تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: عقل گرایی . چیستی و چگونگی (عقلانیت و دین)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
به نام خدا

سلام.

وحید جان ... ببخشید من حوزه ی استفاده از عقل رو هنوز کامل متوجه نشدم!!

چون یه بحث تقریبا مشابه هم قبلا داشتیم و اونجا به این نتیجه رسیدیم که دین مثل یک نقشه است و عقل مثل نقشه خوان!!

یعنی عقل علاوه بر این که در اصول دین کاربرد دارد در فروع دین هم حکم انتخاب موضوعی دارد!!

این فرض قبول است یا خیر؟

یا علی
سوال خوبی بود

جواب شما در عقل و قوه عاقله هست .

بعضی استدلال ها صرفا عقلیه . یعنی از چیزی به جز منطق عقلانی کمک گرفته نمیشه . و بعضی چیزها رو عقل برای تشخیص کامل در اختیار داره

مثلا 2*2=4 قوه عاقله نتیجه گرفته صحیح و کامل . یعنی دریافت کامله 2 میدونه چیه * میدونه چیه . قدرت پردازش داره در این حد و نتیجه میگیره

حالا اگر این معاله انسان با پیچیدگی بینهایتش . کائنات با ان همه راز و رمز و .... خیلی چیزهایی که حتی نمیدانیم وجود دارند رو در نظر بگبریم مغز کوچک ما میماند .

بعضی چیزها هم کلا از دسترس ما خارج است . عالم غیب . فرا ماده . زندگی پس از مرگ و ... خوب عقل اینجا با یک استدلال در حد توانش میفهمد در این راه تاریک باید راهنما بگیرد !

مثل همان 2*2=4

قوائد عقلی راهنماهای خوبی هستند چیزی که عقل همه به انها شهادت میدهد و توان ان را خداوند به انسان عنایت فرموده است

مثلا قائده رجوع جاهل به عالم ! هیچ عقل سالمی به ان شک نمیکند .

این که خوبی خوب است و بدی بد است .

امیدوارم این جواب شما باشد . اگر باز سوالی هست بفرمایید
(دوستان میتونیم با هم بحث رو کامل تر کنیم )
با تشکر
التماس دعا
سید جان من فقط اینجا قصد دارم نتیجه بگیرم که باید طبق عقل از خدا کمک گرفت و هر چه او میگوید درست است و لازم الاجرا

این مرحله را پیوند دهم به بقیه بحث

محمد مهدی عزیز ما هنوز به دین نرسیدیم . بزارید از این مرحله رد بشیم راجع بهش صحبت میکنیم

در کل عقل بزرگترین موهبت الهی است . عقل می فهمد که ناتوان است و محتاج . بقیش خداوند انسان را کفایت میکند . موجود کامل خداوند است و مخلوق ناقص .

اما عبارت شما قبول است

2*2=4 را باید ما حل کنیم . گاهی خداوند 2 و 4 را در اختبار ما میگذلرد و جایگذاری و انتخاب راه درست با عقل ماست .
پس یعنی اون حد و مرز برای قابل اعتماد بودن یا نبودن عقل ، قدرت تشخیص و پردازش عقله...
این درست،
اما
به طور مثال شخصی که با توجه به همین قدرت تشخیص عقل میدونه که مسائلی فراماده و فراعقلی وجود دارن و باید به چیزی بیشتر از عقل تکیه کنه شخص عاقلی هست...
حالا همون شخص بیاد و به اعتقادات آئین بودایی گرایش پیدا کنه که در ظاهر چیز بدی هم نمیگه!
از کجا باید فهمید کدوم مسئله ی ماورای عقلی درست هست! مثلا اسلام و مسیحیت و یهودیت و .... همه مرتبط با مسائل فرا عقلی هستن اما چه کسی تعیین میکنه کدوم راه راه درسته؟
برای فهمیدن این مسئله هم ملاک خاصی وجود داره؟
بله
خداوند فطرت پاک و عقل سالم برای مقایسه داده . ما 2 نوع میتونیم به صحت یک مسئله پی ببریم ...

توضیحش باشه برای فردا

ولی اول برسی صحت و کمال گوینده . و نتیجه گیری اینکه گوینده درست میگه .

