تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: .::صادق آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)::.
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
سلام
پیرو بحث تقیه

امام صادق علیه السلام و تقیّه
همان طور که بیان شد، اکثر روایات فقهی شیعه از زبان امام صادق علیه السلام صادر شده است. هم چنان که بیشترین موارد تقیّه، به ویژه تقیّه فقهی و نیز حمل بر تقیّه را در روایات آن حضرت مشاهده می کنیم. همچنین دوره امامت آن حضرت یکی از طولانی ترین دوران های امامت ائمّه علیهم السلام به شمار می رود. امام صادق علیه السلام اگرچه در مقطعی از دوره امامت خود ـ به خصوص پس از حکومت هشام تا دهه اوّل حکومت منصور ـ یعنی از سال 125 تا 145 ق. توانست آزادانه به نشر حقایق و معارف بپردازد، اما عواملی باعث صدور روایات تقیّه ای از آن حضرت شد؛ همچون:

1. تقیّه از حکومت در دوران هشام و منصور.
2. پراکندگی اصحاب آن حضرت از جهت مذهب که در مواردی ایشان، طبق مذهب فقهی پرسشگران جواب می داد.
3. حفظ جان اصحاب خود.
4. شکّاک بودن بعضی از اصحاب. بنابر اظهارات فوق، احتمال تقیّه در روایات آن حضرت حتی اگر ناقل آن، اصحاب خاصّی همانند زراره باشد، فراوان است. همچنین اگر بخواهیم با ترسیم یک منحنی روایات تقیّه را بررسی کنیم، باز به این نتیجه می رسیم که دوره امامت امام صادق علیه السلام بلندترین نقطه این منحنی را به خود اختصاص می دهد. برای روشن تر شدن این مطلب، ذکر یک نکته کافی است که 53 روایت از 106 روایات مربوط به تقیّه (با حذف مکرّرات) که در کتاب بحارالانوار جمع آوری شده، از امام صادق علیه السلام نقل شده است.بحارالانوار، ج 75، ص 393 ـ 443.
یعنی حدود 50 درصد روایات تقیّه را شامل می شود و این رقم غیر از احادیث مربوط به تقیّه است که امام صادق علیه السلام از قول امامان پیش از خود نقل می کند.
علت فراوانی این روایات را تنها در بُعد سیاسی، می توان معلول فشارهای سهمگین حکومت های مرکزی در دوران اوّل و سوم و تا حدودی دوره دوم امامت آن حضرت دانست.
رشد روایات در بخش های دیگر را نیز می توان در عللی همچون:
1. طولانی بودن دوران امامت ایشان،
2. توفیق فراوان آن حضرت در نشر معارف و احکام اسلام،
3. از سوی دیگر، اختلاف مذهب داشتنِ چهار هزار شاگرد و راوی از آن حضرت،
4. شدّت اختلاط اقلیّت شیعیان با اکثریّت سنّی ـ که افراد متعصّب فراوانی را در خود جای داده بود ـ جست و جو نمود.(الارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 179. )
همچنین فعّالیّت شدید غالیان که در این دوره به نقطه اوج خود رسیده بودند و بهره برداری آنان از شخصیّت و روایات ائمه علیهم السلام را نیز نباید از نظر دور داشت. این امر موجب می شد امام از اصحاب خود بخواهد معارف بلند شیعه را در دسترس همگان قرار ندهند و در بیان آنها تقیّه نمایند.ر.ک: غالیان، کاوشی در جریان ها و برآیندها، نعمت اللّه صفری.
شيرين ترين مخلوق

در ترکيب خانواده و اجتماع، جوان، گل خوش بوي خانه و جامع است. جوان در
ميان آفريده هاي الهي، زيباترين و دوست داشتني ترين خلقت را دارا است؛ زيرا از بهترين حالتهاي وجودي انسان، مانند فطرت پاک، قلب مهربان و روح سالم برخوردار است. فردي از امام صادق عليه السلام پرسيد: چه چيزي از همه مخلوقات الهي شيرين تر است؟ امام فرمود: «فرزند جوان.» آن فرد پرسيد: چه چيزي تلخ ترين است؟ فرمود: «از دست دادن همان فرزند جوان». (23)
دانش آموزي

مهم ترين عنصر تکامل انسان در هر دوره به ويژه جواني، بهره گيري از دانش و به کارگيري انديشه است. به همين دليل، در آموزه هاي اسلامي درباره آموختن و آموزش، سفارش هاي بسياري ديده مي شود. از آنجا که دانش در دوران جواني اهميت ويژه اي دارد، امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «دوست ندارم جواني از شما را ببينم، مگر در يکي از اين دو حالت: يا دانشمند باشد يا در حال دانش آموختن. اگر به دنبال دانش نرود، کوتاهي کرده و موجب تباهي عمر خود شده است و اگر عمر خويش را تباه کند، گناه کرده است. به خدايي که محمد را به حق مبعوث فرمود، سوگند مي خورم در اين صورت، وي در آتش دوزخ ساکن مي شود». (24)
سلام
اینک به بررسی مواردی از روایات حضرت در این زمینه می پردازیم:
1. تقیّه سیاسی
مواردی از تقیّه سیاسی در سیره امام صادق علیه السلام و یارانش را می توان این گونه برشمرد:
1. پوشیدن لباس سیاه در فقه شیعه مکروه است، اما این لباس در زمان قیام عباسیان و پس از آن، به صورت شعار آنان درآمد و لذا در تاریخ با عنوان «مسودة» (سیاه جامگان) معروف شدند. در روایتی آمده است هنگامی که امام صادق علیه السلام در «حیره» به سر می برد، فرستاده ابوالعبّاس سفّاح برای او لباس بارانی فرستاد که یک طرف آن سفید و طرف دیگر آن سیاه بود. امام علیه السلام آن را پوشید و فرمود: «اما انّی البسه و انا اعلم انّه لباس اهل النّار49؛ من آن را می پوشم در حالی که می دانم لباس اهل آتش است.» در روایت دیگری به همین مضمون چنین وارد شده است که امام علیه السلام حتی آستر و پنبه لباس های خود را سیاه کرده بود.همان، ص 280، ح 9.
2. امام صادق علیه السلام در حدیثی می فرمایند:
«کلّما تقارب هذا الأمر کان أشدّ للتقیّة؛ هرچه به این امر نزدیک تر می شویم، تقیّه شدیدتر می گردد.»بحارالانوار، ج 75، ص 434، ح 97.علاّمه مجلسی هذاالأمر را به «خروج قائم علیه السلام » تفسیر کرده است. اما شاید بتوان آن را به قصد امام علیه السلام برای قیام و نزدیک شدن زمان آن نیز تفسیر نمود که البته به علّت دگرگونی شرایط محقّق نشد.
3. با آن که زیارت امام حسین علیه السلام در کربلا در آن زمان برای شیعیان خطراتی را دربرداشت، اما به جهت خاموش نشدن این مشعل فروزان، امام صادق علیه السلام شیعیان را به زیارت بسیار مختصری که مخصوص حال تقیّه است، توصیه می نمایند. بدین قرار: این زیارت پس از غسل و پوشیدن لباس تمیز، فقط بر سه مرتبه گفتن «صلّی اللّه علیک یا ابا عبداللّه» مشتمل است.وسائل الشیعه، ج 10، ص 357، ح 3.
در روایت دیگری، امام صادق علیه السلام ضمن بیان آداب زیارت، سفارش به تقیّه را یادآور می شوند و می فرمایند: «وَ یلزمک التّقیّة الّتی هی قوام دینک بها؛ لازم است تقیّه ای که قوام دین به آن است را رعایت کنی.»همان، ص 413، ح 1.
سفارش به شيعيان


گذشت زمان، فاصله افتادن ميان شيعيان، کاهش ارتباط آنها با امامان، تهاجم فرهنگ هاي گوناگون به جامعه شيعي و راه يافتن برخي انحراف ها، سبب شد فرهنگ اجتماعي شيعيان دگرگون شود. به همين دليل، برخي نام شيعه داشتن و صرف اظهار محبت به اهل بيت را مايه نجات خويش در آخرت مي دانستند، در
حالي که امام صادق عليه السلام به يکي از از يارانش فرمود: «به خدا سوگند، کسي بدون طاعت، به خدا نزديک نمي شود. هر کس فرمانبردار خدا باشد، دوست ماست و هرکس خدا را معصيت کند، دشمن ما خواهد بود. همانا بدانيد کسي به ولايت ما نمي رسد، مگر با دوري از کارهاي حرام». (25)

پي نوشتها:

1. قطب راوندي، الخرايج و الجرايح: شيخ اسدالله رباني، قم، انتشارات مصطفوي، ج 1، ص 268.
2. علامه مجلسي، جلاء العيون ، قم، انتشارات سرور، 1375، ص 870.
3. کليني، کافي، تهران، نشر دارالکتب الاسلام يه، 1365، چ 4، ج 1، ص 475.
4. نک: سيد علي خامنه اي، پيشواي صادق، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1383، چ 1، صص 16-20.
5. سيد ابوالقاسم خويي، معجم رجال الحديث، قم، مدينة العلم، ج 10، ص 273.
6. شيخ طوسي، اختيار معرفه الرجال (رجال الکشي)، بيروت، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، ج 1، ص 386.
7. همان، ص 138.
8. معجم رجال الحديث، ج 10، ص 273.
9. سيد احمد صفايي، هشام بن حکم مدافع حريم ولايت، تهران، آفاق، 1359، ص 14.
10. احمد بن علي نجاشي، فهرست اسماء مصنفي الشيعه (رجال نجاشي)، قم، مکتبه الداوري، 1398 ق، ص 433.
11. عبدالله مامقاني، تنقيح المقال، تهران، جهان، ج 3، ص 294.
12. رجال نجاشي، ص 309؛ ابن داوود؛ رجال، قم، منشورات الرضي، ص 152.
13. معجم الرجال الحديث، ج 13، ص 335.
14. رجال کشي، جلد 2، ص 473.
15. کافي، ج 2. ص 599.
16. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1403 هـ. ق، چ 2، ج 89، ص 81.
17. طلاق: 2.
18. رعد: 28.
19. اعراف: 95.
20. بحارالانوار، ج 71، ص 395.
21. علي بن عيسي الاربلي، کشف الغمه، بيروت، دارالاضواء، ج 2، ص 208.
22. بحار الانوار، ج 1، ص 159.
23. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1413 هـ. ق، ج 1، ص 188.
24. بحارالانوار، ج 1، ص 170.
25. کافي، ج 2، ص 173.
منبع: ماهنامه ي گلبرگ
53
2. تقیّه اجتماعی
در زمان امام صادق علیه السلام تقیّه اجتماعی نیز ابعاد گسترده تری می یابد و با بررسی سیره امام و اصحاب او، به موارد فراوانی از این نوع تقیّه برخورد می کنیم. از جمله درباره آن حضرت داستانی بیان شده است، بدین گونه که: آن حضرت هنگام شنیدن دشنام به علی علیه السلام از بعضی از مخالفان، خود را در پشت ستون مخفی کرده و پس از تمام شدن دشنام، به نزد آن مخالف آمده و به وی سلام کرده و با او مصافحه نمود.بحارالانوار، ج 75، ص 411، ح 61.
در روایات فراوانی آن حضرت دستور تقیّه اجتماعی را برای اصحاب و یاران خود صادر می فرماید که به چند مورد آن اشاره می نماییم:
1. «کظم الغیظ عن العدو فی دولاتهم تقیّة حزم لمن اخذ بها و تحرّز من التعرّض للبلاء فی الدّنیا؛فرو بردن خشم از دشمن در زمان حکومت آنها به جهت تقیّه، احتیاط است برای کسی که آن را عمل کند و دوری جستن از بلا در دنیا می باشد.»همان، ص 399، ح 38.
2. امام صادق علیه السلام در حدیثی ضمن تفسیر آیه ای از قرآن چنین می فرماید: ««قولوا للنّاس حسناً»بقره / 83.
، ای للنّاس کلّهم مؤمنهم و مخالفهم، امّا المؤمنون فیبسط لهم وجهه و امّا المخالفون فیکلّمهم بالمداراة لاجتذابهم الی الایمان فانّه بأیسر من ذلک یکفّ شرورهم عن نفسه و عن اخوانه المؤمنین؛ این که خداوند می فرماید: «با مردم به نیکویی سخن گویید.» یعنی با همه مردم چه مؤمنان و چه مخالفان. اما با مؤمنان با گشاده رویی برخورد می کند و با مخالفان با مدارا، تا آنها را به ایمان جذب نماید، که به آسان تر از این می توان شرور آنها را از خود و از برادران مؤمنش دفع کند.»بحارالانوار، ج 75، ص 401، ح 42. [/b]

3. نیز می فرماید: «انّ مداراة اعداءاللّه من افضل صدقة المرء علی نفسه و اخوانه؛ مدارا با دشمنان خدا از برترین صدقه های انسان برای حفظ خود و برادرانش می باشد.»بحارالانوار، ج 75، ص 401، ح 42.
4. امام در روایت دیگری نتیجه عالی «مدارا» را چنین بیان می فرماید: «من کفّ یده عن النّاس فانّما یکفّ عنهم یدا واحدة و یکفون عنهم ایادی کثیرة؛ کسی که (با مردم مدارا کند و) از برخورد شدید با مردم دوری گزیند، در حقیقت او تنها یک دست (یک نفر) را از آزار مردم دور داشته، اما دست های (افراد) فراوانی را از اذیّت و آزار خود باز داشته است.»همان، ص 419، ح 73.
5. امام صادق علیه السلام در روایتی مفصّل، در بیان فرق بین حکومت بنی امیه و امامت ائمه علیهم السلام می فرماید: «انّ امارة بنی امیّة کانت بالسّیف و العسف و الجور و انّ امامتنا بالرّفق و التّألّف و الوقار و التّقیة و حُسن الخلطة والورع و الاجتهاد فرغبوا النّاس فی دینکم و فیما انتم فیه؛ حکومت بنی امیه با شمشیر، ظلم و جور سرپا بود و اما امامت ما با نرمی، الفت با همدیگر، وقار، تقیّه، خوش برخوردی، پرهیزکاری و اجتهاد همراه است. پس مردم را در دینتان و در آنچه شما برآنید (امامت و ولایت)، تشویق کنید.»وسائل الشیعه، ج 5، ص 430، ح 9.
بسم الله الرحمن الرحیم
3. تقیّه فقهی

«فقه شیعه» در دوران 34 ساله امامت امام صادق علیه السلام به نقطه اوج بالندگی و شکوفایی خود رسید، به گونه ای که به «فقه جعفری» معروف شد. روایات فقهی تقیّه ای نیز رشد روز افزونی پیدا کرد. گستردگی تقیّه و روایات تقیّه ای به گونه ای بود که بعضی از یاران در استفتای مکاتبه ای خود تصریح می کنند که مسأله تقیّه در میان نیست و خواستار بیان حکم در حالت عادی می شوند؛(وسائل الشیعه، ج 3، ص 251، ح 4.) از جمله:

1. ابوبصیر از امام صادق علیه السلام درباره جواز سجده بر گلیم می پرسد و امام علیه السلام جواب می دهد: «اذا کان فی تقیّة فلابأس به؛ اگر در حالت تقیّه باشد، اشکالی ندارد.»(وسائل الشیعه ص 596، ح 3.)
2. امام صادق علیه السلام درباره کیفیت برگزاری نماز خود با اهل سنّت چنین می فرماید: «فامّا أنا فاُصَلّی معهم و اریهم انّی اسجد و مااسجد؛ من با آنان نماز می خوانم و چنین وانمود می کنم که سجده می نمایم، در حالی که سجده نمیکنم.» ( وسائل الشیعه ج 5، ص 385، ح 8. )
3. امام صادق علیه السلام در روایتی سوگند دروغین به جهت تقیّه را مجاز شمرده و برای شکستن آن کفّاره ای قائل نمی شوند: «لاحنث و لاکفّارة علی من حلف تقیّة یدفع بذلک ظلماً عن نفسه؛ کسی که به جهت تقیّه و برای دفع ظلم از خود، سوگند بخورد (و بعد خلاف آن عمل کند) این سوگند شکسته نمی شود و کفّاره ای ندارد.»(ج 5، ص 385، ح 8.)
انديشه‏هاى اقتصادى امام صادق عليه السلام




[تصویر: 11156.jpg]

سرآغاز

يكى از بارزترين امتيازهاى جوامع ايده آل، داشتن اقتصادى سالم، پويا و وجود مجريان فعال، متعهد و كاردان در عرصه‏هاى اقتصادى است . پيامبران الهى نيز براى ايجاد قسط و عدالت در سطح وسيع آن در ميان اقشار مختلف جامعه و تامين نيازهاى مادى مردم و آبادانى و آسايش آنان به وسيله توزيع عادلانه امكانات، سرمايه‏ها، ايجاد زمينه‏هاى مناسب، اطلاع رسانى همگانى و بالاخره ترويج احسان، نيكوكارى و خدمت رسانى كوشيده‏اند تا مردم را به سوى سعادت و نيك بختى سوق دهند . اين تلاشها كه در جهت تحقق بخشيدن به مقاصد الهى و اهداف آسمانى اديان توحيدى و پيامبران و فرستادگان از سوى خداوند متعال انجام مى‏گيرد، به منظور فراهم نمودن زمينه‏هاى عبوديت و قرب الهى براى عموم انسانهاى سعادت طلب و حقيقت‏خواه مى‏باشد . در اين نوشتار به بررسى برخى از انديشه‏هاى اقتصادى امام صادق عليه السلام در عرصه جامعه اسلامى مى‏پردازيم .
سلام
4. تقیّه کلامی
به موازات رشد و بالندگی فقه شیعه به وسیله امام صادق علیه السلام ، کلام و معارف شیعه نیز در این زمان توسّط آن حضرت به نقطه اوج شکوفایی رسید و توانست در میان همه مذاهب کلامی رایج در آن روزگار، راه خود را پیموده و خود را در صدر مذاهب کلامی که در ضمن مبتنی بر اصول و قواعد قطعی بود، قرار دهد. لذا در میان اصحاب امام صادق علیه السلام به چهره های کلامی متبحّری همانند «هشام بن حَکم» برخورد می کنیم که در مبارزات کلامی خود با دیگر مذاهب کلامی، همیشه بر آنها پیروز است؛ به طوری که امام علیه السلام هشام را با آنکه جوان نورسی است، در صدر مجلس خود جای می دهد. با مراجعه به ابواب مختلف کلامی مشاهده می کنیم که قسمت عمده روایات کلامی شیعه و همچنین تقیّه کلامی از زبان امام صادق علیه السلام نقل شده است. حال با این توضیحات، به چند نمونه از تقیّه های کلامی امام، اشاره می نماییم:

1. از امام صادق علیه السلام پرسیدند: زده شدن گردن ها برای شما محبوب تر است. یا برائت از علی علیه السلام . حضرت فرمود: «رخصت (یعنی استفاده از تقیّه) برای من محبوب تر است.» و آنگاه به آیه نازل شده در شأن عمّار استناد نمود.وسائل الشیعه، ج 11، ص 479، ح 12.

2. در روایتی امام صادق علیه السلام چنین می فرماید: «ایّا کم و ذکر علیّ و فاطمة علیهماالسلام فانّ النّاس لیس شی ء ابغض الیهم من ذکر علیّ و فاطمة علیهماالسلام ؛ از آوردن نام علی و فاطمه علیهماالسلام نزد مردم بپرهیزید، زیرا آنها یادآوری این دو را از هرچیز دیگر ناخوش تر می دارند.»همان، ص 486، ح 2.
* * *

علاوه بر تقسیم بندی مذکور، به حسب استفاده از آیات شریفه و روایات وارده، «تقیّه» دارای تقسیم بندی دیگری نیز می باشد:.ک: تقیّه در اسلام، علی تهرانی، چاپ فیروزیان، مشهد 1354 ش.

1. تقیّه اکراهیه: عمل نمودن شخص مجبور هنگام اکراه و اجبار، برای حفظ جان و سایر شئون خود.

2. تقیّه خوفیه: انجام اعمال و عبادات بر طبق فتاوای رؤسای علمی اهل سنّت (در محیط آنها) و احتیاط کامل گروه اقلیت در روش زندگی و معاشرت باگروه اکثریت، برای حفظ جان و سایر شئون خود و هم مسلکان.

3. تقیّه کتمانیه: کتمان مرام و حفظ مسلک و اختفای مقدار عدّه و قدرت جمعیّت هم مسلکان و فعّالیت سرّی در پیشبرد اهداف در موقع ضعف و هنگام مهیّا نبودن برای انتشار مرام که مقابل فعالیّت علنی در موقع قدرت و تهیّه قوای کافی است.

4. تقیّه مداراتیه: حُسن معاشرت و زندگی با اهل سنّت (اکثریت جامعه اسلامی) و حضور در مجامع و محافل عبادی و اجتماعی آنان، برای حفظ وحدت، اتّحاد اسلامی و تشکیل یک دولت با قدرت.
ارزش كارهاى اقتصادى

آن حضرت كار و تلاش در راه تامين نيازهاى ضرورى زندگى را همسان با جهاد در راه خدا قلمداد مى‏كرد و مى‏فرمود: «الكاد على عياله كالمجاهد فى سبيل الله; (1) آن كه براى تامين معاش خانواده‏اش تلاش كند، همانند رزمنده در راه خدا است .»
از منظر پيشواى ششم عليه السلام افراد سست عنصر و بى‏كار و بى تفاوت، مورد خشم و غضب الهى هستند; چنان كه مى‏فرمايد: «ان الله عز وجل يبغض كثرة النوم و كثرة الفراغ; (2) خداوند متعال زيادى خواب و بى‏كار بودن را دشمن مى‏دارد .»
علاء بن كامل يكى از ياران آن حضرت روزى به محضرش شتافت و التماس دعا گفت، و اضافه نمود كه: اى پسر پيامبر صلى الله عليه و آله! از خداوند متعال بخواه كه زندگى راحت و مرفهى داشته باشم! امام صادق عليه السلام پاسخ داد: «لا ادعولك، اطلب كما امرك الله عز وجل; (3) من برايت دعا نمى‏كنم، تو [زندگى مرفه و راحت را] از همان راهى بخواه كه خداوند متعال به تو فرمان داده است [يعنى از راه تلاش و كوشش] .»
بهبود بخشيدن به وضع زندگى و تدارك برخى از برنامه‏هاى اقتصادى در جامعه نه تنها نقص و عيبى براى يك انسان مسلمان به حساب نمى‏آيد، بلكه ناشى از قوت ايمان و اراده استوار او در راه رسيدن به اهداف والاى معنوى است . رئيس مذهب جعفرى عليه السلام بر اين انديشه پاى مى‏فشرد كه: «ينبغى للمسلم العاقل ان لا يرى ظاعنا الا فى ثلاث: مرمة لمعاش او تزود لمعاد او لذة فى غير ذات محرم; كوچيدن براى يك مسلمان عاقل شايسته نيست مگر در سه مورد: بهبود بخشيدن به وضع اقتصادى (سفرهاى تجارتى و . .). ، كسب توشه آخرت (سفرهاى زيارتى)، رسيدن به لذتهاى حلال (سفرهاى تفريحى) .» (4)
امام صادق عليه السلام افزون بر ترغيب بندگان صالح به سوى فعاليتهاى اقتصادى، خود نيز به غلامش، مصادف، چنين دستور مى‏داد: «اتخذ عقدة او ضيعة فان الرجل اذا نزلت‏به النازلة او المصيبة فذكر ان وراء ظهره ما يقيم عياله كان اسخى لنفسه; (5) مكانى پر درخت و يا ملك ثابت و غيرمنقولى به دست آور! چرا كه هر گاه براى شخصى حادثه‏اى يا مصيبتى رخ نمايد و احساس كند كه براى تامين خانواده خود پشتوانه‏اى دارد، روح [و جانش] راحت‏تر خواهد بود .»
پيشواى ششم از افرادى كه در ظاهر زهد فروشى كرده، مردم مسلمان را به بهانه تقوا و ترك دنيا از فعاليتهاى اقتصادى منع مى‏كردند انتقاد مى‏نمود وشيوه غلط آنان را تخطئه مى‏كرد . سفيان ثورى از عالمان زهد فروش و ظاهر سازى بود كه علاوه بر مردم عادى، امام صادق عليه السلام را نيز از مظاهر دنيوى منع كرد . او زمانى مشاهده كرد كه امام صادق عليه السلام لباس نو و مناسبى پوشيده است، به امام عليه السلام گفت: تو نبايد خود را به زيورهاى دنيا آلوده سازى! براى تو زهد و تقوا و دورى از دنيا و مظاهر آن شايسته است . امام صادق عليه السلام با پاسخهاى منطقى خويش وى را به اشتباهات خود واقف ساخت و از تفكرات صوفى مآبانه و انحرافى وى به شدت انتقاد نمود و فرمود: «مى‏خواهم به تو سخنى بگويم، خوب توجه كن، سخن من به دنيا و آخرتت مفيد خواهد بود . اى سفيان! رسول گرامى اسلام در زمانى زندگى مى‏كرد كه عموم مردم از نظر اقتصادى در مضيقه بودند و پيامبر صلى الله عليه و آله خود را با آنان در زندگى ساده و فقيرانه هماهنگ مى‏كرد، اما اگر روزگارى وضع معيشتى مردم بهتر شد اهل ايمان و نيكان و خوبان روزگار به بهره‏گيرى از آن سزاوارترند نه انسانهاى فاجر و منافق و كافر . اى ثورى! به خدا سوگند! در عين حالى كه وضع معيشتى خوبى دارم و از نعمتها و موهبتهاى خداوند متعال كمال بهره را مى‏برم، اما از روزى كه خود را شناخته‏ام شب و روزى بر من نمى‏گذرد مگر آنكه حقوق مالى خود را بر طبق فرمان خداوند متعال كه بر من واجب كرده است، ادا مى‏كنم و به مصرف مناسبش مى‏رسانم .» (6)
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع