تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: * مطالب ناب، زیبا و تأثیرگذاری که در تالار خوانده ایم *
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
(۱۱/آبان/۹۰ ۱۰:۵۲)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمن الرحیم
[/font]
[font=Andalus]
نماز
حضرت صادق می فرماید : هنگامیکه رو به قبله ایستادی ، پس مایوس باش از دنیا و آنچه از آن است و از خلق و آنچه در آن هستند و خالی ساز قلب خود را از هر آنچه ترا از حق تعالی باز می دارد


http://forum.bidari-andishe.ir/thread-92...l#pid62955
(۱۶/بهمن/۹۰ ۲۱:۵۴) نوشته است: [ -> ]به نام الله
خدایا اینو میگم که بقیه بندهات بدونن وگرنه شما بهتر از خودم میدونی
من بدترین و پستترین بنده خدام 21 یا 23 دی ماه 1386 اون سالی که برف سنگین اومده بود گاز شهرستان شاهرود قطح شده بود منم امتحانات دانشگاه عقب افتاده بود منم تو این روز ماشین بابامو بر داشتم برم ساوه خونه خالم تا محرم اونجا باشم
وسط راه مثل کسانی که سوار در کشتی در طوفان گیر میکنن و به خالسانه ترین شکل ممکن خدارو میخونن با یه تصادف وحشتناک خدارو خواندم
چی دیدم مهم نیست ولی ماشینایی که اطرافم بودن میگفتن فکر نمیکردیم تو زنده از ماشین بیای پایین ولی رو من یک خط هم نیوفتاده بود
همونجا وقتی از ماشین اومدم پایین ماشینو دیدم 1000تا قول به خدا دادم
که این بنده گنه کار حتی یکیش رو هم بجا نیابوردم
انگار که نه انگار خدایی که منرو از هیچ به وجود اوبرده قادر زمین رو زیر پام وا کنه تا منو ببلعه
یکی از قولهام بجا اوبردن نماز قضاءهام بود که تا حالا بجا نیابردم
و خدای بزرگ انقدر مهربونه که نمیدونم چی بگم فقط اشکم در میاد وقتی اینارو مینویسم
برام دعا کنید تا دینمو به خدا اداء کنم
بدترین بنده خدا بیشترین نیازو به لطف خدا دعاء معصومین (علیه السلام) و دعاء شما داره
بازم برام دعا کنین


http://forum.bidari-andishe.ir/thread-69...l#pid91680

با نماز های قضایم چه کنم؟

(۱۴/دی/۹۰ ۱۹:۲۷)mahdikp نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

------------

اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید ! (آل عمران 31)

یعنی کسانی که می گویند خدا را دوست دارند ولی از او پیروی نمی کنند دروغگویند !

------------


http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11...l#pid80052
(۲۸/مرداد/۹۰ ۱:۳۹)منتظر کوچولو نوشته است: [ -> ]اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم


قبلاً از طولانی بودن مطلب از محضر بزرگواران عذرخواهی می کنم؛ اما واقعاً حیفم اومد که این مطلب رو اینجا قرار ندم... تا اونجایی که شده، تیتر وار کردمش
ان شاءالله مورد بهره برداری قرار بگیره


جهاد اکبر در مقابل جهاد اصغر

1. مخفي بودن دشمن نفس‏ (قَالَ الْكَاظِمُ (علیه السلام): أَخْفَاهُمْ لَكَ شَخْصاً مَعَ دُنُوِّهِ مِنْكَ تحف‏العقول، ص 399.)

2. جهاد اکبر هميشگي است‏. (امام علی: مؤمن همواره و در هر حال مشغول عبادت خدا و جهاد با نفس می باشد. غررالحكم، ص 184.)

3 پيروزي در آ ن نياز به امداد غيبي دارد. (يوسف/23 و 24 ـــ صافات 23).

4 علاوه بر نفس دروني دائما وسوسه‏هاي شيطان نيز به آن كمك مي كنند.

5 شيطان نقطه ضعف را مي داند، غير از دشمنان انساني است كه گاهي نقطه كور را نمي دانند، لذا از هر سو قدرت مانور دارد، چون‏ : (لاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ اعراف/ 16.)

6 شكست در مبارزه با نفس محروم شدن از مقام انسانيت، قرب به خدا و رفتن به دوزخ است. (نازعات/ 39- 37). ولي شكست از دشمنان عادي محروميت ندارد؛ زيرا نهايت ندارد؛ زيرا نهايت شهادت است. (ميزان الحكمة، ج 6، ص 95.)

7 در درگيري با دشمن يك بار مردن است آن هم احتمالا، ولي در مبارزه با نفس هر روز بارها مرگ و سقوط معنويت است.(بحارالانوار، ج 74، ص 24.)

8 پيروزي در جهاد با نفس، هم پيروزي بر هوس است، هم بر شيطان خود و هم بر شيطان ديگري‏. (مجموعه‏ورام، ج 2، ص 10.)

9 نفس، دشمن و مادر ساير دشمن‏هاست. (نهج‏البلاغه، خطبه 50.)

10 نفس، خود انسان و مقام انسانيت را مي خواهد، ولي دشمنان ديگر معادن و ذخائر و آب و خاك و ...

11 وسايل درگيري نفس نامرئي و بيشتر فكري است :‏
- تزئين‏
ـ يَحْسَبُونَ‏ (گمان کردن(م) : اعراف 30)
ـ يَظُنُّونَ‏ (پنداشتن(م) : بقره 78)
ـ يَزْعُمُونَ‏ (گمان کردن(م) : نساء 60)
- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (علیه السلام): فغرني بما أهوي مصباح‏المتهجد، ص 844. (دعاي كميل)
- قَالَ أَمِيرُ الْمُومِنِينَ (علیه السلام): و حبسني عن نفعي بعد أملي مصباح‏المتهجد، ص 844. (دعاي كميل)
ـ خدعه‏
ـ محبت‏

12 دشمنان خارجي از شكست واهمه دارند و زود منصرف مي شوند، ولي نفس نه واهمه دارد و نه منصرف مي شود.

13 در مبارزه با دشمن خارجي افكار عمومي مشوق انسانند، ولي در هجوم وسوسه‏هاي شيطاني نفس، انسان غريب و تنها بايد درگير شود و چه بسا افكار عمومي در جهت مخالفتند.

14 هجوم دشمن زمان و برنامه و بودجه لازم دارد، ولي وسوسه نفس فوري و مجاني صورت مي گيرد.

15 چون نفس خارج از منطقه جغرافيايي است، هيچ مكان و زمان و سنگر و دژي كارساز نيست، حتي در شب تاريك درحال اشك و سجده نفس انسان را رها نمي كند.

16 شكست از دشمنان خارجي زود نمودار مي شود ولي گاهي انسان هشتاد سال از نفس و هواي خود شكست خورده ولي توجه ندارد.

17 دشمنان خارجي از بعضي از نواحي هجوم مي آورند و چنانچه چند بار شكست خوردند منصرف مي شوند؛ اما نفس تنها از يك بعد هجوم نمي آورد و منصرف هم نمي شود.

18 در جهاد اكبر همه هستند، ولي در جهاد اصغر خیر (لَيْسَ عَلَي الاعْمي حَرَجٌ وَ لا عَلَي الاعْرَجِ حَرَجٌ وَ لا عَلَي الْمَرِيضِ حَرَجٌ نور/ 61.)

19 در جهاداكبر همه رام كردن است، ولي در جهاد اصغر در دام انداختن دشمن.

20 هر كس در جهاد اكبر پيروز شود در جهاد اصغر شركت مي كند، ولي هر كس در جهاد اصغر شركت كند معلوم نيست در جهاد اكبر پيروز شود. حفظ و تداوم جهاد اصغر با جهاد اكبر است.

21 در جهاد اكبر درگيري با خود شيطان است و در جهاد اصغر با تبعه شيطان.

22 جهاد اصغر ممكن است به خاطر هوس باشد.

23 در جهاد اكبر به خدا مي رسيم، ولي در جهاد اصغر اگر قصد قربت نباشد بعد از پيروزي به آب و خاك و ...

24 در جهاد اكبر چون روحي و دروني است به اخلاص نزديك تريم.

25 جهاد اكبر زمينه ايمان و تمام عبادات است، ولي جهاد اصغر خودش يكي از عبادات است.

26 شرط قبول شدن جهاد اصغر اخلاص است كه خود، جهاد اكبر است؛ زيرا جهاد اصغر ممكن است براي هوس باشد.

27 اگر در جهاد اكبر موفق شديم نيازي به درگيري و جهاد اصغر نخواهد بود.

28 دفع از رفع مشكل‏تر است.

29 غنايم در جهاد اكبر يافتن مقام خليفة اللهي خود است، ولي در جهاد اصغر دست يابي به اسلحه و اسب و زره و ... است.

30 هم قبل از جهاد اصغر و هم در حين جنگ و هم بعد از جهاد اصغر مسئلة جهاد اكبر مطرح است.

31 در جهاد اكبر با هوس مصالحه نيست، ولي در جهاد اصغر صلح هست.

32 در جهاد اكبر مباشرت لازم است، ولي در جهاد اصغر با مال هم مي توان جبهه را كمك نمود.

33 جهاد اصغر مقدمه‏اي است تا مردم به جهاد اكبر (خروج از ظلمات به نور) برسند.

34 در جهاد اصغر ممكن است دشمن توبه كند؛ اما دشمن در جهاد اكبر هرگز توبه نمي كند.

35 جهاد اكبر انتخاب و اراده است، در اصغر اجبار و اسلحه.

36 در جهاد اصغر با زور مي‏جنگيم، در جهاد اكبر با تزوير و وسوسه.

بازم بابت طولانی بودن مطلب از همه شما عذرخواهی می کنم
عفو بفرمایید
یاحق

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-44...l#pid42688
(۱۸/تیر/۹۰ ۱۳:۱۵)fr60din نوشته است: [ -> ]زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.

اول: مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت: ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!

دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی.
گفت: تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟

سوم: کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای؟
کودک چراغ را فوت کرد و ان را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟

چهارم: زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد. گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.
گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست؛ تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

(۱۹/تیر/۹۰ ۱۲:۴۵)fr60din نوشته است: [ -> ]دانشمندی یکی را گفت: چرا تحصیل علم نمیکنی؟ آنشخص گفت: آنچه خلاصۀ علم است بدست آورده ام.
دانشمند از او پرسید که خلاصۀ علم چیست؟ گفت: پنج چیز است:

اول آنکه تا راست به اتمام نرسد، دروغ نگویم.
دوم آنکه تا حلال منتهی نشود، دست به حرام دراز نکنم.
سوم آنکه تا از تفتیش نفس خود فارغ نشوم، به جستجوی عیب مردم نپردازم.
چهارم آنکه تا خزانۀ رزق خداوند به آخر نرسد به در هیچ مخلوقی التجا نبرم.
پنجم آنکه تا قدم در بهشت ننهم، از کید شیطان و از غرور نفس نافرمان، غافل نباشم
بسم الله الرّحمن الرّحیم

(۲/تیر/۹۱ ۲:۲۸)jebreel نوشته است: [ -> ]دقت کنید
وعن ایمانهم وعن شمائلهم نه وعن یمینهم وعن شمالهم (آنگاه از پيش رو و از پشت‏سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت) :
مراد از روبرومعاد است
مراد از پشت سر مبدا هست
مراد از راست ها(که متاسفانه راست ترجمه میشه)اعمال نیک هست!!(سند:واما من اوتی کتابه بیمینه)مثال:موقعی که میخوای انفاق کنی از در ریا وارد میشه وبه کلی فاتحه ی عملت رو میخونه(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم)
و مراد از چپ ها همون اعمال بد هستش که مشخصه
هواستون به حبط عمل هستش که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خط بطلانی بر اعمال

منبع
بسم الله الرحمن الرحیم

(۳۱/خرداد/۹۱ ۱۹:۰۷)vahrakan نوشته است: [ -> ]
دکتـــــــــــــــر شـــــریعتــــــــــــــــی
در قبایل عرب همواره جنگ بود.اما مکه "زمین حرام "بود و چهار ماه رجب ،ذی القعده،ذی الحجه و محرم "زمان حرام".یعنی که در آن جنگ حرام است.دو قبیله که با هم می جنگیدند تا وارد ماه حرام می شدند جنگ را موقتا تعطیل می کردند.اما برای آنکه اعلام کنند که در حال جنگ هستند و این آرامش از سازش نیست و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت سنت بود که بر قبه خیمه فرمانده قبیله ،پرچم سرخی برمی افراشتند تا دوستان ،دشمنان و مردم بدانند که "جنگ پایان نیافته است".

آنها که به کربلا می روند می بینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه جنگ آرامش مرگ سایه افکنده است.اما بر قبه آرامگاه حسین پرچم سرخی در اهتزار است......
بگذار این «سالهای حرام» بگذرد!
[تصویر: 112637_629.jpg]

لینک مطلب
(۲۲/تیر/۹۱ ۱۷:۰۲)ats نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمن الرحیم
عدل چیست؟احسان چیست؟

آیا می دونید عدل چیه؟من معنی وسیعی از آن نمی دونم ولی چیزی که در جلسات یاد گرفتم اینه که عدل یعنی :هر چیزی باید سر جای خودش باشد.با عدل هست که استعدادها به کمال می رسه.
هرگونه تجاوز به حقوق دیگران ،افراط و تفریط بر خلاف عدل است

مثلا اگر خورشید سر جای خودش نباشد عالم به می خورد اگر روی افراط کند و بیش از اندازه نور دهد و یا تفریط کندو کمتر نور دهد عالم به هم می خورد.
انسان هم بر عدل بر پاست اگر اعضای بدن افراط و تفریط داشته باشن انسان بیمار می شود.
در جامعه ی انسانی هم باید عدل وجود داشته باشه تا جامعه سالم باشه.
بعضی اوقات هست که عدل با آن همه عظمتش به تنهایی پاسخ گو نیست.مثلا اتفاقات غیر مترقبه مثل سیل و زلزله اتفاق می افتد آیا می توان در این مواقع بگوییم که دادن خوراکی یا رساندن امداد به فلان شخص حق است و به دیگری حق نیست؟این جاست که بحث احسان پیش می آید همه باید در این لحظات احسان و فداکاری کنند تا آن جامعه به سلامت خود برسد.یعنی بدون این که حق و حقوق را ببینی از حق خودت بگذری و محبت و فداکاری کنی!!

حالا ارتباط این بحث با بحث والدین چیه؟
قرآن می فرماید:به پدر و مادرت احسان کن نه این که با عدل با آنها رفتار کنی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مثلا اگر پدر و مادرمون کوتاهی یا خدایی نکرده ظلمی در حق ما کرده باشند ما اجازه نداریم تقابل به مثل بکنیم باید با آنها به احسان رفتار کنیم

لینک مطلب
در بحار از امام صادق (‏ع) روايت شده است که فرمود:
هر گاه روز قيامت شود خداوند حساب شيعيان ما را بر ما قرار مي‏دهد، پس آنچه از گناهان بين آن‏ها و بين خدا باشد، محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از درگاه الهي برايشان طلب بخشش مي‏کند و آنچه بين آن‏ها و بين مردم بوده باشد از مظالم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آن را از طرف ايشان ادا خواهد ساخت و آنچه بين آن‏ها با ما باشد ما به آن‏ها مي‏بخشيم تا بدون حساب وارد بهشت شوند.


بحار الانوار: 274:7


واااای بر ما...
(۱۰/مرداد/۹۱ ۶:۰۴)farzaneh s نوشته است: [ -> ]کتاب رو تا باز کردم به این جمله رسیدم:
از گناه ما و بخاطر اعمال ما است که آن حضرت (حضرت حجت )هزارسال در بیابان ها در به در و خائف است!
در محضر بهجت ج2 ص44
هر وقت در زندگیت گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است، زود برو با او خلوت کن و بگو با من چکار داشتی که راهم را بستی؟
هر کس که گرفتار است در واقع گرفته یار است.


"حاج محمداسماعيل دولابي"
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع