(۲۹/بهمن/۹۰ ۰:۲۹)shafagh_mah نوشته است: [ -> ] (۲۸/بهمن/۹۰ ۲۳:۳۹)t.kam67 نوشته است: [ -> ]در ضمن حرفايي كه زدم شايد آرمان گرايانه به نظر برسه اما واقع بينانس.هر سوالي داشتيد در خدمتم تا جايي كه بتونم.
آقا دو عدد سوال کلی :
1- ازدواج کردن سخته؟
2- مجردی بهتره یا متاهلی؟
1-سخته ولي ممكنه!هر موقع واقعا احساس نياز ميكنه آدم بايد قدم ورداره.اگر نشد هم بايد تلاشش رو بيشتر كنه.اما بايد واقعا احساس كنه.اينكه تو محل يه نفرو ببينه و بگه عاشق شدم در 99% اوقات كشكه!بايد تمام اعتقادات و اخلاقيات فرد رو بدوني و ابعاد دروني و بيروني اون رو بررسي كني.بايد حتما طرف مقابل رو چند بار با توجه به معيارات محك بزني!
2-صد درصد متاهلي بهتره.از احاديث معصومين(علیه السلام) و آيه هاي قرآن هم مشخصه.بنده كه بشخصه "لتسكنوا اليها" رو حس كردم.خود من در دوران بسيار بدي در زندگيم قرار داشتم.از لحاظ درسي تو پيش دانشگاهي اصلا نتونستم درس بخونم ولي لطف خدا بود كه تونستم مهندسي صنايع تهران روزانه قبول شم.چون پدرم گفته بود پول آزاد رو نميده.اونجا هم وضع درسم افتضاح بود و معدلم حدود 13 بود.بيشتر مشكلات روحي بود و عدم آرامش.همون جا با همسرم بعد چند ترم آشنا شدم.البته آشنايي حضوري نبود و براي خودش ماجرايي داشت كه طولانيه.
بعد از آشنايي كم كم وضع روحيم و وضع درسيم هم بهتر شد تا اينكه الان معدلم حدود 15 شده!(تو دانشگاه معدلم خوبيه)
اما بالاخره سختي هايي هم داره ديگه (معايب نه!سختي!) مثلا مسائل مالي، شغل، سربازي، مسئوليت پذيري و ... .
(۲۹/بهمن/۹۰ ۱:۰۴)AllahoAkbar نوشته است: [ -> ]یکی میگه سن ازدواج واس آق پسرها بین 24 تا 27 بلکه 30 خوبه،، بعد اون یکی میاد میگه نه خیلی هم دیره، میدونی چند سال با بچت اختلاف سن پیدا میکنی اونموقع بچت دیگه مشکلاشو به خاطر اختلاف سنتون باهات درمیون نمیزاره، زود عروسی کن تا با این مشکل روبه رو نشی، بعد اونی کی به تمسخر میگه آره زود ازدواج کن تا با بچت همبازی شی.
بعد اون یکی میگه زود عروسی کردن باعث از بین رفتن خیلی فسادها میشه، بعد اون یکی تو جوابش میگه همین کارارو کردید که آمار طلاق بالا رفته دیگه، بعد اون یکی میگه..................
ببینید کلی سوال هست که در مقابلش بازم سواله!!!!!
لطفا یه شخصی که هم متاهل و هم موفق نظر بده.
وگرنه متاهل ناموفق و مجرد موفق تو این زمینه زیاد داریم
(شوخی کردم)
1-ازدواج بايد بموقع باشه.اين به اين معني نيست كه سن خاصي داره!به اين معني هست كه هر وقت تو خودت احساس نياز كردي و ديدي كه توانايي مقابله با سختي هاي راهشو داري، يا علي بگي و بري.يكي تو پونزده سالگي اين توانايي رو تو خودش ميبينه، يكي تو چهل سالگي.
2-اختلاف سن با بچه اونقدرا هم مهم نيست.خيلي از پدر و مادرا رو اطرافم ديدم كه با بچه هاشون خيلي صميمي هستن، حتي در حد يه رفيق.مهم اينه كه پابه پاي بچت خيلي كارا رو بكني و جاهايي كه ديدي داره اشتباه ميره هم يه قدم باهاش بري، ولي سريع برگردي تا اونم متوجه اشتباهش بشه.اختلاف سني كم اونقدرا هم مشكل ساز نيست.به نظرم حتي حداقل 15 سال اختلاف سني با بچه هم مناسبه!
3-حديث داريم درباره زود ازدواج دادن!اين حديث براي والدين هست كه دقيقشو يادم نيست اما از ثواب زياد اين كار گفته.دقيقا يكي از بحث ها به گناه نيفتادنه، اما نبايد اين دليل ازدواج باشه، بايد عامل محرك باشه!يعني در كنار عوامل اصلي، اين هم باشه.
(۲۹/بهمن/۹۰ ۱:۵۷)boghz نوشته است: [ -> ]یه جوون الانی شاید بگه خوب من بدون ازدواج هم میتونم به رشد و تعالی برسم..چرا باید اینهمه مصیبت رو براش تحمل کنم؟..شاید بگین دین گفته ازدواج نصف ایمان است اما همین قرآن گفته اگه شرایط ازدواج رو نداری ازدواج نکن....
اما به نظر من اونایی که ناموفق بودن هم باید بیشتر حرف بزنن تا این سوء تفاهم حل بشه برای ما مجرد ها... که وقتی به زندگی این افراد نگاه میکنیم از ازدواج میترسیمو میگیم نمی ارزه.....باید بفهمیم آیا مشکل اینا با اصل ازدواجه؟ آیا اینها خوشی هاشونو نمیبینن و فقط سختی های یک زندگی رو نشونمون میدن؟ خلاضه این مشکله کجاست؟
1- مسئله اينه كه اكثر افراد دنبال ازدواج هستن، چون اين يك نياز دروني هست.يعني همه انسان ها فطرتا نياز به همسر دارن كه اين جدا از غريزه جنسي هست.افراد مجرد هيچ گاه نميتوانند هردوي اينها را سركوب كنند.يك عده بدنبال غريزه جنسي خود ميروند و آنها كه دنبال فطرت ميروند، احساس نياز به ازدواج ميكنند كه يا موفق به ازدواج ميشوند يا نميشوند.
حرف شما درباره رشد و تعالي فردي درسته، اما ازدواج توانايي رشد و تعالي رو زياد ميكنه و اون رو آسون تر ميكنه و رشد و تعالي توامان دنيوي و اخروي رو ميسر ميكنه.خيلي از افراد رو ديدم كه اول ميرن دنبال پول و بعد ميرن دنبال ازدواج:
الف-يك فرد املاكي، چهل ساله، وضع مالي خوب، خواهان ازدواج با دختري 20-25 ساله زيبا و با كمالات و خوش اخلاق و... .
ب-يك فروشنده كامپيوتر، وضع مالي خوب، خواهان ازدواج با دختري 20-25 ساله زيبا و با كمالات و خوش اخلاق و... .
خود شما بگين، دختري با اين مشخصات براي يه آدم چهل ساله پيدا ميشه كه شما رو واسه خودتون بخواد؟
يا برعكس دخترايي كه منتظر شاهزاده سوار بر اسب سپيد هستن!وقتي گدا هنوز شاهزاده نشده و سوار الاغ ميشه و مياد سراغشون، ميگن نه!بعد كه طرف شاهزاده ميشه و سوار اسب سپيد ميشه ميفتن دنبالش، در حاليكه توقعات اون فرد هم ممكنه تغيير كرده باشه.
براي همين ميگم كه مسئله اينه كه بالاخره طرف به فكر ازدواج ميفته (در 99% اوقات)، اما اگه دير شده باشه، نتيجه نميده، و اگه زود باشه هم همينطور!
2-اگه شرايط ازدواج رو نداري گفته ازدواج نكن، تو همون قرآن ببينين شرايط ازدواج رو چي گفته.خونه و ماشين و اينا نگفته!
در ضمن همون قرآن گفته اگر نگران مسائل مالي هستيد خدا خودش درست ميكنه!
3-اونايي كه ناموفق بودن بايد حرف بزنن و دلايل عدم موفقيتشون هم بگن!نه اينكه بيان بگن "بده" و "منو ببين بد بخت شدم" و ...
بزرگترين مشكل افراد تو ازدواج، عدم شناخته!تو همين آشناهاي ما سه نفر طلاق گرفتن!دو نفرشون كه دختر بودن ميگفتن پسره كتكشون ميزده و يه نفرشون كه پسر بوده ميگفته دختره بد بوده.
در حالي كه واقعيت مشخص نيست و علت رو به ما نميگن!مثلا همين دختره كه ميگن بد بوده، مهريشو بخشيده!
يا يكي از پسرايي كه ميگفتن كتك ميزده، پسر دايي دختره بوده و طبيعتا شناختشون از هم اونقدرا هم كم نبوده!و دختره چند ماه بعد با يه پسره ازدواج ميكنه و ميرن آمريكا!(يعني ممكنه دختره به خاطر پسر دوميه از پسرداييش طلاق گرفته باشه كه بره خارج!)
اما در كل بايد بگم كه ما آدمها يه ويژگي داريم به اسم ناشكري!
خدا اين همه نعمت بهمون ميده و ما بجاي شكر نعمت از كمبودها شكايت ميكنيم.
همسرامون اين همه خوبي دارن و ما از بديهاشون ياد ميكنيم.
ازدواج اينهمه خوبي داره و همش از مشكلاتش ميگيم.
طرف نمياد بگه "زنم خوشگله" مياد ميگه "غرغرو هست"
نميگه "شوهرم زحمت ميكشه" ميگه "همش خستس"
اين كليپو تو تلويزيون ديدين كه زنه با اتفاقات با دو ديد خوب و بد مواجه ميشه؟دقيقا روايت ماس!
ما شكر كردن يادمون رفته!
(۲۹/بهمن/۹۰ ۱۱:۳۸)نسیم نوشته است: [ -> ]
یا نمازش هفتاد برابر نماز مجرد ثواب داره...
يادمه يه دفعه رفتم تو نماز خونه و چهل پنجاه نفر تو كل نماز خونه بودن كه نماز ميخوندن به غيرجماعت.يكي از اينا بهم گفت:
"نماز تو ثوابش از نماز كل نمازخونه بيشتره!"

منم بهش گفتم:
"حالا فكر كن من نمازمو جماعت بخونم ميشه 70*70=4900!!!!