دوم سنجیدن سخنانی که در حیطه عقل ماست از گوینده و باز پیدا کردن کمال مطلق از این طریق و عمل به بقیه فرامین

چون اگر ما توان تشخیص همه دستورات رو داشتیم که دیگه به اون کمال مطلق و عقل محض نیازی نبود!

سوم ...

دیگه باشه به امید خدا برای فردا

یه متن رو هم در نت دیدم که خیلی خوب نوشته شده :

عقل چیست ؟ اقسام آن کدامست ؟ عاقل کیست ؟ ( مباحث عقل شناسی )


عقل چیست ؟
عقل که در لسان قرآن کریم به لبّ و مغز تعبیر می شود (1) ، قوّه ایست حسابگر و اندیشه گر که خداوند به انسان موهبت فرموده تا به کمک آن نیک و بد را بشناسد و حق و باطل را تمیز دهد و مسیر خویش را به مقصد کمال و سعادت برگزیند . تکامل معنوی انسان در پرتوی تعقل میسر است و آن که عقل ندارد فاقد کمال انسانیست . و وجه تمایز انسان با حیوان قوه تعقل و اندیشه اوست .
یا به تعریفی دیگر : عقل قطبیست که مدار تکلیف بر آنست ، و حاکم و فارق بین حق و باطل است و ثواب و عقاب بر وجود آن مترتب می باشد و جلب منافع و دفع ضررها منوط به وجود او خواهد بود .
عقل از دیدگاه فلاسفه ، جوهریست قدیم و تعلق به ماده ندارد نه ذاتاَ و نه فعلاَ .
شناخت عقلی چیست ؟
شناختی است از طریق تفکر و اندیشه و از این رو با ادراکات حسّی تفاوت ماهوی دارد .
نیروی عقل و خرد هر چند یک حقیقت است امّا به لحاظ قلمروی تعقل و اندیشه عناوین مختلفی بدان می توان داد .

اقسام عقل :
1 - عقل رشد نایافته ( ناقص ) :
مانند عقول عموم مردم که به دانه نخلی می مانند که اگر شرائط رشد برای آنها فراهم باشد و تحت نظر باغبانی الهی قرار بگیرند ، مسیر رشد و تعالی را طی و به نهالی سرسبز و بلند قامت و تنومند تبدیل گردیده و به ثمر خواهند نشست .

2 – عقل رشد یافته ( کامل ) :
مانند عقول انسان های کامل : عقول انبیای الهی و اوصیای آنان و در رأس همه چهارده وجود مقدس و معصوم سلام الله علیهم ، از این قبیل است تا اینان برای سایر انسانها حجت و هادی گردیده و باغبان عقل آنها شوند و بدینوسیله عقولشان را رشد داده آنان را به حقایق عالم وجود و خدای متعال آشنا نمایند ، تا با این شناخت و معرفت ، در مسیر تکامل و سعادت قدم بردارند . برای روشن شدن این مسئله به مطلب زیر توجه کنیم :

خداوند آن هنگام که بندگانش را خلق فرمود ، آنها را عالم خلق نکرد ، بلکه جاهل خلق فرمود ، خدای متعال همراه این جهل ، دو چیز دیگر نیز خلق فرمودند :
الف – طبیعت انسان با هزار و یک نیاز و غریزه .
ب – عقل یا همان قوّه تفکر و اندیشه که بالقوّه و ناقص است ، که در لسان حدیث آن را به نام حجت باطنی می شناسیم .
بنا بر حکمت و مصلحت خداوندی قدرت و توان طبیعت آدمی بر قدرت و توان عقل او چیره و غالب است . خداوند متعال از روی قاعده لطف و رحمت خویش ، عقول کامله و نفوس زکیه که در لسان حدیث حجت های ظاهری نامیده می شوند را برای تعالی و تقویت این عقول ناقصه بر انگیخته است ، تا بدینوسیله عقل آدمی را رشد و نموّ داده ، بال عقل او را با بال طبیعت او متعادل نمایند که همانند یک پرنده با استفاده از دو بال او را به سوی سعادت ابدی خود پرواز دهند . انزال کتب و ارسال رسل الهی همه در راستای پرورش عقول ناقصه بشریست . قرآن کریم و مبینین این کتاب نورانی یعنی حضرات انبیا و معصومین سلام الله علیهم از جانب خدای متعال این وظیفه را به عهده دارند.
چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبه ی اول نهج البلاغه هدف از بعثت انبیا را اینگونه می فرماید :
« و واتر الیهم انبیائه لیستأدوهم میثاق فطرته و یذکّروهم منسی نعمته و یحتجوا علیهم بالتبلیغ و یثیروا لهم دفائن العقول .
خداوند متعال [پیامبرانش را پی درپی به سوی مردم می فرستاد تا عهد و پیمان خداوند را که فطری آنان بود، بطلبند و به نعمت فراموش شده ( توحیدفطری ) یادآوریشان کنند و از راه تبلیغ با ایشان گفت و گو نمایند و عقول پنهان شده آنان را بیرون آورده بکاراندازند » .

1 - « انّ فی خلق السماوات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لآیات لاولی الالباب .
( آل عمران آیه 19 )
حقّا كه در آفرينش آسمان‏ها و اين زمين و آمد و رفت شب و روز نشانه‏ هايى است (از قدرت و علم و حكمت خدا) براى صاحبان عقل و خرد ناب .

حکما عقل را بر دو قسم منقسم نموده اند :

[b]عقل نظری :

چنان که گفته اند « المراد من العقل النظری ادراک ما ینبغی أن یعلم أی ادراک الامور الّتی لها واقع » .
عقل نظری عبارت است از زیر بنای علوم طبیعی و ریاضی و فلسفه ی الهی . عقل نظری عهده دار استدلال و برهان منطقی می باشد . وظیفه او فقط قضاوت است درباره ی واقعیتها ، یعنی با آن عقل درباره ی موجودات و موضوعات خارجی باید تحقیق کرد ، مانند اینکه خفاش چه نوع حیوانی است و در میان موجودات زنده چه نقشی دارد و در پیشرفت علم و تکنولوژی و بهداشت و ...چه فایده ای می تواند داشته باشد ؟ و یا آیا فلان امر از امور حقیقیه است یا اعتباریه .

عقل عملی :
« والمراد من العقل العملی ادراک ما ینبغی أن یعمل ، أی حکمه بأنّ هذا الفعل ینبغی فعله أو لا ینبغی فعله » .
امّا مبنای عقل عملی مبنای علوم زندگی ، و زیربنای اصول اخلاقی است .
علم اخلاق از عقل عملی سرچشمه می گیرد ، لکن قضاوت و رسیدگی به امور و واقعیتها در آن گنجانده نشده ، و از عهده ی آن خارج است، زیرا عقل عملی آن است که مفهوم خوبی و بدی و حسن و قبح را روشن ساخته ، و انسان را به کار وامیدارد . در حقیقت قاضی باب اخلاق و قضایای اعتباری ، عقل عملی است .از این رو ، آنچه که در روایات و آثار دینی وارد شده که تقوا عقل را روشن می کند و دریچه ی حکمت را به روی انسان می گشاید ، همه مربوط به عقل عملی است ، یعنی در اثر تقوا ، انسان درد خود و دوای خود را بهتر تشخیص داده ، و راهی را که باید در زندگی پیش گیرد ، نیکوتر می شناسد .
1

پی نوشت:
اقتباس از کتاب جلوه های تقوا از دیدگاه آیات و روایات - ابوعلی خداکرمی
سلام
اجازه بدید یه جمع بندی کنم:
تا اینجا گفته شد که عقل و دانش انسان کامل نیست و به تنهایی نمی تونه راه درست رو انتخاب کنه. پس نیاز به دین داره.
اما سوالی که مطرح میشه اینه که دین رو چطور انتخاب کنه و چه معیاری برای تشخیص درستی یک دین یا درستی یا نادرستی یک آموزه دینی هست؟
یک پیشنهاد که از طرف دوستان مطرح شد، این بود که به حرف افرادی که تحقیق کرده اند و دیگران اونها رو عالم می دونند اعتماد کنیم، اما افراد زیادی در دنیا هستند که خیلی ها اونها رو "عالم" می دونند و نظر خیلی از این افراد "عالم" با هم تناقض داره و ممکنه نظراتشون درست نباشه. و تشخیص اینکه یک نفر عالم هست یا نه،یا عقلش کامل هست یا نه، نیاز به معیار داره.

بحث دیگه ای هم که قرار شد در موردش بحث بشه، فطرت هست.
ممنون
با تشکر از دوستان همراه

خوب نیاز به دین رو بات عقل نتیجه گرفتیم . دین یعنی برنامه ای برای زندگی از طرف خدا . پس ادیان ساخته دست انسان رو ما به رسمیت نمیشناسیم .

حالا بیایم باز عقلانی فکر کنیم . دین باید چه خصوصیاتی داشته باشد ؟!

یعنی خداوندی که انسان رو خلق کرد باید چه چیزهایی رو بهش یاد داده باشه تا بتونه زندگی کنه به بهترین وجه . در واقع این نقشه راه برای یک انسان با همه نیازهایش چگونه باید باشد ؟

دوستان ممنون میشم بفرمایید دین باید شامل چه مسائلی باشد ؟
این کمک میکنه تا اونی رو که باید داشته باشیم پیدا کنیم .
ما ضعفهامون رو شناختیم . حالا باید ببینیم چی لازم داریم .

در پناه حق
بسم الله الرحمن الرحیم

در جواب جناب وحید110 که دین باید دارای چه خصوصیاتی باشد :

به نظر بنده اول باید آفریننده را به درستی معرفی کرده باشد ... باید هدف آفرینش را معین کرده باشد...
باید بهترین روش زندگی را به انسان نشان دهد. از طرفی خصوصیات عالمانی که جناب عماد فرمودند باید بهشون رجوع کنیم را به انسان نشان دهد..
در مورد اتفاقات پس از مرگ خبر دهد


این مواردی بود که به ذهن من رسید.

یا حق
سلام
ممنون از نظرات خوب دوستان
208 گرامی و آقا وحید خصوصیاتی رو برای یک دین درست بیان کردند، اما چطور میشه این خصوصیات رو سنجید؟
به طور مثال دینی که ادعا می کنه الهی است رو چطور میشه تشخیص داد که واقعا الهی است یا نه؟
یا از کجا میشه تشخیص داد که راه معرفی شده توسط اون دین، بهترین راه هست یا نه؟
خوب
ما باید ببینیم نیاز هامون چیه . و یک دین چه چیز هایی باید داشته باشه

اول خدا را معرفی و شناسانده باشد . خدای معرفی شده عقلانی بوده و قابل قبول

دوم به همه نیاز های انسان توجه کرده باشد . نیاز هایی مثل نیاز به غذا خوراک شهوت و ... چون خداوندی که این نیاز ها را افریده باید به انها نیز پاسخ داده باشد

این نیازها نیاز های بهداشتی و نوع مصرف انواع غذا ها . بهترین روش زندگی در دنیا و ...

سوم نیاز های روحی مثل محبت . اخلاق عاطفه
چهارم نیازهای فطری مثل اخلاق . گرایش به خوبی ها خدا پرستی و کمال گرایی و .. انچه میان انستنها مشترک است همچنین جاودانگی به عنوان میل فطری

پنجم نیاز هایی تحت عنوان عرفان . یعنی شناخت درست و صحیح خدا ان هم با حواسی غیر از حواس ظاهر

ششم که البته شاید به عنوان یک مورد مستقل نباشد برقراری عدالت . به عنوان مهمترین خواست بشر ( که البته بدون وجود جهانی دیگر امکان ندارد )

و توضیح کامل زندگی کامل انسان . چه در این دنیا و چه پس از ان


راه اول اینه که ببینیم ادیان الهی کدام یک به بهترین نحو اینها رو در بر دارند . (تحقیق با خود افراد است )

خوب در واقع مقایسه ... البته نکات مهم و جالب دیگری هم هست . به امید خدا ادامه میدهیم


سوال اینست با توجه به این نیاز ها در حال حاضر چه برنامه هایی در دنیا وجود دارد که شامل این مسایل میشود ؟(دوستان شرکت کنید )

همه بعدی بودن و یا کامل بودن ابعاد به نظر خودم بسیار مهم است

میتوانیم با کمک عقل برسی کنیم .

بعد از انتخاب گزینه های موجود مسایل دیگری هم مطرح میشود که به امید خدا بحث میکنیم

که چگونه از میان انها انتخاب کنیم .

یا حق
ممنون
اشاره کردید به مسائلی مثل اخلاقیات، گرایش به خوبی ها و ...
حالا اگر ما به دینی بر خوردیم که بعضی از آموزه هاش ظاهرا با اخلاقیات و گزایش به خوبی ها در تضاده، آیا می تونیم بپذیریمش؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع