تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پرسمان حجاب
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
درباره حجاب و دلیل وجوب آن توضیح دهید؟

«وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُیُوبِهِنَّ»
نور آیه 31.
«و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است، آشکار نکنند و روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند ».
«حجاب»، در لغت به معناى پرده، حاجب و پنهان کردن است و در اصطلاح «پنهان کردن زن خود را از دید مرد بیگانه است».
آنچه دین اسلام بر زنان لازم دانسته، همان پوشش است که در متون دینى و در کلام فقیهان، از آن به ستر، پوشش، ساتر و پوشاننده تعبیر شده است. حجاب و پوشش پیش از اسلام، در میان برخى از ملّت‏ها - از جمله ایران باستان و قوم یهود و شاید در هند - مطرح و از آنچه که در قانون اسلام آمده، سخت‏تر بوده است.
مطهرى، مرتضى، مسأله حجاب، ص 21.
این دستور در دین اسلام، حدود سال‏هاى چهارم و پنجم تشریع گردیده است.باید توجه داشت که هر چند سال نزول آیات حجاب و پوشش، در کتب تفسیر و تاریخ ثبت نشده است؛ ولى با توجه به اینکه از یک سو این آیات در سورهاى احزاب و نور آمده و سوره احزاب از نظر ترتیب نزول پیش از سوره نور و بعد از سوره آل عمران قرار دارد و از سوى دیگر طبق نقل تفسیر نمونه سوره آل عمران در بین سالهاى دوم و سوم نازل گردیده است، مى‏توان به خوبى حدس زد که سوره احزاب در سال‏هاى چهارم و پنجم نازل گردیده است. بنابر این آیه حجاب در این سال‏ها تشریع گردیده است. (محتواى این سوره نیز مؤید این مسأله مى‏باشد).
حجاب، یکى از احکام ضرورى اسلام به شمار مى‏آید و شیعه و سنى بر آن، اتفاق نظر دارند. خداوند متعال در این باره سه آیه ی نور آیه 31 و احزاب آیه 59 و33 را در شهر مدینه، نازل کرده و در دو مورد آن، به مسأله پوشش بانوان اشاره کرده است.
علاوه بر این، احادیث بسیارى درباره اهمیت و چگونگى حجاب نقل شده است. حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: «صِیانَةُ الْمَرأَةِ اَنْعَمُ لِحالِها وَ اَدْوَمُ لِجَمالِها» «پوشیدگى زن به حالش، بهتر است و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏سازد».
مستدرک الوسائل، ج 14، باب 70.
پوشش براى زن دو هدف و فلسفه اساسى دارد:
1. مصونیت زن، در برابر طمع ورزى‏هاى هوس بازان.
2. پیشگیرى از تحریکات شهوانى و تأمین سلامت و بهداشت جامعه.
احزاب آیه 59.
در زمینه حجاب و پوشش، توجه به چند نکته بایسته است:
یکم. زن باید بدن و زیور آلات و آرایش خود و هر آنچه را که نزد عرف زینت محسوب مى‏شود، در برابر مرد نامحرم بپوشاند و تنها دست و صورت از آن استثنا شده است.
دوم. هر چند دین اسلام نسبت به نوع و رنگ و حتى دوخت لباس، تأکید چندانى ندارد و تنها به اصل پوشش اعم از چادر، مانتو و مانند آن - تکیه کرده است ؛ ولى روشن است که لباس نباید تنگ، محرّک، نازک، بدن‏نما و باعث جلب توجّه گردد. از این رو چادر برترین پوشش به شمار مى‏آید. از مواردى که مشکى بودن آن مکروه نیست؛ بلکه نشانه وقار و متانت است، چادر و عبا مى‏باشد که در روایات به آن اشاره شده است.
سوم. پرهیز از نرمش در سخن که باعث طمع نامحرم شود و متانت در راه رفتن و استفاده نکردن از کفش‏هایى که باعث توجه نامحرم مى‏گردد، بخشى از حجاب زن را تشکیل مى‏دهد.
چهارم.گرچه پوشش کامل براى مرد واجب نیست ؛ ولى نگاه زن به بدن او حرام است. همان گونه که پوشش صورت و دست‏ها تا مچ بر زن، واجب نیست؛ ولى نگاه مرد به آن از روى شهوت حرام است.


آیا نمیتوان بدون چادر حجاب کامل داشت؟

فلسفه مهم حجاب حفظ حرمت واحترام بانوان و پیشگیری وحفاظت آنان از تحریکات شهوانی مردان نامحرم واجنبی است .
آنچه مهم است اصل پوشش است اگر مانتو بتواند پوشش را تامین کند کفایت می کند .واین اصل مهم بدون چادر وپوشش کامل بدن بغیر از وجه و کفین (دست‏ها تا مچ) معمولا با مانتو یا سایر پوشش ها تامین نمی شود .
وبا پوشیدن مانتوهای تنگ وروسری های یکی دو وجبی حجاب کامل تحقق نمی یابد.وآن مصونیت در برابر طمع‏ورزى‏هاى هوس‏بازان، پیشگیرى از تحریکات شهوانى خارج از ضوابط و هنجارهاى الهى وحفظ سلامت و بهداشت معنوى جامعه تأمین نمی شود.
از این رو بی شک چادر حجاب برترمحفوظ تر وکامل تر است .وبدون چادر حجاب کامل تحقق نمی یاید ،چرا که پوشیدن مانتو های تنگ حجم فیزیکی بدن را بیشتر نمایان می کند تا پوشش آن.
علاوه برآن الحمدلله فضای جامعه برخی شهرها مخصوصا شهرهای مذهبی وحتی فضای حاکم دربین روابط اجتماعی خانواده های متدین واقوام وخویشان آنها در شهرهای غیر مذهبی به گونه ای است که غیر ازچادر،دیگر پوشش ها برای آنها ،حجابی تلقی نمی شود وبه زعم آنان حجاب یعنی پوشیدن چادر.بنابراین چادر حجاب کامل است .
چرا در ایران حجاب اجباری است با وجود اینکه در زمان معصومین(علیه السلام) اجباری نبوده است؟

از منظر آموزه های اصیل اسلامی رعایت حجاب امری لازم بوده و تحقق آن در جامعه یکی از کارکردها و وظایف مهم حکومت اسلامی است . تبیین صحیح این موضوع نیازمند توجه دقیق به مطالب ذیل می باشد:
الف . حجاب و پوشش اسلامی از احکام ضروری اسلام است و هیچ مسلمانی نمی تواند در آن تردید کند، زیرا هم قرآن کریم بدان تصریح نموده و هم روایات فراوان بر وجوب آن دلالت دارد. از همین رو فقهای شیعه و سنی به اتفاق به وجوب آن فتوا داده اند، همان گونه که نماز و روزه و سایر معارف اسلامی، به دورانی خاص اختصاص ندارد دستور پوشش نیز چنین است و ادعای عصری بودن آن بی دلیل و غیر کارشناسانه می نماید.
ب . در خصوص رعایت حجاب از سوی مسلمانان در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باید توجه داشت که هر چند در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام علی(علیه السلام) زنان بدحجاب وجود داشته است اما قرآن با این پدیده برخورد کرده، به دنبال آن دیگر آنها نمی توانستند هر طور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند، این مطلب از آیات حجاب که بر لزوم پوشش و پرهیز از تبرج، خودنمایی، تحرک و بی حجابی زمان جاهلیت تأکید می نماید،و همچنین کتابها و منابع معتبر تاریخی به خوبی قابل اثبات است :
یکم . وجوب حجاب از منظر قرآن
از منظر قرآنی مسئله حجاب ابتدا به طور اجمال در سوره احزاب مطرح شده و سپس با تفصیل بیشتر در سوره نور آمده است:
1. «
وَ قَرْنَ فی بُیوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیةِ اْلأُولى؛ ای زنان پیامبر! در خانه های خود بمانید و هم چون جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید. اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.»(سوره احزاب، آیه 33.)
مراد از جاهلیت اولی همان جاهلیتی است که مقارن عصر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده و به طوری که در تاریخ آمده آن موقع زنان حجاب درستی نداشتند و دنباله روسری خود را به پشت سر می انداختند به گونه ای که گلو و قسمتی از سینه و گردن بند و گوشواره آنان نمایان بود و به این ترتیب قرآن همسران پیامبر را از این گونه اعمال باز می دارد. البته بدون شک این حکم عام و تکیه آیات بر زنان پیامبر به عنوان تأکید بیشتر است.( مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، ج 14.)
2یا أَیهَا النَّبِى قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا؛ اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش هاى خود را بر خود فروتر گیرند این براى آن که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند و خدا آمرزنده مهربان است.
( سوره احزاب ، آیه 59 )
3 . « و َقُل لِلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیوبِهِنَّ وَلَا یبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیرِ أُوْلِى الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ و به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را فرو بندند و پاکدامنى ورزند و زیورهاى خود را آشکار نگردانند مگر آن چه طبعاً از آن پیداست، و باید روسرى خود را بر گردن خویش اندازند و زیورهایشان را جز براى شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان خود یا کنیزانشان یا خدمت کاران مرد که بى نیازند یا کودکانى که بر عورت هاى زنان وقوف حاصل نکرده اند آشکار نکنند و پاهاى خود را نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته مى دارند معلوم گردد. اى مؤمنان!همگى به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.
وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِى لَا یرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُنَاحٌ أَن یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجَات بِزِینَة وَ أَن یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ; و بر زنان از کار افتاده اى که امید زناشویى ندارند گناهى نیست که پوشش خود را کنار نهند زینتى را آشکار نکنند، و عفت ورزیدن براى آن ها بهتر است و خدا شنواى داناست. (سوره نور ، آیه 31.)
همانگونه که مشاهده می نمایید این آیه به صورت تفصیل وجوب حجاب ، کیفیت و حدود پوشش را معرفی می نماید و اگر رعایت حجاب از منظر خداوند لازم نبود ، دلیلی بر استثنا کردن افراد محرم از نامحرم و کسانی که رعایت حجاب برآنها واجب نیست وجود نداشت .

دوم . وجوب حجاب از منظر روایات
علاوه بر آیات قرآن ، روایات متواتری در این زمینه وجود دارد که در کتب معتبر حدیث ذکر شده است که اصل وجوب حجاب را مسأله مسلم و ضروری دانسته، به شرایط، خصوصیات، زمان و استثنائات آن پرداخته است، به طور نمونه به چند مورد از آنها اشاره می نماییم:
1. در روایاتى از سوى رسول خدا(صلى الله علیه وآله) محدوده حجاب بیان شده است. به عنوان نمونه در روایتى آمده است که نمایان ساختن تمام بدن براى زوج رواست و سر و گردن را مى توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسرى (خمار)، پوششى وسیع تر از روسرى که بر روى سینه مى افتد (جلباب) و چادر (ازار).
(فضل بن حسن طبرسى، مجمع البیان، ج 7،271.)
2. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «کل آیته فی القرآن فیها ذکر الفروج فهی من الزنا إلا هذه الآیته فإنها من النظر؛ هر آیه که در قرآن مجید سخن از حفظ فروج به میان می آورد منظور حفظ کردن از زنا است جز این آیه که مراد از آن، حفظ کردن از نگاه دیگران می باشد.»
( بحارالانوار، ج 97، ص 33.)
3. فضیل بن یسار می گوید: «سألت ابا عبدالله(علیه السلام) عن الذراعین من المرائته، هما من الذینته التی قال الله: «و لا یبدین زینتهن إلا لبعولتهن»؟ قال: نعم و ما دون الخمار من الزینته و ما دون السوارین؛ از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم آیا دو تا ذراع زن از مارد زینت است که خداوند می فرماید: برای غیر شوهر نشان داده نشود؟» فرمود: بلی ونیز سر و موهای سر و گردن و مقداری از سینه که با روسری پوشانده می شود هم از زینت است و نیز آن چه زیر دستبند و بالاتر است هم از زینت (مراد محل زینت است) است و برای غیر محارم نمی تواند نشان بدهد.»
( وسائل الشیعه، حر عاملی، بیروت، دار احیاء التراث، ج 14، ب 109، ح 1، ص 145.)
4. محمد بن مسلم از امام محمد باقر(علیه السلام) روایت می کند: «لا یصلح للجاریته إذا حاضت إلا أن تختمر؛ دختر زمانی که به حد بلوغ شرعی رسید، باید روسری داشته باشد.»
( وسائل الشیعه، ج 14، باب 126، ح 1، ص 168.)
5. از امام هشتم(علیه السلام) روایت شده است: «لا تفطی المرأئته رأسها من الفلام حتی یبلغ الفلام؛ پسر وقتی به حد بلوغ رسید زن باید حجاب را رعایت کرده و سر خود را از وی بپوشاند.»
( همان، ح 4.)

سوم. تاریخچه حجاب در صدر اسلام
اصولا پوشش امر غریزی و فطری برای بشر است و کاوش های باستان شناسی نشان می دهد که از دیر زمان بشر در حد امکان نسبت به مسأله پوشش اهتمام ورزیده است و همه صاحبان ادیان نیز آن را سرلوحه عمل خویش قرار داده اند. گزارش هاى قطعی تاریخى حاکى از آن است که مسلمانان بعد از نزول این آیات حجاب ، به ضرورت ایجاد تغییرات و دگرگونى هایى در چگونگى پوشش زنان پى بردند و به همین دلیل بعد از نزول این آیات، زنان با پوشش هاى متفاوتى از عصر جاهلیت در اجتماع حاضر مى شدند. مثلا طبرى در تفسیر خود آورده است: « عن عائشه زوج النبى(صلى الله علیه وآله) انّها قالت یرحم الله النساء المهاجرات الاول لما انزل الله«ولیضربنّ بخمرهنّ...» شققن اکثف مروطهن فاختمرن به ؛ رحمت خدا بر زنان مهاجر پیشگام باد که هنگامى که خداوند فرمان حجاب را نازل فرمود، ضخیم ترین پوشش هاى پشمین خود را برش داده و با آن سر و گردن خود را پوشاندند. »
(ابن جریر طبرى، ابن جریر، جامع البیان، ج 9، ص 306 .)
سیوطى نیز به سند خود از ام سلمه نقل مى کند که بعد از نزول آیه «یدنین علیهن من جلابیبهن» زنان انصار از منازلشان با پوشش هاى مشکى خارج مى شدند به گونه اى که به نظر مى رسید بر سر ایشان کلاغى نشسته است.
(جلال الدین سیوطى، الدر المنثور، ج 5، ص 221 )
همچنین از تاریخ استفاده می‏شود که در صدر اسلام حتی یهودی و نصاری هم نوعی حجاب داشتند. منتها حجاب‏های آنان با حجاب‏های مسلمین فرق داشته. این در حالی است که ما می‏بینیم بعضی از اهل کتاب هم پوشش سر را رعایت می‏کردند. بر طبق تورات و انجیل و حتى گفته‏هاى باقى‏مانده از زرتشت، حجاب بر زنان واجب بوده و نگاه به نامحرم حرام بوده است. البته حجاب در ادیان الهى گذشته کمى سخت‏تر از حجاب اسلامى بوده است.
(براى آگاهى بیشتر ر.ک: حجاب در ادیان الهى، على محمدى آشنانى.)
چهارم. برخی فوائد و کارکردهای حجاب :
1. سلامت روانی زن: حجاب همچون حفاظی است که زن را از آسیب‌پذیری، ترس و اضطراب روانی مصون نگه می‌دارد.
2 . آرامش روحی مرد: وجود حریم میان زن و مرد با پوشش، هیجان‌ها و التهاب‌های جنسی مرد را کاهش می‌دهد.
3 . افزایش امنیت اجتماعی زنان: نیاز به امنیت در زنان بیشتر از مردان است. حجاب آنان را از سوء استفاده‌های جنسی و سایر مزاحمت ها مصون می‌دارد.
4 . استحکام پیوند خانوادگی: حجاب زن را به خانواده وفادار نموده از عشق‌های آزاد محفوظ می‌نماید، نیز زمینه لذت جویی مردان در اجتماع را از بین می‌برد و لذت‌های آنان را به درون‌ خانه مختص می‌کند.
5 . افزایش بهره‌وری شغلی و مشارکت اجتماعی: برهنگی عامل کشیده شدن تمتعات جنسی از محیط خانه به اجتماع شده و قهراً نیرو و بازدهی کار در اجتماع را ضعیف می‌کند.
6 . بالا بردن ارزش و احترام زن: زنان وقتی خود را می‌پوشانند برای مردان رویاتی‌تر، پر جاذبه‌تر و گرانبها‌تر و ارزشمند می‌شوند.
ج. علاوه بر دلایل قطعی قرآنی و روایی بر لزوم رعایت حجاب و فوائد و کارکردهای فردی و اجتماعی آن، دولت اسلامی با توجه به فلسفه وجودی خویش در فراهم نمودن محیطی سالم برای هدایت، رشد و تکامل مادی و معنوی انسان ، موظف به اجرای این حکم - که از مهمترین ارزشهای اسلامی بوده و تاثیر مستقیمی برسلامت جامعه و تکامل مادی و معنوی آن دارد - با بهترین و مؤثرترین شیوه و شکل ممکن می باشد .
د . و بالاخره مهمترین معیار و الگوی ما آموزه های اصیل اسلامی و سیره و احادیث بزرگان دینی است نه سایر کشورها و جوامع اسلامی حاضر که یا فاقد شرایط و امکانات حکومتی لازم برای تحقق آموزه های و ارزشهای اصیل اسلامی بوده و یا اساساً از بینش و دیدگاه صحیح و اراده مستحکمی در این زمینه برخوردار نیستند .
در خصوص فلسفه ححاب آیات و روایات آن چیست؟


تردیدى نیست که حجاب و پوشش زن یکى از احکام ضرورى اسلام به شمار مى‏رود.
پوشش سابقه‏اى به اندازه حیات بشریت دارد و غیر از پیروان یکى از مکاتب که بر لزوم برهنه زیستى پاى مى‏فشارد همه جامعه بشریت به نوعى رعایت مى‏کنند.
ر.ک: مصطفوى، انسانیت از دیدگاه اسلامى، ص 129.
در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.
مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن
حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.
هدف و فلسفه حجاب
هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ
(حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.
هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

حجاب چشم
قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ
(نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ
(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:
فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ
(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

حجاب رفتاری
نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ
( نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.
از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛
حجاب و عفت
دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.
حجاب زنان سالمند
قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.
(نور؛60)
علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟
با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد
پوشش در روایات:
1) رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«زنان در خانه به جایی که بر کوچه و بازار اشراف داشته باشند نروند، چرا که نگاه مردان به آنها خیره می‌شود. به آنان سوره نور را بیاموزید چون در این سوره از تحریم و عقوبت زنا و نیز از اجتناب نگاه به نامحرم سخن به میان آمده است.»
2) امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند...»
3) ام سلمه می گوید:
روزی من و میمونه خدمت رسول خدا بودیم که ابن مکتوم نابینا آمد. پیامبر به ما دو نفر فرمود چادر به سر کنیم و خود را بپوشانیم. ما گفتیم:«یا رسول الله، ابن مکتوم که نابیناست و ما را نمی‌بیند.»
پیامبر فرمود:«آیا شما هم کورید و او را نمی بینید؟!»
4) امام رضا علیه السلام در نامه‌ای به یکی از یاران خود نوشت:«نگاه به موی زنان حرام است، چون موجب تحریک و فساد است.»
منابع:
بحار الانوار، ج 103، باب 61 و 62.
بحار الانوار، ج 104، باب 91.

آیا حجاب شرط الزامی برای بهشت و جهنم است؟

در این جا بیان چند نکته لازم است:
اولاً :معیار رستگارى در آخرت و رفتن به بهشت از دیدگاه قرآن کریم, ایمان و عمل صالح است. هر کسی که ایمان و عمل صالح داشته باشد و تقوای الهی را رعایت کند و گناه نکنند, بنا به وعده قرآن کریم وارد بهشت مى‏شود و همیشه در آن می مانند. «و الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئک اصحاب الجنة هم فیها خالدون»؛(بقره,82)
ثانیا: مصادیق عمل صالح در دین تعیین شده و به صورت امری در نصوص دینی بیان شده است.

ثالثا: مسأله حجاب یکی از مسلمات دینی و مورد تأکید در نصوص دینی است. افزون بر آنکه رعایت آن زمینه سعادت معنوی و دینی دیگران نیز هست و عدم رعایت آن آتش به خرمن ایمان و پاکی جوانان می زند. در نتیجه رعایت حجاب قطعا از اسباب سعادت و رستگاری و بی اعتنایی به آن، پشت پا زدن به احکام ا لهی و اسباب قطعی عذاب است.

باتوجه به توضیحات بالادر مورد حجاب باید بگوییم:
حجاب یکی از احکام ضروری اسلام به شمار می آید و شیعه و سنی بر آن اتفاق نظر دارند خداوند در این باره آیاتی نازل کرده و در آن به مسئله پوشش بانوان اشاره کرده است.(احزاب، 59؛ نور، 31)
علاوه بر این احادیث بسیاری درباره اهمیت و چگونگی حجاب نقل شده است.
بنابراین رعایت نکردن آن گناه بزرگی محسوب می شود.
فلسفه حجاب:
1- برهنگی زنان که طبعا پیامدهائی هم چون آرایش و عشوه گری و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در یک حالت تحریک دائم قرار می دهد تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می گردد، مگر اعصاب انسان چقدر می تواند بار هیجان را بر خود حمل کند؟ مگر روان پزشکان نمی گویند هیجان مستمر عامل بیماری است. اسلام می خواهد مردان و زنان مسلمان روحی آرام و اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند، و این یکی از فلسفه های حجاب است.
عدم رعایت حجاب سبب به گناه افتادن دیگران می شود و فردی که حجاب را رعایت نکرده به گناه دیگران کمک کرده و شریک جرم به حساب می آید.
2- افزایش طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشوئی یکی از دیگر آثار برهنگی است. چون هر چه را دیده بیند دل کند یاد و به دنبال دیدن، هوس بازی انسان سبب می شود که هر روزی با یکی دل ببندد و و دیگری را رها کند.
3- گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع از درد ناک ترین پیامدهای بی حجابی است.
4- ابتذال زن و سقوط شخصیت او و تبدیل شدن به وسیله ای برای اشباع هوس های سرکش مشتی آلوده و شهوت ران یکی دیگر از پیامدهای بی توجهی به حجاب است.
پوشش امری فطری است و لذا آدم و حوا وقتی از آن شجره ممنوعه چشیدند عورت آنها پدیدار شد و شروع کردند از برگ درختان بهشت پوششی برای خود ایجاد کنند و این نشان می دهد برهنگی برخلاف فطرت انسان است.
از جمله واژه هائی که در آیات حجاب به کار گرفته شده واژه «تبرج» است تبرج یعنی خودنمائی و جلوه گری است در کتاب العین آمده است: «آن گاه که زن زیبائی های گریبان و چهره را نمایاند، گفته می شود تبرج کرده است.
فیومی نیز گفته: تبرجت المرئه؛ یعنی زن زیبائی ها و زینت هایش را در مقابل نامحرم، آشکار سازد. قرآن کریم از تبرج و خودنمائی نهی کرده است و فرموده: «و در خانه‏هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‏اش را فرمان برید خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند».(احزاب، 33)
تبرج آشکار ساختن زینت و زیبائی ها برای مردان است مثل این که زن، مقنعه بر سر کند اما آن را رها سازد و گردن و گردنبد او پیدا شود.
امیر المؤمنان علیه السلام می فرماید: «در آخر الزمان که بدترین زمان هاست جمعی از زنان پوشیده های برهنه اند و از خانه با خود آرای بیرون می آیند اینان از دین بیرون رفتگانند و داخل در فتنه ها شده و به سوی شهوت تمایل دارید و به طرف لذات نفسانی در شتابند حرام ها را حلال می دانند و در دوزخ به عذاب ابدی گرفتار».
اینها همان کسانی هستند که به ظاهر پوششی دارند ولی به قول معروف بدحجاب اند و مبالاتی ندارند که پوشش آنها عقب برود یا اصلا پوشش آنها طوری است که با عدم پوشش مساوی است. پوشش نازک و بدن نما که تعبیری کاسیات عاریات اشاره به این جهت دارد در احادیث معراج و مشاهدات پیامبر اسلام از عذاب هائی که بر زن ها وارد می شده معلوم می شود که مجازات سختی برای رعایت نکردن حجاب در نظر گرفته شده است.
از جمله در روایتی نقل شده از امیر المؤمنان که می فرماید: «من و فاطمه بر پیامبر وارد شدیم مشاهده کردیم که پیامبر گریه شدیدی می کند از علت گریه سؤال کردیم فرمود علی جان در شب معراج زن هائی از امتم را در عذاب شدید گرفتار دیدم و از بدی وضعیت آنها گریه کردم دیدم زن هائی را که با موهای خود در (آتش) آویزان و مغز آنها به جوش آمده بود اینها کسانی بودند که موهای خود را از نامحرمان نمی پوشاندند و عذاب های شدید دیگری که ذکر آنها به طول می انجامد.
در هر صورت حجاب از ضروریات دین اسلام است و رعایت آن به طور دقیق برای هر زن مسلمانی لازم است و ترک آن عقوبت های شدیدی را به همراه دارد و علاوه بر گناه ترک حجاب و مراعات نکردن آن در گناه کسانی دیگر که به خاطر او به معصیت افتاده اند شریک است.
منابع
1- حجاب از دیدگاه قرآن و سنت، فتحیه فتاحی زاده، نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ص 33-170
2- تفسیر نمونه، ج 14، ص 442
من میخوام بدونم1. حجاب یعنی رعایت حجاب یک امردرونی است یابا دلایل بیرونی صورت میگیرد؟یعنی آدم ها به دلایلی که دروجودشان هست به دنبال حجاب می روند یا به دلایل بیرونی و خارج ازخودشان؟2.حدود مورد قبول خداوند درموردحجاب چیست؟لطفا کامل وجامع وبا ذکردلیل ومنطق پاسخ دهید. با تشکر

پاسخ : با عرض سلام
میتوان گفت حجاب هم امر درونی است و هم امری خارجی درباره امر اول باید گفت:
مردم همه به فطرت «توحید» زاده‎اند این «کفر» عارضی بود و عارضی یزول
این ادعا که از سوی حکیم بزرگ اسلامی «حاج ملا محسن فیض کاشانی» مطرح شده است، بیانگر فطری بودن «توحید» در نهاد بشر است. لاجرم، ارزش‎های الهی نیز، امری فطری و طبیعی است که در نهاد انسان‎ها وجود دارد، قرآن کریم، در تبیین جریان خلقت و ترسیم چهره زندگی آدم و حوا در بهشت، به آیه شریفه «فلمّا ذاقا الشجره ‌بدت لهما سواتهما وطفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه..
(1) می‎رسد. به موجب این بیان، چشیدن میوه ممنوعه توسط آدم و حوا، صرف نظر از فلسفه و حکمت آن در نظام آفرینش، نخستین تحولی که در آنها به وجود آورد، این بود که آنها را در آن حرم «ستر» و «عفاف»، با حقیقت «برهنگی» روبرو کرد. که «بدت لهما سواتهما». و بلافاصله با برگ درختان بهشت،‌شروع به پوشاندن خود نمودند. در اینجا بحث بر سر میوه ممنوعه و چیستی آن که از دیرباز مورد اختلاف مفسرین قرآن و متفکرین اسلامی قرار گرفته است، نیست بلکه منظور این است که چشیدن آن،‌ آدم وحوا هر دو را یکباره به خود آورده، موجب گردیده است که آن دو قبل از هر چیز «برهنگی» خود را احساس نمایند. و بر اساس فطرت خدائی خویش، در برابر آن عکس العمل مناسب نشان دهند. خودآگاهی همزمان آدم و حوا و حرکت همسان آن دو، گویای این حقیقت است که مرد و زن از این بابت، همتا و همپای یکدیگراند و هیچ امتیازی بر یکدیگر ندارند.(2) این مسئله بیانگر دو مسئله اساسی در مسئله حجاب است. اول آنکه حجاب یک امر فطری است و دیگر آن که از ابتدای خلقت در اکثر ملت‎ها این مسئله وجود داشته است.
الف) فطرت انسان‎ها
حجاب و پوشش به عنوان یکی از مظاهر شرم و حیا و عفت، امری فطری و طبیعی بوده،‌ برای تأمین سلامت روح و روان فرد و جامعه‎، از ضرورت کمال اهمیت برخوردار است و در طول تاریخ هر جا انسان بر راستای فطرت خدایی خویش قرار داشته، اهمیت آن را احساس کرده، و آن را به کار بسته است. برای همین است که شرم و حیا و عفت،‌همچنین مظاهر گوناگون آن، همواره مورد ستایش و تحسین بشر بوده، نقطه مقابل آن مورد نکوهش قرار گرفته است. تأکید بیشتر بر این حقیقت را در آیات 23 تا 26 سوره مبارکه قصص می‎توان یافت. در این آیات، جریان مواجهه حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ با دختران شعیب ـ علیه السّلام ـ ذکر شده است و در آن حجب و حیا و عفت موسی روایت شده است در آیات 30 تا 33 نیز به پاکدامنی یوسف ـ علیه السّلام ـ اشاره می‎کند آنجا که در پاسخ به ندای فطرت، از میان، «دعوت زنان» و «زندان»، زندان را انتخاب می‎کند. در این مورد دهها آیه و روایت وارد شده است که مبین فطری بودن مسئله حجاب نه در میان اولیاء الله فقط بلکه در میان همه انسان‎هاست. حال اگر عدّه‎ای به این مسئله توجه نمی‎کنند، بیانگر عدم پاسخگویی آنان به ندای فطرت خود، و ابتلاء در دام شهوات و معاصی است نتیجه آن که حجاب امری فطرت است که خداوند در نهاد بشریت به ودیعت گذاشته است.
ب) سابقه حجاب در میان ملل مختلف
مسئله حجاب و پوشش سابقه‎ای دیرینه دارد چرا که از ابتدای خلقت در میان ملل و اقوام مختلف جهان با هر نوع دین و آیینی رواج داشته است ذکر چند نمونه از این دست، خالی از لطف نیست:
1. ابن عباس می‎گوید: آدم ـ علیه السّلام ـ پس از یک توقف کوتاه در بهشت که نصف روز از روزهای آخرت بود به کوه نوذ در کشور هند و حوا به جده پیاده شدند. برهنه و عریان بودند خداوند امر کرد یکی از هشت جفت قوچی که از بهشت به ایشان عطا کرده بود ذبح کنند سپس حوا پشم آن را رشته کرد،‌با دست یاری آدم ـ علیه السّلام ـ از تابیده‎های آن یک جامعه بلند برای آدم و یک پیراهن و روسری جهت حوا بافته شد. بدین وسیله بدن انسان‎های نخستین پوشیده گردید و از برهنگی و شرمندگی آن نجات یافت.
(3)
2. وقتی که سه تن از دختران کسری شاهنشاه ساسانی با ثروت فراوانی از اموال آنها را برای خلیفه دوم آوردند، شاهزادگان ایرانی با پوشش و نقاب چهره خود را پوشیدند، عُمر دستور داد پوشش از چهره بردارند تا مسلمانان آنها را ببینند و خریداران بیشتر پول پای آنها بریزند. دوشیزگان ایرانی خودداری کردند. عمر خشمناک شد و خواست با تازیانه آنان را بیازارد که با مخالفت و ممانعت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ مواجه شد.
(4)
3. حضرت مریم ـ علیها السّلام ـ در بحبوحه جوانی و عشق و زیبایی، خدا را بر هوی و هوس‎ها برگزید؛ و به جای خودآرایی و خودنمایی،‌به تقوی و پاکدامنی پرداخت؛ و خداوند در برابر این پاکدامنی و تقوی، از روح قدسی خویش در وی دمید و او را بزرگ گردانید چنانچه در آیه 12 سوره تحریم، ضمن تمجید از پاکدامنی و حجب و حیای مریم، ـ علیها السّلام ـ از او با عنوان بندگان مطیع خداوند نام برده است. از این موارد گذشته؛ کنت گوبینو، در کتاب سه سال در ایران نیز معتقد است که در دوره ساسانی حجاب وجود داشت و حجاب شدید دوره‌ساسانی، در دوره اسلام در میان ایرانیان باقی ماند.
جواهر لعل نهرو نخست وزیر فقید هند نیز معتقد بود که حجاب از ملل غیر مسلمان روم و ایران، به جهان اسلام وارد شد،‌به هر حال آنچه مسلم است این است که قبل از اسلام حجاب در جهان وجود داشته است و اسلام مبتکر آن نیست،
(5) اما این که حدود حجاب اسلامی با حجابی که ملل باستانی بود، یکی است یا نه؟ بحث دیگری است. در مورد آیه مورد نظر نیز، هر چند برخی مفسرین طبق گفته‌نویسنده‌مقاله، لزوم حجاب را برای تشخیص زنان آزاد از کنیز ذکر کرده‎اند، اما برخلاف مدعای او، آیه حجاب فقط برای نشان دادن آزاده از کنیز نازل نشده است. شهید مرتضی مطهری در این مورد معتقد است: «... بیان مذکور خالی از ایراد نیست، زیرا چنین می‎فهماند که مزاحمت نسبت به کنیزان مانعی ندارد و منافقین آن را به عنوان عذری مقبول برای خود ذکر می‎کرده‎اند، در حالی که چنین نیست. اگر چه پوشانیدن موی سر بر کنیزان واجب نبوده است و شاید رمز آن هم این بوده که وضع کنیز معمولاً‌جالب و تحریک آمیز نیست و مورد رغبت کسی واقع نمی‎شود و به علاوه کارشان خدمت بوده ولی در هر حال این مزاحمت‎ها حتی در مورد کنیزان نیز گناه محسوب می‎شده است و منافقین نمی‎توانسته‎اند کنیز بودن را عذر خود قلمداد کنند... مطلبی که از این آیه استفاده می‎شود و یک حقیقت جاودانی است این است که زن مسلمان باید آنچنان در میان مردم رفت و آمد کند که علائم عفاف و وقار و سنگینی و پاکی از آن هویدا باشد و با این صفت شناخته شود. به هیچ وجه قابل قبول نیست که قرآن کریم فقط زنان آزاد را مورد عنایت قرار دهد و از آزار کنیزان مسلمان چشم بپوشد. آنچه عجیب به نظر می‎رسد این است که مفسرانی که در اینجا چنین گفته‎اند، غالباً همان‎ها هستند که در تفسیر سوره نور با کمال صراحت گفته‎اند که پوشانیدن چهره و دو دست لازم نیست و آن را امر حرجی دانسته‎اند، از قبیل زمخشری و فخر رازی. چطور شده است که این مفسران متوجه تناقض در سخن خود نشده‎اند و ادعای منسوخیت آیه نور را هم نکرده‎اند؟ حقیقت این است که این مفسران تناقضی میان مفهوم آیه نور و آیه احزاب قائل نبوده‎اند. آیه نور را یک دستور کلی و همیشگی می‎دانسته‎اند خواه مزاحمتی در کار باشد یا نباشد ولی آیه سوره احزاب را مخصوص موردی می‎دانسته‎اند که زن آزاد یا مطلق زن مورد مزاحمت افراد ولگرد قرار می‎گرفته است.»(6)
فلسفه حجاب (پوشش) مى‏تواند ناشى از امور زیر باشد:
1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانى.
یکى از غرایز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غریزه جنسى است که نیرومندترین و ریشه‏دارترین غریزه آدمى است و در صورت کنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانى انسان‏ها را فراهم کند.
در قوانین اسلام، براى استفاده درست از این غریزه حیاتى، مکانیسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکى از راهکارهاى مهم آن است.
بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعریف نشده و بى‏بندوبار (با آرایش‏هاى گوناگون)، هیجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى و سکس را به صورت یک عطش روحى و یک خواست سیرى‏ناپذیر درمى‏آورد.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادى براى تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم براى زنان و هم براى مردان، تکالیف خاصى معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آمیز بپرهیزند اما زنان- به خاطر جاذبه‏هاى بیش‏تر- وظیفه خاصى دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش‏هاى تحریک‏آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربایى نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.
لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى‏تواند به هر شکل و اندازه‏اى باشد و باید حد و ضابطه‏اى داشته باشد. بى‏بندبارى در پوشش و لباس، موجب بى‏بندبارى در تحریک غریزه جنسى است. تحقیقات علمى در فیزیولوژى و روانشناسى در باب تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک‏هاى چشمى شهوت‏انگیز، حساس‏تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک هاى لمسى حساسیت بیش‏ترى دارند.
آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین‏تر از مردان است در عوض مردان بینایى بهترى دارند. این مزیت‏هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته یا اکتسابى نیست بلکه از زمان کودکى آشکار است. مردان بالغ به محرک‏هاى بینایى شهوانى حساسیت بیش‏تر مى‏داند. اصطلاح «چشم چرانى» که براى این ویژگى مردان به کار مى‏رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرک‏هاى بینایى شهوانى است چون دامنه و برد حس بینایى زیاد است یعنى چشم مى‏تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادى از محیط در آن واحد دیده مى‏شود. از سوى دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون‏هاى جنسى زن به صورتى دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متناوب عمل مى‏کند، تأثیر محرک‏هاى شهوانى بر زن، صورتى بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است به خلاف مردان که ترشح اندروژن‏ها در آن‏ها صورتى یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعى آن را قطع نمى‏کند. مردان به صورتى گسترده‏تر تحت تأثیر محرکهاى شهوانى قرار مى‏گیرند و از این نظر فعال‏ترند.

2. حفظ و تحکیم بنیان خانواده
بى‏تردید نهاد خانواده، یکى از مقدس‏ترین نهادهاى اجتماعى است که بشر تا به حال خود دیده است. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یک نقش بى‏بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پیوند خانوادگى، غیر قابل انکار است. در مقابل، برهنگى، سمّ کشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است.
آمارهاى مستند نشان مى‏دهد که با افزایش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا همواره بالا رفته است زیرا «هر چه دیده بیند، دل کند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس‏هاى سرکش بخواهد، به هر قیمتى باشد، به دنبال آن مى‏رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبرى جدید مى‏بندد و با قبلى وداع مى‏کند اما در محیطى که «حجاب» حاکم
است و شرایط دیگر اسلامى رعایت مى‏شود، دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یکدیگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پیمان زناشویى مفهومى ندارد. خانواده‏ها به سادگى متلاشى مى‏شوند و کودکان بى‏سرپرست مى‏مانند.
3. پیش‏گیرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه.
گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک‏ترین پیامدهاى بى‏حجابى و آزادى‏هاى بى‏حد و حصر جنسى است که در جوامع غربى و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى‏حجابى نیست بلکه یکى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه‏رشد تولد فرزندان نامشروع، مسأله برهنگى و بى‏حجابى است. امروزه یکى از مشکلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى که داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشکلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهدید مى‏کنند.
4. جلوگیرى از نگاه ابزارى به زن و ابتذال وى
یکى از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بى‏توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعى است روزبه‏روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسى‏اش وسیله تبلیغ کالاها و عاملى براى جلب جهان‏گردان و مانند این‏ها قرار دهد، در چنین جامعه‏اى شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالاى بى‏ارزش سقوط مى‏کند و ارزش‏هاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و به این ترتیب، زن، وسیله‏اى براى اشباع هوس‏هاى سرکش برخى مردان آلوده و فریبکار مى‏شود.
عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت‏هاى اجتماعى دور نمى‏کند، بلکه زمینه‏هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع- به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمین مى‏کند و شخصیت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى دیگران، مصونیت مى‏بخشد.
پوشش کامل براى زن، چه پوششى است؟
به نظر مى‏رسد پوشش کامل، آن نوع پوششى است که هیچ چشم بیگانه‏اى را متوجه خود نکند یعنى لباسى که برجستگى‏هاى اندام زن را اصلًا نشان ندهد و اسباب تحریک شهوت مردان را فراهم نکند و خود زن هم با آرایش در جامعه ظاهر نشود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب، چادر باوجود شرایط دیگر، کامل‏ترین پوشش است.
باید اعتراف کرد که تاکنون بیش‏تر نوشته‏هاى مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف کرده و کم‏تر به پوشش مرد توجه نموده‏اند و این یک امر عادى و طبیعى است زیرا زن، مظهر جمال و زیبایى و مرد مظهر شیفتگى است ولى پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگى- اجتماعى، حائز اهمیت است. از این رو اسلام براى ثبات و پایدارى جامعه، به پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده است خداوند متعال مى‏فرماید: « یا بنى آدم قد انزلنا علیکم لباسا یوارى سوءاتکم و ریشا اى فرزندان آدم لباسى براى شما فرستادیم که اندام (عورت) شما را مى‏پوشاند و مایه زینت شماست».
خداوند متعال در حق مردان مى‏فرماید: « قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم به مؤمنان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ کنند» و در حق زنان نیز مى‏فرماید: «و قل للمؤمنات یعضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و به زنان با ایمان بگو چشم‏هاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ کنند».
در این راستا، ذکر نکات زیر ضرورى است:
1. فقها فرموده‏اند که زن نباید به بدن مرد نامحرم (به جز سر و صورت و گردن) نگاه کند و این حکم دلیل قطعى دارد که در جاى خود بیان شده است.
2. ممکن است نگاه زن به بدن مرد نامحرم حرام باشد، ولى پوشش آن از سوى مرد واجب نباشد همان گونه که نگاه مرد به صورت و دست‏هاى زن از روى شهوت، حرام است ولى پوشش آن از سوى زن واجب نیست.
3. مردان مى‏توانند با لباس آستین کوتاه، در مکان‏هاى عمومى نمایان گردند.
اکنون این پرسش پیش مى‏آید که اگر مردى با این وضعیت بیرون آید و بداند که زنان از روى تعمد و لذت به بدنش نگاه مى‏کنند، آیا از نظر شرعى مرتکب گناه شده است؟
دو نظر در این‏جا مطرح است برخى فتوا به حرمت داده و عده‏اى از جواز سخن گفته‏اند. اصلى‏ترین مستند و مبناى این حکم، قاعده فقهى «
اعانت بر اثم» است که در فقه کاربرد فراوانى دارد. معناى جمله مذکور، این است که هر کس زمینه تحقق و پیاده شدن گناه را براى دیگرى فراهم سازد، خود نیز مانند انجام دهنده آن گناهکار است.
در مقابل برخى مراجع اظهار مى‏دارند که آن چه حرام است، «تعاون بر اثم» است نه «اعانت بر اثم» و این دو با یکدیگر متفاوت است. «تعاون بر اثم» یعنى همکارى و شرکت چند نفر در انجام گناه به گونه‏اى که همگى به طور مستقیم آن را انجام دهند. به همین جهت برخى مراجع گفته‏اند که اگر مردى با لباس آستین کوتاه، به قصد این که زنان به او نگاه کنند، بیرون بیاید، شریک گناه گردیده، قاعده فقهى در حقش پیاده مى‏شود اما اگر به این انگیزه نباشد، اشکالى ندارد و از آن جا که تشخیص انگیزه افراد مشکل است، به جوانانى که در خیابان و پارک‏ها به بازى فوتبال یا در جاده‏ها به دوچرخه سوارى مشغول هستند، وجوب نهى از منکر محرز نمى‏شود.
براساس آن چه گفته شد، فتواى مراجع درباره لباس آستین کوتاه مردان، متفاوت است و هر کس باید به نظر مرجع تقلید خود عمل کند، ولى مسؤولان دانشگاه‏ها و مدیران مدارس و حق دارند که مقرراتى را طبق مصالحى که در نظر دارند، براى محدوده خود وضع نمایند و شرایطى براى نوع لباس دانشجویان مقرر نمایند و این کار به آن معنى نیست که حلالى را حرام کرده یا بر خلاف نظر شرع عمل نموده‏اند بلکه این حق براى مدیریت هر مجموعه محفوظ است و در این صورت، باید از افراط و تفریط و اعمال سلیقه‏هاى شخصى اجتناب شود. مصالح کل مجموعه در نظر گرفته شود و تنها به منظور ایجاد فضاى سالم و آرامش روانى مجموعه، حدود و مقرراتى تعیین گردد.

چند نکته شایان توجه است:
1. بر اساس آیات 31 سوره نور و 59 سوره احزاب و روایات مقدار پوشش حجاب براى زنان از سر تا پا به استثناى گردى صورت و دستان تا مچ است. براى نمونه در آیه 59 سوره احزاب آمده است: «اى پیامبر (صلى الله علیه و آله) به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: در پوشش هاى خود را بر خود فروتر گیرند. این براى آن که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند (به احتیاط) نزدیک تر است و خدا آمرزنده مهربان است»
در این آیه از واژه هاى خمار و «جلابیب» استفاده شده است. خمار به معناى پوشش است و به طور معمول به چیزى مانند روسرى گفته مى شود که زنان با آن، سر خود را مى پوشانند «جلابیب» به معناى «جلباب» است و معناى متعددى دارد و قدر مسلم چیزى است که زنان با آن مانند چادر خود را مى پوشانند.
2. حفظ پاکدامنى زنان منحصر به این مقدار پوشش نیست بلکه از هر نوع رفتارى که موجب تحریک و تطمیع افراد هوس ران شود باید اجتناب نمود. مثلا در قرآن کریم، از نرمش در سخن گفتن که موجب تحریک و تطمیع است نهى گردیده است: «زنهار نازک و نرم با مردان سخن مگویید مبادا آن که دلش بیمار (هوى و هوس است) در طمع افتد بلکه متین سخن گویید»
آهنگ خوش از کام و دهان و لب شیرین ار نغمه کند ور نکند دل بفریبد
بنابراین خانمى که ملتزم به ارزش هاى اسلامى است، هیچ گاه زیر چادر با لباس هاى رنگارنگ و تنگ که برآمدگى هاى بدن رانشان دهد و با آرایش ها مهیج در دست و صورت و مو از خانه بیرون نمى آید. قرآن کریم از تبرج (خودآرایى به منظور خودنمایى) نهى کرده، آن را متعلق به جامعه جاهلى دانسته است.
حاصل آن که پوشش با چادر و روسرى و مانتو جزیى از حجاب است حجاب کامل آن چیزى است که گفته شد.
3. یکى از زیبایى ها و زینت هاى طبیعى براى آدمى به ویژه زنان، مو است. به همین جهت، زنان از ریزیش مو، کچلى و واهمه دارند و مردان نیز، به زنانى که از این زیبایى بى بهره اند رغبتى نشان نمى دهند. یکى از نشانه هاى اهمیت مو براى زنان این است که شرکت هاى تبلیغى از این زیبایى نهایت بهره را برده، و کالاى خود را در کنار زنان سر برهنه نه سرپوشیده تبلیغ مى کنند.
البته، شاید مو یا برخى از اعضاى زن مانند دست ها و صورت براى زنان دیگر زیبایى و جلوه نداشته، محرک نباشد. اما همه اعضاى زن براى مرد جذاب و دیدنى است، حتى دست ها و صورت زن که معمولا پوشیده نیست و آرایشى ندارد براى مردها جذاب و محرک است. به همین جهت افرادى که از نظر ایمانى ضعیف هستند، چشم چرانى آنان به صورت و دست هاى آرایش نکرده زنان سیرى ناپذیر است.

پى‏نوشت‏

(1) . اعراف،‌22.
(2) . حجاب و آزادی، مجموعه مقالات، سازمان تبلیغات اسلامی، ص 247 ـ 245.
(3) . طبقات محمد بن سعد، ج 1،‌سیره النبی، ص 18.
(4) . السیره الحلبیه، ج 2، ص 49.
(5) . مرتضی مطهری، مسئله حجاب، ص 13 ـ 10.
(6) . پیشین، ص 163 ـ 159.
موفق باشید
لطفا راهکارهای عملی سازی و نهادینه کردن فلسفه حجاب در دانشگاه را به صورت مفصل و کامل برایم ارسال نمایید.


ضمن آرزوی موفقیت برای شما دوست گرامی ، برای فرهنگ سازی پیرامون حجاب در محیط علمی دانشگاه ابتدا باید فرهنگ حجاب را به صورت کامل شناخت و نسبت به مبانی اعتقادی و علمی و کارکردهای فردی و اجتماعی و فلسفه وجودی آن و تاثیرات ارزشمندی که در رشد و توسعه مادی و معنوی فرد و جامعه دارد ، آگاهی کسب کرد و این آگاهی را با بهترین و زیبا ترین روشها به دیگران انتقال داد . راهکارهای تحقق و دست یابی به اهداف فرهنگی خود را می توانید با مطالعه و تفکر و جلسات مشورتی و بحث و تبادل نظر با سایر دانشجویان ،مسئولین ، نهادها و مجموعه های متعهد و دلسوز دانشگاه مشخص کنید. بدیهی است کار گروهی و سازمان یافته در این زمینه از اثربخشی بهتر و بیشتری برخوردار می باشد. و در زمینه راهکارهای عملی برای اجرا و ترویج فرهنگ حجاب می توان از روش های متعددی بهره جست از قبیل ؛
- تشویق و ترغیب افراد به مطالعه و در اختیار گذاشتن منابع صحیح ، علمی ، زیبا و موردپسند.
- برگزاری جلسات سخنرانی به مناسبت های مختلف با موضوع فلسفه و کارکردهای حجاب.
- برگزاری جلسات پرسش و پاسخ با حضود افراد متبحر.
- تشکیل گروه های مطالعاتی و جلسات بحث و بررسی چند نفره .
- مسابقه کتاب خوانی و مقاله نویسی در موضوعات ریز معرفی شده .
- استفاده از شیوه های هنری ، نظیر شعر ، نقاشی ، نمایش ، تئاتر ... - همچنین استفاده از تابلوهای موجود در دانشگاه وخوابگاهها که در محل دید و اجتماع دانشجویان قرار دارد می تواند جایگاه خوبی برای انتقال و ترویج فرهنگ حجاب باشد .
افزون بر راهکارها و روشهای فوق باید به ریشه یابی دقیق معضل بدحجابی پرداخت و با شناخت صحیحی از آن اقدام به مقابله اصولی با آن پرداخت. در این زمینه به صورت مختصر مطالبی ارائه می شود:
در مورد مشکل بدحجابى باید گفت که این معضل در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حسابشده انجام داد. بر این اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى‏شود:
الف) عوامل درونى: منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه‏هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم‏ترین آنها عبارت است از:
1. از نظر انسان‏شناختى و روان‏شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى‏باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى‏فرماید:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»، (انسان، آیه 3).
بر این اساس در جامعه‏اى مانند جامعه اسلامى ما ـ که بسیارى از احکام، ارزش‏ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچگونه عذر و بهانه‏اى نیست ـ بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى‏شود، به این اصل و عنصر روان‏شناختى باز مى‏گردد. به عبارت دیگر یکى از مهم‏ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا،تزلزل شخصیت است و... مى‏باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل‏گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا مى‏کند.
در بسیاری از موارد خودباختگی و تزلزل شخصیت و عدم اعتماد به نفس موجب تقلید و تظاهر به رفتارهای ناصحیح دیگران می گردد. بر اثر خودباختگی ملاک در کرامت و شایستگی اجتماعی را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم دیگران می دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقید به رعایت ارزش های الهی باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولیاء مطرح خواهد بود، لیکن این مسأله نیاز به خودباوری و ایمان قوی و انگیزه های عالی و معرفت صحیح از حیات طیبه دارد. چنین انسانی برای خود رسالتی عظیم را قایل است که به رفتارهای او جهت می دهد.
یکى از راه‏های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان‏شناختى آن و تقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجراىاحکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى‏باشد. قرآن کریم مى‏فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقومٍ حتى یغیروا ما بأنفسهم...»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییرنمى‏دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، (رعد، آیه 11).
این عامل درونی اختصاص به جامعه ای خاص یا پیروان دین مخصوصی ندارد اما در هر جامعه ای عوامل تشدید کننده یا کنترل کننده وجود دارد که باید پیشینه تاریخی و وضعیت فرهنگی را بررسی کرد. در خصوص جامعه ایرانی به ریشه های تاریخی آن اشاره می کنیم.
2. ریشه‏هاى تاریخى این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى‏بند و بارى و کشف حجاب بر مى‏گردد، که توانست بخشى از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بى‏حجابى را در خانواده‏ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترش این معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد؛ ولى به دلایل متعددى، رگه‏ها و ریشه‏هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوبارهمجال ظهور و بروز پیدا کرد.
3. کوتاهى و بى‏توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى کشور در تثبیت ارزش‏ها و احکام اسلامى و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابى است.
گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره‏هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه‏هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه‏کارها و برنامه‏هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش‏ها و احکام اسلامى مبذول نگردد.
4. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبیل سیاست‏هاى پولى و ارزى و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش‏هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرک‏گرایى، تجمل پرستى و...گردید.
5. عملکرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه‏هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال‏هاى اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصرى که هیچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهیلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه‏اى که مقام معظم رهبرى هشدارهاى شدید به مسئولین فرهنگى داده، نارضایتى خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفاى وزیر ارشاد گردید.
6. برخى از افراط و تفریطهایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت‏آمیز و فیزیکى و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینى به این حکم الهى گردید.
7. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهى از منکر یا نظارت ملى به صورت فراگیر و گسترده و نظام‏مند از طرف آحاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و... شمرده شده است.
ب) عوامل بیرونى: مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش‏هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته‏ترین وسایل تکنولوژى ـاعم از نرم‏افزارى و سخت‏افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه‏هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش‏ها و مظاهر تمدن غرب.
مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد. اما در مورد راه‏هاى برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش‏بینى مى‏باشد:
1. راهکارهاى فیزیکى و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد.
2. کار بنیادى فرهنگى. مسلما برخورد با این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى، بسیار دشوار و تا حدّى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه‏اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه‏هاى جمعى و مطبوعات و... به زیباترین و بهترین صورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم. عامل مهم دیگرى که مى‏تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه و دانشجویان به انجام فریضه امر به معروف و نهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرع مقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاه‏هاى فرهنگى و مراکز موجود در دانشگاه‏ها نیز بهتر مى‏توانند در حل این معضل اجتماعى اقدام نمایند و ضمن تشویق و ترغیب دانشجویان به انجام شؤونات اسلامى، راه‏کارها و اقدامات بنیادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش‏هاى اسلامى در بین دانشجویان فراهم سازند. به امید روزى که با همکارى مسؤولین و دانشجویان شاهد محیطى سرشار از پاکىو صفا و اهتمام جدى به رعایت ارزش‏هاى اسلامى در دانشگاه‏ها باشیم، ان‏شاءالله.
ناگفته نماند بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی از جمله بدحجابی به بی سامانی اقتصادی نیز گره خورده است، معضل بیکاری، تورم و... مولد بسیاری از مفاسد اجتماعی هستند که ظهور و بروزهای آن در شکل های مختلف صورت می پذیرد. از این رو نظام اسلامی و همه علاقه مندان به این نظام مقدس باید در جهت کارآمدی نظام و حل معضلات اقتصادی و اجتماعی تلاش جدی انجام دهند. فرمایشات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی به شکل قاطع و نیز نهضت خدمت رسانی به مردم و تلاش برای کارآمدی هرچه بیشتر نظام اسلامی ، در این راستا ارزیابی می شود.

براى آگاهى بیشتر ر.ک:
1. نامه ای به خواهرم ، مهدی عدالتیان ، مشهد : موسسه فرهنگی موعود ، 1382 . ( کتاب جذاب ، مختصر و مفید است. )
2.شهید مطهرى، مسأله حجاب ، تهران:صدرا، 1379 .
3. حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى
4. فرامرز رفیع‏پور، توسعه و تضاد
5 . على ذوعلم، انقلاب و ارزشها
6 . علی ، محمدی،حجاب در ادیان الهی ، قم :اشراق ، 1372 .
7 . حسین مهدی زاده،حجاب شناسی چالش ها و کاوشهای جدید، قم :حوزه علمیه مرکز مدیری ، 1381.
8 . حسین مهدی زاده ، «دفاع غیر منطقی از بدحجابی» قسمت اول، نشریه رسالت مورخه 3/4/1383.
9 . تاریخچه حجاب در اسلام ، اسدالله جمشیدى خبرگزاری فارس .
10 . نگاه و پوشش ، سید مجتبی حسینی ، پرسش و پاسخ دانشجویی ، قم : معارف ،1385 .

وظیفه من در مورد افراد بد حجاب چیست؟
مسأله امر به معروف و نهی از منکر, از وظایف مهم دینی هر مسلمان است . البته برخی از مراتب امربه معروف از وظایف نظام اسلامی است و از همین رو رهبر معظم انقلاب مراتب دوم و سوم را که نوعا منجر به برخورد عملی می شود به عهده نیروهای انتظامی و قضایی نهاده اند, لیکن مرتبه اول آن - که جنبه ارشادی و راهنمایی دارد - به دوش همگان است . درعین حال در این رابطه باید چند نکته را درنظر داشت :
1- جوانان عزیز باید به دقت احکام شرعی مربوط به امربه معروف و نهی از منکر, موارد معروف و منکر یا شرایط وجوب مراتب آن و کیفیت اجرای نیکوی آن را دقیقا فراگیرند.
2- آمر به معروف و ناهی از منکر, خود را به زیور اخلاق والتزام عملی بیاراید و حتی الامکان از شیوه های رفتاری آموزنده و خلاق استفاده کند.
3- بهتراست امربه معروف و نهی از منکر, به طور متشکل و گروهی همراه با آموزش های لازم انجام گیرد.
4- عدم تأثیر آنی و فوری , نباید ما را از انجام وظایف خود بازدارد.
5- حتی الامکان باید کوشید تا فرهنگ و پذیرش عمومی نسبت به امر به معروف و نهی از منکر را بالا برد.
انسان ها در برخورد با حق , چند گونه اند:
گونه اول- انسان های حق گرا. چنین افرادی در صورتی که اشتباه خود را دریابند, نه تنها ناراحت نمی شوند, بلکه بسیار خرسند و شادمان می شوند.
گونه دوم- انسان های بی تفاوت در مقابل حقیقت . چنین افرادی از اینکه کسی روی اشتباهاتشان انگشت بگذارد, استقبال نمی کنند.
گونه سوم - انسان های حق ستیز. این گونه افراد مسلما" در برابر حرف حق , واکنش منفی نشان می دهند. البته این گروه اندکند و غالب افراد جزو گروه اول و دوم هستند.
در اینجا یک نکته اساسی وجود دارد و آن نحوه امر به معروف و نهی از منکر است . مسلما" اگر آمر به معروف، با درک درستی از طرف مقابل و ویژگی های روحی , اخلاقی و تربیتی او, شیوه ای کارساز و جذاب در امر به معروف برگزیند, عکس العمل مثبت طرف مقابل , بسیار بالا خواهد بود. در امر و نهی شرایط ویژه ای حاکم است که باید رعایت گردد و چقدر به جا است که در این زمینه به تحریرالوسیله یا ترجمه آن از حضرت امام (ره ) مراجعه فرمایید ولی در عین حال به برخی از شرایط اشاره می کنیم :
1- نسبت به حرمت موضوعی که در نظر دارید یقین داشته باشید.
2- تذکر و یادآوری شما باید به تدریج و با مقدمات باشد.
3- حتی الامکان از صراحت اجتناب نموده و با کنایه واشاره گوشزد کنید.
4- گاهی مطلب را به صورت سؤال درآورده و در لباس شاگردی به تنبه ایشان بپردازید.
5- خودتان در پیرامون موضوع مایه مطالعاتی داشته باشید که به مناسبت بتوانید از بازده شوم آن گناه سخن بگویید.
6- از تندی و خشونت به شدت پرهیز کنید و با حفظ احترام در این رهگذر ملایمت را شعار خود سازید.
7- اگر زمینه ی مساعدی می بینید پیشنهاد کنید موضوع را به صورت سؤال درآورده و در همین نامه ها از فتوای مرجع و عواقب سوء چنین حرامی بپرسید و پاسخ را به ایشان ارائه دهید.
8- اگر اهل مطالعه هستند کتابی مربوط به حرمت آن موضوع و آثار شوم گناه را در دسترس ایشان قرار دهید.
9- مطمئن باشید که یادآوری و تذکر بی تأثیر نخواهد بود. «فذکر فان الذکری تنفع المؤمنین», (ذاریات , آیه 55). ازاین رو تا آنجا که احتمال تأثیر می دهید از وظیفه خود دست نکشید و مأیوس نباشید.
10- و در نهایت اگر به فرض نتیجه نگرفتید, شما وظیفه خویش را به انجام رسانده اید که «و ما علی الرسول الا البلاغ المبین ; پیامبر وظیفه ای جز ابلاغ آشکار ندارد»، (نور, آیه 54).
شرایط شرعی امر به معروف و نهی از منکر به طور خلاصه این است:
الف. کسی که امر یا نهی می کند خودش عالم به معروف و منکر باشد یعنی بداند چیزی که طرف مقابل ترک کرده شرعا واجب است انجام دهد مانند نماز و همین طور چیزی که فرضا انجام می دهد شرعا حرام است مانند قمار.
ب. شخص گناهکار اصرار بر گناه خود داشته باشد یا احتمال بدهد که قصد دارد کار خود را تکرار کند.
ج. احتمال تأثیر بدهد. د. ضرر مهم جانی یا مالی برای امر کننده یا نهی کننده در کار نباشد. مطالعه کنید: حکایت های امر به معروف و نهی از منکر «مؤسسه فرهنگی قدر ولایت».
در مورد مشکل بدحجابى باید گفت که این معضل در ایران ریشه در عوامل متعددی دارد که باید آن عوامل را در جامعه مورد شناسایى قرار داد و با توجه به آنها اقدامات اساسى و حساب شده انجام داد. بر این اساس عوامل بدحجابى در جامعه به دو دسته تقسیم مى‏شود:
الف) عوامل درونى: منظور از عوامل درونى، مجموعه مؤلّفه‏هایى است که به وجود آوردن این پدیده دخالت داشته و ناشى از عملکرد افراد یک جامعه و سیستم سیاسى، اجتماعى و فرهنگى حاکم بر آن است. مهم‏ترین آنها عبارت است از:
1. از نظر انسان‏شناختى و روان‏شناختى انسان موجودى است که داراى قدرت اختیار مى‏باشد، یعنى، هم توانایى انتخاب راه درست و طى کردن مراتب کمال انسانى را دارد و هم توانایى پیروى از امیال و هواهاى نفسانى و طى کردن مدارج انحطاط و سقوط را. قرآن مى‏فرماید:«انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»، (انسان، آیه 3). بر این اساس در جامعه‏اى مانند جامعه اسلامى ما ـ که بسیارى از احکام، ارزش‏ها و معارف اسلامى براى اداره جامعه تبیین شده و جاى هیچگونه عذر و بهانه‏اى نیست ـ بعضى از احکام الهى (مانند حجاب) از سوى برخى افراد نادیده گرفته مى‏شود، به این اصل و عنصر روان‏شناختى باز مى‏گردد.
به عبارت دیگر یکى از مهم‏ترین عوامل بدحجابى در جامعه، پیروى از هواهاى نفسانى است که خود ناشى از ضعف ایمان و تقوا،تزلزل شخصیت است و... مى‏باشد و در مظاهرى از قبیل تجمل‏گرایى، خودنمایى در مقابل بیگانگان و... نمود پیدا مى‏کند. در بسیاری از موارد خودباختگی و تزلزل شخصیت و عدم اعتماد به نفس موجب تقلید و تظاهر به رفتارهای ناصحیح دیگران می گردد. بر اثر خودباختگی ملاک در کرامت و شایستگی اجتماعی را محبوب بودن و مطرح بودن در چشم دیگران می دانند. البته اگر انسان با تقوا و پاکدامن و مقید به رعایت ارزش های الهی باشد هم محبوب خواهد بود و هم در چشم و دل و زبان اولیاء مطرح خواهد بود، لیکن این مسأله نیاز به خودباوری و ایمان قوی و انگیزه های عالی و معرفت صحیح از حیات طیبه دارد. چنین انسانی برای خود رسالتی عظیم را قایل است که به رفتارهای او جهت می دهد. یکى از راه‏های اصلاح جامعه از این معضل، مقابله با عوامل روان‏شناختى آن و تقویت ایمان و تقواى افراد جامعه و تقویت انگیزه، عزم و اراده آنان در اجراىاحکام الهى و موازین و مقررات اسلامى در سطح جامعه مى‏باشد. قرآن کریم مى‏فرماید: «ان الله لا یغیر ما بقومٍ حتى یغیروا ما بأنفسهم...»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییرنمى‏دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند، (رعد، آیه 11).
این عامل درونی اختصاص به جامعه ای خاص یا پیروان دین مخصوصی ندارد اما در هر جامعه ای عوامل تشدید کننده یا کنترل کننده وجود دارد که باید پیشینه تاریخی و وضعیت فرهنگی را بررسی کرد. در خصوص جامعه ایرانی به ریشه های تاریخی آن اشاره می کنیم.
2. ریشه‏هاى تاریخى این مسأله که به اقدامات رژیم پهلوى براى گسترش فرهنگ برهنگى، بى‏بند و بارى و کشف حجاب بر مى‏گردد، که توانست بخشى از جامعه ما را دچار این انحراف کند و بى‏حجابى را در خانواده‏ها به صورت یک هنجار و ارزش درآورد. روند گسترشاین معضل، هر چند با وقوع انقلاب اسلامى و فضاى ناشى از دوران دفاع مقدس، تا حد زیادى کنترل شد؛ ولى به دلایل متعددى، رگه‏ها و ریشه‏هاى خود را همچنان حفظ نمود و بعد از تغییر محیط ارزشى جامعه و فاصله گرفتن از فضاى معنوى حاصل از انقلاب و دفاع مقدس، دوبارهمجال ظهور و بروز پیدا کرد.
3. کوتاهى و بى‏توجهى برخى از مسؤولان فرهنگى کشور در تثبیت ارزش‏ها و احکام اسلامى و تعمیق بخشیدن به آن، از وسایل دیگر گسترش بدحجابى است. گفتنى است که به علت وجود مشکلات ناشى از تثبیت انقلاب اسلامى، جنگ تحمیلى، فشارهاى خارجى محاصره‏هاى گوناگون اقتصادى، سیاسى و... باعث شد که بیشترین وقت و انرژى مسؤولان و دستگاه‏هاى دولتى به این امور صرف شود و توجه چندانى به مسائل فرهنگى جامعه و اجراى راه‏کارها و برنامه‏هایى در جهت تثبیت و تعمیق ارزش‏ها و احکام اسلامى مبذول نگردد.
4. بعضى از اقدامات انجام گرفته بعد از سال 1368 (از قبیل سیاست‏هاى پولى و ارزى و...) که به منظور تسریع در روند توسعه و رشد اقتصادى، صنعت و... انجام گرفت، ناخواسته موجب تغییر ارزش‏هاى جامعه، به سوى هنجارهاى مادى، مدرک‏گرایى، تجمل پرستى و...گردید.
5. عملکرد منفى و نامطلوب برخى از دستگاه‏هاى فرهنگى (از جمله وزارت ارشاد و مطبوعات وابسته در سال‏هاى اخیر) و میدان دادن به افراد و عناصرى که هیچ اعتقادى به نظام اسلامى ندارند و با استفاد از تسهیلات مادى و معنوى وزارت ارشاد و فضاى باز و بدون نظارت جامعه، موجبات نشر و ترویج فرهنگ فاسد منحط دوران پهلوى و ارزشهاى حاکم بر جوامع غرب را فراهم و اوضاع فرهنگى کشور را به شدت مسموم و آلوده نمودند به گونه‏اى که مقام معظم رهبرى هشدارهاى شدید به مسئولین فرهنگى داده، نارضایتى خود را از عملکرد وزارت ارشاد اعلام نمودند که در نهایت منجر به استعفاى وزیر ارشاد گردید.
6. برخى از افراط و تفریطهایى که در سالهاى اولیه انقلاب و بعد از آن در مبارزه با بى حجابى و بد حجابى شد از قبیل استفاده روشهاى خشونت‏آمیز و فیزیکى و... باعث بوجود آمدن تنفر و انزجار و بدبینى به این حکم الهى گردید.
7. اجرا نشدن فریضه مهم امر به معروف و نهى از منکر یا نظارت ملى به صورت فراگیر و گسترده و نظام‏مند از طرف آحاد جامعه، که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه از فساد، نا امنى و... شمرده شده است.
ب) عوامل بیرونى: مهمترین عامل بیرونى تهاجم فرهنگى گسترده و همه جانبه غرب به ارزش‏هاى اسلامى و ملّى ما، براى بى هویت نمودن نسل جوان، تضعیف باورهاى عقیدتى در مردم و در نهایت شکست نظام اسلامى در ایران با استفاده از پیشرفته‏ترین وسایل تکنولوژى ـ اعم از نرم‏افزارى و سخت‏افزارى، عناصر وابسته داخل در عرصه‏هاى فرهنگى و اقتصادى و... در جهت حاکم نمودن فرهنگ و ارزش‏ها و مظاهر تمدن غرب. مجموعه عوامل فوق سبب گردیده که متأسفانه علیرغم گذشت بیش از دو دهه از انقلاب اسلامى، معضل بد حجابى در جامعه اسلامى ما وجود داشته باشد.
اما در مورد راه‏هاى برخورد و مقابله با این پدیده زشت دو راهکار قابل پیش‏بینى مى‏باشد:
1. راهکارهاى فیزیکى و برخورد از موضع قدرت با متخلفین البته این برخورد باید حساب شده و هنجارمند باشد.
2. کار بنیادى فرهنگى. مسلما برخورد با این پدیده به صورت فیزیکى و از طریق دستگاههاى دولتى، بسیار دشوار و تا حدّى ناممکن است. زیرا اگر ما در مسئله لباس و پوشش اسلامى صرفا بخواهیم از طریق زور وارد شویم، استدلال و منطق نداشته باشیم و نتوانیم حقانیت و لزوم پوشش اسلامى، آثار مثبت و فواید و برکات اجراى این فریضه الهى در ابعاد مختلف زندگى شخصى و اجتماعى افراد و فلسفه حجاب و... را با کار فرهنگى مستمر عمیق و ریشه‏اى با استفاده از دستگاههاى فرهنگى و رسانه‏هاى جمعى و مطبوعات و... به زیباترین و بهترین صورت، ارائه دلیل و برهان، ثابت کنیم، متأسفانه باید منتظر رواج و گسترش بدحجابى و رواج ارزشهاى غربى به صورت گسترده در جامعه اسلامیمان باشیم.
عامل مهم دیگرى که مى‏تواند ما را در مقابله با این معضل اجتماعى یارى نماید اهتمام جدى جامعه و دانشجویان به انجام فریضه امر به معروف و نهى از منکر است. بدیهى است اگر جامعه در این زمینه به صورت جدى وارد عمل شود و این فریضه الهى را منطبق با شرایط و مراتبى که در شرع مقدس معین گردیده، عملى سازد دستگاه‏هاى فرهنگى و مراکز موجود در دانشگاه‏ها نیز بهتر مى‏توانند در حل این معضل اجتماعى اقدام نمایند و ضمن تشویق و ترغیب دانشجویان به انجام شؤونات اسلامى، راه‏کارها و اقدامات بنیادى فرهنگى را در جهت گسترش ارزش‏هاى اسلامى در بین دانشجویان فراهم سازند. به امید روزى که با همکارى مسؤولین و دانشجویان شاهد محیطى سرشار از پاکىو صفا و اهتمام جدى به رعایت ارزش‏هاى اسلامى در دانشگاه‏ها باشیم، ان‏شاءالله.
ناگفته نماند بسیاری از ناهنجارهای اجتماعی از جمله بدحجابی به بی سامانی اقتصادی نیز گره خورده است، معضل بیکاری، تورم و... مولد بسیاری از مفاسد اجتماعی هستند که ظهور و بروزهای آن در شکل های مختلف صورت می پذیرد. از این رو نظام اسلامی و همه علاقه مندان به این نظام مقدس باید در جهت کارآمدی نظام و حل معضلات اقتصادی و اجتماعی تلاش جدی انجام دهند. فرمایشات و رهنمودهای مقام معظم رهبری در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی و اجتماعی به شکل قاطع و نیز نهضت خدمت رسانی به مردم، در این راستا ارزیابی می شود. براى آگاهى بیشتر
ر.ک: 1ـ حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى
2. فرامرز رفیع‏پور، توسعه و تضاد
3. على ذوعلم، انقلاب و ارزشها
4. شهید مطهرى، مسأله حجاب
یا در بهشت حجاب و عفاف وجود دارد؟ با توجه به حدیثی از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که فرموده اند در شب معراج زنانی را دیدم که به موها آویخته شده بودند به خاطر بیرون گذاشتن موها و یا حتی از پستانهایشان آویزان بوده اند و آیا غض بصر دیگر آنجا مطرح نیست؟

حجاب در آخرت :
انسان برای آزادی و حرکت در بین دیگر انسانها نیاز به پوشش دارد همانطور که پروردگار می فرماید،انبیاء برای انسان لباس آورده اند و این لباس تقواست که انسانها را از شر گناه آزادی می کند و در قیامت تنها صاحبان تقوا ملبسند و ما بقی از شرم عریانی سر به زیر دارند.
آیا عریان بودن بمعنی دست خالی بودن از اعمال صالح است یا برهنه بودن ظاهری,که هر دوآنهامطرح است.
در روایت آمده که در روز حشر کفار برهنه اند ومومنین بوسیله نوری که اطراف آنها را احاطه نموده است,مستور هستند.وبوسیله این نور جسم آنها دیده نمی شود.
بحارالانوار ج7ص109ح35
ودر مورد دیگری آمده که بوسیله کفن پوشیده هستند وکسی که بدون کفن دفن شده ,خداوند اورا می پوشاند.
همان ,همان ص110ح41
در نقل دیگری آمده که:در قیامت قومی وارد می شود که لباسهائی از نور در بر دارندودر ادامه دارد که اینها شیعیان ما هستندوعلی(علیه السلام)امام آنها است.
بحارالانوار ج7ص180ح19
در نقلهای متعدد دیگری آمده که:شیعیان مستور العوره وارد صحنه قیامت می شوند.
همان ,ص184 ح35و36
ودر حدیث37آمده که لباسهائی سفیدتر از شیر بر تن دارند.ص194ح61
در مجموع باید گفت هر گونه پوششی که لازم است (مادی ,معنوی)برای انسان, می بایست در همین دنیا فراهم شود زیرا از جمع بندی روایت بدست می آید که برهنگی وپوشیدگی قیامت امری همگانی نیست بلکه تابع اعمال انسان است,لذا باید با اعمال صالح ودوری از پرده دری به فکر برهنگی قیامت بود.این بحث دامنه داری است که تلاش شد محورهائی برای پیگیری ارائه گردد.

حجاب در بهشت:
خداوند متعال می فرماید: « خدا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند به بهشت های که در آن نهر جاری است داخل می سازد. در آنجا به ستبندهایی از طلا و مروارید آراسته شوند و لباسشان از حریر است.»
(حج/23)
از این آیه استفاده می شود که اهل بهشت دارای لباس هستند و لباس حجاب است. توجه داشته باشید که حجاب فقط پوشاندن سر در خانمها نیست بلکه لباس مرد نیز حجاب است لذا از این آیه می توان استفاده کرد که در بهشت حجاب هست ولی حد آن از این آیه معلوم نمی شود.
با خداوند متعال می فرماید: « در آنجا(بهشت) زنانی هستند که جز به شوهران خویش ننگرند و پیش از بهشتیان هیچ انسان و جنی به آنها دست نزده است.»
(الرحمن/56) « در آنجا(بهشت) زنانی هستند نیک سیرت و زیباروی .... حورانی مستور در خیمه ها»(الرحمن/71و73)
از این آیات نیز برمی آید که اولا در بهشت مسأله حجاب مطرح است ثانیا استفاده می شود که مردان بهشتی از مستور بودن زنانشان در التذاذند ثانیا حیا و غیرت در بهشت نیز از کمالات است.
اساسا آخرت محل ظهرو باطن دین است. « مالک یوم الدین»، واجب و مستحب و مکروه و حرام و حلال در روز قیامت ظهور می یابد. همان طور که نماز ظهور می کند، ولایت ظاهر می شود سایر عبادات نیز ظاهر می شود از جمله حجاب.
حقیقت حجاب همان حیاء و عفت است یعنی در دار دنیا حیا و عفت چه در زنان و چه در زنان و چه در مردان با حجاب و پوشیدگی نمودار می شود. همان طور که شجاعت و غیرت دینی با جهاد و خضوع در برابر خدا با سجده و جود و کرم با انفاق نمودار می شود. یعنی حجاب عملی است که حکایت از صفتی باطنی دارد و انسان در روز قیامت با همان ملکات و صفات باطنی خویش محشور می شود و این ملکات- چه ملکات خوب و چه ملکات بد- در وجود انسان ظاهر می شود مؤمن از ملکات خویش محفوظ می شود غیر مؤمن از ملکات خویش در عذاب است. حیا و عفت به تبع آن حجاب نیز در بهشت ظهور می یابد و بهشتی از آن در التذاذ است. کما اینکه سایر عبادات نیز در بهشت ظاهر می شوند.
لکن در آخر تکلیف نیست و بهشتی، عبادت پروردگار را با کمال شوق انجام می دهد و از آن لذت می برد و بهترین لذت اهل بهشت ذکر خداست. « إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ یَهْدیهِمْ رَبُّهُمْ بِإیمانِهِمْ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ اْلأَنْهارُ فی جَنّاتِ النَّعیمِ؛ دَعْواهُمْ فیها سُبْحانَکَ أَللّهُمَّ وَ تَحِیَّتُهُمْ فیها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبّ‏ِ الْعالَمینَ»
(یونس/9و10) البته اینها بخشی از اذکار اهل بهشت است نه همه آنها.

چرا در این دنیا به حجاب خیلی اهمیت داده می شود ولی در آخرت همه لختند؟

قرآن کریم در مدح حوریای بهشتی می فرماید: «حور مقصورات فی الخیام؛ بهشت دارای زنان بهشتی (حوری ها) است که در سراپرده های خود مستورند».
(الرحمن، آیه 72)
با توجه به این آیه شریفه می توان گفت: پوشش از امور فطری انسان است و نوعی حجاب در بهشت نیز وجود دارد, البته این آیه در مقام بیان و قار و حیا و عفاف حوریان بهشتی است و دلالتی بر لزوم حجاب در بهشت ندارد، ولی اجمالا نشان می دهد که در آخرت و بهشت هم نوعی پوشش هست و همچنین بیانگر عفیف بودن و نجیب بودن حوریان بهشتی است و اینطور نیست که در آخرت همه لخت باشند.
مطلب دیگر اینکه قیاس دنیا با آخرت درست نیست و باید توجه شود که هر ظرفی و عالمی خصوصیت های خود را دارد. در آخرت هر کسی در جایگاه خود قرار دارد و در صورتی که اهل بهشت باشد، از هر گونه نعمتی که بخواهد بهره مند است و مشکلات و تزاحماتی که در دنیا هست، در آنجا نیست، در دنیا نیاز و محدودیت و تزاحم منافع و تاثیر و تاثر آزاد باعث می شود که دین وارد میدان مدیریت زندگی شود و به نحوی با دستورات و احکام شرعی قوانینی وضع کند که به تعدیل کننده خواست ها و در جهت نظم بخشی به زندگی اجتماعی انسان باشد و نیازها و منافع او را به گونه ای مدیریت نماید که مزاحمت ها به حد اقل برسد و زمینه رشد و تکامل انسان فراهم باشد. اما در آخرت فضای زندگی انسان به گونه ای دیگر است و نیازی به اینگونه مدیریت نیست.
با تشکر از شما دوست عزیز
من همیشه این سوال برام بوده، ممنون میشم در صورت امکان اگر منبعی دارید طبق آن به من پاسخ دهید.


آیا منبعی وجود دارد که در زمان پیامبر اسلام و در زمان استقرار حکومت اسلامی با وجود دین های مختلف و کفار ،احکام و دستورات اسلامی بر همه واجب بوده است یا هر کس آزاد بوده هر گونه می خواهد با دین و عقاید خودش در جامعه ظاهر شود.
آیا در صدر اسلام که یهودیان و مسیحیان و ... به مسلمانان جزیه می دادند در لباس پوشیدن و آرایش و ... (مثل کراوات زدن، حجاب نداشتن زنان، لباس تنگ پوشیدن و ...) در آن زمان کاملا آزاد بودند؟

پاسخ: از تاریخ استفاده می‏شود که اهل کتاب هم حجاب داشتند. منتها حجاب‏ آنان با حجاب‏ مسلمین فرق داشته است. شاید این‏که در روایات اسلامی داریم کنیزها واجب نیست سرشان را بپوشانند، به خاطر این بوده که اینان مسلمان نبودند، تحت حکومت اسلامی آمدند و حجاب را در تمام بدن رعایت می‏کنند، منتها در موهای سر رعایت نمی‏کردند. این در حالی است که ما می‏بینیم بعضی از اهل کتاب هم پوشش سر را رعایت می‏کردند. در مورد حکومت اسلامی که نسبت به این‏ها چگونه رفتار کردند، به یقین حکومت اسلامی، فشار زیادی روی اهل کتاب و اهل ذمه نداشته و شاید در میان آن‏ها زنانی بودند که موهای خود را نمی‏پوشاندند و در اجتماع ظاهر می‏شدند؛ ولی گاهی می‏شود اگر تبعیضی میان زنان مسلمان و غیر مسلمان در یک جامعه واقع شود، به عنوان ثانوی، منشأ مشکلات می‏شود؛ مثل زنان عصر ما، حکومت اسلامی می‏تواند از آن‏ها هم بخواهد برای رعایت احترام جامعه اسلامی و همرنگ شدن با مسلمین و برای این‏که در محیط تبعیضی نباشد، احتراماً ارزش‏های کشوری را که در آن زندگی می‏کنند، رعایت کنند. که یکی از آن ارزش‏ها حجاب است.
(برگرفته از: فرهنگ حجاب؛ بیم‏ها و امیدها، قم: دفتر مطالعات دینی زنان، 138)
آنچه مسلم است چه در عصر نبى اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و چه در عصر حضرت على(علیه السلام)، مسأله امر به معروف ونهى از منکراجرا مى‏گشته و در حد امکان جلوى بى‏حجابى و بدحجابى گرفته مى‏شد. اینکه تا چه حد ممکن بوده، بستگى به میزان قدرت اجرایى آن بزرگواران داشته است. چه بسا امروزه، قدرت اجرائى‏مان بیشتر باشد و ابزار، امکانات،وسایل و نیروى انسانى بیشترى در اختیار داشته باشیم. باید دانست که حجاب زنان در طول تاریخ با توجه به فرهنگ و رسوم قبایل و ملتها به گونه های مختلف رعایت می شده زیرا زنان به عنوان ناموس خانواده همیشه مورد حمایت و حفاظت بوده اند. آنچه اسلام به آن پرداخته حجاب کاملتر و برتر می باشد که برای توضیح بیشتر به نکاتى اشاره مى‏کنیم:
1- حکم حجاب در سال ششم هجرت تشریع گردید. شاهد بر آن، آیات سوره نور است. در همین زمان بود که منافقان و اراذل و اوباش در صدد برآمدند با ایجاد شایعه درباره زنان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و با درست کردن مزاحمت‏ها راهى براى زنان آزاده به بهانه کنیز انگاشتن آنها قلوب پیامبر و مسلمانان را جریحه‏دار بکنند. به دنبال این اوضاع و شرایط بود که خداوند آیات مربوط به پوشش را براى بازگویى به امت نازل فرمود.
2- آیات مربوط به حجاب در دو سوره از قرآن (نور و احزاب) آمده است. سوره نور، آیه 30 و 31 کیفیت پوشش را بیان مى‏کند. ابتدا مى‏فرماید: بگو (اى پیامبر) براى مؤمنین و مؤمنات که نگاه‏هایشان را کوتاه کنند یعنى هنگام نگاه به یکدیگر به صورت خیره به هم نگاه نکنند. از نگاه به گونه وراندازى و استقلالى پرهیز کنند. آنگاه به زنان مومن خطاب کرده و مى‏فرماید: «ولیضربن بخمرهن على جیوبهن»؛ مى‏باید روسرى خود را بر روى سینه و گریبان خویش قرار دهند»، (احزاب، آیه 59). هم به این مطلب اشاره دارد. در این آیه چنین آمده است: اى پیغمبر... به زنان مؤمن بگو که جلباب‏های (روسری) خویش را به خود نزدیک سازند. روشن است که وقتى به زن بگویند روسرى‏ات را به خود نزدیک کن مقصود این است آن را رها نکن، آن را جمع و جور کن و خود را با آن بپوشان. اطلاعات بیشتر درباره کیفیت خاص پوشش را از همان آیه 31 سوره نور که گذشت بهتر مى‏توان استنباط کرد.
3- صاحب کشاف، وضع زنان را در پیش از نزول آیات حجاب چنین شرح مى‏دهد: زنان، گریبان‏هایشان گشاد و باز بود، گردن و سینه و اطراف سینه‏هاشان دیده مى‏شد و داخل روسرى‏ها را معمولاً از پشت سر برمى‏گرداندند و قهراً قسمت‏هاى گردن و بناگوش و سینه دیده مى‏شد،
(کشاف، ج 3، ص 231).
حکم پوشش اسلامی با نزول این آیه از قرآن اعلام گردید: «قل للمؤمنین یغضوا من أبصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون و قل للمؤمنات یغضضن من أبصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن ...»؛ (سوره نور، آیه 31) در این آیه با جمله «و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن» پوشش اسلامی بیان شده است. این جمله می گوید: زنان مؤمن روسری خودشان را طوری بکنند که گریبانشان با این روسری پوشانده شود و در نتیجه گوشها، گوشواره ها، گردن و سینه پوشانده شود.
در شأن نزول این آیه در روایت حضرت امام باقر(علیه السلام) آمده است: یکی از جوانان مدینه با یکی از زنان مدینه روبرو شد. در آن زمان زنان روسری خود را به پشت گردن می انداختند. وقتی که آن زن از کنار این جوان گذشت، به آن زن خیره شد و از پشر سر به او نگاه می کرد. این جوان در پی او راه افتاد و داخل کوچه ای شد و در حال راه رفتن، استخوان یا شیشه به او اصابت کرد و زخمی شد. او پیش خود گفت: باید خدمت پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برسم و داستان را برای او بگویم. آن جوان نزد پیامبر آمد و پیامبر فرمود: چه شده است؟! در این حال جبرئیل نازل شد و این آیه را برای پیامبر آورد،
(وسائل الشیعه7 ج 14، ص 138، باب 104، ح 4، مقدمات نکاح، تفسیر صافی، ج 2، ص 165، چاپ دو مجلدی، تفسیر برهان، ج 3، ص 129، چاپ رحلی، المیزان، ج 15، چاپ بیروت، عربی، طبع دوم، ص 435)
از این آیه و حدیث، وضع پوشش زنان عرب جاهلی به دست می آید. زنان جاهلی، پیراهنی می پوشیدند که سینه اش باز می ماند، روسری آنها تنها سر را می پوشانید و ادامه روسری از پشت گوشها به پشت گردن انداخته می شد و در نتیجه گاهی برخی زینتهای آنها دیده می شد. آیه شریفه نازل شد و دستور داد که روسری خود را طوری بپوشند که گوش، گردن، سینه و زینتهای آنها دیده نشود و مسلمانان پس از نزول آیه، به آن عمل کردند،
(مسأْله حجاب، چاپ 52، 1379، ص 139، تفسیر نمونه، ج 14، ص 440، المیزان، ج 15، ص 116، تفسیر کشاف، ج 3، ص 231)
زنان عرب جاهلی یک روسوری دیگری هم داشتند که بزرگتر از روسری معمولی بود. این روسری از چادر کوچکتر و از روسری معمولی بزرگتر بود. روسری بزرگ مخصوص بیرون بود. استفاده از روسری بزرگ در آن زمان، دو جور بوده است. برخی از آن به عنوان لباس تشریفاتی استفاده می کردند ولی برخی از زنان به عنوان پوشش استفاده می کردند همانطوری که در عصر ما در ایران چادر به دو صورت به کار می رود. برخی آن را به عنوان پوشش کاملتر به کار می برند و برخی فقط به عنوان تشریفات به کار می برند و هیچگونه پوششی به حساب نمی آید. آیه 59 سوره احزاب نازل شد و به زنان مؤمن دستور داد که روسری بزرگ را به عنوان پوشش کاملتر به کار ببرند و مسلمانان از آن زمان به بعد چنین کردند. در آیه 59 سوره احزاب آمده است: «... یدنین علیهن من جلابیبهن ...» جلابیب، جمع جلباب و به معنای لباسی است که از روسری معلمولی بزرگتر و از چادر و عبا کوچکتر است،
(مسأله حجاب، ص 174، چاپ 38 و تفسیر نمونه، ج 17، ص 426 به بعد)
این آیه در صدد بیان حکم دیگری در مورد پوشش نیست بلکه این آیه تأکید است بر عمل کردن به آیه سوره نور که حکم پوشش اسلامی را بیان می کند،
(مسأله حجاب، ص 178، چاپ 38 و تفسیر نمونه، ج 17، ص 426 به بعد)
بنابراین زنان عربی، لباس خاصی داشتند و با نزول حکم اسلامی پوشش، خود را بر اساس پوشش اسلامی پوشاندند و زنان مؤمن این حکم را خوب مراعات می کردند و خود را در برابر مردان نامحرم می پوشاندند.
توجه داشته باشید که هدف اساسی این است که مردان و زنان طوری عمل کنند که فساد آور نباشد و آنانکه به حقیقت، دین اسلام را پذیرفتند، آنگونه عمل می کردند که دین دستور داده بود. اگر زن یا مرد، پوششی به خود بگیرد که زبان حال آن پوشش، دعوت به فساد باشد، این پوشش، اسلامی نیست حتی اگر به صورت ظاهر هم اسلامی باشد همان طوری که اگر کسی نماز بخواند و هدفش ریا باشد، آن نماز نماز نیست گرچه بصورت ظاهر هم نماز باشد. بر این اساس هم مردان و هم زنان باید در پیاده کردن پوشش اسلامی به هدف اساسی دین اسلام توجه کنند. البته به این مطلب توجه بکنیم که شکل لباس، در عصر ها و زمانهای مختلف، متحول می شود ولی آن هدف اساسی همواره ثابت است. اگر لباس، لباسی باشد که دعوت به فساد نکند و آن مواضعی که باید پوشانده شود، پوشانده شود، در این صورت، آن لباس اشکالی نخواهد داشت و چنین نیست که در همه کشورها و همه شهرها لباس همه مردم یکسان باشد. سلیقه ها، عادتها، فرهنگها و شرائط جغرافیائی متفاوت است و به خاطر همین، لباس ها هم متفاوت است. تردیدی نیست که حجاب یکی از ضروریات دین اسلام و بی حجابی جزء منکرات شمرده می شود و آیات و روایات فراوانی که در زمینه فریضه امر به معروف و نهی از منکر آمده، بر این تأکید دارند که باید با تظاهر گناه و فساد با شرائطش مبارزه شود. یکی از آن ها پدیده بی حجابی است. و این دستور به صورت یک قضیه حقیقی و قانون ملی الاهی بیان شده و همگان را در گستره خود قرار می دهد، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیرالمؤمنین(علیه السلام) نیز از این قانون مستثنی نیستند. لذا آن چه مهم است رعایت مراتب امر به معروف و نهی از منکر و چگونگی اجرای آن می باشد که در زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و بعد از آن در میان دین داران معمول بوده است به طوری که مردم به طور زبانی تذکر می دادند و با بیان آیات و روایات هشدار می دادند. و اما مرحله نظارت بر تولید کنندگان لباسها و کنترل واردات و ممنوعیت حضور در برخی مکان ها و دیگر روشهای باز دارنده به عهده نیروهای مجاز می باشد.
توجه داشته باشید که از سوی پیامبر و امامان با بدحجابی برخورد بد نمی شد بلکه آنها را هدایت می کردند.در حدیثی آمده است که نگاه به سر و موهای سر زنان اهل تهامه شبه جزیره و اعراب و اهل عراق و کافران اشکالی ندارد .
(وسائل الشیعه ج 14 ص 149 باب 113 حدیث اول )
البته این نگاه، نگاه شهوی نیست بلکه نگاه معمولی است و گرنه نگاه شهوی درست نیست . اگر زنی دیوانه باشد و موهای سرش بیرون باشد نگاه کردن به موهای سر او اشکالی ندارد .( همان)
اینگونه روایات نشان می دهند که از طرف امامان با بد حجابی برخورد مناسب صورت می گرفته است .
به این نکته هم توجه داشته باشید که در طول تاریخ امامان حاکم نبودند و فقط حضرت علی علیه السلام چند سال حاکم شد و او را هم کشتند و مانع اجرای درست دین خدا شدند .
چطور باید خودم رو متقاعد کنم که با حجاب باشم و به این عقیدم پایبند باشم حتی در شرایطی که مسخره ام کنند؟


در رابطه با سوال شما ، توجه شما را به چند نکته جلب می نمایم :
1. اینکه انسان مورد تمسخر دیگران ، قرار بگیرد ، معیار مناسبی برای ترک یک عمل و یا یک اعتقاد نیست . چراکه در اینصورت ، شخصیت ، فکر ، انگیزه ، رفتار ما و ... فقط به خاطر دیگران می شود و آنگونه می شود که دیگران می خواهند ، پس جایگاه فکر و عقل و اندیشه خودمان در کجاست ؟ در اینصورت به خودمان چقدر بها داده ایم ؟ آیا به دلیل ترس از تمسخر ، از عقاید مان عقب نشینی کنیم ، باعث رضایت و آرامش ما می شود ؟ یقین نمایید ، در صورتیکه ما فقط به این دلیل از عقاید و ارزش هایمان عقب نشینی کنیم ، یا نشان از عقاید ضعیف ما و درک درست نداشتن از ارزشهای اسلامی است و یا اینکه انسانی هستیم وابسته به غیر و بدون اعتماد به نفس ، انسانی که هیچ استقلالی از خود ندارد و جایگاه ارزش در ذهن او ، فقط آن چیزی است که محیط پیرامون او تعیین می نماید ، نه ارزش و باور حقیقی و واقعی .
2. آیا تا بحال ، به این موضوع فکر کرده اید ، چه کسانی حجاب و یا دیگر اعتقادات اسلامی را مسخره می کنند ؟ شما به شیوه تفکر و اندیشه آنها چقدر بها می دهید ؟ تا چه میزانی افکار و اندیشه های آنها را قبول دارید ؟ هر کار و فکری که می کنند ، درست است یا خیر ؟
3. به این موضوع توجه داشته اید که چه کسانی به حجاب اهمیت می دهند و چه کسانی نه ؟ جدای از افرادی که ناآگاه هستند نسبت به این موضوع ، فقط افرادی که سست و کاهل هستند و فقط ارزشهای وجودی را خلاصه در چهره ظاهری و اندام می کنند ، حجاب را مورد تمسخر قرار می دهند . کسانیکه عقلشان بیشتر نشات گرفته از چشمشان است و بس .
4. شاید در مواردی مسخره شدن بوده است ولی تا به حال شده است که قضاوت کنید ، بین افرادی را که بخاطر حجاب به شما احترام می گذارند و افرادی که نمی گذارند ؟ این دو گروه چگونه افرادی هستند ؟ کدام گروه به دنبال ارزش های واقعی هستند و کدام گروه به دنبال ارزش های سطحی ؟ آیا همیشه مورد تمسخر قرار گرفته اید و یا نه ، در مواردی حجاب باعث شده است که بیشتر مورد احترام و تکریم قرار بگیرید ؟
5. هر چند که من اعتقاد ندارم ، که تعداد افرادی که مسخره حجاب و یا دیگر مسائل دینی می کنند ، زیاد هستند ، ولی اگر هم اکثریت جامعه را تشکیل می دادند ، دلیل بر حق بودن آنها نبود و هم چنین به این نکته توجه داشته باشید که انسانهای بزرگ کسانی هستند که همیشه تحت هر شرایطی بر اعتقاد و باور حق خود پابر جا مانده اند و از آن دفاع کرده اند و حتی سعی نموده اند دیگران را نیز به حقیقت و راستی این باور رهنمون سازند ( حتی در زمانی که مورد تمسخر قرار گرفته اند و یا اکثریت افراد با نظر آنان مخالف بوده اند ). قرآن کریم جوّ غالب بدون دلیل و منطق را به شدت سرکوب کرده و تبعیت از رسوم جاهلی را ناشی از جهل می داند، پس اگر فرهنگی منطق داشت قابل پذیرش است و گر نه خیر. زیرا اکثریّت ملاک حقّانیت نیست.
6. بنده نیز تا حدودی با شما موافقم که در مواردی افراد با حجاب مورد تمسخر قرار می گیرند . اما اگر این مسئله را ریشه یابی نماییم ، به چگونگی تبلیغ و فرهنگ سازی اشتباه متولیان امر ، خصوصا صدا و سیما و کسانی که در ساخت فیلم های سینمایی نقش دارند ، بر می گردد . زمانیکه در فیلم ها و تبلیغات ، افراد بی سواد و به لحاظ فرهنگی پایین را با چادر و حجاب نشان می دهند و در مقابل افراد تحصیلکرده و به لحاظ اجتماعی و فرهنگی در سطح بالا را ، بی حجاب نشان می دهند ، به مرور حجاب و چادر ، تداعی کننده بی سوادی و عقب افتادگی و بی فرهنگی می شود و این می شود که عده ای کوته بین و سطحی نگر ، این چنین باور و اعتقاد ارزشمندی را مورد تمسخر قرار می دهند . حال با عقب نشینی کردن و تسلیم این باور غلط شدن ، آیا غیر از کمک به این تفکر آلوده و ضعیف و تضعیف باورهای درست واصیل ، کار دیگری را صورت داده شده است ؟ خواهر گرامی بیایید ، با بالا بردن شخصیت خودتان در همه ابعاد ، علمی ، فرهنگی ، اجتماعی و مهمتر از همه اخلاقی ، نشان دهید که حجاب باعث عقب افتادگی نیست ، حجاب مستحق تمسخر نیست ، بلکه آن چیزی که مستحق تمسخر و از بین رفتن است ، تفکرات سطحی و ظاهری ، عده ای افراد ساده لوح و ضعیف النفس می باشد. یقینا در اینصورت تاثیر گذاری شما بسیار زیاد خواهد بود و حتی افرادی که نسبت به حجاب دید مثبتی ندارند ، متمایل به حجاب می شوند .
7. سوالی دیگری که از شما دارم ، این است که آیا تا به حال به تحقیقات جدیدی که پیرامون مسئله حجاب و پوشش در غرب صورت گرفته و نتایج آنها ، دسترسی داشته اید ؟ در بسیاری از تحقیقات مشخص شده است ، که ریشه بسیاری از گرفتاری های اجتماعی و خانوادگی ناشی از عدم پوشش مناسب زنان و دختران در بیرون از خانه می باشد و مهمتر از آن علت بسیاری از مشکلات زناشویی ناشی از این امر می باشد ، چراکه با عدم پوشش مناسب زنان و دختران در جامعه و به حراج گذاشتن ارزشها و زیبایی های خود ، ارزش آنها نزد مردان کم شده و دیگر آن لذت بخشی و تحریک پذیری ، قبل را ندارند ، لذا ، رفتارهای غیر طبیعی و نابهنجاری های جنسی در بین آنها بسیار رواج یافته است ، که خود سرمنشا بسیاری از بیماری های روانی و مشکلات روحی شده است . ( متاسفانه بسیاری از افراد تحصیلکرده ما ، از این نتایج غفلت دارند و خیلی دیر به آنها می رسند )
8. فهرستی از فواید دنیوی ( آرامش، عدم مزاحمت‌های خیابانی و ...) و اخروی (پاداش الهی که دراز مدت و جاوید است و ...) پوشش کامل را تهیه کنید و هر گاه با مطالعه، مطلب دیگری دانستید به آن اضافه کنید و آن را روزانه و قبل از خواب مرور کنید. توجّه به این مطالب در ضمیر ناخودآگاه شما تبدیل به نظام باور می‌گردد و نظام باورهای شما یاری گر شما خواهند بود.(1)
9. سعی نمایید با افراد و دوستانی ارتباط داشته باشید ، که نسبت به حجاب و مسائل اعتقادی اهمیت می دهند .در این رابطه پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند : « الْمَرْءُ علی دینِ خِلیله، فَلْیَنْظُر أحَدُکُمْ مَنْ یُخالِل » ؛ آدمی بر آیین دوست خود است پس هر یک از شما مواظب باشد با چه کسی دوستی می کند. دوستان انسان در شخصیت و رفتار او نقش تاثیر گذاری دارند ، بنابراین لازم است که انسان از ارتباط و هم نشینی با افراد ناصالح و ناسالم پرهیز نماید و در مقابل با افرادی دوست و هم نشین شود که به او در مسیر کمال ، انگیزه و نیرو بدهد ، نه اینکه با افکار و رفتار ناسالم او را از مسیر درست منحرف نماید.
هم چنین در روایتی نقل شده است که : « وَ قَالَ الحَواریُّونَ لِعیسی (علیه السلام) مَنْ نُجالِسُ؟ فَقَالَ مَنْ یُذَکِّرُکُمُ اللهَ رُؤیَتُهُ وَ یَزیدُ فِی عِلْمِکُمْ مَنْطِقُهُ وَ یَرغَبُکُمْ فِی الاخِرَهِ عَمَلُهُ » ؛ حواریون از حضرت عیسی (علیه السلام) سؤال کردند ، با که معاشرت کنیم؟ آن حضرت فرمود: با کسانی که نگاه کردن به آنها شما را به یاد خدا بیندازد و سخن گفتن آنها دانش شما را بیفزاید و کردار آنها رغبت شما را به آخرت زیادتر کند .
نکته : به این امر توجه داشته باشید که اصل حجاب از ضروریات دین است و هیچ اختلافی در آن نیست . یقینا آن کسی که دستور به حجاب داده ، به همه جوانب انسان آگاهی داشته و در موارد زیادی ما نمی توانیم با عقل محدود خودمان بسیاری از حکمت های امور را بیابیم .
برای آگاهی بیشتر لطفا منابع زیر را مطالعه نمایید :

1. حجاب شناسی، حسین مهدی زاده، مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه.
2. جوان و نیروی چهارم زندگی، دکتر محمّد رضا شرفی، نشر سروش تهران.
3.مسئله حجاب؛ استاد مرتضی مطهری، انتشارات صدرا، قم.
امیدوارم که زندگی پر شور و نشاطی را تجربه نمایید و هر لحظه گامی بلند در جهت رشد و شکوفایی و تقرب الهی بردارید ، انشاالله .
در انتها نوشته خود را مزین به حدیثی نورانی از امام علی (علیه السلام) می نمایم :
امیرمؤمنان(علیه السلام) مى‏فرمایند : «و تعلّموا القرآن فانه ربیع القلوب واستشفوا بنوره فانه شفاء الصدور و احسنوا تلاوته فانه انفع القصص »؛ قرآن را فرا گیرید زیرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرض‏ها و دردهاى خود مرهم بگذارید زیرا آن داروى شفابخش سینه‏هاست و آن را نیکو تلاوت کنید که به یقین سودمندترین قصه‏هاست .
(2)
پی نوشت :
1. جان بزرگی، مسعود، شیوه‌های درمانگری و اضطراب و تنیدگی، نشر سمت، چاپ اول، 1382، ص 229، (اقتباس).
2. وسائل‏الشیعه، ج 4، ص 825
دلایلی برایم بیاورید تا بتوانم کسی را که حجاب را زیاد رعایت نمی کند قانع کنم تا حجاب کند. مهم ترین دفاع او از خود این است که چرا ما دخترها حجاب کنیم خوب شما پسرها نگاه نکنید به ما. خیلی خیلی خوب و منطقی لطفا پاسخ بدهید.

تردیدى نیست که حجاب و پوشش زن یکى از احکام ضرورى اسلام به شمار مى‏رود. قرآن مجید درباره این امر مهم مى‏فرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً»؛
احزاب(33)، آیه 59. «اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‏ها (روسرى‏هاى بلند) خود را بر خویش فرو افکنند. این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است و خداوند همواره غفور و رحیم است».
پوشش سابقه‏اى به اندازه حیات بشریت دارد و غیر از پیروان یکى از مکاتب که بر لزوم برهنه زیستى پاى مى‏فشارد همه جامعه بشریت به نوعى رعایت مى‏کنند.
ر.ک: مصطفوى، انسانیت از دیدگاه اسلامى، ص 129.
درباره اهمیت و فلسفه «حجاب»، اشاره به چند نکته بسیار حائز اهمیت است:
1 ،کاهش خطا و خطر؛ مصونیت زن در برابر طمع ورزى هوس بازان از ثمرات آشکار رعایت حجاب است.
2. حفظ احترام؛ اگر چه رعایت حجاب، از یک سو به مردان کمک مى‏کند که به طور ناخواسته، و خارج از چارچوب‏ها، عواطف و احساسات خود را هزینه نکنند. اما بیش از آن به خانم‏ها کمک مى‏کند که به طور ناخواسته و خارج از چارچوب‏ها، وسیله لذت انگارى قرار نگیرند و شخصیت و احترام آنان خدشه دار نگردد.
3. نشاط و رغبت؛ احکام الهى بیش از آنکه به محدودیت لذت‏ها بیانجامد به ماندگارى لذت‏ها و پایدارى نشاط و خوشى‏ها مى‏انجامد از این رو اگر چه حجاب از یک سو براى خانم‏ها محدودیت است و موجب خستگى و زحمت مى‏باشد اما از سوى دیگر اوج احساسات را سالم نگه مى‏دارد و عاطفه‏ها و محبت‏ها را در کانون گرم خانواده متمرکز مى‏سازد و زن و مرد را از بى تفاوتى نسبت به همدیگر در نظام خانواده نجات مى‏دهد و این بحرانى است که هم اکنون دامنگیر جوامع غربى شده است، به طورى که در هنگامه برپایى کانون خانواده که بر اساس عشق و محبت باید تحکیم شود و مهم‏ترین ابزار آن میل جنسى نسبت به یکدیگر است این میل رو به افول گذاشته و بنیان خانواده‏ها را متزلزل ساخته است، بلکه عشق و عاطفه آن دو، در سال‏هاى قبل از ازدواج و بعد از ازدواج در میان افراد متعدد پخش شده است و تمرکز خود را از دست داده است. از این رو «حجاب و پوشش زن»، داراى مشخصه‏ها و ویژگى‏هایى است که بعضى از آنها اشاره مى‏شود:
یک. حدود و میزان پوشش: هر اندازه بدن زن پوشیده‏تر باشد، نقش نیرومندترى در دورسازى دیدگان نظاره گر ایفا مى‏کند. اگر نگاه‏هاى آلوده را «تیرهاى زهرآلود شیطان» همچنانکه در روایات آمده است‏قال النبى‏صلى الله علیه وآله: النَّظَرُ سَهْمٌ مَسْمُومٌ مِن سِهامِ اِبْلیس فَمَنْ تَرَکَها خوْفاً مِنَ اللَّهِ اَعْطاه اللَّهُ ایماناً یَجِدْ حَلاوَتهُ فى قَلْبِهِ.
بحار، ج 101، ص 38.
بدانیم پوشش زن همانند قوسى است که تیرها را کمانه مى‏کند و از اصابت آنها به هدف باز مى‏دارد. هر اندازه حجاب کمتر رعایت شود، تیرهاى شیطانى بیشتر متوجه او مى‏گردد و از آن آسیب مى‏بیند. با توجه به این امر، چادر حجاب برتر است؛ زیرا با وجود شرایط دیگر، بیشترین پوشش و مطمئن‏ترین مصونیت ر ا به همراه دارد.
دو. کیفیت پوشش: پوشندگى لباس و کیفیت دوخت، بخش مهمى از حجاب را تشکیل مى‏دهد. لباس‏هاى نازک و تنگ و بدن نما، آماج پیکان مسموم شیطان و موجب خیره شدن چشم‏هاى هرزه و آلوده است!! در مقابل لباس‏هاى مناسب و کاملاً پوشیده، مانع این نگاه‏هاى هوس‏آلود است.
سه. رنگ‏ها: برخى از رنگ‏ها دیدگان را خیره مى‏سازد و باعث جلب توجه مى‏شود. و علماى دین هر چند نسبت به اصل رنگ لباس‏ها، تأکید چندانى ندارند؛ ولى بر این مسأله پاى مى‏فشارند که لباس نباید موجب جلب توجه شود و عواقب سوئى داشته باشد. از این رو در طول تاریخ، زنان مسلمان به میل خود، لباس مشکى را براى حجاب برگزیدند و بدین وسیله احساس امنیت و مصونیت بیشترى مى‏کر دند. این سنت حسنه، مورد نظر و پذیرش پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان(علیه السلام) نیز قرار گرفت. گفتنى است که عبا و چادر مشکى جزء لباس‏هاى مکروه به شمار نمى‏رود و از آن مستثنا شده است.
چهار. شیوه گفت‏وگو و حرکت:حفظ وقار و متانت، همان نقشى را دارد که پوشش زن ایفا مى‏کند و عدم رعایت آن، عواقب شومى در پى دارد. قرآن مجید یکى از صفات خوب زنان مؤمن را - که در رفتار دختران شعیب جلوه‏گر است - حیا و وقار مى‏داند.
قصص (28)، آیه 25.
باید دانست که پیدایش فحشا و فرزندان نامشروع، افزایش طلاق و از هم گسیختگى زندگى زناشویى و نا آرامى درونى و هیجان جنسى مستمر برخاسته از برهنگى و عشوه گرى زنان، همه آثار شوم بى‏حجابى و بى‏بندوبارى است و این حجاب است که مى‏تواند به خوبى مصونیت‏بخش باشد. برخى به نادرستى ادّعا مى‏کنند: حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داریم؛ ولى در هیج جاى قرآن از پوشش مو سخن به میان نیامده است!! در پاسخ گفتنى است که زنان حتّى قبل از نزول آیه حجاب موهاى خود را مى‏پوشاندند و مشکل تنها آشکار بودن گردن، گوش، زیر گلو و گردن آنان بود. همان طور که مفسران بزرگ (مانند شیخ طوسى و طبرسى) فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى کوچک که آنها را «خِمار» یا «مقنعه» مى‏نامیدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى‏کردند و روسرى‏هاى بزرگ که مخصوص بیرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با این روسرى بزرگ - که جلباب خوانده مى‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «ردا» کوچک‏تر است و به چادر امروزین شباهت داشت - مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند.درباره جلباب گفته‏اند: آن روسرى خاصى که بانوان هنگامى که براى کارى به خارج از منزل مى‏روند، سر و روى خود را با آن مى‏پوشند؛ «الجلباب خمارالمرأة الذى یغطّى رأسها و وجهها اذا خرجت لحاجة» (التبیان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 361؛ مجمع البیان، ج 8 - 7، ص 578).
نزدیک ساختن جلباب «یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ»؛ کنایه از پوشیدن سر و روى خود با آن است؛مجمع البیان، ص 580؛ المیزان، ج 16، ص 361.
یعنى، چنان نباشد که چادر یا رو پوش‏هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشریفاتى و رسمى داشته باشدو همه پیکرشان را نپوشاند و از مصادیق «کاسیات عاریات»زنانى که ظاهراً پوشیده هستند، ولى در واقع برهنه‏اند، از رسول خداصلى الله علیه وآله روایت شده است: «صنفان من اهل النار لم أرهما قوم معهم سیاط کأذناب البقر یضربون بها الناس و نساء کاسیات عاریات، ممیلات مائلات، رؤسهنّ کأسنمة البُخت المائلة ... .»: میزان الحکمة، ج 2، ص 259. شمرده شوند! قرآن فرمان مى‏دهد: بانوان با مراقبت، جامه را بر خود گیرند و آن را رها نکنند، تا نشان دهند اهل عفاف و وقار به شمار مى‏آیند. از پایان آیه بر مى‏آید که پوشش مطلوب آن است که خود به خود دورباش ایجاد مى‏کند و هوس‏بازان را ناامید مى‏سازد. بنابراین، وظیفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتیجه عدم مشارکت این گروه، در فعالیت‏هاى اجتماعى نیست. این وظیفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان، بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد و مشارکتش در فعالیت‏ها، بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع