|
آداب و منازل توبه
|
|
۱۷:۰۹, ۱۵/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آبان/۹۰ ۹:۵۵ توسط paradise.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() با عرض سلام خدمت دوستان عزیز به امید خدا قصد دارم در این تاپیک، مطالبی پیرامون توبه و آدابش، تقدیم تان کنم. امیدوارم عمری باقی بماند و توفیق خدمت گذاری از حقیر سلب نشود. مطالب از کتاب "" تخلی "" استاد کریم محمود حقیقی نقل می شود. ایشان چهل سال شاگرد آیت الله نجابت بوده اند و آیت الله نجابت هم شاگرد جناب عارف کامل انصاری همدانی و همینطور شاگرد سید علی قاضی طباطبایی بوده اند. کتاب تخلی، قسمتی از یک مجموعه هشت جلدی ست که به «آداب و مراحل سلوک الهی» می پردازد. برای آشنایی بیشتر: دفتر اول: تخلی (در آداب و منازل توبه) - یک جلد دفتر دوم: تزکی (در تزکیه نفس از صفات ذمیمه) - یک جلد دفتر سوم: تحلّی (در آراستن دل به صفات حمیده) - دو جلد دفتر چهارم: تجلّی (در جلوه گر شدن انوار الهی) - چهار جلد این مجموعه گزیده ای از آیات قرآنی و روایات معصومین (علیهم السلام) است که به نظم و نثر پارسی و با لطایف معنوی نگاشته شده، در آینده و به مرور بخشی از مطالب کتاب تخلی را تقدیم تان خواهم کرد، ان شاء الله . . . |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۳۷, ۲۰/آذر/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه منزل پنجم: ادای حق الناس بدان که خدای کند که با مردم نیازت نیفتد که به در خانه ی خدای کریم رفتن آسان تر تا به در خانه مردم لئیم. ولی اگر حقوقی از مردم در عهده تو است چاره جز این نیست که آنها را راضی کنی و تا ایشان راضی نشوند، کار تمام نمی شود. ای سالک! شانه تاب ِ کشیدن بار خود ندارد، بار دیگران چون توان کشید؟ گذشته گذشت، با راهنمایی ها امید که این بار نیز فرو نهی ولی بیندیش که از این به بعد بار دیگری به دوش ننهی که باز گذاشتنش در توبه از هر کاری مشکل تر آید، ولی همی دان که تسویه حساب در اینجا آسان تر که آنجای. اگر حساب در اینجای فرو ننهی، اگر واقعا توبه ات راست آید و بنده صالح باشی، چون به بهشت بخواهی شدن، صاحب حقوق را مانعی بینی. گویی اینان کیانند که مرا از این منزل دلکش باز دارند؟ یکی گوید: منزل از آن توست ولی تو آبروی من بردی، آبروی بازده و به منزل رو. دیگری گوید: قبل از ورود، مال مرا ده که تو فلان مقدار به من بدهکاری. سومی گوید: در فلان روز از تو با من ظلمی رفت، حق بگذار و به خانه درآی. تو آنجا چه توانی که خدای شرط ورود به خانه را، رضایت اینان دانست. چون جز اعمال صالح چیزی نداری با این اعمال ایشان را راضی توانی کرد، ولی تا آنجا اگر دیونت آنقدر سنگین و سرمایه اندک باشد، زنجیر به گردنت اندازند و به راه جهنمت برند و چه بسا متظلمان و وام خواهان با اعمال تو راه بهشت پویند. ای نا امید و بدبخت چنین بنده ای که حسناتش همه بر باد رود، بگذار تا هرچه در این دنیا توانند، در غیابت بد گویند، چه در آن روز سرمایه ات بیش شود. حضرت علی (علیه السلام) روزی بر منبر رفت و انواع گناه را برشمرد و از جمله فرمود: گناهی که آمرزیده نشود ستم هایی ست که مردم با یکدیگر کرده اند؛ زیرا خدا سوگند یاد فرموده است به عزت و جلال خودم سوگند که ستم هیچ ستمکاری را گذشت نکنم، گو اینکه مشتی به مشتی کوبد و یا ساییدن مشتی باشد؛ برای بندگان از یکدیگر قصاص شود تا حقی از کسی بر کسی نماند. و نیز از امام صادق (علیه السلام) رسیده است که: مبادا به یکدیگر ستم و دست اندازی کنید، زیرا که از خصلت و خوی خوبان نیست. راستش این است که هرکه ستم و تعدی کند، خدا ستمش را به خودش برگرداند و باری خدا از آن ستمکش باشد. و هرکه را خدا یاری کند پیروز گردد و به ظفر خدا برسد. آیا شنیده ای که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در آخرین روزهای در یک خطبه از مردم خواست تا هرکه حسابی دارد از او بخواهد. تازیانه ای آورد و فرمود: هرکه را آزردم برخیزد و با این تازیانه قصاص کند. و اضافه کرد که: حساب در این جای به که در قبر. باری اگر قصد و اراده کرده باشد، این منزل نیز دشواری ندارد. به آسانی از آن توانی گذشت، گوش دار: اول؛ از غیبت با تو نویسم. آدمی غیبت کسی کند که او را می شناسد و یا با او آمیزش دارد، بیش از این نباشد. اگر واقعا غیبتی را به خاطر داری، از صاحبش حِلّیت خواه و اگر به یاد نداری از تمام آشنایان حلّیت خواه. با ایشان گوی خدای بخشنده است و بندگان بخشنده را دوست دارد. شاید مرا با تو حقی است و شاید تو را بر من، من تو را بخشم و تو مرا ببخش، باشد که خدای تعالی از گناه هردومان درگذرد. کمتر کسی است که درخواست تو را رد کند، دست در دستش گذار و با معانقه و دوستی از هم درگذرید. کار به همین زودی و آسانی به پایان رسد و از این به بعد بکوش تا مالک زبانت گردی و با این زبان به کسی ستم نکنی. دوم؛ دزدی اگر به یاد داری، آن را به صاحبش پرداز و اگر صریح شرمنده می شوی از دزدی نام بری، با او بگو تو این مقدار از من طلب داری. آن را بپرداز و طلب مغفرت نما. و اگر توفیق پرداخت نداری، خدمتش کن. التماسش کن تا بدانجا که تا تو را نیامرزد دست از دامنش برمداری. و اگر مالی خورده و یا برده ای و صاحبش را ندانی، باید که به مقدار ردّ مظالمی با مساکین پردازی و ثوابش را به صاحب مال در نیت هدیه کنی و از خدا برایش طلب آمرزش