سلام بر همه ی دوستان عزیز!!
اول یک بار دیگه خواهش می کنم از دوستان که قبل از ایراد نظر خیلی خیلی خیلی رک و پوست کنده با یک آری و خیر و یک توضیح مختصر و مفید نسبت خودشون رو با این گزاره مشخص کنند و بعد ایراد نظر بفرمایند تا بحث به مقصود مورد نظر برسد :
قانون گرایی خوب است یا بد؟؟
و دوم این که دوباره باید تفاوت قانون گرایی و قانون مندی مشخص شود :
در قانون گرایی، قانون محور است و انسان ارزشی در برابر قانون ندارد و نمی تواند به اصل قانون فکر کند و در قانون مندی انسان می تواند هر لحظه در قانون تامل کند و آنجایی که مطابق با آرمان و هدفش نیست از قانون سر پیچی کند!!
و بنده باز هم برای بار پنجم یا ششم باید تکرار کنم که با
وجود قانون و قانون مندی مخالف نیستم، بلکه با قانون گرایی مخالفم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و هزاران مثال زدم و تاثیرات قانون گرایی رو بر انسان گفتم!! پس دوستان لطف بفرمایند پست های حقیر رو بخونن که مجبور به تکرار مکررات نشوم!!! ( از تفاوت گزل شافت و گمین شافت تا این همه مثالی که از قانون گرایی زدم و . . . )
و یک مثال دیگه هم به آن هزاران مثال اضافه می کنم تا بیشتر متوجه منظور بنده بشوید :
آیا در خانه ی شما قانون گرایی وجود دارد که به پدر یا مادر خودتون احترام می گذارید؟؟؟
نخیر!!!! شما بنا بر احترامی که منجر به رضایت خداست مادر و پدر خود را تکریم می کنید و اگر بخواهیم برای احترام به پدر و مادر اهرم فشاری مانند قانون در خانواده به وجود بیاوریم انگاه احترام جای خود را به قانون می دهد. یعنی هنگامی که از شما می پرسند چرا به پدر خود احترام می گذارید می گویید
چون قانون است!!!!!!!!!! و اینجا خانواده ای که قانون گرا می شود و روابط صوری و اجباری می شوند را دیگر باید فاتحه اش را خواند.
بنده جایی نگفتم که قانون را برچینیم. گفتم
علاوه بر وجود قانون، تاکید بر شخص باشد!!
(۱/دی/۹۰ ۱۳:۴۹)علی 110 نوشته است: [ -> ]قانون لازم است
چون خدا قانون مقرر کرده
روی حرف خدا نمیشه حرف زد
اما کلام در اینجا است که قانون گذار کیست
این می تواند محل منازعه باشد
وگرنه با توجه به این که خود خالق این سیستم هم تکوینی و هم تشریعی قانون براش وضع کرده این موضوع که اصلاً قانون بالذات باید باشد یا نه نمیتواند موضوع بحث یک موحد باشد!!!!
در ضمن معنای این کلام این نیست که قوانین خدا مثل قوانین نظام بروکراتیک امروزی جهان ساخته شده به وسیله ی انسان خود بنیاد و بریده از وحی است
مهمترین قانون عبودیت است و هر جا باید دید مصداق این قانون چه گونه عملی است و رضای خدا در چه چیز است!!!!!!
حق قانون گذاری انحصار در خداوند دارد که به وسیله انبیا و ائمه بیان میشوند
اما نکته ی دیگری اینجا مطرح است و اینکه بشر مدرن بردگی مدرن ایجاد کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با چه چیز؟
به نظر من حداقل با چند چیز
یکی از آنها وضع قوانین است که همان غل و زنجیر های نامرعی است
یکی دیگر با کنترل ذهن است
یعنی ذهن انسان ها به شکلی شستشو بدهد که کسی حتی به ذهنش جرأت ندهد که بتوان به شکلی جز این شکل نظم نوین جهانی زیست کرد!!!!!!!!!!
