کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.67 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تمدن ایران قبل از اریاییها
۰:۱۸, ۳۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
ایرانیان قبل از آریایی ها[تصویر: a74740ff5a7a439682a9.jpg]
آیا اوج تمدن ایران مربوط به آریایی هاست؟
در سالهای اخیر شاهدیم که بعضی هموطنانمان به جای پرداختن به اموری که سبب رشد و شکوفایی ایران می شود، به اموری نه چندان ضروری سرگرم شده اند. یکی از آنها دم زدن افراطی از نژاد آریایی است.
پیش از این نشان دادیم که اولا، بهترین معیار برتری عمل نیک است و ثانیا، آنقدر در نژادها اختلاط پدید آمده که به آسانی نمی توان کسی را یافت که وابسته به نژادی خاص باشد از جمله ی آنها نژاد آریایی است که هیچ کس نمی تواند ادعای آریایی کند.
بهر حال آنقدر آریایی آریایی کردیم که ایرانیان اصیل‏تر را به فراموشی سپردیم. جناب آقای رضا اشکوری در سایت شمالیها به معرفی ایرانیان قبل از آریاییها پرداخته که قسمتهایی از آن را گزینش کرده در اینجا می آوریم. عنوانهای فرعی که در این نوشته با رنگ سیاه است ما افزودیم.
[تصویر: usericon.gif] 1. رضا اشکوری:
داستان آریایی بودنمان اوج بی مهری ما نسبت به اجدادمان را نشان می دهد. به راحتی این را پذیرفتیم که اقوام آریایی که براساس تمام روایتها اقوامی کوچ نشین بوده و بیشتر از طریق دامداری و شبانی امرار معاش میکردند و به دلایلی چون سرد شدن هوا، تراکم جمعیت و چراگاههای بهتر حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح بسوی سرزمین مان سرازیر شده بودند بومیان (یعنی همان اجداد واقعی ما) سرزمین مان ایران را یا در جنگ از بین بردند و با آنها را در خود حل کردند. البته هیچ نشان، مدرک، نوشته یا سنگ نبشته ای که حاکی از جنگ هایی که در آن ایرانیان بومی شکست خورده و نابود شدند تاکنون بدست نیامده...
ـ آثار مسی و مفرغی. آثار مسى و مفرغى از جمله تبر، چکش، کلنگ یک سر، کلنگ دو سر، تیغ خنجر، سوزن، سنجاق، اسکنه و قلم کشف شده در تپه های سیلک کاشان حکایت گر وجود تمدنی که قدمت آن به هفت هزار سال می رسد و یکی از نخستین تمدنها محسوب می گردد می باشند.
ـ شهرنشینی و داشتن خطی قدیمی تر از خط میخی. در یکی از بزرگترین کشفیات باستان شناسی جهان در حفاری های حوزه رود هلیل رود در جیرفت در سال 1381 خورشیدی صحبت از تمدنی می شود که در حدود 3000 تا 4500 سال قبل از میلاد مسیح یعنی 5000 تا 6500 سال پیش (به عبارتی قبل از تمدن سومر در میان رودان) زندگی شهری داشته و صاحب خطی بودند که قدمتش چندین قرن از خط میخی بیشتر است.
محقق فرانسوی ژان پرو می گوید: منطقه‌ای که پیشتر تصور ما بر این بود که کسی جز چادرنشینان و گله‌های دام آنها در آن سکونت نداشت، به واقع قلب تمدنی بوده است که به شکل شگفت انگیزی پیشرفته بود. از این پس جیرفت را باید مبدا تاریخ دانست و سایر تمدن‌ها را باید با استناد به آن و به صورت قبل و یا بعد از تمدن جیرفت سنجید. به عقیده خانم هالی پیتمن از دانشگاه پنسیلوانیا این تمدن یک مرکز تجاری بزرگ هم بود که از اقصا نقاط دنیا برای تجارت به آنجا می آمدند. وی می گوید:
مُهرهای یافت شده با نقوش مختلف در منطقه متعلق به تجاری بوده که از نقاط دیگر برای خرید کالا به "جیرفت" می آمدند و از این مُهر ها برای مُهر و موم کالاها استفاده می کردند. تعداد زیاد مهرها و تنوع طرحها نشان می دهد که خریداران زیادی ازنقاط مختلف خارج از منطقه به این شهر می آمده اند.
ـ کشف فلز و ذوب آن. یکی از با اهمیت ترین کشف های انسان که به تحول آتی جوامع بشری و پایه ریزی تمدن های بزرگ کمک کرد یعنی کشف فلز و ذوب آن در نیمه اول هزاره پنجم قبل از میلاد مسیح (یعنی بیش از 6500 سال پیش) حدود 3000 تا سه هزار وپانصد سال قبل از کوچ اقوام آریایی به ایران بطور همزمان در آناتولی و تپه قبرستان قزوین و حدود سه قرن بعد در کرمان صورت گرفت. در حفاری های انجام شده تپه "قبرستان" در هشت کیلومترى شمال روستاى سگزآباد در دشت قزوین کارگاه های ذوب مس با دو کوره ذوب، چند کارگاه سفالگرى و فلزکارى، و ساختمان بزرگی با 9 اتاق و... نشان از وجود تمدنی بزرگ و شهرنشین در 6500 سال پیش را می دهد.
ـ ابزار تهیه ی آبجو. در حفاری های انجام شده در غرب ایران ابزار و آلات تهیه آبجو که عمرشان به شش هزار سال می رسد کشف شده و به عقیده کار شناسان مردمان بومی آن خطه اولین قومی بودند که با طرز ساختن آبجو آشنایی داشتند.
ـ زندگی غیر شبانی. همچنین می توان از تمدن ایلام در غرب و جنوب ایران در 3500 سال پیش و آثار بدست آمده در تپه حصار دامغان، چشمه على در شهر رى ، مرتضى گرد در جاده رى به عباس آباد در 9 کیلومترى تهران، قره تپه در شهریار که همگی نشانه هایی از زندگی غیرشبانی دارند نام برد.
ـ آثار فرهنگی و جام زرین. آثار فرهنگی فراوانی از شمال ایران بدست آمده که حکایت از وجود شهرنشینی و تمدن در 3000 سال قبل از میلاد مسیح در منطقه را دارند. از جمله می توان از آثار بدست آمده در " شاه تپه " " تورنگ تپه " " یاریم تپه " " دره گز" در منطقه گرگان و جام سیمین، مربوط به هزاره‌ی دوم پیش از میلاد در کلاردشت نام برد
ـ گردنبند زرین. در سال 1351 خورشیدی در کاوشهای رودبار گیلان گردنبند زرینی یافته شده که مربوط به هفت هزار سال پیش (حدود چهار هزار سال قبل از کوچ اقوام آریایی به ایران) است. در این گردنبند سه نقش برجسته گردونه خورشید از طلا با فاصله منظم و دقیق که در آن بکار رفته است.
[تصویر: gardanband.jpg]
طرحی از گردنبند یافت شده در رودبار گیلان متعلق به 7000 سال پیش

ـ کشف اشیاء گرانبها در گیلان. در سال های 1340 و 1341 در حفاری های انجام شده توسط دانشگاه تهران و اداره باستان شناسی در تپه مارلیک نزدیک رودبار در گیلان آثار گرانبهایی بدست آمد که نشانگر پیشرفت آماردها (ساکنان بومی گیلان و مازندران) در رشته های گوناگون صنعتی و برخورداری از جامعه شهر نشین در هزاره ی دوم پیش از میلاد مسیح می باشد. در معابد کشف شده در مارلیک اشیایی مانند ظروف نقره ای با لوله بلند طلا و نقش های افسانه ای، یک تبر مفرغی دوسر و انبوهی سرپیکان مفرغی پیدا شد. پارچه های به دست آمده از تپه مارلیک، نشانه ظهور و پیشرفت صنعت بافندگی در هزاران سال پیش در ایران و به ویژه در گیلان هستند. در آرامگاه های تپه مارلیک اشیایی مانند ظروف مفرغی ظرف های سفالین، دکمه های تزئینی ، انواع سرگرز، پیکان، شمشیر، خنجر، مجسمه های برنزی و سفالی، کلاه خود، سرنیزه، مچ بند و اسباب و افزاری دیگر پیدا شد.
همچنین در میان این آثار انبوهی گوش پاک کن طلا و برنز، ناخن پاک کن طلا و مفرغ، سوزن های طلا و مفرغ، دوک پشم ریسی و وسایلی از این گونه به دست آمد که معرف فرهنگ و طرز زندگی آماردها هستند. از دیگر آثار یافته شده می توان از دو مجسمه کوچک گاو مفرغی، دو مهر استوانه ای، چهارده دکمه طلا و تعداد زیادی جام می توان نام برد. در میان جام هایی که در این کاوش ها به دست آمد؛ نمونه های بی مانندی وجود دارد از جمله جام مارلیک که در هیچ یک از کاوش های علمی جهان مانند آن‌ها پیدا نشده است. مارلیک به نظر بسیاری خلاصه شده مارد لیک یعنی سرزمین ماردها (آماردها) می باشد.
[تصویر: marlic.jpg]
جام مارلیک
یادآوری:
یک) حفاری ها در ایران به استثنای چند مورد که واقعا خصلت علمی و باستان شناسی داشته و توسط کارشناسان ایرانی و خارجی صورت گرفته، عموما خصلت راهزنانه و سرقت ماندگارهای نیاکان مان را داشته و میلیونها قطعه بدست آمده که می توانستند به روشن شدن تاریخ ایران باستان کمک کنند به موزه ها و کلکسیونهای خارج از مرزهای ایران منتقل گردیدند...
دو) با توجه به آنچه گفته شد صحبت کردن از نژاد خالص بومی ایرانی و یا آریایی در رابطه با ما ساکنان این مرز و بوم که ایرانش می نامیم نه درست می باشد و نه برای همزیستی مان در کنار همدیگر مفید. به هر زبان یا لهجه ای که صحبت کنیم نتیجه اختطلاط ها و آمیزشهای حداقل سه هزار سال بین اقوام بومی و اقوام دیگری که به ایران کوچ کردند، از جمله اقوام آریایی بعنوان اولین و بزرگترین گروه کوچ کننده به ایران و سپس اعراب و ترک ها بوده و حامل رگه های نژادی همه آنها هستیم....

منبع
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، محمود ، alitalebi ، MAHDI59 ، zaeim ، saloomeh ، rastin ، MohammadSadra ، حسن.س. ، hesam110 ، A L I ، SARV ، warior ، در جستجوی سختی ، Gryffen ، سرباز سید علی ، vahrakan ، blue.blood ، سجاد313 ، cernel ، Havbb 110 ، mohammad reza ، جبریل ، مفقود الاثر ، ساقی ، mahdy30na ، عبدالرحمن
۰:۲۱, ۳۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۰ ۰:۲۲ توسط Mohammad Trust.)
شماره ارسال: #2
آواتار
خیلی جالب بود ، ولی به نظر من بهترین حکومت ایران در زمان آریایی ها بوده.

در ضمن :

این گردنبد مال آلمان نازیه که Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: alitalebi ، MohammadSadra ، hesam110 ، blue.blood ، سجاد313 ، cernel ، pari74bala
۰:۴۳, ۳۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
پیش از تاریخ به زمانی گفته می‌شود که انسان هنوز موفق به اختراع خط (نوشتار) نگردیده بود. از حدود ۳۶۰۰ سال ق. م. انسان موفق به اختراع خط گردید. پیش از این پنداشته می‌شد نخستین مخترعین خط ابتدا سومریان (۳۶۰۰ پ. م.) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند. با کاوش‌های جدید مشخص شد اختراع خط و نوشته، مربوط به تمدن جیرفت در ایران است بر اساس سنگ نوشتهٔ جدیدی که در نوامبر سال ۲۰۰۷ در کاوشگاه جیرفت یافت شد.[sup][۱][/sup][sup][۲][/sup][sup][۳][/sup][sup][۴][/sup][sup][۵][/sup][sup][۶][/sup][sup][۷][/sup][sup][۸][/sup][sup][۹][/sup]

ایران پیش از تاریخ
[ویرایش]
دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- پارینه‌سنگی (عصر حجر قدیم). ۲- فرا پارینه سنگی. ۳- نوسنگی (عصر حجر جدید). در ایران تپه‌های باستانی بسیاری از دوره نوسنگی باقی مانده‌است از جمله تل باکون ٍ جری ٍ موشکی و... در فارس ٍ تپه شوش ٍ چغا بنوت ٍ چغا میش و... در خوزستان، گنج دره، سراب و آسیاب در کرمانشاه و در دیگر نقاط ایران.

دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام فرا پارینه سنگی تقسیم می‌شود. فرهنگهای مرتبط با پارینه سنگی قدیم ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنک تبر دستی آشولی هستند. کهنترین شواهد این دوره که مربوط به فرهنگ الدوان است در اطراف رود خانه کشف رود در شرق مشهد یافت شده‌است. این شواهد شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند. طبق نظر کاشفین این مجموعه حداقل ۸۰۰ هزار سال قدمت دارد. از فرهنگ آشولی نیز مدارک بیشتری در شمال غرب و غرب کشور بدست آمده‌است. برخی از مکانهای مهم شامل گنج پر در رستم آباد گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان لرستان هستند. از دوران پارینه سنگی میانی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می‌شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاهها یافت شده‌است که اغلب مربوط به زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش شروع شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشته‌است. انسان‌های نئاندرتال در این دوره در ایران می‌زیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شده‌است. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، قبه و دو اشکفت در شمال کرمانشاه، قمری و گر ارجنه در اطراف خرم آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است. دوران پارینه سنگی جدید ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند جدیدی به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم آباد، مرو دشت و کاشان یافت شده‌است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.

ساکنین ایران را قبل از رسیدن ایرانیان می‌توان زیر عنوان کلی کاسپین که دریای خزر بنام آنهاست جمع نمود، کاسپینها کشاورزی می‌کردند. این مردم نخستین کشاورزان جهان بوده‌اند و کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانه‌های سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیده‌است. در دوران نوسنگی در برخی نواحی آسیای غربی (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی جانوران، انتقال یافت.

روستانشینی
[ویرایش] قدیمیتری آثار سکونت روستا نشینان اولیه در غرب زاگرس و شمال خوزستان یافت شده‌است.برخی از
این روستاهای اولیه گنج دره، سراب و آسیاب در نزدیکی کرمانشاه، علی کش در دهلران، گوران در هلیلان و چغا بنوت در شمال خوزستان است. قدیمیترین مدارک اهلی شدن بز در مکان گنج دره در نزدیکی کرمانشاه کشف شده که حدود ۱۰ هزار سال قدمت دارد.
بین هفت تا هشت هزار سال پیش مراکز روستانشین در چند نقطه از ایران، در منطقه تمدن جیرفت در تمدن تپه سیلک نزدیک کاشان و در اطراف مرودشت و در فاصله کمی از شوش، قدیمیترین شهر موجود دنیا، وجود داشته‌است. شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه‌است، با وجود اینکه نخستین آثار یک دهکدهٔ مسکونی در آن مربوط به ۷۰۰۰ سال پیش از میلاد هستند.

در طول تاریخ، مهاجرت‌های انسانی و جابجایی انسان‌ها همواره به دلیل دستیابی به شرایط بهتر برای زندگی بوده‌است، در دوران باستان این شرایط بهتر عبارت از آب فراوان‌تر و خاک حاصلخیزتر برای کشاورزی بوده‌است. به عنوان نمونه‌ای از اینگونه مهاجرت‌ها می‌توان از دو کوچ بزرگ نام برد: نخست، کوچ هندیان آریایی از پیرامون کوهستان‌های هندوکش به سرزمین‌های پنجاب و پیرامون رود سند و دیگری، کوچ ایلامیان و سومریان، به سرزمین‌های باتلاقی تازه خشک شده خوزستان در ایران و میانرودان انجام شده‌است. از اینگونه مهاجرت‌ها تمدنهای بزرگ یا گروههائی از تمدنهای بزرگ برخاستند. ویل دورانت، این آثار تمدن را کهن‌ترین آثار تمدن بشر دانسته‌است.

کهن‌ترین نشانه‌های تمدن انسانی، مربوطه به ۵۰۰۰ سال ق. م. است که در ایران تمدن شهر سوخته در سیستان، تمدن عیلام در خوزستان، تمدن جیرفت در کرمان، تمدن تپه‌حصارِ در دامغان، تمدن تپه سیلک (در کاشان)، تمدن اورارتو (در آذربایجان)، تپه گیان نهاوند، تمدن کاسی‌ها (در لرستان امروز)، پیدا شده‌است. از روی یک قسمت از آثار تمدن تپه سیلک، که گمان می‌رود مربوط به هزاره چهارم پ.م. باشد، پیدا شده‌است که اهالی آنجا به بافندگی و کارکردن با فلزات و استعمال مهر و چرخ کوزه گری پی برده بودند.

ایران نخستین سرزمینی است که در آن مردم به استخراج و استعمال فلزات پی برده‌اند. تعدادی از نخستین کوره‌های ذوب مس در تل ابلیس کرمان مربوط به هزاره پنجم ق.م. بدست آمد و اشیاء مسی شامل سنجاق و درفش، مهر و دستبند و حلقه انگشتر از آنها کشف گردید. قدیمی‌ترین فلزی که مورد استفاده انسان قرار گرفته مس بوده‌است. این فلز در ۴۵۰۰ ق. م. در آسیای غربی مورد استفاده بوده‌است.



[تصویر: 220px-Persepolisreliefs.png]

تاریخ ایران
ایران پیش از آریایی‌ها
ایلامیان تاریخ ایران پیش از اسلام ماد هخامنشیان سلوکیان اشکانیان ساسانیان تاریخ ایران پس از اسلام ایران در دوران خلافت امویان عباسیان ایران در دوران حکومت‌های محلی طاهریان صفاریان سامانیان زیاریان بوییان غزنویان سلجوقیان خوارزمشاهیان ایران در دوره مغول
ایلخانیان ایران در دوران ملوک‌الطوایفی اتابکان فارس جلایریان چوپانیان سربداران تیموریان مرعشیان کیائیان قراقویونلو آق‌قویونلو هزاراسپیان ایران در دوران حکومت‌های ملی صفوی افشاریان زند قاجار پهلوی جمهوری اسلامی موضوعی تاریخ معاصر ایران تاریخ مذاهب ایران تاریخ زبان و ادبیات ایران جغرافیای ایران استان‌های تاریخی ایران اقتصاد ایران گاهشمار تاریخ ایران پروژه ایران


از اواسط دوران فلز، بجز مس، فلزات دیگری چون قلع، طلا، نقره در چرخه فن‌آوری مردمان آن عصر پدیدار شدند و شاید به این دلیل است که این دوره را دوره فلز نام نهاده‌اند نه دوره مس. برنزهای مشهور به لرستان اهمیت ایران را به‌عنوان یک مرکز فلزکاری بطور روشن نشان می‌دهد. رویدادی مهم در هزاره سوم پ.م. که تأثیرگذار در زندگی ساکنان فلات ایران و خصوصاً دشت خوزستان است عبارت است از کشف فلز آلیاژی مفرغ. از مراکز مهم فرهنگهای عصر مفرغ ایران غرب ایران و حوزه زاگرس مرکزی (لرستان پیشکوه و پشتکوه) بوده‌است. مفرغ ساخته شده در کوهپایه‌های زاگرس به سومر و عیلام صادر می‌شده‌است.

شهرنشینی
[ویرایش]
شهرنشینی، شهر به مفهوم اخصّ آن از اواخر هزاره چهارم پ.م. و خصوصاً هزاره سوم پ.م. در ایران موجودیت یافت. شهر شوش یکی از قدیمیترین (۴۰۰۰ سال پ. م.) سکونتگاههای شناخته شدهٔ منطقه‌است. شهرهای مهم ایران در هزاره سوم پ.م. عبارت‌اند از: تپه حسنلو و هفتوان تپه در آذربایجان - تمدن تپه سیلک (در کاشان) - تپه‌حصارِ در دامغان - تپه گیان نهاوند، - گودین، کنگاور - شاه‌تپه و تورنگ تپه گرگان - تپه قبرستان بویین زهرای قزوین - شوش، خوزستان - تمدن جیرفت، تپه یحیی و شهداد، کرمان - ملیان، فارس - شهر سوخته در زابل.

پایان عصر مفرغ و کشف آهن (شروع دوره آهن) مقارن است با رویدادهای مهم تاریخی و فرهنگی که در هزاره دوم پ.م. زمینه‌ساز تشکیل سلسله‌ها و ظهور نخستین حکومتهای مستقل در هزاره‌های دوم و اول پ.م. همچون: ماننا، اورارتو و ماد و سرانجام امپراتوری وسیع هخامنشی شدند عبارت‌اند از مهاجرت آریایی‌ها به فلات ایران، روی کار آمدن دولتهای مستقل به جای دولت شهرهای پیشین، و تجمع اقوام و قبایل مختلف (مقیم و مهاجر) خصوصا در مناطق غربی و شمال غربی ایران که هر کدام قلمرو خاص خود را داشتند. این اقوام در شمال غربی ایران با اورارتو و آشور همسایه شدند.

به قدرت رسیدن حکومت عیلام
[ویرایش]
ایلامیان یا عیلامی‌ها مجموعه اقوامی بودند که از هزاره چهارم پ. م. تا هزاره نخست پ. م.، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی پشتهٔ ایران فرمانروایی داشتند.
آنطور که از اسناد و کتیبه‌های آشوری برمی آید عیلام نامی است که آشوریان بر این سرزمین نهاده‌اند خود آنها سرزمینشان را انشان می‌نامیدند و در کتیبه‌های هخامنشی هم به کرّات از همین نام استفاده شده‌است. بر حسب تقسیمات جغرافیای سیاسی امروز، ایلام باستان سرزمین‌های خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، کرمان، لرستان و کردستان را شامل می‌شد.

پس از تمدن جیرفت می‌توان ایلامیان را نخستین مخترعان خط در ایران دانست. البته برخی معتقدند تمدن جیرفت منشاء خط نوشتاری ایلامیان بوده‌است که بعدها در کشور گسترش یافت و به شوش رسید.[sup][۱۰][/sup]
به قدرت رسیدن حکومت ایلامیان و قدرت یافتن سلسله عیلامی پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان مهم‌ترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پ. م. است. تا پیش از
ورود مادها و پارسها حدود یک هزار سال تاریخ سرزمین ایران منحصر به تاریخ عیلام است.
سرزمین اصلی عیلام در شمال دشت خوزستان بوده. فرهنگ و تمدن عیلامی از شرق رودخانه دجله تا شهر سوخته زابل و از ارتفاعات زاگرس مرکزی تا بوشهر اثر گذار بوده‌است. عیلامیان نه سامی نژادند و نه آریایی آنان ساکنان اولیه دشت خوزستان هستند.

ورود آریائیان
[ویرایش]
آریائیان حدود دوهزار سال پ. م. به شکل قبیله‌های کوچک در دورترین نقطه شرقی فلات ایران و در مغرب فلات پامیر و برخی معتقدند آنها در شمال کوههای هندو کش و یا در روسیه اطراف دریاچه آرال می‌زیستند.[sup][۱۱][/sup] اینان زبان و آداب و رسوم مشترکی داشتند. در دوران باستان، اقوام
هندی و ایرانی (آنان که به زبان‌های هند و ایرانی سخن می‌گفتند) خود را آریایی می‌نامیدند. نمونهٔ این اشاره‌ها را می‌توان در اوستا، سنگ‌نبشته‌های هخامنشی و متن‌های کهن هندو (مانند ریگ‌ودا) دید.

بعدها، باافزایش تعداد اعضا، این قبایل ناچار به مهاجرت شدند و به نواحی شرق و غرب و جنوب سرزمین اصلی خود کوچ کردند. دلیل اصلی مهاجرت آنها مشخص نیست، اما به نظر می‌رسد دشوار شدن شرایط اقلیمی و کمبود چراگاه‌ها، از دلایل آن باشد. مهاجرت آریائیان به فلات ایران یک مهاجرت تدریجی بوده و در دوره‌های مختلفی صورت گرفته‌است که در پایان دوران نوسنگی (۷۰۰۰ سال پ.م.) آغاز شد و تا ۴۰۰۰ پ.م. ادامه داشته‌است. آریاییان ساکن سرزمین‌هایی هستند که از دورترین مرزهای شرقی هندوستان تا اروپا امتداد دارد. به همین جهت به آنان نژاد هندو-اروپایی گفته می‌شود.
نخستین آریایی‌هایی که به ایران آمدند شامل کاسی‌ها (کانتوها - کاشی‌ها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسی‌ها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک می‌شناسیم. لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند. سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارس‌ها در قسمت جنوبی و پارت‌ها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس‌ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس‌ها شاهنشاهی هخامنشیان را بر پا کردند. پارت‌ها، دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود ماورالنهر می‌زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.

تورانی‌ها و سکاها نیز از اقوام آریایی بودند که از سوی شمال به سرزمین ایران وارد شدند. این اقوام تمدنی پایین تر از دیگر اقوام آریایی داشتند. دسته‌ای از سکاها که از راه قفقاز به داخل ایران راه یافتند، ابتدادردامنه کوههای زاگرس جای گرفتند. اما بعدها به سکستان رفتند و آن سرزمین را به کانون تمدنی بزرگ، (شهر سوخته زابل) بدل ساختند. بیشتر افسانه‌های شاهنامه، درمیان قوم سکا و سرزمین ایشان که سکستان و بعدها سیستان خوانده شد اتفاق افتاده‌است.
واژه آریا که معنای آزاده، شریف و بزرگوار می‌دهد به قومی از نژاد هندواروپایی گفته می‌شدکه نیاکان مردمان سرزمینهای ایران، بخشی از آسیای میانه و هندوستان و بخش‌هایی از اروپاهستند. (البته گسترهٔ تاریخی این دو سرزمین که در برگیرندهٔ بخش‌هایی از شبه قارهٔ هند، آسیای میانه، خاور میانه و آسیای کوچک امروزین است).
درباره خاستگاه آریائیان که در نوشته‌های کهن اوستا از آن به نام ایرانویج نام برده شده‌است چند دیدگاه طرح شده‌است:

یکی از این دیدگاه‌ها می‌گوید که آریائیان در حدود هشت‌هزار سال پیش در جنوب سیبری و در اطراف دریاچه آرال می‌زیستند که با مهاجرتی که به طرف جنوب داشتند بخشی به هند و افغانستان و بخشی نیز به طرف کوههای قفقاز حرکت کرده‌اند که قوم‌های ماد و پارس از کوهها گذشتند و در اطراف دریاچه ارومیه سکنی گزیداند و بخش دیگری به سمت اروپا حرکت کردند. دیگر دیدگاه‌ها آناتولی؛ آذرآبادگان؛ قفقاز و... را خاستگاه نخست این قوم می‌داند.
تازه‌ترین دیدگاه در این باره را جهانشاه درخشانی طرح کرده‌است. درخشانی خاستگاه این قوم را بستر کنونی خلیج فارس می‌داند که در دوران یخبندان بی آب بوده و پس از بالا آمدن آبهای دریای آزاد آریاییان به تدریج به فلات ایران و پهنه‌های میان‌رودان تا اسرائیل کوچ کرده‌اند و تمدن‌های آغازین آن دیارها را بنیاد گذارده‌اند. بر پایه همین دیدگاه پهنه‌های شمالی نمی‌توانسته‌اند خاستگاه آریائیان بوده باشند زیرا هوای سرد دوران یخبندان امکان زیست در آن مناطق را نمی‌داده‌است.

منابع
[ویرایش]
  • تاریخ ماقبل ماد - دکتر خنجی
  • تاریخ ماد. ایگور میخائیلویچ دیاکونوف. ترجمه کریم کشاورز، تهران: نشر امیرکبیر.
  • تاریخ ایران باستان. دیاکونوف، میخائیل میخائیلوویچ. روحی ارباب. انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ دوم ۱۳۸۰
  • کمرون، جرج. ایران در سپیده دم تاریخ. ترجمه حسن انوشه. تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۷۹

جستارهای وابسته
[ویرایش]
جدول گاهنگاری دوره‌های فرهنگی ایران

پانویس‌ها
[ویرایش]

  1. Press TV - Iran finds world's oldest script
  2. CHN | News
  3. http://groups.google.com/group/historyof...2363ca11a3
  4. "Jiroft Inscription", Oldest Evidence of Written Language - Persian Journal Culture Archaeological History Art Archaeology cutlural history news & Iranian cutlure newspaper
  5. Study of the ancient Indus script
  6. Jiroft: A Lost Kingdom of …?
  7. Ancient Scripts: Articles Archive
  8. Archaeologists Have Discovered The World's Oldest Inscription In Jiroft
  9. Chess, Goddess and Everything: Jiroft Again
  10. http://www.stonepages.com/news/archives/001705.html , Archeologists believe that Jiroft was the origin of Elamite written language in which the writing system developed first and was then spread across the country and reached Susa. The discovered inscription of Jiroft is the most ancient written script found so far.
  11. کسانی چون دکتر جهانشاه درخشانی در کتاب «آریاییان، مردم کاشی و دیگر ایرانیان» این نظریه را باطل دانسته و معتقد است خاستگاه آریاییان فلات ایران بوده‌است و آن‌ها از جای دیگری به ایران مهاجرت نکرده‌اند. سه رود دجله، فرات و کارون که در بستر خلیج فارس به هم می‌پیوستند(هنوز آثارش در کف خلیج فارس باقیست)، رود پرآبی را تشکیل می‌دادند که برپایهٔ دانش دیرینه‌شناسی، در آخرین دورهٔ یخبندان از نظر شرایط زیستی مناسب‌ترین مکان برای زندگی این قوم بوده‌است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، zaeim ، saloomeh ، rastin ، tobehappy ، MohammadSadra ، hesam110 ، A L I ، خاک ، warior ، سجاد313 ، Havbb 110 ، mohammad reza ، امیرحسن ، مفقود الاثر
۰:۵۰, ۳۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
خیلی جالب بود!
امیدوارم این تاپیک ادامه پیدا کنه! SmileSmile

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، MohammadSadra ، hesam110 ، warior ، سجاد313 ، مفقود الاثر
۰:۵۱, ۳۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۰ ۰:۵۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #5
آواتار
1- ساکنان زاگرس
آنچه كه پیرامون تاریخ ایران در كتاب های تاریخی نوشته شده است ، معمولاً آغاز تاریخ ایران را از ابتدای دوران مادها و یا هخامنشی معرفی نموده و دربارهء اقوامی كه پیش از مادها در این سرزمین می زیسته اند بندرت و یا كمتر اشاره ای می شود . ولی بر اثر تحقیقات و پژوهش های بعمل آمده و با توجه به یافته های باستانی ، در نقاط مختلف ایران خصوصاً در منطقه زاگرس ، چنین معلوم می شود كه پیش از آمدن ماد ها و پارس ها به فلات ایران اقوام دیگری كه خود با آریایی ها نزدیكی داشته اند از مدت ها پیش ، در این نواحی مستقر بوده اند . این اقوام ، دولتی تشكیل داده و در مقابل تهاجمات دولت مقتدر آشور پیوسته مقاومت كرده اند . اقوام فوق در عین حال صاحب تمدن ، فرهنگ و هنر عالی و با شكوهی بوده كه آثار و بازمانده های آنها را امروزه به ویژه از منطقه زاگرس می شناسیم .

خیلی پیش تر از استقرار مادها در منطقه غرب ایران اقوامی به نام های گوتی ها و لولوبی ها و كاسی ها به ترتیب از شمال به جنوب در نواحی غربی ایران می زیسته اند . اقوام فوق با هورّیان و اكدی ها و سومری ها كه در بین النهرین و سوریه ساكن بودند ارتباط داشته اند . مناطق تحت اشغال و نفوذ لولوبی ها از كوهپایه های شمال دیاله گرفته تا دریاچه ارومیه گسترش می یافت .این اقوام از نظر ****ی از هوری ها جدا شده و احتمالاً با ایلامی ها قرابت داشته اند .
در ادبیات و زبان هِورّی ها ، از لولوبی ها بعنوان بیگانه و دشمن یاد شده و نخستین بار نارامسین نوه سارگن از شاهانِ اكد ( قرن 23 ق.م) در كتیبه مشهورش ، ضمن شرح پیروزی خود از لولوبی ها بحث می كند .

2- گوتی ها

واژه گوتی در هزاره سوم و دوّم پیش از میلاد به یك گروه ****ی معین اطلاق می شده است كه در شرق و شمال غربی لولوبی ها و احتمالا ًدر آذربایجان كنونی ایران و كردستان زندگی می كرده اند . اسناد تاریخی نشانگر این است كه در هزاره اول پیش از میلاد ، همه اورارتوها و ماناها و مادها را گوتی می گفتند و تنها در كتیبه های سارگن دوّم ، مادهای ایرانی زبان ، از گوتی ها ، مشخص و ممتاز گشته اند . احتمالاً گوتی ها به زبان مستقلی سخن می گفتند كه تا اندازه ای با زبان گروه ایلامی ها و لولوبی ها و كاسی ها كه در نواحی زاگرس زندگی می كردند قرابت و نزدیكی داشته اند . با تحقیقاتی كه ازطرف دانشمندان صورت گرفته این امر روشن شده است كه ظاهر بعضی از مردمانی كه در عصر حاضر بویژه در آذربایجان زندگی می كنند با تصاویر و مجسمه هایی كه از لولوبی ها و گوتی ها به جای مانده است كم و بیش مطابقت می نماید . اقوام مذكور در حدود هزاره چهارم پیش از میلاد نخستین موج از مهاجرینی بودند كه به سرزمین غربی ایران روی آورده اند كه بیشتر دانشمندان آنها را آزیاتیك ( آسیایی ) نام نهاده اند ، تا از سایر امواج قومی ممتاز باشند . منشأ این اقوام احتمالاً جنوب دشت های روسیه و سیبری بوده است .

در دوره های بعد آنوبانی نی را از پادشاهان گوتی ها دانسته ، او را شهریار شهر كوشه و یا كوتا شمرده اند و در افسانه های بابلی كه حاكی از وحشت و ترس مردم بابل از جمله اقوام گوتی است ، آنوبانی نی را بصورت جانوری عجیب رسم كرده اند (در الواح هفتگانه آفرینش).

حمله اقوام گوتی به بین النهرین نخستین هجومی است كه تاریخ آسیای غربی كهن از آن یاد كرده است . پیروزی گوتیان بر دشمنان به قدری بر آنها گران آمده است كه اوتوهگال پادشاه شهر اوروك در كتیبه خود این اقوام را « مار گزنده كوهستان و متجاوز به حریم خدایان » نامیده است كه سلطنت سومریان را به كوه های دوردست بردند وسراسر سومر را كینه و دشمنی افكندند ، علی رغم این نوشته می توان چنین استنباط نمود كه عملاً نقش گوتی ها برای مردم اكد در عین حال آزادی بخش و پر ثمر بوده است .زیرا در آن زمان قشر خاصی از حاكمان محلی بین النهرین با در نظر گرفتن منافع خودشان ، با زور و اجحاف به فكر كسب ثروت و قدرت و استثمار مردم بودند .

بنابر این اختلاف شدیدی بین توده های مردم با قشر حاكم بوجود آمده واین اختلافات درون جامعه ، در مردم تنفرو انزجاری شدید نسبت به حاكمان محلی خود ایجاد نموده و عملاً مردم بین النهرین بدون هیچ گونه مقاومت گرایش بیشتری نسبت به گوتی ها پیدا كردند . به خاطر این مهّم بود كه در زمان حمله نهایی گوتی ها به به آن سرزمین اكثریت مردم بین النهرین هیچ گونه دفاعی از رهبران خود نكرده وحاضر نشدند به خاطر حفظ منافعِ قشر حاكم ، با گوتی ها بجنگند و به این ترتیب احتمالاً با جان ودل به حاكمیت ایرانی ها تن در دادند . به هر حال گوتی ها در حملات مكرر خود به بین النهرین موفق شدند دوسلسله بزرگ بابل را منترض كنند اوّل سلسله ای كه سارگن تأسیس نموده بود دوّم سلسله ای كه بنام سومین سلسله اور مشهور بود.

چنین احتمال می رود كه گوتی ها نیز همچون لولوبیها از اقوام آزیاتیك (آسیایی) بوده اند ، یعنی نخستین موج از مهاجرین مركز آسیا ، كه آثار بدست آمده از آنها چگونگی وضع ظاهری و ****ی این قوم را روشن می كند . بنابراین جدولی كه در شهر نیپور (1) كشف شده ، معتقد ترین و بزرگترین پادشاه گوتی ها آنری داپی زیر(2) نام داشته و قلمرو حكومت خود را وسعتی فوق العاده داده است.

آخرین پادشاه گوتی ها تیریگان ، چهل روز بیشتر سلطنت نكرده و بدست او توهگال پادشاه شهر ارخ(سومر) از پای درآمده است.

از یادداشت های تاریخی چنین برمی آید كه بعد از 125 سال دست گوتی ها از بابل كوتاه شده و پس از بازگشت این اقوام به مسكن اولیه خود یعنی منطقه زاگرس قدرت اولیه خود را احتمالاً از دست داده و با اقوام دیگر هند و ایرانی كه در آغاز هراره دوّم پیش از میلاد به منطقه فوق آمده بودند تركیب شده و ساكنین آن ناحیه را بوجود آورده اند.

پیرامون مذهب گوتی ها اسناد زیادی در بین نیست ، یكی از سلاطین گوتی ها به نام لاسیراب كتیبه ای به خط و زبان بابلی از خود به جای گذاشته و در این كتیبه از خدای گوتیوم و ایشتاروسین ، خدایان بابل در خواست كرده است كه آن كتیبه را از فساد نگهدارد .

از آثار باقیمانده چنین پیداست كه یكی از پادشاهان این قوم یعنی «لاسیراب» مقداری اسلحه نذر خدای خود كرده است و این تقلیدی از رسم كهن بین النهرین می باشد .

2- لولوبی ها

لولوبی ها یا لولوها كه آنها را اجداد لور ها نیز شمرده اند ، اقوامی بودند كه در زهاب ( كرمانشاه و شهر زور و سلیمانیه و ارومیه مسكن داشتند ، قدیمی ترین اسنادی كه در باب این طایفه در دست است یكی كتیبه نارامسین می باشد كه در حدود 2500سال پیش از میلاد نوشته شده است . بنابر این كتیبه و بنابر نظریه ژ.دمرگان پادشاه مقتدر ایلام ، شوتروك ناحونته ، { در حوالی سال 1200 پیش از میلاد این سنگ یاد بود تاریخی را ، كه در شهر سیپ پار (نزدیك بابل )بوده بدست آورده و به نشانه پیروزی خود ، آنرا به پایتخت خویش (شوش) انتقال داده و بر روی آن سنگ یادبود ، شرح این غلبه را به زبان ایلامی افزوده است . نارامسین در این سنگ شرح لشكر كشی و غلبه خود را بر اقوام لولوبی و سایر طوایف كه در اطراف دجله و دیاله مستقر بودند بیان نموده است .

سند دوّم راجع به لولوبی ها ، نقش معروف آنوبانی نی پادشاه آنهاست كه در ناحیه ز َهاب باختران واقع شده است . در این اثر مهّم تاریخی كه به ِاستل آنوبانی نی نیز معروف می باشد ، شاه در حضور الهه ایشتار كه او را بر دشمنان پیروزی بخشده است ، ایستاده و پا را بر تن دشمنی كه بر زمین افتاده نهاده است {البته طرز لباس وزینت جامه شاه و الهه بخوبی نمایان است}. این خدا نیزه ای به دست گرفته و بر آن تكیه كرده و در دست دیگر طنابی گرفته و می خواهد به گردن یكی از اسیران ببندد . اسیران هم برهنه بوده و دست هایشان را از پشت بسته اند و آنها را بوسیله حلقه ای از لبشان گذرانیده شده مثل حیوانات مهار كرده اند . ترجمه خطوط كه روی این استل نوشته شده چنین است :

« آنوبانی نی پادشاه توانا ، پادشاه لولوبی ، نقش خود و نقش الهه ایشتار را در كوه باتیر رسم كرده است ،آن كس كه این نقوش و این لوح را محو كند به نفرین و لعنت آنو ، آنوتوم ، بل ، بلیت ، رامان ، ایشتار ، سین و َشَمش گرفتار با دونسل او بر باد رواد…»

گذشته از این كتیبه ، اشاره ای كه به نام لولوبی شده در قراردادهای سلسله دوّم پادشاهان شهر اور است كه در سال 1894.م در تل براك كشف گردید و تعداد زیادی از این الواح از همان سالی است كه پادشاه اور ولایت شمیروم و لولوبی ها را غارت كرد ، این دو شهر را همیشه با هم ذكر می كنند . در رابطه با شمیروم ، لوح مشروح تری به نام لوح نیفر در دست است . با توجه به اثر فوق ، معلوم می شود پادشاه اور كه مكرر ولایت را شمیروم را ویران كرده ، اینه سین نام داشته و همین پادشاه كشور را نیز به تصرف خود در آورده است . در قصه خدای طاعون كه لوح آن كشف شده است ، نام ولایات ذیل دیده می شود‍: تاندیم ، سوماشتو ، آشورو ، الامو ، كاشو ، گوتو ، لولوبو .

حكام لولوبی ها در زمان نارامسین در تنگه قراداغ كه امروز معبر پاگان خوانده می شود و در جنوب شهر زور با سپاه بابلی جنگیدند و نارامسین آنها را به سختی شكست داد و به یادگار این پیروزی شرحی در دامنه آن تنگه حجاری نموده اند (بین راه سلیمانیه و رباط ).

4-کاسی ها

بعد از لولوبی ها و گوتی ها قوم بزرگ و مشهوری كه از منطقه كوهستان زاگرس می شناسیم « كاسی ها » می باشد . این قوم نیز همچون گوتی ها مدت چند قرن بر بین النهرین حكومت كرده و در در اوضاع آن نواحی تأثیر بسیاری داشته اند . از اسناد تاریخی چنین بر می آید كه نفوذ قوم كاسی در بابل بیش از سایر اقوام بوده است . محل استقرار اولیه این قوم پیش از مهاجرت به زاگرس احتمالاً منطقه جنوب غربی دریای خزر بوده كه در هزاره سوّم پیش از میلاد به منطقه كوهستانی زاگرس و از آنجا نیز با عبور از معابر شمال ایلام وارد بین النهرین شده اند . دانشمندان ، زبان كاسی ها را از سلسله زبان های قفقاز محسوب می دارند . یكی از دبیران بابلی فهرستی از لغات كاسی جمع كرده و روی همین اصل چنین معلوم می شود كه زبان آنها قفقازی بوده و خیلی نزدیك به زبان ایلامی ها به شمار می آمده است.

از اسناد تاریخی چنین بر می آید كه پیش از آنكه كاسی ها به بابل هجوم آوردند نام چندتن از خدایان بابل را به كار برده ولی بسیاری از نام خدایان آنها صریحاً منشاء قفقازی داشته است . از جهات بسیار ، ارتباط كاسی ها را با اقوام هند و اروپایی می توان تصدیق نمود از جمله پرستش اسب بعنوان مظهریت الهی . زیرا كه این اعتقاد ، در بابل قدیم نبود و بعد از ورود كاسی ها در آنجا متداول شده است ، از طرفی سایر قبایل هندواروپایی نیز چنین عقایدی را داشته اند . بناباین می توان گفت كه كاسی ها با قبایل اقوام " هی تیت ها " و " میتانی " نیز قبلاً در ارتباط بوده اند.
كاسی ها در حوالی سال 1896 پیش از میلاد به بابل حمله نموده ولی بابلی ها ، كاسی ها را دفع كردند ، امّا كاسی ها دست از نقشه خود بر نداشتند و از این تاریخ تا 150 سال نام كاسی ها را در الواح و اسناد بابلی می توان مشاهده كرد. بالاخره احتمالاً در سال 1749 پیش از میلاد پادشاه كاسی موسوم به گاندش به كلی دولت بابل را منقرض كرده و خود به سلطنت نشست و تا سال 1734 پیش از میلاد حكمرانی نمود. از این پادشاه كتیبه ای باقیست كه خود را وارث سلاطین بابل معرفی نموده و در مجموع تسلط كاسی ها بر بابل حدوداً 577 سال طول كشیده است .

در سال 1171 پیش از میلاد پادشاه معروف ایلام كویتر ناحونته به طرف بابل حركت نمود و آخرین پادشاه كاسی ها را مغلوب و آن دولت را منقرض كرد. بعد از این پیروزی ، كویتر ناحونته و پسرش شوتروك ناحونته به بابل دست یافته و در شهر سیپار استل لوح پیروزی نارامسین را یافته و به بابل بردند و همچنین در این پیروزی ، قانون معروف « حمورابی » نیز به دست این پدر و پسر افتاد .

حدود قلمرو كاسی ها درست روشن نشده است ، ولی احتمالاً مناطق تحت سلطه و نفوذ آنها در دوران اوج قدرتشان از كوه های زاگرس شروع شده و تا بین النهرین ادامه داشته است . ولی بعد از این كه كاسی ها در بابل از امپراتوری ایلامی ها شكست خوردند ، احتمالاً به عقب برگشته و مجدداً در مسكن اولیه خود یعنی كوههای زاگرس استقرار یافته و همچون گوتی ها با اقوام محلی ادغام شده و در نهایت ، توسط مادها قدرت سیاسی آنها از بین رفته است .

نتیجه گیری

از آنچه كه اجمالاً به آن اشاره شد ، می توان چنین استنباط نمود كه در مناطق غربی ایران پیش از آمدن مادها ، اقوامی از قبیل لولوبی ها و گوتی ها كاسی ها به صورت دولتهای كوچك شكست خورده كه با مردم محلی در آمیخته بودند ، زندگی می كردند . از طرفی در بخش غربی آنها و نواحی شرقی آسیای صغیر نیز از ابتدای قرن نهم پیش از میلاد امپراتوری بزرگ و قدرتمندی بنام اورارتوها كه پایتخت آنها وان ( توشپا ) نام داشت مطرح بودند ، اورارتوها دولت مقتدر را تشكیل داده و در بیشتر مواقع منطقه تحت سلطه و نفوذ آنها تا پیرامون دریاچه ارومیه نیز می رسید .

با توجه به آنچه كه گذشت می توان به این اشاره نمود كه فرهنگ و هنر اقوام فوق الذكر بویژه اورارتوها كه از فرهنگ و تمدن كاملاً پیشرفته ای برخوردار بودند در رشد و ایجاد هنر و فرهنگ ماد ها نقش تعیین كننده ای داشته و ماد ها چه از نظر فرهنگ و چه از لحاظ پیروزی بر علیه دشمنان خود خصوصاً آشوری ها و تشكیل امپراتوری بزرگ ، مدیون اقوام پیش از خود هستند كه در منطقه غرب ایران بویژه در منطقه زاگرس می زیسته اند . در این رهگذر « مانایی ها » كه در جنوب دریاچه ارومیه استقرار یافته بودند نسبت به ماد ها از قدمت تاریخی بیشتری برخوردار بوده و در شكل گیری هنر و فرهنگ ماد ها ، بویژه هنر معماری نقش به سزایی داشته و در جنگ ماد ها بر علیه آشوری ها نیز ، ماناها جزو متحدین مادها ، به حساب می آمدند . ماناها نیز ، همچون ماد ها شاخه ای از اقوام آریایی بوده و از لحاظ فرهنگ با مادها قرابتی داشته اند . كاوش های باستان شناسی در حسنلو ، كه توسط حاكمی و دایسون صورت گرفته است ، اطلاعات زیادی را پیرامون هنر و فرهنگ ماناها ، در اختیار باستان شناسان قرار داده است . البته طبقات فرهنگی زیادی در حسنلو ، پیرامون استقرار ها شناسایی گردیده كه از آن میان طبقه 111، از لحاظ گاه نگاری ، همزمان با مادها می باشد . بنابر این علی رغم اینكه تأثیر شدید هنر اورارتوها در سطوح مختلف ، در هنر ماناها مشاهده می شود ولی در بعضی جنبه ها بویژه هنر معماری ، مادها ، در ساختنِ آپاداناهای نوشیجان تپه ، تحت تأثیر معماریِ محلیِماناها قرار گرفته اند .

[تصویر: falak9-zr.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، MAHDI59 ، zaeim ، rastin ، tobehappy ، MohammadSadra ، hesam110 ، A L I ، خاک ، سجاد313 ، mohammad reza
۲:۲۳, ۳۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #6
آواتار
جواب سوال من در مورد گردنبند رو کسی نمیده ؟

شبیه صلیب شکسته المان نازی بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، hesam110
۱۴:۳۴, ۱/آذر/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
(۳۰/آبان/۹۰ ۲:۲۳)Mohammad Trust نوشته است:  جواب سوال من در مورد گردنبند رو کسی نمیده ؟

شبیه صلیب شکسته المان نازی بود

برادر عزیز این صلیب شکسته در تمدن های بسیار دور از جمله بودایی ها نشان به روزی شادمانی وزندگی خوب است پیکره ای بزرگ از بودا در تایلند ست که روی پیشانی اش علامت صلیب شکسته است .
این نشان بسیار قدیمی تر وباستانی تر از آلنان نازی است .
هیتلر از این نشان که برای مردم پیام آور خوشبختی بود سوءاستفاده کرده است .
در همین فروم مقاله در همین مورد هست ولی متاسفانه یاد م نیست کدام قسمت بود
دوستان عزیز اگر کسی آدرس این مقاله رو میدونه در اختیار برادرمون قرار بده

در مقاله ای تخصصی(اصل مقاله را در اینترنت پیدا نکردم وگرنه روی سایت قرار می دادم )
نویسنده بر این عقیده بود که تعصبات روحانیان زرتشتی باعث شده است هزار سال تمدن
قبل از ورود آریا ییان را از حافظه تاریخ پاک شود .
روحانیان زرتشتی که تنها قشر با سواد جامعه بودند نه تنها در مورد تمدن قبل از آریایی ها
چیزی ننگاشتند بلکه موارد موجود را هم از بین بودند تا خود را تنها صاحب تمدن ایران باستان
معرفی کنند
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، وحید110 ، حسن.س. ، hesam110 ، سجاد313 ، mohammad reza ، فرهاد
۱۵:۵۷, ۲۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
تمدن ارت با ثروتهای فراوان و جایگاه اقتصادی و فرهنگی که در هزاره دوم قبل از میلاد تاثیرگذارترین تمدن بر مردمان بین النهرین به شمار می‌رفت امروز به صحنه‌ای برای جدال باران و باد با تمدنی اسرار آمیز تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر از جیرفت، اوایل هزاره دوم قبل از میلاد سرزمینی رویایی و پیشرفته در دنیای باستان، سرزمینی مملو از فرهنگ، هنر، تمدن و قدرت، سرزمین «ارت».

جایی که امروزه از آن به عنوان شهر دقیانوس یاد می‌کنیم پادشاه مقتدر ارت قلمرویی مملو از ثروت دارد در حالی که سومریان ضعیف و سرگشته به دنبال منابع جدید می‌گردند.

پادشاه ارت اما سرزمینی دارد در حاشیه رودخانه عظیم هلیل رود، دره‌ای مملو از زمین‌های کشاورزی، معادن و چهار راهی برای عبور کاروانهای مختلف، ارت مقتدر و با شکوه فراوان سر به فلک کشیده است.

در مقابل تمدن «اوروک» در بین النهرین در سرزمینی بی آب و علف در بین النهرین است که پست و فاقد هر گونه ثروت است اما مردمانی سرکش و یاغی دارد، هفت رشته کوه «اوروک» و «ارت» را از هم جدا می‌کنند.
[تصویر: 127016_256.jpg]
لوح کشف شدن از تمدن ارت
نخستین مکاتبه بین المللی بین سران دو تمدن

اما «انمرکار» پادشاه اوروک چشم طمع به «ارت» دوخته است و در اینجاست که لوح کشف شده در حفاریهای اخیر تپه کنار صندل جیرفت صحنه جنگ دو پادشاه می‌شود.

داستان دو هم آورد نخستین پیام بین المللی بین دو پادشاه دو اقلیم است که نشان از جنگ لفظی بین دو پادشاهان قلمرو دارد.

طبق گفته کارشناسان در آن دوران روابط گسترده سیاسی و اقتصادی و فرهنگی بین تمدنهای ایران زمین و از سوی دیگر تمدن بین النهرین وجود داشته است که مهمترین شواهد لوح مشهور « المنکار و فرمانروای ارت» و همچنین کشف ظروف ساخته شده در حوزه تمدن ارت در حفاریهای شهرهای موسوم به تمدن سومر است.

مردمان ارت نوشتن را آغاز کردند

کشف لوح خطی با قدمت بیش از لوحهایی که آنها را سرمنشاء خط در جهان می‌دانستند بر پیچیدگی تمدن ارت افزوده است و نشان می‌دهد که مدتها قبل از لوحهای بین النهرین مردمان ارت می‌نوشتند.
[تصویر: 127017_442.jpg]
فرسایش شدید باران بر دیواره‌های قلعه ارت
و این مردم ارت بودند که تمدن و فرهنگ خود را بر بین النهرین غالب کرده بودند و شهرهای سومر از لحاظ اقتصادی وابسته به مردمان دجله هلیل رود بودند.

انعکاس تمدن ارت در نشریه‌های مشهور باستانشناسی

نشریه مشهور «دیرینه شناسی» که در فرانسه منتشر می‌شود در شماره 399 خود در خصوص تمدن جیرفت که از آن به عنوان تمدنی اسرار آمیز یاد می‌کند می‌نویسد.

«هزاران هزار شیء نفیس از حفریهای غیرقانونی در جیرفت به دست آمده که کیفیت هنری این اشیا درجه والای رشد فرهنگی ساکنان فلات ایران را در اواخر هزاره چهارم نشان می‌دهد و باب تازه‌ای را در مطالعه نقش آنان در شکل گیری تمدن بین النهرین می‌گشاید».
[تصویر: 127018_810.jpg]
هزاران قطعه سفال رها شده بر دامنه‌های کنار صندل جنوبی
در ادامه این مقاله آمده است که «صدها ظرف بازیافتی از نوع سنگ صابونی منقوش با نقوش انسانی و جانوری تزیین شده با سنگ نشانده‌هایی از سنگ‌های فیروزه، مرمر و... تنها نمونه کوچکی از هزاران هزار شی نفیسی است که از حفریات غیرقانونی در جیرفت در جنوب استان کرمان به دست آمده است.

نقش تمدن ارت در شکل گیری تمدن بین النهرین

این سرزمین که از یک سو با کویر لوت و از سوی دیگر با کشورهای افغانستان و پاکستان همسایه است، نشان می‌دهد که در حدود پنج هزار سال پیش مرکز تولید این نوع ظروف و اشیای نفیس تزیینی از انواع دیگر بوده است.

تولیداتی که در آن روزگاران از دره سند گرفته تا فرات و تا سواحل شمالی شبه جزیره عربستان خواهان فراوان داشته است.

کیفیت بی نظیر هنری این اشیا درجه والای رشد فرهنگی ساکنان فلات ایران را در اواخر هزاره چهارم نشان می‌دهد و باب تازه‌ای را در مطالعه نقشی می‌گشاید که آنها می‌توانستند در شکل گیری تمدن بین النهرین داشته باشند.»
[تصویر: 127019_678.jpg]
نفوذ آب راهه بر دیوارهای قلعه ارت
اما در واقع هیچ گاه این باب جدید در جنوب کرمان برداشته نشد تا اینکه چندی پیش باز 18 شی تاریخی تمدن جیرفت که حراج آنها در کریستی لندن متوقف شده بود نام ایران را بر سر زبانها انداخت و پس از بازگرداندن این اشیاء به ایران جلسات متعدد و باشکوهی برای رونمایی از این اشیاء برپا شد اما کسی در این جلسات از خود نپرسید بر سر سرزمین دقیانوس، محوطه مطوط آباد و دو تپه کنار صندل که مهد این تمدن بودند چه آمده است.

اینکه این تمدنها چگونه زیر خروارها خاک مدفون شده‌اند کسی نمی‌داند اما محتمل ترین گزینه سیلاب گسترده رودخانه هلیل رود است دقیقا همان سیلابی که حدود یک دهه قبل بر اثر طغیان رودخانه هلیل رود بار دیگر نمایان شد.

سیلاب تمدن مدفون شده را نمایان کرد/ داستانهای کودکانه به حقیقت تبدیل شد

داستان این تمدن فراموش شده از آنجا آغاز شد که حدود 10 سال قبل رودخانه هلیل رود بار دیگر طغیان کرد و پس از فروکش کردن طغیان رودخانه مردم محلی که پیش از این افسانه‌ها در خصوص شهر دقیانوس و پیدا شدن گنج در اطراف شهر جیرفت در داستانهای محلی به کودکان می‌گفتند و آنها را به خواب شبانه فرو می‌بردند پس از پایان سیلاب خود از خواب بیدار شدند و دیدند سیل شهری عظیم را نمایان کرده است و اینجا بود که پرده جدید این تمدن آغاز شد که موجب تاسف علاقمندان به باستان شناسی شد.

دشتهای سوراخ سوراخ ارت/ زخمی عمیق بر پیکر تاریخ

دشتهای سوراخ سوراخ شده حوزه تمدن جیرفت و حفاریهای غیر مجازی که درنهایت پس از رسانه‌ای شدن این موضوع حفاریها متوقف و اقدامات گسترده‌ای برای باز گرداند این اشیاء صورت گرفت اما هنوز در شهر جیرفت شایعه است که برخی مردم به واسطه همین گنجینه‌ها متمول شدند.

ارزش این گنجینه‌ها به حدی بود که تنها در حراج کریستی لندن 18 شی آن میلیاردها دلار به حراج گذاشته شد.
[تصویر: 127020_171.jpg]
پس از مدت کوتاهی از این حفاریها، گروه باستانشناسی با سرپرستی « پروفسور « یوسف مجید زاده» در منطقه شروع به کاوش کردند در زمان کوتاه موفق به کشف دو تپه کنار صندل شمالی و جنوبی شدند که در واقع منطقه حاکم نشین تمدن ارت بود.

ارت بار دیگر به خاک سپرده شد

یکی از نخستین تمدنهای بشری کشف شد، حاکم نشین و در اطراف آن خانه‌های مردم عادی بر اساس طبقات اجتماعی در حفاریهای ابتدایی همه از جمله نشریات مشهور باستانشناسی فرانسه و ایتالیا از کشف تمدنی بزرگ سخن گفتند که می‌تواند بسیار از نظریه‌های باستانشناسی و تاریخ جهان را متحول کند که خود می‌توانست به عنوان افتخاری برای ایران زمین مطرح شود اما چند سال بعد به دلیل مشکلاتی حفاری‌ها متوقف شد سایه بانی که برای حفاظت تپه کنار صندل ایجاد شده بود برچیده شد و تمدنی که سر از خاک برآورده بود بار دیگر فراموش شد.

خروج قسمتهایی از این تمدن از دل خاک دیوارهای و باروهای قلعه کنار صندل و یک مجسمه سنگی را در معرض فرسایش شدید باران و سیلابهای رودخانه هلیل قرار داد و بار دیگر این نکته را به ما یادآور شد که خاک امانتدارترین عنصر ابنیه تاریخی است و این سوال را ایجاد کرد که اگر نمی‌خواستیم از این تمدن که از آن به عنوان یکی از نخستین خواستگاههای بشری و تمدنهای انسانی یاد می‌شود نگهداری کنیم چرا اقدام به حفاری کردیم.
[تصویر: 127021_618.jpg]
عقاب نماد تمدن ارت
هم اکنون تپه‌های کنار صندل شمالی و به خصوص جنوبی تمدن ارت در وضعیت نا مناسبی قرار دارند بارانهای سیل آسا و وزش بادهای سهمگین جنوب کرمان موجب فرسایش شدید این تپه‌های باستانی شده است به طوریکه شیارهای بزرگی از راه آبه‌ها بر روی این تپه‌ها ایجاد شده است و به گفته مردم محلی سوراخهایی را در دل این تپه‌ها ایجاد کرده است.

گل اندود کردن کنار صندل برای رهایی از بارنهای سیل آسا!

با وجود هشدارهای مکرر خبرگزاری مهر در خصوص لزوم ایجاد سایه بان و جلوگیری از بارش مستقیم باران بر روی این آثار کهن پیش از تاریخ تنها کاری که انجام شده است گل اندود کردن برخی از ابنیه‌ای است که سر از خاک بیرون آمده است.

نصب منبع آب روستا در دامنه تپه کنار صندل

نکته قابل توجه دیگر اینکه مردم روستا در نزدیکی این تپه منبع بزرگی از آب را نصب کرده‌اند که بر روی پایه‌های غیر مستحکم در چند متری این تپه مستقر شده است و در صورت سرنگونی می‌تواند موجب تخریب بخش قابل توجهی از این اثر تاریخی منحصر بفرد شود.

اما اینکه چرا هیچ اقدامی در راستای ادامه حفاریها و یا حفاظت از این بنای تاریخی نمی‌شود که اسرار گسترده و اشیاء تاریخی را در دل خود جای داده نمی‌شود اما در مقابل 18 شی تاریخی این چنین عرصه تبلیغ رسانه‌ای می‌شود سوالی است که باید مسئولان پاسخ دهند.

هم اکنون هزاران قلعه سوفال شکسته شده بر دامنه کنار صندل منتظرند که مسئولان برای نجات آنها که هر کدام می‌تواند حلقه گم شده است در تاریخ باشند فکری کنند با این وجود تپه‌های کنار صندل هم اکنون به چراگاه و محل استراحتی برای احشام دامداران محلی تبدیل شده‌اند و این نکته را در ذهنها تداعی می‌کند که‌ای کاش هیچ گاه دقیانوس سر از خاک بیرون نمی‌آوردند.
[تصویر: share_to.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: saloomeh ، فاطمه خانم ، فرهاد ، hesam110 ، A L I ، خاک ، rastin ، حسن.س. ، سجاد313 ، mohammad reza ، امیرحسن
۱۷:۳۹, ۲۶/آذر/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
مطالب مفیدی بود،بنده به شخصه تمام تاریخ ایران رو دوست دارم چه قبل از آریایها چه بعد از اون...و چه بعد از اسلام و یا قبلش همش واسه من ایرانه!
نقل قول:- لولوبی ها

لولوبی ها یا لولوها كه آنها را اجداد لور ها نیز شمرده اند ، اقوامی بودند كه در زهاب ( كرمانشاه و شهر زور و سلیمانیه و ارومیه مسكن داشتند ، قدیمی ترین اسنادی كه در باب این طایفه در دست است یكی كتیبه نارامسین می باشد كه در حدود 2500سال پیش از میلاد نوشته شده است . بنابر این كتیبه و بنابر نظریه ژ.دمرگان پادشاه مقتدر ایلام ، شوتروك ناحونته ، { در حوالی سال 1200 پیش از میلاد این سنگ یاد بود تاریخی را ، كه در شهر سیپ پار (نزدیك بابل )بوده بدست آورده و به نشانه پیروزی خود ، آنرا به پایتخت خویش (شوش) انتقال داده و بر روی آن سنگ یادبود ، شرح این غلبه را به زبان ایلامی افزوده است . نارامسین در این سنگ شرح لشكر كشی و غلبه خود را بر اقوام لولوبی و سایر طوایف كه در اطراف دجله و دیاله مستقر بودند بیان نموده است .
این نکته رو بنده اضاافه کنم که در شهر ما(اندیمشک)که شمالی ترین شهر استان خوزستان هست و با استان ایلام و لرستان هم مرزهه یک منطقه داریم به اسم کوی لور!!!جالبه بدونید که ظاهرن این شهر بر روی خرابه های شهر باستانی لور ساخته شده!(البته گفته میشه که شهر لور به دوره ساسانی بر میگرده)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، bagheri4 ، سجاد313 ، mohammad reza ، pari74bala
۱۹:۳۸, ۳۰/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام
در مورد اون گردنبند و این نشان،خوب از سمتی داریم که آلمانی ها خودشون رو از نژاد آریایی می دونند ، و نازی ها روی این موضوع تاکید زیادی داشتند ، خوب با این تصور ، آیا ممکن نیست آلمانی ها هم تخت تاثیر چنین آثاری و (به اشتباه) نشان آریایی دونستن چنین نشانی اون رو انتخاب کرده باشند ، نه صلیب شکسته و امثالهم؟
بعد یک سوال در مورد اصل تاپیک ، اولین تمدن ها در کجا ایجاد شدند ، و آیا ایرانی های قبل از نژاد آریایی جزو اولین ها بودند؟
در تاریخ هست که آدم علیه السلام بعد از توبه به کجا ها سفر کرد و آیا به ایران هم سفر کرده؟ماجرای توفان سراسری نوح به قبل از این وقایا بر می گرده یا این که پس از این تمدن ها توفانی رخ داده (محل توفان که مسلما عراق بوده و به احتمال قوی با توجه به سراسری بودن توفان به ایران هم رسیده باشه) و بعد ها تمدن آریایی شکل گرفته؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan ، mohammad reza ، فرهاد
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Photo نگاهی به تمدن ایران پیش از اسلام ario65 30 12,230 ۲۴/اردیبهشت/۹۲ ۱۰:۱۴
آخرین ارسال: عدالت

پرش در بین بخشها:


بالا