نمایی. و بکوش که این محاسبه را از قبل از بلوغ خود نمایی تا هیچ مظالم بر گردنت نماند. سوم؛ اگر ظلم و ستمی با کسی رفته است، هرچه در طَبَق اخلاص داری با او در میان نه، التماس کن یا ستم را جبران کند و یا ببخشد. با او بگو: همه در پیشگاه خدا ستمکاریم، بیا و مرا ببخش، باشد که خدای نیز تو را ببخشد. اگر او را آزرده ای به مانند محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تازیانه ای در پیش گذار و التماس کن تا قصاص کند. با چشم اشکبار از او خواه و خود را از این زنجیر خلاص بخش که در حدیث گذشته دیدی که خدا از ستم نگذرد. و اگر مظلوم را نیابی تا توانی در غیاب با نیت خالص در حق او حسنات تقدیم دار تا در روز رستاخیز با دامنی پر، بر او وارد شدی و در حق تو ترحم روا دارد. و درباره غیبت نیز چنین آمده است. چهارم؛ حقوق واجب شرعی است مانند خمس و زکات که اگر بر ذمه داری باید بپردازی و اگر تا کنون هیچ نپرداخته ای، در نزد حاکم شرع حساب خود را تسویه نما تا راه بر تو هموار باشد و نور غفران بتابد و شانه از زیر این بار آزاد گردد. ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۰:۳۶, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه منزل ششم: ادای فرایض در این مقام با دقت تمام قلم بردار و حساب خود رس که از بدو بلوغ تاکنون، چند فرایض در عهده توست. اگر جوانی شکر گذار، که بارت سنگین نیست و جبرانش شاید توان نمود. و اگر پیری سپاس آن گذار که تا کنون که تا کنون ایمانت نبود، خدا در آستان رفتن تو را ایمان داد. چه فرایض به ویژه نماز را آن اهمیت است که ترکش موجب کفر است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: به راستی که خدای عز و جل فرایضی مقرر کرده است که بر بنده ها لازم شده اند. پس هرکه یک فریضه از فرایض لازم شده را ترک کند و به آن عمل نکند و آن را انکار نماید، کافر باشد. و نیز در کافی است که زراره گوید: از امام صادق (علیه السلام) در معنی آیه 5 سوره مائده پرسیدم «وَ مَن یَکفُر بِالایمانِ فَقَد حَبِطَ عَمَلُهُ» ، فرمود: ترک کند عملی را که بدان اعتراف نموده از این بابت است اینکه ترک کند نماز را نه از برای بیماری و نه از اشتغال به کاری. خوب با این چند حدیث، دانستی که در گذشته در حقیقت کافر بودی، چه سپاس از این شایسته تر که در زمره مومنان برآمدی، حال برای ایام گذشته بکوش. تقویمی بردار و چون حسابِ بده را کردی، از امروز مشغول شو تا بار از دوشت فرو افتد. هر شبانه روز به هر قدر توان داری مشغول ادای قضای فرایض باش. خواه نماز و خواه روزه. در آخر سال یادداشت تقویم را برآور و آنچه در این سال بگذاشتی، از بده کل کم نما. اگر در این کار باشی و عمرت کفاف انجام کار نداد، خدای رحمان تو را قول داده که از گناهت درگذرد، آنجا که فرمود: وَمَن يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً وَمَن يَخْرُجْ مِن بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَكَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا و هر كه در راه خدا هجرت كند در زمين اقامتگاههاى فراوان و گشايشها خواهد يافت و هر كس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پيامبر او از خانهاش به درآيد سپس مرگش دررسد پاداش او قطعا بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است. نساء 100 و اگر به کسی نیز بدهی داری، پرداخت آن را از فرایض دان، مشغول شو تا بده او را بپردازی... باری به شهری مستخدم مدرسه ای را دیدم که همه با او احترام بیش از حد گذارند. سببش پرسیدم. مرا گفتند که: او از تجار معروف این شهر بود و چون ورشکست شد روزها مستخدمی کند و شبها در میهمانخانه ای به آشپزی پردازد ئ غرض از این کار، پرداختن بدهیش باشد. در اواخر عمر از وضعش جویا شدم. گفت به حمدالله تمام بدهی خود را پرداختم. این است داستان آنکس که قصد رحمت او کند و لذت توبه دریابد که خارها گلزار شود و رنجها گنج. شاید در تاریخ علوم شنیده باشی که فلان سی سال رنج برده تا اسرار زندگی موران دریابد و یا چهل سال تحقیق کرده تا فلان خط فراموش شده را باز خواند. تو این کار در حق سعادت خود کن و ستمی که با خود داشته ای، به رنج آی و جبران آن کن، بر خویشتن رحم نما که این سجده ها تو را گامهای قرب باشد و این روزها از آن گوشت و پوستهای به حرام روییده، بکاهد و جان تو را مطهر نماید. ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۹:۵۴, ۱۰/دی/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه منزل هفتم: استقامت در توبه إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ بىگمان كسانى كه گويند پروردگار ما خداوند است، سپس پايدارى ورزند، فرشتگان بر آنان نازل شوند [و گويند] كه مترسيد و اندوهگين مباشيد و مژده باد شما را به بهشتى كه به شما وعده داده بودند فصلت 30 خواهی که همچون پیامبران، بر تو فرشتگان خدا نازل شوند، در این آیه بنگر که چون بنده با خدا پیمان بست که جز او را به خدایی نپذیرد و روی از کوی او برندارد، بدانجایش برد که فرشتگان با او سخن گویند و این مقام در ظل مقاومت و پایداری به چنگ آید. چند خواهی که چون لنگر ساعت، آمد و شد کنی، همچون عقربه باش که هیچوقت به عقب بازنگردد. این راه نه راه بازی است که راه سربازی است. رهرو منزل عشقیم و ز صحرای عدم تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم ذرات جهان همه میروند و ستارگان همه در حرکتند. وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ و هر كدام از آنها در مسير خود شناورند یس 40 تو در این گردش چون ایستی که پیامبر فرمود: هرکس دو روزش مساوی باشد زیانکار است تا چه رسد که به عقب باز گردد. تو وعده بازگشت به سوی پروردگار خود دادی. رجوع به دوست، این پیمان تو بود. مگر با خدای سر بازی داری؟ نه نه هر روز با او زمزمه کن: از تو ای دوست نگسلم پیوند ور به تیغم بُرند بند از بند الحق ارزان بود ز ما صد جان وز دهان تو نیم شکر خند ما را از این کوی روی باز آمدن نیست. جای دیگر نشناسیم که به آنجا رویم. طبیبی دیگر نداشتیم تا بر دردهای خویش رو به او آوریم. « الهی هَل یَرجعُ العَبدُ الابقُ الا الی مولاه اَم هل یُجیرُهُ مِن سَخَطِهِ احد سِواه » « خداوندا بنده گریخته را جز خانه مولا مرجعی است؟ و یا از خشم و غضب مولایش جز ساحت او پناهگاهی دارد؟ » مناجات التائبین امام سجاد (علیه السلام) با خود بازگوی: گر تیغ بارد در کوی آن ماه گردن نهادیم، الحکم لله راوی گوید از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم از آیه « توبوا الی الله توبة نصوحا » مراد چه توبه ای است؟ فرمود: « یعنی بنده از گناه توبه کند و بدان بازنگردد » آنان که توبه کنند و بازگردند گویی خویشتن را به مسخره گرفتند. چند خواهی که با خدای خویش بگویی می آیم و پشت کنی؟ این زبان بگذار و با دل آی. بر این حدیث بنگر: جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) می فرمود: « توبه کار از گناه چون بی گناه است و آن توبه کار که به گناه اندر است، با زبان آمرزشخواه مسخره کننده است » و کاری کن که تو را بر این درگاه روی آمدن باشد . . . مکن کاری که بر پا سنگت آیو جهان با این فراخی تنگت آیو چو فردا نومه خونون نومه خونند تو را از نومه خواندن ننگت آیو بر این استقامت، یاری هم از او خواه که ناصر و معین اوست . . . گر بُرند از پی سوداش سر من چو قلم بتراشم سری از نو بکشم سودایش و همی بازدان که اگر این استقامت نبود، هیچ مقام نبود و تو همچون بیدی که به هر باد بلرزی و به مانند آن کاهی که با هر خاشاک همی روی. این راه، کوه مردان خواهد، نه کاه صفتان. وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثا و مانند آن [زنى] كه رشته خود را پس از محكم بافتن [يكى يكى] از هم مىگسست مباشيد نحل 92 هر آن سالک که در این منزل استوار ماند، امید ترقی و سعادت داشته باشد، و همی دان که بیشتر مردم تا همینجا بیایند و در این منزل در مانند و گهگاه از این منزل فرود آیند. تو ای عزیز بر آن باش تا از اینجا درگذری که هنوز اول قدم است. اگر اینجا فرومانی به ساحت کبریای ذوالجلال چون درآیی؟ و بر سرا پرده « مَقعَدِ صِدق عند مَلیک مُقتدر » چگونه باریابی؟ و در این منزل تو را بیازمایند تا در استقامت چون باشی و تو باید که از ذلت و لغزش بازمانی ان شاء الله، که استقامت در راه کار خوبان است. نشنیدی که چون سوره هود نازل شد، محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: این سوره مرا پیر کرد. سوال شد: چه در سوره بود که به رنج افتادی؟ فرمود: فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ پس همچنانكه دستور يافتهاى پايدارى كن و نيز هر كس كه با تو روى به سوى خداوند آورده است [چنين كند] هود112 و استقامت او نه در برابر گناه بود بلکه برای من و تو، درس مقاومت و پایداری توان بود. یکی از بزرگان این قرن در صحن نجف اشرف بر سر سجاده نشسته و با دل زمزمه داشت که بیست سال است بر این در می کوبد و کسی نمی گشاید و عمر دارد به آخر می رسد. در این فکر و اندیشه بود که چشمش متوجه کبوتری شد که نان خشکی به منقار داشت و در برابرش نشست و بر آن، منقار کوبید. بیست و چهار بار با منقار بر آن نان زد تا در آخر نان را متلاشی کرد، مشغول تناول شد. با خود گفت: این درسی از غیب بود. و درست در سال بیست و چهارم سلوکش درها بر او باز شد و وصال آغاز. تو نیز سر دوست داشته باش که مقصد اوست. از این سوی روی برنتوان تافت و وجودی جز او نتوان یافت. گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زآن در برون آید سری سایه حق بر سر بنده بود عاقبت جوینده یابنده بود بار پروردگارا... دیده ام دادی نور روی تو دیدم، شامه ام دادی مشام کوی تو شنیدم، از آن روز که دلم دادی دلبری جز تو نیافتم، و از آن یوم که جانم دادی جانانی جز تو نگزیدم. سر به راهت آورم سر به راهم دار. بنده توام بر این بندم نگه دار. من از این بند نخواهم به در آمد همه عمر بند پایی که به دست تو بود تاج سر است ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۲۰:۴۹, ۱۳/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/دی/۹۰ ۲۰:۳۶ توسط paradise.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه منزل هشتم: سوز و گداز
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر سوز به اشک دیده و خون جگر طهارت کرد دل، زنگ گناه زد و جان کدورت فراق یافت. دانی این زنگ را چه بشوید؟ اشک چشم و این کدورت را گرمی عشق. با آن سردی از ره افتادی، با گرمی به راه آی. با بی دردی از جان و جانان بریدی، با درد روی بدو آر. با لبخند به استقبال شقاوت رفتی، با گریه به دیدار سعادت شتاب. وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقّ و هر زمان آياتي را كه بر پيامبر نازل شده بشنوند چشمهاي آنها را ميبيني كه (از شوق) اشك ميريزد بخاطر حقيقتي را كه دريافته اند مائده 83 از دار وصال سفر کردی و از لقای معشوق گریختی، اکنونت لازم است که زمزمه کنی: ز شوق یار و دیار آنچنان بگریم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازم عشق وصال داری و شب تا صبح بر بستر ناز خوابت آید؟ زهی خیال باطل! نشنیده ای که با کلیمش موسی (علیه السلام) فرمود: « دروغ می گوید کسی که گمان برد خدا را دوست دارد ولی چون تاریکی شب برآید، خواب را بر حضورم ترجیح دهد. » از اشکت چه باک، که این زنگ خورده جز به استغفار پاک نگردد. از سوزت چه رنج، که این گنج جز با سوز به چنگ نیاید. پیامبر گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرماید: « مومنی نیست که از چشمش به قدر بال مگسی اشک بیرون جَسته و به صورتش برسد جز اینکه خدای تعالی او را بر آتش جهنم حرام کند. » ای خوش غم عشقش که در دل گرمی زاید، و ای شاد، گریه وصلش که در شوره زار چشم، گلعذار دیدار رویاند. خرم آن دل که از غم بهره ور بی به آن دل وای کز غم بی خبر بی به بازار محبت نقد رایج کسی داره که او دل سوته تر بی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: « چشمی که از خوف خدا گریه کند، آتش را نخواهد دید. » در کودکی شاید تو را آمده باشد که از خانه رانده شدی. حلقه بر در کوفتی، در نگشودند. باز آمدی و حلقه کوفتی و التماس کردی، در گشاده نشد. شب فرا رسید و از رنج تاریکی به گریه افتادی، صدای گریه ات را مادر تاب نداشت. به خانه ات آوردند و رویت بوسیدند و از تیرگی به روشنی اندر آمدی. دانی این گشایش از کجا یافتی؟ این گشایش از اشک بود و این محبت از آن مِحنت. از حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منقول است که: « هیچ قطره را خدا محبوب تر از قطره اشکی که از خوفش فرود آید، نمی داند. و بنده ای نیست که از خوف خدا گریه کند جز اینکه از شراب بهشتی سیراب شود. و گریه اش به خنده و شادمانی بهشت تبدیل نگردد و هیچ چشمی پر از اشک نگردد مگر اینکه خداوند بدن صاحبش را بر آتش حرام کند. » اگر سوزی خداوند نصیب فرمود و اگر اشکی بر رخسارت جاری شد، قدر وقت بدان و آنچه خواهی از او بخواه که نیکو فرصتی آمد، که اشکِ راه او رودخانه ای است که تو جان و دل را در آن بشویی. و این دانه ها از مرواریدهای غلطان تو را خوشتر آید. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « همین که پوست بدنت جمع شد و چشمهایت اشک ریخت و قلبت طپید، به هوش باش که مقصد و مقصودت مورد توجه واقع شده. » تا نپنداری که توبه با یک استغفار تمام آید، به فرمایش امام علی (علیه السلام) به نظر تحقیق بنگر، در نهج البلاغه چنین آمده: شخصی نزد امیر المومنین علی (علیه السلام) گفت: استغفر الله ؛ آن حضرت فرمود: « مادرت به عزایت بنشیند، آیا می دانی استغفار چیست؟ استغفار، حقیقتی است که در درجه علیین قرار گرفته است و شش معنی را باید در آن مذکور کنی: اول: پشیمانی از آنچه گذشت. دوم: تصمیم قطعی به اینکه دیگر بسوی گذشته بازنگردی. سوم: حقوق مردم را بسوی خودشان بازگردانی تا خدا را صاف و بی غش و بدون اینکه در گردنت زنجیری از حقوق مردم، بسته شده باشد، ملاقات کنی. چهارم: تصمیم بگیری تمام واجباتی را که ضایع کرده ای، به جا آورده و حق آنها را ادا کنی. پنجم: تصمیم بگیری آن گوشت بدنت را که از حرام روییده با اندوه و غم آب کنی، تا بدانجا که پوستت به استخوان بچسبد و از نو گوشت حلال به جای آن بروید. ششم: شکنجه و ریاضت عبادت را به بدنت بچشانی، چنان که شیرینی معصیت را به آن چشانیده بودی. پس از این است که تو شایستگی پیدا کرده ای که استغفار بگویی. » در حدیثی که رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با ابوذر اندرزی چند داد، چنین آمده است: « ای ابوذر، پروردگارم مرا خبر داد، که به عزت و جلالم سوگند که عابدان نمی یابند از هیچ عملی، آنچه از گریه می یابند از ثواب و قرب. به راستی که در اعلا مراتب بهشت، در جوار پیامبران و مقربان، قصری برای ایشان بنا کنم که هیچکس در این مرتبه با ایشان شریک نباشد. ابوذر سوال کرد: کدامیک از مومنین زیرک تر و عاقل تر است؟ فرمود: آنان که یاد مرگ بیشتر کنند و آمادگی آن را نیکوتر آیند. ای ابوذر، چون نور در دل آدمی آید، آن دل گشاده و فراخ گردد. ابوذر پرسید: این را چه نشان است؟ فرمود: نشان آنکه دل آدمی میل به سرای آخرت دارد که جاودان است و رجوع به کارهایی که در آنجا به کار آید و از کارهای دنیا پهلو تهی کند که اینجا خانه فریب است و مکر و غفلت، و مهیا کند خود را برای مرگ پیش از رسیدنش. » فی الجمله تائبی که مدتی در فراق مانده و هم اکنون رایحه وصال شنیده، برای شوق وصال آنچنان در تب و تاب افتد که یک دم روی باز پس نیارد. گاه گریه شوق کند و زمانی بر غفلت، گذشته و آنچه روی داد دل شکسته دارد که بخشی از عمر به بطالت همی رفت و سرمایه از دست بشد و هم اکنون دیگر به غفلت و تلف کردن وقت و عمر را به بطلان کشیدن تن نمی دهد. از هرزگان می برد و به زی خوبان درآید و همه جا میل دارد که یاد او را فرو نگذارد. در بیداری تا تواند به ذکر پردازد و شبها تا اضطرار نیاید، سر به بالین ننهد. بی تو بالین سیه مار به چشمم بی تو روزان شو تار به چشمم بی تو هرگه شوم اندر گلستان گلستان سر بسر خاره به چشمم و بالاخره توبه را با طراوت سوز و اشک صفایی بخشید، تا مورد عفو و رحمت پروردگار قرار گیرد. من هم از بهر خداوند غفور می زنم بر در به امیدش سحور می ستاند قطره چندی ز اشک می دهد کوثر که آرد قند رشک می ستاند آه پر سودا و دود می دهد هر آه را صد گنج و سود ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۲۰:۴۸, ۱۹/دی/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
به نام خدا منازل توبه منزل نهم: غنیمت وقت و جبران گذشته
ای تائب عزیز، حال که لذت بازگشت را دریافتی، حساب آن کن که چند ایام کودکی بود و چند روزهای غفلت و چند دیگر باقی است. در این حساب آنچه واقعیت دارد، گذشته است و آنچه واقیعتش معلوم نیست، آینده هاست. حتی در هر روز ندانی که غروب آن را درخواهی یافت یا نه؟ يُرْسِلُ عَلَيْكُم حَفَظَةً حَتَّىَ إِذَا جَاء أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لاَ يُفَرِّطُونَ مراقباني بر شما ميفرستد، تا زماني كه يكي از شما را مرگ فرا رسد فرستادگان ما جان او را ميگيرند و آنها (در نگاهداري حساب اعمال بندگان) كوتاهي نميكنند. انعام 61 چه دانی که این وعده هم امروز باشد. آنچه در دست تو است، همین دم است. باری این دم هاست که ساعات و این ساعات است که روزها و این روزهاست که ماه ها و این ماه هاست که سالها و این سالهاست که عمر را سازد. تو اگر خواهی که عمر را غنیمت دانی، دم ها را غنیمت دان. « الطُرُق اِلَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائق » راه های بسوی خدا به عدد نفوس مردمان است؛ بعضی انفاس را جمع نَفَس خوانده اند که معنی جالبتر دهد و آن چنین است که: در هر دم راهی بسوی خدا توان یافت، آن راهی که در دم دیگر وجود ندارد. چون هر راه مربوط به دمی بود و از این رو زمان را قضا نیست. اگر فردا تو را حالی روی نمود و قربی حاصل آمد، ویژه آن دم بود که اگر جهانی از تو باشد و تو را برای بازگشت یک دم انفاق آید، آن دم باز نیاید. عمری به بی حاصلی بگذشت. گذشته را چه چاره حال را دریاب. ای خدای با عطای با وفا رحم کن بر عمر رفته در جفا داد حق عمری که هر روزی از او کس نداند قیمت آن را جز او خرج کردم عمر خود را دم به دم در دمیدم جمله را در زیر و بم همچنین در گریه و در ناله من می شمارم جرم چندین ساله من اگر کارگری روزی 5 متر پارچه می بافد و در پایان ماه مزد می گیرد و 20 روز را کارگر به لهو گذرانیده، ده روز مانده را نمی تواند روزی 5 متر ببافد. اگر روزی 15متر محصول کارش باشد، جبران این دو دهه را توان نمود. حال به خود آی که آنچه مانده بر تو یک زندگانی متعادل نباشد تو وامانده ای. چون خواهی که با این واماندگان ره پیمایی؟ راه دراز را با پای لنگ نتوان رفت. پای افزار محکم بند و قدم استوار نه و به سرعت بیفزا تا گذشته جبران گردد و خامی ها پخته شود و غفلت ها معرفت. ای عزیز! داروی غفلت، یاد مرگ است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: « یادآوری مرگ، شهوت را در نفس می کُشد و ریشه های غفلت زای آن را خشک می نماید. آثار هوا و هوس را از بین می برد و آتش حرص به دنیا را خاموش می سازد. دنیا را در چشم آدمی حقیر و بی ارزش جلوه دهد و همه این معانی در جمله ای که رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود نهفته است: ساعتی تفکر به از عبادت یکسال است. و این هنگامی برای تو متحقق می شود که به وسیله آن فکر، بندهای خیمه های دنیا را که به دورت پیچیده از خود بگشایی و به جای آن بندهای آخرت بربندی. اگر یاد مرگ چنینت کند مسلم رحمت خدا بر تو نازل شود». علامت توبه صادق آن بود که نه تنها از مرگ نهراسد، بلکه عاشق آن باشد؛ زیرا خداوند فرمود: تائب را دوست دارد، تو نیز باید او را دوست داشته باشی « یُحِبُّهُم و یُحِبُّونَه » حال در نگر که تا چند عاشق لقای او هستی و عشق حق را با خود در این ترازو بر سنج که پیامبرش فرمود: « هر آنکس دوست دارد دیدار پروردگار را، خداوند دوست دارد دیدارش را. و هر آنکس زشت دارد دیدارش را، خدا او را زشت دارد». بگوش باش تا در این ایامی چند که مانده، به دنیا و لهو آن مشغول نشوی و جز با ضرر و زیان آخرت خود را سرگرم ننمایی و اوقات بیشتر در جبران مافات پردازی و ذخیره برگیری که پایان شب است و ساعات روز نزدیک. که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: « به یاد آورید از بین برندۀ لذات را. سوال شد آن چیست یا رسول الله؟ فرمود آن مرگ بود که اگر بنده ای در هنگام وسعت آن را یاد کند، دنیا برایش سنگینی کند و اگر هنگام شدت و سختی آن را یاد کنند، دنیا در نظر وسعت یابد ». چه خواهی اگر بنده را این آگهی بود که از آلودگی ها پاک شد و از این منزل به پاکی بیرون رود، او را چه غم بود؟ الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ كسانى [از مؤمنان] كه پاكند چون فرشتگان جانشان را بگيرند گويند سلام بر شما، به خاطر كار و كردارتان وارد بهشت شويد نحل32 این پایان چه ماند با آن سرانجام که داستانت آن بود که: الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ ... فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ كسانى كه فرشتگان جانشان را مىگيرند و آنان بر خود ستم روا داشتهاند ... اكنون از درهاي جهنم وارد شويد در حالي كه جاودانه در آن خواهيد بود، چه جاي بدي است جايگاه مستكبران؟! نحل 28 و 29 این آخرین منزل این جای و اولین منزل آن جهان است. این جای، جای رفتن، و آن جای، جای ماندن. اینجای را غرور است و آن جای را خلود. امام صادق (علیه السلام) فرمود: « نزدیکترین چیز به آدمی مرگ است، در حالی که او آن را دورترین چیز می داند. نمی داند که با این تصور به نفس خویش ستم می کند و اخلاق نیک خود را ضعیف می گرداند. در مرگ نجات مخلصین و هلاک گنه کاران است. و از این رو مشتاق است آنکه آماده آن است و بیزار است آنکه آماده آن نیست ». شیفتگان لقای پروردگار را آنسان اشتیاق وصل هست که حضرت علی (علیه السلام) در خطبه همام می فرماید: « اگر اجل معین که خدا برایشان تعیین کرده نمی بود، از شوق حتی یک لمحه جانشان در کالبدشان مستقر نمی ماند ». و مراد از یاد مرگ آن یادی است که تو را سازنده باشد یعنی با آن یاد از چسبندگی تو به دنیا کاسته شده و به تهیه توشه راه پردازی نه همچون پیرزنان فقط در انتظار مرگ اشک باری که پیامبر فرمود: « زیرک آن کس است که نفس خود را در فرمان آرد و برای پس از مرگ کار کند ». لحظه ای که در آن یادی از خدا توان چون به لهو و غیبت و دروغ بگذرد و ساعتی که در آن ذکری، نمازی، قرآنی توان خواندن چه زشت که به بیکاری و لغو و سرگردانی به سر آید. روزی که در آن کاری توان کرد و توشه ای برگرفت چرا به بی هدفی گذراند؟ و این حدیث را برای گشادگی دلت و روشنی چشمت یاد آر، محمد بن مسلم گفت که امام محمد باقر (علیه السلام) فرمود: « گناهان مومن که از آن توبه کرده آمرزیده است و باید برای آینده پس از توبه و آمرزش کار خوب کند و این فضیلت نیست مگر برای آنها که ایمان دارند. من گفتم: اگر بعد از توبه باز گناه کند و باز توبه کند؟ فرمود: ای محمد بن مسلم تو پنداری که بنده مومن از گناه خود پشیمان گردد و از آن آمرزش خواهد و توبه کند سپس خدا توبه اش را نپذیرد؟ گفتم: راستش این است که چند بار این کار را کرده است. فرمود: هر آنچه که مومن به آمرزش خواهی و توبه بازگردد، خداوند به آمرزش او بر می گردد و از این روست که خدا پر آمرزنده و مهربان است. توبه را می پذیرد و از بدکرداریها در می گذرد. مبادا تو مومنان را از رحمت خدا نومید سازی ». ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۷:۳۱, ۱۱/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
به نام خدا آداب و منازل توبه
منزل دهم: مراقبه و محاسبه
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ اي كساني كه ايمان آورده ايد! از مخالفت خدا بپرهيزيد، و هر انساني بايد بنگرد تا چه چيز را براي فردايش از پيش فرستاده، و از خدا بپرهيزيد كه خداوند از آنچه انجام ميدهيد آگاه است. حشر 18 دریغ آدمی را که او را وعده روزی دنیا آمده و هیچش از گرسنگی نگفته اند ولی همه ماه حساب دخل و خرجش کند، و در کنار وعید بهشت، وعده جهنمش داده اند و هیچ حساب دخل و خرج ان سرای ننماید. با آنکه داند که فقر دنیا را پایانی ست و فقر آخرت را پایان نه. فقر این سرای را جبران هست و فقر آن سرای را جبران نه، که: وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ اگر ستمكاران تمام آنچه را روي زمين است مالك باشند، و همانند آن بر آن افزوده شود حاضرند همه را فدا كنند تا از عذاب شديد روز قيامت رهائي يابند، و از سوي خدا براي آنها اموري ظاهر ميشود كه هرگز گمان نميكردند. زمر 47 امام کاظم (علیه السلام) فرمود: « از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نکند و اگر کار خوب کرده است، از خدا فزونی آن را خواهد و اگر کار بدی کرده است، از خدا آمرزش آن را خواهد و از آن توبه کند. » ای عزیز! تو در آن کارگاهی که کارآگاهانش از کلمه ای نگذرند و حساب گرانش از ذره ای فرونمانند و جاسوسانش از خبری غافل نشوند. چه اندیشیده ای، برخوان: مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ [آدمى] سخنى به زبان نمى آورد، مگر آنكه نگهبان حاضر و ناظرى نزد اوست ق 18 ای جان عزیز! این جای دار عمل است، آنجای دار حساب که چون دفترت گشاده گردد به شگفت آیی که یک ذره عمل از کردارت در آن فروگذار نشده و ازین رو روز قیامت را روز حساب نامیده اند. هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسَابِ اين چيزي است كه براي روز حساب به شما وعده داده ميشود (وعده اي تخلف ناپذير). ص 53 هر روز را در تقویم سال حساب روز و هر ماه را حساب ماه و هر سال را حساب سال نما تا بدانی سالی را که پشت سر نهاده ای چگونه گذرانیده ای. این کار بر خود شناسی تو یاری کند. هر روز که از در آمد بر او سلام کن و مقدمش را گرامی دار. و هر شب نیز، زیرا این روز و شبهاست که بهشت یا جهنم تو را می سازند. بر این سخن امام صادق (علیه السلام) بنگر: « چون روز آید گوید ای آدمیزاد در مدت من کار خوبی کن تا من در روز رستاخیز نزد پروردگارت بر تو گواهی دهم؛ زیرا من پیش از این نزد تو نیامدم و پس از این نیز نیایم و چون شب آید نیز همین گوید. » بگذار تا این شبان و روزان از کنارت با دامنی گل و ریحان روند، نه از تو خار و مار برگیرند. و روزی که پرده ها بردارند و رازها آشکار کنند، ذخائرت را به دامنت ریزند و آن روز است که از این توشه بار زندگی ندانی رو کجا کنی و فریاد برآوری که اَینَ المَفَر. گریزگاه کجاست؟ شاید دانی که پیامبر به اصحاب دستور داد در بیابان هیزم آورند، گفتند: یا رسول الله، اینجا درخت و گیاهی نیست تا هیزم آوریم. فرمود: بروید ولو خاربنی جمع آورید. چون همه به کاوش پرداختند، دیری نپایید که تلّی از هیزم اندوخته شد. آنگاه رسول خدا فرمود: « گناهان اینگونه در اندوزند. » آه چه بینی بر هر گناه به چشم کم نگری. در برخورد با گناه با عجله گویی این صغیره است. این کار در برابر گناه دیگران چیزی نیست. ناگاه چشم باز کنی و کوهی از گناه پیش روی بینی. آن روز با این وبال چه کنی و چه سازی. امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود: « آنچه در قیامت سودمند باشد کوچک نباشد و آنچه هم در قیامت زیان رساند کوچک شمرده نشود. » تو از ترک مکروهات و عمل به مستحبات چون گذری؟ خیری در برابرت قرار گرفته است. از آن چرا توشه برنگیری و بر دفتر عملت نیفزایی. همه اینها تو را نور دهد، تا آن روز که بر خدا وارد شوی چهره ای منور تر از مهر و ماه داشته باشی. مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد هنگام درو گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید گفت با آن همه از سابقه نومید مشو گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک از فروغ تو به خورشید رسد صد پرتو ای عزیز! اینجا اگر توشه کم آید وام توان گرفت، آنجا از که وام خواهی؟ یکی سبکسر می گفت: دیده ام که هرکس نماز را ترک کند، در هنگام مرگ تشنه از دنیا رود. من عمری برای جرعه ای آب نماز خوانم؟ در آن دم گویم جرعه ای آب در کامم ریزید. این بیچاره را خبری از تشنگی بی توشه نبود که این تشنگی را به هیچ آبی فرو نتوان نشاند و این فقر را با هیچ زادی غنا نتوان کرد. آنان که تشنه از این جهان رفتند، تا ابد تشنه اند و آنان که غنی رفتند، تا ابد بی نیاز. نشنیدی که فرمود: « اَلدُّنیا مَزرَعَةُ الاخِرَة » در این مزرعه چه کشتی تا خرمن بری؟ اینجا بی خرمنان خوشه چینند و آنجای خوشه ای کس به کس ندهد. ایها الناس جهان جای تن آسایی نیست مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر حَیَوان را خبر از عالم انسانی نیست حاصل عمر تلف کرده و ایام به لهو گذرانیده بجز حیف و پشیمانی نیست و نیز در خبر آمده است که « حاسِبوا قَبلَ اَن تُحاسَبوا » حساب خود کنید قبل از آنکه به حسابتان برسند و اگر نیامده بود تو را در این مورد جز این آیت: وَنَضَعُ الْمَوَازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئًا وَإِن كَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنَا بِهَا وَكَفَى بِنَا حَاسِبِينَ ما ترازوهاي عدل را در روز قيامت نصب ميكنيم، لذا به هيچكس کمترين ستمي نميشود، و اگر به مقدار سنگيني يكدانه خردل (كار نيك و بدي باشد) ما آنرا حاضر ميكنيم، و كافي است كه ما حساب كننده باشيم. انبیاء 47 باید هر روز از ترس به لرزه درآیی و بیندیشی که در محضر کسی هستی که او روزی خود حسابگر تو است. او تو را هم اکنون می بیند و تو از او شرم نداری. و اگر بر این دستور بنگری که فرمود: وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ و هر انساني بايد بنگرد تا چه چيز را براي فردايش از پيش فرستاده حشر 18 آدمی باید در هر شب که به بستر رود، به حساب کار روز خود برسد و اگر در آن روز او را گناهی بوده، شب سر بر بالین ننهد تا توبه کند و اگر تواند جبران کند، چه داند بسا این سر که به بالین رفت دیگر برنیاید و این خواب را دیگر بیداری نباشد! چند خفته را شنیدی که دیگر سر برنداشت و چند بیدار را دیدی که سر بر بالین ننهاد جز در بستر قبر. بر تو که بنده تائب خدا شده ای و به دریای توبه شستشو کرده ای، سزد که نفس را همه روزه تحت مراقبت آوری و از او حساب کشی و معیّت رب الارباب را با خود از یاد نبری و از روز حساب و کمی اعمال و فقر ابدی بیندیشی. ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
|
۱۹:۱۰, ۱۷/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
به نام خدا زینت تائب ای تائب عزیز! اکنون که این ده منزل به سر آمد، به ساحت قرب خدای ان شاء الله درآمدی. همی دان که خداوند توّاب، ذکر تو و عبادت و راز و نیاز تو را دوست دارد. بر آنچه گفته می شود ممارست داشته باش تا قدمهای تو را خداوند در توبه استوار دارد و راه بازگشت به گناه را بر تو بندد. * نخست در هر شبانه روز هروقت که با حالت سازگارتر است رو به قبله بنشین و با توجه ذکری از استغفار همی خوان و بهترین آن استغفار ماه مبارک رجب است و آن این است: « اَستَغفِرُ اللهَ ذُوالجَلالِ وَالاِکرام ِ مِن جَمیع ِ الذُّنوب ِ وَ الاثام ِ » آمرزش جویم از خداوند صاحب عظمت و کرم ها از جمیع گناهان و لغزشهایم * دیگر آنکه سعی کن بر نافله شب عادت کنی و به نماز شب برخیزی که بهترین وقت آمرزش بندگان گنه کار، سحر است. تا بدانجا که برای گناه یزید لعین، امام سجاد (علیه السلام) نماز شب را توصیه می نماید، تو را هرچند گناه باشد به پلیدی او نمیرسی. * هروقت تو را حالی رو نمود به مقتضای حال تو بهترین ادعیه «مناجات التائبین» است که در هر شبانه روز با توجه به وسیله این کلمات با خدای راز و نیاز داشته باش. از اسماء الله با ذکر «یا غفار» عشق ورز و در راه و بستر و نشست و برخاست خدای را با این نام بخوان. * اگر توفیق دست داد به زیارت تربت پاک حسین (علیه السلام) روی آور که نهر غفران او همه آلودگیها را از تو بزداید. و اگر توفیقی دست نداد در مجالسی که یاد حسین (علیه السلام) می شود شرکت جوی و سعی کن بر مصیبت آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بویژه حسین بن علی (علیه السلام) اشکت جاری گردد. بر این در نیز وسیله جوی از آنان که آبرویی دارند، که ما آبروی ریختیم، دست در دست آبروداران باید نهاد. أُولَئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ آنها كساني هستند كه خودشان وسيله اي (براي تقرب) به پروردگارشان ميطلبند، وسيله اي هر چه نزديكتر، و به رحمت او اميدوارند و از عذاب او ميترسند اسراء 57 * و نیز اگر توفیقی حاصل آید سجده یونسیه را بعد از نماز غفیله رها مکن که آن کبریت احمر است. در هر صورت به هرگونه ذکر استغفاری خود را بیارایید که امام صادق (علیه السلام) فرمود: « چون بنده استغفار بسیار کند صحیفه عملش که بالا می رود، می درخشد و نور می دهد » و نیز منقول است که حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در هر روز هفتاد مرتبه می فرمود: اَستَغفِرُ الله و هفتاد بار می فرمود: اَتوبُ الی الله ، در هر صورت تا پایان عمر روزی مباد که با ذکر استغفار خود را شستشو ندهی. * و دیگر به اعمال شب تا مدتی خواندن سوره المؤمن را بیفزای که امام باقر (علیه السلام) فرمود: « هرکه سوره مؤمن را در هر شب بخواند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را بیامرزد و ایمان را از او سلب ننماید و آخرت او را بهتر از دنیا گرداند » و بعد از نمازهای واجب بر سجده رود و صد مرتبه عفواً عفواً گوید و روی هم رفته در کنف حمایت حق تعالی وارد شود و همه دم از او بخواهد که او را وانگذارد زیرا: إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّيَ به راستی که نفس اماره امر به بدی کند مگر خدایم رحم نماید یوسف 53 و در کوی دوست رها نکند که برای رستگاری دری دیگر نیست. غم عشقت ز گنج رایگان به وصال تو ز عمر جاودان به کفی از خاک کویت در حقیقت خدا دونه که از کون و مکان به ای عزیز، اینک داستانی شنو: غلام خیانتکار و مولا کریم پادشاهی، بزرگی را با قهر به حضور آورد و تعرض روا داشت، که شنوده ام از پادشاه پیش، گنجی به امانت در نزد تو است. آن را بازده یا تو را می کشم. مرد انکار کرد و بعد التماس نمود که این مطلب را از که شنیده ای؟ وی غلام سیاهی را از پرده به در آورد و نشان داد که او این خبر آورده. تا چشم مرد به غلام افتاد گفت: ای امیر! این غلام من است، او را آزاد کردم و هزار دینار سرمایه دادم که به تجارت پردازد، نیمه ای از آن خودش باشد و نیمی مرا آرد. سالی ست برفته و از او خبر نیامده و حال در قصد جان من شده است. پادشاه از غلام پرسید. گفت: راستش این است که چون من سرمایه به باد دادم، پیش او خجل بودم که بازگشت کنم، به فکر افتادم که با این تهمت او را از بین ببرم. پادشاه دستور داد چوب آورند تا غلام را بزنند و غلام به لابه افتاد. مرد دلش بر غلام بسوخت و گفت: من ای امیر، او را بخشیدم. غلام بر دستهایش بوسه زد. مرد چهره غلام را از دست برداشت و او را دو هزار دینار دیگر بخشش نمود. امیر را شگفت آمد که او با تو چنین خیانتی کند و تو با او چنین لطفی نمایی؟ مرد گفت: او آن کرد که وی را سزا بود و ما آن کنیم که ما را سزاست. این راه و رسم بندگان خوب خداست، تو با خدای خویش که منبع همه کمالات است چه گمان داری؟ إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا مگر كسى كه توبه كند و ايمان آورد و كار شايسته كند پس خداوند بديهايشان را به نيكيها تبديل مى كند و خدا همواره آمرزنده مهربان است فرقان 70 - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - الحمدلله که توفیق داشتم این مطلب رو به پایان ببرم، گرچه بحث توبه، بحث شرمساری های ما و ستارالعیوبی و مهربانی های خداست که حد و اندازه نداره و در توان حقیر نبوده و نیست که بتونم به تمامی ابعاد این مبحث بپردازم، ولی خب، خوشحالم که وسیله ای شدم تا این مطالب در تالار قرار بگیره و عزیزان مون استفاده کنند، ان شاء الله. خدایا، به مطالبی که در تالار وجود دارند، و رنگ و بویی از تو دارند و برای تو و رضای تو نگاشته شده اند، اگر صلاح دانستی برکتی عنایت فرما تا هم برای نویسنده اش مفید باشد و هم برای خواننده اش، که تویی هادی و هدایت کننده . دست دعا و چشم امید همه ی ماست به سوی حضرت محبوب که توفیق توبه ی واقعی و عمل به دستوراتش و ائمه ی اطهار (علیهم السلام) را نصیب فرماید که همه ی این حرف ها و بحث ها و نکات آموزنده ای که ارائه شد، اگر فقط در قالب کلام و کلمه بمانند، هیچ سودی به انسان نمی رسانند. و توفیق از اوست و تکیه و توکل بر او اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم |
|||
|
|
۱۲:۰۲, ۱۴/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
نحل آیه 32...کاش جز این افراد باشیم در آخریت...
عالی بود. خسته نباشید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| منازل چهارگانه سير و سلوك | عمار رهبری | 0 | 962 |
۹/تیر/۹۳ ۱۷:۵۸ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|
| تاپیک جامع توبه ( خلاصه تاپیکهای توبه + معرفی) | Tolou | 7 | 5,059 |
۱۹/آذر/۹۱ ۱:۵۱ آخرین ارسال: ats |
|
| آداب و نتايج توبه از گناه | فدايي ولايت | 1 | 1,526 |
۱۶/فروردین/۹۱ ۱۶:۴۱ آخرین ارسال: فدايي ولايت |
|





![[تصویر: 0000.png]](http://paradise-110.persiangig.com/0000.png)


