۹/اردیبهشت/۹۲, ۱۴:۳۲
بسم الله الرحمن الرحیم
نقد و بررسى:
در نقد اين برداشتها توجه به چند نكته بايسته است:
نكته اول: كلمه «صاحبه» تنها بر اين دلالت دارد كه در آن غار شخصى با آن حضرت بوده است و هيچگونه بار ارزشى ندارد و از اين لفظ در آيه نمىتوان امتيازى براى ابوبكر اثبات كرد؛ زيرا
نكته اول: كلمه «صاحبه» تنها بر اين دلالت دارد كه در آن غار شخصى با آن حضرت بوده است و هيچگونه بار ارزشى ندارد و از اين لفظ در آيه نمىتوان امتيازى براى ابوبكر اثبات كرد؛ زيرا
از ديدگاه قرآن، ملاك ارزش و افتخار، در افقى برتر از افق اجتماع بشرى است و ملاك كرامت، بندگى و درجاتنزديكبودنبهخداوندمتعال است.
نكته دوم: آنچه آيه بر آن دلالت دارد اين است كه ابوبكر در غار همراه حضرت بوده است، اما اينكه اين همراه شدن به انتخاب حضرت بوده است از آيه استفاده نمىشود.
نكته دوم: آنچه آيه بر آن دلالت دارد اين است كه ابوبكر در غار همراه حضرت بوده است، اما اينكه اين همراه شدن به انتخاب حضرت بوده است از آيه استفاده نمىشود.
روايات نيز نه تنها دلالتى بر انتخاب ندارند، بلكه برخى از آنها گوياى اين هستند كه اين همراهى صرفا اتفاقى بوده است. در ذيل، به دو نمونه از اين روايات اشاره مىشود:
1. حضرت رسول شبانگاه به سوى غار ثور حركت فرمود. ابوبكر به دنبال حضرت به راه افتاد. حضرت صداى نفس زدن او را شنيد، او را شناخت و صبر كرد تا با هم به سوى غار حركت كنند.*
1. حضرت رسول شبانگاه به سوى غار ثور حركت فرمود. ابوبكر به دنبال حضرت به راه افتاد. حضرت صداى نفس زدن او را شنيد، او را شناخت و صبر كرد تا با هم به سوى غار حركت كنند.*
اين روايت حكايت از آن دارد كه هيچگونه هماهنگى و انتخابى در كار نبوده است.
2. ابوبكر در شب هجرت (كه حضرت على در بستر پيامبر اكرم خوابيده بود) وقتى به منزل پيامبر رسيد چنين تصور كرد كه حضرت در بستر خود قرار دارد، اما با حضرت على مواجه شد. صدا زد: يا نبىاللّه! كه حضرت على عليهالسلام فرمود: رسول خدا به سوى بئر ميمون رفتهاند. وى نيز عازم آنجا شد تا اينكه با حضرت وارد غار گردید.**
نكته سوم: از ظاهر آيه و آن داستان استفاده مىشود كه حضرت رسول صلىاللهعليهوآله در موقعيت خطرناكى قرار داشته و كسى، حتى همراه حضرت هم به دفاع از آن حضرت برنخاسته است؛
2. ابوبكر در شب هجرت (كه حضرت على در بستر پيامبر اكرم خوابيده بود) وقتى به منزل پيامبر رسيد چنين تصور كرد كه حضرت در بستر خود قرار دارد، اما با حضرت على مواجه شد. صدا زد: يا نبىاللّه! كه حضرت على عليهالسلام فرمود: رسول خدا به سوى بئر ميمون رفتهاند. وى نيز عازم آنجا شد تا اينكه با حضرت وارد غار گردید.**
نكته سوم: از ظاهر آيه و آن داستان استفاده مىشود كه حضرت رسول صلىاللهعليهوآله در موقعيت خطرناكى قرار داشته و كسى، حتى همراه حضرت هم به دفاع از آن حضرت برنخاسته است؛
زيرا آيه شريفه تنها از يارى خداوند با لشكريان ناپيدا سخن مىگويد.
پس عبارت «ثانى اثنين» تنها بر همراهى فردى با حضرت محمد صلىاللهعليهوآله دلالت دارد.
----
*ـ ر.ك: جلالالدين سيوطى، الدرالمنثور، ج 4، ص 196.
**ـ ر.ك: حافظ حاكم نيشابورى، المستدرك على الصحيحين، ج 3، ص 133.
دوستان یکم دقت کنین که پیامبر خودشون با خواست و اراده خودشون رفتن؟
یا به قول خود کلام خدا " «إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا»؛ (اگر او را يارى نكنيد خداوند او را يارى فرمود در آن هنگام كه كافران او را از مكه بيرون راندند، در حالى كه او نفر دوم از دو تن بود، آنگاه كه در غار بودند و او به همراه خود مىگفت غم مخور كه خدا با ماست، پس خداوند آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با لشكريانى كه آنها را نمىديديد تأييد نمود.)"
به بیان بهتر میشه گفت شب اخراج پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
ولی همین رو دقت کنین ، که ایه 207 سوره بقره :
" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ "
در چه مقام و منزلتی نازل شده .
ان شا الله ر باره همین ایه هم برای شما مطلب اماده میکنم .
اگر عمری بود در خدمت دوستان هستم.


