۷/اسفند/۹۰, ۲۱:۴۰
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
حضرت عبدالعظيم حسنى (عليهالسلام)در چهارم ربيع الثانى سال 172 هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. ايشان فرزند عبدالله بن علي،از نوادگان امام حسن مجتبى (عليهالسلام) است كه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت ميرسد.[1]
بنابراين، پدر و اجداد آن حضرت تا امام على(علیه السلام) بالغ بر پنج نفر هستند كهعبارتاند از:
1. امام حسن بن على بن ابىطالب(علیه السلام) امام دوم و سرسلسله سادات حسنى
2. زيد بن حسن
3. حسن بن زيد
4. على بن حسن بن زيد
5. عبداللّه بن على
عبدالعظيم از دانشمندان شيعه و از راويان حديث ائمه معصومين (عليهمالسلام) و نيز از چهرههاى بسيار محبوب و مورد اعتماد نزد اهل بيت عصمت و طهارت(عليهمالسلام) به شمار ميرفت. دوران وى گرچه عصر حاكميت عباسيان و ايجاد خفقان و سختگيرى نسبت به شيعيان بود, ولى مدافعان دين و حافظان مكتب كه روايات امامان را ثبت و نقل ميكردند نقش عمدهاى در پاسدارى و صيانت از فرهنگ والاى اهل بيت (عليهمالسلام) داشتند و اين بزرگوار يكى از سنگربانان عقيده تابناك تشيع محسوب ميشد كه در حفظ و انتشار سخنان ائمه اطهار (عليهمالسلام) سخت كوشا بود. ستايشهاى فراوان ائمه (عليهمالسلام) از وي, نشان دهندهى شخصيت والاى علمى و معنوى وى ميباشد.
« شيخ محمد شريف رازي» پيرامون ادب حضرت عبدالعظيم (عليهالسلام) نسبت به ساحت ائمه معصومين (عليهمالسلام) چنين مينويسد: « رفتار و عادت كريمانه حضرت عبدالعظيم(عليهالسلام) اين بود كه هر وقت وارد مجلس حضرت امام جواد يا امام هادي(عليهاالسلام) ميشد با كمال ادب و خضوع و غايت حيا و تواضع در حاليكه دستهاى خود را از ردا بيرون آورده بود،با كمال ادب به محضر آن امام سلام ميكرد و امام پس از جواب سلام، او را نزديك خود ميخواند و در كنار خويش مينشاند؛ به حدّى كه زانوى مباركش به زانوى مبارك امام ميچسبيد و امام كاملاً از احوال او سؤال ميكرد كه اين موجب غبطه ديگران ميشد.»[2]
شيخ صدوق «رحمت الله عليه» در كتاب « كمالالدين» مينويسد: وقتى كه حضرت عبدالعظيم (عليهالسلام) خدمت امام هادي(عليهالسلام) مشرف شد و عقايد خود را اظهار نمود،امام فرمودند: تو از دوستان حقيقى ما هستي.[3]
مؤلف كتاب «جنة النعيم» ميگويد: شخصى به نام ابا حماد رازى ـ از شيعيان و مواليان شهر رى ـ با وجود مشكلات آن زمان به سامراء رفت و خدمت امام زمانش حضرت على النقى (عليهالسلام) رسيد و مسائلى را پرسيد. امام ضمن پاسخ به مسائل او فرمود:« اى ابا حماد! هر گاه مشكلى از امور دينى برايت پيش آمد،جواب مشكل خود را از عبدالعظيم حسنى بخواه و سلام مرا به او برسان».[4]
در بيان فضائل حضرت عبدالعظيم(علیه السلام)
يکي ازمحدثين جليل القدر و بزرگواري که درخدمت ائمه معصومين بوده واز محضر ايشان تحديث مي کرده، حضرت عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن الحسن بن زيد بن الحسن بن علي بن ابيطالب(علیه السلام) است. اين سيد شريف بزرگوار از مشايخ حديث و از زهاد و عباد زمان خود بود.
با مراجعه به کتب رجالي واحاديث نقل شده از ايشان، درمي يابيم که وي به محضر سه نفر از ائمه معصومين(علیه السلام) رسيده واز آن بزرگرواران نقل حديث کرده:
حضرت رضا(علیه السلام)
حضرت جواد(علیه السلام)
حضرت هادي(علیه السلام)
البته در زمان حضرت موسي بن جعفر(علیه السلام) نيز در قيد حيات بوده و با عده کثيري از اصحاب آن حضرت معاشرت داشته و لکن محضر ايشان را درک نکرده است .
از اخبار منقوله به طور وضوح استفاده ميگردد که وي مورد مهر و علاقه ومحل اطمينان و اعتماد ائمه اطهار(علیه السلام) بوده است. براي نمونه دو روايت در بيان فضائل حضرت عبدالعظيم مي آوريم :
1. صاحب بن عباد در رساله خود بيان کرده: ابوحامد رازي گويد : خدمت حضرت هادي(علیه السلام) رسيدم و از آن جناب مسائلي پرسيدم هنگامي که اراده کردم ازمحضر مقدسش بيرون شوم فرمود: هرگاه مشکلا تي برايت پيشامد کرد آنها را از عبدالعظيم حسني بپرس وسلام مرا هم به او برسان.
2. درامالي شيخ صدوق ضمن حديث «عرض دين» آمده وقتيکه حضرت عبدالعظيم خدمت امام هادي(علیه السلام) مشرف شد و عقائد خود را اظهار نمود امام فرمود: تو از دوستان حقيقي ما هستي .
اين حديث مارا کفايت ميکند تا به فضايل و مقامات حضرت عبدالعظيم پي ببريم چرا که شيعه ومحب واقعي اهل بيت(علیه السلام) بودن مقامي است که هرکس به آن نائل نميشود .
در حالات عبدالعظيم در رسالة صاحب بن عباد اين گونه آمده:
عبدالعظيم درامور دين آگاه ومطلع، و به مسائل مذهبي و احکام قرآن بخوبي آشنا بوده وحقائق ديني را درک ميکرده و به عقل و توحيد که مذهب اهل حق است اعتقاد داشت .
عبدالعظيم حسني کتب و تأليفاتي هم دارد که از آن جمله کتابي است، که به «يوم و ليله [i]» نامگذاري کرده بود عده اي از بزرگان شيعه و مشايخ حديث وروايت از وي أخذ حديث کرده اند.
عبدالعظيم از سلطان وقت بيمناک وانديشمند بود، اوخائفاًَ درشهرها گر دش ميکرد و خود را قاصد و پيک سلطان به مردم معرفي ميکرد، در اين هنگام که او در شهرها ازترس عمال خليفه وقت در سير بود، وارد شهر ري شد و در محله ساربانان به منزل يکي از شيعيان در «سکه الموالي» ساکن گرديد. روزها درسرداب اين منزل به سر ميبرد شبها را به نماز و روزها را به روزه ميگذرانيد.
در اين موقع که در اين خانه مخفي بود گاهي به طور ناشناس از خانه خارج ميشد و قبري را که اکنون در مقابل قبر او قرار گرفته زيارت ميکرد و در بين آن منزل و قبر نيز راهي فاصله شده بود، وي اظهار مي داشت که اين متعلق به يکي از فرزندان موسي بن جعفر(علیه السلام) است.
در اين هنگام خبر ورود عبدالعظيم حسني به گوش شيعيان رسيد ودوستان و محبان اهل بيت(علیه السلام) از ورود او آگاه گرديدند، اکثر آنها با او آشنا شدند و با وي رفت و آمد کردند.
در فضيلت زيارت مرقد حضرت عبدالعظيم حسني(عليهالسلام) به اين روايت بسنده ميكنيم: مردى از اهل ري، خدمت امام هادي(عليهالسلام) رسيد. امام از او پرسيدند،كجا بودي؟ گفت به زيارت سيدالشهدا(عليهالسلام) رفته بودم. حضرت فرمودند: بدانكه اگر قبر عبدالعظيم حسني(عليهالسلام) را زيارت كنى گويا حسين بن علي(عليهالسلام) را زيارت كردهاي.[5]
امام رضا(عليهالسلام)خطاب به حضرت عبدالعظيم حسنى چنين فرمودند: « اى عبدالعظيم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو كه شيطان را به خودشان راه ندهند. آنان را به راستگويى و امانت دارى و سكوت و ترك مجادله در كارهاى بيهوده و ديدار و توجه به يكديگر سفارش كن،چرا كه اينها مايه نزديك شدن به من است».[6]
پی نوشت:
[1]ـ امامزادگان رى ،ج 1،ص 78..
[2] ـ زندگانى حضرت عبدالعظيم (عليهالسلام)،ص30.
[3]ـ كمالالدين: ج 2، ص 51.
[4] ـ اختران فروزان ري،ص37.
[5]ـ كامل الزيارات،ص 324.
[6] ـ اختصاص، ص 247.
اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
سلام علیکم
زندگینامه حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام
حضرت عبدالعظيم حسنى (عليهالسلام)در چهارم ربيع الثانى سال 172 هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. ايشان فرزند عبدالله بن علي،از نوادگان امام حسن مجتبى (عليهالسلام) است كه نسبتش با چهار واسطه به آن حضرت ميرسد.[1]
بنابراين، پدر و اجداد آن حضرت تا امام على(علیه السلام) بالغ بر پنج نفر هستند كهعبارتاند از:
1. امام حسن بن على بن ابىطالب(علیه السلام) امام دوم و سرسلسله سادات حسنى
2. زيد بن حسن
3. حسن بن زيد
4. على بن حسن بن زيد
5. عبداللّه بن على
عبدالعظيم از دانشمندان شيعه و از راويان حديث ائمه معصومين (عليهمالسلام) و نيز از چهرههاى بسيار محبوب و مورد اعتماد نزد اهل بيت عصمت و طهارت(عليهمالسلام) به شمار ميرفت. دوران وى گرچه عصر حاكميت عباسيان و ايجاد خفقان و سختگيرى نسبت به شيعيان بود, ولى مدافعان دين و حافظان مكتب كه روايات امامان را ثبت و نقل ميكردند نقش عمدهاى در پاسدارى و صيانت از فرهنگ والاى اهل بيت (عليهمالسلام) داشتند و اين بزرگوار يكى از سنگربانان عقيده تابناك تشيع محسوب ميشد كه در حفظ و انتشار سخنان ائمه اطهار (عليهمالسلام) سخت كوشا بود. ستايشهاى فراوان ائمه (عليهمالسلام) از وي, نشان دهندهى شخصيت والاى علمى و معنوى وى ميباشد.
« شيخ محمد شريف رازي» پيرامون ادب حضرت عبدالعظيم (عليهالسلام) نسبت به ساحت ائمه معصومين (عليهمالسلام) چنين مينويسد: « رفتار و عادت كريمانه حضرت عبدالعظيم(عليهالسلام) اين بود كه هر وقت وارد مجلس حضرت امام جواد يا امام هادي(عليهاالسلام) ميشد با كمال ادب و خضوع و غايت حيا و تواضع در حاليكه دستهاى خود را از ردا بيرون آورده بود،با كمال ادب به محضر آن امام سلام ميكرد و امام پس از جواب سلام، او را نزديك خود ميخواند و در كنار خويش مينشاند؛ به حدّى كه زانوى مباركش به زانوى مبارك امام ميچسبيد و امام كاملاً از احوال او سؤال ميكرد كه اين موجب غبطه ديگران ميشد.»[2]
شيخ صدوق «رحمت الله عليه» در كتاب « كمالالدين» مينويسد: وقتى كه حضرت عبدالعظيم (عليهالسلام) خدمت امام هادي(عليهالسلام) مشرف شد و عقايد خود را اظهار نمود،امام فرمودند: تو از دوستان حقيقى ما هستي.[3]
مؤلف كتاب «جنة النعيم» ميگويد: شخصى به نام ابا حماد رازى ـ از شيعيان و مواليان شهر رى ـ با وجود مشكلات آن زمان به سامراء رفت و خدمت امام زمانش حضرت على النقى (عليهالسلام) رسيد و مسائلى را پرسيد. امام ضمن پاسخ به مسائل او فرمود:« اى ابا حماد! هر گاه مشكلى از امور دينى برايت پيش آمد،جواب مشكل خود را از عبدالعظيم حسنى بخواه و سلام مرا به او برسان».[4]
در بيان فضائل حضرت عبدالعظيم(علیه السلام)
يکي ازمحدثين جليل القدر و بزرگواري که درخدمت ائمه معصومين بوده واز محضر ايشان تحديث مي کرده، حضرت عبدالعظيم بن عبدالله بن علي بن الحسن بن زيد بن الحسن بن علي بن ابيطالب(علیه السلام) است. اين سيد شريف بزرگوار از مشايخ حديث و از زهاد و عباد زمان خود بود.
با مراجعه به کتب رجالي واحاديث نقل شده از ايشان، درمي يابيم که وي به محضر سه نفر از ائمه معصومين(علیه السلام) رسيده واز آن بزرگرواران نقل حديث کرده:
حضرت رضا(علیه السلام)
حضرت جواد(علیه السلام)
حضرت هادي(علیه السلام)
البته در زمان حضرت موسي بن جعفر(علیه السلام) نيز در قيد حيات بوده و با عده کثيري از اصحاب آن حضرت معاشرت داشته و لکن محضر ايشان را درک نکرده است .
از اخبار منقوله به طور وضوح استفاده ميگردد که وي مورد مهر و علاقه ومحل اطمينان و اعتماد ائمه اطهار(علیه السلام) بوده است. براي نمونه دو روايت در بيان فضائل حضرت عبدالعظيم مي آوريم :
1. صاحب بن عباد در رساله خود بيان کرده: ابوحامد رازي گويد : خدمت حضرت هادي(علیه السلام) رسيدم و از آن جناب مسائلي پرسيدم هنگامي که اراده کردم ازمحضر مقدسش بيرون شوم فرمود: هرگاه مشکلا تي برايت پيشامد کرد آنها را از عبدالعظيم حسني بپرس وسلام مرا هم به او برسان.
2. درامالي شيخ صدوق ضمن حديث «عرض دين» آمده وقتيکه حضرت عبدالعظيم خدمت امام هادي(علیه السلام) مشرف شد و عقائد خود را اظهار نمود امام فرمود: تو از دوستان حقيقي ما هستي .
اين حديث مارا کفايت ميکند تا به فضايل و مقامات حضرت عبدالعظيم پي ببريم چرا که شيعه ومحب واقعي اهل بيت(علیه السلام) بودن مقامي است که هرکس به آن نائل نميشود .
در حالات عبدالعظيم در رسالة صاحب بن عباد اين گونه آمده:
عبدالعظيم درامور دين آگاه ومطلع، و به مسائل مذهبي و احکام قرآن بخوبي آشنا بوده وحقائق ديني را درک ميکرده و به عقل و توحيد که مذهب اهل حق است اعتقاد داشت .
عبدالعظيم حسني کتب و تأليفاتي هم دارد که از آن جمله کتابي است، که به «يوم و ليله [i]» نامگذاري کرده بود عده اي از بزرگان شيعه و مشايخ حديث وروايت از وي أخذ حديث کرده اند.
عبدالعظيم از سلطان وقت بيمناک وانديشمند بود، اوخائفاًَ درشهرها گر دش ميکرد و خود را قاصد و پيک سلطان به مردم معرفي ميکرد، در اين هنگام که او در شهرها ازترس عمال خليفه وقت در سير بود، وارد شهر ري شد و در محله ساربانان به منزل يکي از شيعيان در «سکه الموالي» ساکن گرديد. روزها درسرداب اين منزل به سر ميبرد شبها را به نماز و روزها را به روزه ميگذرانيد.
در اين موقع که در اين خانه مخفي بود گاهي به طور ناشناس از خانه خارج ميشد و قبري را که اکنون در مقابل قبر او قرار گرفته زيارت ميکرد و در بين آن منزل و قبر نيز راهي فاصله شده بود، وي اظهار مي داشت که اين متعلق به يکي از فرزندان موسي بن جعفر(علیه السلام) است.
در اين هنگام خبر ورود عبدالعظيم حسني به گوش شيعيان رسيد ودوستان و محبان اهل بيت(علیه السلام) از ورود او آگاه گرديدند، اکثر آنها با او آشنا شدند و با وي رفت و آمد کردند.
در فضيلت زيارت مرقد حضرت عبدالعظيم حسني(عليهالسلام) به اين روايت بسنده ميكنيم: مردى از اهل ري، خدمت امام هادي(عليهالسلام) رسيد. امام از او پرسيدند،كجا بودي؟ گفت به زيارت سيدالشهدا(عليهالسلام) رفته بودم. حضرت فرمودند: بدانكه اگر قبر عبدالعظيم حسني(عليهالسلام) را زيارت كنى گويا حسين بن علي(عليهالسلام) را زيارت كردهاي.[5]
امام رضا(عليهالسلام)خطاب به حضرت عبدالعظيم حسنى چنين فرمودند: « اى عبدالعظيم! سلام مرا به دوستانم برسان و به آنان بگو كه شيطان را به خودشان راه ندهند. آنان را به راستگويى و امانت دارى و سكوت و ترك مجادله در كارهاى بيهوده و ديدار و توجه به يكديگر سفارش كن،چرا كه اينها مايه نزديك شدن به من است».[6]
پی نوشت:
[1]ـ امامزادگان رى ،ج 1،ص 78..
[2] ـ زندگانى حضرت عبدالعظيم (عليهالسلام)،ص30.
[3]ـ كمالالدين: ج 2، ص 51.
[4] ـ اختران فروزان ري،ص37.
[5]ـ كامل الزيارات،ص 324.
[6] ـ اختصاص، ص 247.
اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
![[تصویر: 30c86237d31.jpg]](http://up.behtarin.com/uploads/30c86237d31.jpg)
