|
سنتی یا مدرن؟؟؟ مساله این است!
|
|
۱۸:۱۳, ۲۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/دی/۹۰ ۳:۲۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
آیا تا به حال شده قانون حق مسلم شما را خورده باشد و شما به آنچه که سزاوار شماست نرسیده باشید؟ آیا تا به حال شده از قوانین موجود در یک مجموعه ناراضی باشید ولی ناگزیر مجبور به اجرای آنها باشید؟ آیا تا به حال شده در خیابان درخواست کمک داشته باشید ولی هیچ کس نظری به شما نیاندازد؟ آیا تا به حال شده اشتباهی سهوی در رانندگی مرتکب شده باشید اما افسر رانندگی فقط و فقط از ما کارت شناسایی بخواهد؟ آیا تا به حال شده اتفاق غیر منتظره ای برای شما افتاده و به محل کار خود دیر رسیده باشید ولی مامور مراقب فقط و فقط ساعت ورود شما را ثبت کند تا از حقوق شما کسر شود؟ آیا تا به حال شده دلیل موجهی برای غیبت در کلاس داشته باشید، اما استاد درس فقط و فقط چون قانون حرف اول و آخر را می زند از نمره ی شما کسر کند؟ آیا تا به حال شده از این همه قانون گرایی و نظم و انضباط پولادین به سطوح آمده باشید و احساس شکستگی و خرد شدگی میان چرخ دنده های آهنین جامعه ی مدرن داشته باشید؟ آیا تا به حال شده که تصمیم بگیرید برای همیشه شهرنشینی رو ترک کنید و به مناطق دورافتاده تغییر سکونت بدید تا برای همیشه از این قوانین وحشتناک مدرن خلاص شوید؟ آیا . . . . - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
ابتدا برای درک بهتر بحث باید با دو واژه ی جامعه شناسی آشنا شویم : Gemeinschaft ( به فارسی گِمین شافت ) و Gesellschaft ( به فارسی گِزِل شافت ) دو واژه ی آلمانی هستند که هر دو را اولین بار Ferdinand Tönnies ( فردیناند تونیس ) جامعه شناس آلمانی در سال 1887 در توصیف، تبیین و تفکیک بهتر رده های تجمع مردم در مکان های مختلف به کار برد. _از منظر ریشه یابی لغوی ( Etymology ) : Gemeinschaft از واژه ی آلمانی Gemein که در انگلیسی به کلمه ی "Cruel" و در فارسی به کلمه ی "بی رحمی" نزدیک است، گرفته شده و پسوند انتهایی آن یعنی "schaft" در انگلیسی همان کار پسوند هایی نظیر "ness"، "hood" و . . . را انجام می دهد، در واقع معنی اسم و فعل را مصدری می کند. سرانجام شاید بهترین معنی برایش "بی رحمانه" و "خصمانه" باشد. Gesellschaft از واژه ی آلمانی Geselle که در انگلیسی به کلمه ی "Associate" و در فارسی به کلمه ی "شریک" نزدیک است، گرفته شده و در نهایت شاید "شراکت" بهترین مهنی برایش باشد. و در آخر دقیق ترین و نزدیک ترین معنی برای "گمین شافت"، در فارسی "جامعه" و در انگلیسی " Society" و برای "گزل شافت"، در فارسی "اجتماع" و در انگلیسی "Community" می باشد. _اما توضیح بیشتر در جامعه شناسی ( Sociology ) : گزل شافت : تجمع توده ی زیادی از مردم است که قوانین بین آنها بیرونی و عقلانی است. قوانین محکم و انضباط پولادین حرف اول و آخر را می زنند و حرف هیچ کس به قانون ارجحیت ندارد. همه موظفند در همه ی شرایط قوانین را رعایت کنند و در صورت سرپیچی مجازات خواهند شد. در یک جمله : گزل شافت، قانون محور و قانون گراست. گمین شافت : تجمع اندکی از مردم است که قوانینشان درونی و عاطفی است. خبری از اجرای خشک و محکم قوانین نیست و هر کار نادرستی می تواند قابل اغماض باشد. روابط بیشتر بر مبنای احترام متقابل و صمیمیت افراد شکل می گیرد. در یک جمله : گمین شافت، شخص محور و صمیمانه تر است. از گزل شافت در جامعه ی امروز، می توان دانشگاه، مدرسه، ادارت، نهادهای دولتی و غیر دولتی رو نام برد و از گمین شافت می توان به خانواده، گروه های دوستی و روابط فامیلی رو نام برد. - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
خوب . . . تا اینجا که شد تعریف و تبیین اجمالی دو کلید واژه ی مهم در مباحث جامعه شناسی. . . اجازه بدید تا کمی هم به تاریخ رجوع کنیم : مدرنیته، از منظر جامعه شناسی در یک جمله خلاصه می شود : || . . . رجعت از گمین شافت به گزل شافت . . . || یعنی زمانی که دکارت راسیونالیزم رو به عنوان اصل تکمیلی فلسفی به حرکت اصلاح طلبانه ی پروتستانتیزم، اضافه می کنه و همه چیز رو از پستوی ذهن بیرون میریزه و دوباره از نو شناخت و معرفت رو با اتکا به عقل تبیین می کنه، عقل خودبنیاد بشر شروع به خلق قوانین جدید برای ایجاد یک جامعه ی مدرن می کنه. این ماجرا همینطور ادامه پیدا می کنه و روز به روز قوانین جدیدتری برای مدیریت شرایط جدیدتر که برای بشر به وجود آمده، وضع می شوند. و اما سوالات مهمی در اذهان انسان مدرن کم کم شکل می گیرد : _این روند تا کجا قرار است ادامه پیدا کند؟ تا چه زمانی قرار است برای حرکات غیر قابل پیش بینی بشر قانون وضع شود؟ تا چه موقع با اعمال انضباط و تنبیه و با وضع قوانین محکم تر قرار است بشر کنترل شود؟ _و از طرفی تا کجا انسان باید این قوانین سفت و سخت و بدون عاطفه که خیلی از شرایط رو برای انسان متصور نمیشن، رو تحمل کنه؟ تا کی باید حق یک آدم با اعمال قانون های بی جا خورده شود؟ _ و از طرف دیگری این که تا چه زمانی قرار است قوانین، پیچیده و پیچیده تر شوند؟ تا کی باید مغز و ذهن انسان درگیر فهم این پیچیدگی های ناشی از قانون مداری شود؟ _ و در آخر تا چه زمانی این همه ظاهرگرایی باید ادامه داشته باشد؟ تا چه درددل های شخصی افراد نباید کوچکترین اهمیتی برای مجریان قانون داشته باشد؟ تا کی باید این زندگی ماشینی و صرفا قانون گرا ادامه داشته باشد؟ یعنی به طور خلاصه این قانون گرایی در مدرنیته، چهار پیامد مخرب برای انسان غربی داشت : 1.از بین رفتن عاطفه و محبت میان اعضای یک جامعه و حتی اعضای یک خانواده. چرا که مدرنیته دوست داشت در همه ی ابعاد به سمت قانون گرایی و گمین شافت، حرکت کند و به بستر خانواده هم رسید. که نهایتا منجر به ایجاد افراد تنها و منزوی در بطن جامعه شد. 2.ازدیاد قوانین و اعمال فشار و تنبیه های بیشتر که در دراز مدت انسان را از زندگی زده می کرد. 3.پیچیدگی ناشی از به وجود آمدن شرایط جدید که ذهن انسان رو متشوش می کرد و استرس و فشار زیادی به بشر وارد می ساخت. و از طرفی شرایط رو برای اعمال قانون هم برای مجریان قانون سخت می کرد. 4.ظاهرگرایی افراطی و عدم توجه به مسائل، مشکلات و زندگی شخصی افراد و عدم وجود یک همدم برای ابراز درددل های شخصی و سرانجام زندگی های بی روح و ماشینی. که نهایتا این روند سه قرن بیشتر دوام نیاورد . . . تا این که سر کله ی نیچه و سایرین پیدا شد تا اساس این حکومت و جامعه ی نظم محور و قانون گرا رو زیر سوال ببرن و عملا عصر پست مدرن وارد جامعه ی غربی بشه! - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
حالا سوال اساسی : با توجه به این که جامعه ی مدرن در غرب عملا فروپاشیده شده محسوب می شود، و با توجه به این که جامعه ی امروز ما تا حد خیلی خیلی زیادی مدرن است و در جهت صنعتی شدن حرکت می کند، باید چه کار کرد؟ آیا بازگشت به گزل شافت و جامعه ی سنتی راه چاره است؟ یا تلفیقی از این دو وضعیت؟ و یا راه سومی را باید پیش گرفت؟ و یا ادامه ی همین وضعیت موجود لطمه ای به مردم نخواهد زد؟ منتظر نظرات شما هستم . . . پ.ن : قبل از ارائه ی راهکار و اعلام موضع حتما نسبت خود را با این جمله مشخص کنید : آیا قوانین باید ارزش تلقی شوند؟ آیا قانون گرایی محض خوب است یا بد؟ موفق بمانید . . . محمد
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۰۴, ۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام
خیلی دوست داشتم در گفتگو شرکت کنم . البته در طرفداری از قانون ولی در امتحان به سر میبریم و ئتیان نامه رو هم باید تحویل بدم . ان شا الله بعد از امتحانات اگر عمری بود... یا علی (علیه السلام) |
|||
|
|
۱۳:۴۹, ۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
قانون لازم است
چون خدا قانون مقرر کرده روی حرف خدا نمیشه حرف زد اما کلام در اینجا است که قانون گذار کیست این می تواند محل منازعه باشد وگرنه با توجه به این که خود خالق این سیستم هم تکوینی و هم تشریعی قانون براش وضع کرده این موضوع که اصلاً قانون بالذات باید باشد یا نه نمیتواند موضوع بحث یک موحد باشد!!!! در ضمن معنای این کلام این نیست که قوانین خدا مثل قوانین نظام بروکراتیک امروزی جهان ساخته شده به وسیله ی انسان خود بنیاد و بریده از وحی است مهمترین قانون عبودیت است و هر جا باید دید مصداق این قانون چه گونه عملی است و رضای خدا در چه چیز است!!!!!! حق قانون گذاری انحصار در خداوند دارد که به وسیله انبیا و ائمه بیان میشوند اما نکته ی دیگری اینجا مطرح است و اینکه بشر مدرن بردگی مدرن ایجاد کرده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با چه چیز؟ به نظر من حداقل با چند چیز یکی از آنها وضع قوانین است که همان غل و زنجیر های نامرعی است یکی دیگر با کنترل ذهن است یعنی ذهن انسان ها به شکلی شستشو بدهد که کسی حتی به ذهنش جرأت ندهد که بتوان به شکلی جز این شکل نظم نوین جهانی زیست کرد!!!!!!!!!! فعلاً کفایت میکند در همین حد فکر میکنم اگر عمری بود و توفیقی ادامه میدهم مباحث را یا علی |
|||
|
|
۱۴:۴۱, ۱/دی/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام
به نظرم اين خيلي عاليه كه انسانها، خودشون به اون درجه از شعور ودرك برسند كه حالا مثلا كار اشتباهي نكنند حالا چه تو مسايل ديني ويا شرايط زندگي . به قول دوستمون به موقع حاضر شدن در محل كار. اما اين فكر يه مقدار آرمانيه. دقيقا به خاطر ندارم اما يادمه يه جا خوندم پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعد فتح مكه يا به نظرم تشكيل حكومت اسلامي تو مدينه بود كه قانون گذاشتند بر طبق مباني اسلامي. و يهودياني كه اونجا زندگي ميكردند هم بايد تابع اين قانون مي بودند. .. خوب! يعني پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نميتونستند روي فهم و شعور مردم كار كنند تا به اون حد از درك برسند كه خودشون قوانين رو رعايت كنند ؟؟ خوب اصلا يهودي ها مثلا يه چيز اسلام رو قبول نداشتند چه لزومي داشت رعايت كنند؟؟ لا اكراه في الدين . مجبور نبودند كه مسلمان شن اما بايد حالا كه دوست داشتند اونجا زندگي كنند قوانين اسلامي را رعايت كنند. قانون براي ايجاد نظم و انضباطه كه هرج ومرجي نباشه بر طبق اصول اون جامعه . حالا كسي ميخواد اعتقاد قلبي داشته باشه يا نداشته باشه . چرا راه دور ميريم قران كريم ما سراسر قانونه. ميگه: ميخواي آدم باشي دوستت داشته باشم بايد اين قوانين رو بپذيري . كم كم اين قوانين ميشه واست ملكه ، اونوقت ديگه اجباري نيست برات،چون خودت داري پيشقدم ميشي. بالا بردن شعور ودرك آدما بايد با قانون شروع بشه . صبح تا غروب بياين رو فهم من كار كنن اما تا وقتي يه سدي جلوم نباشه كار خودمو ميكنم چون ذات انسان نياز به تنبيه و پاداش داره. تا ندونم كه واسه اين كارم تنبيهي هست يا پاداشي ، اصلا فهممو به كار نميندازم . خدا تو قران كريم ، قانون گذاشته بعدش اومده انسانها رو به چيزهاي مادي كه قابل تصور باشه مثل آتش ، گدازه و يا نهر پر از عسل و.. وعده داده باز انسان شعورش بالا نرفته ، داره كار خودشو ميكنه . حالا به نظرتون... به نظر من قانون جزئي از مراحل بالا رفتن فهم و شعوره كه لازمه، ودر كنارش پاداش و تنبيه. بحث خوبيه خوشحال ميشم نظرات خوبتونو بدونم. يا حق |
|||
|
|
۰:۴۹, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۰:۵۸ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
سلام بر همه ی دوستان عزیز!!
اول یک بار دیگه خواهش می کنم از دوستان که قبل از ایراد نظر خیلی خیلی خیلی رک و پوست کنده با یک آری و خیر و یک توضیح مختصر و مفید نسبت خودشون رو با این گزاره مشخص کنند و بعد ایراد نظر بفرمایند تا بحث به مقصود مورد نظر برسد : قانون گرایی خوب است یا بد؟؟ و دوم این که دوباره باید تفاوت قانون گرایی و قانون مندی مشخص شود : در قانون گرایی، قانون محور است و انسان ارزشی در برابر قانون ندارد و نمی تواند به اصل قانون فکر کند و در قانون مندی انسان می تواند هر لحظه در قانون تامل کند و آنجایی که مطابق با آرمان و هدفش نیست از قانون سر پیچی کند!! و بنده باز هم برای بار پنجم یا ششم باید تکرار کنم که با وجود قانون و قانون مندی مخالف نیستم، بلکه با قانون گرایی مخالفم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و هزاران مثال زدم و تاثیرات قانون گرایی رو بر انسان گفتم!! پس دوستان لطف بفرمایند پست های حقیر رو بخونن که مجبور به تکرار مکررات نشوم!!! ( از تفاوت گزل شافت و گمین شافت تا این همه مثالی که از قانون گرایی زدم و . . . ) و یک مثال دیگه هم به آن هزاران مثال اضافه می کنم تا بیشتر متوجه منظور بنده بشوید : آیا در خانه ی شما قانون گرایی وجود دارد که به پدر یا مادر خودتون احترام می گذارید؟؟؟ نخیر!!!! شما بنا بر احترامی که منجر به رضایت خداست مادر و پدر خود را تکریم می کنید و اگر بخواهیم برای احترام به پدر و مادر اهرم فشاری مانند قانون در خانواده به وجود بیاوریم انگاه احترام جای خود را به قانون می دهد. یعنی هنگامی که از شما می پرسند چرا به پدر خود احترام می گذارید می گویید چون قانون است!!!!!!!!!! و اینجا خانواده ای که قانون گرا می شود و روابط صوری و اجباری می شوند را دیگر باید فاتحه اش را خواند. بنده جایی نگفتم که قانون را برچینیم. گفتم علاوه بر وجود قانون، تاکید بر شخص باشد!! (۱/دی/۹۰ ۱۳:۴۹)علی 110 نوشته است: قانون لازم است علی جان حرف شما متین است. بنده اصلا در جایی نگفتم قانون نباید باشد. بحث من این بود که قانون نمی تواند همه ی شرایط زندگی بشر را پیش بینی کند و بشر نمی تواند از زندگی خودش به نحو احسنت استفاده کند. مساله ی بعدی پیچیدگی ناشی از پیشرفت روزافزون بشر است. بیا کمی سیستمیک تر و از منظر بالا و به عنوان یک معمار جامعه به قضیه نگاه کنیم : امروز با پیشرفته شدن تکنولوژی دستگاه های کارت خوان برای خیلی از ادارات در نظر گرفته شده است. که ساعت ورود و خروج کارمندان را ثبت می کند. ابتدا برخی گفتنه گه چه جالب دیگه نیازی به نگهبان برای نظارت نیست!!! اما کمی که گذشت از اونجایی که این انسان خودش سیستمی که اختراع کرده را می تواند دور بزند مجبور شدند یک مراقب هم با دوربین برای نظارت از دستگاه قرار دهند. و بعد از جایی که ممکن بود خود ناظر هم مرتکب خطا شود دوباره مجبور شدند تا ناظر دیگری برای وی قرار دهند و همینطور این ماجرا در حلقه های متفاوت جریان داشت و ماجرا رو پیچیده تر کرد!!! الان بحث من بر سر نظارت است!!!!! شما فرض کن که به ازای هر یک نفر از این هفتاد میلیون نفر اصلا یک مراقب و مواظب برای سرپیچی از قانون گذاشته شود. آیا برای این هفتاد میلیون مراقب هم دوباره مراقب نمی خواهیم تا دچار اشتباه نشوند؟؟؟؟؟ مساله این است که سیستمی که اساسا می خواهد با نظارت های شدید و پیچیده تر کردن قوانین جامعه اش را اداره کند از پس این شکافتن این کلاف پیچیده بر نمی آید!!!!! یاز هم تاکید می کنم که حقیر با وجود قانون مخالف نیستم اما با تاکید و در اولویت اول قرار دادن قانون برای کنترل بشر مخالفم که خیلی هم تا به حال مثال زدم و تبیین کردم اما دوستان باز گمان می کنند که بنده با وجود قانون مخالفم و خواهان هرج و مرج طلبی هستم!!!! دوست دارم بیشتر از زاویه ی دید یک تئورسین و یک معمار و از بالا به قضیه نگاه کنیم و نه صرفا از دید خودمون!!!! امیدوارم منظورم رو گرفته باشی . . . (۱/دی/۹۰ ۱۴:۴۱)yamin نوشته است: سلام سلام دوست گرامی! اول این که بنده به جناب راستین هم گفتم که خواهشا روی حرفی که بنده زدم زوم نکنید!!!! و اول بحث خواهش کردم که نسبت خودتون رو با جمله ای که نوشتم مشخص کنید!!! چون حرف بنده ممکن است خیلی ایراد داشته باشد و فعلا بحث بر سر جایگزین نیست!!! بحث بر سر نفی یک وضعیت موجود است و انشالله اگر به نتیجه رسیدیم و باز بنده به هرج و مرج طلبی و بی قانونی گرایی متهم نشدم ( ) در مورد شرایط جایگزین صحبت می کنیم. و ضمنا ما داریم به عنوان یک تئورسین به موضوع نگاه می کنیم و بحث بر سر ارمانی بودن و یا نبودن یک راه حل نیست و اصلا ما داریم راجع به ایده آل های صحبت می کنیم و از خوب ها می گوییم!! ( اگر بخواهید بیشتر توضیح میدم . . . ) فقط باز هم مجبورم تکرار کنم که بنده با وجود قانون و وضع قانون مخالف نیستم!!! پیامبر هم باید قانون وضع می کردن و شکی هم در این مورد نیست!! ولی بحث من بر سر اولویت قرار دادن نظارت بر اجرای قانون و اعمال فشار به جای موارد دیگه هست. تنبیه و تشویق هم خوب است و بنده جایی نفیشان نکردم و بحثم سر اصل قرار دادن تنبیه و تشویق است تا استفاده به عنوان یک ابزار جانبی!!!! امیدوارم متوجه منظورم شده باشید!!!! فقط جایی که فرمودید یهودیان چرا باید به قانون ما احترام می ذاشتن رو بنده قبول ندارم . . . چون که ما ( حالا شاید برای اونا اجبار نباشه!! ) توی دینمون خلاف حرف خدا و رضایت خدا به هیچ .وجه نباید قدم برداریم و این ربطی به قانون یک کشور و یا یک منطقه ندارد!!!!!!!!!!!!!! یعنی اگر قانون فلان کشور این بود که شما باید حتما بعد از غذا در رستوران شرب خمر می کردید شما به هیچ وجه نمی توانید چون قانون است اجرایش کنید!!! و اتفاقا دقیقا چالش قانون گرایی همین جا نمود می کند . . . امیدوارم باز هم نیاز به توضیح مواضع من در برابر قانون نباشد . . . ![]() و انشاالله دوستان از این به بعد با توجه به چند سطری که توضیح دادم ایراد نظر می فرمایند!!! یا حق |
|||
|
|
۱:۰۵, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۱:۰۶ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
فضای بحث رو ببر پس از ظهور در جامعه مهدوی
در آنجا قانون داریم یا نداریم قانون همه جانبه توحید محض هر فعلی که از انسان سر میزند یا تحت ولایت و امر ، دستور و حکم خداست یا تحت ولایت و امر ، دستور و حکم طاغوت این طاغوت میتواند شیطان یا نفس یا شخص ثالث باشد این که در هر لحظه چه فعلی انجام میدهم اگر به حکم خدا باشد ما تحت لوای قانون گرایی (و نه قانون مندی) خدا هستیم میشود عبودیت خدا و در جامعه مهدوی این تحقق خواهد یافت اما این که در هر لحظه چه فعلی انجام میدهم اگر به حکم خدا نباشد (نفس خودمان (همان عقل خود بنیاد یا شیطان یا شخص ثالث باشد))ما تحت لوای قانون گرایی (و نه قانون مندی) طاغوت هستیم میشود عبودیت غیر خدا و طاغوت که هدف جهانی سازی در نظم نوین جهانی است |
|||
|
|
۱:۰۵, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۱:۰۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز فقط یک نکنه رو عرض کنم
ما بعضی قوانین رو داریم که پایه هستند و فطری . مثل قائده لا ضرر . عمل به تعهد .... این قوانین رو تبع بشر بوجود میاره حالا قوانین چند سطح است قوانین عرفی . قوانین اخلاقی قوانین دینی . یا خوب و بد ها . و یک سطح دیگر قوانین لازم الاجرا که ضمانت اجرایی دارند و مجازات و ... را برای فعل یا ترک فعل ان در نظر میگیریم . که همین قوانین هم برگرفته از عرف مقبول جامعه است و اگر چنین نباشد قابلیت اجرا نداشته و بزودی منحل میشود . مثل قانون کشف حجاب . برای همین دولت ها قبل از تصویب یک قانون یا ان را از عرف میگیرند یا برایش عرف میسازند مثل همین واژه فرهنگ سازی. الان فرهنگ راهنمایی رانندگی در ایران وجود ندارد (در کل) دولت با زور و تبلیغ این را به صورت یک عرف در خواهد اورد . البته اگر میخواهد که جامعه به ان عمل کند! قوانین سطح اخر یا باید و نباید هایی که زمانت اجرایی دارد (دنیوی) نمیتواند همه جنبه های زندگی را در بر بگیرد ... منظور شما چه قانونیست؟ در واقع همه چیز قانون مند باید باشد و هست !! هر چند قانون شکن هم وجود دارد !! .... یا حق عجب موقعی هم بحث رو راه انداختیا ! این دم امتحانی!! |
|||
|
|
۱:۴۴, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۱:۴۶ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۲/دی/۹۰ ۱:۰۵)علی 110 نوشته است: فضای بحث رو ببر پس از ظهور در جامعه مهدوی علی آقا من می گم که بیایم از دید یک معمار و مدیر نگاه کنیم!!! شما اگر مدیر جامعه ی مهدوی باشید اصل رو بر پیچیده تر کردن قوانین با توجه به پیشرفته تر شدن انسان می گذارید یا اصل رو بر تربیت انسان و جلوگیری پایه ای از قانون شکنی؟؟؟ توی مورد اول ما داریم شاخ و برگ رو می چینیم و توی دومی داریم ریشه رو قطع می کنیم!!!!!!! مساله اینه که انسان هواره میتونه قانون رو دور بزنه و این پیچیدگی هیچ گاه تمومی نداره!!!!! اما حالا به نظر شما در جامعه ی مهدوی اصل بر پیچیده تر کردن قانون برای کنترل بشر است یا اصل بر تربیت بشر برای عدم فکر برای دور زدن قانون؟؟؟؟؟ اگر جواب این سوال رو بدید کاملا مواضعمون شفاف میشه!! (۲/دی/۹۰ ۱:۰۵)وحید110 نوشته است: دوست عزیز فقط یک نکنه رو عرض کنم آقا وحید عزیز . . . این لایه هایی که گفتید به نظر من از هم جدا نشدین!!!!!!! یعنی قوانین اخلاق وابسته به قوانین عرفی و وابسته به قوانین دینی هستند!!!! ( یعنی حداقل در یک جامعه ی مهدوی و آرمانی اینگونه است!! ) ولی به گمانم منظور بنده از قانون به مورد آخر نزدیکتر باشد!! یا حق |
|||
|
|
۱۶:۰۳, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
فقط جایی که فرمودید یهودیان چرا باید به قانون ما احترام می ذاشتن رو بنده قبول ندارم . . .
چون که ما ( حالا شاید برای اونا اجبار نباشه!! ) توی دینمون خلاف حرف خدا و رضایت خدا به هیچ .وجه نباید قدم برداریم و این ربطی به قانون یک کشور و یا یک منطقه ندارد!!!!!!!!!!!!!! یعنی اگر قانون فلان کشور این بود که شما باید حتما بعد از غذا در رستوران شرب خمر می کردید شما به هیچ وجه نمی توانید چون قانون است اجرایش کنید!!! و اتفاقا دقیقا چالش قانون گرایی همین جا نمود می کند . . . سلام ببخشيد شايد خيلي منظورتونو اول متوجه نشدم .. چون احساس كردم عصباني شديد ، كه داريد چند بار نظرتونو تكرار ميكنيد يه مقدارش تقصير شماست چون پيچيدش كرديد و طولاني. وقتي توضيحي طولاني شه جان مطلب از دست آدم خارج ميشه. و اما وقتي آدم قانون يه كشور يا محيطي رو قبول نداره و يا به قولي با عقايد اون جور در نمياد اصلا وارد اونجا نميشه .البته نظر من اينه. تو قران كريم هم داريم كه ميگن زمين خدا بسياربود چرا مهاجرت نكردي. اينو در جواب اين گفتم كه بدونيم انسان نياز نيست در جايي كه با عقايدش متضاد ، حضور داشته باشه. هيچ اجباري براي انسان وجود نداره. در باره يهودي ها، اگه دقت كرده باشيد گفتم : پيابر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند اگه بخواين اينجا زندگي كنيد بايد پذيراي اين قانون باشيد. (فضاي بحث رو عوض نكنم) خاطرم هست يه جا گفتيد انسان همواره ميتونه قانون رو دور بزنه واين هيچ گاه تمومي نداره . منظور نظر شما نيست اما من خودم به اين حرف شما معتقدم . خوب من ميگم تو جامعه مهدوي اصل بر تربيت بشره. درست ! اصلا چرا تو جامعه مهدوي ، از ازل تا ابد ، هدف تربيت بشر بوده و هست . حالا شما بگو چرا تا به حال اتفاق نيفتاده ؟؟ ما نتونستيم، زماني كه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ويا اون مدت چهار سال واندي كه امام علي (علیه السلام) رهبر جامعه بودند چرا اتفاق نيفتاد ؟؟؟ نشد و يا نميشد؟؟ چون هميشه انسان قانون شكن وجود داره ، و هميشه تو قانون شكني مثل تمام جاها دست بالاي دست بسياره. اين يك واقيعته .و كسي كه قانون رو تو جامعه ميذاره حتي اگه اون قانون الهي باشه ، چون تمام عوامل اجراييش انسانهاي عاديند نه يه انسان كامل ، بنابراين خود اون مجري قانون خيلي وقتها خاطيه و قانون شكن. پس اين تربيت بايد از كجا شروع بشه؟؟؟ در ضمن قضيه احترام به پدر و مادر ، با قوانين تو جامعه كلي فرق ميكنه . اينو در نظر داشته باشيد كه تو جامعه مهمترين چيزي كه باعث ميشه انسان تن به قانون نده ، ذي نفع بودنشه. يا حق |
|||
|
|
۱۷:۲۰, ۲/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/دی/۹۰ ۱۷:۵۹ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
با سلام مجدد . . .
اول شاید لازم باشه که چند تا لبخند بزنم تا ثابت شود عصبانی نیستم : ![]() ![]() ![]() ![]() دوست گرامی وقتی اینجانب این همه مثال می زنم و حتی تاکید می کنم که با وجود قانون مخالف نیستم و این همه می نویسم و فکر می کنم برای زدن مثال که الان عینا همه رو برای شما نقل قول می کنم : شماره ی یک : نقل قول:ببنید قانون گرایی یعنی هر آنچه که به عنوان قانون تصویب شد دیگر وحی منزل است. یعنی انسان هیچ ارجحیتی در برابر قانون ندارد و اگر قانون شرایطی رو برای یک انسان خاص وضع نکرده بود اون انسان باید حقش خورده بشه و چه بسا گاهی به اندازه ی از بین رفتن همه ی زندگی اش تمام شود!!!!!!!!!! شماره ی دو : نقل قول:ببینید قانون مداری با قانون گرایی متفاوته! شماره ی سه : نقل قول:اصلا بحث بر سر الهی و غیر الهی بودن قوانین نیست. بحث بر سر محور قرار گرفتن قانون و اجرای قانون است!!!! و با توجه به توضیحاتی که در پست اول دادم و تفاوت گزل شافت و گمین شافت رو گفتم!!! اگر کسی بیاید و به شما بگوید : نقل قول:دقيقا به خاطر ندارم اما يادمه يه جا خوندم پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بعد فتح مكه يا به نظرم تشكيل حكومت اسلامي تو مدينه بود كه قانون گذاشتند بر طبق مباني اسلامي. و يهودياني كه اونجا زندگي ميكردند هم بايد تابع اين قانون مي بودند. .. و بنده رو به هرج و مرج طلبی و خواهان عدم وجود قانون متهم کند!!! اگر شما باشید کمی ناراحت نمی شوید؟؟؟ من هزاران بار گفتم که خواهان این نیستم که اصل قانون گرایی قرار بگیره و این به معنای نفی قانون نیست!!!!! بگذریم . . . ( امیدوارم در پست بعدی دوباره این موضوع رو مطرح نکنید تا جهت کلی بحث عوض شود! ) - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - اما در مورد مواردی که مطرح کردید : 1.اگر کسی در جامعه ای قرار گرفت که مجبور شد عملی بر خلاف دستور خدا انجام دهد دو راه دارد : یا باید از جامعه خارج شود که شاید همیشه میسر نباشد. و یا باید جلوی قانون غلط بایستد و از ارزش های عقیدتی خود دفاع کند و قانون را به چالش بکشد. 2. مشکل شما و دیگر دوستان این است که دارید از دید یک شهروند به ماجرا نگاه می کنید در صورتی که بنده در پست قبلی هم گفتم که داریم قضیه رو از دید یک معمار و یک تئورسین بررسی می کنیم. یعنی کسی که می خواهد اولویت بندی برای جامعه کند و محور رفتاری خود را مشخص کند. 3.این که می فرمایید چرا اتفاق نیفتاده، به این بحث ارتباطی نداره و و می تونه دلایل مختلفی داشته باشه که مد نظر ما نیست. ما الان بحثمون کاملا عقلیه و کاری به تحلیل وقایع تاریخی نداریم. و اگر بخواهیم وارد این مقوله بشیم ممکنه به خیلی چیزهای عجیب تر برسیم!! 4.این که می فرمایید قانون شکن همیشه وجود دارد درست است. مگر بنده گفتم که وجود ندارد؟؟؟ باز هم داریم بر می گردیم سر اون مساله که من نگفتم با قانون مخالفم بلکه گفتم با قانون گرایی مخالفم!! یعنی اعمال قانون و تنبیه اساسا برای مجازات فرد قانون شکن است و نه برای تربیت وی!!!!! اگر این جمله رو متوجه بشید تمام قضیه حله!!! می دونید مثل چی میمونه؟؟ مثل این که همین الان توی جامعه ی ما معتادین رو فقط می گیرن و می زنن و می اندازن زندان و بعد از مدتی دوباره رها می شوند و می روند و می شوند همیان آدم قبلی!!! یعنی کار ریشه ای نیست!!!!! یعنی برنامه ریزی نمی کنند برای این که اون فرد اصلا معتاد نشه، می ذارن معتاد که شد حالا می گیرن می اندازنش زندان تا آدم بشه!!!!!!!!!!! ( این میشه تفکر جامعه ی مدرن!!!!! ) من نمی گم زندان نباید باشه!!! می گم باید اول تربیت بشه ( یعنی تاکید و محور روی تربیت باشه!! ) حالا اگر هم معتاد شد به زندان بیفتد!!!! و اون وقت دیگه پیچیدگی ای هم در کار نیست!! 5.همانطور که گفتم سرپیچی از قانون همیشه وجود داره!!! و یکی از ویژگی ها جامعه ی مدرن اینه که می خواد انسان ها رو با قانون گرایی تربیت کنه و این غیر ممکنه!!!! یه نمونش میشه فرانسه!!!!! برید وضعیت انقلاب های پست مدرنیستی توی فرانسه رو ببینید!!!!! البته توی کشور ما خیلی خیلی خیلی سانسور در ارتباط با وضعیت اغتشاشات پست مدرنیستی توی غرب صورت می گیره و بنده و شما هم زیاد با خبر نیستیم. چون که اساس جامعه ی مدرن و مدرنیته میره زیر سوال!!!!!! و انوقت خیلی از حرف های روشنفکرای دم کلفت داخلی میشه هیچ و پوچ!!!!! من هزاران تا مثال زدم اما نمی دونم برای چی این قضیه در ارتباط با قانون گرایی برای عزیزان جا نیفتاده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 6.توی بحث کردن جمله ای هست که میگه در مثال مناقشه نیست. اگر بنده خانواده رو مثال زدم و یا هر چیز دیگه ای رو طرف مقابل نباید مثال بنده رو حلاجی کند و . . . شما تعریف گزل شافت رو خوندید؟؟؟؟ گزل شافت میشه جامعه ی سنتی قدیم و نه فقط خانواده!!!!! یعنی اون زمان که یک ریش سفید و یا یک گیس سفید حرفی می زد همه بدون چون و چرا گوش می کردند!!!! چرا؟؟؟؟ چون احترام به فرد بزرگتر رو می دونستند یعنی چی!!! چون حرمت و ارزش رو معنی اش رو می دونستند!!!! چون حرائم از بین نرفته بود!!!! و چون هزار تا چیز دیگه که قبلا در نقد قانون گرایی بهش اشاره کردم!!! اما توی جامعه ی مدرن بحث ارزش و احترام نیست!!! بحث حرمت نیست!!!! چیزی است به نام قانون!!!! و شخص مدرن از ترس قانون به کسی احترام می گذارد و از ترس مجازات!!! و آن زمان وقتی بنده قانون رو دور زدم می تونم مجری قانون ( که جای ریش سفید قبل تر رو گرفته!!! ) رو به فلاکت برسونم!!!! چون دیگه قانون دستش به بنده نمی رسه و من همش صبح تا شب دارم سعی می کنم یه جوری قانون رو دور بزنم!!!!! چون همه ی فکر و ذکر من این شده که قانون چه می گوید و کجا می توانم چگونه عمل کنم!!! این میشه گمین شافت!!!!!!!! یعنی جامعه ای که حرمت ها توش جای خودش رو به قانون داده!!!!!!! و باز هم تاکید می کنم که من مخالف وجود قانون نیستم اما مفاهیمی مثل رضای خدا، انسانیت، کمک به هم نوع و احترام رو جلوتر از چیزی به نام قانون می دونم!!!!!!!!!!!!!!! باز هم اگر جایی احساس تندی از صحبت های بنده کردید ناراحت نشوید و من همین جا عذر خواهی می کنم و این هم خنده های مجدد برای پایان بحث تا ثابت شود که محیط بحث دوستانه هست : ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() یا حق ![]()
|
|||
|
|
۱۸:۵۲, ۲/دی/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
admirer عزيز سلام.
من شما رو حلاجي نكردم . من شما رو به هرج ومرج طلبي متهم كردم؟؟؟؟ اگه اينجوري برداشت كرديد ، ببخشيد. منظوري نداشتم.من با نظر شما موافقم درست ميگيد . قانون گرايي با اين مثال هايي رو كه شما زديد رو قبول ندارم . توي جامعه مدرن بحث ارزش و احترام از بين رفته. اعمال تنبيه و قانون اساسا براي مجازات فرد قانون شكن است نه تربيت وي (البته مطلق نيست وگاهي لازمه..) درست شد قضيه ؟؟؟ من متوجه شدم!!!! ![]() اما چند سوال اول بگيد چرا اينقدر اصرار داريد بگيد اينا قبلا نبوده ، و توجامعه امروزي درگيرش هستيم؟؟؟ حالا بگيد از نظر يه تئوريسين چطور ميتونيم درك و شعور آدما رو بالا برد؟؟ راه حل بديد من خيلي دوست دارم بدونم . ياحق |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











) در مورد شرایط جایگزین صحبت می کنیم. و ضمنا ما داریم به عنوان یک تئورسین به موضوع نگاه می کنیم و بحث بر سر ارمانی بودن و یا نبودن یک راه حل نیست و اصلا ما داریم راجع به ایده آل های صحبت می کنیم و از خوب ها می گوییم!! ( اگر بخواهید بیشتر توضیح میدم . . . ) 
، كه داريد چند بار نظرتونو تكرار ميكنيد يه مقدارش تقصير شماست چون پيچيدش كرديد و طولاني.
( امیدوارم در پست بعدی دوباره این موضوع رو مطرح نکنید تا جهت کلی بحث عوض شود!
من شما رو به هرج ومرج طلبي متهم كردم؟؟؟؟