی تَقَرَّ عَینُها وَلا تَحزَن))3؛سر انجام ما اورا به مادش باز گرداندیم تا دیده اش روشنی یابد و غمگین نشود. حکیمه گوید :عرض کردم این پرنده چیست؟فرمود:این روح اقدس است که موکل به امامان است.آن هارا تسدید و توفیق میدهد و به علم تربیت میکند. 4 ادریس (علیه السلام) از قومش غایب شد،هنگامی که میخواستند او را بکشند-چنانکه در حدیثی از حضرت باقر(علیه السلام)آمده است.-قائم نیز همین طور ،هنگامی که دشمنان میخواستند آن حضرت را بکشند،غایب شد. غیبت ادریس(علیه السلام) به طول انجامید به حدی که شیعیان و پیروان او در سختی و شدت و فشار واقع شدند. قائم عجل الله فرجه نیز غیبتش طولانی است تا جایی که شیعیانش به منتهای سختی و فشار و مشقت واقع شوند.در بحار از پیغمبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)روایت شده که فرمود:پیوسته وضع شما چنین خواهد بود تا اینکه میان فتنه و جور کسی متولد شود که مردم او را نشناسند،آنگاه زمین به حدی از ظلم و ستم پر شود،که هیچ کس نتواند الله بگوید{ونام حق ببرد}سپس خداوند عزّوجل مردی از من و از عترت من بر انگیزد که او زمین را پر از عدل سازد،همچنان که قبل از او انرا پر از ظلم و ستم کرده باشند..5 و از امیرالمومنین (علیه السلام)مروی است که فرمود:البته زمین پر از ظلم و جور میشود ،تا جایی که کسی –جز مخفیانه-الله نگوید:سپس خداوند قومی صالح را می آورد که آن را پر از قسط و عدل نمایند،چنانکه پر شده است از ظلم و جور.. وقتی غیبت ادریس(علیه السلام) به طول انجامید،مردم بر توبه اتفاق کردند و به سوی خدا بازگشتند؛خداوند متعال هم او را ظاهر ساخت و شدت و بدی را از آنان دور کرد. قائم عجل الله فرجه نیز همینطور است،که اگر مردم بر توبه اتفاق کنند و تصمیم قطعی بر یاریش داشته باشند،خدای تعالی او را ظاهر خواهد ساخت. هنگامی که ادریس ظهور کرد،پادشاه ستمگر و مردم برای او تسلیم شدند. قائم عجل الله فرجه نیز چنین است،که هر گاه ظاهر شود،پادشاهان و امرای جبار و مردم عالم به آن حضرت می گروند و سر فرود می آورند. 1)مجمع البیان،53/7. 2)تفسیر القمی،51/2. 3)سوره قصص،آیه 13. 4)کمال الدین،428/2. 5)بحار الانوار،68/51. شباهت به هود (علیه السلام) نام هود(علیه السلام)عابر است و نوح (علیه السلام)ظهورش را بشارت داد. در کتاب کمال الدین از امام صادق(علیه السلام)آمده که فرمود:هنگامی که وفات نوح نزدیک شد،شیعیان و پیروان خود را فراخواند و گفت:بدانید که پس از من غیبتی خواهد بود که طاغوتها ظاهر میشوند ،و البته خداوند عزّو جل بوسیله قیام کننده ای از فرزندانم که هود نامیده میشود،بر شما گشایشی می رساند.او هیبت و سکینه و وقار دارد،و در خلقت و اخلاق شبیه من است ،و خداوند هنگام ظهور او دشمنان شمارا بوسیله باد هلاک میکند.پس پیوسته منتظر و مراقب ظهور و قیام هود بودند،تا اینکه مدت بر آنها طولانی شد و دل بیشترشان را قساوت گرفت.سپس خداوند مکتعال پیغمبرش هود را فرستاد ،بعد از آنکه نومید شده بودند و بلا و گرفتاری وجودشان ر اپر کرده بود،و دشمنان بوسیله باد بدون نفع هلاک شدند،بادی که خداوند متعال آن را در قرآن چنین توصیف کرد ه است: ((ما تَذَرُ مِن شَیءٍ اَتَت عَلَیهِ اِلّا جَعَلَتهُ کَالرَّمیم))1؛بر هیچ چیزی نگذشت،مگر آنکه آن را همچون استخوان خاک شده ساخت.آنگاه غیبت بر او واقع شد تا اینکه صالح (علیه السلام)ظاهر گشت. 2 قائم را نیز با تمام خصوصیات ،پدران بزرگوارش مژده داده اند،و غیبت و ظهورش را بیان فرموده اند. هود(علیه السلام)؛خداوند عزّو جل کافرین را بوسیله او هلاک کرد،و باد عظیم را بر آن ها فرستاد چنانکه خداوند میفرماید: ((اذ اَرسَلنا عَلَیهمُ الرِّیحَ العَقیِم ما تَذَرُ مِن شَیءٍ اَتَت عَلَیهِ اِلّا جَعَلَتهُ کَالرَّمیم))3؛که بر آنان تند بادی بی باران فرستادیم که بر هیچ چیزی نگذشت،مگر اینکه آن را همچون استخوان خاک شده ساخت. قائم (علیه السلام)نیز چنان است که خداوند متعال به وجود او جمعی از کافرین ر ابوسیله باد سیاهی نابود میکند-چنانکه در روایت مفضّل گذشت- 1)سوره ذاریات ،آیه 41 و 42 2)کمال الدین /135/1. 3) سوره ذاریات ،آیه 41 و 42 ادامه دارد منبع:همان |
|||
|
|
۲۰:۲۰, ۱۷/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
شباهت به ابراهیم(علیه السلام) ابراهیم(علیه السلام) دوران حمل و ولادتش مخفیانه بود. قائم(علیه السلام) نیز حمل ولادتش مخفی بود. ابراهیم(علیه السلام) در روز به قدری رشد میکرد که دیگران در یک هفته رشد میکنند،و در یک هفته آنقدر رشد داشت که دیگران در یک ماه رشد مینمایند،و در یک ماه به مقداری که دیگران در یک سال رشد دارند-چنانکه از امام صادق(علیه السلام)روایت شده است.-1 قائم(علیه السلام) نیز چنین بود،چنانکه در خبر حکیمه رضی الله عنه آمده که گفت:پس از گذشت چهل روز به خانه حضرت ابو محمد (امام عسکری(علیه السلام)) وارد شدم که نااگاه مولایم صاحب الزمان را دیدم که در خانه راه میرود،از او زیبا روی تر و فصیح تر ندیدم،حضرت ابومحمد (علیه السلام)به من فرمود:این است مولود گرامی نزد خداوند عزّ و جل.عرض کردم:ای آقای من 40 روزه است و من این وضع را در او میبینم!فرمود:ای عمه من،مگر ندانستی که ما گروه اوصیا در یک روز به مقدار یک هفته دیگران،و در یک هفته به مقدار یک ماه دیگران و در یک ماه به مقدار یک سال دیگران رشد میکنیم..2 ابراهیم(علیه السلام) از مردم عزلت گزید .خداوند عزّوجل به نقل از او فرمود: ((وَ اَعتَزِلُکُم وَ ما تَدعُونَ مِن دُونِ اللهِ))3؛و از شما و آنچه غیر خدا میپرستید کناره میگیرم. قائم(علیه السلام) نیز از مردم اعتزال جسته؛امام صادق (علیه السلام)فرمود:به ناچار صاحب این امر را غیبتی خواهد بود ،و در هنگام غیبت ناچار از عزلت و گوشه گیری است ،وچه خوش منزل است {مدینه}طیبه،و با سی{نفر همراه}وحشتی نیست.4 ابراهیم (علیه السلام)دو غیبت داشته است. قائم (علیه السلام)نیز دو غیبت داشته است. ابراهیم (علیه السلام)هنگامی که در آتش افکنده شد،جبرئیل برایش جامعه ای از بهشت آورد. قائم(علیه السلام)نیز همان جامه را هنگامی که قیام کند،خواهد پوشید.در کتاب کمال الدین از مفضّل از امام صادق(علیه السلام)آمده که فرمود:آیا میدانی جامه یوسف چه بود؟گفتم :نه.فرمود:وقتی برای ابراهیم(علیه السلام)آتش افروختند،جبرئیل(علیه السلام)یکی از جامه های بهشتی را آورد و بر او پوشانید،پس با آن جامه گرمی و سردی بر او اثر نمیکرد،و چون هنگام وفاتش رسید،آن را در بازوبندی قرار داد و بر اسحاق آویخت،و اسحاق هم بعدا آن را بر یعقوب آویخت،و هنگامی که یوسف متولد شد،یعقوب آن را بر او آویخت،و این در بازوی او بود تا بر او گذشت آنچه گذشت،و هنگامی که یوسف(علیه السلام) آن پیراهن ر ا از بازوبند بیرون ساخت،یعقوب بوی آن را شنید ،وهمین است که خداوند به حکایت از او فرمود: ((اِنّی لَا جِدُ ریحَ یُوسُفَ لَولا اَن تُفَنِّدُونِ))5؛همانا من بوی یوسف را میشنوم اگر مرا به کم عقلی نسبت ندهید. این همان پیراهنی است که از بهشت نازل شده بود. عرض کردم فدایت شوم،پس این پیراهن به که میرسد؟فرمود:به اهل آن و پیراهن همراه قائم ماست هنگامی که خروج نماید.سپس فرمود:هر پیغمبری که علمی یا چیزی را وارث بود ،به محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)رسیده است.6 ابراهیم (علیه السلام)خانه کعبه رابنا کرد و حجر الاسود ر ادر جایش نصب فرمود.خداوند عزّوجل می فرماید: ((وَ اِذ یَرفَعُ اِبراهیمُ القَواعِدَ مِنَ البَیتِ وَ اِسمعیلُ رَبَّنا تَقَبَّل مِنّا اِنَّکَ اَنتَ السَّمیعُ العَلیم))7؛و{به یاد آور}هنگامی که ابراهیم و نیز اسماعیل پایه های خانه {کعبه} را بالا بردند که پروردگارا از ما بپذیر که همانا تو شنوای دانا هستی. و در برهان و غیر آن از عقبه بن بشیر از یکی از دو امام (باقر (علیه السلام) و صادق (علیه السلام))روایت است که فرمود:خداوند عزّو جل به ابراهیم دستور داد که خانه کعبه را بسازد . پایه های آن را بنا نماید،و به مردم محل عبادت و مناسکشان را ارائه دهد،پس ابراهیم و اسماعیل خانه کعبه را هر رو ز به مقدار یک ساق میساختند تا به جایگاه حجر الاسود رسیدند.حضرت باقر (علیه السلام)فرمود:پس در این جا کوه ابوقبیس او را ندا کرد که تو نزد من امانتی داری .آنگاه حجرالاسود را به ابرهیم داد و آن حضرت آن را در جای خودش نصب کرد.8 قائم (علیه السلام) نیز مانند آن را دارد.در بحار از حضرت ابوعبدالله صادق (علیه السلام) مروی است که فرمود:هرگاه قائم(علیه السلام)بپاخیزد،مسجد الحرام را منهدم میکند تا به اساس آن برساند و مقام ابراهیم را به جایی که در آن بوده باز می گرداند.9 ابراهیم (علیه السلام)را خداوند از آتش نجات داد .خدای عزّ وجل در کتاب خود میفرماید : ((قُلنا یا نارُ کُونی بَرداً وَ سَلاماً عَلی اِبراهیمَ))10؛ای آتش بر ابراهیم سرد و سلامت باش. قائم (علیه السلام)نیز به همین ترتیب خواهد شد.چنانکه در بعضی از کتابها از محمد بن زید کوفی از امام صادق(علیه السلام)منقول است که فرمود:هنگامی که قائم (علیه السلام)خروج میکند،شخصی،از اصفهان نزد آن حضرت می آید ،و معجزه حضرت ابراهیم خلیل الله را تقاضا میکند.پس آن جناب دستور میدهد که آتش عظیمی بر افروزند و این آیه را میخواند: ((فَسُبحانَ الَّذی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کلِّ شَیءٍ وَ اِلَیهِ تُرجَعونَ))11؛پس منزه است خداوندی که مالکیت و زمام همه چیز در دست اوست ؛و به سوی او باز گردانده میشوید. سپس داخل آتش میشود و آنگاه به سلامت از آن بیرون می آید.ان مرد ملعون این معجزه را انکار میکند و میگوید: این سحر است.پس آن حضر ت به آتش دستور میدهد مرد را میگیرد و میسوزاند.ومیفرماید:این جزای کسی است که صاحب الزمان و حجت الرحمن را انکار میکند. ابراهیم (علیه السلام) مردم ر ابه سوی خداوند فراخواند.خداوند میفرماید: ((وَاَذِّن فِی النّاسِ بِالحَجِّ))12؛و در مردم به حج اعلام و دعوت عمومی کن. در برهان از حضرت ابوجعفر باقر(علیه السلام)است که فرمود:ابراهیم در میان مردم به حج بانگ زد و گفت:ای مردم!من ابراهیم خلیل الله هستم.خداوند شما را امر فرمود که حج این خانه را به جای آورید،پس شما حج را انجام دهید.و هرکس به حج میرود -تا روز قیامت- ابراهیم را اجابت کرده است. 13 قائم (علیه السلام) نیز مردم ر ابه سوی خدا دعوت میکند.از اما م صادق(علیه السلام) روایت است که فرمود:هنگامی که قائم ما بپاخیزد،مردم ر ابه سوی امر جدید دعوت خواهد کرد،چنانکه رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)این کار را کرد،و اسلام غریبانه آغاز شد و به حالت غربت باز خواهد گشت پس خوشا به حال غریبان.14 1)بحارالانوار،19/12. 2)بحارالانوار،27/51. 3)سوره مریم،آیه 48. 4) بحار الانوار،157/52. 5)سوره یوسف،آیه 94. 6)کمال الدین،1/142. 7)سوره بقره،آیه 127. 8)البرهان،153/1. 9)بحارالانوار،338/52. 10)سوره انبیا،آیه 69. 11)سوره یس،آیه 83. 12)سوره حج،آیه 27. 13)البرهان،154/1 و کافی ،205/4. 14) بحارالانوار،366/42. ادامه دارد منبع:همان |
|||
|
|
۱۵:۵۵, ۲۳/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
شباهت به اسماعیل (علیه السلام)
خداوند به ولادت اسماعیل بشارت داد چنان که فرمود: ((فَبَشَّرناهُ بِغُلامٍ حَلیمٍ))1؛پس او ر ابه پسر بردباری مژده دادیم. خداوند به ولادت و قیام قائم (علیه السلام)نیز بشارت داده است. همچنین پیغمبر و ائمه معصومین علیهم السلام بشارت داده اند ،ونیز بر این معنی دلالت میکند آنچه در کتابهای تبصرة الولی و بحار ا ز اسماعیل بن علی نوبختی آمده که گفت:روزی در مرض فوت امام حسن عسکری(علیه السلام) در خدمتش بودم؛آن حضرت به خادم خود عقید،-غلام سیاه چهره ای که اهل نوبه و پیش از آن هم خدمتگذار امام علی النقی(علیه السلام) و امام حسن عسکری را بزرگ کرده بود-فرمود:ای عقید،قدری آب مصطکی برای من بجوشان.عقید اطاعت کرد و پس از فراهم شدن آب مصطکی ،صیقل مادر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن ر ابه خدمت آن حضرت آورد. حضرت ظرف را گرفت و خواست بیاشامد،ولی دست مبارکش لرزید و به دندان نازنینش خورد.انگاه آن را زمین نهاد ،به عقید فرمود:داخل اتاق شو ،خواهی دید کودکی در سجده است،او را نزد من بیاور. ابوسهل نوبختی گوید:عقید گفت:هنگامی که برای آوردن آن کودک به اندرون اتاق رفتم،دیدم کودکی در حال سجده است و انگشت سبابه خود ر ابه سوی آسمان گرفته است.من سلام کردم.او نمازش را کوتاه کرد.عرض کردم:آقا شمارا میطلبدکه به خدمتش در آیی ،در این موقع مادرش صیقل آمد و دستش را گرفت و اور انزد پدرش برد. ابوسهل گوید:موقعی که خدمت آن حضرت رسید سلام کرد.دیدم رنگش به سان دّر سفید،موهای سرش کوتاه و میان دندانهایش گشاده بود،چون چشم امام حسن عسکری(علیه السلام) به او افتاد گریه کرد و گفت:ای آقای خاندانم ،این آب را به من بده که بسوی پروردگارم میروم. آقا زاده اطاعت کرد و ظرف آب مصطکی را قرداشتو به دهان پدرش نزدیک برد تا آن را نوشید.سپس امام عسکری (علیه السلام)فرمود:مرا برای نماز آماده سازید.آن کودک حوله ای در دامان امام گسترد.پس پدر ر اوضو داد و آن حضرت سر و دوپایش را مسح کشید،انگاه فرمود:ای فرزند به تو مژده میدهم که صاحب الزمان و حجت خدا بر روی زمین تویی،تو فرزند و جانشین منی،از من متولد شده ای و تو (م-ح-م-د)فرزند حسن، فرزند علی،فرزند محمد،فرزند علی،فرزند موسی،فرزند جعفر،فرزند محمد،فرزند علی،فرزند حسین،فرزند علی بن ابی طالب میباشی از نسل پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و خاتم ائمه طاهرین هستی.،و پیغمبر خدا به تو بشارت داده و نام و کنیه تو ر اگفته،این مطلب را پدرم از پدران طاهرین تو به من خبر داده است،درود خداوند بر اهل بیت باد ،پروردگارمان ستوده با عظمت است.این سخن را فرمود و همان موقع امام حسن بن علی عسکری (علیه السلام)بدرود حیات گفت.صلوات الله علیهم اجمعین.2 اسماعیل(علیه السلام) چشمه زمزم از زمین برایش جوشید. قائم نیز آب از سنگ سخت برایش خواهد جوشید –چنانکه در بحث شباهت آن حضرت به موسی خواهد آمد-و چندین بار نیز آب از زمین برای آن بزرگوار جوشیده است.چنانکه در بحار از کتاب تنبیه الخاطر از اجل علی بن ابراهیم عریض علوی حسینی از علی بن علی فرزند نما منقول است که گفت: حسن بن علی فرزند حمزه اقساسی در خانه شریف علی بن جعفر فرزند علی مداینی علوی برای ما تعریف کرد که :پیرمردی رخت شوی در کوفه بود که به زهد و پارسایی و عبادت و عزلت موصوف بود.،و پیوسته در پی آثار و اخبار نیکان میرفت. در یکی از روزها که من در مجلس پدرم بودم دیدم این پیرمرد برای پدرم سخن میگوید و پدرم خوب گوش میدهد.پیرمرد میگفت: شبی در مسجد جعفی-که مسجدی قدیمی و در بیرون کوفه است-بودم،شب به نیمه رسیده بود و من در آنجا برای عبادت خلوت داشتم که ناگاه سه نفر داخل مسجد شدند،و چون به وسط حیات مسجد رسیدند یکی از آنها به زمین نشست،سپس دست خود را به چپ و راست روی زمین کشید که آبی جوشید و از آنجا بیرون زد.آنگاه وضو گرفت و به آن دونفر هم اشاره کرد .آنها نیز وضو گرفتند.سپس جلو ایستاد و آن دونفر به او اقتدا کردند.هم رفتم و به او اقتدا کردم و نماز خواندم. پس از آنکه نماز را سلام داد و آن را به جای آورد،وضع او مرا مبهوت کرد و آب بیرون آوردنش را بزرگ شمردم،از یکی از آن دونفر که سمت راست من بود پرسیدم:این کیست؟به من گفت:این صاحب الامر فرزند امام حسن عسکری(علیه السلام)است.3 اسماعیل (علیه السلام)گوسفند چرانی میکرد. قائم نیز این برنامه را خواهد داشت.در حدیث مفضّل از امام صادق(علیه السلام)آمده که فرمود:و قسم به خدا ای مفضّل گویا مینگرم او را که داخل مکه شده و جامه پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را پوشیده ،و عمامه زردی به سر نهاده ،و نعلین وصله شده پیغمبر را به پا کرده،و عصای آن حضرت را به دست گرفته ،چند بز لاغر را میراند و با این وضع میرود تا به خانه کعبه می رسد،در آن هنگام کسی نیست که او را بشناسد .او رد سن جوانی آشکار میگردد.4 اسماعیل (علیه السلام) تسلیم امر خدای عزّو جل بود،او گفت: ((یا اَبَتِ اَفعَل ما تومَرُ سَتَجِدُنی اِن شاءاللهُ مِنَ الصّابِرینَ))5؛ای پدر آنچه امر میشوی انجام ده اِن شاءالله مر ااز صابرین خواهی یافت. قائم(علیه السلام) نیز تسلیم امر الهی است. 1)سوره صافات،آیه 101. 2)بحار الانوار،16/52. 3)بحار الانوار،55/52 4)بحار الانوار،6/53. 5)سوره صافات،آیه 102. ادامه دارد. منبع:همان. |
|||
|
|
۱۵:۵۱, ۳۰/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
شباهت به یعقوب(علیه السلام)
یعقوب(علیه السلام)،خداوند -پس از مدتی طولانی-پراکندگی او را جمع فرود. قائم (علیه السلام)نیز خداوند،پریشانی و پراکندگی او را پس از مدتی درازتر جمع خواهد ساخت. یعقوب(علیه السلام) برای یوسف آنقدر گریست تا اینکه چشمانش از اندوه سفید شد در حالی که خشم خود را فرو میبرد.1 قائم (علیه السلام)برای جدش حسین (علیه السلام)گریسته(و میگرید)،و در زیارت ناحیه فرموده است:بجای اشک برای تو خون میگریم.2 یعقوب(علیه السلام) منتظر فرج بود و میگفت: ((لا تَیاَسُوا مِن رَوحِ اللهِ اِنَّهُ لا یَیاَسُ مِن رَوحِ اللهِ اِلَّا القَومُ الکافِرُونَ))3؛ از رحمت خداوند نا امید نشوید،که همانا کسی جز گروه کافران از رحمت خداوند مایوس نشود. قائم(علیه السلام)نیز منتظر فرج است،چنانکه روایات شاهد بر این معنی است. 1)سوره یوسف،آیه 84. 2)بحارالانوار،101/320. 3)سوره یوسف،آیه 87. شباهت به یوسف(علیه السلام) یوسف(علیه السلام) زیباترین اهل زمان خود بود. قائم(علیه السلام) نیز زیباترین اهل زمان خود میباشد. یوسف مدتی طولانی غایب شد،تا اینکه برادران بر اوداخل شدند ،پس آنها را شناخت در حالی که آنها او را نشناختند.1 قائم نیز از خلق غایب شده،در عین حالی که در میان آنها را ه میرود و آنها را میشناسد ولی آنها او ر ا نمیشناسند. یوسف(علیه السلام):خداوند امرش را یک شبه اصلاح فرمود که پادشاه مصر آن خواب را دید. قائم (علیه السلام)نیز خداوند متعال امرش را در یک شب اصلاح میفرماید.پس در آن یک شب یاران آن حضرت را از بلاد دور جمع میکند. شیخ صدوق در کمال الدین از حضرت ابوجعفر باقر(علیه السلام)روایت کرده کهفرمود:در صاحب این امر شباهتی از یوسف هست و آن اینکه خداوند عزّوجل در یک شب امر او ر اصلاح می فرماید.2 و از پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مروی است که فرمود:مهدی از ما اهل البیت است خداوند امر او ر ادر یک شب اصلاح میکند.3 یوسف(علیه السلام)دچار زندان شد،وی گفت: ((رَبِّ السِّجنُ اَحَبُّ اِلَیَّ مِمّا یَدعوُنَنی اِلََیهِ ))4؛ پروردگارا زندان برایم خوشتر از چیزی است که اینان مرا به آن فرا میخوانند. قائم(علیه السلام)نیز در حدیثی که از حضرت امام باقر آوردیم چنین آمده که فرمود:در صاحب این امر سنتی از موسی و سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هست-تا آنجا که فرمود-و اما سنت از یوسف،زندان و غیبت است.5 یوسف (علیه السلام)چند سالی در زندان ماند. قائم(علیه السلام)،ای کاش میدانستم که چقدر در این زندان غیبت به سر خواهد برد و کی بیرون خواهد آمد. یوسف(علیه السلام)از خاص و عام غایب شد،و از برادرانش مخفی ماند،و امر او بر پدرش یعقوب مشکل شد با اینکه مسافت میان او؛خاندان و شیعیانش نزدیک بود . قائم نیز همین طور است.در کمال الدین از حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) در بیان شباهت آن حضرت به جمعی از پیامبران چنین است: واما شباهت او به یوسف بن یعقوب:غیبت از خاص و عام و مخفی بودن از برادران و پوشیده شدن امر او از پدرش یعقوب پیغمبر با وجود نزدیک بودن مسافت بین آن حضرت با پدر و خاندان و پیروانش..6 1)سوره یوسف،آیه 88 2)کمال الدین،1/329. 3)بحارالانوار،52/280. 4)سوره یوسف،آیه 33. 5)کمال الدین،1/329. 6)کمال الدین،1/327. ادامه دارد.. منبع همان. |
|||
|
|
۲۲:۰۵, ۱۹/اسفند/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اسفند/۸۹ ۲۲:۰۹ توسط parisan.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
شباهت به موسی(علیه السلام)
موسی (علیه السلام)دوران حملش مخفی بود. قائم(علیه السلام)نیز دوران حملش مخفی بود. موسی(علیه السلام)ولادتش مخفیانه صورت گرفت. قائم (علیه السلام)نیز ولادتش مخفیانه انجام شد. موسی (علیه السلام)از قومش دو غیبت داشت که یکی از دیگری طولانی تر بود.غیبت اول از مصر بود و غیبت دوم هنگامی که به سوی میقات پروردگارش رفت،مدت غیبت نخستین 28 سال بود،،چنانکه در روایت شیخ صدوق در کمال الدین به سند خود از عبدالله بن سنان آمده که گفت:شنیدم،حضرت ابی عبدالله صادق(علیه السلام)میفرمود:در قائم (علیه السلام)سنتی از موسی بن عمران است.عرضه داشتم،سنتی که از موسی بن عمران در او هست چیست؟فرمود:مخفی بودن ولادتش و غیبت از قومش.گفتم موسی بن عمران چند وقت از قوم و اهلش غایب بود؟فرمود:28سال.1 و مدت دومین غیبت چهل شب بود،خداوند متعال فرموده: ((فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ اَربَعینَ لَیلَةً ))2؛که میقات (وعده گاه)پروردگارش چهل شب به پایان رسید. قائم (علیه السلام) نیز دو غیبت داشته یکی از دیگری طولانی تر. موسی (علیه السلام):خداوند تعالی با او سخن گفت و چنینی فرمود: ((اِنّی اصطَفَیتُکَ عَلَی النّاسِ بِرِسالاتی وَ بِکَلامی فَخُذ ما آتَیتُکَ وَکُن مِنَ الشّاکِرینَ))3؛همانا من به وسیله رسالتها و کلام خودم تو را بر مردم برتری دادم پس آنچه به تو دادم بگیر و از سپاسگزاران باش. قائم(علیه السلام)نیز خداوند متعال با اوسخن گفت هنگامی که آن حضرت را به سراپرده عرش بالا بردند ،چنانکه در بحار از حضرت ابومحمد عسکری(علیه السلام) آمده که فرمود:هنگامی که پروردگار من ،مهدی این امت را به من موهبت فرمود،دو فرشته فرستاد،او را به سراپرده عرش بردند تا اینکه او را در پیشگاه خداوند عز وجل نگه داشتند،از جانب خداوند خطاب آمد:مرحبا به تو ای بنده من،برای یاری دینم و آشکار نمودن امر و راهنمایی بندگانم،(برگزیده شده ای)سوگند خورده ام که به(خاطر)تو بگیرم و به (راه ) تو بدهم و به تو ببخشایم و به تو عذاب کنم.4 موسی(علیه السلام) از قوم خود و دیگران از ترس دشمنانش غایب شد،خداوند عز و جل میفرماید: ((فَخَرَجَ مِنها خائِفاً یَتَرَقَّبُ))5؛پس از آن (دیار) ترسان و نگران بیرون رفت. قائم (علیه السلام)نیز از ترس دشمنان از قومش و غیر آنها غایب شد. موسی(علیه السلام)وقتی غایب شد،قومش در منتهای رنج و فشار و مشقت و ذلت واقع شدند،که دشمنانشان پسران آنها را میکشتند،و زنانشان را زنده میگذاشتند. قائم(علیه السلام)نیز شیعیانشو دوستانش در زمان غیبتش در منتهای سختی و فشارو ذلت می افتند(تا خداوند کسانی را که ایما ن آورده اند پاک سازد و کافران را هلاک سازد)6 در کمال الدین از حضرت باقر (علیه السلام)در بیان شباهت حضرت قائم(علیه السلام)به جمعی از پیغمبران آمده است که فرمود:و اما روش موسی (علیه السلام)ترس مداوم و طول غیبت و پنهان بودن ولادت و رنج و زحمت شیعیان بعد از او بر اثر آزار و خواری که از دشمنان ببینند تا آنگاه که خدای عزوجل ظهور حضرتش را اجازه دهد و او را یاری کند و بر دشمنش تایید نماید.7 و در بحار از شیخ نعمانی به سند خود از امیرالمومنین (علیه السلام)روایت شده که فرمود:این شیعه روزی بیاید که مانند بزهایی باشند که شیر درنده نداند روی کدامیک از آنها دست بگذارد ،عزت آنها از دست رفته و احترامی برایشان نمانده و تکیه گاهی نداشته باشند.8 .. و در حدیث دیگری آمده که در آن روزگار مومن هرشب و روز تمنای مرگ خواهد کرد.9 و اخبار در این باره بسیار است.ولی بدترین احوال زمان خروج سفیانی است،که در بحار از کتاب غیبت شیخ طوسی به سند خود از عمر بن ابان کلبی از حضرت صادق(علیه السلام)آورده که فرمود:گویا سفیانی یا نماینده سفیانی را میبینم که در رحبه کوفه رحل اقامت افکنده ،و سخنگوی او در میان مردم اعلام میکند:هرکس سر یکی از شیعیان علی(علیه السلام)را بیاورد،هزار درهم جایزه دارد.پس همسایه بر همسایه خود حمله میبرد و میگوید:این از آنهاست و سر از بدنش جدا میکند و هزار درهم میگیرد.و البته امارت و حکومت شما در آنروز جز به دست زنازادگان نخواهد بود،وگویا من آن نقابدار را میبینم.عرض کردم:نقابدار کیست؟فرمود:مردی از شماست که اعتقادات شما را قائل است ،نقاب میپوشد و شماها را شناسایی میکند،به یک یک شما اشاره میکند تا دستگیر شوید.او نیست مگر زاده حرام.10 و از امام صادق(علیه السلام)است که فرمود:اگر سفیانی را ببینی،خبیث ترین مردم را دیده باشی،رنگش زرد و سرخ و چشمش کبود است.11 و از امیرالمومنین(علیه السلام) روایت است که فرمود:پسر هند چگر خوار از وادی یابس خروج میکند،او مردی میان بالا،با صورت وحشتناک و جمجمه ضخیم و آبله رو میباشد.12 موسی(علیه السلام)هنگامی که قومش در بیابان سرگردان و گم شدند،در ان حال سالها به سر بردند،هرگاه فرزندی برایشان متولد میشد،پیراهنی بر او بود به قامت خودش –مانند پوست بدن-این را طبرسی در مجمع البیان نقل کرده است.13 قائم (علیه السلام)باری شیعیانش در عصر ظهور همین امر خواهد بود،چنانکه در کتاب المحجة از امام صادق(علیه السلام)روایت شده که فرمود:وقتی قائم ما بپا خیزد،زمین به نور پروردگارش روشن میگردد،و بندگان از نور خورشید بی نیاز میشوند و شب و روز یکسان میگردد،و مرد در زمان آن حضرت هزارسال عمر کند،و هرسال برایش پسری متولد شود،و دختری برایش متولد نگردد،پیراهنی به قامتش او را می پوشاند،و هرچه بزرگتر شود،آن پوشش نیز بزرگتر میگردد،و به هر رنگی که بخواهد میشود.14 موسی (علیه السلام)بنی اسرائیل منتظر قیامش بودند،چون که به آنها خبر داده شده بود که فرج آنها به دست اوست. قائم(علیه السلام)نیز شیعیانش منتظرش هستند،زیرا که به آنها خبر داده اند که فرجشان بر دست آن حضرت است موسی(علیه السلام) خداوند درموردش میفرماید: ((وَلَقَد آتَینا مُوسی الکِتابَ فَاختُلِفَ فیهِ))15؛ما به موسی کتاب را دادیم پس در آن اختلاف شد. طبرسی در مجمع البیان گفته:منظور این است که قومش در آن اختلاف کردند یعنی در صحت کتابی که بر او فرود آمد. قائم (علیه السلام)نیز همین طور ،در کتابی که با اوست-که امیر المومنین (علیه السلام)جمع کرده یعنی همان قرانی که نزد حضرت حجت(علیه السلام)است-اختلاف می شود،دلیل برآن روایتی است که در روضه کافی به سند از حضرت ابو جعفر باقر(علیه السلام) در باره آیه : ((وَلَقَد آتَینا مُوسی الکِتابَ فَاختُلِفَ فیهِ))؛آمده که آن حضرت فرمود:در آن اختلاف کردند،همچنانا که این امت در کتاب اختلاف نمودند ،و در کتابی که با قائم (علیه السلام)هست نیز اختلاف خواهند کرد تا جایی که مردم بسیاری آن را منکر خواهند شد،که آنها را پیش میکشد و گردنشان را میزند.16 1)کمال الدین1/340 2)سوره اعراف،آیه 142. 3)سوره اعراف،آیه 144. 4)بحارالانوار،51/27. 5)سوره قصص،آیه 21. 6)سوره آل عمران،آیه 141. 7)کمال الدین،1/327. 8)بحارالانوار،51/114. 9)الزام الناصب،299چاپ جدید،2/303. 10) بحارالانوار،52/215. 11) بحارالانوار،52/205. 12) بحارالانوار،52/205. 13) مجمع البیان،1/117. 14) المحجة،184-185. 15)سوره هود،آیه 110. 16)روضه کافی،284. ادامه دارد. منبع:همان. |
|||
|
|
۲۳:۱۴, ۲۰/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
شباهت به موسی(علیه السلام)..ادامه..
موسی (علیه السلام):خداوند متعال او را عصایی عنایت فرمود،و آن را معجزه آن جناب قرار داد. قائم (علیه السلام):به همان عصا اختصاص یافته است،چنانکه در کمال الدین از حضرت ابوجعفرباقر(علیه السلام)آمده که فرمود:عصای موسی از آنِ ِ آدم بود،سپس به شعیب رسیده بود،و آن گاه به موسی بن عمران رسیده بود،آن عصا نزد ما است و من آن را پیشتر دیده ام سبز رنگ است به همان وضعی که از درختش گرفته شده،و اگر استنطاق شود سخن میگوید،برای قائم (علیه السلام)ما آماده شده،به وسیله آن همان کارها را انجام دهد که موسی انجام می داد،و هرچه مامور شود انجام می دهد،و هر کجا افکنده شود با زبان خود نیرنگ های دشمنان را بر میگیرد.1 اینجا مناسب است در باره آن عصا و اوصاف ان مطالبی بیاوریم:عالم فاضل بزرگوار مجلسی در مجلد پنجم بحار از کتاب عرایس المجالس ثعلبی نقل کرده که گفت:در نام عصا اختلاف است ،ابن جبیر گفته:اسمش ماشاءالله است،و مقاتل گفته اسمش نفعه است و بعضی :غیاث و بعضی دیگر:علیق گفته اند. و اما وصف آن و حوائجی که در آن برای موسی (علیه السلام)بود:آگاهان به علم گذشتگان چنین گفته اند:عصای موسی دو سر داشت که بیخ هریک از آنها کژی داشتو نیزه آهنینی در انتهایش بود،پس هرگاه موسی (علیه السلام)شب هنگام به بیابانی وارد می شد و مهتاب نبود،دوسر عصا تا انجا که چشم کار میکرد روشنایی میداد،هرگاه با کمبود آب مواجه می شد،آن را در چاه وارد می کرد که تا ژرفای چاه امتداد میافت،و سر آن مانند دلو می شد، و هر وقت به غذا نیاز داشت،با عصای خود به زمین می کوفت خوردنی ها از آن بیرون می آد،و چنان بود که هرگاه میوه ای اشتها می کرد آن را در زمین می نشاند،پس غنچه های همان درختی که موسی اشتها کرده بود،در آن ظاهر می شد و همان موقع میوه می داد،و گفته می شود که عصای موسی از چوب بادام بود،هرگاه گرسنه می شد آن را در زمین مینشاند،برگ و میوه میداد و از آن بادام میخورد،و هرگاه بادشمن خود مقاتله می کرد،بر دوشاخه عصا دو مار آشکار میشد که با هم نبرد میکردند ،عصا را بر کوه سخت ناهموار می زد،ونیز به درختها و خارها و گیاه ها میزد، راه باز مشد،و هرگاه میخواست از رودی بدون کشتی عبور کند،عصا را بر آن میزد،را وسیعی برایش باز می شد که در آن میرفت. (اوصاف بسیار است که مجال آن در این مقاله نمیگنجد.برای کسب اطلاعات بیشتر به منبع مراجعه کنید.ممنون. )موسی (علیه السلام) با ترس از مصر فرار کرد،خداوند عزوجل به نقل از او میفرماید: ((فَفَرَرتُ مِنکُم لَمّا خِفتُکُم))2؛پس آن گاه که از (کیفر) شما بیمناک شدم،از شما گریختم. قائم(علیه السلام)از ترس اشرار از شهرها گریخت، و رد بیابان های بی آب و علف مسکن گزید،با وجود این به نزد مردم می آید،و در میان آن ها را میرود و از احوالشان با خبر میشود،در حالی که آنها حضرتش را نمی شناسند. هنگام ظهورش نیز به خاطر ترس از سفیانی از مدینه فرار خواهد کرد.دلیلی بر آن روایتی است که در بحار و غیر آن از حضرت ابوجعفر باقر(علیه السلام)منقول است که درباره سفیانی (لعنةالله)فرمود:و سفیانی گروهی را به مدینه می فرستد پس مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)از انجا به مکه فرار میکند به امیر ارتش سفیانی خبر میرسد که مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)به مکه رفته،لشکری در تعقیب آن حضرت می فرستد،ولی به ان جناب نمی رسند،تا اینکه قائم هراسان و ترسان-به روش موسی بن عمران-وارد مکه می شود و امیر ارتش سفیانی در بیابان بیدا فرود می آید،و جارچی از سوی آسمان به آن بیابان خطاب می کند((یا بیدا،ابیدی القوم))؛ای صحرای بیدا این گروه را نابود کن.پس زمین آن ها را فرو میبرد و فقط سه نفر از آنها باقی میماند که خداوند چهره هایشان را به پشت باز میگرداند،و آنها از قبیله کلب هستند و درباره آ ن ها این آیه نازل شده: ((یا اَیُّها الَّذینَ اُوتُوا الکِتابَ آمِنوا بِما نَزَّلنا مُصَدِّقاً لِما مَعَکُم مِن قَبلِ اَن نَطمِسَ وُجوهاً فَنَرُدَّها عَلی اَدبارِها))3؛ای کسانی که کتاب به ایشان داده شده،به انچه فروفرستاده ایم و تصدیق کننده نشانه هایی است که همراه شما است ایمان آورید پیش از آنکه چهره هایی را محو کنیم آنگاه به پشت سر باز گردانیم. موسی (علیه السلام):خداوند دشمنش –قارون-را به زمین فروبرد چنانکه خداوند عزوجل می فرماید: ((فَخَسَفنا بِه وَ بِدارِهِ الاَرضَ))4؛پس او و خانه اش را در زمین فرو بردیم. قائم(علیه السلام) نیز خداوند متعال دشمنانش –لشکر سفیانی-را به زمین فرو خواهد برد. موسی (علیه السلام)چون دستش را بر می آورد،میدرخشید و سفیدی آن بینندگان را خیره می ساخت.5 قائم(علیه السلام)نورش میدرخشد تا جایی که مردم از نور آفتاب و ماه بی نیاز شوند. موسی(علیه السلام)از سنگ برایش دوازده چشمه جوشید. قائم(علیه السلام)نیز در بحار به نقل از نعمانی به سند خود از حضرت ابو جعفر باقر (علیه السلام)امده که فرمود:هرگاه قائم(علیه السلام)ظهور نماید با پرچم رسول الله و انگشتری سلیمان و سنگ و عصای موسی قیام خواهد کرد. پس دستور میدهد که منادی آن حضرت اعلام کند که :هیچ کس از شما ،آب و غذا و علوفه برندارد.اصحاب آن حضرت می گویند:می خواهد ما و چهارپایانمان را از گرسنگی و تشنگی بکشد!پس آن حضرت حرکت میکند اصحاب هم در خدمتش حرکت میکنند،و اولین منزلی که فرود می آید به سنگ می زند،پس از آن می خورند و می آشامند و چهارپایان را نیز علوفه میدهند تا در پشت کوفه به نجف برسند.6 موسی(علیه السلام):فرعون برای رسیدن به او افراد بسیاری را کشت،ولی آنچه خدا خواست همان شد. قائم(علیه السلام):نیز فرعون های زمان ائمه اطهار به منظور قتل حضرتش چه بسیار از فرزندان پیغمبر راکشتند،چنانکه در کمال الدین از امام صادق (علیه السلام)ضمن حدیثی طولانی در بیان شباهت آن حضرت به موسی این چنین آمده:وقتی که فرعون مطلع شد زوال و نابودی حکومتش بر دست او(موسی)است،دستور داد کاهنان را حاضر کنند،پس آنها اور ابر نسبِ براندازنده حکومتش دلالت کردند،و اینکه آن شخص از بنی اسرائیل است،پس پیوسته دستور میداد که شکم زنان باردار بنی اسرائیل را پاره کنند،تا آنجا که بیست و چند هزار نوزاد را کشت و لی نتوانست به موسی دست یابد،زیرا که خداوند تبارک و تعالی او را حفظ کرد.و همین طور بنی امیه و بنی العباس وقتی دانستند که سقوط سلطنت و ریاست امرا و جبارانشان به دست قائم(علیه السلام)ما خواهد بود،به دشمنی ما پرداختند و شمشیرهای خود را در کشتن آل رسول الله و نابود کردن نسل آن حضرت به کار گرفتند به طمع اینکه به قتل قائم(علیه السلام) دست یابند.البته خداوند عزوجل نمی پذیرد که امر خود را برای یکی از ستمکاران فاش نماید.مگر آنکه نور خود را به کمال رساند هرچند که مشرکین را خوش نیاید.7 موسی(علیه السلام):خداوند در یک شب ارش را اصلاح فرمود. قائم(علیه السلام):خداند در یک شب امرش را اصلاح خواهد کرد.چنانکه در کمال الدین از حضرت امام جواد(علیه السلام)در وصف حضرت قائم(علیه السلام) روایت شده که فرمود:و به تحقیق که خداوند تبارک و تعالی امر او را دریک شب اصلاح خواهد کرد.همچنان ک هامیر کلیم خود موسی را در یک شب اصلاح فرمود که برای برگرفتن آتش برای خانواده اش رفت ولی در حالی که به پیغمبری و رسالت مبعوث شده بود بازگشت.8 موسی(علیه السلام):خداوند به منظور امتحان قومش ظهور آن حضرت را تاخیر انداخت تا کسانی که گوساله پرستیدند از کسانی که خداوند عزوجل را پرستیدند،جدا شوند. قائم(علیه السلام)نیز خداوند به همین منظور ظهورش را به تاخیر انداخته است. 1)بحارالانوار،52/318. 2)سوره شعرا،آیه 21. 3)بحارالانوار،52/328. 4)سوره قصص،آیه 81. 5)سوره اعراف،آیه 108. 6)بحارالانوار،52/351وغیبت نعمانی،238. 7)کمال الدین،2/354. 8)کمال الدین،2/377. ادامه دارد. منبع همان. |
|||
|
|
۱۶:۲۲, ۶/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
شباهت به یوشع(علیه السلام)
یوشع(علیه السلام):پس از وفات موسی (علیه السلام)منافقان امت آن حضرت با او جنگ کردند.قائم(علیه السلام):منافقان این امت با او جنگ خواهند کرد. یوشع(علیه السلام):خورشید برایش بازگشت.قائم(علیه السلام):با مهر و ماه سخن می گوید و آن ها را صدا می زند،و آن ها به او پاسخ میدهند -چنانکه علامه مجلسی در بحار از حضرت امام باقر(علیه السلام)روایت کرده که فرمود:قائم 309سال زمامداری می کند (همان قدر که اهل کهف در غارشان به سر بردند)زمین را پر از عدل و قسط خواهد کرد چنانکه پر شده باشد از ظلم و ستم،پس خداوند برای او شرق و غرب زمین را فتح خواهد نمود،و مرد م را خواهد کشت تا اینکه جز دین محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)باقی نماند،شیوه سلیمان بن داوود را پیش خواهد گرفت و خورشید و ماه را صدا می زند و اورا پاسخ می دهند،و زمین برای او نَوَردیده شود و به او وحی می آید که به امر خداوند به وحی عمل می کند.1 1)بحارالانوار،52/390. شباهت به سلیمان(علیه السلام) سلیمان(علیه السلام):داوود او را جانشین و خلیفه خود قرار داد در حالی که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود،در حدیثی از امام نهم حضرت جواد(علیه السلام)آمده که فرمود:خداوند تبارک و تعالی به داوود (علیه السلام) وحی فرمود که سلیمان را خلیفه خود سازد ،در حالی که کودک بود و چوپانی گوسفندان می کرد،عباد و علمای بنی اسرائیل این مطلب را انکار می کردند،پس خداوند تعالی وحی فرمود که:عصاهای آن افراد را بگیر و عصای سلیمان را نیز بگیر و آنها را در اتاقی بگذار و در آن اتاق را به مهر خودشان مهر کن،و چون فردا شود عصای هرکس برگ برآورد و میوه داده بود او خلیفه است،پس داوود این مطلب را به انها خبر داد ،گفتند:ما راضی و تسلیم شدیم.1 قائم(علیه السلام)را خداوند عزوجل خلیفه قرار داد و حال آنکه کودکی که تقریبا پنج ساله بود ،و در زمان حیات پدرش به سوالات سعد بن عبدالله قمی پاسخ گفت. سلیمان(علیه السلام):گفت((هَب لی مُلکاً لا یَنبَغی لاَحدٍ مِن بَعدی))2؛پروردگارا به من ملکی عنایت کن که برای هیچ کس بعد از من شایسته نباشد. از نظر کیفیت و چگونگی ،چه اینکه سلاطین جهان-همان طور که متعارف است-حکومتشان به جور و فساد است،ولی سلیمان می خواست حکومتش آن طور نباشد،ونیز سلطنت و حکومت پادشاهان و امرای زمین تنها بر انسانها است ولی حکومت سلیمان بر جن و انس و پرندگان بود،خداوند عز و جل می فرماید: ((وَحُشِرَ لِسُلیمانَ جُنُودُهُ مِنَ الجِنِّ وَ الاِنسِ وَ الطَّیرِ فَهُم یُوزَعُون))3؛و لشکریان سلیمان از جن و انس و پرندگان برایش گرد آمدند. قائم(علیه السلام)خداوند متعال ملک و حکومتی به او عنایت خواهد فرمود که برای احدی ازاولین وآخرین –از نظر کمیت و کیفیت –مانندش نبوده،اما کمیت:برای اینکه آن حضرت ما بین شرق و غرب را میگیرد-چنانکه در حدیث آمده-واما کیفیت:برای اینکه محض عدالت و و عدالت خاص است،و چون که حکومتش تمام اهل آسمانها و زمین ها را شامل میگردد. سلیمان(علیه السلام):خداوند باد را در تسخیر او قرار داده بود،خدای عزوجل می فرماید: ((فَسَخَّرنا لَهُ الرِّیحَ تَجری بِاَمرِهِ رُخاءً حَیثُ اَصابَ))4؛پس باد را به تسخی او درآوردیم تا به نرمی هر کجا خواهد به فرمان او جریان یابد. قائم(علیه السلام)نیز خداوند باد را درخدمتش قرار می دهد.چنانکه در حدیثی که در کمال الدین روایت شده امام صادق (علیه السلام)فرموده:پس خداوند تبارک و تعالی بادی بر انگیزد که در هر بیابان ندا کند:این مهدی است که به قضاوت داوود(علیه السلام) و سلیمان(علیه السلام) قضاوت می کند و بینه نمی خواهد.5 سلیمان(علیه السلام) مدتی از قومش غایب شد چنان که رئیس المحدثین شیخ صدوق در کتاب کمال الدین ضمن حدیثی روایت کرده است. قائم(علیه السلام)غیبتش طولانی تر از سلیمان است. سلیمان(علیه السلام)آفتاب برایش بازگشت. قائم(علیه السلام)آفتاب و ماه را می خواند و آنها او را پاسخ میدهند. سلیمان(علیه السلام) حشمة الله بوده. قائم(علیه السلام)نیز حشمة الله است. 1)کمال الدین،1/156. 2)سوره ص،آیه 35. 3)سوره نمل ،آیه 17. 4)سوره ص،آیه 36. 5)کمال الدین،2/671. شباهت به آصف(علیه السلام) آصف(علیه السلام) علمی از کتاب داشت. قائم(علیه السلام)علوم کتاب نزدش هست. آصف (علیه السلام)خداوند او را مدت طولانی از قومش غایب کرد،چنانکه در کمال الدین مروی است. قائم(علیه السلام)خداند متعال او را مدتی طولانی از نظرها غایب ساخته است. آصف(علیه السلام)؛ با غیبتش ابتلا و گرفتاری بنی اسرائیل سخت و شدید شد. قائم(علیه السلام)با غیبتش ابتلا و گرفتاری مومنین شدت یافته است. شباهت به جرجیس(علیه السلام) جرجیس(علیه السلام) ،خداوند مردگانی را به دعایش زنده کرد،چنانکه در بحار آمده که :زنی به خدمتش آمد و گفت:ای بنده صالح ،گاوی داشتیم که با آن امرا معاش می کردیم و آن مرده است. جرجیس(علیه السلام) می گوید به اذن خدا برخیز.پس چون آن زن این کار را کرد،آن گاو زنده شد و آن زن به خداوند ایمان آورد.1 قائم(علیه السلام)نیز خداوند مردگان را به دعایش زنده خواهد کرد. 1)بحار الانوار،14/447. شباهت به زکریا(علیه السلام) زکریا (علیه السلام)فرشتگان او را ندا کردند در حالی که به نماز ایستاده بود. قائم (علیه السلام)نیز خداوند او را مورد خطاب قرار داد،و همچنین فرشتگان در هر شب قدر او را ندا می کنند،و جبرئیل هم هنگامی که با ان حضرت بیعت می کند،دست بر دست آن حضرت می نهد و می گوید:بیعت برای خدا.این خبر را راوندی در خرایج از ابوجعفر باقر(علیه السلام)آورده است. و در حدیث مفضل که در بحار از حضرت صادق(علیه السلام)روایت شده آمده است:جبرئیل به آن حضرت عرض می کند:ای سرور من ؛فرمانت پذیرفته و دستورت اجرا می شود. زکریا در مصیبت حضرت ابا عبدالله سه روز گریه کرد. قائم(علیه السلام)نیز تمام عمر و در همه زمانش بر آن حضرت می گرید،چنانکه در زیارت ناحیه آمده:شب و روز بر تو ندبه می کنم و به جای اشک بر تو خون می گریم. ادامه دارد.. منبع همان.. |
|||
|
|
۱۱:۴۶, ۱۸/فروردین/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
شباهت به عیسی (علیه السلام) عیسی (علیه السلام)فرزند بهترین زنان زمانش می باشد. قائم(علیه السلام)نیز فرزند بهترین زنان زمانش می باشد. عیسی (علیه السلام)در شکم مادر تکلم کرده و تسبیح می گفت،چنانکه فاضل مجلسی در حاشیه مجلد پنجم بحار از طریق عامه روایت کرده است. قائم (علیه السلام)نیز در شکم مادر سخن گفته است. عیسی (علیه السلام) در کودکی در گهواره سخن می گفت. قائم(علیه السلام)نیزدر کودکی در گهواره سخن گفت،که چند روایت بر آن دلالت می کند از جمله در کمال الدین صدوق از حکیمه دختر امام محمد بن علی جواد(علیه السلام)آمده اینکه: حضرت حجت بعد از ولادتش تکلم کرد و گفت:اَشهَدُ اَن لا اِله الا الله وَحدَهُ لا شَریکَ له وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسولُ الله صَلی الله علیه و آله.سپس بر امیرالمومنین و امامان یک به یک یک درود فرستاد تا به پدرش رسید ،آنگاه لب فروبست تا اینکه روز هفتم به توحید سخن گفت و بر محمد و امامان درود فرستاد سپس این آیه را تلاوت کرد: ((بِسمِ الله الرحمن الرحیم وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الذین استُضعِفوُا فی الاَرضِ...))1؛به نام خداوند بخشنده بخشایشگر،و ما میخواهیم بر آنان که در زمین به ضعف کشانده شدند احسان کنیم... . و نیز در همان کتاب در روایت دیگری چنین آمده است که:آن حضرت هنگامی که متولد شد به سجده افتاد ودر حالی که زانو زده و دو انگشت سبابه اش را بلند کرده بود می گفت: اَشهَدُ اَن لا اِله الا الله وَ اَنَّ جَدی مُحَمَّداً رَسولُ اللهِ صَلی الله علیه و آله و َ اَنَّ اَبی امیر المومنین.سپس امامان ر ایکایک شمرده تا به خودش رسیده آن گاه گفت:خدایا وعده ام را تحقق بخش و اَمرم را به انجام رسان و گامهایم را استوار کن و زمین را بوسیله من پر از عدل و قسط فرمای. عیسی (علیه السلام)خداوند حکمت و ویژگی های نبوت را در کودکی به او عنایت فرمود. قائم(علیه السلام)نیز خداوند حکمت و ویژگی های امامت را در کودکی به حضرت عنایت کرد. عیسی (علیه السلام)را خداوند متعل به سوی خود بالا برد. قائم (علیه السلام) را نیز خداوند به سوی خود بالا برد. عیسی (علیه السلام) مردم در باره اش اختلاف کردند. قائم(علیه السلام)را نیز مردم در باره اش اختلاف کردند. عیسی (علیه السلام)به اذن خداوند مرده زنده می کرد.خداوند عزوجل از زبان او در قرآن چنین آورده: ((وَ اَحیِی المَوتی بِاِذنِ اللهِ))2؛و به اذن خداوند مردگان را زنده می کنم. و خطاب به او فرموده: ((وَ اِذ تُخرجُ المَوتی بِاِذنی))3؛ و آنگاه که تو مردگان را به اذن من از خاک بر آوری. در اینجا خوش دارم روایت لطیفی که که بر مواعظ جالبی مشتمل است و جمعی از گذشتگان صالح ما آن را ذکر کرده اند ،بیاوررم:شیخ بهایی از کسانی است که این حدیث را در کتاب الاربعین خود از امام صادق (علیه السلام)نقل کرده که فرمود: عیسی بن مریم بر روستایی گذشت که اهالی و چهارپایاین و پرندگان آن همه یکجا مرده بودند،فرمود:جز این نیست که این ها بر کیفر الهی مرده اند،اگر به طور پراکنده مرده بودند ،یکدیگر را دفن می کردند.حوارییون گفتند،ای روح و کلمه خداوند ،دعا کن خداوند ایشان را برای ما زنده کند تا به ما خبر دهند که کارهایشان چه بوده از آنها دوری کنیم.پس عیسی (علیه السلام)به درگاه خداوند دعا کرد.آنگاه از جانب آسمان ندا شنید که :آن ها را صدا کن.شب هنگام عیسی بر زمین بلندی بالا رفت و گفت:ای اهل این قریه !یکی از میان آنها پاسخ داد:لبیک یا روح الله و کلمته. فرمود:وای بر شما !کارهایتان چه بوده؟گفت:پرستش [و فرمانبری]طاغوت و محبت دنیا با ترسی اندک و آرزوی دراز و بی خبری در بازی و سرگرمی.فرمود محبت شما نسبت به دنیا چگونه بود؟گفت:مانند محبت کودک نسبت به مادرش،هرگاه به ما روی می آورد خوشحال و مسرور می شدیم و وقتی از ما روی می گرداند گریه می کردیم و اندوهگین می شدیم.حضرت عیسی(علیه السلام)فرمود:عبادت شما نسبت به طاغوت چگونه بود؟گفت:اطاعت از اهل معصیت.فرمود:سرانجام کارتان چگونه شد؟گفت:شبی با عافیت آرمیدیم،و در هاویه صبح کردیم.فرمد هاویه چیست؟گفت:سجین.فرمود سجین کدام است؟عرض کرد:کوه هایی از آتش سرخ که تا روز قیامت ما را می گدازد. فرمود :چه گفتید و به شما چه گفته شد؟عرض کرد:ما را به دنیا باز گردان که در آن زهد خواهیم کرد.به ما گفته شد دروغ می گویید.فرمود:خدا بیامرز!چگونه است که کسی غیر از تو با من حرف نزد؟عرضه داشت:ای روح الله !آن ها با لجام های آتشین به دست فرشتگان غلاظ شداد ،دهانشان بسته است.من در میان آنها بودم .ولی از خودشان نبودم ،هنگامی که عذاب نازل گشت،مرا نیز شامل شد،من بر کنار جهنم به یک تار موی آویزان هستم ،نمیدانم در آن خواهم افتاد یا نجات خواهم یافت؟پس از این گفتگو عیسی(علیه السلام)به حوارییون فرمود:ای اولیای خدا،خوردن نان خشک با نمک زبر وخوابیدن در زباله دان ها با عافیت دنیا و آخرت بسیار خوب است. (خداوند به ما کمک کند که مثل اینها دچار عذاب نشیم.بی تفاوتی در بین ماها بخصوص تهران بی داد میکند.اگر زلزله بزرگ بیاید ،بی شک تر و خشک با هم میسوزند.خدا نجاتمان دهد.... ) قائم(علیه السلام)نیز مردگان را زنده می کند به اذن خدای تعالی.در بعضی از کتابها از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که :هر گاه قائم (علیه السلام)ظهور کند،مردی از آذربایجان،استخوان پوسیده ای در دست به خدمت آن جناب می آید،و می گوید:اگر تو حجت خدا هستی دستور بده این استخوان به نطق در آید.پس به دستور حضرت،استخوان به نطق آمده می گوید:من هزار سال است که در عذاب هستم.و امیدوارم با دعای تو خداوند مرا از عذاب خلاص فرماید.پس آن مرد خواهد گفت:این سحر است.آنگاه به فرمان آن حضرت به دار آویخته می شود.و تا هفت روز بالای دار فریاد می زند:این جزای کسی است که معجزه امام را به سحر نسبت دهد.سپس می میرد. 1)کمال الدین،2/425.سوره قصص،آیه 5. 2)سوره آل عمرن،آیه 49. 3)سوره مائده،آیه 110. ادامه دارد.. منبع همان.. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ویژگیهای یاران خاص امام زمان (ع ) | heaven | 0 | 1,242 |
۳۱/فروردین/۹۱ ۰:۴۷ آخرین ارسال: heaven |
|








)
)