تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قصه ی دو مدعی انتظار (علی 110 و abbas313)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
به نام خدا
دم همتون گرم که اینقدر اهل دل هستید!
دوستان حقیقت من تا این اواخر تصور میکردم جوونا پاک یادشون رفته که امام زمانشون کی میاد یا اصلا درگیر مسایل زندگیشونن. بعد فهمیدم که اونی که از خیلیها عقب مونده خود منم!
این برزخ و این سد رو باید شکست و پیش به جلو رفت! باید خواست و خواستن لازمه ی اولیش اندیشیدن و یقین داشتنشه!
باید ظهور رو خیلی نزدیک دید! همینکه ظهور رو دور ببینیم،حتی یه کوچولو،کافیه که این فاصله بیشتر بشه و ظهور عقب بیفته!
به قول استاد پناهیان اینقدر میگیم آقا بیا اگر بیان ایشون ما واقعا یاریشون میکنیم؟! مرحوم آیت الله بهجت میفرمودند از یک طرف میگیم آقا بیاین تا از نعمتهای آخرالزمان بهره ببریم،از یک طرف امتحانای سخت آخرالزمان رو چه کنیم؟!
من و امثال من که دیگه کلاهمون پس معرکست! ولی باید خونه تکونی کرد.امتحانای سختی در پیش داریم بچه ها!خدا بهمون رحم کنه.
حضرت علی(علیه السلام) در مورد امتحانات سخت آخرالزمان میفرمایند: مثل مردم در آخرالزمان،مثل گدمهای یک سیلوی بزرگ گندم است که آفت به آن میزند> گندمهای آفت زده را از آن میگیرند.دوباره آفت به آن میزندو دوباره آفات را از گندمهای سالم جدا میکنند. آنقدراین رویه ادامه میابد که جز به اندازه ی یک یا دو قرص نان از آن باقی نماند!
خدایا مددمون کن تو چه منگنه و آزمایش سختی گیر افتادیم!
بچه ها ظهور انقدر نزدیکه که ما ها وقتی آقا بیان غافلگیر میشیم و به هم میگیم ما هنوز آمادگیش رو نداشتیم! کمک کنیم و دعا کنیم کمتر پیش آقا شرمنده بشیم،ولی امیدمون رو از دست ندیم چون صاحبمون خیلی مهربونه
یا صاحب الزمان...
بسم ا...
سلام
در جایی شنیدم که در واقعه ی کربلا، یکی از یاران امام حسین علیه السلام که اتفاقا خیلی هم مرید آقا بودن به خیمه ایشون اومدن و گفتن که آقاجان من به کمک شما اومدم اما اگه اجازه بدین یه مقدار آذوقه برا خانوادم جمع کردم برم سریع اونو بدم و برگردم، آقا هم به ایشون فرمودن که برو اما زود برگرد، این فرد وقتی از خیمه آقا بیرون میومد گریه کنان میگفت که ببین آقا چقدر غریب شده که به من میگن زود برگرد.... این فرد میره و وقتی برمیگرده که سر امام بالای نیزه بود....
در توضیح این مطلب گفتن که وقتی امام گفتن زود برگرد معنیش این بوده که اصلا نرو.....
بعد شنیدن این اتفاق خیلی رفتم تو فکر و اون اینکه در مقابل امام زمانت جوری باید باشی که حرف دوم و اما اگری پیشش نیاری، اگه هر کاری امر فرمودن، اگر امامت رو واقعا قبول داشته باشی، باید بی چون و چرا انجامش بدی و اصلا نپرسی چرا، و این یعنی همون انتظار واقعی که خود من به شخصه خیلی ازش دورم، چون همین الانشم تو زندگی روزمره و در برخوردام مواقعی هست که میدونم اگه امامم بود قطعا دستور دیگه ای به من میداد که دوس نداشتم انجامش بدم و با سختی شرایط کاری و توجیهات غیر موجه دیگه توجیهش میکردم (آخه من پزشکم و گاهی با شرایط کاری غیر استانداردی که واسه پزشکامون تو این مملکت وجود داره به طرز وحشتناکی عصبی میشم و از کوره در میرم...!) . من به زبان خیلی دوس دارم آقا ظهور کنن البته دوس دارم همیشه وقتی دعا میکنم برا ظهور، به خاطر خود امام زمانم باشه نه به خاطر مشکلات کوچیک و بزرگ خودم یا جامعه و مملکتمون، اما در عمل هرگز اینگونه نبوده ام، بچه ها دعام کنید منم یه منتظر واقعی باشم......
راستی یه پیشنهاد، میشه گاهی با هماهنگی بین بچه های تالار گه گداری همگی با هم یه روزای خاصی رو به نیت ظهور امام زمانمون روزه بگیریم؟ یا مثلا سبکترش یه تسبیح صلوات و اینجور چیزا بخونیم؟ اون چله ای که گرفته شد هم خیلی خوب بود، البته اینم فقط یه پیشنهاده، چون دیدم جمع شامل بچه های پاکیه گفتم تا فقط گفته باشم!
التماس دعای فرج.....
پیشنهاد خوبی کردید من موافقم
هر کسی پیشنهاد قشنگ اینجوری داره لطفا بیان کنه...
بسم ا...
سلام
ان شاا... که این حرفا در حد پیشنهاد نمونه، این روزه گرفتنا و ذکر گفتن به نیت ظهور مولا کمک میکنه تا یادمون باشه فقط وقتی مشکل داریم به یادش نباشم بلکه حتا وقتی مشکلی هم نداریم آقامونو حی و حاضر ببینیم و وجودش و نگاهش رو حس کنیم ...
دعا کنیم که آقا دربست ماهارو برا خودش تربیت کنه تا ظهور و اومدن ایشون رو فقط و فقط به خاطر خودش بخایم نه به خاطر خودمون.
یادمون باشه اونایی که تو صحرای کربلا قبل آقا امام حسین جنگیدن یارای 100 درصدیشون بودن و اونایی که ناخالصی داشتن حتا در حد یک صدم درصد و یا کمتر از اون ... وقتی به کربلا رسیدن که سر مولا روی نیزه رفته بود...
امام زمان ما هم ذخیره خدا روی زمینشه قطعا ایشون رو وقتی میفرسته که از یاران 100 درصدیش مطمئن باشه، هیچکسی جز خود خدا و امام زمان هم نمیتونه مارو به حد 100 درصد بودن برسونه پس فقط باید از خدا بخایم که مارو مخصوص امام و برگزیده و منجیش تربیت کنه و پرورش بده....
ای خدا کاش خود من هم این حرفارو در حد عمل انجام میدادم....
التماس دعای فرج.....
پیشنهاد خوبیه، ولی حتما از طریق ایمیل خبر داده بشه. من هرروز تالار رو چک نمی کنم.
بسم ا...
یادتان باشد اگر تنگی دل غوغا کرد
مهدی فاطمه را یاد کنید... او تنهاست....
بسم ا...

من به آمار زمین مشکوکم ...!
اگر این خاک پر از آدمهاست،
پس چرا یوسف زهرا تنهاست ...؟!
ب نام او که همه عالم در دست اوست
همیشه به خودم میگم چرا کاری میکنم که دل امام زمان و میشکونم ،چرا باید حرفهام در حد حرف بمونه ،چرا هر چی تلاش میکنم آقامو از دست خودم راضی کنم نمیشه ،ولی باید بتونیم مگه نه ایتکه عاشق آقامونیم و دعا می کنیم برای ظهورش ،پس باید بتونیم که با کارامون ظهورش و جلو بندازیم.........پس به امید اون روزای خوب که ان شاءالله نزدیکه/
آقا جان ،مولای من چه سخته که همه خلق رو ببینم ولی جمال دل آرای تو را نه، آقا بیا.
حدیث جالبی از حضرت علی دیده بودم که مثلا می گفت خواب عاقل بهتر از تهجد جاهل است و ... و کاملا هم به نظر منطقی بود. بنابراین با خود این گونه تصور کردم که باید سطح بینش و معرفت را افزایش داد. البته تا این جا درست است اما مشکل اینجا بود که من فکر می کردم معرفت از مثلا مطالعه زیاد کسب می شود ولی حدیثی از امام معصوم مشکل را حل کرد: از ما نیست کسی که نماز را سبک بشمارد . دیدید؟ نگفتند از ما نیست کسی که یک دور شهید مطهری یا یک دور فلسفه و عرفان اسلامی بخواند! که این هم کشف خیلی مهمی برای من بود.
حق با شماست. عبد باید بود.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع