کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 98 رای - 4.47 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
رهنمودهای مربوط به مقام معظم رهبری را این جا دنبال کنید.
۱۶:۴۰, ۱۵/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/بهمن/۹۰ ۱۴:۲۵ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1

نماز جمعه تهران به امامت ولی امر مسلمین اقامه شد / اهم بیانات ولی امر مسلمین در نماز جمعه

همزمان با سالروز شهادت امامُ الرَّئوف، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام)، خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران به امامت ولی امر مسلمین، اقامه شد.
شما می‌توانید اهم بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه را از این خبر مرور كنید:

خطبه اول:
» حوادث امروز شمال آفریقا برای ملت ایران معنی خاصی دارد. این همان چیزی است كه همیشه به عنوان حدوث بیداری اسلامی به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی گفته می‌شود.

» آخرین نمایش‌نامه دشمن برای استحاله انقلاب اسلامی، فتنه سال 88 بود.

» امروز در میان كشورهای دنیا هیچ كشوری وجود ندارد كه بتواند ادعا كند كه خواست او اندك تاثیری در اراده مسئولین كشور داشته باشد.

» این كه می‌بینید ملتهای دنیا نسبت به ملت بزرگ ایران احساس احترام می‌كند بخش عمده‌ای از آن مربوط به استقلال سیاسی است.

» تا 22 بهمن ماه از واردات بنزین بی نیاز می شویم.

» یك انقلاب اگر بخواهد تاثیر گذار باشد و الگوی دیگران باشد باید خصوصیات مهم ثبات و ایستادگی را داشته باشد. انقلاب ما توانسته است الگوساز و الهام بخش باشد.

» قانون اساسی جمهوری اسلامی، یك حكومت امروزی و كاملا دینی را برای مسلمانان جهان نشان می‌دهد.

» حكومت ما اسلامی است، به اين افتخار ميكنيم و ثابت ميكنيم راه نجات بشر همين است.

» حركت به سمت عدالت اجتماعی متوقف نشده و از سالها و دوره های گذشته نیز بیشتر است. سفرهای مسئولین در جهت تحقیق این امر است.


خطبه دوم:
» اتفاقات كشورهای مصر و تونس، یك زلزله واقعی است.

» در تحلیلهای جهانی سعی میكنند عامل اصلی قیام مردم مصر نادیده گرفته شود. عامل اصلی این حركت عظیم مردم مصر و تونس احساس تحقیری است كه مردم از وضعیت سرانشان دارند.

» مصر اولین كشور اسلامی است كه با فرهنگ غربی آشنا شد و اولین كشوری بود كه در مقابل غرب ایستاد و رهبر كشورهای عرب شد.

» اگر ملت مصر به كمك و توفیق الهی، بتوانند قیام خود را پیش ببرند، شكست غیرقابل جبرانی برای آمریكا خواهد بود.

» آمریكا امروز در مواجهه با ملت مصر دستپاچه شده و به دروغ، دم از حمایت از ملت مصر می‌زنند.

» نوكری كسی مثل حسنی مبارك برای آمریكا، نتوانست مصر را حتی یكقدم به سمت شكوفایی پیش ببرد.

» اگر حسنی مبارك به صهیونیست‌ها كمك نمیكرد نمی توانستند غزه را محاصره كنند.

خطبه عربی:
» صحنه دنيای اسلام، امروز مقدمات حادثه ای عظيم و سرنوشت سازی را شاهد است. حادثه ای كه می تواند عزت و شرف ملتهای عرب و اسلامی را به آنها برگرداند.

» امروز نفس در سينه دنيای غرب و دنيای اسلام هر يك به دليلی حبس شده كه ببينند مصر بزرگ، مصر نوابغ قرن اخير،اكنون چه خواهد كرد و پرچم همت خود را تا كجا بلند خواهد داشت. اگر اين پرچم معاذالله سقوط كند دوران تيره و تاری به دنبال خواهد داشت و اگر به قله برسد و نصب شود سر بر آسمان خواهد كشيد

منبع:http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=10943
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: oO DaViD Oo ، ANTI satan ، iran67 ، vahrakan ، springly ، m.hossein ، azade ، Hadith ، امیریان ، sunrise59 ، 59-11(یامهدی) ، fiftynine ، حضرت عشق ، ضدایلو ، آفتاب ، آوا

آغاز صفحه 17 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۵۹, ۲۹/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/فروردین/۹۳ ۲:۲۰ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #161
آواتار
[تصویر: 91500_852.jpg]

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳ هجری شمسی، با تبریک سال نو و نوروز به همه ی هم میهنان و ایرانیان عزیز در سراسر جهان بخصوص خانواده های معظم شهدا و ایثارگران و مجاهدان راه اسلام و ایران، سال جدید را سال «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامگذاری کردند.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به تقارن سال جدید با ایام شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از خداوند متعال مسالت کردند: این تقارن، امکان بهره گیری مضاعف از انوار هدایت الهی و برکات فاطمی را برای ملت ایران فراهم سازد.
ایشان در ترسیم افق سال نو، دو مسئله ی اقتصاد و فرهنگ را مهم تر از مسائل دیگر بر شمردند و تاکید کردند: برای تحقق شعار سال ۹۳ یعنی «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» تلاش مشترک مسئولان و آحاد مردم ضروری است.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به نقش اساسی و برجسته ی مشارکت و حضور مردم در «زندگی و سازندگی کشور» خاطرنشان کردند: هم در اقتصاد و هم در فرهنگ، کار بدون حضور مردم پیش نخواهد رفت و گروههای گوناگون مردمی باید با اراده و عزم راسخ ملّی در این عرصه ها نقش آفرینی کنند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مسئولان هم موظفند با توکل به خداوند و با تکیه ی بر مردم، در هر دو عرصه ی اقتصاد و فرهنگ، مجاهدانه وارد میدان عمل شوند.
ایشان تاکید کردند: آنچه در سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادى كه به كمك مسئولان و مردم شكوفايى پيدا كند، و فرهنگى كه با همت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوى حركت بزرگ كشور و ملت ما را معين كند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر ضرورت استفاده از تجربه ها و عبرتهای گذشته در تصمیم گیری های آینده، به ارزیابی کیفیت تحقق شعار «حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی» پرداختند و گفتند: در سال ۹۲، حماسه سیاسی با حضور مردم و تلاش مسئولان در عرصه های مختلف نظیر انتخابات، راهپیمایی های بزرگ و عرصه های دیگر به بهترین شکل تحقق پیدا کرد و با دست بدست شدن قدرت اجرایی در کمال امنیت و آرامش، حلقه ی جدیدی از سلسله ی طولانی مدیریت کشور شکل گرفت.
رهبر انقلاب مسئله اقتصاد را برای مردم و کشور مسئله ای مهم خواندند و با اشاره به برخی تلاشهای قابل تقدیر در زمینه ی حماسه ی اقتصادی افزودند: البته در سال گذشته حماسه اقتصادی به شکل مورد انتظار محقق نشد که لازم است این حماسه در سال جدید به وجود آید.
ایشان «سیاستهای اقتصاد مقاومتی» را زیر ساخت فکری و نظری تحقق حماسه اقتصادی خواندند و تأکید کردند: در پرتو این سیاستها اکنون زمینه ی لازم برای تلاش مضاعف فراهم است.
حضرت آیت الله خامنه ای در پیام نوروزی همچنین از خداوند متعال برای همه ی ایرانیان عزیز، جوانان، خانواده ها، کودکان و مردان و زنان این سرزمین پر افتخار، در سال جدید تنِ سالم، شادابی، آرامش روحی، محبت، پیشرفت و تعالی و سعادت آرزو کردند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Mohammad Trust ، Islam ، MohammadSadra ، Havbb 110 ، mahyamatin ، Hadith ، help me ، عبدالرحمن ، السا ، fafa* ، أین المنتظر ، bagheri4 ، مجید املشی ، سدرة المنتهی ، شهیدطیبه واعظی ، صهبا ، m.hossein ، bi-ehsaas ، Ramin_Ghn
۲۲:۰۱, ۲۹/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اسفند/۹۲ ۲۲:۰۱ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #162
آواتار
Big Grin

ببخشید تایپیک ها دو تا شد Cool
اون یکی حذف میشه... .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، عبدالرحمن ، fafa* ، صهبا
۲۲:۰۲, ۲۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #163
آواتار
عید همتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــون مبارک HeartHeartHeart
اوه اوه چه شود ایندفعه فرهنگ
فکر کنم جنتی به فکر استعفا باید باشه Big Grin
ولی هر ساله شعار اقتصادی پای ثابته Blush
سال قبل سیاسی بود امسال هم فرهنگ !!!!!! چه شود Smile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، انتصـار ، Havbb 110 ، mahyamatin ، عبدالرحمن ، fafa* ، شهیدطیبه واعظی ، صهبا ، bi-ehsaas
۲۲:۰۴, ۲۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #164
آواتار
ولی فرهنگ واقعا لازم و ضروری بود... .
شاید یه کم این مسئولین به خودشون بیان.
ایشالله امسال سینما،تلویزیون،موسیقی و هنر یه تکونی به خودشون بدنCool

در ضمن کارای فرهنگی این تالار ما هم از رکود در بیاد CoolCool
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، soheyl68 ، Islam ، Havbb 110 ، mahyamatin ، help me ، عبدالرحمن ، fafa* ، شهیدطیبه واعظی ، صهبا ، bi-ehsaas
۲۲:۰۹, ۲۹/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/اسفند/۹۲ ۲۲:۱۲ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #165
آواتار
پيام نوروزى به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۳[تصویر: smpl.jpg]
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پيام نوروزی خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۳ را سال «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مديريّت جهادی» نامگذاری کردند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:

بسم الله ‌الرّحمن الرّحيم
يا مقلّب القلوب و الابصار، يا مدبّر اللّيل و النّهار، يا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها.
اللّهمّ کن لوليّک الحجّة بن الحسن صلواتک عليه و علی ابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّی تسکنه ارضک طوعا و تمتّعه فيها طويلا.
اللّهمّ عجّل فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره و شيعته.
فرا رسيدن سال نو را تبريک عرض ميکنم به همه ی هم ميهنان عزيزمان و يکايک ايرانيان در سراسر کشور و در هر نقطه ای از جهان که زندگی ميکنند. مخصوصاً تبريک عرض ميکنم به خانواده های معظّم شهيدان، به جانبازان، به همسرانشان و به همه ی کسانی که در راه اسلام و ايران مجاهدتی کرده اند و ميکنند و بار زحمتی را بر دوش کشيده اند و ميکشند. همچنين تبريک عرض ميکنم نوروز را به همه ی ملّتهايی که نوروز را گرامی ميدارند و برای آن ارج و احترامی قائلند.
امسال فرا رسيدن سال نو مصادف است با دو فاطميّه و مراسم يادبود شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام صدّيقه ی کبری (سلام الله عليها). اين تقارن موجب ميشود که ملّت ما ان شاءالله بتوانند از برکات انوار فاطمی بهره ببرند و خود را در شعاع تعاليم آن بزرگوار قرار بدهند و خود را منوّر کنند به انوار هدايت الهی که به وسيله ی فاطمه ی زهرا (سلام الله عليها) و خاندان پيغمبر به همه ی مردم عالم اهدا شده است.
گذشتِ سالها و تبادل سالهای گوناگون برای ما بايد موجب تجربه و بصيرت باشد؛ از گذشته درس بگيريم و به آينده با چشم باز و دل آگاه نظر کنيم و برای آينده تصميم بگيريم. من از خداوند متعال درخواست ميکنم که به همه ی ايرانيان عزيز ما در اين سال جديد، تن سالم، روح شاداب، امنيّت روانی، آرامش روحی و پيشرفت و تعالی و سعادت مرحمت کند. و اميدوارم خداوند متعال به جوانان ما نشاط و پويايی، و به مردان و زنان ما همّت و اراده و عزم مستحکم و درست، برای پيمودن راه های پرافتخار، و به کودکان ما خرسندی و تندرستی، و به خانواده های ما امنيّت و محبّت و الفت عنايت کند. آنچه بر عهده ی ما است، نگاه به گذشته برای عبرت گيری و نگاه به آينده برای برنامه ريزی و تصميم گيری است.
سالی که گذشت، اعلام شده بود که سال «حماسه ی سياسی و حماسه ی اقتصادی» است. حماسه ی سياسی بحمدالله در عرصه های مختلف به بهترين وجهی صورت گرفت؛ هم در انتخابات، هم در راهپيمايی های بزرگ، هم حضور مردم در عرصه های مختلف و فعّاليّتها و تلاشهايی که از سوی مسئولان و از سوی مردم در طول سال انجام گرفت. سال تبادل دولتها و دست به دست شدن قدرت بود؛ و اين کار با آرامش، با نهايت امنيّت در کشور انجام گرفت و بحمدالله يک حلقه ی جديد از سلسله ی طولانی مديريّت کشور پديد آمد.
در باب حماسه ی اقتصادی کاری که بايد انجام بگيرد و توقّع بود که اتّفاق بيفتد، اتّفاق نيفتاد. تلاشهايی انجام گرفت که مورد سپاس است، ولی کار بزرگی که بايد در زمينه ی حماسه ی اقتصادی انجام بگيرد، همچنان در پيش روی ما است و ما موظّفيم که اين حماسه را به وجود بياوريم. مسئله ی اساسیِ اقتصاد برای کشور ما و ملّت ما يک مسئله ی مهم است؛ در اواخر سال ۹۲ بحمدالله يک زيرساخت فکری و نظری برای حماسه ی اقتصادی به وجود آمد؛ سياستهای «اقتصاد مقاومتی» اعلام شد و زمينه آماده است برای اينکه ان شاءالله تلاش لازم در اين باب انجام بگيرد.
در نگاه به سال ۹۳ آنچه به نظر اين حقير مهم تر از همه است، دو مسئله است: يک مسئله همين مسئله ی اقتصاد و ديگری مسئله ی فرهنگ است. در هر دو عرصه و در هر دو زمينه توقّعی که وجود دارد، تلاش مشترکی است ميان مسئولان کشور و آحاد مردم. آنچه برای بنای زندگی و سازندگی آينده مورد انتظار است، بدون مشارکت مردم تحقّق پذير نيست. بنابراين علاوه بر مديريّتی که مسئولين بايد انجام بدهند، حضور مردم در هر دو عرصه لازم و ضروری است؛ هم عرصه ی اقتصاد، هم عرصه ی فرهنگ. بدون حضور مردم کار پيش نخواهد رفت و مقصود تحقّق پيدا نخواهد کرد. مردم در گروه های گوناگون مردمی با اراده و عزم راسخ ملّی ميتوانند نقش آفرينی کنند. مسئولين هم برای اينکه بتوانند کار را به درستی پيش ببرند، احتياج به پشتيبانی مردم دارند. آنها هم بايستی با توکّل به خدای متعال و با استمداد از توفيقات و تأييدات الهی و کمک مردمی، مجاهدانه وارد ميدان عمل بشوند؛ هم در زمينه ی اقتصاد و هم در زمينه ی فرهنگ. من ان‌شاءالله توضيح همه ی اين موارد را در سخنرانی روز جمعه به عرض ملّت ايران خواهم رساند. لذا به گمان من آنچه در اين سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادی که به کمک مسئولان و مردم شکوفايی پيدا کند، و فرهنگی که با همّت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوی حرکت بزرگ کشور ما و ملّت ما را معيّن کند. لذا من شعار امسال را و نام امسال را اين قرار دادم: «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مديريّت جهادی».
اميدواريم خداوند متعال کمک کند هم به آحاد مردم، هم به مسئولين محترم که بتوانند وظايف خودشان را در اين زمينه انجام بدهند؛ و قلب مقدس ولیّ عصر (ارواحنافداه) را از ما شاد کند و روح مطهّر امام بزرگوار و شهدای عزيز را از ما راضی و خشنود فرمايد.
والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته
پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Havbb 110 ، عبدالرحمن ، help me ، fafa* ، شهیدطیبه واعظی ، صهبا ، bi-ehsaas
۱:۲۴, ۱/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/فروردین/۹۳ ۱:۲۶ توسط انتصـار.)
شماره ارسال: #166
آواتار
بستیم کمر برای همرنگ شدن
با امر امام خود هماهنگ شدن
با عزم و مدیریت جانانه خود
رزمنده ی اقتصاد و فرهنگ شدن

با دشمن قدار بگو رها کند جنگ
کمتر به جبین خود زند به دشمنی ننگ
امسال به "عزم ملی" و "هم جهادی"
کوشیم به اعتلای "اقتصاد" و "فرهنگ"
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، soheyl68
۲۳:۴۲, ۳۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #167
آواتار
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

اولا به خانمها خوشامد عرض میکنم، و تبریک عرض میکنم میلاد مسعود فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) را، و هفته‌ى زن و روز تکریم مادر را. همان‌طور که فرمودند،(۱) اقتران این مناسبت اجتماعى و مهمّ کشور با ولادت فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) - بخصوص امسال که دوبار در اوّل و آخر سال مردم ما به یاد آن بزرگوار مى‌افتند و مجالسى برپا میکنند - یک فرصتى است براى فهمیدن و رهنمود گرفتن از زندگى آن بزرگوار.

اولا مقامات معنوى فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) در شمار برترین مقامات معنوى آحاد معدودى از بشریّت است. ایشان معصومند؛ عصمت، ویژه‌ى معدودى از برگزیدگان الهى در میان آحاد بشر است؛ و این بزرگوار - فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) - از آن جمله است، با توجّه به این واقعیّت که این زن مسلمان و مجاهدِ فى‌سبیل‌الله تنها حدود بیست سال - حالا با اختلاف روایات از هجده سال تا بیست و پنج سال - سنّشان بوده؛ زن جوان داراى این مرتبه‌ى عالى از معنویّت که در ردیف اولیا و پیامبران و مانند اینها قرار میگیرد و از سوى فرستادگان الهى "سیّدة نساءالعالمین" نام میگیرد. در کنار این مقام معنوى بُروز خصلتهاى برجسته و کارکردهاى مهم در زندگى شخصى این بانوى بزرگوار هرکدام یک درس است. تقواى او، عفّت و طهارت او، مجاهدت او، شوهردارى او، فرزنددارى او، سیاست‌فهمى او، حضور او در مهم‌ترین عرصه‌هاى حیات یک انسان در آن دوره - چه در دوران نوجوانى و کودکى، چه در دوران بعد از ازدواج - هرکدام یک درس است؛ نه فقط درس است براى شما بانوان، [بلکه‌] براى همه‌ى بشریّت درس است. بنابراین این اقتران براى ما یک فرصت است؛ در زندگى فاطمه‌ى زهرا باید دقیق شد، با نگاهى نو آن زندگى را شناخت، فهمید و به معناى واقعى کلمه آن را الگو قرار داد.

و امّا راجع به مسئله‌ى زن در نظام جمهورى اسلامى و در کشور ما و جامعه‌ى ما. اولا من عرض بکنم در هنگامى که به همین مناسبت غالباً بنده مواجه میشوم با بانوان مسلمان، زنان مؤمن و تحصیل‌کرده، خدا را عمیقاً شکر میکنم؛ واقعاً این یکى از بزرگ‌ترین افتخارات نظام اسلامى است که در سایه‌ى نظام اسلامى این‌همه زن فرزانه و تحصیل‌کرده و خوش‌فکر و ممتاز از لحاظ فکرى و عملى در جامعه‌ى ما وجود دارند؛ خیلى نعمت بزرگى است و مایه‌ى افتخار است. حالا امروز که فقط این خانم محترم صحبت کردند، لکن جلسات متعدّدى ما داشتیم که خانمها متعدّد صحبت کردند؛ هر کدام که بیاناتى را ابراز کردند، یک دریچه‌اى از نگاه نو، فکر نو به روى ذهن انسان گشوده میشد. تربیت این‌همه انسان والا، برجسته و خوش‌فکر یکى از بزرگ‌ترین افتخارات نظام اسلامى است. امروز وقتى ما نگاه میکنیم، نام زنان ما بر تارک کتابهاى متعدّدى - کتابهاى علمى، کتابهاى پژوهشى، کتابهاى تاریخى، کتابهاى ادبى، کتابهاى سیاسى، کتابهاى هنرى - گذاشته شده؛ جزو برترین نوشته‌ها و آثار مکتوب امروز نظام اسلامى - چه مقالات و چه کتابها - نوشته‌هاى بانوان ما است، که این واقعاً مایه‌ى افتخار است. در تاریخ ما بى‌سابقه است؛ ما دوره‌هاى گوناگون را دیدیم، آشنا هم بودیم با فضاى فرهنگى کشور؛ ما هرگز این‌همه انسان برجسته‌ى در زمینه‌هاى مختلف - چه در مسائل حوزوى، چه در مسائل دانشگاهى - نداشتیم. در کنار اینها، بُروز و ظهور کاملاً برجسته‌ى هویّت و شخصیّت مستقلّ زن ایرانى، در عرصه‌ى مجاهدتها، از جمله در دفاع مقدّس و دنباله‌هاى آن تا امروز؛ این همه همسران شهدا، همسران جانبازان، مادران شهیدان، بازماندگان برجسته‌ى کسانى که رفتند جانشان را در راه خدا دادند و اینها با اراده‌ى محکم، عزم راسخ و با صبر، هر انسانى را در مقابل خودشان خاشع و خاضع میکنند. بنده که حقیقتاً هروقت با این زنان برجسته مواجه میشوم، در مقابل آنها احساس خضوع میکنم. بنده زیاد برخورد میکنم با مادران شهیدان، با همسران شهیدان، با همسران جانبازان: این بانوى فداکارى که یک عمر زندگى خودش را میگذارد براى مدیریّت کردن و بهبود بخشیدن به زندگى یک معلول و جانباز، براى خاطر خدا؛ این چیز کوچکى نیست، اینها به زبان آسان است. آن مادرى که دو فرزند، سه فرزند، چهار فرزند را در راه خدا داده و همچنان محکم ایستاده، به ما سفارش میکند که بایستید؛ محکم باشید! انسان واقعاً در مقابل این‌همه عظمت احساس خشوع میکند. اینها واقعیّتهاى زنانه‌ى جامعه‌ى ما است که بسیار افتخارآمیز و مهم است. خب بحمدالله این، آن بخش روشن و درخشان مسئله‌ى زن در کشور [است‌].

و امّا مسئله‌ى زن در دنیاى امروز و ازجمله در کشور ما، یکى از مسائلى است که به جهات مختلف همچنان درخور پیگیرى و تأمّل و کار و فکر است. اولا نیمى از جمعیّت کشورها زنان هستند؛ چگونه میتوان به‌شکل سالمى از این امکان و استعداد عظیم به نفع هر کشورى، ازجمله کشور ما استفاده کرد؟ ثانیاً مسئله‌ى جنسیّت که یکى از حسّاس‌ترین و ظریف‌ترین مسائل آفرینش است، چگونه میتواند در خدمت تعالى انسان قرار بگیرد، نه در خدمت انحطاط بشر و انحطاط اخلاقى؟ ثالثاً به‌خاطر تفاوتهاى طبیعى‌اى که بین جنس زن و جنس مرد وجود دارد، چگونه میتوان - چه در محیط اجتماعى، چه در محیط خانواده - رفتارى را نهادینه کرد و غیرقابل اجتناب کرد که به زن ظلم نشود؟ اینها مسائل خیلى مهمّى است. اگر ما همین دو سه مسئله را محور فکر و تأمّل و بحث و کار قرار بدهیم، یک مجموعه‌ى تلاش و کار مطالعاتى و تحقیقى و عملى را به دنبال خود خواهد آورد. این مسئله‌ى ظلم به زنان را کسى خیال نکند که مخصوص جوامع عقب‌افتاده یا جوامع مثلاً فرض کنید وحشى [است‌]؛ نه، در جوامع به‌اصطلاح متمدّن امروز، این ظلم به جامعه‌ى زنان اگر بیشتر از جوامع دیگر نباشد، قطعاً کمتر نیست. خب اینها مسائل مهمّى است؛ اینها باید رسیدگى بشود، به اینها باید پرداخته بشود.

مطالب خوبى در بیانات خانم بود؛ عمده‌ى حرفهایى که در ذهن انسان هست، ایشان در بیاناتشان ذکر کردند. ایشان گفتند که ما قبلاً گفته‌ایم در کشور یک مرکز عالى فراقوّه‌اى مورد نیاز است که راجع به این مسئله‌ى مهم بحث کند، کار کند. این مسائل، مسائل اساسى ما است؛ مسئله‌ى زن و مسئله‌ى خانواده که البتّه مسئله‌ى زن از مسئله‌ى خانواده قابل تفکیک نیست. این را هم عرض بکنیم، اگر چنانچه کسى بخواهد مسئله‌ى زن را جداى از مسئله‌ى خانواده بحث بکند، دچار اختلال در فهم و در تشخیص علاج خواهد شد؛ این دو را باید در کنار هم دید، با اینکه دو مسئله است. خب، مرکز اینچنینى لازم است که البتّه تاکنون هم تشکیل نشده؛ گفتیم ما، مطرح کردیم؛ چنین مرکز مطالعاتى و کارى که یک راهبرد صحیح و همه‌جانبه را درباره‌ى مسئله‌ى زن - ناظر به همان موضوعاتى که عرض شد و برخى موضوعات دیگر - بررسى کند و دنبال کند و اجرایى کند، نداریم؛ این مرکز باید به‌وجود بیاید و البتّه الزاماتى هم دارد.

آنچه من امروز عرض میکنم به شما، دو سه نکته است: یک نکته اینکه اگر ما میخواهیم - چه در همین مرکزى که اشاره شد، چه در هر نقطه و دستگاه دیگرى - درباره‌ى مسئله‌ى زن درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم، باید ذهنمان را از حرفهاى کلیشه‌اى فراورده‌ى غربى‌ها بکلّى خالى کنیم. غربى‌ها نسبت به مسئله‌ى زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه‌کننده و مهلک خودشان را به‌صورت سکّه‌ى رایج در دنیا مطرح کردند. علیه هر کسى هم که بر ضدّ نظر آنها حرف بزند، دستگاه تبلیغاتى وسیع آنها هوچیگرى میکند، مجال حرف زدن هم به کسى نمیدهد. اگر میخواهید درباره‌ى مسئله‌ى زن راهبرد درست را پیدا کنید و این راهبرد را با اجرائیّات و الزامات اساسى آن همراه کنید و در بلندمدّت پیش بروید و به نتیجه برسید، باید ذهنتان را از تفکّرات غربى در مورد زن تخلیه کنید. نمیگویم بى‌اطّلاع بمانیم، نه؛ ما طرفدار بى‌اطّلاعى نیستیم، بنده طرفدار آگاهى و آشنایى هستم، امّا مرجعیّت آن افکار را بکلّى رد کنیم. افکار غربى‌ها، نظرات غربى‌ها، در زمینه‌ى مسئله‌ى زن مطلقا نمیتواند مایه‌ى سعادت و هدایت جامعه‌ى بشرى باشد. اولا تفکّرات آنها، تفکّراتى است مبتنى بر معرفت‌شناسى مادّى و غیرالهى، که این خودش یک غلطى است. هر دستگاه علمى و فکرى که بر پایه‌ى معرفت مادّى و اعتقاد مادّى باشد، طبعاً غلط است. نگاه به حقایق آفرینش را بایستى با نگاه معرفت‌شناسى الهى، با اعتقاد به‌وجود خدا، با اعتقاد به قدرت خدا و حضور الهى و ربوبیّت الهى شناخت و فهمید و دنبال کرد. پس پایه و ریشه و اساس تفکّرات غربى‌ها چون مادّى است، غلط است. این یک. دوّم اینکه در رویکرد غربى به مسئله‌ى زن - همچنان که در تاریخ انقلاب صنعتى، انسان بروشنى مى‌بیند - یک نگاه کاسب‌گرانه و مادّى و اقتصادى دخالت داشته است. یعنى در اروپایى که زن حقّ مالکیّت نداشت و مایملک زن متعلّق به مرد و شوهرش بود، و حقّ تصرّف در مایملک خود نداشت یا از وقتى که دموکراسى در غرب راه افتاده بود زن حقّ رأى دادن نداشت، در یک چنین دنیایى ناگهان مسئله‌ى انقلاب صنعتى و کارخانجات و حضور مؤثّر شاغل زن در کارخانجات با خرج کمتر براى سرمایه‌دارها مطرح شد. آن‌وقت آمدند براى زن حقّ مالکیّت قائل شدند، براى اینکه بتوانند او را به کارخانه بکشانند، به او مزد کمترى بدهند، و طبعاً آمدن او به میدان اشتغال الزامات خودش را داشت و دنباله‌هاى خودش را تا امروز داشت. بنابراین علاوه بر اینکه نگاه به زن یک نگاه غیرالهى و مادّى است، اساساً سیاستهایى که بر اساس آنها، وضعیّت کنونى در اروپا عمدتاً و در دنیاى غرب پیش آمده است، با یک نگاه کاسب‌کارانه و مادّى و اقتصادى همراه بوده.

یک جهت دیگر در اینکه ما بایستى از نگاه غربى در مسئله‌ى زن پرهیز کنیم، این است: در نگاه غربى زن وسیله‌اى براى اطفاى شهوت است؛ این غیر قابل کتمان است. این را اگر کسى ادّعا بکند ممکن است کسانى جنجال کنند که نه آقا این‌جور نیست؛ لیکن زندگى آنها را که انسان نگاه میکند، اساساً این نگاه حاکم است. در محیط اجتماعى هرچه زن پوشش کمترى داشته باشد، مطلوب‌تر است. در مورد مرد این حرف را نمیزنند؛ در مهمانى رسمى، مرد بایستى با لباس کامل، پاپیون زده و کت و شلوار پوشیده و احیاناً لباس رسمى وارد بشود؛ امّا خانمها در این مهمانى‌هاى رسمى بایستى به شکل دیگرى ظاهر بشوند؛ این جز براى اینکه چشم هرزه‌ى هوس‌آلود مرد بهره‌مند بشود، هیچ فلسفه‌ى دیگرى و حکمت دیگرى ندارد؛ امروز در دنیاى غرب این‌جورى است؛ و عملاً بزرگ‌ترین ظلمى که امروز در دنیاى غرب به زنان میشود، از این قبیل است.

بنده اهل بریده پیدا کردن از روزنامه‌ها نیستم، امّا دیروز، پریروز بود، یک چیزى در روزنامه دیدم؛ دیدم خیلى چیز مهمّى است؛ اینجا آوردم براى شما بخوانم. کتابى از "جیمى کارتر" رئیس جمهور پیشین آمریکا، [منتشر شده‌] به اسم "تقاضایى براى اقدام" که به موضوع نقض حقوق بشر و تجاوزات وحشتناک علیه زنان پرداخته. جیمى کارتر در این کتاب میگوید: هر ساله صدهزار دختر به‌عنوان برده در آمریکا فروخته میشود. جایى که صاحب یک روسپى‌خانه میتواند دخترى را که معمولاً اهل آمریکاى لاتین یا آفریقا است، با قیمتى برابر هزار دلار خریدارى کند. وى همچنین به تجاوزات جنسى که در محوّطه‌هاى کالج‌ها رخ میدهد اشاره دارد؛ به جایى که از هر بیست‌وپنج مورد تنها یک مورد گزارش میشود. کارتر همچنین عنوان میکند که تنها یک درصد از متجاوزان جنسى در ارتش محاکمه میشود. انسان گریه‌اش میگیرد! از این قبیل در روزنامه‌ها زیاد مى‌بینید، بنده هم زیاد میبینم؛ من هیچ‌وقت هم به اینها استناد نمیکنم، لکن خب اینها واقعیّتى است. جیمى کارتر هم بالاخره یک شخصیّت معروفى است و این هم کتاب او است. این چه وضعى است در دنیا؟ این چه‌جور تکریم زن است؟ نویسنده‌ى نامدار و معروف غربى، کتاب رُمان مینویسد براى شرافتمندانه نشان دادنِ شغل روسپى‌گرى! که البتّه به فارسى هم ترجمه شده است. البتّه در این کتاب اشاره به این است که چگونه دلاّلان جنسى، مى‌آیند از کشورهاى آمریکاى لاتین دخترها را با وعده و وعید و فلان برمیدارند میبرند، و میفروشند به این مراکز؛ که البتّه این مربوط به اروپا است، مربوط به آمریکا نیست. البتّه سعى میشود در این کتاب و این رُمان، که شغل روسپى‌گرى یک شغل شرافتمندانه‌اى وانمود بشود. این است فرهنگ غرب نسبت به زن؛ این است احترام اینها نسبت به زن.

اگر میخواهیم نگاه ما نسبت به مسئله‌ى زن، نگاه سالم و منطقى و دقیقى باشد، شرط اوّل آن این است که ذهنمان را از این حرفهایى که غربى‌ها در مورد زن میزنند - در مورد اشتغال، در مورد مدیریّت، در مورد برابرى جنسى - باید بکلّى تخلیه کنیم. یکى از بزرگ‌ترین خطاهاى تفکّر غربى در مورد مسئله‌ى زن، همین عنوان «برابرى جنسى» است. عدالت یک حق است؛ برابرى گاهى حق است، گاهى باطل است؛ چرا باید انسانى را که از لحاظ ساخت طبیعى - چه از لحاظ جسمى، چه از لحاظ عاطفى - براى یک منطقه‌ى ویژه‌اى از زندگى بشر ساخته شده، از آن منطقه‌ى ویژه جدا کنیم، به منطقه‌ى ویژه‌ى دیگرى که براى یک ساخت دیگر، براى یک ترکیب دیگرى خداى متعال آماده کرده بکشانیم؟ چرا؟ این چه منطق عقلایى دارد، چه دلسوزى‌اى در این هست؟ چرا باید کارى که مردانه است به زن داده بشود؟ این چه افتخارى است براى زن، که کارى را انجام بدهد که مردانه است؟ من متأسّفم که گاهى خود خانمها، خود بانوان، روى این مسئله حسّاسیّت نشان میدهند که ما با مردها چه فرقى داریم؟ خب بله، در خیلى از مسائل هیچ تفاوتى نیست. نگاه اسلام نسبت به زن و مرد، نگاه انسان است؛ در مسئله‌ى انسانیّت، سِیر مقامات معنوى، استعدادهاى فراوان فکرى و علمى هیچ تفاوتى نیست، امّا قالبها دو قالب است: یک قالب براى یک کار و یک صنف کار است، یک قالب براى یک کار دیگر است؛ البتّه کارهاى مشترکى هم وجود دارد. [آیا] این خدمت است که ما بیاییم یکى از این دو قالب را از منطقه‌ى اختصاصى خودش بکشیم بیرون، ببریم در منطقه‌ى اختصاصى آن قالب دیگر؟ این کارى است که غربى‌ها دارند میکنند. خیلى از این کنوانسیون‌هاى بین‌المللى و جهانى‌شان ناظر به همین مسائل است. روى این فکر غلط، زندگى بشریّت را تباه کردند، خودشان را تباه کردند، دیگران را هم میخواهند تباه کنند. شما خانمها بحمدالله عالمید، فاضلید، برجسته‌اید؛ من احترام میکنم [به شما]. هر وقتى که در جلساتى خانمها صحبت میکنند من استفاده میکنم.

در همین جایى که ما نشسته‌ایم، جلسه‌ى اندیشه‌هاى راهبردى بود راجع به مسئله‌ى زن و خانواده؛ چند خانم آمدند صحبت کردند، بدون تعارف حقیقتاً من استفاده کردم، بهره بردم از آن مطالبى که گفتند؛ به نظر من اگر شماها میخواهید براى مسئله‌ى اساسى زن و معضل زن و مشکلاتى که جامعه‌ى زنان در همه‌جا - از جمله در کشور ما - به آن دچارند فکر بکنید،
شرط اوّل آن این است که خودتان را و ذهنتان را باید از تفکّرات غربى که یک تفکّرات کلیشه‌اى غلط متحجّر نونما - ظاهرش نو، باطنش متحجّر؛ ظاهرش دلسوزانه، باطنش خائنانه - [است‌]، خلاص کنید، نجات بدهید؛ فکر مستقلّ از تفکرات غربى بکنید.
الزام دوّم اینکه به متون اسلامى مراجعه کنید. واقعاً از قرآن و از سنّت و از حدیث و از دعا و از متون اسلامى و از کلمات ائمّه و رفتار ائمّه، آن اصول و پایه‌هاى اصلى را اتّخاذ کنید. وحى است دیگر، وحى مال خدا است؛ خدا آفریننده‌ى من و شما است. من نمیگویم هرچه به نام دین در دهانها مى‌افتد آدم قبول کند؛ نه، از همان دین صحیح، که با شیوه‌ى درستِ استنباط و به وسیله‌ى اهل و شایستگان این کار انجام میگیرد، استفاده شود؛ واقعاً از کتاب خدا، از سنّت پیغمبر، از روش ائمّه‌ى معصومین و از کلمات اینها استفاده بشود، که ما در زمینه‌ى مسائل زنان باید چه راهبردى را اتّخاذ کنیم و خطوط اساسى را از آنجا باید اتّخاذ کنیم.

به نظر من اینها دو کار اصلى است. یک کار سوّم هم وجود دارد و آن اینکه در احصای(۲) مسائل اصلىِ زنان، حقیقتاً به مسائل اصلى بپردازیم، نه به مسائل درجه‌ى دو. پرداختن به مسئله‌ى خانواده و بخصوص مسئله‌ى سلامت و امنیّت و آرامش و تکریم زن در محیط خانواده، یکى از مسائل اصلى است. ما چند مسئله‌ى اصلى داریم، یکى از آنها این است.

نگاه کنید ببینید عوامل سَلب آرامش و سکینه‌ى روحى زن در خانواده چه چیزهایى است؟ دنبال این باشید که با قانون، با روشهاى تبلیغى، با روشها و شیوه‌هاى گوناگون، اینها را برطرف کنید. این، اساس قضیّه است. زن در خانه مایه‌ى آرامش است؛ مایه‌ى آرامش مرد، و مایه‌ى آرامش فرزندان؛ دختر و پسر. اگر خود زن برخوردار از آرامش روانى و روحى نباشد، نمیتواند این آرامش را به خانواده بدهد. زنى که مورد تحقیر قرار بگیرد، مورد اهانت قرار بگیرد، مورد فشار کار قرار بگیرد، نمیتواند کدبانو باشد؛ نمیتواند مدیر خانواده باشد؛ درحالى‌که زن، مدیر خانواده است. این مسئله‌ى اصلى است. این یکى از آن اصلى‌ترین مسائل است، که خب در محیط زندگى ما - چه محیطهاى قدیمى ما، چه محیطهاى جدید ما - چندان مورد توجّه قرار نگرفته است و باید مورد توجّه قرار بگیرد.

تصوّر از زن در خانه، تصوّر یک موجود درجه‌ى دویى [است‌] که موظّف به خدمتگزارى به دیگران است؛ این تصوّر بین خیلى‌ها هست - حالا بعضى‌ها به زبان مى‌آورند، به‌رو مى‌آورند، بعضى‌ها هم به رو نمى‌آورند، امّا در دلشان این است - این درست نقطه‌ى مقابل آن چیزى است که اسلام بیان کرده است. من مکرّر عرض کرده‌ام این حدیث معروف را که «اَلمَرأَةُ رَیحانَةٌ وَ لَیسَت بِقَهرَمانَة»؛(۳) قهرمان، در تعبیرات رایج عربى، به آن کارگزار میگویند؛ مثل «اَمَرَ قَهرِمانَهُ بِکَذا»؛ مثلاً فلان صاحب ملک و املاک فراوان به قهرمان خودش، یعنى آن کسى که کارگزار امور این املاک است، گفت؛ به این میگویند «قهرمان». در این حدیث میگوید: خیال نکن زن کارگزار تو داخل خانه است که باید کارهاى خانه را [انجام دهد]؛ این‌جورى نیست. خب ببینید، این خودش یک فصلى است که از آن چندین فصل گشوده میشود: مسئله‌ى احترام کار زن در خانه و عدم الزام او، مجبور نبودن او، قابل خریدارى شدن این کار یعنى قابل مبادله‌ى با پول؛ این است. اینها چیزهایى است که خب در اسلام هست، در فقه اسلام هست؛ همان‌طور که اشاره کردند ایشان، واقعاً فقه ما فقه مترقّى و برجسته‌اى است. یک چیزهایى از آن را بعضى میگیرند، یک چیزهایى از آن را فراموش میکنند، یک چیزهایى را هم به‌خاطر هماهنگى با این افکار هوچیگرانه‌ى غربى از این‌رو به آن‌رو میکنند؛ این را هم دیده‌ایم ما.

بعضى‌ها براى اینکه غربى‌ها بدشان نیاید، بعضى از حقایق احکام اسلامى را، واضحات احکام اسلامى را عوض میکنند. قرآن میفرماید: وَ اِن تُطِع اَکثَرَ مَن فِى الاَرضِ یُضِلّوکَ عَن سَبیلِ‌اللهِ اِن یَتَّبِعونَ اِلّا الظَّنَّ وَ اِن هُم اِلّا یَخرُصُون؛(۴) دنباله‌روِ فکر رایج در دنیاى جهل و خرافه نباید بود؛ فکر اسلامى را باید پیدا کرد، دنبال آن باید رفت، ولو حالا یک عدّه‌اى بد بگویند. این هم یک مسئله است؛ بنابراین مسئله‌ى اصلى را باید پیدا کرد. به نظر من مسئله‌ى اصلى، یعنى یکى از مسائل اصلى، مسئله‌ى خانه و خانواده است: امنیّت زن در محیط خانواده؛ فرصت زن در محیط خانواده و خانه‌دارى براى بُروز استعدادها؛ [چیزى‌] مانع درس خواندن او، مانع مطالعه کردن او، مانع فهمیدن او، مانع نوشتن او نشود - [براى] کسى که اهل این چیزها است - میدان براى این کارها فراهم باشد؛ این اساس قضیّه است.

مسئله‌ی اشتغال بانوان، جزو مسائل اصلى نیست. البتّه ما با اشتغال بانوان مخالف نیستیم؛ بنده خودم نه با اشتغالشان، نه با مدیریّتهاشان مخالفتى ندارم، مادامى‌که با آن مسائل اصلى معارضه و تنافى پیدا نکند؛ اگر معارضه پیدا کرد، آن مقدّم است. یکى از کارهایى که در این زمینه‌ى سوّم که عرض کردیم باید انجام بگیرد، طبعاً این است که نگاه کنند ببینند آن مشاغلى که متناسب با این خصوصیّت زن است چیست. بعضى از مشاغل هست متناسب با ساخت زن نیست، خب اینها را دنبال نکنند. یکى از کارها این است که آن تحصیلاتى را که به آن مشاغل منتهى میشود، بر زن تحمیل نکنند. این بحث دانشگاه و تحصیلات و مانند اینها که باز بعضى‌ها جنجال میکنند که در تحصیلات تبعیض است، این تبعیض همه‌جا بد نیست. تبعیض آنجایى که ضدّ عدالت باشد بد است. والّا فرض کنید وقتى‌که شما در یک تیم فوتبال، یکى را میگذارید مهاجم، یکى را میگذارید مدافع، یکى را میگذارید دروازه‌بان، خب این تبعیض است دیگر. اگر آن کسى که باید در خط دفاع واایستد، گذاشتند مهاجم، خب تیم خواهد باخت. آن کسى که باید مهاجم باشد اگر گذاشتند دروازه‌بان که بلد نیست این کار را، خب تیم میبازد. این تبعیض است، [امّا] این تبعیض، عین عدالت است؛ یکى را اینجا میگذارند، یکى را آنجا میگذارند، یکى را آنجا میگمارند. [پس باید] ببینیم با توجّه به آن اهداف بلند چه درسى براى بانوان مناسب است، آن درس را در اختیارشان قرار بدهیم؛ نه اینکه مجبورش کنیم که شما چون در کنکور این‌جورى شرکت کردى، و این‌جورى نمره آوردى، حتماً باید بروى فلان درس را بخوانى، که این درس نه با طبیعت زنانه‌ى او سازگار است، نه با اهداف عالى او سازگار است، نه شغلى که به دنبال این درس به او داده میشود، متناسب با او است. این چیزها را به نظر من در زمینه‌ى اشتغال زنان باید در نظر گرفت. و خلاصه این را که زن نتواند همه‌ى مشاغلى را که مرد به عهده میگیرد به عهده بگیرد، نباید ننگ دانست یا نقص دانست؛ نخیر، آن چیزى بد است که متناسب با طبیعت الهى [نباشد]. این، آن عرایض ما است که البتّه حالا چیزهاى دیگرى هم یادداشت کردیم، که به نظر من همین اندازه کافى است.

مسئله‌ى زنان، مسئله‌ى مهمّى است؛ بهترین کسانى هم که این مسئله را میتوانند دنبال کنند و حل کنند خود خانمها هستند. و خانم تحصیل‌کرده و خوش‌فکر و بااستعداد و خوش‌قلم و خوش‌قریحه کم نداریم؛ امروز در کشور ما بحمدالله خیلى زیاد است. عرض کردم؛ هیچ‌وقت در تاریخ کشور ما این‌همه زن تحصیل‌کرده و فرزانه و برجسته ما نداشتیم؛ نه در محیطهاى حوزوى، نه در محیطهاى دانشگاهى. این‌همه نویسنده‌ى زن، این‌همه شاعر زن، این‌همه محقّق زن، پژوهشگر زن، در رشته‌هاى مختلف نداشتیم؛ خوشبختانه امروز به برکت نظام اسلامى [داریم‌]. اینها به برکت اسلام است، به برکت جمهورى اسلامى است، به برکت همان نگاه روشن امام به مسئله‌ى زن است، که اشاره کردند.(۵) هیچ‌وقت ما چنین وضعیّتى را در کشورمان نداشتیم. باید خدا را شکر کنیم و از توفیقات او سپاسگزارى کنیم و از او افزایش این توفیق را بخواهیم و شکر این توفیق را بکنیم؛ شکرش هم همین است که عرض کردم: نگاه به رهنمود الهى و سلب نگاه از رهنمودهاى مادّى که امروز متصدّى و مباشر آن هم غربى‌ها و آمریکایى‌هایند که خیلى هم پررویند، خیلى هم طلبگارند، خیلى هم هوچى هستند، و اگر کسى بر خلافشان حرف بزند، هجوم تبلیغاتى هم میکنند، [امّا] نباید اعتنا کرد؛ باید انشاءالله پیش بروید.

والسّلام علیکم ورحمةالله و برکاته‌

۱) خانم شهیندخت مولاوردى (معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده)
۲) شمردن.
۳) نهج‌البلاغه، نامه‌ى‌۳۱
۴) سوره‌ى انعام، آیه‌ى ۱۱۶
۵) خانم مولاوردى‌

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هادی... ، مجید املشی ، آیلار ، حضرت عشق ، عبدالرحیم ، مصباح ، سید ابراهیم ، آیات
۲۳:۴۹, ۳۱/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۵:۰۵ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #168
آواتار
در سالروز ولادت حضرت فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله‌علیها)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

عید سعید ولادت سیّده‌ى طاهره‌ى معصومه (سلام‌الله‌علیها) و ولادت رهبر بزرگ و عظیم‌القدر انقلاب بر همه‌ى شما برادران عزیز، بلبلان گوینده و غزل‌خوان بوستان محبّت اهل‌بیت و ولایت خاندان پیغمبر مبارک باد.

خدا را شکر میکنیم؛ این یکى از نعمتهاى بزرگ خدا در حقّ ما است که منبع الهام براى جامعه‌ى اسلامى و شیعى، با ولادتها، با زندگى‌نامه‌ها، با دوران شهادتها، پى‌درپى و به‌طور متواتر به جامعه‌ى ما الهام میدهد؛ این را خیلى باید قدر دانست. در ولادت امیرالمؤمنین، ولادت پیغمبر، ولادت امام حسن، ولادت امام حسین، ولادت فاطمه‌ى زهرا، یاد این ستارگان فروزان و این عَلَمهاى رهنُماى انسان، در دلها زنده میشود؛ این خیلى مغتنم است. و خدا را شکر، این جلسه‌ى ما هم به برکت انوار فاطمى (سلام‌الله‌الزّاکیات‌علیها) سالهاى متمادى است که برقرار است و بهره‌مند میکند ما را، فضاى کار ما را، فضاى زندگى ما را، بلکه فضاى کشور را.(۱)
قطعاً ذهن محدود بشرى نمیتواند ابعاد شخصیّت‌هاى آسمانى و افلاکى از قبیل فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) را محاسبه و اندازه‌گیرى کند؛ [این‌] در شعر دوستانى که خواندند بود، عقلها توان این را ندارند که این ابعاد معنوى را تقویم کنند، تقدیر کنند، اندازه‌گیرى کنند؛ لکن میشود از رفتارها الگو گرفت. مقامات معنوى، یک مسئله است؛ رفتارهایى که جلوى چشم ما است، یک مسئله‌ى [دیگر] است. نه به این معنا که ما قادر باشیم نسخه‌ى دوّم آن رفتارها را از خودمان بُروز بدهیم، این نیست؛ امّا میتوان دنباله‌رو بود. امیرالمؤمنین فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلى ذلِک وَ لکِن اَعینونى بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛(۲) بعد از آنکه شیوه‌ى زندگى خود را - که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن‌چنان زهدى زندگى میکند - بیان کرد، فرمود: شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛ امّا میتوانید به من کمک کنید؛ با چه چیزى؟ «بِوَرَعٍ»، با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ اینها وظیفه‌ى من و شما است. هدفها را براى ما ترسیم کردند، هم هدفهاى فردى و شخصى را، هم هدفهاى اجتماعى و سیاسى و کلّى را. در هدف شخصى، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانى هدف والاى ما است؛ همه هم وعده داده شده‌اند که بتوانند این پرواز بلند و بى‌حد را انجام بدهند؛ توانایى شما جوانها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصى است.

اهداف بزرگ اجتماعى، ایجاد حیات طیّبه‌ى اسلامى و جامعه‌ى اسلامى [است‌]؛ جامعه‌اى که افراد خود را فرصت بدهد که بتوانند به‌سوى این هدف حرکت کنند: جامعه‌ى آباد، جامعه‌ى آزاد، جامعه‌ى مستقل، جامعه‌ى داراى اخلاق والا، جامعه‌ى متّحد، یکپارچه، جامعه‌ى متّقى و پرهیزگار؛ اینها اهداف جامعه‌ى اسلامى است. دنیایى که مقدّمه‌ى آخرت است، دنیایى که انسان را ناگزیر به بهشت میرساند، ایجاد یک چنین دنیایى هدف کلان اجتماعى و سیاسى اسلام است؛ اینها را در مقابل ما ترسیم کردند. راه آن چیست؟ چه‌جور میشود به این هدفها رسید؟ همین‌طور که فرمود: «اَعینُونى» - فرمایش، فرمایش امیرالمؤمنین است - به من کمک کنید؛ یعنى آنچه را که امیرالمؤمنین در زندگى خود و تلاش و جهاد خود، همه را در این راه مصرف کرد، و آن عبارت است از ایجاد چنین دنیایى براى بشریّت در طول تاریخ؛ کمک کنید به من که این هدف انجام بگیرد. چه‌جور «بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلى ممنوع است، بیکارگى ممنوع است، خسته شدن ممنوع است، مأیوس شدن ممنوع است. این حرکت عظیم وقتى انجام بگیرد، آن‌وقت شما دل مبارک فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله علیها) را شاد میکنید، دل امیرالمؤمنین را شاد میکنند؛ چون آنها براى همین هدف آن همه تلاش کردند، آن همه مجاهدت به‌خرج دادند.

عزیزان من، جوانان عزیز! امروز این فرصت براى ما ملّت ایران فراهم است؛ دیروز فراهم نبود، دیروز سخت بود؛ امروز در دوران جمهورى اسلامى این فرصت براى آحاد جامعه هست که حرکت کنند، درست حرکت کنند، درست زندگى کنند، مؤمنانه زندگى کنند، با عفّت زندگى کنند؛ نه اینکه راه گناه بسته است، [نه،] راه گناه همیشه باز است، امّا راه خوب زیستن، مؤمن زیستن، عفیف زیستن هم در زیر سایه‌ى اسلام باز است. البتّه این‌جور زندگى کردن لذّتهاى خود را دارد، سختى‌هاى خود را هم دارد. کَذلِکَ جَعَلنا لِکُلِ‌ نَبَىٍّ عَدُوًّا شَیطینَ الاِنسِ وَ الجِنِّ یوحى بَعضُهُم اِلى‌ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا؛(۳) همیشه در قبال خطّ پیغمبران، دشمنان بودند؛ دشمنان، چه کسانى هستند؟ شیاطین انس، شیاطین جن. در مقابل این صف بظاهر عریض و طویل شیاطین، صف پولادین و استوار مؤمنان قرار میگیرد. ملّت ایران این را تجربه کرد و معلوم شد که میتوان بر دشمن پیروز شد، همچنان‌که بحمدالله ملّت ایران تا امروز پیش رفته.
باید تلاش کنیم، درس زندگى صدّیقه‌ى طاهره، فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله‌علیها) این است براى ما: تلاش، اجتهاد، کوشش، پاک زندگى کردن؛ همچنان‌که آن بزرگوار یکپارچه معنویّت و نور و صفا بود: الطُّهرَةِ الطّاهِرَةِ المُطَهَّرَةِ التَّقیَّةِ النَّقیَّةِ [الرَّضیَّة] الزَّکیَة؛(۴) پاکى و آراستگى و تقوا و نورانیّت آن بزرگوار، همان چیزى است که در طول تاریخ تشیّع بر معارف ما سایه‌افکن بوده است.
آنچه من در این جلسه مناسب است عرض بکنم - بیش از مطالب دیگر - مربوط میشود به مسئولیّت سنگینى که امروز جامعه‌ى مدّاحان بر عهده دارد و بر دوش دارد.
برادران عزیز! این سنّت مدّاحى شیوه‌ى مدّاحى و ستایشگرى خاندان پیغمبر - که افتخار بزرگى است - در بین جامعه‌ى ما خوشبختانه رواج پیدا کرده است، ریشه‌دار شده است، قبلها بود، امّا محدود بود؛ امروز این سفره، گسترده شده است؛ این میدان، باز شده است. افراد زیادى - هزاران نفر - امروز در سرتاسر کشور با استفاده از ذوق و هنر و انواع و اقسام شیوه‌هاى بیانى، در این عرصه مشغول فعّالیّتند؛ خب، این میشود یک فرصت. هر فرصتى همراه است با یک مسئولیّت؛ وقتى شما نتوانید با کسانى مخاطبه بکنید، مسئولیّتتان در یک حد است؛ وقتى توانستید مخاطبه کنید، طبعاً فراتر از حدّ شخصى و به اندازه‌ى حوزه‌ى توان تَخاطُب،(۵) مسئولیّت گسترش پیدا میکند. شما که میتوانید با مردم حرف بزنید، با هنرِ شعر و صدا و آهنگ میتوانید با مردم مخاطبه کنید، این مسئولیّت‌آور است. همه‌ى این فرصتها و امکانات، همراه خود داراى یک مسئولیّتى هستند؛ این مسئولیّت را باید خوب بتوانید ادا کنید. اگر جامعه‌ى مدّاح کشور آنچنان‌که شایسته‌ى این رُتبَت و این مقام است بتواند مسئولیّت خود را ادا کند، تحوّلى در سطح کشور اتّفاق مى‌افتد.
من مکرّر عرض کردم، گاهى یک قطعه‌ى شعر که شما در یک مجلسى میخوانید، آن را خوب ادا میکنید، وقتى یک قطعه‌ى پر مغزِ خوش‌مضمونِ آموزش‌دهنده و آموزنده‌اى است، گاهى از یک سخنرانى دو ساعته، سه ساعته‌ى ما تأثیر آن بیشتر است؛ گاهى این‌جور است؛ خب، این خیلى فرصت خوبى است. اگر این هزاران عنصر ستایش‌گر و مدّاح و خواننده‌ى مذهبى که در سراسر کشور، در مجالس، در محافل، با مردم مخاطبه میکنند و میخوانند، حدود و ضوابط این کار بزرگ را درست رعایت بکنند، شما ببینید چه اتّفاقى مى‌افتد. دشمنان ما از صدها وسیله، با صدها زبان، با انواع و اقسام کارها، در صدد تخریب اعتقاد، تخریب عمل، تخریب مسیر هستند؛ در نظام جمهورى اسلامى در درجه‌ى اوّل، و در دنیاى اسلام در درجه‌ى بعد. خیلى از آحاد مردم میفهمند، مى‌بینند، میدانند کارهایى را که دشمن دارد میکند، کانال‌هاى تلویزیونى، شبکه‌هاى رادیویى، انواع و اقسام شیوه‌هاى ارتباطى جدید الکترونیکى و غیره؛ یک چیزهایى هم هست که ما بیشتر اطّلاع پیدا میکنیم، آحاد مردم نمیدانند چه کارهاى پیچیده‌اى دارد در کشور ما انجام میگیرد براى انحراف افکار آحاد مردم ما، براى تغییر مسیر حرکت این ملّت، براى به زانو درآوردن اسلام، براى الگو نشدن جامعه‌ى شیعه و معارف شیعه در دنیاى اسلام، [خیلى‌] کارها دارد میشود.
در مقابلِ این تلاشى که دشمن میکند، ما امکانات منحصربه‌فردى داریم. بله، از راه اینترنت هم میشود جواب آنها را داد، از راه‌هاى مشابه آنها هم میشود مقابله کرد - البتّه حجم کار آنها بمراتب بیشتر است - امّا ما وسیله‌هایى داریم که این وسیله‌ها منحصربه‌فرد است؛ یکى از آنها همین شما هستید، یکى از آنها همین جامعه‌ى مدّاحند. این مخاطبه‌ى چهره‌به‌چهره و روبه‌رو و استفاده‌ى از ابزار هنر براى انتقال مفاهیم به مخاطبین در شکل انبوه آن - یعنى بحث دو نفر و سه نفر و ده نفر مدّاح نیست؛ هزاران نفر در سطح کشور این کار را میکنند - یکى از وسایل منحصربه‌فردى است که ما داریم، آنها ندارند. این منبرها یکى از آن وسایل منحصربه‌فرد است؛ این مجالس روضه‌خوانى همین‌جور؛ این هیئات مذهبى همین‌جور. اگر محتوا و مضمون منبرهاى ما، مدّاحى‌هاى ما، هیئتهاى ما، نوحه‌خوانى‌هاى ما، محتوا و مضمون شایسته‌اى باشد، هیچ وسیله‌اى نمیتواند با آنها مواجهه و مقابله بکند، یعنى کاملاً منحصربه‌فرد است؛ ببینید، فرصت، این است؛ این فرصت را نباید ضایع کرد؛ این امکان را نباید از دست داد.
بدتر از ازدست‌دادن این فرصت، این است که ما آن را در راه بد مصرف کنیم. اگر جلسه‌ى مذهبى ما و خوانندگى و مدّاحى ما یا منبر ما به این نتیجه منتهى بشود از پاى منبر، بى‌اعتقاد به آینده و ناامید از آینده بلند شوند، ما این فرصت را هدر داده‌ایم و کفران کرده‌ایم این نعمت را؛ اگر از پاى منبر ما یا مدّاحى ما مردم درحالى بلند شوند که هیچ‌گونه آگاهى نسبت به وضع خودشان و وظایف خودشان پیدا نکرده باشند، ما این فرصت را از دست داده‌ایم؛ اگر خداى‌نکرده جلسات ما، جلسات وحدت‌شکن باشد، این فرصت را از دست داده‌ایم؛ اگر کیفیّت حرف زدن ما یا مضمون حرفهاى ما جورى باشد که دشمنان ما را در هدفهایشان موفّق بکند، ما این نعمت الهى را - بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً - (۶) تبدیل کرده‌ایم به نقمت؛ این را باید مواظب بود، باید مراقب بود. بارها ما گفته‌ایم، براى آدمهاى آگاه و مطّلع از اوضاع جهان و جهان اسلام هم این مثل روز روشن است که امروز اختلافات مذهبى در میان مسلمانان، یک وسیله و برگه‌اى است در دست دشمنان ما. یک شمشیر در دست دشمنان ما، همین اختلافات مذهبى است. علنى کردن اختلافات، صریح کردن مخالفتهاى اعتقادى، به زبان آوردن مطالبى که کینه‌ها را برمى‌افروزد، یکى از وسایلى است که دشمن ما از آن بیشترین استفاده را دارد میکند. حالا [اگر] ما جورى عمل بکنیم که این مقصود دشمن برآورده بشود، این «بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً» است. در جلسات نباید کینه‌ورزى‌هاى مذهبى را زیاد کرد؛ این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کرده‌ایم؛ بعضى حاضر نیستند [گوش کنند]. شما اگر بخواهید آن کسى را که موافق مذهب شما نیست و عقیده‌ى حقّ شما را قبول ندارد هدایت کنید، چه کار میکنید؟ اوّل شروع میکنید به مقدّسات او بدگویى کردن و دشنام دادن؟ اینکه بکلّى او را از شما دور خواهد کرد و امید هدایت او را به صفر خواهد رساند. راه این کار این نیست. امروز شما مى‌بینید، دنیاى تشیّع مورد مهاجمه است؛ کسانى که اسم شیعه و سنّى به گوششان نخورده بوده است - ایادى استکبار - حالا در تبلیغات رسمى‌شان مدام تکیه میکنند که بله، ایرانِ شیعه، گروه شیعه در عراق، گروه شیعه در فلان کشور! مدام روى مسئله‌ى‌شیعه و سنّى تکیه میکنند؛ چرا؟ چون این را وسیله‌ى خوبى پیدا کرده‌اند براى ایجاد نِقار(۷) بین مسلمانان. خب بله، ما افتخارمان به این است که شیعه‌ى علوى هستیم، ما افتخارمان به این است که معرفت به مقام ولایت پیدا کرده‌ایم؛ امام بزرگوار ما پرچم ولایت امیرالمؤمنین را سرِ دست گرفت، لکن این وسیله‌اى شد براى اینکه دنیاى اسلام - شیعه و غیرشیعه - احساس افتخار کنند به اسلامیّت؛ حالا کارى بکنیم که این احساس افتخار، این احساس علاقه‌مندى دنیاى اسلام نسبت به جامعه‌ى شیعه و افتخار شیعه، تبدیل بشود به دشمنى و بغض و کینه؟ این همان چیزى است که دشمن میخواهد؛ نباید بگذاریم. این یک نکته‌ى بسیار مهم است؛ این را مراقب باشید؛ اینها را شما بیش از دیگران باید مراقب باشید. کارى نکنیم که دشمن را در مقصودى که دارد، موفّق بکند؛ شمشیر دشمن را تیز بکند. بزرگان ما، علماى ما، مراجع ما، شخصیّت‌هاى بزرگ دنیاى اسلام همیشه ما را توصیه کردند به همین معنا. این یک نکته است؛ نکته‌ى بسیار اساسى است.

نکته‌ى دوّم: در محیطهاى مراسم مذهبى، مراقب باشید هیچ کارى که از حدود ضوابط شرع ممکن است بیرون برود، رخ ندهد؛ این را مراقبت کنید. محیط مدّاحى و خوانندگى دینى، یک محیط پاک و مطهّرى است؛ نگذاریم آلودگى‌هایى که متأسّفانه در دنیاى هنر در بین مردمان بى‌قید و بى‌مبالات رواج پیدا کرده است، به محیط هنر اسلامى و مذهبى در محیطهاى مذهبى رسوخ کند و نفوذ کند؛ این را مراقب باشید. محیط، محیط پاکیزه، طیّب، طاهر، [همراه با] عفّت؛ این‌جور محیطى باید باشد محیطى که ما در آنجا معارف اسلامى را میخواهیم با زبان شعر بیان کنیم.
سعى کنیم آنچه را به‌عنوان مضمون و محتوا در شعر خودمان میگنجانیم، هر کلمه‌ى آن آموزنده باشد. فرق نمیکند؛ گاهى مصیبت است، گاهى مدح است؛ همه‌ى اینها میتواند جورى انتخاب بشود که آموزنده باشد. در دوران شور انقلاب و هیجان انقلاب، در محرّمى که آخرین محرّم دوران طاغوت بود و محرّمى بود که بلافاصله بعد از محرّم و صفر، پیروزى انقلاب اتّفاق افتاد، هیئات مذهبى در شهرهاى مختلف، نوحه‌هایى را میخواندند که هر یک از این نوحه‌ها به‌قدر یک خطابه‌ى بلند و بلیغ، مردم را روشن میکرد و آگاه میکرد و بصیرت میداد. باید همیشه همین‌جور باشد؛ نوحه‌ها را [پرمحتوا کنید]. این کارى که نوحه‌خوان انجام میدهد، کار بسیار جذّاب و جالبى است. این سنّت نوحه‌خوانى و رفتارهایى که در نوحه‌خوانى انجام میگیرد، کارهاى بسیار مهمّى است؛ اینها استثنائىِ جامعه‌ى شیعه است، یعنى مخصوص ما است؛ در جاهاى دیگر، به این شکل در مراسم مذهبى وجود ندارد؛ این از امتیازات ما است؛ این را باید پرمحتوا کرد، پرمضمون کرد.
به این چیزها اگر ان‌شاءالله توجّه بشود، جامعه‌ى مدّاح یکى از اثرگذارترین پیشروان اصلاح در نظام فکرى و عملى جامعه‌ى ایران خواهد بود، و این میتواند تحقّق پیدا کند، کما اینکه الان هم در هر جایى که انسان مشاهده میکند که مدّاح بامسئولیّتى، متعهّدى، شعر درست را، شعر خوب را، با شیوه‌ى درست اجرا میکند، واقعاً اثر میگذارد، مخاطبین خودش را بیدار میکند، آگاه میکند؛ و این از آن کارهایى است که هیچ صدقه‌ى جاریه‌اى معلوم نیست به این اندازه بتواند ارزش پیدا کند در پیشبرد جامعه؛ پیش خداى متعال کمتر کارى است که این‌همه بتواند انسان براى آن ارزش‌گذارى بکند؛ خیلى کار مهمّى است. شما بحمدالله این نعمت را دارید: صداى خوش، توانایى اجراى خوب، با آهنگ خوب؛ اگر چنانچه این را همراه کنید با همین خصوصیّاتى که اشاره شد، به نظر میرسد که یکى از کارهاى بزرگ در پیشبرد اهداف نظام اسلامى و جمهورى اسلامى تحقّق پیدا خواهد کرد.
خوشبختانه امروز، شعر خوب هم کم نداریم؛ شعراى خوب، شاعران دینى و آیینى، شعرایى که درباره‌ى مسائل گوناگون شعر میگویند و شعرهاى خوب میگویند، که امروز هم بحمدالله از بعضى از اینها بهره‌مند شدیم، استفاده کردیم و خیلى خوب بود. در گذشته مدّاحها مجبور بودند شعر را حفظ کنند؛ امروز شماها این سنّت را هم به هم زده‌اید؛ خودتان را راحت کرده‌اید، کاغذ در مى‌آورید؛ خب، شعرهاى خوب را میشود نوشت و خواند و این امکان بحمدالله هست. یکى از بزرگ‌ترین نعمتهاى خدا این است که امروز در اختیار ما است.
و جامعه‌ى مدّاح، با این توان وسیع، با این امکان بزرگ، به اعتقاد بنده یکى از نعمتهاى الهى است براى کشور ما و براى مردم ما؛ و شعرایى که شعر میگویند و این مدّاحان را آماده میکنند براى اینکه بتوانند این مسئولیّت را انجام بدهند، حقّاً و انصافاً کار بزرگى انجام میدهند. از خداى متعال توفیق همه‌ى شما عزیزان را، مخصوصاً جوانها را - که میدان کارىِ وسیعى در مقابل دارید - خواهانیم و امیدواریم ان‌شاءالله همه‌ى شما مأجور و منظور نظر حضرت بقیّةالله اعظم (ارواحنا فداه) باشید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

۱) این جلسات از سال ۱۳۶۳ برگزار میشود.
۲) نهج‌البلاغه، نامه‌ى ۴۵
۳) سوره‌ى انعام، بخشى از آیه‌ى‌۱۱۲
۴) کامل الزیارات، ص‌۳۱۰
۵) طرف صحبت قرار دادن‌
۶) سوره‌ى ابراهیم، بخشى از آیه‌ى ۲۸
۷) کینه‌
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، عبدالرحیم ، سید ابراهیم ، عبدالرحمن ، مصباح ، أین المنتظر
۱:۰۶, ۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #169
آواتار
بسم الله الرحمن الرجیم
.
ما این سخنرانی رو برا اینفوگراف شدن به صورت جملات کلیدی خلاصه کردیم. گفتم خلاصشو هم اینجا قرار بدم.
.
.
* لزوم تشکیل تشکیل مرکزی مطالعاتی و کاری به منظور : این مرکز فراقوه ای باید راهبردی صحیح و همه جانبه را درباره «زن» تدوین کند و با پیگیری های لازم این راهبرد را اجرایی نماید.
.
* الزامات دستیابی به راهبرد صحیح در مسئله زن :
1. پرهیز کامل از مرجعیت دادن به تفکرات «غلط، کلیشه ای و متحجر غربی» در امور زنان
2. تکیه بر متون اسلامی
3. دوری از مسائل فرعی و پرداختن به مسائل اصلی : مسئله خانواده بخصوص «سلامت، امنیت و آرامش زن در خانواده»، مسئله ای اصلی است که باید به آن پرداخت.
.
* باید با نگاهی نو و دقیق به زندگی سیده ی زنان عالم، خصلتهای برجسته ی ایشان نظیر تقوا، عفت، طهارت، مجاهدت، شوهرداری، فرزندداری، سیاست فهمی و حضور در مهمترین عرصه های حیات یک انسان را به معنای واقعی کلمه، الگو قرار داد.
.
* غربی ها به دلایل مختلف، مسئله زن را بد فهمیده‌اند اما همان فهم غلط و تباه کننده را سکه رایج دنیا کرده اند و با هوچی گری، مجال حرف زدن به دیگران و مخالفان را نمی دهند.
.
* باید از دیدگاه غربیها درباره ابعاد مختلف مسئله زن آگاه بود اما باید با ایستادگی در مقابل مرجعیت این افکار، ذهن را از این تفکرات «کهنه اما نو نما» و «خائنانه اما ظاهراً دلسوزانه»، تخلیه کرد چرا که این تفکرات، مطلقاً نمی تواند هدایت و سعادت جوامع بشری را به دنبال بیاورد.
.
* اگر می‌خواهیم نگاه ما به مسئله زن، «سالم، منطقی، دقیق و راهگشا» باشد باید از افکار غربی در مسائلی نظیر اشتغال و برابری جنسی کاملاً فاصله بگیریم.
.
* هرکس اگر مسئله زن را جدا از مسئله خانواده مورد بررسی قرار دهد در فهم مسئله و تشخیص علاج آن، دچار اختلال می‌شود.
.
* نگاه کاسب کارانه به ظرفیت زنان در مسائل اقتصادی از جمله اشتغال و نگاه تحقیرآمیز به زن و تنزل دادن او به وسیله ای برای اطفای شهوات مردان، مبانی دیگری است که تفکرات غربی را درباره زنان، کاملاً ظالمانه و متحجرانه ساخته است.
.
* برابری [برابری جنسی زن و مرد] همیشه به معنای عدالت نیست، عدالت همیشه حق است، اما برابری گاه «حق» است و گاه «باطل«
.
* در بسیاری از مسائل از جمله سیر مقامات معنوی هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد اما قالبها متفاوت است و این واقعیت در کنار عرصه های مشترک، منطقاً عرصه های متفاوتی را نیز به همراه می آورد.
.
* در نگاه به مسئله زن نباید هر چیزی را که به نام دین بر سر زبانهاست قبول کرد اما باید اصولی را که شایستگان با شیوه درست استنباط از «قرآن و سنت و حدیث» ارائه می کنند تکیه گاه اصلی قرار داد.
.
* باید عوامل سلب آرامش و سکینه روحی زن در خانواده را جستجو کرد و با شیوه های گوناگون از جمله قانون و تبلیغ صحیح، این موانع را برطرف کرد.
.
* برخلاف برخی دیدگاهها، اشتغال از مسائل اصلی مربوط به زنان نیست البته اشتغال و مدیریت مادام که با مسئله اصلی یعنی خانواده منافاتی پیدا نکند، ایرادی ندارد.
.
* اگر در این مسئله [تحصیل زنان در برخی رشته های تحصیلی دانشگاهی] تفاوتی هم باشد ضدعدالت نیست چرا که نباید رشته های تحصیلی و مشاغلی که متناسب با طبیعت زنان نیست به آنان تحمیل شود.
.
* اینکه زنان برخی مشاغل را برعهده نگیرند هیچ ننگ و نقصی نیست بلکه آن چیزی غلط است که متناسب با طبیعت الهی زن نباشد.
.
* به لحاظ شاخص سلامت و مشارکت اجتماعی بانوان از وضع بسیار خوبی در منطقه برخورداریم و زنان جامعه نقش مؤثر و بی بدیلی در تحقق شعار «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی» خواهند داشت.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، مجید املشی ، هادی... ، سید ابراهیم ، عبدالرحیم
۱۲:۰۰, ۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #170
آواتار
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

دانلود صوت دیدار



[b]کیفیت بالا

کیفیت متوسط[/b]
کیفیت پائین

[تصویر: 13930131_0826164.jpg]


31 فروردین 1393

عید سعید ولادت سیّده‌ى طاهره‌ى معصومه (سلام‌الله‌علیها) و ولادت رهبر بزرگ و عظیم‌القدر انقلاب بر همه‌ى شما برادران عزیز، بلبلان گوینده و غزل‌خوان بوستان محبّت اهل‌بیت و ولایت خاندان پیغمبر مبارک باد.
خدا را شکر میکنیم؛ این یکى از نعمتهاى بزرگ خدا در حقّ ما است که منبع الهام براى جامعه‌ى اسلامى و شیعى، با ولادتها، با زندگى‌نامه‌ها، با دوران شهادتها، پى‌درپى و به‌طور متواتر به جامعه‌ى ما الهام میدهد؛ این را خیلى باید قدر دانست. در ولادت امیرالمؤمنین، ولادت پیغمبر، ولادت امام حسن، ولادت امام حسین، ولادت فاطمه‌ى زهرا، یاد این ستارگان فروزان و این عَلَمهاى رهنُماى انسان، در دلها زنده میشود؛ این خیلى مغتنم است. و خدا را شکر، این جلسه‌ى ما هم به برکت انوار فاطمى (سلام‌الله‌الزّاکیات‌علیها) سالهاى متمادى است که برقرار است و بهره‌مند میکند ما را، فضاى کار ما را، فضاى زندگى ما را، بلکه فضاى کشور را.(۱)
قطعاً ذهن محدود بشرى نمیتواند ابعاد شخصیّت‌هاى آسمانى و افلاکى از قبیل فاطمه‌ى زهرا (سلام الله علیها) را محاسبه و اندازه‌گیرى کند؛ [این‌] در شعر دوستانى که خواندند بود، عقلها توان این را ندارند که این ابعاد معنوى را تقویم کنند، تقدیر کنند، اندازه‌گیرى کنند؛ لکن میشود از رفتارها الگو گرفت. مقامات معنوى، یک مسئله است؛ رفتارهایى که جلوى چشم ما است، یک مسئله‌ى [دیگر] است. نه به این معنا که ما قادر باشیم نسخه‌ى دوّم آن رفتارها را از خودمان بُروز بدهیم، این نیست؛ امّا میتوان دنباله‌رو بود. امیرالمؤمنین فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلى ذلِک وَ لکِن اَعینونى بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛(۲) بعد از آنکه شیوه‌ى زندگى خود را - که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن‌چنان زهدى زندگى میکند - بیان کرد، فرمود: شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛ امّا میتوانید به من کمک کنید؛ با چه چیزى؟ «بِوَرَعٍ»، با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ اینها وظیفه‌ى من و شما است. هدفها را براى ما ترسیم کردند، هم هدفهاى فردى و شخصى را، هم هدفهاى اجتماعى و سیاسى و کلّى را. در هدف شخصى، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانى هدف والاى ما است؛ همه هم وعده داده شده‌اند که بتوانند این پرواز بلند و بى‌حد را انجام بدهند؛ توانایى شما جوانها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصى است.
اهداف بزرگ اجتماعى، ایجاد حیات طیّبه‌ى اسلامى و جامعه‌ى اسلامى [است‌]؛ جامعه‌اى که افراد خود را فرصت بدهد که بتوانند به‌سوى این هدف حرکت کنند: جامعه‌ى آباد، جامعه‌ى آزاد، جامعه‌ى مستقل، جامعه‌ى داراى اخلاق والا، جامعه‌ى متّحد، یکپارچه، جامعه‌ى متّقى و پرهیزگار؛ اینها اهداف جامعه‌ى اسلامى است. دنیایى که مقدّمه‌ى آخرت است، دنیایى که انسان را ناگزیر به بهشت میرساند، ایجاد یک چنین دنیایى هدف کلان اجتماعى و سیاسى اسلام است؛ اینها را در مقابل ما ترسیم کردند. راه آن چیست؟ چه‌جور میشود به این هدفها رسید؟ همین‌طور که فرمود: «اَعینُونى» - فرمایش، فرمایش امیرالمؤمنین است - به من کمک کنید؛ یعنى آنچه را که امیرالمؤمنین در زندگى خود و تلاش و جهاد خود، همه را در این راه مصرف کرد، و آن عبارت است از ایجاد چنین دنیایى براى بشریّت در طول تاریخ؛ کمک کنید به من که این هدف انجام بگیرد. چه‌جور «بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلى ممنوع است، بیکارگى ممنوع است، خسته شدن ممنوع است، مأیوس شدن ممنوع است. این حرکت عظیم وقتى انجام بگیرد، آن‌وقت شما دل مبارک فاطمه‌ى زهرا (سلام‌الله علیها) را شاد میکنید، دل امیرالمؤمنین را شاد میکنند؛ چون آنها براى همین هدف آن همه تلاش کردند، آن همه مجاهدت به‌خرج دادند.
عزیزان من، جوانان عزیز! امروز این فرصت براى ما ملّت ایران فراهم است؛ دیروز فراهم نبود، دیروز سخت بود؛ امروز در دوران جمهورى اسلامى این فرصت براى آحاد جامعه هست که حرکت کنند، درست حرکت کنند، درست زندگى کنند، مؤمنانه زندگى کنند، با عفّت زندگى کنند؛ نه اینکه راه گناه بسته است، [نه،] راه گناه همیشه باز است، امّا راه خوب زیستن، مؤمن زیستن، عفیف زیستن هم در زیر سایه‌ى اسلام باز است. البتّه این‌جور زندگى کردن لذّتهاى خود را دارد، سختى‌هاى خود را هم دارد. کَذلِکَ جَعَلنا لِکُلِ‌ نَبَىٍّ عَدُوًّا شَیطینَ الاِنسِ وَ الجِنِّ یوحى بَعضُهُم اِلى‌ بَعضٍ زُخرُفَ القَولِ غُرورًا؛(۳) همیشه در قبال خطّ پیغمبران، دشمنان بودند؛ دشمنان، چه کسانى هستند؟ شیاطین انس، شیاطین جن. در مقابل این صف بظاهر عریض و طویل شیاطین، صف پولادین و استوار مؤمنان قرار میگیرد. ملّت ایران این را تجربه کرد و معلوم شد که میتوان بر دشمن پیروز شد، همچنان‌که بحمدالله ملّت ایران تا امروز پیش رفته. باید تلاش کنیم، درس زندگى صدّیقه‌ى طاهره، فاطمه‌ى زهرا(سلام‌الله‌علیها) این است براى ما: تلاش، اجتهاد، کوشش، پاک زندگى کردن؛ همچنان‌که آن بزرگوار یکپارچه معنویّت و نور و صفا بود: الطُّهرَةِ الطّاهِرَةِ المُطَهَّرَةِ التَّقیَّةِ النَّقیَّةِ [الرَّضیَّة] الزَّکیَة؛(۴) پاکى و آراستگى و تقوا و نورانیّت آن بزرگوار، همان چیزى است که در طول تاریخ تشیّع بر معارف ما سایه‌افکن بوده است.
آنچه من در این جلسه مناسب است عرض بکنم - بیش از مطالب دیگر - مربوط میشود به مسئولیّت سنگینى که امروز جامعه‌ى مدّاحان بر عهده دارد و بر دوش دارد. برادران عزیز! این سنّت مدّاحى شیوه‌ى مدّاحى و ستایشگرى خاندان پیغمبر - که افتخار بزرگى است - در بین جامعه‌ى ما خوشبختانه رواج پیدا کرده است، ریشه‌دار شده است، قبلها بود، امّا محدود بود؛ امروز این سفره، گسترده شده است؛ این میدان، باز شده است. افراد زیادى - هزاران نفر - امروز در سرتاسر کشور با استفاده از ذوق و هنر و انواع و اقسام شیوه‌هاى بیانى، در این عرصه مشغول فعّالیّتند؛ خب، این میشود یک فرصت. هر فرصتى همراه است با یک مسئولیّت؛ وقتى شما نتوانید با کسانى مخاطبه بکنید، مسئولیّتتان در یک حد است؛ وقتى توانستید مخاطبه کنید، طبعاً فراتر از حدّ شخصى و به اندازه‌ى حوزه‌ى توان تَخاطُب،(۵) مسئولیّت گسترش پیدا میکند. شما که میتوانید با مردم حرف بزنید، با هنرِ شعر و صدا و آهنگ میتوانید با مردم مخاطبه کنید، این مسئولیّت‌آور است. همه‌ى این فرصتها و امکانات، همراه خود داراى یک مسئولیّتى هستند؛ این مسئولیّت را باید خوب بتوانید ادا کنید. اگر جامعه‌ى مدّاح کشور آنچنان‌که شایسته‌ى این رُتبَت و این مقام است بتواند مسئولیّت خود را ادا کند، تحوّلى در سطح کشور اتّفاق مى‌افتد.
من مکرّر عرض کردم، گاهى یک قطعه‌ى شعر که شما در یک مجلسى میخوانید، آن را خوب ادا میکنید، وقتى یک قطعه‌ى پر مغزِ خوش‌مضمونِ آموزش‌دهنده و آموزنده‌اى است، گاهى از یک سخنرانى دو ساعته، سه ساعته‌ى ما تأثیر آن بیشتر است؛ گاهى این‌جور است؛ خب، این خیلى فرصت خوبى است. اگر این هزاران عنصر ستایش‌گر و مدّاح و خواننده‌ى مذهبى که در سراسر کشور، در مجالس، در محافل، با مردم مخاطبه میکنند و میخوانند، حدود و ضوابط این کار بزرگ را درست رعایت بکنند، شما ببینید چه اتّفاقى مى‌افتد. دشمنان ما از صدها وسیله، با صدها زبان، با انواع و اقسام کارها، در صدد تخریب اعتقاد، تخریب عمل، تخریب مسیر هستند؛ در نظام جمهورى اسلامى در درجه‌ى اوّل، و در دنیاى اسلام در درجه‌ى بعد. خیلى از آحاد مردم میفهمند، مى‌بینند، میدانند کارهایى را که دشمن دارد میکند، کانال‌هاى تلویزیونى، شبکه‌هاى رادیویى، انواع و اقسام شیوه‌هاى ارتباطى جدید الکترونیکى و غیره؛ یک چیزهایى هم هست که ما بیشتر اطّلاع پیدا میکنیم، آحاد مردم نمیدانند چه کارهاى پیچیده‌اى دارد در کشور ما انجام میگیرد براى انحراف افکار آحاد مردم ما، براى تغییر مسیر حرکت این ملّت، براى به زانو درآوردن اسلام، براى الگو نشدن جامعه‌ى شیعه و معارف شیعه در دنیاى اسلام، [خیلى‌] کارها دارد میشود.
در مقابلِ این تلاشى که دشمن میکند، ما امکانات منحصربه‌فردى داریم. بله، از راه اینترنت هم میشود جواب آنها را داد، از راه‌هاى مشابه آنها هم میشود مقابله کرد - البتّه حجم کار آنها بمراتب بیشتر است - امّا ما وسیله‌هایى داریم که این وسیله‌ها منحصربه‌فرد است؛ یکى از آنها همین شما هستید، یکى از آنها همین جامعه‌ى مدّاحند. این مخاطبه‌ى چهره‌به‌چهره و روبه‌رو و استفاده‌ى از ابزار هنر براى انتقال مفاهیم به مخاطبین در شکل انبوه آن - یعنى بحث دو نفر و سه نفر و ده نفر مدّاح نیست؛ هزاران نفر در سطح کشور این کار را میکنند - یکى از وسایل منحصربه‌فردى است که ما داریم، آنها ندارند. این منبرها یکى از آن وسایل منحصربه‌فرد است؛ این مجالس روضه‌خوانى همین‌جور؛ این هیئات مذهبى همین‌جور. اگر محتوا و مضمون منبرهاى ما، مدّاحى‌هاى ما، هیئتهاى ما، نوحه‌خوانى‌هاى ما، محتوا و مضمون شایسته‌اى باشد، هیچ وسیله‌اى نمیتواند با آنها مواجهه و مقابله بکند، یعنى کاملاً منحصربه‌فرد است؛ ببینید، فرصت، این است؛ این فرصت را نباید ضایع کرد؛ این امکان را نباید از دست داد.
بدتر از ازدست‌دادن این فرصت، این است که ما آن را در راه بد مصرف کنیم. اگر جلسه‌ى مذهبى ما و خوانندگى و مدّاحى ما یا منبر ما به این نتیجه منتهى بشود از پاى منبر، بى‌اعتقاد به آینده و ناامید از آینده بلند شوند، ما این فرصت را هدر داده‌ایم و کفران کرده‌ایم این نعمت را؛ اگر از پاى منبر ما یا مدّاحى ما مردم درحالى بلند شوند که هیچ‌گونه آگاهى نسبت به وضع خودشان و وظایف خودشان پیدا نکرده باشند، ما این فرصت را از دست داده‌ایم؛ اگر خداى‌نکرده جلسات ما، جلسات وحدت‌شکن باشد، این فرصت را از دست داده‌ایم؛ اگر کیفیّت حرف زدن ما یا مضمون حرفهاى ما جورى باشد که دشمنان ما را در هدفهایشان موفّق بکند، ما این نعمت الهى را - بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً - (۶) تبدیل کرده‌ایم به نقمت؛ این را باید مواظب بود،
باید مراقب بود. بارها ما گفته‌ایم، براى آدمهاى آگاه و مطّلع از اوضاع جهان و جهان اسلام هم این مثل روز روشن است که امروز اختلافات مذهبى در میان مسلمانان، یک وسیله و برگه‌اى است در دست دشمنان ما. یک شمشیر در دست دشمنان ما، همین اختلافات مذهبى است. علنى کردن اختلافات، صریح کردن مخالفتهاى اعتقادى، به زبان آوردن مطالبى که کینه‌ها را برمى‌افروزد، یکى از وسایلى است که دشمن ما از آن بیشترین استفاده را دارد میکند. حالا [اگر] ما جورى عمل بکنیم که این مقصود دشمن برآورده بشود، این «بَدَّلوا نِعمَتَ اللهِ کُفراً» است. در جلسات نباید کینه‌ورزى‌هاى مذهبى را زیاد کرد؛ این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کرده‌ایم؛ بعضى حاضر نیستند [گوش کنند]. شما اگر بخواهید آن کسى را که موافق مذهب شما نیست و عقیده‌ى حقّ شما را قبول ندارد هدایت کنید، چه کار میکنید؟ اوّل شروع میکنید به مقدّسات او بدگویى کردن و دشنام دادن؟ اینکه بکلّى او را از شما دور خواهد کرد و امید هدایت او را به صفر خواهد رساند. راه این کار این نیست. امروز شما مى‌بینید، دنیاى تشیّع مورد مهاجمه است؛ کسانى که اسم شیعه و سنّى به گوششان نخورده بوده است - ایادى استکبار - حالا در تبلیغات رسمى‌شان مدام تکیه میکنند که بله، ایرانِ شیعه، گروه شیعه در عراق، گروه شیعه در فلان کشور! مدام روى مسئله‌ى‌شیعه و سنّى تکیه میکنند؛ چرا؟ چون این را وسیله‌ى خوبى پیدا کرده‌اند براى ایجاد نِقار(۷) بین مسلمانان. خب بله، ما افتخارمان به این است که شیعه‌ى علوى هستیم، ما افتخارمان به این است که معرفت به مقام ولایت پیدا کرده‌ایم؛ امام بزرگوار ما پرچم ولایت امیرالمؤمنین را سرِ دست گرفت، لکن این وسیله‌اى شد براى اینکه دنیاى اسلام - شیعه و غیرشیعه - احساس افتخار کنند به اسلامیّت؛ حالا کارى بکنیم که این احساس افتخار، این احساس علاقه‌مندى دنیاى اسلام نسبت به جامعه‌ى شیعه و افتخار شیعه، تبدیل بشود به دشمنى و بغض و کینه؟ این همان چیزى است که دشمن میخواهد؛ نباید بگذاریم. این یک نکته‌ى بسیار مهم است؛ این را مراقب باشید؛ اینها را شما بیش از دیگران باید مراقب باشید. کارى نکنیم که دشمن را در مقصودى که دارد، موفّق بکند؛ شمشیر دشمن را تیز بکند. بزرگان ما، علماى ما، مراجع ما، شخصیّت‌هاى بزرگ دنیاى اسلام همیشه ما را توصیه کردند به همین معنا. این یک نکته است؛ نکته‌ى بسیار اساسى است.
نکته‌ى دوّم: در محیطهاى مراسم مذهبى، مراقب باشید هیچ کارى که از حدود ضوابط شرع ممکن است بیرون برود، رخ ندهد؛ این را مراقبت کنید. محیط مدّاحى و خوانندگى دینى، یک محیط پاک و مطهّرى است؛ نگذاریم آلودگى‌هایى که متأسّفانه در دنیاى هنر در بین مردمان بى‌قید و بى‌مبالات رواج پیدا کرده است، به محیط هنر اسلامى و مذهبى در محیطهاى مذهبى رسوخ کند و نفوذ کند؛ این را مراقب باشید. محیط، محیط پاکیزه، طیّب، طاهر، [همراه با] عفّت؛ این‌جور محیطى باید باشد محیطى که ما در آنجا معارف اسلامى را میخواهیم با زبان شعر بیان کنیم.
سعى کنیم آنچه را به‌عنوان مضمون و محتوا در شعر خودمان میگنجانیم، هر کلمه‌ى آن آموزنده باشد. فرق نمیکند؛ گاهى مصیبت است، گاهى مدح است؛ همه‌ى اینها میتواند جورى انتخاب بشود که آموزنده باشد. در دوران شور انقلاب و هیجان انقلاب، در محرّمى که آخرین محرّم دوران طاغوت بود و محرّمى بود که بلافاصله بعد از محرّم و صفر، پیروزى انقلاب اتّفاق افتاد، هیئات مذهبى در شهرهاى مختلف، نوحه‌هایى را میخواندند که هر یک از این نوحه‌ها به‌قدر یک خطابه‌ى بلند و بلیغ، مردم را روشن میکرد و آگاه میکرد و بصیرت میداد. باید همیشه همین‌جور باشد؛ نوحه‌ها را [پرمحتوا کنید]. این کارى که نوحه‌خوان انجام میدهد، کار بسیار جذّاب و جالبى است. این سنّت نوحه‌خوانى و رفتارهایى که در نوحه‌خوانى انجام میگیرد، کارهاى بسیار مهمّى است؛ اینها استثنائىِ جامعه‌ى شیعه است، یعنى مخصوص ما است؛ در جاهاى دیگر، به این شکل در مراسم مذهبى وجود ندارد؛ این از امتیازات ما است؛ این را باید پرمحتوا کرد، پرمضمون کرد. به این چیزها اگر ان‌شاءالله توجّه بشود، جامعه‌ى مدّاح یکى از اثرگذارترین پیشروان اصلاح در نظام فکرى و عملى جامعه‌ى ایران خواهد بود، و این میتواند تحقّق پیدا کند، کما اینکه الان هم در هر جایى که انسان مشاهده میکند که مدّاح بامسئولیّتى، متعهّدى، شعر درست را، شعر خوب را، با شیوه‌ى درست اجرا میکند، واقعاً اثر میگذارد، مخاطبین خودش را بیدار میکند، آگاه میکند؛ و این از آن کارهایى است که هیچ صدقه‌ى جاریه‌اى معلوم نیست به این اندازه بتواند ارزش پیدا کند در پیشبرد جامعه؛ پیش خداى متعال کمتر کارى است که این‌همه بتواند انسان براى آن ارزش‌گذارى بکند؛ خیلى کار مهمّى است. شما بحمدالله این نعمت را دارید: صداى خوش، توانایى اجراى خوب، با آهنگ خوب؛ اگر چنانچه این را همراه کنید با همین خصوصیّاتى که اشاره شد، به نظر میرسد که یکى از کارهاى بزرگ در پیشبرد اهداف نظام اسلامى و جمهورى اسلامى تحقّق پیدا خواهد کرد.
خوشبختانه امروز، شعر خوب هم کم نداریم؛ شعراى خوب، شاعران دینى و آیینى، شعرایى که درباره‌ى مسائل گوناگون شعر میگویند و شعرهاى خوب میگویند، که امروز هم بحمدالله از بعضى از اینها بهره‌مند شدیم، استفاده کردیم و خیلى خوب بود. در گذشته مدّاحها مجبور بودند شعر را حفظ کنند؛ امروز شماها این سنّت را هم به هم زده‌اید؛ خودتان را راحت کرده‌اید، کاغذ در مى‌آورید؛ خب، شعرهاى خوب را میشود نوشت و خواند و این امکان بحمدالله هست. یکى از بزرگ‌ترین نعمتهاى خدا این است که امروز در اختیار ما است.
و جامعه‌ى مدّاح، با این توان وسیع، با این امکان بزرگ، به اعتقاد بنده یکى از نعمتهاى الهى است براى کشور ما و براى مردم ما؛ و شعرایى که شعر میگویند و این مدّاحان را آماده میکنند براى اینکه بتوانند این مسئولیّت را انجام بدهند، حقّاً و انصافاً کار بزرگى انجام میدهند. از خداى متعال توفیق همه‌ى شما عزیزان را، مخصوصاً جوانها را - که میدان کارىِ وسیعى در مقابل دارید - خواهانیم و امیدواریم ان‌شاءالله همه‌ى شما مأجور و منظور نظر حضرت بقیّةالله اعظم (ارواحنا فداه) باشید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

۱) این جلسات از سال ۱۳۶۳ برگزار میشود.
۲) نهج‌البلاغه، نامه‌ى ۴۵
۳) سوره‌ى انعام، بخشى از آیه‌ى‌۱۱۲
۴) کامل الزیارات، ص‌۳۱۰
۵) طرف صحبت قرار دادن‌
۶) سوره‌ى ابراهیم، بخشى از آیه‌ى ۲۸
۷) کینه‌
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، مصباح ، سید ابراهیم ، عبدالرحیم ، fafa* ، أین المنتظر
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نامه احمدی نژاد به مقام معظم رهبری میثم2 20 5,267 ۱۳/مهر/۹۵ ۱۵:۰۶
آخرین ارسال: فرشته ی عذاب
  بیانات مهم مقام معظم رهبری در ابتدای درس خارج فقه -Ali- 0 993 ۵/مهر/۹۵ ۱۱:۴۰
آخرین ارسال: -Ali-
  این تصویر مقام معظم رهبری «جعلی» است Islam 0 1,065 ۸/تیر/۹۴ ۱۸:۴۰
آخرین ارسال: Islam

پرش در بین بخشها:


بالا