تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ایاک نعبد!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(مقاله ی ویژه!)#$
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام رفقا
تا حالا از خود پرسیدید چرا میگیم در نماز ایاک نعبد؟ و نمیگیم ایاک اعبد
یعنی میگیم خدایا تنها تورا میپرستیم و نمیگیم تنها تورا میپرستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این سوالی بود که برای حقیر پیش آمد
و رفتم به سراغش
جوابهای بسیاری در تفاسیر مختلف برایش یافتم
تا بالاخره جوابی یافتم که روحم را سیراب کرد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام
شاید یه جور یادآوری وظایف باشه
اینکه ما به امربه معروف اعتقاد داریم
دنبال گسترش اعمال حسنه هستیم.
این هم یکی از تعابیر بود
اما آن تعبیری نبود که روح مرا سیراب کرد!
سلام
من یاد روایتی افتادم با این مضمون که میگه نماز خوندن مومن به تنهایی هم جماعته...
اون موقع ها به ما می گفتن اگر قبل نماز اذان و اقامه بگی دو صف فرشته میان پشت سرت نماز می خونن!!!
در هر حال آدم در حال عبادت تنها نیست که بخواد صیغه ی مفرد به کار ببره.حتی اگر اون دو صف فرشته نیان...Smile
می گن سوره ی حمد برای آموزش شکل صحبت انسان با خداست لحنش با تمام سوره های دیگه فرق می کنه...
نه دوست من
البته برای نماز ممکن است درست باشد، کما اینکه عده ای هم به این مسئله اشاره کرده اند و پشتوانه ی روایی هم دارد
اما منظور اینجا خود سوره ی حمد است
نه این سوره موقع قرائت در نماز!
و البته این جواب هم جوابی نبود که روح مراسیراب کرد
دوستان سعی کنید به جای نشستن و فکر کردن
به تفاسیر مراجعه کنید و نظرات مختلف را در اینجا قرار دهید
این شکل به کار اتقان بیشتری میدهد
پیشنهاد میکنم
از تفسیرهایی نظیر المیزان (علامه طباطبایی)- جلد دوم کتاب آشنایی با قرآن (شهید مطهری)- تفسیر نمونه (آیت ا... مکارم شیرازی)- تفسیر نور (جناب آقای قرائتی) بهره مند شوید
گویا علت آمدن پرستش و استعانت بصیغه متکلم مع الغیر (ما تو را مى پرستیم و از تو یارى میجوئیم ) همین دورى از منم زدن و استکبار بوده باشد، و میخواهد بهمین نکته اشاره کند که گفتیم مقام عبودیت با خود دیدن منافات دارد، لذا بنده خدا عبادت خود، و همه بندگان دیگر را در نظر گرفته میگوید: ما تو را مى پرستیم ، چون بهمین مقدار هم در ذم نفس و دور افکندن تعینات و تشخصات اثر دارد، چون در وقتى که من خود را تنها ببینم ، به انانیت و خودبینى و استکبار نزدیک ترم ، بخلاف اینکه خودم را مخلوط با سایر بندگان ، و آمیخته با سواد مردم بدانم ، که اثر تعینى و تشخص را از بین برده ام
نکاتی از تفسیر المیزان حضرت علامه طباطبایی. با تشکر از شما. باشد که مورد استفاده قرار گیرد
امیدوارم این درست باشه:
در شریعت مطهر "اسلام" كسى كه چند جنس گوناگون را در یك معامله بفروشد، و برخى از آنها معیوب باشد، مشترى مى‌تواند، یا همه آنها را بخرد، و یا همه آنها را پس بدهد .اما اختیار ندارد كه معیوب‌ها را پس بدهد و بى عیب‌ها را بردارد و در این مورد، چون نمازگزارى بیند كه عبادت او معیوب و ناقض است، آن را به تنهایى به پیشگاه پروردگار عرضه نمى‌كند، بلكه آن را به انضمام عبادت همه عبادت كنندگان: از انبیا و اولیا و نیكان ضمن یك معامله عرضه مى‌دارد. بدان امید، كه عبادت او در این ضمن پذیرفته شود. زیرا كه تمامى آن عبادات رد نمى‌شود. زیرا هرگاه، برخى پذیرفته شوند، برخى پذیرفته نشوند پذیرفتن سالم و نپذیرفتن معیوب، تبعیض است و این، موردى است كه پروردگار، بندگان خویش را از آن، باز داشته است . پس، چگونه شایسته كرم پروردگارى اوست؟ او راهى جز پذیرش همه در پیش ندارد و مراد حاصل است .
(۲۴/آذر/۹۰ ۱۱:۵۸)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]گویا علت آمدن پرستش و استعانت بصیغه متکلم مع الغیر (ما تو را مى پرستیم و از تو یارى میجوئیم ) همین دورى از منم زدن و استکبار بوده باشد، و میخواهد بهمین نکته اشاره کند که گفتیم مقام عبودیت با خود دیدن منافات دارد، لذا بنده خدا عبادت خود، و همه بندگان دیگر را در نظر گرفته میگوید: ما تو را مى پرستیم ، چون بهمین مقدار هم در ذم نفس و دور افکندن تعینات و تشخصات اثر دارد، چون در وقتى که من خود را تنها ببینم ، به انانیت و خودبینى و استکبار نزدیک ترم ، بخلاف اینکه خودم را مخلوط با سایر بندگان ، و آمیخته با سواد مردم بدانم ، که اثر تعینى و تشخص را از بین برده ام
نکاتی از تفسیر المیزان حضرت علامه طباطبایی. با تشکر از شما. باشد که مورد استفاده قرار گیرد

با تشکر شما از همت و لطف شما
بله این هم یکی از تعابیر لطیف است
اما این تعبیر هم آن تعبیری نبود که روح مرا سیراب کرد
(۲۴/آذر/۹۰ ۱۲:۰۰)beautiful-mind نوشته است: [ -> ]امیدوارم این درست باشه:
در شریعت مطهر "اسلام" كسى كه چند جنس گوناگون را در یك معامله بفروشد، و برخى از آنها معیوب باشد، مشترى مى‌تواند، یا همه آنها را بخرد، و یا همه آنها را پس بدهد .اما اختیار ندارد كه معیوب‌ها را پس بدهد و بى عیب‌ها را بردارد و در این مورد، چون نمازگزارى بیند كه عبادت او معیوب و ناقض است، آن را به تنهایى به پیشگاه پروردگار عرضه نمى‌كند، بلكه آن را به انضمام عبادت همه عبادت كنندگان: از انبیا و اولیا و نیكان ضمن یك معامله عرضه مى‌دارد. بدان امید، كه عبادت او در این ضمن پذیرفته شود. زیرا كه تمامى آن عبادات رد نمى‌شود. زیرا هرگاه، برخى پذیرفته شوند، برخى پذیرفته نشوند پذیرفتن سالم و نپذیرفتن معیوب، تبعیض است و این، موردى است كه پروردگار، بندگان خویش را از آن، باز داشته است . پس، چگونه شایسته كرم پروردگارى اوست؟ او راهى جز پذیرش همه در پیش ندارد و مراد حاصل است .


این هم تعبیری است
تعبیر بسیار لطیف و دقیقی هم هست
اما این هم تعبیری نبود که روح مرا سیراب کرد
با تشکر از شما برای شرکت در بحث

انسان بايد به حكم عقل ، بندگي خداوند را بپذيرد . ما انسان ها عاشق كمال هستيم و نيازمند رشد و تربيت ، و خداوند نيز جامع تمام كمالات و رب همه ي هستي است . اگر به مهر و محبت نيازمنديم او رحمان رحيم است و اگر از آينده دور نگرانيم ، او صاحب اختيار و مالك آن روز است . پس چرا به سوي ديگران برويم ؟ عقل حكم مي كند بايد او را پرستيد و از او كمك خواست نه بنده هوي و هوس خود بود و نه بنده زر و زور ديگران .

جمله " نعبد " هم اشاره به اين دارد كه نماز به جماعت خوانده شود و هم بيانگر اين است كه مسلمانان همگي برادر و در يك خط هستند .
پيام هاي اين ايه شريفه عبارت است از :
1) ابتدا بايد بندگي خدا كرد ،‌آن گاه از او حاجت خواست ( نعبد ،‌نستعين ) چون خداوند بيشترين لطف را بر ما كرده ، ما بهترين تذلل را به درگاهش مي بريم ( الرحمن الرحيم اياك نعبد )
2) " اياك نعبد و اياك نستعين " يعني نه جبر است و نه تفويض ، چون مي گوييم " نعبد " پس داراي اختيار هستيم و نه مجبور و چون مي گوييم " نستعين " پس نياز به او داريم و امور به ما تفويض نشده است .
3) عبادت ،مقدمه و وسيله ي استمداد است . ابتدا عبادت آمده آن گاه استمداد " اياك نعبد و اياك نستعين "
4) از آداب دعا و پرستش اين است كه انسان خود را مطرح نكند و خود را در حضور خداوند احساس كند ( اياك نعبد ) 1
1- تفسير نور.قرائتي، جلد 1 ص 28 - 27
با تشکر از سرکار سالومه
اینها هم تعابیری است که در جای خود درست است
اما آن تعبیری نبود که روح مرا سیراب کرد
دوستان بسیار مطلوب است که از سایر تفاسیر هم بهره گیرند
و در بحث شرکت کنند
(۲۴/آذر/۹۰ ۱۲:۵۲)saloomeh نوشته است: [ -> ]
1) ابتدا بايد بندگي خدا كرد ،‌آن گاه از او حاجت خواست ( نعبد ،‌نستعين ) چون خداوند بيشترين لطف را بر ما كرده ، ما بهترين تذلل را به درگاهش مي بريم ( الرحمن الرحيم اياك نعبد )
3) عبادت ،مقدمه و وسيله ي استمداد است . ابتدا عبادت آمده آن گاه استمداد " اياك نعبد و اياك نستعين "


البته حواس دوستان باشد که پروردگار اسمایی دارد
مانند ذوالفضل الکریم، جواد و کریم و وهاب
این اسمها ناظر بر این است که استعانت و یاری خدا الزاماً پس از عبادت حاصل نمیشود
و خداوند حتی کفار را هم یاری میکند به حکم محکم قرآن
چه برسد به کسی که مومن است
و خدا بی استحقاق و قبل از درخواست و عبادت هم یاری کرده بندگانش را

و اصلاً همین که بنده ای می تواند پروردگار را عبادت کند یعنی در همین پرستش هم مورد استعانت و یاری خدا بوده
وگرنه بی یاری و استعانت و عنایت و لطف و هدایت و دستگیری خدا که کسی را یارای عبادت پروردگار نیست

پس مشاهده میکنید که این مطلب را باید در نظر گرفت تا مطلب جامعتر و بدون در نظر گرفتن و توجه به این موارد مطلب خالی از نقص نیست!!!!!!!!!!!
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع