|
حمله اعراب به ایران یا حمله اعراب به اسلام
|
|
۱۹:۱۵, ۱۵/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/بهمن/۹۰ ۱۹:۲۴ توسط revenger.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمان الرحیم
(نظریه مورد نظر فقط و فقط یک نتیجه گیری شخصی است که هیچ منبع معتبری ندارد لذا از شما دوستان عزیز خواهشندم پس خواندن متن نظرات و مستندات خویش را جهت رد یا اثبات آن اعلام نمایید ) همه شما دوستان عزیز کم و بیش از حمله اعراب به ایران خبر دارید هرچند بزرگنمایی های وحشتناکی از سوی جریان پان ایرانیسم در این زمینه صورت گرفته ولی باید عرض کنم طبق اسناد تاریخی سپاه اعراب کم هم ظلم در حق مردم انجام ندادند. همین اسناد دستاویز عده ای ضد اسلام شده تا کینه خود را از این طریق یعنی تقابل ایران و اسلام اشکار کند تا کنون هرچه کرده اند تیرشان به سنگ خورده زیرا مردم ایران این کشور را با اسلام میخواهند و هیچوقت دین و خدای خویشتن را به نژادپرستی نمی فروشند و اما این جماعت ضد دین به خوبی اگاهند که تمامی بلایی که به سر ایران امد کار عده ای ضد دین بود که در ظاهر مسلمان بودند و در باطن هدفی جز نابودی اسلام نداشتند در زمانی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) درحیات بودند با اینکه جامعه اسلامی در اوج اقتدار و وحدت بودند به هیچ وجه حمله ای به سایر کشورها نداشتند و فقط با ارسال نامه به پادشاهان و از راهی منطقی قصد هدایت داشتند نه به زور شمشیر اما پس از وفات ایشان اوضاع به گونه ای باور نکردنی دگرگون شد و خلافای جعلی پس از قصب ولایت امیرالمومنین علی(علیه السلام) دست به اقداماتی عجیب زدند که قابل تامل است که قطره ای از این دریای عظیم خیانت حمله به ایران بود حمله به ایران به از زمانت خلافت ابوبکر اغاز شد و در زمان خلافت عثمان به پایان رسید که قضایای نبرد داستانیست طولانی و از انجایی که نمیخواهیم بحث به درازا بکشد مطالعه دراین مورد را به خود شما عزیزان میسپارم عاملان جنگ میان اسلام و ایران: اما ما میخواهیم ببینیم چه کسانی در این جریانهای خونین دست داشتند تا با شخصیت پشت پرده انها اشکار شویم و تفکراتشان را درمورد ولایت حقیقی اسلام یعنی علی(علیه السلام) بدانیم در راس این گروه خلفا قرار داشتنه اند که برای دانستن شخصیت انها حتما به لینک زیر بروید و مطلب اول را مطالعه نمایید(شرمنده از اونجایی که خودم حوصله خوندن متن زیادی رو ندارم اینقدر خلاصه مینویسم ضمنا حتما حتما حتما خوانده شود) http://forum.bidari-andishe.ir/thread-10538.html (جان من بخونیدش بعد ادامه بدید) شخصیت مهم دیگر کسی نیست جز سعد ابن ابی وقاص فرمانده سپاه اعراب درحمله به ایران فرماندهی سپاه اعراب را بر عهده داشت وی پدر عمر بن سعد ملعون بود که امام حسین(علیه السلام) را به شهادت رساند و خودش نیز در زمان حیاتش بسیار با علی(علیه السلام) مخالفت میکرد تاجایی که از معدود افرادی بود که درمقابل حضرت با ایشان بیعت نکرد و درپاسخ به این اقدامش گفت:«بیعت نمی کنم تا این که همه مردم بیعت کنند.»(طبری، همان، ج 2، ص 697; شیخ مفید، الجمل، ص 131...) و طی نامه نگاریی که با معاویه ملعون داشته در بخشی از پاسخش به معاویه اینگونه نوشته:"هیچ فردی از ما برخلافت شایسته نبود مگر این که ما بر خلافت او اتفاق کنیم" و البته با سیاستی دو پهلو خویش خودش را از ماجرای حکمیت کنار کشید سُلَیْم بن قیس هلالی می گوید: «روزی سعد را ملاقات کردم، به او گفتم از علی شنیدم که از پیامبر نقل می کند که «از فتنه بپرهیزید، از فتنه سعد بپرهیزید، سعددعوت به خوار کردن حق و اهل آن می کند». سعد در پاسخ گفت: «به خدا پناه می برم که با علی دشمنی کنم و یا او با من دشمنی کند...» و شاید امثال این احادیث بود که جلوی مبارزه اشکاری سعد با علی(علیه السلام) را میگرفت و هرچند وی بر حضرت بر حضرت شمشیر نکشید ولی در خفا اقداماتی علیه وی انجام میداد و هیچگاه در جنگها علی(علیه السلام) را راضی نمیکرد و طبق اقوالی وی در اواخر عمرش از کرده های خویش پشیمان بود و در کتاب البدء والتاریخ امده که به دلیل پشیمانی سعد از کرده هایش معاویه وی را مسموم کرد. ازجمله افرادی که پس از پیروزی اسلام ظلمهای فراوانی بر مردم خطه آذربایجان کرد اشعث بن قیس بود که به دلیل فساد اقتصادی امام در نامه ای وی را با لحن شدیدی بازخواست میکند وی از جمله کسانی بود که مورد لعن علی(علیه السلام) قرار گرفته بود و یکی از مخوف ترین و تاثیرگذارترین افراد در روند انحراف اسلام بود دخترش جعده همسر امام حسن(علیه السلام) و قاتل ایشان بود پسرش محمد بن اشعث از قاتلین کربلا بود و خودش در ماجرای حکمیت و انحراف خوارج نقشی اساسی بر عهده داشت و کسی بود که ابن ملجم را پیش قطام برد... با خواندن مقاله ای که از دوستان قرار دادم و بررسی شخصیت برخی از کارگذاران و دستاندرکاران حمله به ایران به این نتیجه میرسیم پدید اوردنگان جنگ و فرماندهان و والیان (البته عده ی خاصی از انها که نقش کلیدی داشتند) از دشمنان ردیف اول اهل بیت بودند و خصوصا در مقاله مورد نظر ارتباط انها با جریان یهود اشکار شد که نشان دهنده این است که مسلمانان به جنگ با ایران دامن نزدند بلکه افرادی ضد اسلام و با ظاهر اسلامی(شاید هم مارانوس) این اقدامات را انجام داده اند نظریه حمله به ایران: اگر دلایل و مسندات مبنی بر خائن بودن عاملان جنگ با ایران را که در بخش قبل بیان کردیم پذیرا باشیم پس حتما از حمله به ایران هدف خاصی را دنبال میکردند تا در روندی طولانی مدت شکست اسلام را رقم بزنند. برای اینکه اهمیت ایرانیان از دیدگاه اسلام را متوجه شویم گریزی به ایات و روایات میزنیم روايـاتـى كـه دربـاره ايرانيان و پيرامون آياتى كه تفسير به ايرانيان شده وارد شده اسـت ، تـحـت ايـن نـه عـنـوان آمـده اسـت : ((الف ـ طـرفـداران سـلمـان فـارسـى . ب ـ اهل مشرق زمين . ج ـ اهل خراسان . د ـ ياران درفش هاى سياه . هـ ـ فارسيان . و ـ سرخ رويان . ز ـ فـرزنـدان سـرخ رويـان . حــ ـ اهـل قـم . ط ـ اهـل طالقان )) البته خواهيد ديد كه كه غالبا مراد از اين عناوين يكى است ، اخبار ديگرى نيز وجود دارد كه با عبارت ديگرى از آنان ياد كرده است . در تفسير قول خداى سبحان : و ان تتولوا يستبدل قوما غيركم خداى عزوجل فرمود: ((اينك شما كسانى هستيد كه فرا خوانده مى شويد تا در راه خدا انفاق كنيد، برخى از شـمـا در انـفـاق بـخـل مـى ورزد و كـسـى كـه بـخـل كـنـد بـه خـويـش بـخـل مـى كـنـد و خـداونـد بـى نـيـاز است و شما نيازمنديد و اگر روگردان شويد خداوند گـروهـى را غـيـر از شـمـا جـايـگـزيـنـتـان مـى نـمـايـد و آنـان مثل شما نيستند)) صاحب كشاف نقل كرده كه از پيامبر (ص ) درباره كلمه (قوم ) كه در آيه شريفه آمده است سئوال شد. سلمان فارسى نزديك پيامبر (ص ) نشسته بود آن حضرت با دست مبارك خود به ران پاى سلمان زد و فرمود: ((بـخـدايـى كـه جان من در دست قدرت اوست ، اگر ايمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى يابند)) به نقل صاحب مجمع البيان از امام باقر (علیه السلام) روايت شده كه فرمود: ((اى اعـراب ، اگـر روى بـرگـردانـيـد، خـداونـد گـروه ديـگرى را جايگزين شما مى گرداند، يعنى ايرانيان )) و صـاحـب المـيـزان آورده كه ذرالمنثور، روايتى را عبدالرزاق و عبدبن حميد و ترمذى و ابن جـريـر و ابـن ابـى حـاتـم و طـبـرانـى در كـتـاب اءوسـط و و بـيـهـقـى در كـتـاب دلائل .. از ابـوهـريـره نـقل كرده است كه وى گفت : پيامبر (ص ) اين آيه را و ان تتولوا يـسـتـبـدل قـومـا غـيـركـم ، ثـم لا يـكـونـوا امـثـالكـم قـرائت فـرمـود، عرض كردند: يا رسول الله ! اينها چه كسانى هستند كه اگر ما روى گردان شويم جايگزين ما مى شوند؟ پيامبر اسلام (ص ) با دست مبارك به شانه سلمان فارس زد و سپس فرمود: ((او و طـرفـداران او، بـخـدايـى كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگى به كـهـكـشـانـهـا داشـتـه بـاشـد مـردانـى از فـارس (ايـرانـيـان ) بـه آن دسـت مـى يابند)) مـانند اين روايت به طرق ديگرى از ابوهريره و همچنين از ابن مردويه از جابربن عبدالله نقل شده است . در ايـن روايـت دو معنا كه همه بر آن اتفاق دارند، وجود دارد كه عبارتند از: اينكه ايرانيان (فـرس ) خط و جناح دومى بعد از اعراب ، براى به دوش كشيدن پرچم اسلام مى باشند. بـدليـل ايـنـكـه ، آنـان بـه ايـمـان درست مى يابند هر چند از آنان دور و دسترسى به آن دشوار باشد. چنانكه در همين روايت سه مطلب قابل بحث است : اولا: اينكه خداوند متعال اعراب را تهديد به جايگزينى (فرس ) ايرانيان نموده است ، آيا مخصوص زمان نزول آيه در زمان پيامبر (ص ) است و يا اينكه مربوط به همه نسلهاست ، بـگـونه اى كه داراى اين معنى باشد: اگر شما (اعراب ) روى گردان از اسلام شويد در هر نسلى كه باشد (فرس ) را جايگزين شما مى گرداند؟ ظـاهـر مـعنى اين است كه به حكم قاعده (مورد، مخصص نمى باشد) اين نكته در همه نسلهاى بـعـدى نـيـز اسـتمرار دارد و آيات مباركه قرآن در هر طبقه و نسلى ، نقش خورشيد و ماه را دارنـد (يـعـنى در نورافشانى يكسان اند) چه اينكه اين مطلب در روايات آمده و مفسران نيز بر آن اتفاق نظر دارند. ثانيا: حديث شريف مى گويد مردانى از فارس به ايمان دست خواهند يافت نه همه آنان ، بـديـهـى اسـت كـه ايـن خـود، ستايشى است نسبت به افراد نابغه اى از بين آنها نه جميع آنها.. امـا ظـاهـر آيـه شريف و روايت اين است كه هر دو، به طور عام ستايش از فرس مى نمايند، چـون در مـيـان آنـان كـسـانـى هـسـتـنـد كه به درجه دستيابى به ايمان و يا علم مى رسند. بـويـژه بـا مـلاحـظـه ايـنـكـه صـحـبـت از گـروهـى اسـت كـه بـعـد از اعـراب حـامـل آئيـن اسـلام هـستند. بنابراين مدح و ستايشى كه براى آنان به شمار آمده بدين جهت اسـت كـه آنـهـا زمـينه مناسبى براى به وجود آمدن نوابغ خود مى باشند و از آنان اطاعت و پيروى مى كنند. ثـالثـا: آيا تاكنون روى گردانى اعراب از اسلام و جايگزين شدن (فرس ) بجاى آنان صورت گرفته است يا خبر؟ جـواب : بـر اهـل دانـش و عـلم ، پـوشيده نيست كه مسلمانان امروز، اعم از عرب و غيرعرب از اسـلام واقـعـى اعـراض نـمـوده روى گـردان شـده انـد. بـديـن تـرتـيـب مـتـاءسـفـانـه فـعـل شـرط، در آيـه شـريفه (ان تتولوا) (اگر روى گردان شويد) تحقق يافته و تنها جـواب شـرط، يـعنى جايگزين شدن فرس به جاى آنان باقى مانده است ، در اين زمينه هم با دقتى منصفانه مى توان گفت كه وعده الهى ، در آستانه تحقق است . بلكه ، روايت بعدى كه در تفسير نورالثقلين آمده است دلالت دارد كه اين جايگزينى ، در زمـان بـنـى امـيـه حـاصـل شـده اسـت ، چـون زمـانـى كـه عـربـهـا مـتـوجـه مراكز و مناصب و مـال انـدوزى شـدنـد، فـرس (ايـرانـيـان ) بـه كسب علوم اسلامى روى آورده و از آنان سبقت گـرفـتـنـد از امـام صـادق (علیه السلام) مـنـقـول اسـت كـه فـرمـود: قـد والله ابـدل خـيـرا مـنهم ، الموالى ((سوگند بخدا كه بهتر از آن را جايگزين فرمود، يعنى عـجـم را)) گـر چـه تـعـبـيـر بـه مـوالى در آن روز شـامـل غـيـر فرس (ايرانيان ) يعنى تركان و رومى ها كه اسلام آورده بودند نيز مى شده اسـت امـا آنـچـه مـسـلم اسـت (فـرس ) بـه عـنـوان مـراكـز ثـقـل ، اكثريت آنان را تشكيل مى داده اند. بويژه با توجه به شناخت امام صادق (علیه السلام) نسبت به تفسيرى كه پيامبر (ص ) از آيه شريفه درباره (فرس ) فرموده است . در تفسير گفته خداى سبحان : و آخرين منهم لما يلحقوابهم خداى عزوجل فرمود: ((اوست آنكه برانگيخت در بين درس نخوانده ها رسولى را از خودشان كه آيات خدا را بـر آنـان مى خواند و آنان را پاك مى سازد و كتاب و حكمت شان مى آموزد اگر چه قبلا در گمراهى آشكارى بودند و افراد ديگرى از ايشان كه به آنان نپيوسته اند و اوست خداى عزيز و حكيم )) مسلم ، در صحيح خود از ابوهريره روايت كرده كه گفت : ((ما حضور پيامبر (ص ) بوديم كـه سـوره مـبـاركـه جـمـعه نازل شد و حضرت آن را تلاوت فرمود تا رسيد به آيه ((و آخـريـن مـنـهـم لمـا يـلحـقـوا بـهـم )) مـردى از او سـؤ ال كـرد، يـا رسـول الله : ايـنـان چـه كـسـانى هستند كه هنوز به ما نپيوسته اند؟ حضرت پـاسـخ نـفـرمـود: ابـوهـريـره گفت : سلمان فارسى نيز در بين ما بود پيامبر (ص ) دست مـبـاركـشـان را بر سلمان نهاد و فرمود: بخدايى كه جانم در دست قدرت اوست اگر ايمان بستگى به كهكشانها داشته باشد مردانى از اينها (طرفداران سلمان ) به آن دست خواهند يافت )). در تفسير على بن ابراهيم ، ذيل آيه ((و آخرين منهم لما يلحقوا بهم )) آمده است كه : ((و افـراد ديـگـرى كـه بـه آنـها نپيوسته اند)) يعنى كسانى كه بعد از آنان اسلام آورده اند. و صاحب مجمع البيان آورده ((آنان همه افراد بعد از اصحاب هستند تا روز قيامت ، سپس گفته است كه آنان عجم ها و كسانى كه به لغت عربى حرف نمى زنند مى باشند چون پيامبر (ص ) به سوى هر كسى كه وى را مشاهده كرده و كسانى كه بعدا مى آيند، اعم از عـرب و عـجـم بـرانـگـيـخـتـه و مـبـعـوث شـده اسـت بـه نقل از سعيد بن جبير و نيز از امام باقر (علیه السلام). مـطـلق بـودن كـلمـه ((و آخـريـن مـنـهـم )) اقـتـضـا دارد كـه شـامـل هـمه طبقات و نسلهاى بعدى از زمان پيامبر (ص ) از عرب و غيرعرب مى شود، اما با مـقـايـسه كلمه (اميين ) و (آخرين ) بهتر است كه بگوئيم مراد از (اميين ) اعراب و از (آخرين ) افـرادى از غـيـرعـرب كـه اسـلام مـى آورنـد بـاشـد، چـنـانـكـه بـعـضـى روايـات اهل بيت (علیه السلام) گوياى اين مطلب است و صاحب كشاف نيز همين مبنا را پذيرفته است . بـنـابـرايـن ، پـيـامـبر (ص ) كه آيه شريفه را به (فرس ) تفسير نموده است ، در حقيقت مـنـطـبق بر مصداق مهمى براى كلمه (آخرين ) و يا مهم ترين مصداق ، از بين مصاديق آن مى بـاشـد، گـرچه صرف تطبيق ، باعث فضل و برترى بيشتر نمى گردد، اما چون پيامبر (ص ) آنـان را سـتـوده بـه ايـنـكـه آنـان بـه ايـمـان و عـلم و يـا اسـلام هـر چـنـد دور و مـشـكـل بـاشند نائل خواهند شد و از طرفى رسول خدا (ص ) در تفسير هر دو آيه عمدا، عين گـفـتـه خـود را تـكـرار مـى كـنـنـد و زدن آن حـضـرت بـر شـانـه سـلمـان فـارسـى ، دليل روشنى بر اين مدعى است . در تفسير كلام خداى بزرگ : بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باءس شديد ((بـه بـنى اسرائيل اعلام نموديم در كتاب ، ((تورات )) كه دو بار در زمين فساد و سـركـشـى بـزرگى خواهيد كرد، پس چون وعده يكى از آنها (فساد) برسد. بندگانى از خود را كه داراى قوت و نيرومندى شگرفى هستند به طرف شما مى فرستيم تا در همه جا جـستجو كنند و اين وعده اى انجام شده است ، سپس پيروزى را مجددا براى شما برگردانيم و شما را با اموال و فرزندان يارى كنيم و شما را از آنان (دشمنانتان ) بيشتر و قوى تر گردانيديم . اگر نيكى نموديد، براى خودتان و اگر بدى نموديد گريبانگير خودتان مـى شـود و زمـانـيـكـه ديـگـر وعـده آن (فـسـاد) آيـد رويهاى شما را بد جلوه دهند تا اينكه داخـل مـسـجـد شـوند همانگونه كه نخستين مرتبه وارد شوند و تا اينكه نابود و تباه كنند آنچه را كه بر آن غلبه يافتند تباه كردنى )) در تـفـسير نورالثقلين از روضه كافى پيرامون تفسير آيه شريفه بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باءس شديد از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است كه فرمود: ((آنـان كـسـانـى هـسـتـنـد كـه خـداونـد تـبـارك و تـعـالى قـبـل از ظـهـور قـائم (علیه السلام) آنـهـا را بـرنـمـى انـگـيـزد و آنـان دشـمـنـى از آل پـيـامـبـر (ص ) را فـرا نـمـى خـوانـنـد مـگـر ايـنـكـه او را بـه قتل مى رسانند)) و عـيـاشـى در تـفـسـيـر خود از امام باقر (علیه السلام) روايت كرده كه حضرت آيه شريفه بعثنا علكيم عبادا لنا اولى باءس شديد را قرائت مى كردند، سپس فرمودند: ((او قائم (علیه السلام) و ياران اويند كه داراى قوت و نيروى زياد مى باشند.)) و در بحارالانوار از امام صادق (علیه السلام) منقول است كه : ((حضرت آيه شريفه فوق را قرائت كـردنـد... عـرض كـرديـم فـدايـت شـويـم ايـنـها چه كسانى هستند؟ سپس حضرت 3 مرتبه فـرمـودنـد: بـخـدا سـوگـنـد آنـان اهـل قـم هـسـتـنـد، بـه خـدا سـوگـنـد آنـان اهل قم هستند، بخدا قسم آنان اهل قم هستند)) باتوجه به آیات و روایاتی که ذکر کردیم مشخص میشود که به زودی این قوم ایرانیان اسلام میاورد و از اعراب پیشی میگیرد تا جایی که اعراب در مسئله ولایت علی(علیه السلام) منحرف شده ولی قوم تازه ایمان اورده یعنی ایرانیان بر ولایت علی(علیه السلام) استوار میمانند وقتی منافقین به این مسئله پی بردند برای مقابله با ان چاره ای نیافتند جز اسلام هراسی در بین ایرانیان لذا به بدترین وجه به ایران هجوم اوردند و در 3 فاز اقدام اسلام هراسی خود را به طور سازمان یافته عملی کردند: 1_قتل و کشتارهای خونین مردم ایران در شهرهایی از جمله استخر و گرگان و ... 2_تحقیر مردم ایران برای بیزاری از اسلام با دادن القابی از جمله عجم و موالی و تحقیرهای اجتماعی 3_فشارهای اقتصادی به طوری که بیشترین مالیات از مردم گرفته میشد و درقبال آن کمترین بیت المال به انها اختصاص میافت ولی دشمنان اعور غافل بودند از ایه شریفه ی : "يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ" بله این خدا بود که این قوم را برگزید و آنان را یاری نمود تا در سخت ترین شرایط به حقیقت پشت نکنند و راه قله های علم و حکمت را بپیمایند و علی رغم این همه تلاش دشمن از شروع غارت ایران گرفته تا امروز بر ولایت علی(علیه السلام) و خاندان پاکش استوار بمانند آری حقیقتا نور خدا با دهان خاموش شدنی نیست ادامه دارد... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۰۹, ۱۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۵۰ توسط revenger.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۶/بهمن/۹۰ ۰:۴۴)شهـاب نوشته است:(۱۵/بهمن/۹۰ ۱۹:۱۵)revenger نوشته است: برادر عزیز اقا شهاب گرامی مثل اینکه شما مقاله حقیر رو خوب مطالعه نکردید ایا من حرفی از ساسانی ها و زرتشتی ها و... زدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تمام حرف من این بود که نفوذ کرده ها در دین اسلام وقتی فهمیدند اینده به دست ایرانیان رقم خواهد خورد تمام تلاششان را کردند تا ایرانی را از اسلام بیزار کنند متن من اصلا در مورد گذشته ایران نبود بلکه درمورد اینده ایران بود حقیر پس از بارها بحث طولانی با اساتید تاریخ به این نتیجه رسیدیم که دین زرتشت هرچند دینی الهی بود ولی با تحریف موبدان فرصت طلب در عصر ساسانی فاصله چندانی با شرک نداشت که برای اثباتش هم سند دارم پس بنده را به حمایت از شاهان ظالم ساسانی متهم نکنید لطفا ______________________________________________________________ ضمنا همین جا از تمامی دوستان تقاضا دارم از روی اسم مقاله قضاوت نکنند و پس از مطالعه کامل اون کامنت بگذارند تا از این قبیل سو تفاهم ها پیش نیاد باتشکر |
|||
|
|
۱:۴۱, ۱۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۰ ۱۸:۲۰ توسط حسن.س..)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۶/بهمن/۹۰ ۰:۵۹)revenger نوشته است: چون ایات روایات وقتگیر بود حقیر تمامی انها را از کتاب "عصر ظهور" اقای علی کورانی کپی کردم پس لطفا تهمت نزنید برادر عزیز چون من هیچ چیزی به احادیث اضافه نکردم و همانطور که در اغاز احادیث ذکر شد تمام اسامی مجاز است از مردم ایران زمین. انتقاد وارد است.حرف شما منطقی است.البته این حدیث مورد بحث درباره ی قم است . البته سخن جناب شهاب بسیار به جا است.در احادیث اغلب مردانی از شرق،خراسان،ایرانیان،گنج های طالقان و حتی سرزمین سلمان و غیره داریم که اگر با معدود حدیثی که فارس در آن آمده جمع کنیم منظور مردم منطقه ای است که ایران نامیده می شود و سخن پیامبر و ائمه(علیه السلام) در تجلیل از این مردمان است. حتی همین حدیث که در آن فارس به کار رفته با لفظ ایران نیز ئد کتب حدیث دیده می شود: پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): اگر دانش در ثریّا باشد، بی گمان مردانى از ایران به آن دست یابند. (کنز العمّال، ح 34131) به هر حال عظمت ایرانی و نقش مهمی که ما در آخرالزمان داریم و الان قابل مشاهده است. |
|||
|
|
۱:۵۲, ۱۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
|
۱۱:۱۹, ۱۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱:۰۹)revenger نوشته است: تمام حرف من این بود که نفوذ کرده ها در دین اسلام وقتی فهمیدند اینده به دست ایرانیان رقم خواهد خورد تمام تلاششان را کردند تا ایرانی را از اسلام بیزار کنند متن من اصلا در مورد گذشته ایران نبود بلکه درمورد اینده ایران بود دوست عزیز ، در نوشته های شما اشتباهات فراوان وجود دارد ، 1- اینکه "اعراب" جمع "عرب" نیست و در قرآن یازده بار نام "اعراب" آمده که به منظور بادیه نشینان است نه "عرب" ها و به ایران "عرب" ها حمله کردند نه بادیه نشینانی که بدوی بوده و خوی خشک و متعصب داشته اند ... اغلب افرادی که در این زمینه تحقیق می کنند از این موضوع مهم غافلند یا قصد فریب دارند ، و اگر دانش آنرا دارند، باید به صداقتشان در گفتار شک کرد ... 2- روایت "اگر ايمان به كهكشانها بستگى داشته باشد مردانى از فارس به آن دست مى يابند" را می توان از چند منظر بررسی کرد : الف)اینکه این روایت با آنچه بین مردم رایج شده و روی اسکناس 5هزار تومانی آمده است ، متفاوت است ... ب) اینکه پیامبر چرا برخلاف قرآن و رویه همیشگی اش ، مردم یک قوم را ستوده است آنهم نه در یک بازه خاص ، بلکه زمانی تعیین نکرده ، یعنی مردم "فارس" کلا برای یافتن ایمان به کهکشانها می روند و آنرا می یابند!!! به نظرم باید در اصالت این روایت شک کرد و آنرا از آثار "شعوبیه" دانست ... ج) اینکه "فارس" یا "فرس" نام یکی از استانهای ایران آنزمان و امروز است و به منظور "کل ایران" نیست :
و شعوبیه هم در همین علفزار رشد و نمو کرده ... |
|||
|
|
۱۴:۳۰, ۱۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۱:۱۹)شهـاب نوشته است:(۱۶/بهمن/۹۰ ۱:۰۹)revenger نوشته است: تمام حرف من این بود که نفوذ کرده ها در دین اسلام وقتی فهمیدند اینده به دست ایرانیان رقم خواهد خورد تمام تلاششان را کردند تا ایرانی را از اسلام بیزار کنند متن من اصلا در مورد گذشته ایران نبود بلکه درمورد اینده ایران بود اولا پاسختان ربطی به حرفهای من نداشت چون شما مرا به حمایت از شاهان ظالم ساسانی محکوم نمودید و من نوشتم اصلا سخن از گذشته نبود بلکه از اینده بود لذا لطفا با این ایرادهای جزئی ان هم درمورد یک حدیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که از مسئولین جمهوری اسلامی گرفته تا وهابی ها ان را قبول دارند بحث و اذهان دوستان را منحرف نکنید چون اصلا دوست ندارم مسائل گذشته تکرار شود درمورد اعراب و عرب ها هم بی خبر بود پس همه دوستان عذر حقیر را پذیرا باشند فارس هم 100% یکی از شهرهای ان روز بوده ولی در روایات مجاز است از کل ایران که اگر درست مطالعه میکردید در ابتدا روایات درباره اش توضیح داده بودم. درپایان باز تقاضا دارم درمورد کلیت موضوع بحث کنید که ایا میتواند درست باشد یا نه و از جزئیات بپرهیزید |
|||
|
|
۱۴:۵۳, ۱۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۳۰)revenger نوشته است:(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۱:۱۹)شهـاب نوشته است: دوست عزیز ، دوست عزیز سخنم دقیقا مرتبط با موضوع آغاز شده شما بود ... 1- بیزاری ایرانیان و عامل اصلی : افرادی که ایرانیان را از اسلام بیزار می کردند در طول تاریخ اسلام و حتی قرن معاصر ، عمده آلترناتیوشان ملیت و ناسیونالیسم بوده و هم اکنون نیز اسلامستیزان چنین شیوه ای را برای مبارزه با اسلام در پیش گرفته اند ... 2- سند : سند ما برخلاف شما مسئولان دولت(مشائی و بقایی) و وهابیون( خاندان آل یهود و...) نیستند ، شما هم نیستید ... پس مناسب تر آنست که "علمی" سخن بگویید ... 3- ایرانیان اهل تسنن :مردم ایران اگر از خلفا نفرت داشتند ، چرا تا قرن ها و پیش از صفویه ، مذهب اکثریتشان مذهب اهل سنت بود و شیعه در اقلیت قرار گرفته بود ؟! دلیلش حضور بسیار زیاد یهودیان و شعوبیه و ملی گرایان بود ... 4- شیعه : اپوزیسیونی برای اسلام عرب : برخلاف ادعای بسیاری ، شیعه یک اپوزیسیون ایرانی برای اسلام عربی و اسلام خلفا نبود ، چون شیعه ابتدا در مصر و عراق رشد و نمو کرد و فاطمیون مصر و حضور پرشمار شیعیان در این مناطق و حضور یهودیان و اهل سنت در ایران این موضوع را اثبات می کند ... 5- قم و فارس مجاز از ایرانست !!!! پست قبل فرمودید "قم" مجاز از ایران است ، اکنون می گویید "فارس" مجاز از ایران است ، فردا می گویید "دارغوزآبادسفلی" مجاز از ایران است !!! یحتمل اینرا هم مسئولان دولت و وهابیون تایید کرده اند!! فارس و فرس در نوشته مورخین و راویان ، به یکی از استانهای ایران گفته می شده ، نه کل ایران ... قم هم همینطور ... مثل این روایت : ابوهریره از پیامبر اسلام نقل کرده اند که : "از اهل مکه هر کس هفت روز متوالی به wc نرود مستقیم به بهشت خواهد رفت " طبری - جلد 3- صفحه ی 235 خوب اینجا هم مکه مجاز از جزیره العرب است ؟! یا اگر مسئولین محترم وهابی پذیرفتند ، این روایت علمی است ؟! |
|||
|
|
۱۵:۴۲, ۱۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۰ ۱۸:۵۷ توسط revenger.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
(۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: دوست عزیز میگم مطلبو نخوندی همینه ها حمایتتان از اسکندر رسید به امثال عمر و عثمان و اشعث ابن قیس ها ![]() ![]() استغفر الله لابد ملی گرایان بودند علی(علیه السلام) را خانه نشین کردند و فرزندانشان را قتل عام ![]() ![]() ![]() و مرا به اسلام ستیزی متهم میکنید که اتهامی بزرگ است پس شما را به کسی واگذار میکنم که تهمت زنندگان را رسوای دنیا و اخرت میکند ![]() (۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: 2- سند : سند ما برخلاف شما مسئولان دولت(مشائی و بقایی) و منظورم را متوجه نشدید من گفتم وهابی ها دشمنان خونین این ملت درمقابل اسناد محکم این حدیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سکوت کردند ولی شما.... ![]() ![]() ![]() (۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: 3- ایرانیان اهل تسنن :مردم ایران اگر از خلفا نفرت داشتند ، نقد خوبیست ولی جای بررسی دارد و همانطور که گفتیم ما از نقدهای خوب استقبال میکنیم پس مدتی فرصت دهید تا بررسی کنم چون یکی از اولین حکومتهای ال بویه تماما شیعه بوده همچنین در طاهریان نیز گرایشاتی به تشیع دیده میشد ![]() (۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: 4- شیعه : اپوزیسیونی برای اسلام عرب : بحث ما فقط درمورد تشیع نبود بلکه درمورد شیعه برگزیده بود وگرنه به قول خودتان عراق و مصر هم شیعه بودند یعنی ایرانیان شیعه قومی بودند که در ایات قران به ان اشاره شده (۱۶/بهمن/۹۰ ۱۴:۵۳)شهـاب نوشته است: 5- قم و فارس مجاز از ایرانست !!!! عزیزم این سخن من نیست بلکه افرادی که در این زمینه تخصص دارند به این نتیجه رسیده اند ___________________________________________________________________________________ ضمنا مثل اینکه شما این بحث را با مباحث ایران باستان اشتباه گرفته اید البته تقصیری هم ندارید چون دوستانتان به تاریخ منتقلش کردند درحالی که در دشمن شناسی بود این بحث درباره پیش گویی های قران و پیامبر و امامان درباره ایران شیعه در اینده بود که امروزه در قرن 14 هجری شمسی بر ما اشکار شده و در مورد اسلام هراسی منافقین و تلاش انان برای مسلمان نشدن ایرانیان و جلوگیری از تحقق پیش گویی ها. |
|||
|
|
۱۷:۱۷, ۱۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
یک مطلب رو اینجا بنده بگم،آقای شهاب کلن با هرچیزی که حرف از تاریخ ایران و افتخارات ایران بزنه مشکل داره!
از طرفداری کردن از اسکندر در مقابل کوروش گرفته تا... و دوست و همفکرش حسن.س هم که دیگه خیلی بدتر از اون(ولی به نظر کم سن تر میان)به اندازه ای از تاریخ و تمدن ایران نفرت داره که کوروش و قوم آریایی و هخامنشیان رو وحشی و خون ریز خطاب میکنه! این بحث اصلن در مورد ایران ساسانی و هخامنشی نبود که شما به این جور مسائل ربطش دادید یکم واقع بین باشید بدون تعصب به مسائل نگاه کنید! آقای شهاب:در بیشتر احادیث مستقیم گفته نشده ایران و...در بیشتر جاها گفته شده قوم سلمان فارسی(ایران) اهل قوم اهل ری و مردان فارس و...اینها منظور ایران بوده |
|||
|
|
۲۲:۱۱, ۱۸/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۰ ۰:۲۴ توسط revenger.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
نقش علی(علیه السلام) در شیعه شدن ایرانیان
مکتب شیعه برخلاف مذهب اهل سنت، با شمشیر و زور وارد ایران نشد. و برعکس، این ایرانیان بوده اند که برای حفظ فرهنگ تشیع خویش همیشه مبارزه نموده و خون داده اند. قیام های شیعیان در طبرستان و خراسان و ری در قرون دوم و سوم هجری همه گواه بر این مدعاست. لذا بسیاری از محققان تاریخی، عامل فرهنگی و تبلیغی را به عنوان مهم ترین عامل اشاعه فرهنگ تشیع در نقاط مختلف ایران دانسته اند. از مهم ترین رویدادهای فرهنگی که زمینه گرایش به مذهب شیعه در ایرانیان را پدید آورد، ارتباطی بود که آنان در خلال حرکت های تبلیغی فرهنگی اسلام در «یمن» (سال۱۰هجری)، با علی ابن ابیطالب(علیه السلام) داشته اند. اساساً پیشینه آشنایی مردم ایران با دیدگاه اسلامی علی ابن ابی طالب(علیه السلام)، به قدمت آشنایی آنان با اسلام بوده است. یعنی ابتدایی ترین و قابل پذیرش ترین شکل اسلامی که آنان اولین بار با آن آشنا شدند، اسلامی بود که از زبان علی(علیه السلام) شنیده و پذیرفته بودند. علی(علیه السلام) همراه۳۰۰ نفر از مسلمانان به سوی یمن حرکت کرد. پس از طی مسیری طولانی سپاه تبلیغی اسلام به محل سکونت قبیله بزرگ «همدان» (به سکون میم) رسید و در دامان گرم و پرمهر آن قبیله اتراق نمود. سحرگاهان روز بعد، علی(علیه السلام) با همراهانش نماز صبح را به جماعت و در اوج شکوه و عظمت به پا داشت. همدانیان مات و مبهوت به نیایش سحرخیزان مسلمانان می نگریستند. خورشید آرام از پشت کوه ها بالا آمد. علی(علیه السلام) قبیله همدان را فراخواند. همدانیان گردآمدند. علی(علیه السلام) به حمد و ثنای الهی پرداخت، سپس نامه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را قرائت کرد. سخنان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر قلب های قبیله همدان نشست و همدانیان اکثراً اسلام آوردند. سپاه تبلیغی اسلام به سوی مناطق دیگر یمن رفت. اسلام به سرعت در یمن گسترش یافت. علی(علیه السلام) در مدت کوتاهی (کمتر از یک ماه) توانست به نشر اسلام در یمن بپردازد. قضاوت های علی(علیه السلام) در یمن که بعداً مورد تأیید پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار گرفت، جزو کارنامه درخشان فضائل وی است. سپاه اسلام وارد سرزمین نجران شد. برخورد بسیار مهربانانه علی(علیه السلام) با مسیحیان نجران با آغوش باز آنها همراه شد. مسیحیان به تمام تعهدات (مالی) خود که در جریان «مباهله» متعهد شده بودند وفا کردند و بدین گونه پیوند خود را با مسلمانان مستحکم و همیشگی نمودند؛ پیوندی که برای اولین بار بین مسلمانان و اهل کتاب به صورتی مسالمت آمیز برقرار شده بود. در این زمان نامه ای از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید. در آن نوشته شده بود: «پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عازم حج است.» پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از علی(علیه السلام) خواسته بود که برگردد تا در این حج او را همراهی کند. بر اساس مستندات تاریخی حکومت یمن در آن روزگار در دست ایرانیان قرار داشت و چون راه ابریشم دریایی از یمن عبور می کرد، ایرانیان بسیاری در آن سرزمین ساکن بودند و به تجارت و کار مشغول بودند. حتی علاوه بر زبان عربی، زبان پارسی در آنجا رواج داشت. بدین سان اولین تماس ایرانیان با اسلام، در یمن و بحرین بود که با شیوه تبلیغی پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و در زمان حیات ایشان و از زبان و بیان علی ابن ابیطالب(علیه السلام) که به عنوان نماینده تبلیغی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به آنجا رفته بود، صورت گرفت. بدین خاطر در قرون اولیه اسلام در ایران، نگرش مثبتی از اسلام و شخصیت علی(علیه السلام) در نزد ایرانیان وجود داشت. این امر یکی از عواملی بود که زمینه ساز پدید آمدن گرایش های شیعی در سرزمین ایران گردید. یکی دیگر از عوامل تمایل ایرانیان به جامعه شیعی، مراوده نزدیک آنان با برخی از یاران و پیروان علی(علیه السلام) بوده است. این امر هم در دوران درگیری های سپاهیان اسلام با حکومت ساسانی و در دوران خلفای قبل از علی(علیه السلام) و هم در زمان زمامداری وی صورت گرفت و از آنجایی که عده ی کثیری از ایرانیان در کوفه و شهرهای اطراف از جمله مدائن و انبار ساکن بودند حکومت عادلانه علی(علیه السلام) را از نزدیک مشاهده کردند و از آنجایی که ایرانیان طی سالها از حکومت شاهان ساسانی تا خلفا از عدل بی نصیب بوده و پیوسته مورد ظلم و ستم قرار گرفته و تبعیض طبقاتی در زمان ساسانی و تبعیض نژادی را در زمان خلفا را تجربه کرده بودند با دیدن حکومت عدل الهی علی(علیه السلام) عاشق و شیفته ی حضرت شدند و مذهب شیعه را برگزیدند در قرن دوم هجری شمسی ایرانیان شیعه ساکن عراق برای تبلیغ تشیع به ایران بازگشتند و تاثیر به سزایی در توسعه تشیع در ایران داشتند که از مهم ترین آنها میتوان به فعالیت های شیعیان کیسانی در خراسان اشاره نمود واما به بررسی چند روایت میپردازیم درمورد رفتار علی(علیه السلام) با ایرانیان: _در عصر خلفاء روزی جمعی از موالی به حضور امام علی(علیه السلام) آمده و از اعراب، شکایت کردند و گفتند:« رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در تقسیم بیت المال با ازدواج، میان عرب و غیر عرب، هیچ گونه تبعیضی قائل نبود، سلمان، بلال و صهیب در عصر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با زنان عرب ازدواج می کردند، ولی اکنون اعراب( سران قوم) میان ما و خودشان، تفاوت قائلند.» امام علی (علیه السلام) در این باره با سران قوم، صحبت کرد تا برای رفع تبعیض اقدام جدی کنند، اما سفارش آن حضرت، اثری نبخشید، و آنها فریاد می زدند:« چنین چیزی ممکن نیست، ممکن نیست! !». امام علی(علیه السلام) در حالی که از این جریان خشمناک شده بود، نزد شکایت کنندگان آمد و به آنها فرمود: متاسفانه این ها حاضر نیستند تا با شما روش مساوات پیش گیرند، و مانند یک مسلمان دارای حقوق مساوی با شما رفتار نمایند، من به شما توصیه می کنم(برای سامان دادن به زندگی اجتماعی خود) بازرگانی را پیشه کنید، خداوند به شما برکت خواهد داد، زیرا از رسول خدا شنیدم که فرمود: « الرزق عشره اجزاء تسعه اجزاء فی التجاره و واحده فی غیرها» طریق به دست آوردن معاش روزانه، دارای ده شاخه است؛ نه شاخه آن از طریق تجارت و بازرگانی است، و یک شاخه آن از غیر این طریق می باشد. به این ترتیب، در حالی که دیگران، موالی و ایرانیان را تحقیر و تضعیف کرده و از حق خود محروم می ساختند، امام علی (علیه السلام) پناه و راهنمای دلسوزی برای سامان دادن زندگی آنها بود. _پس از آن که ایران در عصر خلیفه دوم، به دست مسلمین افتاد و ایرانیان تسلیم حکومت اسلامی شدند، جمعی از مردان و زنان اسیر ایرانی وارد مدینه شدند، عمر بن خطاب تصمیم گرفت زنان و مردان اسیر ایرانی را به عنوان کنیز و غلام در معرض فروش قرار دهد، و نیز تصمیم گرفت تا در مراسم حج در طواف کعبه، ایرانیان، افراد معلول و ناتوان و پیران فرتوت را بر پشت و بر شانه بگیرند و طواف دهند. امیر مومنان علی (علیه السلام) گفت: رسول مکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است: « اکرموا کریم قوم و ان خالفوکم.» بزرگان هر قومی را ـ هر چند با شما مخالفت کنند ـ گرامی بدارید. سپس علی (علیه السلام) افزود: « و هولاء الفرس؛ حکماء کرماء فقد القو الینا بالسلم و رغبوا فی الاسلام.» این ایرانیان، افراد دانشمند و بزرگواری هستند، که با کمال میل تسلیم شما( حکومت اسلامی) شده اند، و به اسلام گرایش پیدا کرده اند. آن گاه چنین اعلام کرد:« من از سهم خود و بنی هاشم، آنها را بخشیدم و در راه خدا آزاد ساختم.» مسلمانان مهاجر و انصار، به علی(علیه السلام) عرض کردند:« ما نیز سهمیه خود را به تو ای برادر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بخشیدیم.» آنگاه علی علی(علیه السلام) فرمود:« خدایا! گواه باش که مسلمین مهاجر و انصار، حق خود را به من بخشیدند، و من پذیرفتم و آنها را آزاد ساختم.» عمربن خطاب وقتی خود را در چنین بن بستی دید، اعلام کرد:« علی(علیه السلام) در حکم، از ما پیشی گرفت، و تصمیم مرا در مورد ایرانیان نقض کرد، بنابراین همان حکم علی(علیه السلام) پذیرفته شد.» _روزی امام علی(علیه السلام) در کوفه بر بالای منبر که از آجر ساخته شده بود، خطبه می خواند، اشعث بن قیس( سردار منافقین) به عنوان اعتراض گفت:« ای امیرالمومنان! این افراد« حمراء» ( ایرانیان) پیش روی تو بر ما چیره شده اند، و تو جلو آنها را نمی گیری» سپس در حالی که خشمگین بود گفت:« امروز من نشان خواهم داد که عرب چه کاره است؟!» امام علی(علیه السلام) ( در دفاع از ایرانیان) فرمود:« این عرب های شکم گنده ( مثل اشعث) خودشان در بستر نرم استراحت می کنند، ولی آنها( ایرانیان) در روزهای گرم به خاطر خدا تلاش می نمایند، آن گاه از من می خواهند که آنها را طرد کنم، تا از ستمگران گردم؛ سوگند به خداوندی که دانه را شکافت وانسان را آفرید، از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنیدم که فرمود:« به خدا سوگند! همان گونه که شما در آغاز ( در فتح ایران)، ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر خواهید زد، بعدا ایرانیان، به خاطر اسلام، شما را خواهند زد.» یعنی با شما می جنگند تا شما را به قبول اسلام وادار نمایند. _شهر انبار در ساحل رود فرات از جانب مدائن به طرف شام قرار دارد. مردم آن قبل از فتح مدائن توسط مسلمین، ایرانی بودند و در آن جا کشاورزی می کردند. این شهر ساحلی پس از فتح ایران، تحت حکومت اسلام درآمد، و دهقانان آن جا از یوغ اسارت شاهان ساسانی آزاد شدند، و به اسلام گرویدند، گروهی از مسیحیان نیز در آن جا سکونت داشتند( و پس از اسلام، مردم این شهر را ایرانیان و عرب های اطراف و مهاجر تشکیل می دادند.) در جریان جنگ صفین، به امام علی (علیه السلام) خبر می رسد که سپاه معاویه، به شهر حمله کرده و از پای دختری، خلخال ( چیزی شبیه به دستبند) ربوده اند. حضرت علی برآشفت و نگران گردید. مردمان را در مسجد گرد آورد و فرمود: « فلو ان امرا مسلما مات من بعد هذا اسفا، ما کان به ملوما، بل کان عندی جدیرا. اگر از خبر این حادثه جانگداز، مسلمانی از غصه بمیرد، سرزنش ندارد، بلکه از نظر من سزاوار است این گونه بمیرد! سپس سپاه همراه امام علی (علیه السلام) از شهر کوفه به سوی جبهه صفین حرکت کردند، در مسیر راه به شهر انبار رسیدند، کشاورزان ایرانی شهر انبار را آزاد نمودند. آنها هم طبق تشریفات ایران قدیم، صف کشیده بودند تا از امام علی(علیه السلام) استقبال نموده و او را بدرقه کنند، آنها وقتی که امام علی را دیدند، از مرکب های خود پیاده شده، با هلهله و شادی در پیشاپیش علی (علیه السلام) می دویدند( همانند تشریفاتی که ایرانیان قدیم برای شاهان خود انجام می دادند.) این مراسم گرچه بیان گر علاقه آنها به علی (علیه السلام) بود، ولی امام علی(علیه السلام) نمی خواست که آنها به پیروی از سنت، شخصیت انسانی خود را خوار سازند، از این رو شدیدا آن ها را از چنین روشی نهی کرد و فرمود:« سوگند به خدا! با این رفتار، زمامداران شما بهره مند نمی شوند، و شما در دنیا با این رفتار، خود را به زحمت بیهوده می اندازید که موجب خشم خدا شده و برای قیامت شما نیز مایه بدبختی است، آیا هیچ خردمندی، خشم خدا را به بهای مشقت و زحمت بیهوده خویش خریدار است؟!» به این ترتیب امام علی(علیه السلام) به آن تازه مسلمانان، درس عزت نفس و بلند همتی آموخت وآنان را از برنامه های غلط طاغوتی بر حذر داشت، و سنت های بالنده اسلامی را به آنان آموخت، و همچنین به زمامداران آموخت که هرگز برای شکوه ظاهری خود، به ذلت دیگران، خشنود نگردند. این جاست که مغیره بن شعبه( سیاستمدار عرب) همواره می گفت: کان علی علیه السلام امیل الی الموالی و الطف بهم و کان عمر اشد تباعدا منهم. تمایل و مهربانی علی(علیه السلام) نسبت به موالی، بیشتر بود، و عمر بر عکس، به شدت از آن ها دوری می کرد. _شيخ صدوق نقل میكند:"بهدية النيروز ، فقال عليه السلام : ما هذا؟"خدمت حضرت امير (علیه السلام) هديه اى آوردند، حضرت فرمود اين چه هديه اين است؟ پاسخ دادند:«يا أمير المؤمنين اليوم النيروز»اين هديه روز نوروز است، حضرت هديه را پذيرفت و فرمود «اصنعوا لنا كل يوم نيروزا» شما هر روز را براى ما نوروز قرار دهيد. (هر روزتان نوروز باد) (من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 300، ح 4073) ادامه دارد... |
|||
|
|
۱۰:۰۰, ۱۹/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
سلام آقای ریونجر
ممنون از مطالب خوبتون آیا این روش بر خورد در مورد غیر مسلمانان نیز وجود داشت یا اینکه تنها شامل مسلمانان ایران می شد؟ اگر روایتی در این مورد هم بفرمایید ممنون میشم. و اینکه آیا می توان گفت که شاید بعضی احکام که با این منش در تناقض به نظر می رسند، بعد از وفات پیامبر وارد اسلام شده شده باشند؟ موفق باشید |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اسلام ، ایران باستان و زرتشت از دیدگاه استاد رحیم پور ازغدی | terveh3001 | 0 | 1,670 |
۱۹/مرداد/۹۳ ۲۱:۲۸ آخرین ارسال: terveh3001 |
|
| یورش به خانه وحی ( اسناد حمله به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در منابع اهل سنت) | أین المنتظر | 10 | 7,790 |
۲۳/تیر/۹۱ ۱۳:۵۸ آخرین ارسال: مجید121 |
|
| آيا امام حسن و امام حسين در حمله ی اعراب به ایران شرکت .... | محمد667 | 1 | 3,936 |
۱۴/فروردین/۹۱ ۱۵:۱۴ آخرین ارسال: شهـاب |
|
| نظر امام علي(عليه السلام) درباره حمله اعراب به ايران ...... | محمد667 | 0 | 1,798 |
۱۳/فروردین/۹۱ ۰:۳۹ آخرین ارسال: محمد667 |
|










هرچند در معنا باید قم نوشته بشه ولی در مفهوم ایرانه



