تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سخنرانی استاد رائفی پور (کوروش و ذوالقرنین)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
(۲۸/آذر/۹۰ ۲۰:۴۵)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]
نقل قول:
به خدا قسم تا قبل از اینکه رائفی پور در سخنرانی هایش به سمت قران برود من و بسیاری از دوستان قران را فقط از رو میخواندیم بدون ثانیه ای تفکر درحالی که پس از تفاسیر زیبای ایشان به حقیقت این کتاب الهی پی برده ایم و دست و پا شکسته برای خودمان تفسیر میکنیم درحد استفاده شخصی خودمان

تفسیر قرآن که همینطوری نیست برادر من!
جز کسی که به زبان عربی تسلط صد در صدی داشته باشه و به صرف و نحو ، تاریخ و وقایع صدر اسلام و قبل از اسلام
و شان نزول آیات و ... شدیدا تسلط نداشته باشه
نمی تونه به شخصه تفسیر قرآن داشته باشد وگرنه به بیراهه می رود .

عده زیادی از عهده ترجمه قرآن هم بر نمی آیند حالا شما می فرمایید تفسیر!
برای استفاده شخصی ؟! ؟! هرگز این کار رو انجام ندهید . همچین چیزی نداریم .

سخن شما جای بحث دارد
اولا که قران همچون دریاست و هرکس به اندازه توانش از ان استفاده میکند
برخی دریا را در تصاویر و فیلمها دیده اند
برخی از کنار ساحل
برخی در ان شنا کرده
برخی در ان غواصی میکنند
و برخی نیز با استفاده از زیر دریایی به اعماق ان میروند

قران هم همین است
و من با استفاده از سطح و درک خودم و درسطح پایین تفسیر میکنم و بیشتر باید بگویم تفسیر من نتیجه گیری است از ترجمه ایاتی که به دردم میخورد
مثلا مفهوم ایه ای مثل : "ان الله لایغیر مابقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" کاملا واضح است که قرابت دارد با ضرب المثل ازشما حرکت و از خدا برکت و در زندگی شخصی به من می اموزد برای داشتن ایمان باید تقوا و پرهیزگاری کنم و یا موفقیت هرکاری باید تلاش لازمه را انجام دهم و به خدا توکل کنم
و بدانید با این تفکر که برداشت از ایات قران برای زندگی شخصی علم میخواهد نتیجه ای جز دور کردن مردم از این کتاب الهی ندارد و مطمئن باشید کسی که با خلوص به این کار بپردازد خداوند حکیم او را یاری خواهد کرد و مطالبی دریافت میکند که خودش را متعجب میکند
برای مثال حقیر یکبار صفحه ای را گشودم و شروع به گرفتن نتیجه های مختلف کردم و پس از ان با استفاده از نرم افزار کامپیوتری تفسیر همان ایات را دیدم که جالب بود
من هیچ اشتباهی نداشتم ولی نتایجی که گرفته بودم کمتر از ثلث نتایج تفسیر بود که همین مورد گواه سخنان بنده است
شاید بگویید که با وجود داشتن تفسیر باید خود انسان تفسیر کند؟
پاسخم این است که :
اولا اینطوری از خواندن عربی قران هم بهره میبرد
ثانیا مغز ادم به کار میافتد
ثالثا به فرمان خدا که در انتهای خیل عظیم ایات مبنی بر تفکر بر قران است که به این فرمان خدا هم عمل میکنید
رابعا به اندازه ای که بدردش میخورد و در فهمش میگنجد از خداوند مطلب می اموزد نه بیشتر که گیج بشود
و مطمئنا با گذشت زمان و استمرار کار روز به روز در تفسیر قوی تر خواهد شد

واما درمواردی که شک داریم باید به تفسیر رجوع کنیم تا دچار انحراف امثال خوارج نشویم


یاعلی
جناب ravenger یک وقتهایی یک مسائلی هست ، یک وقتهایی ما می خواهیم مسائلی باشد!
این دو مطلب خیلی متفاوت هستند .

نقل قول:فهم و برداشت هر متن مقدمات و مباني و روش و شرايطي دارد كه اگر رعايت شود، فهم صحيح و معتبر از متن حاصل مي‏شود و اگر رعايت نشود، فهمنده را به بيراهه مي‏بردو برداشت و تفسيري غير حقيقي از متن و مقصود نويسنده ارائه مي‏كند.

روش‏هاي معتبر فهم و تفسير قرآن عبارتند از:
1. روش تفسير قرآن با قرآن (مثل تفسير الميزان علامه طباطبائي و تفسير القرآني للقرآن، عبدالكريم خطيب.)
2. روش تفسير قرآن با احاديث (مثل تفسير البرهان، محدث بحراني و تفسير الدّر المنثور، سيوطي.)
3. روش تفسير قرآن با عقل (برهان‏هاي قطعي عقل) (مثل تفسير القرآن و العقل، نورالدين اراكي.)
4. روش تفسير قرآن با علوم تجربي قطعي (مثل تفسير الجواهر، طنطاوي.)
5. روش تفسير اشاري قرآن (با طلني صحيح) (مثل تفسير حقايق التفسير سُلّمي و تفسير القرآن العظيم، تستري و كشف الاسرار، ميبدي.)

و روش غير معتبر در تفسير قرآن همان روش تفسير به رأي است كه گاهي در شيوه‏هاي فرعي برخي روش‏هاي فوق نيز سايه مي‏افكند. و در احاديث اسلامي به شدّت محكوم شده است.11

روش تفسير به رأي بدان معناست كه مفسر قرآن بدون توجه به قرائن عقلي و نقلي (آيات ديگر قرآن و احاديث) به تفسير قرآن بپردازد و يا نظر خود را بر قرآن تحميل كند، يعني تفسير او برداشت شخصي باشد نه برداشت علمي.12

توضيح كامل هم از اين روش‏ها در حوصله اين نوشتار نيست ولي تأثير آنها در فهم آيات قرآن قابل انكار نيست از اين رو كاربرد آنها در تفسير و احتراز از تفسير به رأي كاملاً ضروري است تا بتوانيم تفسير معتبر و برداشت صحيحي از آيه داشته باشيم.
مثال:

إِنَّا انزَلْنَاهُ فِي لَيْلَه الْقَدْرِ (قدر، 1)
اگر اين آيه تفسير بر اساس هر كدام از روش‏هاي فوق تفسير شود نكته و برداشت خاص تفسيري را بدنبال دارد.

الف: تفسير قرآن به قرآن آيه، با مراجعه به آيه: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» (بقره ، 185) روشن مي‏شود كه شب قدر در ماه رمضان است، همانطور كه بركت آن شب و جداسازي امور از آيه 3 - 4 ، دخان استفاده مي‏شود.
ب: تفسير روائي آيه: با مراجعه به احاديث و تفسير روائي آيه روشن مي‏شود كه اين شب بيست و يكم يا بيست و سوم ماه رمضان است.13

ج: تفسير باطني آيه: در برخي از احاديث آمده است كه شب ليله القدر فاطمه(سلام الله علیها) است14 كه شايد اشاره به آن باشد كه همانطور كه شب قدر ظرف نزول قرآن صامت است فاطمه ظرف نزول قرآن‏هاي ناطق يعني ائمه(علیه السلام) است و يا اينكه همانطور كه شب قدر نامعلوم است، قبر فاطمه(سلام الله علیها) نيز مجهول است.

د. تفسير علمي آيه: در تفسير نمونه، مورد توجه واقع شده كه با طرح يك پرسش شروع مي‏شود: با توجه به اختلافات طلوع و غروب خورشيد در مناطق مختلف زمين، شب قدر در آمريكا چه موقع است و در نهايت نتيجه مي‏گيرند كه شب كره زمين هنگامي است كه سايه آن يك دور مي‏چرخد پس مقصود از شب قدر 24 ساعت است.15 البته مانعي ندارد كه يك آيه با روش‏هاي مختلف تفسير شود و همه تفاسير لازم و صحيح باشد چون سطح معرفتي اين روشها با همديگر متفاوت است بلكه تفسير كامل آيه با اعمال روش‏هاي معتبر امكان دارد و در آن صورت كه ما به تفسير جامع آيه دست مي‏يابيم.
يادآوري: براي مطالعه بيشتر در مورد روش‏هاي تفسيري مي‏توانيد به كتاب‏هاي زير مراجعه كنيد:
مباني و روش‏هاي تفسير قرآن، عباسعلي عميد زنجاني، درسنامه روشها و گرايشهاي تفسير قرآن، از نگارنده، روشها و گرايشهاي تفسيري، حسين علوي‏مهر، اتجاهات التفسير في القرآن الرابع عشر، فهد بن عبدالرحمن بن سليمان الرومي، درآمدي بر تفسير علمي قرآن، از نگارنده (در مورد روش تفسير علمي)، التفسير العلمي للقرآن في الميزان، دكتر احمد عمر ابوحجر، التفسير و المفسرون، دكتر ذهبي، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، آيت‌اللَّه معرفت، اصول التفسير و قواعده، شيخ خالد عبدالرحمن العك، مذاهب التفسير الاسلامي، گلدزيهر، روش‏هاي تفسير قرآن، دكتر سيدرضا مودب.16
منبع
ببخشید دیگه قران نمیخونم فاطمه خانم
ضمنا من نمیدونم چرا تو این تالار اکثر مدیران به خون رائفی پور تشنه هستند که انشا الله به زودی با کمک خداوند و دوستان عزیز این جو ناهنجار رو تغییر خواهیم داد
راستی فکر نکنم اینجا جای این بحث باشه چون این تاپیک مربوط به مباحث تاریخی میشه

از راهنمایی های شما و توجه شما متشکرم

یاعلی
دوستان تا جایی که من میدونم اسکندر همجنس باز بوده
چند جا شنیدم به انضمام اینه معلم تاریخمون هم تایید کرد
(۲۸/آذر/۹۰ ۲۰:۲۶)revenger نوشته است: [ -> ]سلام اقا شهاب
دل ما برات تنگ شده بود
شما اگه مشکلی با مشرک بودن اسکندر ندارید لطفا در بحث ذوالقرنین کیست شهادت دهید ایشان ذوالقرنین نیست وگرنه لطف کنید دلیلی بیاورید که دین داری ایشان را اثبات کند


دوست گرامی ،
اثبات ادعا بر دوش مدعیست ...
دوستانی که مدعی مشرک بودن و
همجنس باز بودن و شرابخواری و زنباره بودن او هستند
باید اسناد و استدلال های خود را ارائه کنند ...
درباره اسکندر بحث بسیار بیشتر از اینهاست که دیده اید ...

اگر دوستان لطف کنند و بصورت منطقی و بدون توصیه و
تفسیر و بررسی شخصیت نویسنده و ... بحث را ادامه دهند و
اینقدر پیرامون موضوعات مختلف غیر مرتبط گمانه زنی نکنند ،
به نظرم بحث به نقاط جالبتری خواهد رسید ...
(۲۸/آذر/۹۰ ۲۳:۳۶)شهـاب نوشته است: [ -> ]
(۲۸/آذر/۹۰ ۲۰:۲۶)revenger نوشته است: [ -> ]سلام اقا شهاب
دل ما برات تنگ شده بود
شما اگه مشکلی با مشرک بودن اسکندر ندارید لطفا در بحث ذوالقرنین کیست شهادت دهید ایشان ذوالقرنین نیست وگرنه لطف کنید دلیلی بیاورید که دین داری ایشان را اثبات کند


دوست گرامی ،
اثبات ادعا بر دوش مدعیست ...
دوستانی که مدعی مشرک بودن و
همجنس باز بودن و شرابخواری و زنباره بودن او هستند
باید اسناد و استدلال های خود را ارائه کنند ...
درباره اسکندر بحث بسیار بیشتر از اینهاست که دیده اید ...

اگر دوستان لطف کنند و بصورت منطقی و بدون توصیه و
تفسیر و بررسی شخصیت نویسنده و ... بحث را ادامه دهند و
اینقدر پیرامون موضوعات مختلف غیر مرتبط گمانه زنی نکنند ،
به نظرم بحث به نقاط جالبتری خواهد رسید ...

به خدا قسم خودتان میدانید اسکندر ناحق است ولی اینکه چرا ازوی حمایت میکنید روز به روز مرا به شما مشکوک تر میکند
شرابخواری اسکندر را که از مرگش در کتاب ویل دورانت اوردم و اینکه اسکندر در راه شراب مرد
درمورد تائیس هم مطالب فوق العاده ای در تالار است که حتما خوانده اید
و درمورد مشرک بودن اسکندر شما جواب بدهید دین اسکند چه بوده؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست گرامی همه ما میتوانیم با خواندن قران و خواندن تفاسیر معتبر از ان بهره های فراوان ببریم . بیایید به خود قران مراجعه کنیم ببینیم چه کسی را شایسته تفسیر قران میداند :

نقل قول:در قرآن مجيد در دو مورد، اين تعبير به کار رفته است يکي در سوره آل عمران آيه 7 که می فرماید :

وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا

«تفسير کتاب خدا را، جز خدا و راسخان در علم، نمي‏دانند. (آنها) مي‏گويند: (ما به همه ي آن ايمان آورديم؛ همه از طرف پروردگار ماست.) و جز صاحبان عقل، متذکر نمي‏شوند (و اين حقيقت را درک نمي‏کنند) ».
و ديگري در سوره نساء آيه 162 آنجا که مي‏فرمايد:

لکن الراسخون في العلم منهم و المؤمنون يؤمنون بما انزل اليک و ما انزل من قبلک،

«دانشمندان و راسخان در علم از اهل کتاب، به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل گرديده است ايمان مي‏آورند».
همانطور که از معني لغوي راسخون استفاده مي‏شود منظور از آن، کساني هستند که در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب ‏نظرند.
البته مفهوم اين کلمه يک مفهوم وسيع است که همه دانشمندان و متفکران را در برمي‏گيرد، ولي در ميان آنها افراد ممتازي هستند که درخشندگي خاصي دارند و طبعا در درجه اول، در ميان مصاديق اين کلمه قرار گرفته‏اند و هنگامي که اين تعبير ذکر مي‏شود قبل از همه نظرها متوجه آنان مي‏شود.
در روايات متعددي «راسخون في العلم» به پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و ائمه هدي عليه‏السلام تفسير شده، زيرا آيات و کلمات قرآن مفاهيم وسيعي دارد که در ميان مصاديق آن افراد نمونه و فوق‏العاده‏اي ديده مي‏شود که گاهي در تفسير آنها تنها از آنان نام مي‏برند.
در اصول کافي از امام باقر يا امام صادق عليه‏السلام نقل شده است که فرمود: «پيامبر خدا بزرگ‏ترين راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تاويل و تنزيل قرآن مي‏دانست، خداوند هرگز چيزي بر او نازل نکرد که تاويل آن را به او تعليم نکند و او و اوصياي وي همه اينها را مي‏دانستند».
روايات فراوان ديگري در کتاب اصول کافي و ساير کتب حديث در اين زمينه آمده است که نويسندگان تفسير «نور الثقلين» و تفسير «برهان» در ذيل اين آيه آنها را جمع‏آوري نموده‏اند و همانطور که اشاره شد تفسير «راسخون في العلم» به پيامبر صلي الله عليه و آله و ائمه هدي عليهم‏السلام منافاتي با وسعت مفهوم اين تعبير ندارد، لذا از ابن عباس نقل شده که مي‏گفت: من هم از راسخان در علم هستم، منتها هر کس به اندازه وسعت دانشش از اسرار و تاويل آيات قرآن، آگاه مي‏گردد، و آنان که علمشان از علم بي‏پايان پروردگار سرچشمه مي‏گيرد طبعا به همه اسرار و تاويل قرآن آشنا هستند در حالي که ديگران تنها قسمتي از اين اسرار را مي‏دانند.


نکته اینجاست که چه کسی میتواند ایات قران را برای دیگران تفسیر کند؟
استخراج احکام کند ؟
مصداق یابی کند ؟
این کار به چه دانش هایی نیاز دارد؟
به چه کسی میتوان در این مورد اعتماد نمود ؟
فرض کنید بنده ریاضیدان خوبی هستم ایا میتوانم قران تفسیر کنم؟ ایا نظرم در این مورد اعتبار دارد ؟
خیلی واضح است . نمیدانم چرا لجبازی میکنید!
اصلا بحث بر سر کورش نیست .
کل ماجرا مشکل دارد . خوارج هم به قران استناد میکردند!
کسی که میخواهد وارد این حوزه شود باید حد اقل هایی را داشته باشد.
اصلا بحث شخص نیست . بحث فرد نیست . هیچ کس با کسی مشکلی ندارد .
باور بفرمایید از اینکه فردی پیدا شود و سخنش در باب هدایت جوانان موثر واقه شود از ته قلب خوشحالیم . اما هر چیزی قوائد خاصی دارد .
در ضمن دوست گرامی اینقدر راحت به افراد تهمت نزنید . بعضی گمانها نیز حتی در مرحله ورود به قلب گناه است ...
این توهم توطئه گویا به خودی ها هم راه پیدا کرده ! میگوییم بیایید برسی کنیم فلان مسئله را به بر هم زدن اتحاد ربطش میدهند .
میخواهیم منابع تفسیری علامه را برسی کنیم میگویند توهین شده .
چرا؟ چون بر خلاف نظر شماست ؟!
بد جوری بعضی دوستان دارند سفسطه میکنند! (در باب شرایط مفسر قران )
اگر بنده چند کتاب در مورد قلب بخوانم و تحقیق کنم ایا حاضرید (خدای نکرده) زیر تیغ جراحی من بروید؟!!

لطفا مسایل را با هم مخلوط نفرمایید . هر جا هم عقاید مشابهی با فردی داشتید ایشان را سپر نکنید!
یه زمانی اگر از یه فرماندار انتقاد میکردیم به بهانه اینکه به نظام توهین شده میخواستن برخورد کنند!

خیلی ببخشید اما دوستان انگار الفبای بحث رو هم نمیدونند!
هر چیزی قوائدی داره ..

یا علی (علیه السلام)
(۲۸/آذر/۹۰ ۲۲:۲۹)revenger نوشته است: [ -> ]ببخشید دیگه قران نمیخونم فاطمه خانم
ضمنا من نمیدونم چرا تو این تالار اکثر مدیران به خون رائفی پور تشنه هستند که انشا الله به زودی با کمک خداوند و دوستان عزیز این جو ناهنجار رو تغییر خواهیم داد
راستی فکر نکنم اینجا جای این بحث باشه چون این تاپیک مربوط به مباحث تاریخی میشه

از راهنمایی های شما و توجه شما متشکرم

یاعلی


جناب revenger
بنده چه وقت عرض کردم شما قرآن نخوانید یا بخوانید ؟؟!
بنده فقط عرض کردم تفسیر به رای کار اشتباهی هست . سخن برسر تفسیر قرآن بود نه خواندن و نخواندن قرآن!
اینجا هیچ کس به خون کسی تشنه نیست مطمئن باشید !
فقط یک مسائلی هست در یک جو کاملا دوستانه بررسی می شود .
دست آقای رائفی پور هم درد نکند . روشنگری می کنند ، جوانان پای سخنانشون می نشینند .
ولی تفسیر قرآن کار هر کس نیست . چه آن کس آقای رائفی پور باشد .
هر کس می تواند دلیل خودش را بگوید ، نه تندی لازم هست ، نه دعوا .
افراد دیگر هم نوشته ها را خواهند خواند و نتیجه خودشان را خواهند گرفت .
اگر حرفی زدم باعث رنجش کسی شد ، همینجا عذر خواهی می کنم .
(۲۸/آذر/۹۰ ۲۰:۱۹)شهـاب نوشته است: [ -> ]
(۲۸/آذر/۹۰ ۰:۵۷)anti dajjil نوشته است: [ -> ]تو کتابهای تاریخ دوم دبیرستان نوشته....
من اصلا کارم تاریخه!!!!Big Grin

[تصویر: rose.gif][تصویر: rose.gif]
برادر گلمون تو صفحه ی قبل اومدن دو تا گل در زمینه ی اسپم تقدیم کردند اونوقت اقای محترم وحید اقای گل بجای حذف این ارسال به قهرمان خودش که ایشون باشن سپاس و تشکر میکنه (یا صبر عیوب)

و باید اینو عرض کنم که از اصل موضوع خواهش میکنم خارج نشوید و به حاشیه نروید دوستان
اینجا فقط در مورد رائفی و کوروش باید بحث کنیم
راستی چه زبانی دارید شما دوستان من HuhHuh
از کجا اینهمه تایپ میکنید و الکی فضای سایت را اشغال میکنید Huh
درباره ی قهرمان داستان ما که اسکندر باشند سوالی پرسیده شد ولی هیچکس جوابی نداد
و بر عکس ما (حقیقت یابان) ، هر سوالی که درباره ی کوروش پرسیده شده بود را پاسخ داده ایم

من نمیدانم ایشون ایا معصوم هستند که هرچه ایشان گفت حتی ( [تصویر: rose.gif] [تصویر: rose.gif]) جای تقدیر و تشکر دارد ؟؟؟
اگر انتقاد من در صفحه ی قبل یادتان باشد این موضوع برایتان روشن میشد که واقعا چرا ؟؟؟؟؟
قران را فیلسوفان تفسیر میکنند و ما هم از انان نقل قول میکنیم
ایا علامه فیلسوف نبوده اند ؟؟؟ ایا علامه ی بزرگوار فیلسوف نبوده اند ؟؟
و ایا رائفی عزیز پژوهشگر و و تلاشگر بسیار خوب از این بزرگواران نقل قول نمیکنند ؟؟؟
ایا ایشان (اقای شهاب عزیز) که اسکندر را خوب میدانند حتی از روی یک عالم روز اسلام هم نقل قول میکنند ؟؟
اگر دوست دارید به حقیقت برسید خواهش میکنم باز هم خواهش میکنم این سه کلیپ بی هزینه را ببینید :
1_ http://www.aparat.com/v/315adee8601effc6...1565858317
2_ http://www.aparat.com/v/70d883a0d667f0f3...57cce59997
3_ http://www.aparat.com/v/5bc4a3eb22bc8791...c110082282
خواهش میکنم اینهارو ببینید و بعد به بحث ادامه دهید

خواهش خواهش
باز هم خواهش
و باز هم خواهش میکنم از همتون
(که این یک چشمه ی کوچک از محققان دنیا در مورد خوب بودن کوروش را ببینید)
خواهش میکنم هیچی نگید و اول اینهارو ببینید
یا حق
(۲۸/آذر/۹۰ ۱۶:۵۳)revenger نوشته است: [ -> ]
ازشما بعید بود حاج امیر عزیز.
واقعا فکر میکنید بحث ذوالقرنین بی اهمیت بود؟یعنی بحثی که قران اورده بی فایده است؟؟؟
اتفاقا بحث درمورد نمادها و فراماسونری و... کاملا بی ارزش تلقی میشوند
ایا عبرتهای بنی اسرائیل بی پایه و اساس است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ایا مباحث شجره ملعونه غیر از حقیقت است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به خدا قسم تا قبل از اینکه رائفی پور در سخنرانی هایش به سمت قران برود من و بسیاری از دوستان قران را فقط از رو میخواندیم بدون ثانیه ای تفکر درحالی که پس از تفاسیر زیبای ایشان به حقیقت این کتاب الهی پی برده ایم و دست و پا شکسته برای خودمان تفسیر میکنیم درحد استفاده شخصی خودمان
یاعلی

سلام دوست عزیز
گفتم که رتبه بندی بکنیم دارای اهمیت خاصی نمی باشد ...
بحث درباره مصداق شناسی ذوالقرنین هیچ فایده ای ندارد ،‌اما صحبت درباره نفس عمل ذوالقرنین بسیار فایده دارد که بنده در این مورد ترجیح میدم به ائمه رجوع کنم ....

بنده نگفتم صحبت های آقای رائفی پور بی پایه و اساس است فقط گفتم صرف جنجالی بودن نوع بحث ها دلیل بر مهم بودن آن نیست و به عنوان یه نقد از آقای رائفی پور این مسئله را مطرح کردم اگر شما این فکر را در سرتان دارید که بنده از دشمنان این عزیز هستم و سعی در لطمه زدن به ایشان هستم باید خدمتتان عرض کنم سایت ظهور12 که متعلق به ماست تنها سایتی بود که بیانیه آقای رائفی پور را منتشر کرد و اولین بار سخنرانی معروف ایشان در موسسه موعود در سایت ما قرار گرفت که بعد از آن سایت موعود و دیگر سایت ها قرار دادند و سیر صعودی ایشون به حمدلله به خوبی طی شد و سایت آنتی666 واقعا زحمت زیادی بعدا در پخش سخنرانی های ایشون کشید ... اینها را گفتم تا دوستان توهم دشمنی بنده با ایشون را حتی از فکرشان هم بیرون کنند ...



صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع