تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حسینیه منتظران(وِیژنامه ی اعیاد موالید) _ "لطفا پست اول را مطالعه نمایید"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
بسم الله
.
.
.
عبدالله بن مغيره گويد: موسى بن جعفر عليه السلام در منى به زنى گذشت كه مى گريست و فرزندانش هم گردش مى گريستند، زيرا گاو آنها مرده بود. حضرت نزديك آن زن رفت و فرمود: چرا گريه مى كنى اى كنيز خدا؟
زن گفت : اى بنده خدا: من فرزندانى يتيم دارم و گاوى داشتم كه زندگى من و كودكانم از آن مى گذشت ، اكنون آن گاو مرده و من و فرزندانم از همه چيز دست كوتاه و بيچاره مانده ايم .
.
امام فرمود: كنيز خدا! مى خواهى آن را براى تو زنده كنم ؟ به او الهام شد كه بگويد: آرى اى بنده خدا! حضرت بكنارى رفت و دو ركعت نماز گزارد و اندكى دست بلند كرد و لبهايش را تكان داد، سپس بر خاست و گاو او صدائى زد و نفهميدم با سر عصا يا پنجه پايش بود كه به آن گاو زد، گاو برخاست و راست به ايستاد.
چون زن نگاهش به گاو افتاد: فريادى كشيد و گفت : به پروردگار كعبه اين مرد عيسى ابن مريم است ، حضرت ميان مردم رفت و از آنجا بگذشت .
.
.
اصول كافى جلد 2 صفحه 399

بسم الرب الحسین
السلام علیک یا مولای یا موسی بن جعفر الکاظم
سلام علیکم

گوشه اي از صفات امام كاظم (عليه السلام)
حضرت امام موسى كاظم(عليه السلام) عابدترين و زاهدترين، فقيه ترين، سخى ترين و كريمترين مردم زمان خود بود، هر گاه دو سوم از شب مى گذشت نمازهاى نافله را به جا مى آورد و تا سپيده صبح به نماز خواندن ادامه مى داد و هنگامى كه وقت نماز صبح فرا مى رسيد، بعد از نماز شروع به دعا مى كرد و از ترس خدا آن چنان گريه مى كرد كه تمام محاسن شريفش به اشك آميخته مى شد و هر گاه قرآن مى خواند مردم پيرامونش جمع مى شدند و از صداى خوش او لذّت مى بردند.
آن حضرت، صابر، صالح، امين و كاظم لقب يافته بود و به عبد صالح شناخته مى شد، و به خاطر تسلّط بر نفس و فروبردن خشم، به كاظم مشهور گرديد.
شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد : " او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين مردم زمان خود بود ، زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . اين جمله را زياد تکرار مي کرد :
« اللهم انی أسألک الراحة عند الموت و العفو عند الحساب »
(خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار )".
امام موسی بن جعفر ( ع ) بسيار به سراغ فقرا مي رفت . شب ها در ظرفی پول و آرد و خرما مي ريخت و به وسايلی به فقرای مدينه مي رساند ، در حالی که آن ها نمي دانستند از ناحيه چه کسی است . هيچکس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن مي خواند ، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل مي داد ، شنوندگان از شنيدن قرآنش مي گريستند ، مردم مدينه به او لقب " زين المجتهدين " داده بودند . مردم مدينه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ، شور و ولوله و غوغايی عجيب کردند . آن روزها فقرای مدينه دانستند چه کسی شب ها و روزها برای دلجويی به خانه آن ها مي آمده است .
امام‌ ( ع‌ ) با آن‌ كرم‌ و بزرگوارى‌ و بخشندگى‌ خود لباس‌ خشن‌ بر تن‌ مى‌كرد ، چنان كه‌ نقل‌ كرده‌اند : " امام‌ بسيار خشن‌ پوش‌ و روستايى‌ لباس‌ بود " و اين‌ خود نشان‌ ديگرى‌ است‌ از بلندى‌ روح‌ و صفاى‌ باطن‌ و بى‌اعتنايى‌ آن‌ امام‌ به‌ زرق‌ و برق هاى‌ گول‌ زننده‌ دنيا .
امام‌ موسى‌ كاظ‌م‌ ( ع‌ ) نسبت‌ به‌ زن‌ و فرزندان‌ و زيردستان‌ بسيار با عاطفه‌ و مهربان‌ بود . هميشه‌ در انديشه‌ فقرا و بيچارگان‌ بود ، و پنهان‌ و آشكار به‌ آنها كمك‌ مى‌كرد .
مردى از تبار عمر بن الخطاب در مدينه بود كه او را مى آزرد و على(عليه السلام) را دشنام مى داد. برخى از اطرافيان به حضرت گفتند: اجازه دهید تا او را بكشيم، ولى حضرت به شدّت از اين كار نهى كرد و آنان را شديداً سرزنش فرمود. روزى سراغ آن مرد را گرفت، گفتند: در اطراف مدينه، به كار زراعت مشغول است. حضرت سوار بر الاغ خود وارد مزرعه وى شد.
آن مرد فرياد برآورد: زراعت ما را خراب مكن، ولى امام به حركت خود در مزرعه ادامه داد وقتى به او رسيد، پياده شد و نزد وى نشست و با او به شوخى پرداخت، آن گاه به او فرمود: چقدر در زراعت خود از اين بابت زيان ديدى؟ گفت: صد دينار. فرمود: حال انتظار دارى چه مبلغ از آن عايدت شود؟ گفت: من از غيب خبر ندارم. امام به او فرمود: پرسيدم چه مبلغ از آن عايدت شود؟ گفت: انتظار دارم دويست دينار عايدم شود. امام به او سيصد دينار داد و فرمود: زراعت تو هم سر جايش هست. آن مرد برخاست و سر حضرت را بوسيد و رفت. امام به مسجد رفت و در آنجا آن مرد را ديد كه نشسته است.
وقتى آن حضرت را ديد، گفت: خداوند مى داند كه رسالتش را در كجا قرار دهد. يارانش گرد آمدند و به او گفتند: داستان از چه قرار است، تو كه تا حال خلاف اين را مىگفتى. او نيز به دشنام آنها و به دعا براى امام موسى(عليه السلام) پرداخت. امام(عليه السلام) نيز به اطرافيان خود كه قصد كشتن او را داشتند فرمود: آيا كارى كه شما مىخواستيد بكنيد بهتر بود يا كارى كه من با اين مبلغ كردم؟و بسيارى از اين گونه روايات، كه به اخلاق والا و سخاوت و شكيبايى آن حضرت بر سختيها و چشمپوشى ايشان از مال دنيا اشارت مى كند، نشانگر كمال انسانى و نهايت عفو و گذشت آن حضرت است.

عــرش الــهى اگــر ، جـلـوه گـه حـق بـود
بـار گـه ات کاظـمـین ، خـود حـرم کـبریاست
قـبـلـه ى قـدوسـیـان ، کـوى مـصــفـاى تـو
نـام دل آراى تـو ، کـعـبه ى حـاجـات ماست
یـوسـف زهـرایـى و گـوشـه ‏ى زنـدان و چـاه
کـنج سـیه چـال تـو ، به غـصه ات مبتلاست
شــادى مـیلاد تـو ، تـــوأم اشـک اسـت و آه
چون که غمین هر دل از کوفه و شام بلاست
محــفل مـــولـــودى‏ ات ، کـربــبـلایــى شده
گـوشه‏ ى لـبخند ما ، هـمره اشک عـزاست


السلام علیک یا معدن الوحی المبین، السلام علیک یا صاحب العلم الیقین
موفق باشید و خدایی.
ابو بصير گويد: به حضرت ابو الحسن موسى عرض كردم : جانم فدايت گردد به چه چيز می ‏شود امام را شناخت ؟ فرمود : به چند چيز ميتوان امام را شناخت اول اينكه بايد پدرش او را معرفى كند، تا مردم بدانند وى از طرف خدا حجت است دوم اينكه از هر چه بپرسند پاسخ دهد، سوم اينكه از امور آينده اطلاع دهد، چهارم‏
اينكه با مردم به هر زبانى سخن گويد.
پس از اين فرمود: اى ابو محمد من اكنون قبل از اينكه از جاى خود حركت كنى، علامتى را به شما نشان خواهم داد، مدتى نگذشت كه يكنفر از اهل خراسان خدمت آن جناب رسيد و با زبان عربى به گفتگو پرداخت، ليكن حضرت موسى بن جعفر با زبان فارسى جواب او را داد، مرد خراسانى عرض كرد: به خداوند سوگند من از اين جهت با شما فارسى سخن نگفتم كه خيال ميكردم شما فارسى نميدانيد.
حضرت فرمود: سبحان اللَّه! اگر من قادر نباشم جواب تو را بدهم پس چه فضيلتى بر شما دارم، سپس فرمودند: اى ابو محمد امام هيچ كلامى بر وى مخفى نخواهد بود و با همه مردم سخن ميگويد، و گفتار پرندگان را ميداند، و با هر ذى روحى ميتواند تكلم كند.
زندگانی چهارده معصوم (علیه السلام) صفحه 412
آن درگهى که پایه‏اش از عرش برتر است
دولت‏سراى حضرت موسى بن جعفر است
آیینه جمال خداوند سرمدى
هم مظهر علوم و خصال پیمبر است
ولادت امام موسی کاظم مبارک باد

------------------------------------------------------

گزیده ای از سخنان امام موسی کاظم(علیه السلام):

* مصيبت براي شكيبا يكي است و براي بي تابي كننده دوتاست .(تحف العقول ، ص 437)*

كم گويي ، حكمت بزرگي است ، بر شما باد به خموشي كه آسايش نيكو و سبكباري و سبب تخفيف گناه است .(همان)
از شوخي خودداري كن زيرا شوخي جلوه معنوي ترا مي زدايد .(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 321)

* مشورت با خردمند خيرخواه ، يمن و بركت و رشد و توفيق از جانب خداست ، چون خردمند خيرخواه به تو نظري داد ، مبادا مخالفت كني كه مخالفتش هلاكت بار است .(همان)

* چيزي نيست كه چشمانت آن را بنگرد ، مگر آن كه در آن پند و اندرزي است .(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319)

*كم گويي ، حكمت بزرگي است ، بر شما باد به خموشي كه آسايش نيكو و سبكباري و سبب تخفيف گناه است

* همانا براي خداوند بر مردم دو حجت است ، حجت آشكار و حجت پنهان ، اما حجت آشكار عبارت است از : رسولان و پيامبران و امامان ، و حجت پنهاني عبارت است از عقول مردمان .(تحف العقول ، ص 406)


* صبر بر تنهايي ، نشانه قوت عقل است ، هر كه از طرف خداوند تبارك و تعالي تعقل كند از اهل دنيا و راغبين در آن كناره گرفته و بدانچه نزد پروردگارش است رغبت نموده ، و خداوند در وحشت انيس اوست و در تنهايي يار او ، و در نداري توانگري او و در بي تيره و تباري عزت او .(بحاالانوار ، ج 78 ، ص 319)

* كم گويي ، حكمت بزرگي است ، بر شما باد به خموشي كه آسايش نيكو و سبكباري و سبب تخفيف گناه است .(همان)


* براي هر چيزي دليلي بايد ، و دليل خردمند تفكر است ، و دليل تفكر خاموشي .(تحف العقول ، ص 406)


* به راستي كه با ارزش ترين مردم كسي است كه دنيا را براي خود مقامي نداند ، بدانيد بهاي تن شما مردم ، جز بهشت نيست ، آن را جز بدان مفروشيد .(همان)


* بهترين چيزي كه به وسيله آن بنده به خداوند تقرب مي جويد ، بعد از شناختن او ، نماز و نيكي به پدر و مادر و ترك حسد و خودبيني و به خود باليدن است .(همان)


* خداوند بهشت را بر هر هرزه گوي كم حيا كه باكي ندارد چه مي گويد و يا به او چه گويند حرام گردانيده است .(همان)


* از كبر و خودخواهي بپرهيز ، كه هر كسي در دلش به اندازه دانه اي كبر باشد ، داخل بهشت نمي شود .(تحف العقول ، ص 425)

* بهترين چيزي كه به وسيله آن بنده به خداوند تقرب مي جويد ، بعد از شناختن او ، نماز و نيكي به پدر و مادر و ترك حسد و خودبيني و به خود باليدن است

* همنشيني با اهل دين ، شرف دنيا و آخرت است .(تحف العقول ، ص 420)

* بپرهيز از معاشرت با مردم و انس با آنان ، مگر اين كه خردمند و امانت داري در ميان آنها بيايي كه ( در اين صورت ) با او انس گير و از ديگران بگريز ، به مانند گريز تو از درنده هاي شكاري .(همان)


* مؤمن همانند دو كفه ترازوست ، هرگاه به ايمانش افزوده گردد ، به بلايش افزوده گردد .(همان)


* نماز نافله راه نزديك شده هر مؤمني به خداوند است .(تحف العقول ، ص 425)


* بپرهيز از معاشرت با مردم و انس با آنان ، مگر اين كه خردمند و امانت داري در ميان آنها بيايي كه ( در اين صورت ) با او انس گير و از ديگران بگريز ، به مانند گريز تو از درنده هاي شكاري .(همان)

* ندا كننده اي در روز قيامت ندا مي كند : آگاه باشيد ، هر كه را بر خدا فردي است برخيزد ، و برنمي خيزد ، مگر كسي كه گذشت كرده و اصلاح بين مردم نموده باشد ، پس پاداشش با خدا خواهد بود .(همان)

* كمك كردنت به ناتوان از بهترين صدقه است .(تحف العقول ، ص 437)


* سختي ناحق را آن كس شناسد كه بدان محكوم گردد .(تحف العقول ، ص 437)


*هرگاه مردم گناهان تازه كنند كه نمي كردند ، خداوند بلاهايي تازه به آنها دهد كه به حساب نمي آوردند .(همان)


منبع: تبیان
بسم الله
.
.
.
يعقوب سراج گويد: خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم ، آن حضرت بالاى سر ابى الحسن موسى كه در گهواره بود، ايستاده و مدتى با او راز مى گفت ، من نشستم تا فارغ شد.
نزديكش رفتم ، به من فرمود: نزد مولايت برو و سلام كن ، من نزديك رفتم و سلام كردم ،
او با زبانى شيوا به من جواب سلام گفت : سپس به من فرمود: برو و نام دخترت را كه ديروز گذاشتى تغيير ده ، زيرا خدا آن اسم را مبغوض دارد،
يعقوب گويد، براى من دخترى متولد شده بود كه نامش را حميراء گذاشته بودم ،
امام صادق عليه السلام فرمود: به دستور او رفتار كن تا هدايت شوى . پس من اسمش را تغيير دادم .
.
اصول كافى جلد 2 صفحه 85
بسم الله الرحمن الرحیم
[b]آغاز ولایت و امامت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)بر همه مسلمانان و شیعیان جهان مبارک باد[/i]
[تصویر: tfw9ffuc93hjwjiejnhw.jpg][/i]
بار دیگر خدا مهربانیت و ولایت خود را به نمایش گذاشت
عیـد قرآن، عید عترت، عید دین
عیــد زهـرا و امیــرالمؤمنین
عیــد یــاران فداکار علی است
عید محسن، اولین یار علی است
عیــد فتـحِ «میثـم تمار»هاست
عید عمرو مالک و عمارهاست
عید مشتاقان سرمست حسین
عید ذبح کوچک دست حسین
عید باغ یاسمن های کبود
عید شادیِ بدن های کبود
عید سردار رشیـد علقمه
عید سقـای شهیـد علقمه
عید ثـارالله و هفتـاد و دو تن
عید سربازان بی غسل و کفن
عید هجــده آفتـاب نـوک نی
کرده نوک نی چهل معراج طی
عید طاهـا عید فرقان عید نور
عید قرص مـاه در خاک تنور
عید عزت عیـد مجد و افتخار
عید مردان بـــزرگ انتظـار

آی مهدی دوستـان! عید شمـاست
[b]اللهم عجل لولیک الفرج
[تصویر: 1_nnj.gif][تصویر: 79872048680120754455.gif][تصویر: 1_nn.gif]
شوق تو به باغ لاله جان خواهد داد
عطرتو به گلها هيجان خواهد داد

فردا كه در آفاق بپيچد نورت
تكبير تو كعبه را تكان خواهد داد

نهم ربیع الاول

[b]سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت

آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها،[/b]
حضرت مهـدی مـوعـود (عج
)
[b]بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــورش تبریک و تهنیت باد.
چشــم آلوده كجا، ديدهْ دلداركجا؟
دل سرگشته كجا؛وصف رخ يار كجا؟
قصــــهْ عشق كجا،وين سر بيــــــــداركجا؟
مــــردم كوفــــــــــه كجا؛العجــــــــــــل ياركجا؟
لفــظ بي كار(عمــل)كجــــــــا؛منتــــــــظر ياركجـــا؟
عید همه مبارک
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم صل علی محمد و آل محمد
آقا ردای سبز امامت مبارک/
پوشیدن لباس خلافت مبارک/
ای آخرین ذخیره زهرایی حسین(علیه السلام)/
روزگار امامت مبارک/
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11
آدرس های مرجع