تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حمله اعراب به ایران یا حمله اعراب به اسلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۱۶/بهمن/۹۰ ۰:۴۴)شهـاب نوشته است: [ -> ]
(۱۵/بهمن/۹۰ ۱۹:۱۵)revenger نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمان الرحیم
اما ما میخواهیم ببینیم چه کسانی در این جریانهای خونین دست داشتند تا با شخصیت پشت پرده انها اشکار شویم و تفکراتشان را درمورد ولایت حقیقی اسلام یعنی علی(علیه السلام) بدانیم

در راس این گروه خلفا قرار داشتنه اند که برای دانستن شخصیت انها حتما به لینک زیر بروید و مطلب اول را مطالعه نمایید(شرمنده از اونجایی که خودم حوصله خوندن متن زیادی رو ندارم اینقدر خلاصه مینویسم ضمنا حتما حتما حتما خوانده شود)
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-10538.html

(جان من بخونیدش بعد ادامه بدید)


با سلام و احترام
نظرتان درباره ی این آیه چیست ؟
الٓم‌ٓ * غُلِبَتِ الرُّومُ * فِي‌ٓ أَدْنَي‌ الارْضِ وَ هُم‌ مِّن‌ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ* فِي‌ بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الامْرُ مِن‌ قَبْلُ وَ مِن‌ بَعْدُ وَ يَوْمَئذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِاللَهِ يَنصُرُ مَن‌ يَشَآءُ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ * وَعْدَ اللَهِ لَايُخْلِفُ اللَهُ وَعْدَهُ و وَ لَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ * يَعْلَمُونَ ظَـٰهِرًا مِّنَ الْحَيَو'ةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ عَنِ الاخِرَةِ هُمْ غَـٰفِلُونَ .
[1]

«الم‌ . مغلوب‌ شدند روميان‌ ، در نزديكترين‌ زمين‌ آنها ؛ و آنها بعد از مغلوبيّتشان‌ در مدّت‌ كوتاهي‌ كه‌ كمتر از ده‌ سال‌ است‌ غلبه‌ خواهند نمود . در هر حال‌ چه‌ قبل‌ از مغلوبيّت‌ آنها ، و چه‌ پس‌ از مغلوبيّت‌ ، رشتۀ امر و تدبير به‌ دست‌ خداست‌ و بس‌ . و در وقتيكه‌ روميان‌ غلبه‌ كنند ، مؤمنين‌ دلشاد مي‌شوند ، به‌ نصرتي‌ كه‌ خداوند به‌ ايشان‌ داده‌ است‌ . خداوند هر كس‌ را بخواهد ياري‌ مي‌كند. و اوست‌ پروردگار با عزّت‌ و با رحمت‌ . غلبۀ روميان‌ پس‌ از كمتر از ده‌ سال‌ ، وعده‌ايست‌ كه‌ اينك‌ خدا داده‌ است‌. و خداوند خلف‌ وعده‌ نميكند ؛ وليكن‌ اكثريّت‌ از مردم‌ نمي‌دانند . مردم‌ ظاهري‌ را از زندگاني‌ دنيا ميدانند و آنها از آخرت‌ در غفلتند.»

براستی اگر این ادعا که دشمن و رقیب اصلی رومیان ،
ساسانیان آتش پرست بوده اند ،
چرا قرآن و مومنان از شکست ساسانیان چنین دلشاد می شدند ؟!
شاید اگر این یک روایت بود ،
بسیاری در آن تردید می کردند
ولی آیه قرآن جای شک و شبهه ندارد ...

این پیروزی به "ملیت" نیست به "دین بر حق" است ....
[/font]
[font=Arial] یکبار "روم مسیحی" یکبار" عرب مسلمان" یکبار "ایرانی شیعه"

برادر عزیز اقا شهاب گرامی مثل اینکه شما مقاله حقیر رو خوب مطالعه نکردید

ایا من حرفی از ساسانی ها و زرتشتی ها و... زدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


تمام حرف من این بود که نفوذ کرده ها در دین اسلام وقتی فهمیدند اینده به دست ایرانیان رقم خواهد خورد تمام تلاششان را کردند تا ایرانی را از اسلام بیزار کنند

متن من اصلا در مورد گذشته ایران نبود بلکه درمورد اینده ایران بود
حقیر پس از بارها بحث طولانی با اساتید تاریخ به این نتیجه رسیدیم که دین زرتشت هرچند دینی الهی بود ولی با تحریف موبدان فرصت طلب در عصر ساسانی فاصله چندانی با شرک نداشت که برای اثباتش هم سند دارم پس بنده را به حمایت از شاهان ظالم ساسانی متهم نکنید لطفا

______________________________________________________________

ضمنا همین جا از تمامی دوستان تقاضا دارم از روی اسم مقاله قضاوت نکنند و پس از مطالعه کامل اون کامنت بگذارند تا از این قبیل سو تفاهم ها پیش نیاد

باتشکر
(۱۶/بهمن/۹۰ ۰:۵۹)revenger نوشته است: [ -> ]چون ایات روایات وقتگیر بود حقیر تمامی انها را از کتاب "عصر ظهور" اقای علی کورانی کپی کردم پس لطفا تهمت نزنید برادر عزیز چون من هیچ چیزی به احادیث اضافه نکردم و همانطور که در اغاز احادیث ذکر شد تمام اسامی مجاز است از مردم ایران زمین.
لفظ پارس هم همان فارس هست که اعراب "پ" نداشتند و به جایش از "ف" استفاده کردند که اگر شما استفاده از واژه پارس را مورد دار میدانید پس 100% باید فارس را هم مورد دار بدانید که نعوذ بالله توهینی است به پیامبر اکرم که در حدیث مشهوری فرمودند: "
لو کان العلم فی الثریا لناله قومٌ من الفرس
"

یعنی : اگر علم در ثریا باشد مردانی از سرزمین فارس(پارس) به ان دست خواهند یافت

انتقاد وارد است.حرف شما منطقی است.البته این حدیث مورد بحث درباره ی قم است .


البته سخن جناب شهاب بسیار به جا است.در احادیث اغلب مردانی از شرق،خراسان،ایرانیان،گنج های طالقان و حتی سرزمین سلمان و غیره داریم که اگر با معدود حدیثی که فارس در آن آمده جمع کنیم منظور مردم منطقه ای است که ایران نامیده می شود و سخن پیامبر و ائمه(علیه السلام) در تجلیل از این مردمان است.


حتی همین حدیث که در آن فارس به کار رفته با لفظ ایران نیز ئد کتب حدیث دیده می شود: پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): اگر دانش در ثریّا باشد، بی گمان مردانى از ایران به آن دست یابند. (کنز العمّال، ح 34131)


به هر حال عظمت ایرانی و نقش مهمی که ما در آخرالزمان داریم و الان قابل مشاهده است.

(۱۶/بهمن/۹۰ ۱:۴۱)حسن.س. نوشته است: [ -> ]انتقاد وارد است.حرف شما منطقی است.البته این حدیث مورد بحث درباره ی قم است .

خلاصه شرمنده به خاطر کمبود وقت عربی احادیث رو بررسی نکردم
ضمنا قم مجاز از ایرانWink هرچند در معنا باید قم نوشته بشه ولی در مفهوم ایرانه
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱:۰۹)revenger نوشته است: [ -> ]تمام حرف من این بود که نفوذ کرده ها در دین اسلام وقتی فهمیدند اینده به دست ایرانیان رقم خواهد خورد تمام تلاششان را کردند تا ایرانی را از اسلام بیزار کنند متن من اصلا در مورد گذشته ایران نبود بلکه درمورد اینده ایران بود
حقیر پس از بارها بحث طولانی با اساتید تاریخ به این نتیجه رسیدیم که دین زرتشت هرچند دینی الهی بود ولی با تحریف موبدان فرصت طلب در عصر ساسانی فاصله چندانی با شرک نداشت که برای اثباتش هم سند دارم پس بنده را به حمایت از شاهان ظالم ساسانی متهم نکنید لطفا
ضمنا همین جا از تمامی دوستان تقاضا دارم از روی اسم مقاله قضاوت نکنند و پس از مطالعه کامل اون کامنت بگذارند تا از این قبیل سو تفاهم ها پیش نیاد
باتشکر

دوست عزیز ،
در نوشته های شما اشتباهات فراوان وجود دارد ،

1- اینکه "اعراب" جمع "عرب" نیست و در قرآن یازده بار
نام "اعراب" آمده که به منظور بادیه نشینان است نه
"عرب" ها و به ایران "عرب" ها حمله کردند نه بادیه نشینانی
که بدوی بوده و خوی خشک و متعصب داشته اند ...
اغلب افرادی که در این زمینه تحقیق می کنند از این موضوع
مهم غافلند یا قصد فریب دارند ، و اگر دانش آنرا دارند، باید به
صداقتشان در گفتار شک کرد ...

2- روایت "اگر ايمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى يابند"
را می توان از چند منظر بررسی کرد :
الف)اینکه این روایت با آنچه بین مردم رایج شده و روی اسکناس 5هزار تومانی
آمده است ، متفاوت است ...

ب) اینکه پیامبر چرا برخلاف قرآن و رویه همیشگی اش ، مردم یک قوم را ستوده است
آنهم نه در یک بازه خاص ، بلکه زمانی تعیین نکرده ، یعنی مردم "فارس" کلا برای یافتن
ایمان به کهکشانها می روند و آنرا می یابند!!!
به نظرم باید در اصالت این روایت شک کرد و آنرا از آثار "شعوبیه" دانست ...

ج) اینکه "فارس" یا "فرس" نام یکی از استانهای ایران آنزمان و امروز است
و به منظور "کل ایران" نیست :
  • آدام متز در کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم ،می گوید :
    در شرق اسلام دو شهر بنام یهودیه وجود داشت یکی نزدیک اصفهان و دیگری در شرق مرو و باز مقدسی گوید : در خوزستان یهودی و مجوسی بیش از مسیحی است (414)و در فارس مجوسی بیش از یهودی است اما مسیحی خیلی کم است (439)
بنابراین "فارس" مملو از مجوسی و یهودی بود ،
و شعوبیه هم در همین علفزار رشد و نمو کرده ...
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۱:۱۹)شهـاب نوشته است: [ -> ]
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱:۰۹)revenger نوشته است: [ -> ]تمام حرف من این بود که نفوذ کرده ها در دین اسلام وقتی فهمیدند اینده به دست ایرانیان رقم خواهد خورد تمام تلاششان را کردند تا ایرانی را از اسلام بیزار کنند متن من اصلا در مورد گذشته ایران نبود بلکه درمورد اینده ایران بود
حقیر پس از بارها بحث طولانی با اساتید تاریخ به این نتیجه رسیدیم که دین زرتشت هرچند دینی الهی بود ولی با تحریف موبدان فرصت طلب در عصر ساسانی فاصله چندانی با شرک نداشت که برای اثباتش هم سند دارم پس بنده را به حمایت از شاهان ظالم ساسانی متهم نکنید لطفا
ضمنا همین جا از تمامی دوستان تقاضا دارم از روی اسم مقاله قضاوت نکنند و پس از مطالعه کامل اون کامنت بگذارند تا از این قبیل سو تفاهم ها پیش نیاد
باتشکر

دوست عزیز ،
در نوشته های شما اشتباهات فراوان وجود دارد ،

1- اینکه "اعراب" جمع "عرب" نیست و در قرآن یازده بار
نام "اعراب" آمده که به منظور بادیه نشینان است نه
"عرب" ها و به ایران "عرب" ها حمله کردند نه بادیه نشینانی
که بدوی بوده و خوی خشک و متعصب داشته اند ...
اغلب افرادی که در این زمینه تحقیق می کنند از این موضوع
مهم غافلند یا قصد فریب دارند ، و اگر دانش آنرا دارند، باید به
صداقتشان در گفتار شک کرد ...

2- روایت "اگر ايمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى يابند"
را می توان از چند منظر بررسی کرد :
الف)اینکه این روایت با آنچه بین مردم رایج شده و روی اسکناس 5هزار تومانی
آمده است ، متفاوت است ...

ب) اینکه پیامبر چرا برخلاف قرآن و رویه همیشگی اش ، مردم یک قوم را ستوده است
آنهم نه در یک بازه خاص ، بلکه زمانی تعیین نکرده ، یعنی مردم "فارس" کلا برای یافتن
ایمان به کهکشانها می روند و آنرا می یابند!!!
به نظرم باید در اصالت این روایت شک کرد و آنرا از آثار "شعوبیه" دانست ...

ج) اینکه "فارس" یا "فرس" نام یکی از استانهای ایران آنزمان و امروز است
و به منظور "کل ایران" نیست :
  • آدام متز در کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم ،می گوید :
    در شرق اسلام دو شهر بنام یهودیه وجود داشت یکی نزدیک اصفهان و دیگری در شرق مرو و باز مقدسی گوید : در خوزستان یهودی و مجوسی بیش از مسیحی است (414)و در فارس مجوسی بیش از یهودی است اما مسیحی خیلی کم است (439)
بنابراین "فارس" مملو از مجوسی و یهودی بود ،
و شعوبیه هم در همین علفزار رشد و نمو کرده ...


اولا پاسختان ربطی به حرفهای من نداشت چون شما مرا به حمایت از شاهان ظالم ساسانی محکوم نمودید و من نوشتم اصلا سخن از گذشته نبود بلکه از اینده بود
لذا لطفا با این ایرادهای جزئی ان هم درمورد یک حدیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که از مسئولین جمهوری اسلامی گرفته تا وهابی ها ان را قبول دارند بحث و اذهان دوستان را منحرف نکنید چون اصلا دوست ندارم مسائل گذشته تکرار شود
درمورد اعراب و عرب ها هم بی خبر بود پس همه دوستان عذر حقیر را پذیرا باشند
فارس هم 100% یکی از شهرهای ان روز بوده ولی در روایات مجاز است از کل ایران که اگر درست مطالعه میکردید در ابتدا روایات درباره اش توضیح داده بودم.


درپایان باز تقاضا دارم درمورد کلیت موضوع بحث کنید که ایا میتواند درست باشد یا نه و از جزئیات بپرهیزید
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۳۰)revenger نوشته است: [ -> ]
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۱:۱۹)شهـاب نوشته است: [ -> ]دوست عزیز ،
در نوشته های شما اشتباهات فراوان وجود دارد ،

1- اینکه "اعراب" جمع "عرب" نیست و در قرآن یازده بار
نام "اعراب" آمده که به منظور بادیه نشینان است نه
"عرب" ها و به ایران "عرب" ها حمله کردند نه بادیه نشینانی
که بدوی بوده و خوی خشک و متعصب داشته اند ...
اغلب افرادی که در این زمینه تحقیق می کنند از این موضوع
مهم غافلند یا قصد فریب دارند ، و اگر دانش آنرا دارند، باید به
صداقتشان در گفتار شک کرد ...

2- روایت "اگر ايمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى يابند"
را می توان از چند منظر بررسی کرد :
الف)اینکه این روایت با آنچه بین مردم رایج شده و روی اسکناس 5هزار تومانی
آمده است ، متفاوت است ...

ب) اینکه پیامبر چرا برخلاف قرآن و رویه همیشگی اش ، مردم یک قوم را ستوده است
آنهم نه در یک بازه خاص ، بلکه زمانی تعیین نکرده ، یعنی مردم "فارس" کلا برای یافتن
ایمان به کهکشانها می روند و آنرا می یابند!!!
به نظرم باید در اصالت این روایت شک کرد و آنرا از آثار "شعوبیه" دانست ...

ج) اینکه "فارس" یا "فرس" نام یکی از استانهای ایران آنزمان و امروز است
و به منظور "کل ایران" نیست :
  • آدام متز در کتاب تمدن اسلامی در قرن چهارم ،می گوید :
    در شرق اسلام دو شهر بنام یهودیه وجود داشت یکی نزدیک اصفهان و دیگری در شرق مرو و باز مقدسی گوید : در خوزستان یهودی و مجوسی بیش از مسیحی است (414)و در فارس مجوسی بیش از یهودی است اما مسیحی خیلی کم است (439)
بنابراین "فارس" مملو از مجوسی و یهودی بود ،
و شعوبیه هم در همین علفزار رشد و نمو کرده ...

اولا پاسختان ربطی به حرفهای من نداشت چون شما مرا به حمایت از شاهان ظالم ساسانی محکوم نمودید و من نوشتم اصلا سخن از گذشته نبود بلکه از اینده بود
لذا لطفا با این ایرادهای جزئی ان هم درمورد یک حدیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که از مسئولین جمهوری اسلامی گرفته تا وهابی ها ان را قبول دارند بحث و اذهان دوستان را منحرف نکنید چون اصلا دوست ندارم مسائل گذشته تکرار شود
درمورد اعراب و عرب ها هم بی خبر بود پس همه دوستان عذر حقیر را پذیرا باشند
فارس هم 100% یکی از شهرهای ان روز بوده ولی در روایات مجاز است از کل ایران که اگر درست مطالعه میکردید در ابتدا روایات درباره اش توضیح داده بودم.

درپایان باز تقاضا دارم درمورد کلیت موضوع بحث کنید که ایا میتواند درست باشد یا نه و از جزئیات بپرهیزید

دوست عزیز
سخنم دقیقا مرتبط با موضوع آغاز شده شما بود ...

1- بیزاری ایرانیان و عامل اصلی :
افرادی که ایرانیان را از اسلام بیزار می کردند در طول
تاریخ اسلام و حتی قرن معاصر ، عمده آلترناتیوشان
ملیت و ناسیونالیسم بوده و هم اکنون نیز اسلامستیزان
چنین شیوه ای را برای مبارزه با اسلام در پیش گرفته اند ...

2- سند : سند ما برخلاف شما مسئولان دولت(مشائی و بقایی) و
وهابیون( خاندان آل یهود و...) نیستند ، شما هم نیستید ...
پس مناسب تر آنست که "علمی" سخن بگویید ...


3- ایرانیان اهل تسنن :مردم ایران اگر از خلفا نفرت داشتند ،
چرا تا قرن ها و پیش از صفویه ، مذهب اکثریتشان مذهب اهل سنت بود
و شیعه در اقلیت قرار گرفته بود ؟!
دلیلش حضور بسیار زیاد یهودیان و شعوبیه و ملی گرایان بود ...

4- شیعه : اپوزیسیونی برای اسلام عرب :
برخلاف ادعای بسیاری ، شیعه یک اپوزیسیون ایرانی برای اسلام
عربی و اسلام خلفا نبود ، چون شیعه ابتدا در مصر و عراق رشد و
نمو کرد و فاطمیون مصر و حضور پرشمار شیعیان در این مناطق
و حضور یهودیان و اهل سنت در ایران این موضوع را اثبات می کند ...

5- قم و فارس مجاز از ایرانست !!!!
پست قبل فرمودید "قم" مجاز از ایران است ، اکنون می گویید
"فارس" مجاز از ایران است ،
فردا می گویید "دارغوزآبادسفلی" مجاز از ایران است !!!
یحتمل اینرا هم مسئولان دولت و وهابیون تایید کرده اند!!
فارس و فرس در نوشته مورخین و راویان ، به یکی از استانهای
ایران گفته می شده ، نه کل ایران ...
قم هم همینطور ...
مثل این روایت :
ابوهریره از پیامبر اسلام نقل کرده اند که :
"از اهل مکه هر کس هفت روز متوالی به wc نرود مستقیم به بهشت خواهد رفت " طبری - جلد 3- صفحه ی 235
خوب اینجا هم مکه مجاز از جزیره العرب است ؟!
یا اگر مسئولین محترم وهابی پذیرفتند ،
این روایت علمی است ؟!
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: [ -> ]دوست عزیز
سخنم دقیقا مرتبط با موضوع آغاز شده شما بود ...

1- بیزاری ایرانیان و عامل اصلی :
افرادی که ایرانیان را از اسلام بیزار می کردند در طول
تاریخ اسلام و حتی قرن معاصر ، عمده آلترناتیوشان
ملیت و ناسیونالیسم بوده و هم اکنون نیز اسلامستیزان
چنین شیوه ای را برای مبارزه با اسلام در پیش گرفته اند ...

میگم مطلبو نخوندی همینه ها
حمایتتان از اسکندر رسید به امثال عمر و عثمان و اشعث ابن قیس هاBig GrinBig Grin
استغفر الله
لابد ملی گرایان بودند علی(علیه السلام) را خانه نشین کردند و فرزندانشان را قتل عامHuhHuhHuh

و مرا به اسلام ستیزی متهم میکنید که اتهامی بزرگ است پس شما را به کسی واگذار میکنم که تهمت زنندگان را رسوای دنیا و اخرت میکند Sad

(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: [ -> ]2- سند : سند ما برخلاف شما مسئولان دولت(مشائی و بقایی) و
وهابیون( خاندان آل یهود و...) نیستند ، شما هم نیستید ...
پس مناسب تر آنست که "علمی" سخن بگویید ...

منظورم را متوجه نشدید من گفتم وهابی ها دشمنان خونین این ملت درمقابل اسناد محکم این حدیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سکوت کردند ولی شما....HuhHuhHuh

(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: [ -> ]3- ایرانیان اهل تسنن :مردم ایران اگر از خلفا نفرت داشتند ،
چرا تا قرن ها و پیش از صفویه ، مذهب اکثریتشان مذهب اهل سنت بود
و شیعه در اقلیت قرار گرفته بود ؟!
دلیلش حضور بسیار زیاد یهودیان و شعوبیه و ملی گرایان بود ...

نقد خوبیست ولی جای بررسی دارد و همانطور که گفتیم ما از نقدهای خوب استقبال میکنیم پس مدتی فرصت دهید تا بررسی کنم چون یکی از اولین حکومتهای ال بویه تماما شیعه بوده همچنین در طاهریان نیز گرایشاتی به تشیع دیده میشدWink

(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: [ -> ]4- شیعه : اپوزیسیونی برای اسلام عرب :
برخلاف ادعای بسیاری ، شیعه یک اپوزیسیون ایرانی برای اسلام
عربی و اسلام خلفا نبود ، چون شیعه ابتدا در مصر و عراق رشد و
نمو کرد و فاطمیون مصر و حضور پرشمار شیعیان در این مناطق
و حضور یهودیان و اهل سنت در ایران این موضوع را اثبات می کند ...

بحث ما فقط درمورد تشیع نبود بلکه درمورد شیعه برگزیده بود وگرنه به قول خودتان عراق و مصر هم شیعه بودند
یعنی ایرانیان شیعه قومی بودند که در ایات قران به ان اشاره شده

(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: [ -> ]5- قم و فارس مجاز از ایرانست !!!!

عزیزم این سخن من نیست بلکه افرادی که در این زمینه تخصص دارند به این نتیجه رسیده اند
___________________________________________________________________________________

ضمنا مثل اینکه شما این بحث را با مباحث ایران باستان اشتباه گرفته اید البته تقصیری هم ندارید چون دوستانتان به تاریخ منتقلش کردند درحالی که در دشمن شناسی بود
این بحث درباره پیش گویی های قران و پیامبر و امامان درباره ایران شیعه در اینده بود که امروزه در قرن 14 هجری شمسی بر ما اشکار شده و در مورد اسلام هراسی منافقین و تلاش انان برای مسلمان نشدن ایرانیان و جلوگیری از تحقق پیش گویی ها.
یک مطلب رو اینجا بنده بگم،آقای شهاب کلن با هرچیزی که حرف از تاریخ ایران و افتخارات ایران بزنه مشکل داره!
از طرفداری کردن از اسکندر در مقابل کوروش گرفته تا...
و دوست و همفکرش حسن.س هم که دیگه خیلی بدتر از اون(ولی به نظر کم سن تر میان)به اندازه ای از تاریخ و تمدن ایران نفرت داره که کوروش و قوم آریایی و هخامنشیان رو وحشی و خون ریز خطاب میکنه!
این بحث اصلن در مورد ایران ساسانی و هخامنشی نبود که شما به این جور مسائل ربطش دادید
یکم واقع بین باشید بدون تعصب به مسائل نگاه کنید!
آقای شهاب:در بیشتر احادیث مستقیم گفته نشده ایران و...در بیشتر جاها گفته شده قوم سلمان فارسی(ایران) اهل قوم اهل ری و مردان فارس و...اینها منظور ایران بوده
نقش علی(علیه السلام) در شیعه شدن ایرانیان



مکتب شیعه برخلاف مذهب اهل سنت، با شمشیر و زور وارد ایران نشد. و برعکس، این ایرانیان بوده اند که برای حفظ فرهنگ تشیع خویش همیشه مبارزه نموده و خون داده اند. قیام های شیعیان در طبرستان و خراسان و ری در قرون دوم و سوم هجری همه گواه بر این مدعاست. لذا بسیاری از محققان تاریخی، عامل فرهنگی و تبلیغی را به عنوان مهم ترین عامل اشاعه فرهنگ تشیع در نقاط مختلف ایران دانسته اند.

از مهم ترین رویدادهای فرهنگی که زمینه گرایش به مذهب شیعه در ایرانیان را پدید آورد، ارتباطی بود که آنان در خلال حرکت های تبلیغی فرهنگی اسلام در «یمن» (سال۱۰هجری)، با علی ابن ابیطالب(علیه السلام) داشته اند.
اساساً پیشینه آشنایی مردم ایران با دیدگاه اسلامی علی ابن ابی طالب(علیه السلام)، به قدمت آشنایی آنان با اسلام بوده است. یعنی ابتدایی ترین و قابل پذیرش ترین شکل اسلامی که آنان اولین بار با آن آشنا شدند، اسلامی بود که از زبان علی(علیه السلام) شنیده و پذیرفته بودند.

علی(علیه السلام) همراه۳۰۰ نفر از مسلمانان به سوی یمن حرکت کرد. پس از طی مسیری طولانی سپاه تبلیغی اسلام به محل سکونت قبیله بزرگ «همدان» (به سکون میم) رسید و در دامان گرم و پرمهر آن قبیله اتراق نمود. سحرگاهان روز بعد، علی(علیه السلام) با همراهانش نماز صبح را به جماعت و در اوج شکوه و عظمت به پا داشت. همدانیان مات و مبهوت به نیایش سحرخیزان مسلمانان می نگریستند. خورشید آرام از پشت کوه ها بالا آمد. علی(علیه السلام) قبیله همدان را فراخواند. همدانیان گردآمدند. علی(علیه السلام) به حمد و ثنای الهی پرداخت، سپس نامه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را قرائت کرد. سخنان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر قلب های قبیله همدان نشست و همدانیان اکثراً اسلام آوردند.
سپاه تبلیغی اسلام به سوی مناطق دیگر یمن رفت. اسلام به سرعت در یمن گسترش یافت. علی(علیه السلام) در مدت کوتاهی (کمتر از یک ماه) توانست به نشر اسلام در یمن بپردازد. قضاوت های علی(علیه السلام) در یمن که بعداً مورد تأیید پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار گرفت، جزو کارنامه درخشان فضائل وی است. سپاه اسلام وارد سرزمین نجران شد. برخورد بسیار مهربانانه علی(علیه السلام) با مسیحیان نجران با آغوش باز آنها همراه شد. مسیحیان به تمام تعهدات (مالی) خود که در جریان «مباهله» متعهد شده بودند وفا کردند و بدین گونه پیوند خود را با مسلمانان مستحکم و همیشگی نمودند؛ پیوندی که برای اولین بار بین مسلمانان و اهل کتاب به صورتی مسالمت آمیز برقرار شده بود. در این زمان نامه ای از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید. در آن نوشته شده بود: «پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عازم حج است.» پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از علی(علیه السلام) خواسته بود که برگردد تا در این حج او را همراهی کند.
بر اساس مستندات تاریخی حکومت یمن در آن روزگار در دست ایرانیان قرار داشت و چون راه ابریشم دریایی از یمن عبور می کرد، ایرانیان بسیاری در آن سرزمین ساکن بودند و به تجارت و کار مشغول بودند. حتی علاوه بر زبان عربی، زبان پارسی در آنجا رواج داشت. بدین سان اولین تماس ایرانیان با اسلام، در یمن و بحرین بود که با شیوه تبلیغی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و در زمان حیات ایشان و از زبان و بیان علی ابن ابیطالب(علیه السلام) که به عنوان نماینده تبلیغی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به آنجا رفته بود، صورت گرفت. بدین خاطر در قرون اولیه اسلام در ایران، نگرش مثبتی از اسلام و شخصیت علی(علیه السلام) در نزد ایرانیان وجود داشت. این امر یکی از عواملی بود که زمینه ساز پدید آمدن گرایش های شیعی در سرزمین ایران گردید.
یکی دیگر از عوامل تمایل ایرانیان به جامعه شیعی، مراوده نزدیک آنان با برخی از یاران و پیروان علی(علیه السلام) بوده است. این امر هم در دوران درگیری های سپاهیان اسلام با حکومت ساسانی و در دوران خلفای قبل از علی(علیه السلام) و هم در زمان زمامداری وی صورت گرفت و از آنجایی که عده ی کثیری از ایرانیان در کوفه و شهرهای اطراف از جمله مدائن و انبار ساکن بودند حکومت عادلانه علی(علیه السلام) را از نزدیک مشاهده کردند و از آنجایی که ایرانیان طی سالها از حکومت شاهان ساسانی تا خلفا از عدل بی نصیب بوده و پیوسته مورد ظلم و ستم قرار گرفته و تبعیض طبقاتی در زمان ساسانی و تبعیض نژادی را در زمان خلفا را تجربه کرده بودند با دیدن حکومت عدل الهی علی(علیه السلام) عاشق و شیفته ی حضرت شدند و مذهب شیعه را برگزیدند
در قرن دوم هجری شمسی ایرانیان شیعه ساکن عراق برای تبلیغ تشیع به ایران بازگشتند و تاثیر به سزایی در توسعه تشیع در ایران داشتند که از مهم ترین آنها میتوان به فعالیت های شیعیان کیسانی در خراسان اشاره نمود
واما به بررسی چند روایت میپردازیم درمورد رفتار علی(علیه السلام) با ایرانیان:

_در عصر خلفاء روزی جمعی از موالی به حضور امام علی(علیه السلام) آمده و از اعراب، شکایت کردند و گفتند:« رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در تقسیم بیت المال با ازدواج، میان عرب و غیر عرب، هیچ گونه تبعیضی قائل نبود، سلمان، بلال و صهیب در عصر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با زنان عرب ازدواج می کردند، ولی اکنون اعراب( سران قوم) میان ما و خودشان، تفاوت قائلند.»
امام علی (علیه السلام) در این باره با سران قوم، صحبت کرد تا برای رفع تبعیض اقدام جدی کنند، اما سفارش آن حضرت، اثری نبخشید، و آنها فریاد می زدند:« چنین چیزی ممکن نیست، ممکن نیست! !».
امام علی(علیه السلام) در حالی که از این جریان خشمناک شده بود، نزد شکایت کنندگان آمد و به آنها فرمود: متاسفانه این ها حاضر نیستند تا با شما روش مساوات پیش گیرند، و مانند یک مسلمان دارای حقوق مساوی با شما رفتار نمایند، من به شما توصیه می کنم(برای سامان دادن به زندگی اجتماعی خود) بازرگانی را پیشه کنید، خداوند به شما برکت خواهد داد، زیرا از رسول خدا شنیدم که فرمود:
« الرزق عشره اجزاء تسعه اجزاء فی التجاره و واحده فی غیرها»
طریق به دست آوردن معاش روزانه، دارای ده شاخه است؛ نه شاخه آن از طریق تجارت و بازرگانی است، و یک شاخه آن از غیر این طریق می باشد.
به این ترتیب، در حالی که دیگران، موالی و ایرانیان را تحقیر و تضعیف کرده و از حق خود محروم می ساختند، امام علی (علیه السلام) پناه و راهنمای دلسوزی برای سامان دادن زندگی آنها بود.

_پس از آن که ایران در عصر خلیفه دوم، به دست مسلمین افتاد و ایرانیان تسلیم حکومت اسلامی شدند، جمعی از مردان و زنان اسیر ایرانی وارد مدینه شدند، عمر بن خطاب تصمیم گرفت زنان و مردان اسیر ایرانی را به عنوان کنیز و غلام در معرض فروش قرار دهد، و نیز تصمیم گرفت تا در مراسم حج در طواف کعبه، ایرانیان، افراد معلول و ناتوان و پیران فرتوت را بر پشت و بر شانه بگیرند و طواف دهند.
امیر مومنان علی (علیه السلام) گفت: رسول مکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است:
« اکرموا کریم قوم و ان خالفوکم.»
بزرگان هر قومی را ـ هر چند با شما مخالفت کنند ـ گرامی بدارید.
سپس علی (علیه السلام) افزود: « و هولاء الفرس؛ حکماء کرماء فقد القو الینا بالسلم و رغبوا فی الاسلام.»
این ایرانیان، افراد دانشمند و بزرگواری هستند، که با کمال میل تسلیم شما( حکومت اسلامی) شده اند، و به اسلام گرایش پیدا کرده اند.
آن گاه چنین اعلام کرد:« من از سهم خود و بنی هاشم، آنها را بخشیدم و در راه خدا آزاد ساختم.»
مسلمانان مهاجر و انصار، به علی(علیه السلام) عرض کردند:« ما نیز سهمیه خود را به تو ای برادر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بخشیدیم.»
آنگاه علی علی(علیه السلام) فرمود:« خدایا! گواه باش که مسلمین مهاجر و انصار، حق خود را به من بخشیدند، و من پذیرفتم و آنها را آزاد ساختم.»
عمربن خطاب وقتی خود را در چنین بن بستی دید، اعلام کرد:« علی(علیه السلام) در حکم، از ما پیشی گرفت، و تصمیم مرا در مورد ایرانیان نقض کرد، بنابراین همان حکم علی(علیه السلام) پذیرفته شد.»

_روزی امام علی(علیه السلام) در کوفه بر بالای منبر که از آجر ساخته شده بود، خطبه می خواند، اشعث بن قیس( سردار منافقین) به عنوان اعتراض گفت:« ای امیرالمومنان! این افراد« حمراء» ( ایرانیان) پیش روی تو بر ما چیره شده اند، و تو جلو آنها را نمی گیری» سپس در حالی که خشمگین بود گفت:« امروز من نشان خواهم داد که عرب چه کاره است؟!»
امام علی(علیه السلام) ( در دفاع از ایرانیان) فرمود:« این عرب های شکم گنده ( مثل اشعث) خودشان در بستر نرم استراحت می کنند، ولی آنها( ایرانیان) در روزهای گرم به خاطر خدا تلاش می نمایند، آن گاه از من می خواهند که آنها را طرد کنم، تا از ستمگران گردم؛ سوگند به خداوندی که دانه را شکافت وانسان را آفرید، از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنیدم که فرمود:« به خدا سوگند! همان گونه که شما در آغاز ( در فتح ایران)، ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر خواهید زد، بعدا ایرانیان، به خاطر اسلام، شما را خواهند زد.» یعنی با شما می جنگند تا شما را به قبول اسلام وادار نمایند.

_شهر انبار در ساحل رود فرات از جانب مدائن به طرف شام قرار دارد. مردم آن قبل از فتح مدائن توسط مسلمین، ایرانی بودند و در آن جا کشاورزی می کردند. این شهر ساحلی پس از فتح ایران، تحت حکومت اسلام درآمد، و دهقانان آن جا از یوغ اسارت شاهان ساسانی آزاد شدند، و به اسلام گرویدند، گروهی از مسیحیان نیز در آن جا سکونت داشتند( و پس از اسلام، مردم این شهر را ایرانیان و عرب های اطراف و مهاجر تشکیل می دادند.)
در جریان جنگ صفین، به امام علی (علیه السلام) خبر می رسد که سپاه معاویه، به شهر حمله کرده و از پای دختری، خلخال ( چیزی شبیه به دستبند) ربوده اند.
حضرت علی برآشفت و نگران گردید. مردمان را در مسجد گرد آورد و فرمود: « فلو ان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا، ما کان به ملوما، بل کان عندی جدیرا.
اگر از خبر این حادثه جانگداز، مسلمانی از غصه بمیرد، سرزنش ندارد، بلکه از نظر من سزاوار است این گونه بمیرد!
سپس سپاه همراه امام علی (علیه السلام) از شهر کوفه به سوی جبهه صفین حرکت کردند، در مسیر راه به شهر انبار رسیدند، کشاورزان ایرانی شهر انبار را آزاد نمودند. آنها هم طبق تشریفات ایران قدیم، صف کشیده بودند تا از امام علی(علیه السلام) استقبال نموده و او را بدرقه کنند، آنها وقتی که امام علی را دیدند، از مرکب های خود پیاده شده، با هلهله و شادی در پیشاپیش علی (علیه السلام) می دویدند( همانند تشریفاتی که ایرانیان قدیم برای شاهان خود انجام می دادند.)
این مراسم گرچه بیان گر علاقه آنها به علی (علیه السلام) بود، ولی امام علی(علیه السلام) نمی خواست که آنها به پیروی از سنت، شخصیت انسانی خود را خوار سازند، از این رو شدیدا آن ها را از چنین روشی نهی کرد و فرمود:« سوگند به خدا! با این رفتار، زمامداران شما بهره مند نمی شوند، و شما در دنیا با این رفتار، خود را به زحمت بیهوده می اندازید که موجب خشم خدا شده و برای قیامت شما نیز مایه بدبختی است، آیا هیچ خردمندی، خشم خدا را به بهای مشقت و زحمت بیهوده خویش خریدار است؟!»
به این ترتیب امام علی(علیه السلام) به آن تازه مسلمانان، درس عزت نفس و بلند همتی آموخت وآنان را از برنامه های غلط طاغوتی بر حذر داشت، و سنت های بالنده اسلامی را به آنان آموخت، و همچنین به زمامداران آموخت که هرگز برای شکوه ظاهری خود، به ذلت دیگران، خشنود نگردند.
این جاست که مغیره بن شعبه( سیاستمدار عرب) همواره می گفت: کان علی علیه السلام امیل الی الموالی و الطف بهم و کان عمر اشد تباعدا منهم.
تمایل و مهربانی علی(علیه السلام) نسبت به موالی، بیشتر بود، و عمر بر عکس، به شدت از آن ها دوری می کرد.

_شيخ صدوق نقل میكند:"بهدية النيروز ، فقال عليه السلام : ما هذا؟"خدمت حضرت امير (علیه السلام) هديه اى آوردند، حضرت فرمود اين چه هديه اين است؟ پاسخ دادند:«يا أمير المؤمنين اليوم النيروز»اين هديه روز نوروز است، حضرت هديه را پذيرفت و فرمود «اصنعوا لنا كل يوم نيروزا» شما هر روز را براى ما نوروز قرار دهيد. (هر روزتان نوروز باد)
(من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 300، ح 4073)


ادامه دارد...
سلام آقای ریونجر
ممنون از مطالب خوبتون
آیا این روش بر خورد در مورد غیر مسلمانان نیز وجود داشت یا اینکه تنها شامل مسلمانان ایران می شد؟
اگر روایتی در این مورد هم بفرمایید ممنون میشم.
و اینکه آیا می توان گفت که شاید بعضی احکام که با این منش در تناقض به نظر می رسند، بعد از وفات پیامبر وارد اسلام شده شده باشند؟
موفق باشید
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع