کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دین .علم . عقل(احکام بی دلیل)
۱۲:۱۴, ۱/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۱ ۲۲:۳۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان
در این مبحث به این موضوع میپردازیم که علم چه میتواند بگوید
تعریف علم از ویکی:علم ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی.[۱]

به طور کلی اطلاعات مجموعه ای از داده‌های خام و پردازش نشده است. پردازش اطلاعات، تولید علم می کند، و علمی که روشش تجربی و نتایجش آزمون پذیر و موضوعش جهان خارج باشد، علم تجربی است.

اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم توحید و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.

اما در معنایی خاص، واژه علم ممکن است به معنای علم تجربی به کار رود؛ که برای مثال می توان به کاربرد علم در ترکیب فلسفه علم اشاره نمود.


گاهی اوقات در مباحثات یا در مقام اشکال وارد کردن به دین .یا از باب ژست روشنفکری و عالمانه گفته میشود که خدا را از نظر علمی ثابت کن .یا فلان موضوع نظری و اعتقادی از نظر علمی امکان ندارد .
............
برای روشن شدن موضوع چند مثال
فرض کنید شما دانشمندی بزرگ در ۱۰۰ سال پیش هستید و به شما گفته میشود ایا ممکن است با سوار شدن بر فلزی ظرف مدت ۱ ساعت از شیراز به مشهد رفت؟
شما دانشمندی هستید زنده به شما گفته میشود ایا میتوان سوار بر هوا ظرف مدت یک ثانیه از شیراز به لندن رفت؟!
بنا برین همانطور که میبینید علم در حال تکامل است .هر چیزی که کامل شود یعنی ناقص بوده است و هر چیزی که کامل شود یعنی ناقص است .بحث اول راه بودن علم و نقصان ان اضهر من الشمس است و نیازی به اثبات هم ندارد
خوب علم چه چیزی میتواند بگوید؟
مثال دوم
.ایا شما میتوانید با صراحت بگویید در اطاقتان میز وجود ندارد ؟بله چرا ؟چون به محیط اطاقتان اشراف کامل دارید (در حد یک میز)
اما ایا میتوانید بگویید دستخط میرزا کوچک خان در ایران وجود ندارد؟ خیر چرا ؟ چون شما بر تمام کوشه و کنار . خانه ها و ... در ایران تسلط ندارید و نمیتوانید تایید کنید که در هیچ کجای ایران چنین چیزی یافت نمیشود
ایا میتوانید بگویید در کل عالم فقط همین تعداد عنصر جدول مندلیف وجود دارد ؟ و یا عنصر دیگری وجود ندارد؟ خیر چون شما حتی به سیاره خودمان هم اشراف ندارید
این در مورد ماده بود که علم تا حدودی ابزار سنجش ان را داشت .بسیاری مسایل وجودش ثابت شده اما حتی توضیح علمی (قابل تکرار و کاملا ثابت شده و نه فرضیه و حدس و گمان)هم برایش وجود ندارد
ایا شما با این علم میتوانید بگویید خدا نیست؟!! ایا علم به تمام اسرار دنیا واقف شده است ؟ ایا علم فقط علم تجربیست ؟ علوم عقلی و ... علم نیستند؟
زمانی علم نودن و یا بودن چیزی را میتواند ثابت کند که به کمال رسیده باشد .و به تام دنیا احاطه کامل داشته باشد و هیچ مجهولی برای ان نمانده باشد.
چیزی مثل هیپنوتیزم که تا مدتی پیش خرافه و سحر تلقی میشد الان به صورت علمی اموزش داده میشود.

یا این تفاسیر ایا میتوانید خود را به صورت کامل به این نوزاد تازه متولد شده و جاهل بسپارید؟ ایا عقل چنین حکمی دارد؟
ایا میتوان با داده های ناقص نتیجه عقلی کاملی گرفت؟
در پست بعدی ان شاالله در مورد عقل و دین صحبت میکنیم و مباحث را باز تر میکنیم.
ایا عقل دین را توصیه میکند؟
یا حق .التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: basir ، خادم الامام ، بیداری اندیشه ، rastin ، علی 110 ، K-1 ، MohammadMeraj ، ehsan_mt ، MiNuTeS ، AmirBritney ، vahrakan ، سوفیا ، خادمة الزهرا ، ترنم وحیدی ، MESSENGER ، Abasaleh ، Admirer ، Maysam-1st ، emadm ، مهدی313 ، Dragonborn ، فاطمه خانم ، Havbb 110 ، محمدهادی ، omidman ، مجید املشی ، fighters ، kashkol-ir ، حسن.س. ، مجتبی110 ، السا ، sagheb ، مصباح ، Ali#59 ، یاســین
۱۸:۵۲, ۲/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۰ ۱۹:۳۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #2
آواتار
به نام خدا
چرا به دستورات دین عمل میکنیم؟
دیدیم که علم نمیتواند به نیازهای جسمی و روحی ما جواب گویدو.در دین مبین اسلام برای بسیاری از اعمال که شامل خوراک.پوشاک .نوشیدن .راه رفتن .دستورات بهداشتی .طب و ....دستوراتی به ما رسیده است .
خداوند متعال از ۱۵۰۰ سال پیش این دستورات را برای زندگی بهتر بندگانش در بعد جسمی فرستاد .گاهی این دستورات اینقدر جزیی و دقیق بیان میشود که تعجب برانگیز مینماید .
بسیاری از دستورات بهداشتی طبی و .... که در اسلام خصوصا مکتب جعفری در نزدیک به یک هزاره قبل از طرف ایشان به ما رسیده کم کم در حال اثبات است و راه گشای بسیاری از علوم بوده (به سخنرانی دکتر ازغدی مراجعه شود )و بسیاری از دستورات ایشان نیز هنوز دلیلی برایش کشف نشده .
این روزها اگر به کسی بگویید میوه را بشویید و بخورید.زیرا در ان موجوداتی زندگی میکند که سلامت شما را به خطر می اندازد صحبت شما کاملا علمی و منطقی است .
اما ۱۰۰۰ سال پیش یا حتی ۲۰۰ سال پیش اگر این جمله را به کسی میگفتید به شما میخندید و شما را شاید خرافاتی مینامید .
امام صادق (علیه السلام)میفرمایند :میوه را بشویید قبل از خوردن چرا که در ان موجودات (شیاطین)زندگی میکنند که سلامت شما را به خطر می اندازند .(و با شستن بر طرف میشود)
تعجب کردید ؟چگونه امام (علیه السلام) در ان زمان بدون وجود میکروسکوپ چنین کلامی را فرموده است ؟
دستورات از این دست زیاد است .چیزهایی در ایات و وایات میبینیم که هم اکنون با صرف تکنلوژی های پیچیده به کنه صدق انها پی برده شده است و خود میتوانید با گشتن و جستجو بسیاری از اینها را بیابید .
خوب فرض کنید شما در ۵۰۰ سال قبل زندگی میکنید .۲ راه دارید بخندید و بگویید این حرف غیر علمی است من انجام نمیدهم.میتوانید بگویید با اینکه دلیلش را نمیدانم انجام میدهم .حتما خداوند حکیم مصلحتی میداند .و در کدام حالت شما سود میبرید؟
تا کی باید منتظر ماند و ضرر ها داد تا علم به این نکات ارزنده برسد؟
حتی کسانی که به دین و مذهب ما اعتقاد ندارند در همه زمینه ها از متون ارزشمند ما برای همه علوم استفاده میکنند (مدرک و دلیلش فراوان و حتی در نت نیز موجود است )دانشمندان انها گاه به این نکته اعتراف کرده اند.جریان مشهور ویروس وبا را که دیگر همه میدانیم
خوب در حال حاضر عقل چه حکمی دارد ؟شمل منتظر میمانید و عمر خود را تباه میکنی تا ۱۰۰۰ سال دیگر علم به این نکته برسد که موسیقی چیست؟چرا گوشت فلان موجود را نباید خورد ؟یا به حکم عقل به تمام دستورات عمل میکنید و نتایجش را می چینید ؟حتی اگر هیچ ثوابی هم در کار نبود .بهشت و جهنمی هم در کار نبود .ایا باز به صلاح نیست که به دستورات خداوندی که ما را ساخته و همه اسرار افرینش را میداند و مهربان در حق مخلوقش است عمل کنیم؟
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، بیداری اندیشه ، MohammadMeraj ، آرین (الهه.ع) ، rastin ، علی 110 ، meshkat ، K-1 ، ehsan_mt ، MiNuTeS ، انتخاب ، vahrakan ، سوفیا ، خادمة الزهرا ، ترنم وحیدی ، sayed reza ، MESSENGER ، Abasaleh ، Admirer ، Maysam-1st ، emadm ، مهدی313 ، Havbb 110 ، محمدهادی ، omidman ، مجید املشی ، fighters ، ساقی ، kashkol-ir ، سجاد313 ، السا ، مصباح
۱۱:۰۹, ۳/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #3
آواتار
دیدیم که دین در پرورش جسم سنگ تمام گذاشته و راههای سلامت اون رو در قالب دستورات بهداشتی و عملی که غالبن در قالب مکروهات و مستحبات بیان شده قرار داده .
اما چرا خداوند به انسان را اشرف مخلوقات نامید؟
جسد انسان افریده شده بود اما زمانی خداوند به انسان افتخار کرد و اشرف مخلوقات نامیدش و قدرت خود را به فرشتگان نشان داد .که از روخ خود در ان دمید.
همان دمیدنی که باعث شد انسان از حیوانات جدا شود .فکر کند بیندیشد و انتخاب کند .عاشق شود محبت کند و ایثار .ببخشد و بیافریند.
درست است که جسم انسان مجموعه ای از قدرت خداست و وقتی در ان مینگریم به قدرت خالق دانا پی میبریم اما انچه برای انسان فاخر است روح اوست .
ایا منطقی است که خداوند متعال برای کوچکترین اعمال جسمانی مقرراتی جهت سلامت ان قرار داده باشد و لی برای روح که هدف اصلی افرینش و نمود قدرت خداوند متعال است .دستوری قرار نداده باشد ؟
بسیاری از دستورات در زمینه پرورش روح . و سلامت روح است .روح را هنوز به واسطه جوانی علم نتوانسته ایم اندازه بگیریم اما دلایلی در وجود ان موجود است که هیچ عقل منصفی ان را رد نمیکند .(مثلا رویا )
پرورش همه خوبیها و انسانیت در گرو پرورش روح است .روح انسان انقدر میتواند قدرت مند شود که خدا را ببینید .از فرشتگان مقرب خداوند بالاتر رود .و در نزد خدا عزیزترین باشد
خداوند چنان روح ادمی را قدرتمندانه و حکیمانه افرید که همه عالم با دیدن قدرت خداوند متعال به سجده افتادند.
نتیجه کلام اینکه برای پرورش روح باید از انچه شیطان (دشمن قسم خورده)ان را در نظر ادمی شیرین جلوه میدهد گذشت
در پست بعدی برسی میکنیم که تقویت روح به چه دردی میخورد و چرا باید این کار را انجام دهیم.

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مسافر ، rastin ، علی 110 ، بیداری اندیشه ، meshkat ، K-1 ، MohammadMeraj ، ehsan_mt ، MiNuTeS ، سوفیا ، خادمة الزهرا ، ترنم وحیدی ، MESSENGER ، Abasaleh ، Admirer ، emadm ، فاطمه خانم ، محمدهادی ، omidman ، مجید املشی ، fighters ، kashkol-ir ، مصباح
۱:۰۹, ۵/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/خرداد/۹۰ ۱:۴۴ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #4
آواتار
ایا دین مخالف لذت بردن انسان است ؟ اگر شما ادعا میکنید دین از طرف خداست چرا خداوند لذت را در فطرت انسان قرار داد و ان را منع کرد؟ایا خداوند شما کار بیهوده انجام میدهد؟

در تفکر مادی گرایانه یا امانیستی گفته میشود از هر چیزی میتوانید لذت ببرید بدون اینکه به چیزی بجز لذت فکر کنید .
دین هم منکر لذت نیست و محدودیت هایی برای ان قرار داده اما لذت گرایی در دین اسلام بالاترین نوع لذت گراییست .لذت هایی که هیچ مادی گرای لذت پرستی ان را درک نخواهد کرد

چند مثال و نتیجه گیری :
(فرض متمول بودن که شامل در صد کمی از انسانهاست )

یک انسان چند سال عمر میکند ؟
مثلا ۷۰ سال از این ۷۰ سال نزدیک به ۱۵ سال در بی خبری و کسب تجربه و فهمیدن موضوعات اساسی میگذرد .حواس کامل نیست و معنی لذت بطور کامل فهمیده نمیشود (تفریبا)
از بعد از ۴۰ سالگی هم کم کم فروغ جسم رو به تاریکی میرود و از توان لذت بردن کاسته میشود .دیگر مزه غذا ها مثل سابق نیسا لذت جنسی کم میشود .و .....
میماند از ۱۵ تا ۴۰ . ۲۵ سال در بهترین سالهای زندگی .از این ۲۵ سال یک سوم در خواب هستیم حدود ۸ سال میماند ۱۷ سال دیگر روزی چند ساعت در حال کارهای روز مره هستیم و انجام کار و امورات شخصی این هم حدود یک سوم زندگی ۹ سال دیگر میماند .بیماری پیشامد های ناگوار ناراحتی ها و مسایلی که برای همه پیش میاید را هم حساب کنید .حدودا ۵ سال ان میماند .در فرض اینکه ۵ سالرا هم بتوانیم لذت ببریم به هر صورتی از یک عمر ۷۰ ساله فقط ۵ سالش را به هدف زدیم .بقیه ؟؟؟

اصولا از چه چیزی لذت میبریم ؟
خوردنی: شما چند وعده در روز میتوانید بخورید؟چه غذاهایی؟ایا خوردن غذاهای لذیذ خطر بیناری را افزایش نمیدهد ؟ایا میتوانید همه غذاهای خوشمزه دنیا را بخورید؟
لذت جنسی:چند بار در طول هفته و ایا بعد از ان احساس بدی به شما دست نمیدهد؟
.........
تمام لذت ها به دنبال خود مسایلی دارند که موجب میشود نتوان به طور کامل از انها استفاده کرد .در واقع محدودند.
پس این همه دعوا برای چیست؟
برای ۵ سال از ۷۰ سال؟
این پست و ۲ پست بعدی این حقیر را هم بخوانید
نقد این تفکر بیش از اینهاست قصد فقط یک مقایسه مختصر در حد بضاعت بنده بود
در پست بعدی به این سوال میرسیم
ایای راهی برای لذت بدن از بعد از ۱۵ سالگی تا اخر عمر و حتی بعد از ان وجود دارد.دینی که ادعای تکاملش را دارید چه راهکاری داده ؟
یا حق

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: K-1 ، MohammadMeraj ، ehsan_mt ، MiNuTeS ، سوفیا ، خادمة الزهرا ، ترنم وحیدی ، MESSENGER ، Abasaleh ، Admirer ، emadm ، فاطمه خانم ، omidman ، مجید املشی ، fighters ، kashkol-ir ، مصباح
۱۰:۵۹, ۲/تیر/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
در این پست و پست بالا به توضیح تقابل لذت در دین و مکاتب دنیا پرستانه میپردازیم . البته مطلب مختصر است . من باب اشاره
یکی از کار هایی که در راه دین میباید انجام داد رسیدن به روح و پرورش ان است . و یکی از خواص این کار درک لذت های روحی است که از حیطه حواس ۵ گانه بیرون است و از جنس دیگریست .
مثلا وقتی شما به شخصی کمک میکنید که به کمک شما نیاز دارد چه حسی دارید؟
یا زمانی که از عزیزترین فرد مورد علاقه خود یک شاخه گل دریافت میکنید؟ اگر همین شاخه گل را از یک فرد معمولی در یافت کنید چه حسی دارید ؟
یکی از خواص حواس مادی این است که محدود است مثلا لذت غذا خوردن اندازه و حد دارد . نمیشود دایم در حال خوردن بود . ولی همان شاخه گل میتواند عمری به شما لذت دهد .
لذات روحی حد ندارند و هر چه روح شما بزرگتر باشد لذات فراوان تر زیاد تر و لذیذ تری خواهید برد . مثل ورزشکاری که با تمرین میتواند وزنه زیادتری بلند کند .
یکی از لذات روحی که در وصف نمیگنجد و خدا ان لذت و کمال را برای انسان پسندیده و اصل خلقت را بر ان بنا نهاده لذت خداست .(نمیشود توضیح داد )مثلا لذت اینکه خدا پشتیبان شماست . لذت عبادتش و ...... . این لذت دایمی است . بسیار لذت بخش است . سن و سال نمیشناسد . و ...
به قدری دوست داشتنی است که حتی در وصف نمی اید و همانیست که خدا ان را بالاتر از بهشت میداند و تنها به بندگان خاص خود هدیه میدهد . این همان لذتی است که مولا علی (علیه السلام) ان را درک کرده و بهشت و جهنم برایش ارزشی ندارد و میفرماید در جهنم هم که باشم باز تو را خواهم خواند و فریاد میزنم که دوستت دارم .
در این حالت است که شما از نان خالی بیش هم نهایت لذت را میبرید . از این که پایتان بشکند لذت میبرید (اخ هم نمیگویید و شکر میکنید) نه میترسید و نه محزون میشوید
گاهی فکر میکنند که دین خالی از لذت و خشک است . اما اگر از لایه اول ان عبور کنید و درکی از متن ان پیدا کنید . خدا را بشناسید و روحتان را برای درک حقیقت خدا تعالی دهید ان وقت میبینید خداوند گار عالم چه نعمتی را برای انسان قرار داده .
البته سعی و تلاش می خواهد اما شدنی است .
دعا کنید ذره ای هم به این کمترین ارزانی شود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadMeraj ، rastin ، ehsan_mt ، MiNuTeS ، سوفیا ، خادمة الزهرا ، ترنم وحیدی ، MESSENGER ، Abasaleh ، Admirer ، emadm ، فاطمه خانم ، omidman ، مجید املشی ، fighters ، kashkol-ir ، مصباح
۲۰:۰۸, ۵/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۰ ۸:۳۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #6
آواتار
سلام
این مبحث پاسخی است خیلی از مباحث در زمینه احکام اسلامی

گاهی از خودمان سوال میکنیم که چرا احکام را اجرا میکنیم . با این که شاید به نظر من یا روشنفکران و ... دلیلی برای ان یافت نمیشود و ان قانون ظالمانه به نظر میرسد اگر شما خداوند را قبول دارید حتما میدانید که :
خداوند کمال مطلق است و در هر کمال و خوبی و حسنی که به ذهن ما برسد یا نرسد کامل است و در ان صفت خوب از او بالاتر یافت نمیشود
خداوند حکیم ترین است . عالم ترین است یعنی اگر حکمی را صادر کرد حتما مصاحتی در ان است و با توجه به علم بینهایت و کاملش ان حکم را صادر کرده
خداوند عادل است و به کسی سر سوزنی ظلم نمیکند و کوچکترین حرکت خوب و بدی را بدون پاداش و عذاب قرار نمیدهد . چرا که اگر عقاب کسی که به شما ظلم کرده را ندهد به شما ظلم کرده و خدا ظالم نیست .
خداوند مهرباترین بخشنده ترین و خوبترین خوبی هاست . بنده اش را بسیار دوست میدارد و او عشق میورزد . پس علم و حکمت و عدالتش در مسیر محبت و دوست داشتن بنده اش میباشد و هر حکمی را که صادر میکند برای خیر و پیشرفت بنده اش میباشد .
با این اوصاف
من یا فلان دانشمند بیشتر میداند یا خدا؟!!! چه کسی به من با این همه دانش و قدرت (مطلق)اشنا تر و مهرباتر است؟!!
خدا توان کمک به مرا دارد یا کس دیگر؟ خدا قصدش از روی علم و شناخت و عشقش به بنده درست تر است و یا .....
این از دید کسی است که خدا باور است و از دید کسی که خدا باور نیست ...ایا این دلیلی برای باور خداوند نمیباشد؟

یا الله
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خیبر110 ، سپهسالار ، ehsan_mt ، MiNuTeS ، سوفیا ، خادمة الزهرا ، ترنم وحیدی ، MESSENGER ، Abasaleh ، Admirer ، emadm ، rastin ، فاطمه خانم ، omidman ، fighters ، Asma ، kashkol-ir ، مصباح
۱۹:۰۷, ۲۵/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
عقل که نزد خدای متعال شرافت دارد از این عالم نیست، بلکه از عالم ملکوت و عالم مجردات است. لذا عقلی که با آن استدلال می کنند خاستگاهش از عالم خیال و واهمه بوده و البته آن غیر از عقلی است که منشأ معرفت و ایمان است.
عقل ابزاری برای به کمال رسیدن روح است. روح انسانی به واسطه ی عقل، خود را به کمال می رساند. ادراک روح نخست به وسیله ی عقل است، اما وقتی روح به کمال رسید خودش می شود عقل، یعنی همه اش درک و ادراک می شود. لذا روح انسانی در عین حال که خودش عقل نیست، غیر از آن نیز نیست.
اگر عقل زنده شود، عشق و محبت نیز احیا می شود. عشق و محبت که ارزشمند ترین سرمایه برای کمال است از جنود عقل و شعاع آن است. چرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را عقل کل می نامند؟ چون اگر عقل باشد، همه چیز هست. و وقتی عقل کل بود، عشق کل نیز هست.
در روایت وارد شده که جبرئیل بر آدم علیه السلام نازل شد و عرض کرد: من مأمورم ترا در برگزیدن یکی از سه چیز مخیر سازم. یکی از آن سه را اختیار کن و دوتای دیگر را واگذار.
آدم علیه السلام پرسید: آن سه کدام اند؟ پاسخ داد: عقل، حیا و دین. آدم فرمود: من عقل را برگزیدم. جبزئیل به حیا و دین گفت: شما باز گردید و او را رها کنید. آن دو گفتند: ای جبرئیل! ما مأموریم هرجا که عقل باشد با وی باشیم.
البته خیال و واهمه غیر از عقل است. خیال و واهمه انسان را از حقیقت دور می سازد.
اینکه برخی می خواهند همه چیز را - به تصور خود - با عقل قبول کنند، خیلی خطرناک است.
تخیلات ما کجا وحقیقت کجا؟ با این خیالات و توهمات چگونه ممکن است بتوان حکمت و فلسفه ی احکام را به دست آورد؟ ما حتی به ریشه ی یک عنایت و منشأ توجهی که به ما می شود نمی توانیم پی ببریم و نمی فهمیم از کجاست، آن وقت می خواهیم به میزان های شرع و علل الاحکام پی ببریم.
زمانی در یکی از روستاهای ورامین مشغول تبلیغ بودم. روحانی دیگری برای تبلیغ به آنجا آمده بود که منبر خوبی داشت. قرار شد که من نماز جماعت بخوانم و او منبر برود. شب اول که برای اقتدا پشت سر ما ایستاده بود، احساس کردم دچار مشکل شده است. از یک سو می خواهد اقتدا کند و به حسب ظاهر چاره ای ندارد و از سوی دیگر ما را نمی شناسد و به تردید افتاده است.
وقتی حال او برایم روشن شد توجهی به او کردم. بلا فاصله با اطمینان خاطر اقتدا کرده و "الله اکبر" گفت.
بعد از نماز جریان را از وی جویا شدم. عینا همان چیزی را که فهمیده بودم تعریف کرد و گفت: راستش را بخواهید من در قم به کسی اقتدا نمی کنم و اینجا هم چون شما را نمی شناختم متحیّر و مردّد مانده بودم، امّا ناگهان اطمینانی برایم حاصل شد که حتی حاضر بودم برای اثبات عدالت شما قسم بخورم!
البته او متوجه نشده بود که منشأ این اطمینان کجاست و چرا ناگهان بدون دلیل ظاهری چنین اطمینانی برای او حاصل شد.
همه ی عنایاتی که از ناحیه ی خداوند متعال افاضه می شود - چه به وسیله ی ائمه ی معصومین و یا ملائکه یا دوستان ائمه - از همین سنخ است.
وقتی انسان از پی بردن به منشأ یک عنایت که جا و مکان ندارد عاجز است چگونه می تواند برای هر امر دینی یا حکم فقهی دلیل عقلی بطلبد و پذیرش آنرا مشروط به پی بردن به حکمت و علت آن نماید؟
همین قدر که صاحب شریعت را حکیم و عادل، و ساحت پاکش را مبّری از لغو و بیهوده دانستیم باید به احکام و دستوراتش ایمان آورده، آنها را از جان و دل بپذیریم و خالصانه برای جلب رضایتش به آنها روی آوریم. از توهمات و خیالات چه در توجیه و تفسیر احکام و چه در کیفیت انجام عبادات پرهیز نمائیم.
باید بدانیم که هیچ چیز از خود نداریم و همه چیز ما از خالق یکتاست. ایمان بیاوریم به خدایی که ایستادن، حرف زدن و حتی نفس کشیدن ما به قدرت و اذن اوست و به همین جهت در نماز "بحول الله و قوته اقوم و اقعد" می گوییم. به نماز که می ایستیم بدانیم در مقابل خداوندی ایستاده ایم که ما را می بیند و از حال ما و ضمایر و خیالات ما آگاه است. خدایی که غیر از او خدایی نیست و تمام ما سوی الله قائم به او هستند.
اگر قلب انسان این چنین به خدا ایمان داشته باشد و این گونه در برابر دستوراتش تسلیم و این طور او را عبادت کند، حقیقتا خدا عبادت می شود و عبادت او عبادت صحیحی خواهد بود و الّا خیالات خود را عبادت کرده و عبادتش نه تنها قرب آور نیست بلکه از ساحت عقل نیز که از عالم ملکوت و عالم مجردات است به مراتب دوربوده، و در نهایت او را مهجور خواهد ساخت.

منبع
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، فاطمه خانم ، omidman ، مجید املشی ، fighters ، kashkol-ir ، حسن.س. ، مصباح
۱۲:۰۱, ۱۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #8
آواتار
یکی از نکاتی که در مورد علوم تجربی باید اشاره کرد این است که علوم تجربی فقط میتوانند وجود را اثبات کنند
و نمیتوانند عدم را ثابت کنند

چون علم تجربی میتواند بگوید تجربه کردم پس هست!

نمیتواند بگوید نیست چون تجربه نکردم.

و البته در دایره محسوسات

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، omidman ، fighters ، حسن.س. ، مصباح
۱۱:۳۲, ۱۷/دی/۹۱
شماره ارسال: #9
آواتار
خدا کنه که بشه... اگه بشه چی میشه!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۵۴, ۱۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #10
آواتار
(۱/خرداد/۹۰ ۱۲:۱۴)وحید110 نوشته است:  سلام دوستان
در این مبحث به این موضوع میپردازیم که علم چه میتواند بگوید
[quote='وحید110' pid='22671' dateline='1306050269']
تعریف علم از ویکی:علم ساختاری است برای تولید و ساماندهی دانش دربارهٔ جهان طبیعی در قالب توضیح‌ها و پیش‌بینی‌های آزمایش‌شدنی.[۱]

سوالاتی در مورد این گزاره داشتم :
1- مبانی حاکم بر تعریف فوق چیست ؟ ایا بر مبنای متد های فلسفه غرب میباشد یا مبانی متون مقدس هم مناط تعریف بوده است ؟
2-تعریف را ارجاع به پاورقی داده اید اما در پاورقی منبعی ذکر نشده لطف فرموده منبع را ذکر کنید که شاید ما را به پاسخ سوال اول نیز رهنمون کند ؟
مضاف بر اینکه تعریف ارائه شده (صرف نظر از مبانی مبهم مواد تعریف )بعض از تعریف علم است و جامع و افراد نیست چرا که در متون مقدس نیز کلید واژه علم بیان شده و برای آن مبانی و تعریف ارائه داده است .
لطف فرموده ابهامات حقیر را در مورد تعریف فوق پاسخ فرمایید .
(۱/خرداد/۹۰ ۱۲:۱۴)وحید110 نوشته است:  اصطلاحاتی چون علم اخلاق، علم توحید و علم ریاضیات نشان دهنده کاربرد این معنا از علم هستند.
در مثال هایی که اورده اید علم توحید و علم اخلاق (بنا به مبانی متون مقدس ) مناط وحیانی دارد که تعریف ارائه شده این نوع از علوم را در بر نمیگیرد .

صحبت پایانی در این پست : به نظر می اید تعریف ارائه شده از علم به مبانی تئوریک غرب نزدیک تر است چرا که تعریف فوق مناط علم را صرف ادراکات حسیه میداند و نگاهی پزیتیویستی دارد . همچنین تعریف ارائه شده جامع و مانع نیست .
بنده تعریفی را از منطق مظفر نقل میکنم که جامع و مانع است در کتاب امده "العلم صوره شئ عند العقل" عبارت "عند العقل" میتواند علوم وحیانی را به تفسیری ثانوی در بر گیرد که در ادامه بحث و با پذیرش تعریف عرض خواهم نمود .
مضاف بر اینکه عبارتی در عنوان تاپیک امده که ذهن حقیر را به خود مشغول کرده :
منظور شما از عقل (احکام بی دلیل ) چیست ؟ بنده سنخیت عقل و احکام بیدلیل را متوجه نشدم .
مناط عقل (یا به عبارت صحیح تر تفکر )استدلال است .چگونه میتوان عقل را به احکام بی دلیل ضمیمه نمود و دچار پارادوکس نشد ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا