تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دانلود سخنرانی های دکتر حسن عباسی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58

دانلود فایل سخنرانی دکتر عباسی در جلسه ی 357 کلبه ی کرامت
سبک زندگی ۳ – هستی و ایمان
از مجموعه ی سبک زندگی


مدت زمان: ۱ ساعت و ۳۶ دقیقه
تاریخ : ۸ تیر ماه ۱۳۹۱



[تصویر: sabke-zendegi%203.jpg]

فایل صوتی اضافه شد +



دانلود فایل صوتی



دانلود فایل تصویری:

لینک مستقیم
حجم:۲۵۰ مگابایت


پارت 1
پارت 2
پارت 3

نکته اینکه تاکنون سه جلسه ی دیگر در راستای سبک زندگی برگزار شده که در این تاپیک موجود می باشد. برای دانلود انها می توانید به لینک زیر رجوع نمایید:

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11...#pid157610



دانلود فایل سخنرانی دکتر عباسی در جلسه ی 354 کلبه ی کرامت


تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک اسلام ۱۵


مدت زمان: ۱ساعت و ۶ دقیقه
تاریخ : ۲۵ خرداد ماه ۱۳۹۱

[تصویر: Hekmat-Foaad-261_www.dr-abbasi.ir.jpg]


دانلود فایل صوتی: به زودی




دانلود فایل تصویری:
حجم:۲۱۵ مگابایت

پارت 1
پارت 2
پارت 3

سخنرانی دکتر عباسی
دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد
دو شنبه 28 آبان ساعت 12الی14
موضوع:نقد فیلم 313

دانلود فایل سخنرانی دکتر عباسی در جلسه ی 353 کلبه ی کرامت


جهان موازی ۱۰

[تصویر: jahane-movazi-10-_-Dr.Abbasi-_-3531.jpg]


مدت : ۱ ساعت ۵۷ دقیقه

دانلود فایل صوتی: بزودی



دانلود فایل تصویری:

لینک مستقیم


نشست بررسی سینمای مستند سیاسی




[تصویر: 590179_orig.jpg]



نشست تخصصی جشنواره بین المللی سینما حقیقت با موضوع بررسی سینمای «مستند سیاسی» با حضور دكتر حسن عباسی (فعال فرهنگی و سیاسی)، سیدناصر هاشم‌زاده (رمان‌نویس و فیلمنامه‌‌نویس) و محمود گبرلو نویسنده و منتقد سینما برگزار شد.

حسن عباسی در ابتدای این نشست با اشاره به این كه سینمای مستند در جهان جایگاه ویژه‌ای دارد و امیدواریم در ایران نیز جایگاه واقعی خود را پیدا كند اظهار داشت: به همین دلیل است كه «مركز گسترش سینمای مستند و تجربی» تصمیم گرفت تا نشست‌های تخصصی خود را به جریان مستند اختصاص دهد تا راهكارهایی مناسب برای مستندسازان جوان تبیین شود.
وی افزود:
نبود استراتژی مشكلی است كه تمامی سینمای ما از جمله سینمای مستند، سال‌‌ها است با آن درگیر است.
او ادامه داد: اگر قرار است یك مستندساز به حقیقت دست یابد و آن را منعكس كند، باید خود با مقولات مختلفی مثل فلسفه، عرفان، مذهب و بسیاری از مسائل دیگر آشنایی داشته باشد تا در بیانش دچار نقصان نشود.


وی با بیان اینكه هنرمند نمی‌تواند جز این را توجیه كند، افزود:
هنرمند نمی‌تواند حرفی غیر از حقیقت بزند. یعنی با دوربین‌اش یك زباله را نشان دهد و بگوید اینجا باغچه گل است، بنابراین مستندساز باید به حقیقت نظر داشته باشد.

عباسی در بخش دیگری از سخنانش گفت: فیلم‌ساز مستند باید برای ساخت آثار سینمایی سیاسی جست‌وجوگر باشد و با دیدی باز به مسائل نگاه كند تا بتواند تحلیل خوبی به تماشاگر ارائه نماید. چنانكه می‌توان از موفق‌ترین فیلم‌سازان سینمای سیاسی جهان به مایكل مور اشاره كرد. مستندسازی كه تأثیرگذار بوده و در بیان حقیقت نسبتاً موفق عمل كرده است.
سید ناصر هاشم‌زاده نیز در این نشست گفت: اگر سینمای مستند بخواهد به بعضی از ناهنجاری‌ها بپردازد، ممكن است به آن ایراد بگیرند و از آن به عنوان سیاه‌نمایی یاد كنند. اما فیلم‌ساز مستند باید طوری به موضوع بپردازد كه نگاه رحمانی در آن وجود داشته باشد. یعنی اگر سیاهی‌ها را هم نشان می‌دهیم، باید برای اصلاح‌كردن آن باشد.

براساس این گزارش، حسن عباسی در بخش پایانی این نشست با بیان این كه امروزه سینمای مستند از شأن، جایگاه و تأثیر بالایی در مناسبات جهانی برخوردارست، تصریح كرد:

بسیاری از استادان و محققان ما می‌بایست به جای نوشتن پژوهش‌های 800 صفحه‌ای، به ساخت فیلم‌های 30 دقیقه‌ای مستند بپردازند و حرف خود را از طریق این رسانه كه قابل فهم‌تر و تأثیرگذارتر است، بزنند.

وی در خاتمه صحبت‌هایش اظهار داشت: همچنین باید متولیان دولتی در بخش‌های اقتصادی و اجرایی توجیه شوند كه وقتی یك پروژه چند میلیون دلاری را اجرا می‌كنند، در كنارش یك فیلم مستند 50 دقیقه‌ای نیز در مورد همان پروژه بسازند و به جای گزارش كارهای مكتوب، گزارش كاری با تولید فیلم مستند ارائه كنند.

اگر امروز افلاطون زنده بود، او نیز فیلم مستند می‌ساخت.
نا رضایتی استاد حسن عباسی از تمام خبرگزاری ها

نا رضایتی استاد حسن عباسی از تمام خبرگزاری ها : “مشرق” ، “فارس نیوز” ، “رجا نیوز” ، “خبرگذاری دانشجو” ، و تمامی‌خبرگذاری‌های لیبرال : “خبر آنلاین” ، “تابناک” و… در انتشار گزینشی و بریده شده از یک بحث علمی
[b]و نارضایتی از ساختن کلیپ و گزینشی برخود کردن با بحث‌های انجام شده توسط ایشان


به نام خدا
ای جماعت اهل خبر و خبرگزاری!!!!!
چه خبرتونه آخه؟؟؟؟؟ کجا دارید میرید؟؟!! مگه حالا چه اتفاقی افتاده ؟؟؟!!!! مگه کی بوده این ستار بهشتی؟؟؟


انسان بوده، احترامش سر جای خود!!!!! ولی نه با این همه سرو صدا!!!! از یه طرف رییس قوه قضاییه موضع میگیره!!! از یه طرف فرمانده ناجا!!! از یه طرف کلی مسئول پایین تر دیگه!!! یعنی واقعا پایه‌های نظام با مرگ این آدم سست میشه؟؟!!این چه بساطیه آخه؟؟؟؟!!!!ای مسئولین، باید حتما رسانه‌های ضدانقلاب داخل و خارج بگن چی مهمه، چی مهم نیست تا شما بیاید پیچ و مهره پایه‌های نظام رو سفت کنید؟! یعنی اوناحقیقتا دارن به سمت حق نشونی میدن؟؟؟ اخه تجربه نشده واسه این ادمای حکومتی قضایای ۸۸، که اون رسانه‌ها میومدن یه آدمایی رو مثل این گنده می‌کردن (نمونه اشندا آقا سلطان)؟؟؟ خوبه حالا ۳ سال فقط گذشته!!
چرا هیچ کس حواسش نیست وقتی دشمن با پنبه سر میبره؟؟؟ اروم اروم چهره ی بعضی آدما رو تو ذهن مردم از طریق سایت‌های بی حساب و کتاب تو فضای بی صاحب مجازی خراب میکنه!!!
ای برادران قوه قضاییه!!!! ای برادران پلیس فتا!!!! ای سربازان گمنام امام زمان!!!! ای…، چرا سایتهای خبرگزاری رو دقیق و از حیث دیگری کنترل نمی‌کنید؟؟؟ حتما خبر مستقیما مرتبط با امنیت ملی (مثلا موضوع هسته ای) باید باشه تا باهاش برخورد بشه؟؟ اخه این همه همایش جنگ نرم برگزار شده و میشه، ولی هنوز امثال من باید بیایم تذکر بدیم که توپخانه دشمن الان داره کدوم سنگر جنگ نرمو می‌زنه؟ اصلا مگه حوزه جنگ نرم،حوزه فکری یا نرم افزاری نیست؟ پس کسی که داره فکر تولید می‌کنه، غیر اینه که تو خط مقدم جبهه، داره جنگ نرم رو فرماندهی می‌کنه؟!

کدوم شماها رصد می‌کنید که آدمای بصیر حکومت رو، اروم اروم از چشم مردم دارن میندازن؟ چطوری؟ اینطوری که تو سایت‌های معلوم الحال خارجی، یه خبر میذارن که فلانی اومده تو سخنرانی گفته که بهمان چیز اینجوریست. بعد سایت‌های مسئله دار داخلی یا از اونا حرفارو میگیرن یا نماینده میفرستن تو سخنرانی و کلام اون ادمو پامال شده میذارن تو سایت!!

چرا میگم پامال؟؟!! چون اون ادم همون یه جمله رو که نگفته، از سر و ته و وسط حرف میزنن، یه جمله جنجالی (به قول خودشون ژورنالیستی) انتخاب می‌کنن که مخاطب جذب کنن؟ کلی گزاره علمی‌گذاشته کنار هم تا به یه نتیجه ای رسیده!!! اخه جذب مخاطب به چه قیمت؟؟؟ به هر قیمت؟؟؟

اون نونی که میبرن اگه حرام نباشه شبهه ناک نیست؟؟؟!!


مگه رهبر این مملکت نگفته (بیانات در چهارمین نشست اندیشه‌هاى راهبردى‌):

خب، دو سه نکته من عرض بکنم. یک مسئله، مسئله‌ى تبیین موضوع است. ببینید، دوستان اینجا اشاره کردند به آزادى معنوى. آزادى معنوى به آن معنائى که در بعضى از روایات ما هست و برخى از متفکرین ما مثل مرحوم شهید مطهرى به آن اشاره کردند، برترین انواع فضیلتهاى انسان است – در این شکى نیست – منتها این، محل بحث ما نیست. اصلاً بحث ما درباره‌ى آزادى معنوى به معناى سلوک الى‌اللّه و قرب الى‌اللّه و پیش رفتن در وادى توحید – که آدمهائى مثل ملا حسینقلى همدانى یا مرحوم آقاى قاضى یا مرحوم آقاى طباطبائى محصول این هستند – نیست؛ بحث ما درباره‌ى آزادى‌هاى اجتماعى و سیاسى، آزادى‌هاى فردى و اجتماعى است؛ مسئله‌ى امروز دنیا این است. خیلى خوب، ممکن است ما صد مسئله‌ى دیگر هم داشته باشیم که غرب از آنها اصلاً خبر نداشته باشد – همین سلوکهاى معنوى و اینها از این قبیل است – خب، آن را هم در جاى خودش بحث کنیم. آنچه که ما دنبالش هستیم، آزادى به همین معناى متداول و دارج بین محافل دانشگاهى و سیاسى و روشنفکرىِ امروز دنیاست، که راجع به آزادى بحث میکنند. ما راجع به این میخواهیم بحث کنیم. آزادى معنوى به آن معناى سلوک الى‌اللّه و قرب الى‌اللّه و نظر الى‌اللّه و حب اللّه و اینها، آن به جاى خود یک موضوع دیگر است. به یک معنا، یک آزادى دیگرى وجود دارد که میتوان آن را آزادى معنوى دانست و آن، آزادى از چنگ عوامل درونى‌اى است که مانع عمل آزاد ما در جامعه میشود، یا مانع آزاداندیشى ما در جامعه میشود؛ مثل ترس از مرگ، ترس از گرسنگى، ترس از فقر. در قرآن به این ترسها اشاره شده است: «فلا تخشوا النّاس و اخشون»،(۱) «فلا تخافوهم و خافون ان کنتم مؤمنین»،(۲) خطاب به پیغمبر: «و تخشى النّاس و اللّه احقّ ان تخشاه».(۳) یا ترس از سلب امتیازات. فرض کنید ما در فلان دستگاه یک امتیازى داریم؛ اگر این حرف را بزنیم، اگر این آزادگى را به خرج دهیم، اگر این امر به معروف را بکنیم، ساقط میشویم. یا طمع. طمع موجب میشود که من عیب شما را نگویم، با شما آزادانه برخورد نکنم – شمائى که صاحب قدرت هستید – براى خاطر اینکه در شما طمع دارم. یا حسادت، یا تعصبهاى بیجا و غلط، یا تحجر؛ اینها هم یک نوع موانع درونى است، که آزادى از اینها را هم میشود اسمش را گذاشت آزادى معنوى. بنابراین ما دو تا اصطلاح در آزادى معنوى داریم: یک اصطلاح، آن اصطلاح اول است که عروج الى‌اللّه و قرب الى‌اللّه و حب اللّه و اینهاست. آن اصلاً وارد بحث ما نیست، آن یک مقوله‌ى دیگر است. دیگرى، آزادى معنوى به معناى رها شدن از قیود درونى و پابندى‌هاى درونى است که نمیگذارد من جهاد بروم، نمیگذارد من مبارزه کنم، نمیگذارد من صریح حرف بزنم، نمیگذارد من مواضع خودم را آشکارا بگویم، من را دچار نفاق میکند، دچار دوروئى میکند. در مبارزه‌ى با موانع آزادى، این بحث قابل طرح است. (اینم لینک از سایت رسمی‌و منتسب به آقا http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21471 )

سوالی مطرح می‌کنم خوشحال میشم کسی بتونه جواب بده؟! آیا دوستان بزرگواری که در همین دیدار چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی چهره به چهره ی امام جامعه نشسته بودند، مخاطب حقیقی ایشان بودند؟!
کدامیک از این بزرگواران سخن ۱۰ سال پیش ایشان مبنی بر ایجاد کرسی‌های نظریه پردازی رو عملی کرده یا می‌کنند؟! (لینک زیر از سایت رسمی‌و منتسب به ایشان است که اولین بار بحث کرسی‌های آزاد اندیشی در جواب نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه مطرح شده بود ( منبع )

آیا اگر اون دوستان به این توصیه ایشان عمل کرده بودند،کار علوم انسانی به این جا می‌کشید که نیاز به تحول داشته باشه؟! کدوم این بزرگواران به گفته صریح رهبری در همین دیدار چهارمین نشست اندیشه‌های راهبردی، منظومه فکری دارن؟!

اصلا یکیشون تشریف بیارن و برای ما تشریح کنند که منظور ایشان از منظومه فکری چیست؟! (پاسخ به سوال‌های فوق رو به عهده خواننده می‌گذارم)

برای چندمین بار، طبق گفته خود رهبری، شعار‌های هر سال مختص به همان سال نیست و از اون سال، تازه شروع کار برای تحقق شعار مورد نظر کلید می‌خورد، پس، از سال ۸۳ به این سو، سال پاسخگویی نیز هست، بنابراین مخاطب پرسش‌های فوق اعضای گذشته و حال شورای عالی انقلاب فرهنگی هستند.


حالا با این اوصافی که شد، مگه ما چند تا ادم داریم که میتونن طبق این گفته رهبری صریح حرف بزنن؟ چرا اخه برادران مسئول این مسئله رو از اقا نمی‌گیرن؟ خوبه ما یه نامه بزنیم به رهبری، بگیم اقا، یه سری آدم تو نظام هستن که خبر در موردشون طوری منتشر میشه که تمسخر و تخریب میشن، شما باشی چی کار میکنی، چه حکمی‌میدی برای برخورد با عوامل این کار؟! مدیران اون سایت‌ها که کلا نقیض حرفای رهبری رو عمل می‌کنن؟! طوری عمل می‌کنن که کسی که ۴ تا حرف حساب داره، ساکت بشه بره یه گوشه!!!! یه کم وجدان! یه کم انصاف! یه کم رعایت حقوق دیگران!

همه اینا یه طرف، این که چرا هیچ کس نمیاد موضوع رو برعکس بررسی کنه هم، یه طرف دیگه؟؟ اینکه سایت‌های ضدانقلاب داخل و خارج چرا دارن اینکارو می‌کنن؟؟؟!!! چرا بعضی ادما تو رسانه‌هایی که توصیف شد، همش تخریب میشن؟؟؟!!! شاید یه چیزای مهمی‌میگن که دشمن نمی‌خواد اون حرف شنیده بشه؟؟!! می‌خواد حرف حقشون توی این هجمه رسانه ای گم بشه؟؟!!

خدا پدر این میر باقری رو بیامرزه واسه اون مختارنامه. قسمت ۷ یا ۸ (اگه اشتباه نشده باشه)، یه صحنه میثم تمار رو میارن رو به روی ابن زیاد، ابن زیاد (جلوی چند نفری که اونجا هستن) بهش میگه: مریدان علی همه از این قماش اند، مردک شپشی (و چیزهای دیگه که دقیق یادم نیست)، میثم در جواب حرفشو ۳ قسمت میکنه، ۱و۲ رو میگه، بعد میگه: ثالثا این خاصیت حرامزاده است که اصحاب حق را مورد تمسخر و تخریب قرار دهد. (ایه قرآن که خطاب به شیطان میگه: «برو در اموال و اولادشان شریک شو» و ایضا احادیث مرتبط بماند)

چرا فکر نمی‌کنید این هجمه به دلیل حق بودن حرف و مسیر آنهاست.

خوبه ما بیایم اینطوری سند بیاریم و سالم بودنشون رو زیر سوال ببریم و بگیم زنا زاده هستن؟!
چه کساییرو میگم؟! کسایی که تا یه حرف حقی زده میشه، میریزن سرش لگد کوبش میکنن، مورد تمسخر و تخریب قرار میدن تا کلام حق تو نطفه خفه بشه!!!!!!!


اعلام میکنم این یه جنبشه، برای اینکه قوه قضاییه، پلیس فتا، وزارت اطلاعات و هر ارگان درگیر با این مسئله رو به این جمع بندی برسونه که قانون مطبوعات تو فضای سایبر رو درست و حسابی تنظیم و تدوین کنن.

(نمونه اش اینه که حق انتشار سخنرانی‌ها منوط به نظر سخنران باشه.)

چه معنی داره که هر کسی حق داره یه voice recorder یا موبایل بگیره دستش، بره هر جا دلش خواست صدا یا تصو
یر بگیره؟؟!!

بعد هرطور که می‌خواد یه تیتر واسه متن دست و پا شکسته ای که نوشته،درست کنه و بذاره رو سایتش(خوتون برید ببینید از یه سخنرانی ۱:۳۰ تا ۲ ساعته چند تا جمله طرفو میارن)؟؟!! یا سخنرانی رو کامل، با همون تیتری که خود سخنران گفته و با تک تک جملاتش عینا میاره یا غلط میکنه سلیقه ای برخورد میکنه؟؟!! حالا این آدما از اون سایت‌های خبری اعاده حیثیت نمی‌کنن نشونه نجابت و بزرگمنشی اوناست. در دیزی بازه، حیای بعضیا کجا رفته. اصلا کی اومده محاسبه کرده که فضای علمی‌کشور چقدر آسیب دیده، خسارت دیده از بس خبر‌های اینطوری منتشر شده؟؟!!
چرا دوستانی که سر کلاس‌های سخنرانی این بزرگان میشینن، نمیان اعتراض کنن به رسانه‌ها که خبر رو اینقدر له و لورده منتشر می‌کنن؟ (خواهش می‌کنم سکوت نکنید!)

منبعdr-abbasi.ir
فریاد از این همه نافهمی


صدف در اعماق دریا چه می‌کند؟ سنگی ناسفته را پس از مدت‌ها به مرواریدی که سرمایه و زینت است برای آدمی‌تبدیل می‌کند. اما چرا؟ این چه آیتی ست؟ بیایید در این آیتِ الهی تفکر کنیم.

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ

سنگی که ذاتا سنگ است؛ توسط فعل و انفعالات پدیده ای به نام صدف تغییر ماهیت می‌دهد. سنگ، سفری به اعماق صدف می‌کند و منقلب می‌شود. سفر سنگ تهدیدی را به فرصت تبدیل می‌کند. درس گرفتن از این آیت الهی از عهده خردمندان بر می‌آید و آنان را بر این می‌دارد که تهدید را به فرصت تبدیل کنند.


[تصویر: ostad-abbasi.jpg]


نمی‌دانم در آن ملاقات خصوصی چه گذشته است. نمی‌دانم کدام از همه جا بی خبری، از این ملاقات خبردار شده و خائنانه به نشر اسرار پرداخته (حسابش با کرام الکاتبین) اما می‌دانم پدر علم استراتژیست ایران، خردمندانه همچون برادری دلسوز با برادر مسلمانش به گفتگوی ایدئولوژیک پرداخته.

اما در این بین امثال مسعود فراستی که به اعتراف خودش دچار سادیسم است و بعضی خبرگزاری‌ها، برای قد علم کردن و هم تراز جلوه دادن خودشان با استراتژیست بزرگ و هنرمند مطرح ایران مصاحبه‌هایی انجام داده اند و دست به اقداماتی بچگانه زده اند که این اقدامات به دور از هر گونه کلان نگری و همه جانبه نگری بوده و نهایتا پازل دشمن را کامل کرده اند. یکی نیست بگوید شما را چه به این حرف‌ها. شما باید از گشت ارشادها و پوپک و مش ماشاا…‌ها حمایت کنید. گفتمان فرهنگی – سیاسی را چه می‌فهمید!؟

بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا

من به انتظار شکنجه می‌نویسم


می‌گویند وبلاگ نویسی شکنجه شده است. نمی‌دانم چرا، اما به دنبال جواب سوال هستم.



می‌خواهم از مردی بگویم که هر روز بار‌ها و بار‌ها شکنجه می‌شود؛ اما باز می‌ایستد؛ بار‌ها و بار‌ها نامرادی می‌بیند؛ اما باز در نگاه من لبخند می‌زند و دست مرا هم می‌گیرد و می‌ایستد. سیاوش وار به آتش می‌اندازندش ولی روح اوهراییش، اصلا چرا سیاوش، ابراهیم وار، آتش گلگون می‌شود. یاد دارم که می‌گوید باید تهدید را به فرصت تبدیل کرد.

به یاد دارم که هُرم آتش به صورتم می‌زد و گیج و دستپاچه به محضرش می‌رفتم؛ او با لبخندی می‌گفت: دست شیطان دارد رو می‌شود؛ با انبیا و ائمه نیز ستیز می‌کردند.

اندکی صبر …

[تصویر: Abbasi.jpg]

وقتی برادران و خواهرانم از وضع اقتصاد به سطوح آمده اند؛ آرامشان می‌کند. وقتی برادران و خواهران سوریه ایم در سختی به سر می‌برند؛ شمشیر داموکلس می‌کشد و وقتی رهبرم در نماز جمعه اشک می‌ریزد؛ حکم موسی را برای خضر جاری می‌کند.


آری که مردان بزرگ را در زمان حیاتشان نمی‌شناسیم.

چه شب‌هایی که نور از پنجره اتاقش می‌تابد و در تفلسف غرق است که در آن آن حکمت را به او هبه می‌کنند. چه سجده‌های طولانی که سر به آستان بندگی می‌ساید و اشک به شوق عاشقی می‌ریزد.

و اما ابلهانی که در نطفه شان شک دارم؛ اوقاتش را مکدر می‌سازند. آن‌ها نمی‌دانند که اگر به پُستی، مقامی‌و کسوتی رسیده اند به واسطه او بوده. اگر تزی، آنتی تزی و سنتزی دارند بر سر بحث و درس او بوده. و در دادگاه عدل الهی چه جوابی دارند؟!! نامردمانی که قلب و گوششان مختوم است و بر چشمشان پرده ای ست؛ یارای فهم و ادراکش را ندازند.

استاد، رجز خوانی‌هایت، حماسه سرایی‌هایت، نظریه پردازی‌هایت، نگاه‌ها و خنده‌هایت، سلوک و منش ت حقیقتی ست بر گونه آنان که جای خود نیستند و کرسی‌هایی را اشغال کرده اند که هیزم جهنم فردایشان است.




وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ


منبع : dr-abbasi.ir
(۲۶/آبان/۹۱ ۲:۵۷)سرباز سید علی نوشته است: [ -> ]
سخنرانی دکتر عباسی
دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد
دو شنبه 28 آبان ساعت 12الی14
موضوع:نقد فیلم 313

سلام. این تاریخ و زمانی که باهم نمیخونه که...دوشنبه میشه 29 آبان!Confused
نقل قول: نمیان اعتراض کنن به رسانه‌ها که خبر رو اینقدر له و لورده منتشر می‌کنن؟

خود دکتر عباسی هم میدونند که اون رسانه ها وابسته به چه جاهایی هستند Blush

ضمن اینکه ایشون باید یه سایت شخصی داشته باشه و اونجا تایید و تکذیب بکنه

همین استاد عباسی از دهه 70 یه دم داره تو گوش مسئولین انواع کارها تذکر میده اما انصافا خیری دیده ، نه !

حرف که زیاده اما جرات میخواد .
(۲۹/آبان/۹۱ ۱۴:۰۷)بچه شیعه نوشته است: [ -> ]سلام. این تاریخ و زمانی که باهم نمیخونه که...دوشنبه میشه 29 آبان!Confused
همون دو شنبه 29 ابان منظورم بوده
ولی با عرض پوزش از همسنگران عزیز خبر اشتباه است یکی از دوستان این خبر رو به من دادند ولی ظاهرا وقتی رفتیم جلسه دیدیم یه ادم دیگه اومد برای سخنرانی البته دکتر عباسی بود ولی نه دکتر حسن عباسی
جاتون خالی پا خوردیم با جوراب
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 34 35 36 37 38 39 40 41 42 43 44 45 46 47 48 49 50 51 52 53 54 55 56 57 58
آدرس های مرجع