۶/اردیبهشت/۹۲, ۲۳:۳۷
بازخونی پرونده انجمن حجتیه + سند
![[تصویر: %D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%...%D9%87.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%AC%D8%AA%DB%8C%D9%87.jpg)
در سخنرانی های عمومی نیز در محافلی که بیشتر در منازل برگزار می شد، از سخنرانان معروف انجمن( اغلب با نام های مستعار) استفاده می شد. به طور معمول در تولد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز جشن های بزرگی برگزار می گردید. بیشتر افرادی که از بهائیت بر می گشتند، توبه نامه و تبرا نامه می نوشتند که متن بسیاری از آن ها در یک مجموعه در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.
جلسات عمومی، اغلب توسط سخنرانانی برگزار می شد که انجمن تربیت کرده بود و نکته قابل توجه آنکه این افراد آشکار غیر روحانی بودند.
عمده ترین نیروهای لایه اول متشکل از افراد زیر می باشند:
1- شیخ محمود ذاکر تولایی معروف به شیخ محمود حلبی
2- سید حسن افتخار زاده سبزواری
3- سید حسین سجادی
4- سید محمد حسین عصار
5- سید رضا آل رسول
6- غلامحسین حاج محمد تقی تاجر
7- اصغر صادقی
8- جواد مادر شاهی
شیخ محمود حلبی به دلیل کهولت سن، سید حسن افتخار زاده را به سمت قائم مقام انجمن برگزید. وی در انجمن شاهنشاهی فلسفه زیر نظر فرح پهلوی مشغول به خدمت بود.
همچنین یکی دیگر از سران انجمن به نام سید حسن سجادی در زمان شاه با ساواک در ارتباط بود.
در واقع انجمن از سه لایه افراد تشکیل می شد.
لایه اول: عناصر وابسته رژیم ستمشاهی که مغرض بوده اند.
لایه دوم: عناصر عافیت طلبی که هم می خواستند فعال باشند در مسائل اجتماعی حضور داشته باشند و آخرتشان تامین باشد و هم در دنیا دچار مشکل و سختی نشوند.
لایه سوم: عناصری که نه وابسته بودند نه عافیت طلب و خالصانه به زعم خودشان در انجمن در حال جهاد و مبارزه بودند.
در واقع انجمن پیش از کشاندن جوان ها به درون تشکیلات روی اندیشه آنان کار می نمود و میکوشید که نخست آنها را از هرگونه فعالیت سیاسی بیزار و نسبت به آن بی تفاوت کنند و اساسآ حرکت های سیاسی را بیهوده جلوه دهند و سپس آنها را نسبت به علما و روحانیون بدبین و بی رادت سازند.
اندر افکارات شیخ محمود حلبی
یکی از خصوصیات بارز فکری شیخ محمود حلبی را می توان غرور وی نام برد که این خصیصه را به اعضای انجمن نیز سرایت می داد چرا که آنها همه را گمراه می دانستند و مدعی بودند اساسآ آن ها هستند که اسلام را فهمیده اند. در این زمینه شیخ محمود حلبی به اعضای انجمن چنین می گوید:
شما بودید که نان نامی آن حضرت(ولی عصر امام زمان عج) را د ر جهان بلند کردید و شما بودید که در شب های تار و سرد زمستان های سخت خالصآ و مخلصآ لوجه الله تا نیمه های شب در راه خدمتگزاری به دربار این حضرت و حفظ حمایت از شیعیانش و رفع دشمنانش قدم برداشتید روی این خدمتگزاری به دربار خداهم قربی دارید.
![[تصویر: %D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA...%D8%AA.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA.jpg)
و کلام علامه طهرانی که درباره ی نظر حلبی نسبت به آیت الله طباطبایی آورده اند:
برای مزید معرفت به مکتب منهاج ایشان (یعنی شیخ محمود حلبی) و اینکه شیخ حلبی در یکی از مجالس خصوصی روزی گفته است: من به واسطه اشتغالات و امور مهمه در طهران از رفتن به قم متمکن نیستم، و گرنه میدید که کمر المیزان را از وسط خرد می کردم!
همچنین وی با روحانیت به پشتوانه این ادعا که روحانیت تشکیلات پذیر نیست مشکل داشت و به دیگران جرات می داد که خود را از یک روحانی، شایسته تر و پر قدرت تر تصور کند.
مرید پروری از دیگر خصلت های این شخص بود که سعی می کرد بین کادر ها و مسئولین این گونه روابط حاکم باشد.
"فلسفه ستیزی" و مبارزه با"عرفان حقیقی" و رعفا از دیگر انحرافات فکری ایشان می باشد، ایشان در جایی می گوید: گوش به حرف این ها ندهید! نه حکمت، نه فلسفه، نه عرفان و تصوف! تابع فقها و محدثین باشید! قدر فقهاتان را بدانید شما را به اینها سپرده اند نه به ملاصدرا. نه به میرداماد، نه به ابن سینا، نه به شیخ طوسی و...
منابع مالی انجمن
پیشینه مثبت مراجع وقت نسبت به شیخ محمود حلبی از سویی و نفس مبارزه با بهائیت از سوی دیگر سبب می شد تا اکثر مراجع، اجازه ی استفاده از وجوهات شرعی را برای صادر نمایند. آیات عظام سید محمد رضا گلپایگانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید کاظم شریعتمداری، سید ابوالقاسم خوئی، شیخ بها الدین محلاتی ، سید عبدالله شیرازی و حتی امام خمینی از جمله این مراجع هستند. قابل ذکر این که تاریخ اجازات و تاییدات این مراجع با یکدیگر متفاوت بوده است. هر چند که متاسفانه به دلیل عدم شناخت کافی ، تاریخ برخی از آنان حتی به سال های پس از انقلاب (60و61) مربوط می شود، اما تنها این حضرت امام بود که مدت تایید رسمی شان از انجمن، حتی به یکسال کشیده نشد.
![[تصویر: %D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86_%D9%85%D8...%D8%AF.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86_%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D8%B3%D9%86%D8%AF.jpg)
حال نگاهی به متن اجازه حضرت امام (رحمة الله علیه) که در تاریخ 15/7/1349 صادر گردیده می پردازیم.
تعطیل غیر از انحلال است
![[تصویر: Emam3.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/Emam3.jpg)
رحیمیان، محمد حسین، در سایه آفتاب، موسسه پاسدار اسلام، چاپ سوم، 1371، ص 229 به نقل از دو ماهنامه علمی فرهنگی خط شماره پنجم، ص 75
اشکالات اساسی در انجمن حجتیه وجود دارد
![[تصویر: IMAGE634911765653260913.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/IMAGE634911765653260913.jpg)
حجت الاسلام محمدهادي مفتح، مفتح، پيشگام در وحدت حوزه و دانشگاه، کیهان، دوشنبه 27 آذر 1391 ـ شماره 25482
شهید آیت الله صدوقی: آقای حلبی را ببرید در بیابانها رها کنید!+ عکس
(مهندس سجادی در کنار شهید صدوقی)
1-هرچند که تصاویر به نفسه سند تاریخی محسوب می شوند، اما مهم آن است که هر تصویری تا چه اندازه توانایی اثبات یک موضوع را داشته و می توان به آن اطمینان نمود؟ به عنوان مثال آیا تصویر نشستن مسعود رجوی و موسی خیابانی در کنار حضرت امام را می توان حمل بر تأیید امام نسبت به سازمان مجاهدین خلق(منافقین) نمود؟ و یا اینکه برای کشف حقیقت، باید به مسائل مهم دیگری همچون تاریخ ملاقات، مکان ملاقات، علت ملاقات، مسائل مطرح شده در جلسه، نتیجه ملاقات، دیگر سخنان هر دو طرف درباره ی یکدیگر و... توجّه نمود؟ 2- به یقین انجمن حجتیّه به دلیل مبارزه اش با بهائیّت، تا قبل از آن که مواضع سرانش نسبت به نهضت امام تدریجاً آشکار شود( یعنی تا قبل از دهه ی پنجاه) مورد تأیید قاطبه ی علما و شخصیت های اسلامی بود. بر فرض آن که انجمن در زمان گرفته شدن این عکس مورد تأیید شهید صدوقی بوده باشد، باید توجّه داشت که این عکس قطعاً متعلّق به دهه ی چهل است.
سند مذکور حکایت از شدّت ناراحتی آیت الله صدوقی نسبت به شیخ محمود حلبی و ارتباط وی با ساواک در نگاه آیت الله صدوقی را دارد. آیا باز هم با نشان دادن عکسی که تاریخ آن به حداقل 10سال قبل از این سند باز می گردد، می توان ادّعا کرد که مورد تأیید شهید آیت الله صدوقی بوده است!؟
[1] - شهید آیت الله حاج شیخ محمد صدوقی، یاران امام به روایت اسناد ساواک2، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، چاپ دوم پاییز1377، ص267
دیده بان:علامه طهرانی درباره ی نظر حلبی نسبت به آیت الله طباطبایی آورده اند: برای مزید معرفت به مکتب منهاج ایشان (یعنی شیخ محمود حلبی) و اینکه شیخ حلبی در یکی از مجالس خصوصی روزی گفته است: من به واسطه اشتغالات و امور مهمه در طهران از رفتن به قم متمکن نیستم، و گرنه میدید که کمر المیزان را از وسط خرد می کردم!
[b]تشکیلات انجمن
انجمن حجتیه غیر از معرفی خودش برای اعضای رسمی محرم و خاص که در لایه بندی انجمن جزو لایه اول هستند اصلا هیچ جا خودش را به عنوان معرفی نمی کند و این سنت را تا امروز نگه داشته است.
همانگونه که بهائیت، یک شبکه قوی و پیچیده استعماری بوده و هست، انجمن ضد بهائیت نیز همانند بهائیت از ساختار و تشکیلات با شیوه خاص بهره می جست در واقع انجمن در هر شهری ، دفتری داشت که تحت عنوان بیت(بیت امام زمان عج) شناخته می شد. این بیت مسئول داشت و زیر نظر وی سه گروه (تدریس)، (تحقیق) و (ارشاد) فعالیت می کردند. که گروه نخست به آموزش نیرو ها در سه مرحله ابتدایی، متوسط و عالی می پرداخت. گروه دوم در پی یافتن افرادی از مسلمانان بودند که تحت تاثیر بهائیان به این آیین گرییده بودند و گروه سوم کار ارشاد این افراد را با شیوه های خاص دنبال می کردند.
انجمن حجتیه غیر از معرفی خودش برای اعضای رسمی محرم و خاص که در لایه بندی انجمن جزو لایه اول هستند اصلا هیچ جا خودش را به عنوان معرفی نمی کند و این سنت را تا امروز نگه داشته است.
همانگونه که بهائیت، یک شبکه قوی و پیچیده استعماری بوده و هست، انجمن ضد بهائیت نیز همانند بهائیت از ساختار و تشکیلات با شیوه خاص بهره می جست در واقع انجمن در هر شهری ، دفتری داشت که تحت عنوان بیت(بیت امام زمان عج) شناخته می شد. این بیت مسئول داشت و زیر نظر وی سه گروه (تدریس)، (تحقیق) و (ارشاد) فعالیت می کردند. که گروه نخست به آموزش نیرو ها در سه مرحله ابتدایی، متوسط و عالی می پرداخت. گروه دوم در پی یافتن افرادی از مسلمانان بودند که تحت تاثیر بهائیان به این آیین گرییده بودند و گروه سوم کار ارشاد این افراد را با شیوه های خاص دنبال می کردند.
![[تصویر: %D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%...%D9%87.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D8%AD%D8%AC%D8%AA%DB%8C%D9%87.jpg)
در سخنرانی های عمومی نیز در محافلی که بیشتر در منازل برگزار می شد، از سخنرانان معروف انجمن( اغلب با نام های مستعار) استفاده می شد. به طور معمول در تولد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز جشن های بزرگی برگزار می گردید. بیشتر افرادی که از بهائیت بر می گشتند، توبه نامه و تبرا نامه می نوشتند که متن بسیاری از آن ها در یک مجموعه در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می شود.
جلسات عمومی، اغلب توسط سخنرانانی برگزار می شد که انجمن تربیت کرده بود و نکته قابل توجه آنکه این افراد آشکار غیر روحانی بودند.
عمده ترین نیروهای لایه اول متشکل از افراد زیر می باشند:
1- شیخ محمود ذاکر تولایی معروف به شیخ محمود حلبی
2- سید حسن افتخار زاده سبزواری
3- سید حسین سجادی
4- سید محمد حسین عصار
5- سید رضا آل رسول
6- غلامحسین حاج محمد تقی تاجر
7- اصغر صادقی
8- جواد مادر شاهی
شیخ محمود حلبی به دلیل کهولت سن، سید حسن افتخار زاده را به سمت قائم مقام انجمن برگزید. وی در انجمن شاهنشاهی فلسفه زیر نظر فرح پهلوی مشغول به خدمت بود.
همچنین یکی دیگر از سران انجمن به نام سید حسن سجادی در زمان شاه با ساواک در ارتباط بود.
در واقع انجمن از سه لایه افراد تشکیل می شد.
لایه اول: عناصر وابسته رژیم ستمشاهی که مغرض بوده اند.
لایه دوم: عناصر عافیت طلبی که هم می خواستند فعال باشند در مسائل اجتماعی حضور داشته باشند و آخرتشان تامین باشد و هم در دنیا دچار مشکل و سختی نشوند.
لایه سوم: عناصری که نه وابسته بودند نه عافیت طلب و خالصانه به زعم خودشان در انجمن در حال جهاد و مبارزه بودند.
در واقع انجمن پیش از کشاندن جوان ها به درون تشکیلات روی اندیشه آنان کار می نمود و میکوشید که نخست آنها را از هرگونه فعالیت سیاسی بیزار و نسبت به آن بی تفاوت کنند و اساسآ حرکت های سیاسی را بیهوده جلوه دهند و سپس آنها را نسبت به علما و روحانیون بدبین و بی رادت سازند.
اندر افکارات شیخ محمود حلبی
یکی از خصوصیات بارز فکری شیخ محمود حلبی را می توان غرور وی نام برد که این خصیصه را به اعضای انجمن نیز سرایت می داد چرا که آنها همه را گمراه می دانستند و مدعی بودند اساسآ آن ها هستند که اسلام را فهمیده اند. در این زمینه شیخ محمود حلبی به اعضای انجمن چنین می گوید:
شما بودید که نان نامی آن حضرت(ولی عصر امام زمان عج) را د ر جهان بلند کردید و شما بودید که در شب های تار و سرد زمستان های سخت خالصآ و مخلصآ لوجه الله تا نیمه های شب در راه خدمتگزاری به دربار این حضرت و حفظ حمایت از شیعیانش و رفع دشمنانش قدم برداشتید روی این خدمتگزاری به دربار خداهم قربی دارید.
![[تصویر: %D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA...%D8%AA.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C-%D8%AA%D8%B4%DA%A9%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AA.jpg)
و کلام علامه طهرانی که درباره ی نظر حلبی نسبت به آیت الله طباطبایی آورده اند:
برای مزید معرفت به مکتب منهاج ایشان (یعنی شیخ محمود حلبی) و اینکه شیخ حلبی در یکی از مجالس خصوصی روزی گفته است: من به واسطه اشتغالات و امور مهمه در طهران از رفتن به قم متمکن نیستم، و گرنه میدید که کمر المیزان را از وسط خرد می کردم!
همچنین وی با روحانیت به پشتوانه این ادعا که روحانیت تشکیلات پذیر نیست مشکل داشت و به دیگران جرات می داد که خود را از یک روحانی، شایسته تر و پر قدرت تر تصور کند.
مرید پروری از دیگر خصلت های این شخص بود که سعی می کرد بین کادر ها و مسئولین این گونه روابط حاکم باشد.
"فلسفه ستیزی" و مبارزه با"عرفان حقیقی" و رعفا از دیگر انحرافات فکری ایشان می باشد، ایشان در جایی می گوید: گوش به حرف این ها ندهید! نه حکمت، نه فلسفه، نه عرفان و تصوف! تابع فقها و محدثین باشید! قدر فقهاتان را بدانید شما را به اینها سپرده اند نه به ملاصدرا. نه به میرداماد، نه به ابن سینا، نه به شیخ طوسی و...
منابع مالی انجمن
پیشینه مثبت مراجع وقت نسبت به شیخ محمود حلبی از سویی و نفس مبارزه با بهائیت از سوی دیگر سبب می شد تا اکثر مراجع، اجازه ی استفاده از وجوهات شرعی را برای صادر نمایند. آیات عظام سید محمد رضا گلپایگانی، سید شهاب الدین مرعشی نجفی، سید کاظم شریعتمداری، سید ابوالقاسم خوئی، شیخ بها الدین محلاتی ، سید عبدالله شیرازی و حتی امام خمینی از جمله این مراجع هستند. قابل ذکر این که تاریخ اجازات و تاییدات این مراجع با یکدیگر متفاوت بوده است. هر چند که متاسفانه به دلیل عدم شناخت کافی ، تاریخ برخی از آنان حتی به سال های پس از انقلاب (60و61) مربوط می شود، اما تنها این حضرت امام بود که مدت تایید رسمی شان از انجمن، حتی به یکسال کشیده نشد.
![[تصویر: %D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86_%D9%85%D8...%D8%AF.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86_%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D8%B3%D9%86%D8%AF.jpg)
حال نگاهی به متن اجازه حضرت امام (رحمة الله علیه) که در تاریخ 15/7/1349 صادر گردیده می پردازیم.
((حضرت آیت الله العظمی جناب آقای حاج آقا روح الله خمینی – دام ظلله العالی/ سلام علیکم/ شاید خاطر مبارک مستحضر باشد که چند سالی است عده ای از افراد متدین و با ایمان تحت رهبری حضرت حجت الاسلام آقای حاج شیخ محمود حلبی برای مبارزه اصولی با مرام ساختگی بهائیت، جلسات منظمی تشکیل داده و در این جلسات، مطالب آموزنده ای تدریس و افراد را با مقام شاخص حضرت ولی عصر- ارواحنا و ارواح العالمین له الفدا- آشنا می سازند. اخیرآ دامنه فعالیت این جلسات از تهران و اصفهان و مشهد و شیراز و مراکز مهم گذشته و حتی به دهات دور دست کشیانیده شده و در اثر عنایات خاصه حضرت ولی عصر- صلوات الله و سلامه علیه- توانسته اند در این مدت حدود پانصد نفر از افراد فرقه ضاله بهائیه را به صراط مستقیم توحید، هدایت و به دیانت مقدسه اسلام، مشرف نموده و عده کثیری از افراد متزلزل را که در خطر سقوط به دامان آن گروه قرار گرفته بودند، از پرتگاه نجات دهند. اولآ نظر مبارک حضرت آیت الله درباره این عده و اقدام آنان چیست؟ ثانیآ همکاری با آنها و تقویت آنان چه صورتی دارد؟ ثالثآ آیا می توان در صورت لزوم از وجوه شرعیه در این راه مصرف نمود یا نه؟ استدعا آن که نظر مبارک را صریحآ امر به ابلاغ فرمایند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته))
بسمه تعالى
در فرض مذكور هم اقدامات آقايان مورد تقدير و رضاى خداوند متعال است و نيز همكارى و همراهى با آنها مرضى ولى عصر- عجل اللَّه فرجه- است. و هم مجازند مؤمنين از وجوه شرعيه از قبيل زكوات و شرعيات به آنها بدهند. در صورت لزوم مجازند از ثلث سهم مبارك امام- عليه السلام- به آنها كمك كنند؛ البته تحت نظارت اشخاص متعهد و اگر جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حلبى- دامت بركاته- مىتوانند، تحت نظارت ايشان وجوه داده شود. از خداوند تعالى موفقيت آنها را خواستار است.
5 شهر شعبان المعظم 1390 / 15 مهر 1349/ نجف
روح اللَّه الموسوي الخمينى(1)
همانگونه که مشهود است، متن این استفتا به گونه ای تنظیم شده که جز محاسن و آثار خیر از انجمن حجتیه، نکته دیگری را به ذهن متبادر نمی کند. از این رو حضرت امام نیز پاسخ خود را به عبارت(( در فرض مذکور)) مقید فرموده اند. لذا اگر واقعیت، چیزی جز فرض مذکور باشد، پاسخ استفتاء خود به خود منتفی بوده و استفاده کنندگان، اجازه ی عمل به آن را نخوهند داشت. اغلب استفتائات دیگر نیز به همین شکل و با این فرضیات برای دیگر مراجع تنظیم شده است.
ادامه دارد....
بسمه تعالى
در فرض مذكور هم اقدامات آقايان مورد تقدير و رضاى خداوند متعال است و نيز همكارى و همراهى با آنها مرضى ولى عصر- عجل اللَّه فرجه- است. و هم مجازند مؤمنين از وجوه شرعيه از قبيل زكوات و شرعيات به آنها بدهند. در صورت لزوم مجازند از ثلث سهم مبارك امام- عليه السلام- به آنها كمك كنند؛ البته تحت نظارت اشخاص متعهد و اگر جناب مستطاب حجت الاسلام آقاى حلبى- دامت بركاته- مىتوانند، تحت نظارت ايشان وجوه داده شود. از خداوند تعالى موفقيت آنها را خواستار است.
5 شهر شعبان المعظم 1390 / 15 مهر 1349/ نجف
روح اللَّه الموسوي الخمينى(1)
همانگونه که مشهود است، متن این استفتا به گونه ای تنظیم شده که جز محاسن و آثار خیر از انجمن حجتیه، نکته دیگری را به ذهن متبادر نمی کند. از این رو حضرت امام نیز پاسخ خود را به عبارت(( در فرض مذکور)) مقید فرموده اند. لذا اگر واقعیت، چیزی جز فرض مذکور باشد، پاسخ استفتاء خود به خود منتفی بوده و استفاده کنندگان، اجازه ی عمل به آن را نخوهند داشت. اغلب استفتائات دیگر نیز به همین شکل و با این فرضیات برای دیگر مراجع تنظیم شده است.
ادامه دارد....
(1)- صحيفه امام، ج2، ص299 و300
تعطیل غیر از انحلال است
حجت الاسلام رحیمیان در خاطرهای به بصیرت امام در خصوص اعلام تعطیلی انجمن اشاره میکند
به گزارش موسسه راهبردی دیدهبان، حجت الاسلام رحیمیان از اعضاء امین دفتر امام با بیان خاطرهای، ذکاوت و شناخت دقیق امام از ماهیت را ذکر میکند که نشان دهنده نظر حضرت امام در خصوص اعلام تعطیلی فعالیتها توسط انجمن در سال 62 میباشد.
![[تصویر: Emam3.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/Emam3.jpg)
«در اوایل مرداد ماه 1362 بعد از سخنرانی حضرت امام که در ان، بدون ذکر نام، را مورد حمله قرار دادند، مضمون نامه ای که از سوی این تشکیلات فرستاده شده بود، مبنی بر اعلام تعطیل فعالیتها و جلسه هایشان، به عرض حضرت امام رسید. قبل از قرائت متن، به عرض رسید که اعلام انحلال کرده است. وقتی متن قرائت شد که در آن تعبیر «تعطیل» به کار رفته بود، با تبسم فرمودند: «تعطیل، غیر از انحلال است. این که فایده ندارد. اگرفکر میکنند منظور، آنها هستند، این کار اثری ندارد. آنها که فاسد هستند کار خودشان را میکنند و آنها که سالم بودهاند قبلاً هم ...»
منبع:رحیمیان، محمد حسین، در سایه آفتاب، موسسه پاسدار اسلام، چاپ سوم، 1371، ص 229 به نقل از دو ماهنامه علمی فرهنگی خط شماره پنجم، ص 75
اشکالات اساسی در انجمن حجتیه وجود دارد
به گزارش موسسه راهبردی دیده بان، یکی از عمده ترین روشهای جذب استفاده از ظرفیت فضاهای آموزشی بوده است پسر شهید مفتح در بیان خاطرهای از این روش نظر شهید مفتح را در مورد بیان کرده است.
![[تصویر: IMAGE634911765653260913.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/IMAGE634911765653260913.jpg)
«يادم هست كه يكي از خواهرانم در سالهاي آخر دبيرستان اسلامي فخريه در شمال تهران درس ميخواند كه مديرش، استاد انجمن ضد بهائيت بود. ... او خودش خواهرم را با ماشين به جلسات انجمن حجتيه ميبرد و برميگرداند. برادرهايم در آن دوره دانشجو بودند و بسيار به پدرم اعتراض ميكردند كه چرا اجازه مي دهيد او به اين جلسات برود، در حالي كه مي دانيم اينها مورد قبول شما نيستند. پدرم ميگفتند اجازه بدهيد خودش متوجه اشكال آنها بشود؛ ولي پدرم هر هفته كل مباحث مطرح شده در آن جلسه را از خواهرم ميپرسيدند و اگر مطالب انحرافي يا اشتباهي در صحبتهاي مطرح شده ميديدند، موضوع را براي خواهرم تحليل و تفسير و نقد ميكردند. اين برخوردها باعث شد كه چند ماه قبل از انقلاب، در جلسهاي كه قرار بود خواهرم سخنراني كند، صحبتهايش را با اين جمله از نهج البلاغه آغاز كرد: «ان الجهاد من ابواب الجنه» كه ظاهرا به او تذكر داده بودند چرا صحبت از جهاد و مبارزه مي كني و ما در اين جلسات صحبت از اين چيزها نداريم؛ لذا خواهرم سخنرانياش را نيمهتمام گذاشت و به منزل برگشت و ديگر هم به آن جلسات نرفت. در اين زمان بود كه متوجه شدم شيوه صحيح تربيتي، شيوه پدرم است.
در سال 54،55 بين خود انجمنيها اختلاف افتاد و افراد مبارز از انجمن جدا شدند. يادم هست كه جلسهاي در منزل ما تشكيل شده بود و چند نفر از افراد مبارز انجمن حجتيه در آن حضور داشتند و درباره اين مسائل صحبت ميكردند. من هم نشسته بودم و گوش ميكردم. يكي از مواردي كه بسيار برايم چشمگير بود، برخورد پدرم در مقابل اين حرف مخالفان بود كه انحرافاتي در تفكر انجمن پيدا شده است. يادم هست كه پدرم گفتند (نقل به مضمون) ما خيلي چيزها را در اين انجمن قبول نداريم و اشكالات اساسي در آنها وجود دارد.»
منبع:حجت الاسلام محمدهادي مفتح، مفتح، پيشگام در وحدت حوزه و دانشگاه، کیهان، دوشنبه 27 آذر 1391 ـ شماره 25482
شهید آیت الله صدوقی: آقای حلبی را ببرید در بیابانها رها کنید!+ عکس
به : گزارش گروه مطالعاتی دیده بانانجمن حجتیه در برخی از اقدامات جذبی مخفیانه اش در کنار همه ی روش های اصلی خود، برای آن که به جوانان نسل حاضر، اثبات نماید که این گروه مورد تأیید برخی از چهره های عالم و شاخص انقلاب بوده است، از اسنادی استفاده می کند که تنها گوشه ای از حقیقت را نشان می دهند. به عنوان نمونه برای اثبات تأیید شهید آیت الله صدوقی، به عکسی استناد می کنند که مهندس سجّادی(که به عبارتی شخص دوم انجمن محسوب می شد) درکنار ایشان نشسته است.
(مهندس سجادی در کنار شهید صدوقی)چندین نکته درباره ی این عکس قابل ذکر است:
1-هرچند که تصاویر به نفسه سند تاریخی محسوب می شوند، اما مهم آن است که هر تصویری تا چه اندازه توانایی اثبات یک موضوع را داشته و می توان به آن اطمینان نمود؟ به عنوان مثال آیا تصویر نشستن مسعود رجوی و موسی خیابانی در کنار حضرت امام را می توان حمل بر تأیید امام نسبت به سازمان مجاهدین خلق(منافقین) نمود؟ و یا اینکه برای کشف حقیقت، باید به مسائل مهم دیگری همچون تاریخ ملاقات، مکان ملاقات، علت ملاقات، مسائل مطرح شده در جلسه، نتیجه ملاقات، دیگر سخنان هر دو طرف درباره ی یکدیگر و... توجّه نمود؟
3- یکی از دلایلی که اثبات می کند عکس فوق حداکثر متعلّق به اواسط دهه ی چهل است، تصویر دیگری از شهید صدوقی است که مربوط به سال 49 است. این عکس که هنگام بازدید مرحوم حجت الاسلام فلسفی از حوزه ی یزد گرفته شده، کاملاً نشان می دهد که عکس قبلی باید به چند سال قبل از سال 49 مربوط باشد. چرا که تغییر در چهره ی شهید صدوقی و سفید تر شدن محاسنشان کاملاً مشخص است.![[تصویر: 8753287570854880872311.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/8753287570854880872311.jpg)
![[تصویر: 8753287570854880872311.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/8753287570854880872311.jpg)
(شهید صدوقی،مرحوم فلسفی،مرحوم خاتمی-سال49)
4- همانگونه که پس از گذشت چندین سال، مواضع منفی شیخ محمود حلبی(موسس و رئیس انجمن) علیه نهضت امام، به تدریج شدت گرفت و آشکار شد، مواضع مثبت اکثریّت علمای مبارز و انقلابیون نیز نسبت به شخص آقای حلبی و منفی شد. شهید آیت الله صدوقی نیز از جمله ی این علما بود. یکی از اسناد ساواک ایشان که به تاریخ 1357/5/9 باز می گردد، اثبات کننده ی این تغییر نظر است. در بخشی از این سند آمده است:«...در این موقع صدوقی نامه ای برای شیخ عبدالجواد جبل عاملی نوشته و در آن قید شده که چرا شما در این نهضت شرکت نمی کنید و چرا مهر سکوت بر لب زده اید؟ لطفاً علت این سکوت را اعلام دارید شما باید مردم را برای مبارزه با حکومت جبار تشویق کنید. علی شیرازی در این موقع اظهار داشته: قرار است آقای حلبی برای سخنرانی از یزد به همایون شهر بیاید و صدوقی پاسخ داده شما نباید بگذارید او به همایون شهر بیاید و سخنرانی کند. اگر هم آمد او را سوار ماشین کنید و ببرید در بیابانها رها کنید. اگر شما واعظی را خواستید بیاورید باید از حاج آقا جلال طاهری اجازه بگیرید که مبادا از دستگاه باشد....»[1]
سند مذکور حکایت از شدّت ناراحتی آیت الله صدوقی نسبت به شیخ محمود حلبی و ارتباط وی با ساواک در نگاه آیت الله صدوقی را دارد. آیا باز هم با نشان دادن عکسی که تاریخ آن به حداقل 10سال قبل از این سند باز می گردد، می توان ادّعا کرد که مورد تأیید شهید آیت الله صدوقی بوده است!؟
(شهید صدوقی در سال 57 در بهشت زهرا(سلام الله علیها)-روز ورود حضرت امام)
[1] - شهید آیت الله حاج شیخ محمد صدوقی، یاران امام به روایت اسناد ساواک2، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، چاپ دوم پاییز1377، ص267
![[تصویر: %D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86---%D9%85%...%D9%86.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86---%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%86.jpg)
![[تصویر: 1.1.1.1.1.1.1..jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/1.1.1.1.1.1.1..jpg)
![[تصویر: 1%20san.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/1%20san.jpg)
![[تصویر: 2%20san.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/2%20san.jpg)
![[تصویر: 3%20san.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/3%20san.jpg)
![[تصویر: %D8%B1%D8%A7%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8...%DB%8C.jpg]](http://www.didehbancenter.com/fa/images/stories/picture/Anjoman/%D8%B1%D8%A7%D9%87_%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%AD%D9%84%D8%A8%DB%8C.jpg)

![[تصویر: emam_entezar.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114371334/emam_entezar.jpg)
![[تصویر: emam_entezar_1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114371350/emam_entezar_1.jpg)
