تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: .::صادق آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)::.
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
تقیّه اکراهیه

عمر بن مروان خزاز روایت کرده: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: چهارچیز از امت من برداشته شده است:

اوّل: امری که در انجام آن مضطر باشند.

دوم: کاری که فراموش نمایند.

سوم: امری که اجبار بر آن شده باشند.

چهارم: فعلی که فوق طاقت آنهاست.

[b]و فرمود: این امر از کتاب خدا استفاده می شود وسائل الشیعه، کتاب امر به معروف، باب 25

: «ربّنا لا تؤاخذنا ان نسینا او اخطأنا ربّنا و لاتحمل علینا اصراً کما حملته علی الذین من قبلنا ربّنا و لاتُحمّلنا ما لا طاقةَ لنا به»بقره / 286.، «الاّ من اکره و قلبه مطمئن بالایمان»نحل / 106..
[/b]


در این روایت شریف حضرت امام صادق علیه السلام از نبیّ اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نقل نموده، یکی از امور برداشته شده از این امت، امری است که به انجام آن اکراه و اجبار شوند گرچه ترک واجب و فعل حرام باشد. حضرتش ذیل این حدیث به آیه ای که درباره عمّار نازل شده تمسّک فرموده اند.

از اطلاق این روایت چنین استفاده می شود که حرمت یا وجوب امرِ مورد اکراه و اجبار، گرچه در نهایت اهمّیت و لزوم برای شخص مورد اکراه و یا برای محیط اسلامی اش باشد، برداشته شده و می تواند در فرض اوّل انجام داده و در فرض دوم ترک نماید. تقیّه برای افرادی که قلباً ایمان دارند، در مواقع اضطرار و خطر جانی جایز است و تقیّه اکراهیه، مطابق روش عقلا، برای حفظ هدف و غرض مسلکی و ترجیح اهم بر مهم است.
رعايت اصول

يك فرد دور انديش در طول زندگى خود تلاش مى‏كند كه با بهره‏گيرى از اصول كاربردى اقتصادى بر رفاه و آسايش خود و خانواده‏اش بيفزايد و زندگى آرام و راحتى را براى پيمودن راه سعادت داشته باشد . امام صادق عليه السلام برخى از اين اصول را چنين مطرح مى‏كند:
الف) بهره‏گيرى از تجربه
بدون ترديد تجربه كارى هر انسانى، او را در برنامه ريزيهاى آينده‏اش مدد مى‏كند و هر قدر تجربه‏هاى زندگى بيشتر باشد و انسان آنها را در زندگى اش به كار گيرد، مسلم است كه توفيقات بيشترى در اين زمينه خواهد داشت . امير مؤمنان فرمود: «العقل حفظ التجارب; (7) از نشانه‏هاى خرد، نگه دارى تجربه‏هاست .» و در اين زمينه مسعود سعد زيبا گفته:
اى مبتدى، تو تجربه، آموزگار گير
زيرا كه به، ز تجربه، آموزگار نيست
امام صادق عليه السلام در اين زمينه رهنمود راهگشايى را به رهروان حقيقت طلب ارائه مى‏دهد و تاكيد مى‏كند كه «المؤمن حسن المعونة، خفيف المؤونة، جيد التدبير لمعيشتة، لا يلسع من حجر مرتين; (8) مؤمن در يارى كردن زيباست (به زيباترين صورت ديگران را يارى مى‏كند)، كم تكلف است (براى ديگران تكلف‏ساز نيست) و زندگى اش را خوب اداره مى‏كند و از يك سوراخ دو بار گزيده نمى‏شود (تجربه بار اول برايش كافى است) .»
تقیّه خوفیه
1. حسن بن زید بن علی از حضرت امام صادق علیه السلام ، از پدرش نقل می نماید: رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مکرّراً می فرمود: «لا ایمان لمن لاتقیّة له؛ کسی که تقیّه نکند، دارای ایمان نیست.» و می فرمود: خدای تعالی فرموده: «الاّ أن تتّقوا منهم تُقاة»وسائل الشیعه، کتاب امر به معروف، باب 24..
[/b]
[b]نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم ذیل کلامش لزوم تقیّه را مطرح نموده و جهت بیان آن، متمسّک به آیه 28 سوره آل عمران شده اند، که خداوند فرموده: فقط در مورد ترس از محذور و به خاطر دفع ضرر، تقیّه خوفیه نمایید و در ظاهر باکفّار دوستی و همبستگی کنید.

[/b]
[b]2. حضرت صادق علیه السلام می فرماید: «استعمال التّقیة لصیانة الاخوان فان کان هو یحمی الخائف فهو من اشرف خصال الکرام؛ عمل به تقیّه، برای حفظ برادران ایمانی است. و اگر عمل مذکور بیمناکی را از هراس رهانده و حفظ نماید، شریف ترین علائم کرم و بزرگواری است.»
وسائل الشیعه، کتاب امر به معروف، باب 28.
[/b]

[b]3. شیخ طوسی مسنداً از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده: «علیکم بالتقیّة فانّه لیس منّا من لم یجعلها شعاره و دثاره مع من یأمنه لتکون سجیّته مع من یحذره
(وسائل الشیعه، کتاب امر به معروف، باب 24.) ؛ موالیان ما! همیشه ملازم با تقیّه باشید. همانا کسی که در حال ایمنی و نزد افراد بی آزار تقیّه را شعار و لباس خود ننماید تا عادت او شده و در مورد خوف و نزد ستمکار فراموش نکند، از ما نیست.»
[/b]

[b]در این روایت، امام صادق علیه السلام شیعیان خود را دستور به تمرین وظیفه تقیّه می فرماید تا در مورد خوف و پیش آمد ناگهانی، به طور طبیعی مهیّای انجام وظیفه باشند.
ب) استفاده از فرصتها

در زندگى گاهى فرصتهايى به دست مى‏آيد كه شخص مى‏تواند از آن فرصت‏به نحو شايسته‏اى براى بهبودى دين و دنياى خويش بهره‏گيرد . تيزبينى و آينده نگرى افراد موجب مى‏شود كه اين فرصتهاى طلايى عاملى براى ارتقاى جايگاه معنوى و اجتماعى آنان گردد . بدون شك از دست دادن چنين فرصتهايى موجب غم و اندوه و پشيمانى خواهد بود . سعديا، دى رفت و فردا همچنان موجود نيست در ميان اين و آن فرصت‏شمار امروز را امام صادق عليه السلام در اين زمينه مى‏فرمود: «الايام ثلاثة: فيوم مضى لا ي در ك‏و يوم الناس فيه فينبغى ان يغتنموه و غدا انما فى ايديهم امله; (9) روزها سه گونه‏اند: يا روزى است كه گذشته و ديگر به دست نمى‏آيد و يا روزى است كه مردم در آن به سر مى‏برند و شايسته است كه آن را غنيمت‏شمارند و يا آينده‏اى است كه آرزوى رسيدن به آن را دارند .» پيشواى ششم عليه السلام در سخن ديگرى ضرورت بهره‏گيرى از فرصتها را يادآور شده، مى‏فرمايد: «هر كس فرصتى را به دست آورد و با اين حال منتظر فرصت‏بهترى باشد، روزگار آن فرصت‏به دست آمده را از دستش خواهد گرفت; زيرا عادت روزگار سلب فرصتها و رسم زمانه از بين بردن موقعيتهاست .» (10)
ج) تلاش و كوشش
از مهم‏ترين رموز توفيق در زندگى، تلاش دائم و پايدارى در راه هدف مى‏باشد . تحرك و پويايى كه از اعتقاد راسخ انسان به مقاصد خويش سرچشمه مى‏گيرد، در راه رسيدن به مراد ضرورى‏ترين عامل به شمار مى‏آيد . انسان مسلمان براى رسيدن به سعادت اخروى بايد در امور دنيوى خويش نيز تلاش كند و آن را به عنوان وسيله و پلى براى وصال به مطلوب بنگرد .
على بن عبدالعزيز مى‏گويد: امام صادق عليه السلام روزى از من احوال عمر بن مسلم را پرسيد . عرضه داشتم: فدايت‏شوم او از تجارت دست‏برداشته و به عبادت و نماز و دعا روى آورده است . امام فرمود: «واى بر او! آيا او نمى‏داند كه هر كس به دنبال دنيا و كسب روزى حلال نرود، دعايش مستجاب نخواهد شد .» سپس امام افزود: «هنگامى كه آيه «من يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب‏» ; (11) «هر كس تقواى الهى پيشه كند (خداوند) راه خروج از مشكلات را برايش قرار مى‏دهد و از جايى كه گمان نمى‏برد روزى اش مى‏دهد .» نازل شد، تنى چند از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله از كسب و كار دست كشيده و درها را به روى خود بسته، مشغول عبادت شدند تا خداوند متعال روزى آنان را از طريق عبادت برساند . هنگامى كه رسول اكرم صلى الله عليه و آله خبردار شد، آنان را احضار نمود و فرمود: شما به چه انگيزه‏اى از كسب و كار دست كشيده و از جامعه فاصله گرفته و به عبادت پرداخته‏ايد؟! گفتند: يا رسول الله! خداوند روزى ما را تكفل كرده و ما هم به عبادت او روى آورده‏ايم! رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «انه من فعل ذلك لم يستجب له، عليكم بالطلب; هر كس چنين كند دعاى او پذيرفته نخواهد شد، بر شما باد به كسب [روزى و درآمد] .» (12)
حضرت امام صادق عليه السلام در سخن ديگرى توضيح مى‏دهد كه برخى از افراد دعايشان هيچ گاه به اجابت نخواهد رسيد، و از جمله فرمود: «رجل جالس فى بيته يقول اللهم ارزقنى فيقال له الم آمرك بالطلب; (13) مردى در خانه‏اش نشسته و مدام مى‏گويد: خدايا! به من روزى عطا كن! به او گفته مى‏شود: آيا تو را فرمان ندادم به طلب [روزى] .»
در هر صورت، براى رسيدن به مقصود بايد تلاش نمود و در راه آن مشكلات و سختيها را تحمل كرد تا اينكه از ديگران بى نياز شده، به استقلال اقتصادى برسيم . عطار نيشابورى مى‏گويد:
به يكبارى نيايد كارها راست
به بايد كرد ره را بارها راست
به يك ضربت نخيزد گوهر از سنگ
به يك دفعت نريزد شكر از تنك
نگردد پخته هر ديگى به يك سوز
نيايد پختگى ميوه به يك روز
سلام
تقیّه کتمانیه


[b]1. معلّی بن خنیس روایت کرده: حضرت صادق علیه السلام فرمود: «یا معلّی! اکتم امرنا و لاتذعه فانّه من کتم امرنا و لم یذعه اعزّه اللّه به فی الدّنیا و جعله نوراً بین عینیه فی الآخرة یقوده الی الجنّة. یا معلّی! من اذاع امرنا و لم یکتمه اذّله اللّه به فی الدّنیا و نزع النّور من بین عینیه فی الآخرة و...؛ ای معلّی! طریقه ما را مخفی دار (سرّاً ترویج نما) و به طور آشکار منتشر منما، چه هرکس امر ما را مکتوم داشته و نزد عامّه مردم آشکار ننماید، روش او را خدا در دنیا موجب عزّتش نموده و در آخرت به شکل نوری بین دو چشم او ظاهر می نماید تا او را به سوی بهشت رهسپار کند. ای معلّی! هرکس ولایت و امر ما را آشکار نموده و از کتمان و مستوری خارج نماید، خدا روش او را موجب خواری او در دنیا و برطرف شدن روشنایی بین دو چشمش در آخرت می نماید و روش او به شکل تاریکی بین دو چشمش در آمده تا او را به سوی آتش رهسپار نماید. ای معلّی! تقیّه از دین من و دین پدران من است. کسی که روشش تقیّه نیست، بهره ای از دین ندارد. ای معلّی! همان طور که خدا دوست دارد آشکار (هنگامی که اهل حق واجد اکثریت و قدرتمند هستند) عبادت شود، همچنین دوست دارد (هنگام ضعف و اقلیت اهل حق) مخفی و به روش سرّی اطاعت گردد.»وسائل الشیعه، کتاب امر به معروف، باب 31.
[/b]
[b]با تفکّر و دقّت در این روایت (صدراً و ذیلاً) گفتار ما در باب این نوع تقیّه نیز روشن شده و این قسم تقیّه هم به کیّفیّت مذکور استفاده می شود؛ زیرا در صدر روایت، رئیس مذهب جعفری به گروه خود دستور داده، به طریقه و مسلک او و پدرانش که در آن زمان در اقلیت و ضعف بودند، به طور سرّی عمل نموده و از عامّه مردم (اهل سنّت) مخفی نگه دارند. در اثنای روایت، تقیّه را از دین خود و پدران بزرگوارش معرّفی کرده و در ذیل روایت، از این عمل به «عبادت سرّی» تعبیر فرموده است. اضافه بر این، از تعبیر ایشان از روش مذکور به «روشنایی دو چشم» استفاده می شود: این روش، طریق عمل به دین، راهنما و رساننده ما به واقعیّات مذهب است و تقیّه باید متکفّل عمل به تمام احکام یا مُعْظَم (اکثریت) آن باشد که این مقصود، انحصار به تقیّه کتمانیه (اتّخاذ طریق سرّی مطمئن در عمل به تمام احکام و ترویج آن) دارد. لذا می توان گفت: تمام روایاتی که در آن اطلاق دین بر تقیّه شده، دلالت بر تشریع این نوع و این نحوه تقیّه دارد.تقیّه در اسلام، ص 59 ـ 65.
[/b]
[b]2. حضرت صادق علیه السلام از پدران بزرگوارش، از حضرت امیرمؤمنان علیهم السلام نقل فرموده: «التّقیّة دینی و دین اهل بیتی؛ تقیّه، دین من و دین اهل بیت من است.»مستدرک الوسائل، میرزا حاجی نوری، کتاب امر به معروف، باب 23.
د) اعتدال
خواهى اگر كه حفظ كنى آبروى خويش
بردار لقمه ليك به قدر گلوى خويش
رعايت اعتدال و ميانه روى در مخارج و درآمدهاى زندگى موجب آسايش و رفاه خواهد بود . اسراف و تبذير، سخت‏گيرى و تنگ نظرى و بخل و طمع ورزى موجب اختلال در نظم زندگى مى‏شود و چه بسا جايگاه اجتماعى فرد را متزلزل نموده و گاهى آبرو و شخصيت او را از بين مى‏برد . معمولا افرادى كه ولخرجى مى‏كنند، دچار تنگدستى و فقر مى‏شوند و سپس از گردش ناملايم روزگار شكايت كرده، از شانس بد خود گلايه مى‏كنند . امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «ان السرف يورث الفقر و ان القصد يورث الغنى; (14) اسراف موجب فقر و ميانه روى سبب توانايى مى‏شود .» و سعدى گفته است:
چو دخلت نيست‏خرج آهسته‏تر كن
كه مى‏گويند ملاحان سرودى
اگر باران به كوهستان نبارد
به سالى دجله گردد خشكرودى
عبدالله بن سنان مى‏گويد: امام صادق عليه السلام هنگامى كه آيه «ولا تجعل يدك مغلولة الى عنقك‏» (15) را تفسير مى‏كرد، انگشتان دست‏خود را كاملا بسته و دست‏خود را مشت نمود و به ما فرمود: «يعنى اين چنين نكنيد كه اين نهايت‏خست و بخل است‏» و در معنى آيه «ولا تبسطها كل البسط‏» (16) دست‏خود را كاملا باز كرد و فرمود: «اين چنين هم درست نيست; يعنى انسان هر چه دارد خرجش كند و چيزى در كف دستش نماند .» (17)
در نتيجه، اين آيه شريفه افراط و تفريط در مصرف مال دنيا را نفى كرده، به اعتدال سفارش مى‏كند .
تقسيم بندى مشاغل

فردى كه در جامعه اسلامى دنبال شغلى مى‏رود و يكى از كارهاى درآمدزاى اقتصادى را انتخاب مى‏كند، لازم است قبل از ورود به ميدانهاى كار، چگونگى آن را بررسى نمايد و نظر اسلام و رهبران معصوم عليهم السلام را در مورد آن شغل مد نظر داشته باشد تا اينكه در آينده دچار تشويش خاطر و ناراحتى درونى نگردد; چرا كه از منظر اسلام قبل از آنكه درآمد و جايگاه اقتصادى هر شغلى مد نظر باشد، مسائل معنوى ، فرهنگى و سياسى آن مورد توجه است و فرهنگ مبين اسلام قبل از آنكه به بهره‏هاى فردى هر شغلى بنگرد، به مصلحت جامعه مسلمين و كشورهاى اسلامى مى‏انديشد . بدين جهت، مشاغل رايج در هر اجتماعى را در قالب شغلهاى حلال و حرام دسته بندى كرده، به مسلمانان ارائه مى‏كند . امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد: «در يك تقسيم بندى كلى تمام شغلهاى موجود در جامعه به چهار نوع تقسيم مى‏شود: 1 . تجارت و معاملات; 2 . صناعات و حرفه‏ها; 3 . كارگزاران حكومتى و كارمندان; 4 . اجارات (درآمد املاك و كارگران روز مزد) .»
تقیّه مداراتیه

1. مُدرک از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود: «رحم اللّه عبداً اجتر مودّة النّاس الی نفسه فحدّثهم بمایعرفون و ترک ما ینکرون؛ خدا بنده ای را رحمت کند که دوستی مردم را (به واسطه حُسن معاشرت و صحّت روش) به خود جلب نماید و سپس در حدود فهم و درک آنها نقل احادیث نموده و از نقل اموری که مورد انکار آنهاست، خودداری کند.»
[b]وسائل الشیعه،
کتاب امر به معروف، باب 26.


2. معاویة بن وهب روایت کرده: از حضرت امام صادق علیه السلام سؤال کردم: وظیفه ما در معاشرت باگروه خود و با فرقه های دیگر اسلامی که در محیط ما هستند و ما با آنها سر و کار و آمیزش داریم، چیست و چه نحوه معاشرتی سزاوار ماست؟ فرمود:«تؤدّون الامانة الیهم و تقیمون الشّهادة لهم و علیهم و تعودون مرضاهم و تشهدون جنائزهم، وسائل الشیعه، کتاب حجّ، باب 1 از ابواب احکام العشرة.
؛ امانات همه آنان را مسترد داشته، در موقع مخاصمه و ترافع نزد حاکم، بر نفع درستکار و ضرر گناهکار و نادرست، اقامه شهادت نموده، بیماران شان را عیادت کرده و در مراسم تدفین مردگان شان شرکت کنید.»
[/b]


دلیل بر تشریع «تقیّه مداراتیّه» در روایات مذکور از محضر اهل بیت علیهم السلام ، به ویژه حضرت امام صادق علیه السلام ، مطابق آیات عدیده قرآنی: دستور به اتّحاد مسلمانان، کنار گذاردن اختلافات و موجبات تفرقه، اجتناب از دوستی حقیقی و همکاری مسلمانان با کفّار و اجانب می باشد.ر.ک: تقیّه در اسلام، ص 84 ـ 93؛ رساله ای در تقیّه، عبدالرضا ابراهیمی.
نتیجه بحث امام صادق(علیه السلام) و مسأله تقیّه
با ذکر نمونه ای چند از احادیث امام صادق علیه السلام در باب انواع تقیّه و جایگاه آن در زمان آن حضرت، به خوبی آشکار می گردد که «تقیّه» به معنی خودداری و حفظ نفس در مواقع خطر، از شیوه های عقلائی است که در هر زمان برای بشر مطرح بوده است و در دوران امامت امام صادق علیه السلام شدیدترین حال خود را داشته است و مهم ترین دلیل برای کاربرد آن اصولاً حفظ جان و تثبیت اعتقادات دینی و احکام الهی می باشد. همچنین ذکر گردید که تشخیص مورد تقیّه، به این که ضرورت و ناچاری باشد، با خود شخص است.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10
آدرس های مرجع