بسم الله الرحمن الرحیم
باسلام
این موضوع از پاسخهای تاپیک
سنتی یا مدرن؟؟؟مساله این است.!!
جداشده و بیانگر مفهوم قوانین الهی ولزوم پایبندی به این قوانین است.واز آنجایی که از محوریت بحث اصلی خارج شده بود، اما بیانگر نکات مهمی بود.بنا به درخواست دوستان به صورت یک موضوع ایجاد شد.
یاحق
اصالت با انسان نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصالت با خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و دین خدا و عبودیت خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصالت با دین خدا به عنوان قانون است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بالاتر از 14 معصوم که نداریم
تمام اینها خود رو فدای دین کردند و دین یعنی قانون خدا برای عبودیت
اصالت با قانون است، منتهی قانون الهی ، چون اصالت با عبودیت پروردگار است
نکته بسیار ظریف است
شخصی که دنبال کمال خودش باشد و برای رسیدن به کمال خودش قانون خدا (تعالیم دین را اجرا کند) باز گرفتار نفس خویش است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما کسی که دنبال رضای پروردگار باشد و رضای پروردگار را در عبودیت و تسلیم برابر قوانین الهی ببیند این میتواند مقدمه ی فنای فی الله باشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و عبور از نفسانیت و محوریت اینجا خداست
ریشه اولی حب نفس است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ریشه ی دومی حب خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگر یک جا بین قانون خدا و انسان یکی بخواهد قربانی شود تاریخ و سنت معصومین و انبیا و ائمه نشان داده که انسان باید قربانی قانون خدا بشود!!!!!!!!!!!!!!!!
چون اصالت با عبودیت است و نه نفسانیت
ولو که این نفسانیت به شکل میل به کمال رسیدن نفس باشد
مولا علی علت پرستش خود را نگفته می پرستم تا به کمال خود برسم
گفته می پرستم چون شایسته ی پرستش است
فقه مجموعه قوانین بندگی است
پس از ظهور نه تنها فقه لاغر نمیشه به تعبیر شما بلکه بی اندازه چاق میشه
روایت داریم نماز هزار باب فقهی دارد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فقه فردی نه فقه اجتماع و حکومتی در نوع حداکثری
قاعده ی کلی را گویا دقت نکردید
هر فعلی که از انسان سر میزند
یا تحت ولایت و امر ، دستور و حکم خداست یا تحت ولایت و امر ، دستور و حکم طاغوت
این طاغوت میتواند شیطان یا نفس یا شخص ثالث باشد
این که در هر لحظه چه فعلی انجام میدهم اگر به حکم خدا باشد ما تحت لوای قانون گرایی (و نه قانون مندی) خدا هستیم
میشود عبودیت خدا و در جامعه مهدوی این تحقق خواهد یافت
اما این که در هر لحظه چه فعلی انجام میدهم اگر به حکم خدا نباشد (نفس خودمان (همان عقل خود بنیاد یا شیطان یا شخص ثالث باشد))ما تحت لوای قانون گرایی (و نه قانون مندی) طاغوت هستیم
میشود عبودیت غیر خدا و طاغوت که هدف جهانی سازی در نظم نوین جهانی است
تصویر شما هم از جامعه ی مهدوی باید ببینیم چیست
مبنای جامعه مهدوی حب ولی خدا است
اطاعت از قانون خدا که در ابعاد بسیار وسیع تر و پر شاخ و برگ تر پیاده سازی خواهد شد
چرا پر شاخ و برگ تر؟
چون:
هر فعلی که از انسان سر میزند
یا تحت ولایت و امر ، دستور و حکم خداست یا تحت ولایت و امر ، دستور و حکم طاغوت
این طاغوت میتواند شیطان یا نفس یا شخص ثالث باشد
این که در هر لحظه چه فعلی انجام میدهم اگر به حکم خدا باشد ما تحت لوای قانون گرایی (و نه قانون مندی) خدا هستیم
میشود عبودیت خدا و در جامعه مهدوی این تحقق خواهد یافت
اما این که در هر لحظه چه فعلی انجام میدهم اگر به حکم خدا نباشد (نفس خودمان (همان عقل خود بنیاد یا شیطان یا شخص ثالث باشد))ما تحت لوای قانون گرایی (و نه قانون مندی) طاغوت هستیم
میشود عبودیت غیر خدا و طاغوت که هدف جهانی سازی در نظم نوین جهانی است
بحث سر یک کلمه است
انسان آزاد است یا بنده
کوچکترین عملی که بخواهد انسان بکند روز قیامت می پرسند به دستور چه کسی انجام دادی
اگه بگی خدا
پریدی
اگه بگی خودم یا فلانی
میمونی
جان کلام همین است
یا علی برادر
حالا دستگاه ابلیس در آخر الزمان تمدنی را جهانی کرده که شما تمام افعالت تحت ولایت اوست
با همین قوانین پیچیده ای که جناب admire بهشون اشکال داره
این نهایت سیطره ی ولایت طاغوت است که در آخرالزمان تجلی پیدا کرده!!!!!!!!!!!!!!1
با سلام به همه ی دوستان و عزیزان!!!
علی جان خیلی فکر کردم تا ببینم گره بحث من و شما کجاست و یا اشکال حرف من چیست!!!
چرا که گمان نمی کنم در جهان بینیمون تفاوت وجود داشته باشه و هر دو معتقد به اصالت خدا هستیم! شاید من دارم لفظ اشتباهی رو به کار می برم و یا شاید هم داریم یه موضوع رو از دو دید مختلف بهش نگاه می کنیم که امیدوارم شما هم کمک کنی تا گره بحث رو یدا کنیم و انشالله به نتیجه برسیم :
(۲/دی/۹۰ ۲۳:۲۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]اصالت با انسان نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصالت با خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و دین خدا و عبودیت خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصالت با دین خدا به عنوان قانون است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اول این که اصالت با چند چیز نمی تواند باشد. بنده هم می گویم اصالت با خداست. اما شما می گید اصالت با خداست و بعد در یک جمله ی دیگر می گویید اصالت با دین خداست!
این که نمی شود . . . باید دقیقا مشخص کنید اصالت با کدام مورد است!
(۲/دی/۹۰ ۲۳:۲۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]بالاتر از 14 معصوم که نداریم
تمام اینها خود رو فدای دین کردند و دین یعنی قانون خدا برای عبودیت
اصالت با قانون است، منتهی قانون الهی ، چون اصالت با عبودیت پروردگار است
بله برای دین خدا و قانون الهی انسان باید فنا شود . . . سوال من این است که هدفش برای این فنا شدن باید چه چیز باشد؟؟؟؟ ترس از بهشت و جهنم و یا در جهت رضای خدا؟؟؟؟
(۲/دی/۹۰ ۲۳:۲۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]نکته بسیار ظریف است
شخصی که دنبال کمال خودش باشد و برای رسیدن به کمال خودش قانون خدا (تعالیم دین را اجرا کند) باز گرفتار نفس خویش است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اما کسی که دنبال رضای پروردگار باشد و رضای پروردگار را در عبودیت و تسلیم برابر قوانین الهی ببیند این میتواند مقدمه ی فنای فی الله باشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و عبور از نفسانیت و محوریت اینجا خداست
ریشه اولی حب نفس است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ریشه ی دومی حب خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اگر یک جا بین قانون خدا و انسان یکی بخواهد قربانی شود تاریخ و سنت معصومین و انبیا و ائمه نشان داده که انسان باید قربانی قانون خدا بشود!!!!!!!!!!!!!!!!
چون اصالت با عبودیت است و نه نفسانیت
ولو که این نفسانیت به شکل میل به کمال رسیدن نفس باشد
خوب عزیز دل حرف من هم همین است دیگر!!! من هم می گویم بندگی خدا را باید کرد! اما با چه هدفی؟؟؟؟ برای ترس از مجازات خدا؟؟؟؟ برای ترس از تنبیه خدا ( چه در این دنیا و چه در آخرت )؟؟؟؟ برای این که خودش به آرامش برسد؟؟؟؟؟
برادر من هم دارم می گم که جامعه باید به این دید برسه که اعمال خدایی بشن و هر کسی بداند که چرا عملش خدایی است.
بحث بر سر نیت و فکر درونی انسان هاست و نه نفس عمل!!!
فرض کن که چند نفر نماز بخوانند!!! یکی برای این که خواهان بهشت باشد و دیگری برای ترس از جهنم و آن یکی برای رسیدن به آرامش درونی و دیگری . . . . بحث بر سر نفس نماز خواند نیست!!!! بحث بر سر این است که هر کسی داره به چه نیت درونی ای نماز می خونه!!!
(۲/دی/۹۰ ۲۳:۲۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]مولا علی علت پرستش خود را نگفته می پرستم تا به کمال خود برسم
گفته می پرستم چون شایسته ی پرستش است
احسنت!!!!!
برادر من هم دارم همین رو میگم از اول بحث!!!!!
میگم خدا رو باید پرستید چون لایق پرستیدنه!!!!!!!! و نه برای آرامش خودمون و نه برای رسیدن به تعالی و نه برای ترس از مجازات!!!!!!!!!!!
(۲/دی/۹۰ ۲۳:۲۶)علی 110 نوشته است: [ -> ]بحث سر یک کلمه است
انسان آزاد است یا بنده
کوچکترین عملی که بخواهد انسان بکند روز قیامت می پرسند به دستور چه کسی انجام دادی
اگه بگی خدا
پریدی
اگه بگی خودم یا فلانی
میمونی
جان کلام همین است
دقیقا انسان باید بنده باشد!!!! اما من دارم میگم هدفش باید از بندگی چی باشه؟؟؟؟؟
برای ترس از مجازات؟؟؟؟؟ برای آرامش خودش؟؟؟؟؟؟ یا برای این که خدا لایق عبادت کردن و معبود شدنه؟؟؟؟؟
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
امیدوارم متوجه منظور من شده باشی . . . . یا حق

سلام
نکته ی اول اینکه کاسه ی داغتر از آش نباید شد
شما به هر نیتی بندگی خدا رو بکنی
قابل قبول است از نظر خدا
چه از ترس جهنم و چه از طمع بهشت و چه برای کمال خودت
اما غایت آمال عارفین به قول مولا علی کسب رضای خداست چون خدا لایق پرستش است
اما نمیشه بگیم اگه کسی نیتش این آخری نبود اونا مردود هست
خدا به فضل و کرمش اونها رو هم قبول کرده بر طبق صریح آیات و روایات
ببین دستورات دین برای هر چهار شکل عبودیت از همون ابتدا لازم الاجراست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و بدون عمل به تمام اینها و توسل به اهل بیت نمیشه در توحید قدم از قدم برداشت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
و به هیچ بهانه و توجیهی نمیشود عمل به دستورات دین را تعطیل کرد!!!!!!!!
اصالت هم با خداست
چون اصالت با خداست همه چیز باید در مدار سیر الی الله باشه
و لازمه ی سیر الی الله عمل بر طبق دین الله که تنها اسلام است بر طبق آیات قرآن عمل کرد
و امامان دین مجسم شده و عملی شده اند و کلامشان و عملشان و امر و نهیشان و اطاعتشان همه عین دین داری است
نکته ی مهم اینجاست که اگر شخصی ریشه ی انگیزهایش در عبودیت حب خدا و اولیای خدا نباشد به شدت احتمال سقوط دارد
چون کسی که میخواهد به جهنم نرود و یا به بهشت برود و یا به کمال برسد در همه ی این سه حال حب نفس محور است نه حب خدا و اولیای خدا
و بسیاری بودند که با محوریت حب النفس عبودیت کردند و با اینکه خیلی پیشرفت کردند سر بزنگاه و امتحان سقوط کردند
چون بین حکم خدا و حکم نفس به حکم محبوبشان که نفسشان بود عمل کردند
مثل شیطان و بلعم باعورا!!!!!!!!!!!!!!
اولی با هزاران سال عبادت در کنار فرشتگان مقرب به اسفل السافلین سقوط کرد
دومی هم اسم اعظم میدانست و مستجاب الدعوه اما کارش کشید به لعنت کردن موسی علیه السلام و با کفر محض از دنیا رفت
تربیت نیازمند برنامه ی تربیتی است
اسم این برنامه ی تربیت دین است
دو ولایت بیشتر در عالم نیست و انسان در هر لحظه یا تحت ولایت الهیه است و یا تحت ولایت طاغوت
حالت سومی هم ندارد
در هر فعلی که از شما سر میزند اگر به دستور خدا و برای خدا و به منظور کسب رضای خدا و با نیت تبعیت از امیرالمومنین به عنوان ولی خدا بود تحت ولایت الله هستی
اگر غیر از این بود تحت ولایت طاغوت هستی (نفس خودت یا شیطان یا شخص ثالث)
ابلیس داره در غالب جهانی سازی ربوبیت میکنه جهان رو و تحت ولایت کفر در آورده جهان رو
در ادبیات دینی کفر و موت مترادف است
خدا در قرآن میگه آدمها دو دسته هستند
یا کافر هستند یا زنده
یا مومن هستند یا مرده
نمیگه زنده ها، کافر هستند یا مومن
یا مرده ها، کافر هستند یا مومن
موت با کفر و حیات با ایمان مترادف هم هستند
و سر اینکه در روایات میگن پس از ظهور زمین حیات پیدا میکنه هم همین است!!!!!!!!!!!
مبنای تشکل جامعه ولایی در آخر الزمان حب خدا و ولی خداست
یعنی کسانی حاکمیت رو به دست میگرند که حبشان نسبت به خدا و ولی خدا بیشتر است
و چون این حب، حب واقعی است نه زبانی در نتیجه تبعیت و اطاعت و شبهاتشان هم بیشتر از بقیه است
در نتیجه در حکومت مهدوی هر چه به رأس هرم قدرت نزدیک شوی از امکانات بیت المال کمتر بهره مند میشوی و به ازای برداشت از بیت المال کار بیشتری باید انجام دهی بر خلاف جامعه جهانی سازی شده ی امروز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
قوانین هم بسیار گسترده خواهد بود چون مجرای جاری شدن ولایت الهی عمل کردن بر طبق خواست خداست یعنی هر آنچه عمل میشود باید به دستور خدا باشد از جزء تا کل
الان بر عکس است و شیطان ولایت خود را انجام داده
اما این قوانین شیطانی امروز محدود کرده بشر را و انواع رنجهای روحی و حتی جسمی را برای بشریت فراهم آورده
اما قوانین الهی برعکس نهایت رفاه مادی و روحی را به دنبال خواهد داشت
یک چیزی بگم بیشتر فضای آن زمان بدست بیاید
ببین عرفا و مومنین حقیقی در همین دوران ما چه طور طی الارض پیدا میکنند؟
با اطاعت از دستورات خدا، انجام واجب و ترک حرام
پس از ظهور با تکامل عقول مردم
همه میفهمند که خیر دنیا و آخرتشان عمل بر طبق دستورات خداست
خوب در نتیجه قشر کثیری از مردم طی الارض پیدا خواهند کرد!!!!!!!!!!
اصلاً پس از ظهور بسیاری از اموری که الان جزو عالم غیب محسوب میشه جزو عالم شهادت و شهود میشه
سلام . . .
علی جان بلاخره گره بحث رو یافتم و شاید بهتر باشه توی تاپیک دیگه ای ادامه اش رو داشته باشیم و اون این جمله است :
اصالت خدا . . . . .
اصالت بندگی خدا . . . . .
اصالت دین خدا . . . . .
اصالت ولی خدا . . .
با یکدیگر تفاوت دارند!!!!
اصالت با خداست و این یعنی خدا رو در دایره ی کائنات در مرکز قرار بدی و در هر لحظه هر آنچه که منجر به عبودیت اوست برای نزدکیتر شدن به اون مرکز انجام بدی!!!
اصالت با خداست . . . . یعنی همه چیز در این کائنات باید بر اساس خدا تعریف شوند و در شرایط مختلف همه چیز باید فدای سیر الی الله شوند و هیچ چیز بالاتر از او نیست!!!
دین خدا، ولی خدا و بندگی خدا هدف نیستند چرا که اصالت با خود شخص خداست!!!! بلکه وسیله ای هستند تا دست کائنات رو بگیرن و به مرکز نزدیکتر کنن تا مسیر رو اشتباه نرن و گمراه نشن!!!
اصالت با قانون نیست، بلکه اصالت با
خود خود خود شخص خداست و حرف من هم همین است!!!
اصالت با بهشت و جهنم نیست، اصالت با مجازات نیست، اصالت با مهربانی و یا تشویق نیست!!! و این با اصالت خدا تفاوت دارد!!!!!!!!
و به قول خود شما حتی ممکن است شخص سقوط کند و یا نکند که مورد نظر ما این موارد نیستن!!
ما الان کاری نداریم که خدا ممکنه چه کسایی رو در بهشت قرار بده یا چه کسانی قراره که گمراه بشن و یا شفاعت بشن!!!!
ما نمی تونیم درکی از رحمت خدا و حکمت خدا داشته باشیم . . . . بله!!! ممکنه خیلی از کسایی که حتی بندگی هم درست نکردن رو بفرسته بهشت و یا با یه سری قواعد پیچیده ی خودش دست خیلیا رو اونور بگیره و یا مجازاتشون کنه!!!!
اما بحث ما بر سر این نیست!!!!!!!!
بحث ما بر سر یک
عقیده و جهان بینی است و آن این که : اصالت با خود خداست!!!!!!!
و این کاملا واضح است و نیازی به پیچیده کردن کلام نیست برادر گل!!!


یا حق
حالا بندگی خدا دارای قواعد و قانون هست یا نه؟
سلام
بله صد در صد!!!!!
وقتی اصالت از آنِ خداست وظیفه ی انسان در هر لحظه بندگی است و سعی در هر چه نزدیکتر شدن به مرکز و راس کائنات!
و این بندگی هم قاعده و قانون دارد که از طرف خدا به وسیله ی رابطش ( که همان ولی خداست ) به انسان رسیده است ک می شود همان دین و ولی خدا هم علاوه بر خبررسانی خودش یک دین مجسم است و اطاعت حرفش در هر لحظه بر همه چیز واجب است.
یعنی چون عمل به حرف ولی خدا و حرکت در راستای دین خدا
منجر به رضایت خداست انسان به آنها چنگ می زند تا به هلاکت نرسد.
یعنی هدف دین خدا نیست و هدف ولی خدا هم نیست بلکه هدف خود خداست که رضایتیش در طول رضایت ولی خود و در گرو عمل به دینش است!
حالا الان مشکل حل شد؟

یا دوباره برگشتیم سر جای اول خودمون؟
یا حق

حالا شد
پس قانون داریم
پر شاخ و برگش هم داریم
باید به اون هم عمل کنیم
چون خواست خداست
و اصالت فقط با خداست
تحت هیچ شرایطی و به هیچ بهانه و توجیهی هم عمل به این قوانین پر شاخ و برگ در راه کسب رضایت و بندگی خدا جایز نیست
حالا بحث خودتون رو ادامه بدیم
فقط یادمان باشد که به هیچ توجیه و بهانه ای نمیتوان قوانین لازم الاجرا و پر شاخ و برگ دین خدا را به هش تن در نداد
چون عبد هستیم و آزاد نیستیم
فقط عبد خدا
فقط هم از قانون خدا پیروی میکنیم
می خواستم این برداشت انحرافی به وجود نیاد ناخواسته که بعد از ظهور یا در هر مرحله از حیات بشری این قوانین لاغر میشود و عملی از اعمال انسان می تواند از سر میل و سلیقه و تشخیص و دل خودش انجام شود که این همان رفتن در ولایت طاغوت و غصب در ولایت الهیه است!
و سیر از نور به سمت ظلمات
این همون مسئله ای است که اگر سوء برداشت شود یک انحراف عظیم در مفهوم دینداری و بندگی خداست است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب . . . . پس علی جان یه مساله ای الان باقی میمونه تا دقیقا مواضع شما برای من شفاف بشه :
یعنی شما می فرمایید حکومت آرمانی و الهی
دقیقا و عینا همانند همین حکومت است ولی در آن قوانین خدایی شده اند؟؟
یعنی باز هم انسان از صبح تا شب درگیر رعایت کردن قانون در جامعه است؟؟؟
و بعد سوال دیگه این که به نظرت این قانون گرایی منجر به
ظاهرگرایی نمیشه؟؟؟ ( یعنی مثلا وقتی شما الان دانشگاه امتحان میدی فقط طبق مقررات به بارم نمراتی که نوشتی نگاه می کنن و این میشه عین قانون گرایی!!!! که در نهایت به
مدرک گرایی منتج میشه!!!! ) حالا به نظرت مسائلی از این دست بدون هیچ دست خوشی توی یک جامعه ی آرمانی و مهدوی اجرا می شوند؟؟؟
و سوال مهم بعدی این که به نظرت قانون گرایی که منتج به ظاهرگرایی میشه استعداد انسان رو کور نمی کنه؟؟؟ ( یعنی مثلا وقتی شما رو الان توی خیابون می گیرن به گواهینامه ی شما گیر میدن و کاری به این ندارن که ممکنه شما استعدادت توی رانندگی خوب باشه و این میشه عین قانون گرایی و ظاهرگرایی!!! ) از این دست مسائل هم باز توی جامعه ی مهدوی داریم یا نه؟؟
فقط خواهشا جواب این سوالاتی که گفتم رو تک تک بده و دوباره نریم سر پله ی اول خودمون!
یا علی
راه رسیدن به خدا آیا نیاز به این دارد که شما در هر عملی که انجام میدهید رضای خدا را در نظر بگیرید یا نه؟
اگر بله؟
ملاک تشخیص شما که این عمل ، عملی بر طبق رضای خدا هست چیست؟