فعلاً کفایت میکند در همین حد فکر میکنم
اگر عمری بود و توفیقی ادامه میدهم مباحث را
یا علی
علی جان حرف شما متین است. بنده اصلا در جایی نگفتم قانون نباید باشد. بحث من این بود که قانون نمی تواند همه ی شرایط زندگی بشر را پیش بینی کند و بشر نمی تواند از زندگی خودش به نحو احسنت استفاده کند. مساله ی بعدی پیچیدگی ناشی از پیشرفت روزافزون بشر است. بیا کمی سیستمیک تر و از منظر بالا و به عنوان یک معمار جامعه به قضیه نگاه کنیم :
امروز با پیشرفته شدن تکنولوژی دستگاه های کارت خوان برای خیلی از ادارات در نظر گرفته شده است. که ساعت ورود و خروج کارمندان را ثبت می کند. ابتدا برخی گفتنه گه چه جالب دیگه نیازی به نگهبان برای نظارت نیست!!! اما کمی که گذشت از اونجایی که این انسان خودش سیستمی که اختراع کرده را می تواند دور بزند مجبور شدند یک مراقب هم با دوربین برای نظارت از دستگاه قرار دهند. و بعد از جایی که ممکن بود خود ناظر هم مرتکب خطا شود دوباره مجبور شدند تا ناظر دیگری برای وی قرار دهند و همینطور این ماجرا در حلقه های متفاوت جریان داشت و ماجرا رو
پیچیده تر کرد!!!
الان بحث من بر سر نظارت است!!!!! شما فرض کن که به ازای هر یک نفر از این هفتاد میلیون نفر اصلا یک مراقب و مواظب برای سرپیچی از قانون گذاشته شود. آیا برای این هفتاد میلیون مراقب هم دوباره مراقب نمی خواهیم تا دچار اشتباه نشوند؟؟؟؟؟ مساله این است که سیستمی که اساسا می خواهد با نظارت های شدید و پیچیده تر کردن قوانین جامعه اش را اداره کند از پس این شکافتن این کلاف پیچیده بر نمی آید!!!!!
یاز هم تاکید می کنم که حقیر با وجود قانون مخالف نیستم اما با تاکید و در اولویت اول قرار دادن قانون برای کنترل بشر مخالفم که خیلی هم تا به حال مثال زدم و تبیین کردم اما دوستان باز گمان می کنند که بنده با وجود قانون مخالفم و خواهان هرج و مرج طلبی هستم!!!!
دوست دارم بیشتر از زاویه ی دید یک تئورسین و یک معمار و از بالا به قضیه نگاه کنیم و نه صرفا از دید خودمون!!!!
امیدوارم منظورم رو گرفته باشی . . .
(۱/دی/۹۰ ۱۴:۴۱)yamin نوشته است: [ -> ]سلام
به نظرم اين خيلي عاليه كه انسانها، خودشون به اون درجه از شعور ودرك برسند كه حالا مثلا كار اشتباهي نكنند حالا چه تو مسايل ديني ويا شرايط زندگي . به قول دوستمون به موقع حاضر شدن در محل كار.
اما اين فكر يه مقدار آرمانيه.
دقيقا به خاطر ندارم اما يادمه يه جا خوندم پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعد فتح مكه يا به نظرم تشكيل حكومت اسلامي تو مدينه بود كه قانون گذاشتند بر طبق مباني اسلامي. و يهودياني كه اونجا زندگي ميكردند هم بايد تابع اين قانون مي بودند. ..
خوب! يعني پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نميتونستند روي فهم و شعور مردم كار كنند تا به اون حد از درك برسند كه خودشون قوانين رو رعايت كنند ؟؟ خوب اصلا يهودي ها مثلا يه چيز اسلام رو قبول نداشتند چه لزومي داشت رعايت كنند؟؟ لا اكراه في الدين . مجبور نبودند كه مسلمان شن اما بايد حالا كه دوست داشتند اونجا زندگي كنند قوانين اسلامي را رعايت كنند.
قانون براي ايجاد نظم و انضباطه كه هرج ومرجي نباشه بر طبق اصول اون جامعه . حالا كسي ميخواد اعتقاد قلبي داشته باشه يا نداشته باشه .
چرا راه دور ميريم قران كريم ما سراسر قانونه. ميگه: ميخواي آدم باشي دوستت داشته باشم بايد اين قوانين رو بپذيري . كم كم اين قوانين ميشه واست ملكه ، اونوقت ديگه اجباري نيست برات،چون خودت داري پيشقدم ميشي.
بالا بردن شعور ودرك آدما بايد با قانون شروع بشه .
صبح تا غروب بياين رو فهم من كار كنن اما تا وقتي يه سدي جلوم نباشه كار خودمو ميكنم چون ذات انسان نياز به تنبيه و پاداش داره. تا ندونم كه واسه اين كارم تنبيهي هست يا پاداشي ، اصلا فهممو به كار نميندازم .
خدا تو قران كريم ، قانون گذاشته بعدش اومده انسانها رو به چيزهاي مادي كه قابل تصور باشه مثل آتش ، گدازه و يا نهر پر از عسل و.. وعده داده باز انسان شعورش بالا نرفته ، داره كار خودشو ميكنه . حالا به نظرتون...
به نظر من قانون جزئي از مراحل بالا رفتن فهم و شعوره كه لازمه، ودر كنارش پاداش و تنبيه.
بحث خوبيه خوشحال ميشم نظرات خوبتونو بدونم. يا حق
سلام دوست گرامی!
اول این که بنده به جناب راستین هم گفتم که خواهشا روی حرفی که بنده زدم زوم نکنید!!!! و اول بحث خواهش کردم که نسبت خودتون رو با جمله ای که نوشتم مشخص کنید!!! چون حرف بنده ممکن است خیلی ایراد داشته باشد و فعلا بحث بر سر جایگزین نیست!!! بحث بر سر نفی یک وضعیت موجود است و انشالله اگر به نتیجه رسیدیم و باز بنده به هرج و مرج طلبی و بی قانونی گرایی متهم نشدم (

) در مورد شرایط جایگزین صحبت می کنیم. و ضمنا ما داریم به عنوان یک تئورسین به موضوع نگاه می کنیم و بحث بر سر ارمانی بودن و یا نبودن یک راه حل نیست و اصلا ما داریم راجع به ایده آل های صحبت می کنیم و از خوب ها می گوییم!! ( اگر بخواهید بیشتر توضیح میدم . . . )
فقط باز هم مجبورم تکرار کنم که بنده با وجود قانون و وضع قانون مخالف نیستم!!! پیامبر هم باید قانون وضع می کردن و شکی هم در این مورد نیست!! ولی بحث من بر سر اولویت قرار دادن نظارت بر اجرای قانون و اعمال فشار به جای موارد دیگه هست. تنبیه و تشویق هم خوب است و بنده جایی نفیشان نکردم و بحثم سر اصل قرار دادن تنبیه و تشویق است تا استفاده به عنوان یک ابزار جانبی!!!! امیدوارم متوجه منظورم شده باشید!!!!
فقط جایی که فرمودید یهودیان چرا باید به قانون ما احترام می ذاشتن رو بنده قبول ندارم . . .
چون که ما ( حالا شاید برای اونا اجبار نباشه!! ) توی دینمون خلاف حرف خدا و رضایت خدا به هیچ .وجه نباید قدم برداریم و این ربطی به قانون یک کشور و یا یک منطقه ندارد!!!!!!!!!!!!!!
یعنی اگر قانون فلان کشور این بود که شما باید حتما بعد از غذا در رستوران شرب خمر می کردید شما به هیچ وجه نمی توانید چون قانون است اجرایش کنید!!! و اتفاقا دقیقا چالش قانون گرایی همین جا نمود می کند . . .
امیدوارم باز هم نیاز به توضیح مواضع من در برابر قانون نباشد . . .
و انشاالله دوستان از این به بعد با توجه به چند سطری که توضیح دادم ایراد نظر می فرمایند!!!
یا حق