۱۸/آذر/۹۰, ۱۰:۳۳
جناب دیدگاه نوین سلام علیکم
بنده هم جزوه کسانی بودم که هنوز باورم نمی شود عاشق هری پاتر شده ام.چون انسانی هستم که با دین و تفکر مذهبی بزرگ شدم این اتفاق یک سوال به شدت بزرگ در وجودم است!!!!!! یادم است از امامزاده ی شهرمان خارج شدم.با اینکه توی حال و هوای زیارت بودم یک کتابفروشی دیدم وآن کتابی که ذهن من را گرفت این بود:هری پاتر و تالار اسرار.از قبل بازی اش را دیده بودم.با خود گفتم بخرم و ببینم چه است.اما و اما تو بگو چه شد؟؟؟ با خواندنش و پیدا کردن فیلم آن یک دل نه و صد دل عاشق شدم.احساس کردم عالم جدیدی است و دنیای روشن بی انتهایی.یادم است کتاب ششم هری پاتر (اگر اشتباه نکنم) آمد به بازار جهانی.آنقدر مشتاق !!!!! و کمی هم زبانم خوب بود که نصفش را انگلیسی خواندم تا ترجمه آمد.
اما به هر حال هری پاتر را باید واردش شد و درکش کرد در غیر اینصورت نمی توان دقیق به دنیای آن پی برد.نکته اینجاست و من مطمئن هستم شما هم با من هم عقیده هستید که کشش و شور این داستان غیر طبیعی است.باید توجه کنیم که این عالم نکاتی دارد که همه را به فکر فرو می برد.این عالم به خواسته های فطری ما پاسخ می دهد.همان ها که نیازشان داریم.اما آیا مسیرش درست است!؟؟!؟! آیا با این درک دقیق نویسنده که خوب نقاط کمبود انسان ها را فهمیده ما سیراب می شویم؟!؟!چند جمله می نویسم جواب دهید که شما هم همین فضا را می فهمید!؟!؟!؟
1-در درون هر انسان حس شناخت اسرار و ناشناخته ها وجود دارد.حس ورود به راز و رمزهای عالم و این با هری پاتر قابل جوشش است.اما و اما هری پاتر نباید این حس ما را که لازمه ی شناخت اسماء و عوامل الهی است به سمتی دیگر ببرد که برده است!!!! نوجوانی که این داستان را بخواند دیگر راز و رمز او در عالم ،، خیال پرسه راهرو های هاگوارتز و کوچه ی دیاگون است و نمی تواند به سمت عالم نوری اهل بیت تمایل یابد.
2-علاقه ی عجیب به جادو و طی کردن مراحل این تفکر در خوانندگان هری پاتر رسوب و ته نشین می شود.دقت کنیم غرب اسلام ندارد که جادو را در آن حرام کند.آن ها درک درستی از حقیقت این کارها ندارند و قدرت دامبلدور و وزارت سحر و جادوگری و مدارس مختلف آن یک جوان را هل می دهد به سمت عشق به جادو و به شما می گویم که این جوانان به طور عجیبی به فکر آموختن جادوگری افتاده اند.قبح آن با زیبایی های هری پاتر بیشتر شکسته شده است و اصلا این را یک وظیفه می دانند که برای رسیدن به خوبی ها باید علوم غریبه دانست و این مخالف تفکر ماست.یک نکته می گویم حتما دقت کرده اید که خدا و دعا و مناجات عناصر گم شده ی رولینگ در داستان هایش هست و من نمی دانم آیا او هم می داند(یواشکی می گویم به نظر خوب می داند!!!) که دعا بزرگترین جادوهای عالم را خنثی می کند و این یعنی نباید چیزی به نام الله وارد قضیه شود.
3-تا به حال فکر کرده اید که جهان بینی نویسنده در هری پاتر چقدر شبیه تفکر عده ای است!!!! یکی از مهمترین عناصر داستان ، مخفی کاری و قوانین وزارت خانه است که مبادا مردم بفهمند جادوگری واقعیت دارد.مکان ها و وسایل مخفی گزاره های اصلی هری پاتر هستند و این همان بحث فراماسونری است.فکر نکنیم قبح انجمن های ایلومیناتی و مخفی در غرب مانند ماست.آنجا با وجود کتاب های دن براون و سجین و غیره هری پاتر یعنی آغازی بر ماجرا.یعنی آماده گی جوان غربی برای ورود به محافل مخفی.این کلمه شما را می ترساند ولی در غرب دارد باز دوباره یک ارزش می شود؛ مخصوصا با این سنخ کتاب ها.اکثر شخصیت های هری پاتر کنجکاوند و اصلا رولینگ می گوید کنکاوی در عالم جادو یعنی عظمت و این همان تاثیر ناخودآگاهی است که خیلی ها را به سمت انجمن های مخفی می کشاند.
4-رشد خیال در هری پاتر بی داد می کند.بدانید و بنده می دانم که غرب در عالم خیال در حال رشد است و خیال عالم جنیان و شیاطین است.آن ها حیطه ی عملکردشان توهم است و اگر عقل بر این عالم گستره یابد که الحمدالله و گرنه همان می شود که اوضاع رسانه ای غرب نمایان کرده است.جن را گفتم ؛بگویم در هری پاتر ترس و ابهام بین انسان و این قبیل موجودات مثل اسب تک شاخ،غول،جن،پری،اژدها و....تقریبا تمام موجودات شگفت انگیز ریخته است.می دانید که رولینگ یک کتاب جدا درباره ی موجودات این سنخی دارد و او در این کتاب سعی دارد اکثر شیاطینی که برای مردم دنیا افسانه شده بود را وارد حیطه ی داستانش کند و این زنگ خطری است برای پذیرش آن ها(این قبیل موجودات اکثرا واقعیت داشته و الان قدرت تجسم مادی ندارد).در بحث این موجودات مهمترین خط قرمز که خدا در قرآن می فرماید بحث پذیرش ماست.اگر آن ها را بپذیریم بر ما نمایان می شوند و این در هری پاتر عشق و کنکاوی شده است.
5-حرف بسیار است اما عوامل بالا کافی است که ما برگردیم به آن جایی که خیلی ها خبر ندارند.زمانی بر بشر بوده است که در جوامع قدیم جادو و موجودات شگرف و خیال زندگی مردم شده بود و این را اگر کنار احادیث ظهور دجال و ...قرار دهید. .. . . .. .فکر نکنید همه مثل ما می دانند که دنیا چه می شود و دجال کیست و .....خیلی ها در غرب آرزویشان شده است که عالم هری پاتر جهانگیر شود و این با حضور عناصر خیر و شر شبیه سازی عینی کرده اند.مخصوصا با این استقبال از فیلم های پاتر.باید مراقب بود !!!! تاکید می کنم عالم انسان غربی با ما فرق می کند.او می تواند با جمع همین عوامل دنیای دجالی را بپذیرد و البته این با حضور فرهنگ اسلامی برای ما سخت است!!!!
قدرت کشش شگرف هری پاتر و سرگذشت مبهم نویسنده و روی آوردن عجیب فرهنگ ماسونی غرب به این داستان ها و .......دلیلی بر هوشیاری بیشتر است.هر چند من هنوز عاشق هری پاترم اما سعی می کنم شور خیالی این داستان را با رنگ و روی تفکر مهدوی جهت دار کنم تا همان که خدا می خواهد شود.الله اعلم.خدایا حقیقت را در ما متجلی کن و نور هدایتت را لبریز بفرما. در پناه حق.
بنده هم جزوه کسانی بودم که هنوز باورم نمی شود عاشق هری پاتر شده ام.چون انسانی هستم که با دین و تفکر مذهبی بزرگ شدم این اتفاق یک سوال به شدت بزرگ در وجودم است!!!!!! یادم است از امامزاده ی شهرمان خارج شدم.با اینکه توی حال و هوای زیارت بودم یک کتابفروشی دیدم وآن کتابی که ذهن من را گرفت این بود:هری پاتر و تالار اسرار.از قبل بازی اش را دیده بودم.با خود گفتم بخرم و ببینم چه است.اما و اما تو بگو چه شد؟؟؟ با خواندنش و پیدا کردن فیلم آن یک دل نه و صد دل عاشق شدم.احساس کردم عالم جدیدی است و دنیای روشن بی انتهایی.یادم است کتاب ششم هری پاتر (اگر اشتباه نکنم) آمد به بازار جهانی.آنقدر مشتاق !!!!! و کمی هم زبانم خوب بود که نصفش را انگلیسی خواندم تا ترجمه آمد.
اما به هر حال هری پاتر را باید واردش شد و درکش کرد در غیر اینصورت نمی توان دقیق به دنیای آن پی برد.نکته اینجاست و من مطمئن هستم شما هم با من هم عقیده هستید که کشش و شور این داستان غیر طبیعی است.باید توجه کنیم که این عالم نکاتی دارد که همه را به فکر فرو می برد.این عالم به خواسته های فطری ما پاسخ می دهد.همان ها که نیازشان داریم.اما آیا مسیرش درست است!؟؟!؟! آیا با این درک دقیق نویسنده که خوب نقاط کمبود انسان ها را فهمیده ما سیراب می شویم؟!؟!چند جمله می نویسم جواب دهید که شما هم همین فضا را می فهمید!؟!؟!؟
1-در درون هر انسان حس شناخت اسرار و ناشناخته ها وجود دارد.حس ورود به راز و رمزهای عالم و این با هری پاتر قابل جوشش است.اما و اما هری پاتر نباید این حس ما را که لازمه ی شناخت اسماء و عوامل الهی است به سمتی دیگر ببرد که برده است!!!! نوجوانی که این داستان را بخواند دیگر راز و رمز او در عالم ،، خیال پرسه راهرو های هاگوارتز و کوچه ی دیاگون است و نمی تواند به سمت عالم نوری اهل بیت تمایل یابد.
2-علاقه ی عجیب به جادو و طی کردن مراحل این تفکر در خوانندگان هری پاتر رسوب و ته نشین می شود.دقت کنیم غرب اسلام ندارد که جادو را در آن حرام کند.آن ها درک درستی از حقیقت این کارها ندارند و قدرت دامبلدور و وزارت سحر و جادوگری و مدارس مختلف آن یک جوان را هل می دهد به سمت عشق به جادو و به شما می گویم که این جوانان به طور عجیبی به فکر آموختن جادوگری افتاده اند.قبح آن با زیبایی های هری پاتر بیشتر شکسته شده است و اصلا این را یک وظیفه می دانند که برای رسیدن به خوبی ها باید علوم غریبه دانست و این مخالف تفکر ماست.یک نکته می گویم حتما دقت کرده اید که خدا و دعا و مناجات عناصر گم شده ی رولینگ در داستان هایش هست و من نمی دانم آیا او هم می داند(یواشکی می گویم به نظر خوب می داند!!!) که دعا بزرگترین جادوهای عالم را خنثی می کند و این یعنی نباید چیزی به نام الله وارد قضیه شود.
3-تا به حال فکر کرده اید که جهان بینی نویسنده در هری پاتر چقدر شبیه تفکر عده ای است!!!! یکی از مهمترین عناصر داستان ، مخفی کاری و قوانین وزارت خانه است که مبادا مردم بفهمند جادوگری واقعیت دارد.مکان ها و وسایل مخفی گزاره های اصلی هری پاتر هستند و این همان بحث فراماسونری است.فکر نکنیم قبح انجمن های ایلومیناتی و مخفی در غرب مانند ماست.آنجا با وجود کتاب های دن براون و سجین و غیره هری پاتر یعنی آغازی بر ماجرا.یعنی آماده گی جوان غربی برای ورود به محافل مخفی.این کلمه شما را می ترساند ولی در غرب دارد باز دوباره یک ارزش می شود؛ مخصوصا با این سنخ کتاب ها.اکثر شخصیت های هری پاتر کنجکاوند و اصلا رولینگ می گوید کنکاوی در عالم جادو یعنی عظمت و این همان تاثیر ناخودآگاهی است که خیلی ها را به سمت انجمن های مخفی می کشاند.
4-رشد خیال در هری پاتر بی داد می کند.بدانید و بنده می دانم که غرب در عالم خیال در حال رشد است و خیال عالم جنیان و شیاطین است.آن ها حیطه ی عملکردشان توهم است و اگر عقل بر این عالم گستره یابد که الحمدالله و گرنه همان می شود که اوضاع رسانه ای غرب نمایان کرده است.جن را گفتم ؛بگویم در هری پاتر ترس و ابهام بین انسان و این قبیل موجودات مثل اسب تک شاخ،غول،جن،پری،اژدها و....تقریبا تمام موجودات شگفت انگیز ریخته است.می دانید که رولینگ یک کتاب جدا درباره ی موجودات این سنخی دارد و او در این کتاب سعی دارد اکثر شیاطینی که برای مردم دنیا افسانه شده بود را وارد حیطه ی داستانش کند و این زنگ خطری است برای پذیرش آن ها(این قبیل موجودات اکثرا واقعیت داشته و الان قدرت تجسم مادی ندارد).در بحث این موجودات مهمترین خط قرمز که خدا در قرآن می فرماید بحث پذیرش ماست.اگر آن ها را بپذیریم بر ما نمایان می شوند و این در هری پاتر عشق و کنکاوی شده است.
5-حرف بسیار است اما عوامل بالا کافی است که ما برگردیم به آن جایی که خیلی ها خبر ندارند.زمانی بر بشر بوده است که در جوامع قدیم جادو و موجودات شگرف و خیال زندگی مردم شده بود و این را اگر کنار احادیث ظهور دجال و ...قرار دهید. .. . . .. .فکر نکنید همه مثل ما می دانند که دنیا چه می شود و دجال کیست و .....خیلی ها در غرب آرزویشان شده است که عالم هری پاتر جهانگیر شود و این با حضور عناصر خیر و شر شبیه سازی عینی کرده اند.مخصوصا با این استقبال از فیلم های پاتر.باید مراقب بود !!!! تاکید می کنم عالم انسان غربی با ما فرق می کند.او می تواند با جمع همین عوامل دنیای دجالی را بپذیرد و البته این با حضور فرهنگ اسلامی برای ما سخت است!!!!
قدرت کشش شگرف هری پاتر و سرگذشت مبهم نویسنده و روی آوردن عجیب فرهنگ ماسونی غرب به این داستان ها و .......دلیلی بر هوشیاری بیشتر است.هر چند من هنوز عاشق هری پاترم اما سعی می کنم شور خیالی این داستان را با رنگ و روی تفکر مهدوی جهت دار کنم تا همان که خدا می خواهد شود.الله اعلم.خدایا حقیقت را در ما متجلی کن و نور هدایتت را لبریز بفرما. در پناه حق.




