تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: درد دل یک دختر 18 ساله
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
سلام
یه مدتیه خیلی دلم پره حس میکنم یه بغض سنگین تو گلومه خستم روانم کلا به هم ریخته نمیدونم چه کار باید بکنم
از وقتی اومدم دانشگاه این بلا سرم اومده البته قبلا هم بود اما الان دیگه داره گلوم رو فشار میده
سنگینیه نگاهشون رو همش حس میکنم مجبورم زیاد بیرون نیام حتی تو محوطه دانشگاه
فکر می کردم دانشگاه جای تحصیله
اگه تو بحث دخترا بری دارن از پسرا میگن و اگه تو بحث پسرا بری دارن از دخترا می گن
تو جمع حس تنهایی می کنم
طرف آمار همه ی پسرا رو داره امروز کی چی چرا پوشید
گاهی فکر می کنم پسرا هم اینقدر روی دخترها زوم می کنند و حرکاتشون رو تحلیل می کنند این قدر آمارشون رو دارن
معلومه که آره حتی بدتر
اگه به هم کلاسیت سلام ندی میان اعتراض میگن مغروری میگن 4 سال باهمیم میگن سلام که خوبه اشکالی نداره
اگه سلام بدی با لبخند هرزه ای جوابت رو میدن
اگه بخوای با پسرا شوخی کنی که وا ویلا دیگه ولت نمیکنن
اگه از این حرکات ضد دین دوری کنه تنهای تنهایی
مجبوری با اخم راه بری کجا تو دانشگاه جایی که مثلا باید درس بخونی
دانشگاه برای این جا اومدن این همه تلاش
ارزشش رو داشت
اگه برای آقا این همه تلاش کرده بودم الان..........

اگه دانشگاه اصلاح شود مملکت اصلاح می شود
تو دانشگاه کیان ما هستیم دیگه پس اگه من و شما اصلاح بشیم مملکت اصلاح میشه
نباید به دیگران انقدر توپید مشکل از ماست
تازه این تو دانشگاه بود تو خوابگاه بماند.....................
این حس دو طرفه هست.
شما درباره دخترا اینو میگی ما هم درباره پسرا !!
تازه توی همون دانشگاه های تک جنسیتی هم که قبلا بودیم خبری از تحصیل و درس نبود.
اولش فکر می کردیم دانشگاه قبول شدیم حالا چه خبره بعد از یه مدت دیدیم بحث اکثرا فقط پاس کردنه و بس.
اگر هم بعد از 4 ترم با جنس مخالفی رابطه نداشته باشی بهت میگن روابط عمومیت ضعیفه!!!
بگذریم....
شما وضعتون خوبه عزیز من که از شما ها هم که بدترم باید توی یه مملکتی درس بخونم که اگه با کسی رابطه نداشته باشی همه می فهمن و اون موقع است که تمام مشاورای دانشگاه تو رو می خوان تا بفهمن مشکلی داری یا نه؟
اونجایی که جایی که دانشجوهاش با لباس فرم میان سر کلاس ولی کاش اونم نمی پوشیدن چون زیاد تفاوتی نداره جایی که حرمت استاد با شاگرد فقط توی کلاسه و خارج از اونجا همه با هم راحتن
شما برو خدا رو شکر کن بازم اینجا می تونی به یکی شکایت یا گله کنی ما چی...
الان با من دو نفر دیگه قبول شدن خدا شاهده این دو نفر پاشونو که گذاشتن به لندن اولین جایی که رفتن ... بود با این که سنی نداشتند...
خیلی حرف درستی زدی .
اما یادت باشه ، هنر این نیست که داخل یک دانشگاه ، مذهبی و عفیف بتونی خودت رو حفظ کنی . اینکه کاری نداره .
هنر اینه که بتونی داخل یک شرایط طوفانی سکان کشتی رو به دست بگیری و به سلامت از طوفان بگذری .
یادت باشه تو زمانی که پر از فساد است ، فقط 313 نفر تو کل دنیا اند که تونستند خودشون رو حفظ کنند و خودشون رو به آقا برسونند .
به نظر من بعد از معصومین ، با ایمان ترین مردم همین 313 نفر اند ، حتی بالاتر از یاران امام حسین . چون یاران حسین حداقل امام خودشون رو دیدند و بهش وفادار مونده اند . ولی این 313 نفر نه تنها امام خودشون رو ندیده اند بلکه در شرایط صد برابر بدتر از اون زمان تونستند خودشون رو حفظ کنند .
من که جلو این 313 نفر کم میارم ... Confused
پسره ترم اول دانشگاه ماه اول هفته های اول شورشو دراورده بود. تا جایی که سر جلسه سوم چهارم شیمی عمومی استاد به اونو یه پسر و دختر دیگه گفت بهتره این درسو حذف کنید.
رفتم بهش گفتم این بچه بازیا و ندید بدید بازیا چیه درمیارین آبروی هر چی پسره بردین؟ برگشت بهم گفت شما بلد نیستید
به نظر من باید بررسی شه چرا تو ایران وقتی پسری دختری رو میبینه خودشو گم میکنه
به نظر شما با اجرای طرح تفکیک جننسیتی این موضوع حل میشه؟
حرفایی که زده شد حرف دل خیلی هاس...Angel
اما چاره ای جز تحمل تنهایی نیست (متاسفانه)Sad
من که خودم با این تنهایی سعی می کنم بسازم و باید گفت شاید دانشگاه اولین جایی باشه که این تنهایی رو تجربه می کنید اما آخریش نیست...Confused
پس بهتره با این موضوع کنار بیایید و حتی خودتون رو برای تحمل این تنهایی در عرصه های بعدی زندگیتون مثلا کار و ... آماده کنید.Angel
به یاد داشته باشید که هرچند این تنهایی سخته اما به پاک موندن می ارزه. به تلاشش می ارزه.Smile


نقل قول:به نظر شما با اجرای طرح تفکیک جننسیتی این موضوع حل میشه؟

مسلما نه، این موضوع موجب حادتر شدن این مشکل میشه. این جور مشکلات فقط با دادن آگاهی های لازم حل میشه که عمده وظیفه بردوش والدین هستش.
حذف ارتباط به هیچ وجه کارساز نیست. باید روابط رو اصلاح و مدیریت کرد.
حالا فکر ازدواج هم باید باشیم ...
خدایش من که توی آشناها کسی رو پیدا نکردم که اگه با من بیاد انگلیس مثل آدم زندگی کنه همه می خوان بیان چون فکر می کنن اگه بیان آزادن و هر جور که می خوان می تونن بگردن...
الان کدوم دختره که خونه داری یا نه کمتر شوهر داری و زندگی داری رو بلد باشه؟
شما به خدا توکل کنید و کاری رو که فکر می کنید درسته انجام بدید.
البته من شاید نتونم خیلی درکتون کنم چون دانشگاهی که من درش تحصیل میکنم واقعا از این حاشیه ها نداره.جوش عالی هست.
شما خودتون رو تنها تصور نکنید.شما خدا را دارید که هر لحظه در کنار شماست.
مستونید خودتون رو توی دانشگاه سرگرم کنید.مثلا سایت برید.درس بخونید.واقعا بعضی ها ارزش ارتباط و دوستی را ندارند.پس تنها بودن ,می ارزه به همنشینی با آدمی که یاد خدا رو از شما دور کنه.اینطور نیست؟
ولی اگر جستجو کنید,حتما آدمی که اعتقاداتش نزدیک به شما باشه,پیدا میکنید.
موفق باشید دوست من.Smile
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع