۱۹/اسفند/۹۰, ۱۴:۵۸
یکی از کاربران نوشته است:(۱۸/اسفند/۹۰ ۲۲:۳۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]همه ی اینها درست است
اما بسیاری از احادیث هم دارای بواطن هستند مانند آیات قرآن
استادِ استاد ما معنای حقیقی این حدیث فوق العاده ارزشمند رو بیان کردند
ایشان گفتند:
همانطور که میدانید مؤمن از اسامی خداست:
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۲۳- حشر﴾
و هر جا سخن از مومن باشد مصداق اول آن میشود امیرالمومنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
با توجه به این دومعنا معنای این حدیث نبوی این است که[b]امیرالمومنین آینه ی اسما و صفات خداست
امیرالمومنین خدا نماست
خلیفة الله حقیقی است که اسما و صفات الهی در او تجلی یافته است[/b]
یعنی تجلی اسما و صفات الهی میشود امیرالمومنین
و هر کسی هم که بخواهد حقیقتاً مومن باشد و به مقام خلیفة اللهی برسد باید آینه ی اسما و صفات خدا باشد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
اولا خیلی خیلی شرمنده ام که انقدر مزاحمت ایجاد میکنم.این سوال رو باید در همان تاپیک می پرسیدم اما چون ترسیدم دیگران هم دچار درگیری ها(یا بیماریها!!!)ی فکری من شوند به صورت پیام خصوصی مطرح کردم. و یک نکته دیگر اینکه این پیام حاوی شبهاتی است ...اگر خوف دارید خدایی نکرده شما را نیز درگیر کند لطفا باقی پیام را مطالعه نکنید تا بار حقیر نیز بیشتر از این نشود...
اگر کامل نخواندید لطفا پاسخ پیام را نیز ندهید..
حقیقتش چند روزیه به یکسری تناقضات ذهنی رسیدم و هضم بعضی مسائل دین برایم دشوار شده. مخصوصا با شنیدن این حدیث امام صادق (علیه السلام) این موضوع شدت گرفت :
اسم اعظم 73 حرف است و خداوند 72 حرف آن را به ما اهل بیت داده ...
یا همین صحبت که می فرمایید امام علی (علیه السلام) آینه صفات خداوند است و...
این ها تناقضاتی را در فکر حقیر به وجود آورده.
مثلا با توحید صفاتی خداوند. مگر معتقد به این نیستیم که خداوند علاوه بر ذات در هر کدام از صفاتش هم توحید دارد؟ پس چطوری این را هم بپذیریم که امامانمان هم آن صفات را دارند؟
یا مثلا آیه لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم (هیچ نیرو و اراده ای به جز خداوند بزرگ و بلند مرتبه نیست) پس چطور خداوند 72 تا حرف از اسامی خود را به امامان داده و انان انقدر نیرو مندند؟
اگر یک حرف دیگر هم بگیرند که نعوذ بالله....
همچنین درخواست از اهل بیت و آیه کاملا صریح ایاک نعبد و ایاک نستعین را نمیتوانم در کنار هم هضم کنم و درک کنم.مگر چه می شود که همه نیاز هایمان را به خدا بگیم؟مگر خود شما در تاپیک (اگر طاقتش را ندارید این حدیث قدسی را نخوانید) در مورد اعتماد انسان به خدا و در مورد بزرگواری و کرم خداوند در عطا کردن نفرمودید؟ پس چطور بعد از خواندن آن حدیث قدسی جرئت و رویِ درخواست از غیر خدا را داشته باشم؟
و خیلی سوالات و موارد ازین دست...
چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند . سبحان الله...
میدانم اینها شبهاتی است که شیطان در ذهن من می اندازد.خواهشم اینست که اگر سخنی ، حدیثی یا آیه ای دارید که بتوانم مرز بین خداوند و معصومین رو کاملا پررنگ کنم و به شرک و کفر نیفتم و از طرفی از دست این شبهات خلاص شوم حقیر رو یاری کنید.
التماس دعا
یا حق
بسم الله الرحمن الرحیمو هر کسی هم که بخواهد حقیقتاً مومن باشد و به مقام خلیفة اللهی برسد باید آینه ی اسما و صفات خدا باشد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
اولا خیلی خیلی شرمنده ام که انقدر مزاحمت ایجاد میکنم.این سوال رو باید در همان تاپیک می پرسیدم اما چون ترسیدم دیگران هم دچار درگیری ها(یا بیماریها!!!)ی فکری من شوند به صورت پیام خصوصی مطرح کردم. و یک نکته دیگر اینکه این پیام حاوی شبهاتی است ...اگر خوف دارید خدایی نکرده شما را نیز درگیر کند لطفا باقی پیام را مطالعه نکنید تا بار حقیر نیز بیشتر از این نشود...
اگر کامل نخواندید لطفا پاسخ پیام را نیز ندهید..
حقیقتش چند روزیه به یکسری تناقضات ذهنی رسیدم و هضم بعضی مسائل دین برایم دشوار شده. مخصوصا با شنیدن این حدیث امام صادق (علیه السلام) این موضوع شدت گرفت :
اسم اعظم 73 حرف است و خداوند 72 حرف آن را به ما اهل بیت داده ...
یا همین صحبت که می فرمایید امام علی (علیه السلام) آینه صفات خداوند است و...
این ها تناقضاتی را در فکر حقیر به وجود آورده.
مثلا با توحید صفاتی خداوند. مگر معتقد به این نیستیم که خداوند علاوه بر ذات در هر کدام از صفاتش هم توحید دارد؟ پس چطوری این را هم بپذیریم که امامانمان هم آن صفات را دارند؟
یا مثلا آیه لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم (هیچ نیرو و اراده ای به جز خداوند بزرگ و بلند مرتبه نیست) پس چطور خداوند 72 تا حرف از اسامی خود را به امامان داده و انان انقدر نیرو مندند؟
اگر یک حرف دیگر هم بگیرند که نعوذ بالله....
همچنین درخواست از اهل بیت و آیه کاملا صریح ایاک نعبد و ایاک نستعین را نمیتوانم در کنار هم هضم کنم و درک کنم.مگر چه می شود که همه نیاز هایمان را به خدا بگیم؟مگر خود شما در تاپیک (اگر طاقتش را ندارید این حدیث قدسی را نخوانید) در مورد اعتماد انسان به خدا و در مورد بزرگواری و کرم خداوند در عطا کردن نفرمودید؟ پس چطور بعد از خواندن آن حدیث قدسی جرئت و رویِ درخواست از غیر خدا را داشته باشم؟
و خیلی سوالات و موارد ازین دست...
چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند . سبحان الله...
میدانم اینها شبهاتی است که شیطان در ذهن من می اندازد.خواهشم اینست که اگر سخنی ، حدیثی یا آیه ای دارید که بتوانم مرز بین خداوند و معصومین رو کاملا پررنگ کنم و به شرک و کفر نیفتم و از طرفی از دست این شبهات خلاص شوم حقیر رو یاری کنید.
التماس دعا
یا حق
با توجه به شدت اهمیت موضوع برانشدم تا توضیحاتی رو در این مورد خدمت دوستان عرض کنم
و با توجه به آیات قرآن و روایات جایگاه 14 معصوم علیهم السلام را در هستی و نسبتشان را با خالق و مخلوقات تا حدی تبیین کنیم
از دو بعد مسئله باید بررسی شود
یکی از باب 14 معصوم و نسبتشان با خدا
یکی از باب 14 معصوم و نسبتشان با غیر خدا
نکته ی اول:
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۱۵-فاطر﴾
اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بىنياز ستوده است (۱۵)
دوستان
شباهت 14 معصوم و تمام مخلوقات در این است که همه ی مخلوقات عالم هستی فقیر محض هستند به الله!!!!!!!!!!!
و اساساً یکی از ملاک هایی تعیین کننده ی درجه ی قرب مخلقات به خداوند در درک این شدت فقر و نیازشان به خداست!!!!
و 14 معصوم بالاترین مرتبه در شناخت شدت فقرشان به خدای را دارند
در دعای کمیل مولا علی علیه السلام خود به درگاه خداوند تعالی چه میگویند:
أنا عبدُکَ الضّعیف الحقیر المسکینُ المستکین المُستجیر... لايملك لنَفسه نفعاً و لا ضرّاً و لا حيوة و لا نشورا...
مولا علی اینگونه خود را معرفی مینند
من بنده ای هستم که در برابر خدای خویش ضعیف و حقیر و مسکین و درمانده که مالک چیزی از نفس خود نیستم و در نفع و ضرر و حیات و بازگشت به عالم پس از مرگ اختیاری از خود ندارم
اینجا جایگاهی است که مولا علی دارد در برابر پروردگار خود خود را میشناساند
امام سجاد علیه السلام زمانی که میخواهند در صحیفه سجادیه انسان را تعریف کنند چگونه تعریف میکنند
قبل از آن دو تعریف معروف از انسان
فلاسفه انسان را چه تعریف میکنند؟ انسان موجود ناطق
به اصطلاح عرفا انسان را چه تعریف میکنند؟ انسان موجود عاشق
جانم به فدای خاک کوی امام سجاد، ایشان انسان را چه تعریف میکند؟
انسان موجودی شدیداً فقیر و نیازمند به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سراسر مناجات های 14 معصوم شما این شدت فقر و نیاز و عجز را در برابر باری تعالی میتونید مشاهده کنید
14 معصوم عبد هستند و نه معبود!!!!!!!!!!! نعوذاً بالله و سبحان الله
ما یک غنی بالذات داریم
یک غنی بالعرض!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
غنی بالذات موجودی است که در ذات خودش غنا و بی نیازی وجود دارد و در غنا و صمدیت و بی نیازی کاملاً از غیر خود بی نیاز است
فرض کنید هیچ آبی در کره ی زمین وجود نداشته باشد
حال اگر خداوند یک چشمه در زمین بجوشاند
و شما را تنها مالک آن چشمه قرار دهد
شما دیگر نیازتان به آب برطرف میشود
حال اگر خداوند شما را تنها کسی قرار بدهد که اجازه دارید این آب را به کسی ببخشید و تنها به شما بگوید که به چه کسی آب بدهید و به چه کسی آب ندهید آن گاه چه میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شما میشود کارگزار انحصاری آب رسانی خدا به همه ی مخلوقات و همه ی مخلوقات نیازمند به شما میشوند در رسیدن به آب به شما!!!!
وجه تمایز 14 معصوم با همه ی مخلوقات عالم این است که 14 معصوم برای رسیدن فیض خدا به ایشان نیازمند به هیچ مخلوقی نیستند اما سایر مخلوقات خداوند برای رسیدن به فیض الهی نیازمند به اهل بیت علیه السلام هستند!!!!!!!
یه مثال دیگه
ببنید شما اگه یدونه از این عروسکهایی که دست میره داخلش رو بخری و بعد با دستای اون عروسک یه کاری انجام بدی میتونی بگی عروسک اونکار رو انجام داده اما در حقیقت این شمایی که داری کار رو انجام میدی!!!!!!
اهل بیت علیهم السلام کارگزاران خداوند در عالم هستی هستند
ایشان در مورد خود می فرمایند
نحن محال مشیت الله
قلوب ما 14 معصوم محل واقع شدن مشیت خداست
یعنی نمیخواهیم و انجام نمیدهیم مگر آنکه خدا می خواهد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به این آیه ی قرآن مجید بسیار دقت کنید!!!!!
يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿۷۴-توبه﴾
به خدا سوگند مىخورند كه [سخن ناروا] نگفتهاند در حالى كه قطعا سخن كفر گفته و پس از اسلام آوردنشان كفر ورزيدهاند و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند و به عيبجويى برنخاستند مگر [بعد از] آنكه خدا و پيامبرش از فضل خود آنان را بىنياز گردانيدند پس اگر توبه كنند براى آنان بهتر است و اگر روى برتابند خدا آنان را در دنيا و آخرت عذابى دردناك مىكند و در روى زمين يار و ياورى نخواهند داشت (۷۴)
بسیار دقت کنید در آیه ی بالا
در عبارت :
إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ
(مگر [بعد از] آنكه خدا و پيامبرش از فضل خود آنان را بىنياز گردانيدند)
همانطور که مشاهده میکند خداوند بی نیاز کردن آن عده ی مورد نظر در آیه را به فضل خودش و رسول خودش نسبت داده است، اما نکته ی بسیار لطیف اینجا این است که این فضل که عامل بی نیاز کردن است را خداوند به خودش و رسولش نسبت داده اما اگر این فضل دوتا بود
یعنی یک فضل مربوط به خدا بود و یک فضل مربوط به رسول خدا بود به جای فضله (فضل خودش) باید در آیه ذکر میشد (فضلهما) یعنی فضل آن دو
اما وقتی از عبارت فضله استفاده کرده می فهمیم که حقیقتش فضل خدا است که از طریق رسول خدا جاری شده
یعنی مجرای رسیدن فضل خدا، رسول خدا است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مانند جوی آبی که مجرای رسیدن آب میشود برای سیراب شدن تشنگان!!!!!!!!
14 معصوم بی نیاز هستند به اذن و عنایت خدا از غیر خدا
و همه ی مخلوقات نیازشان را خدا از طریق مجرای 14 معصوم که واسطه ی فیض الهی هستند بر طرف میکنند
اما شاید اینجا این سوال پیش بیاید که چرا خداوند این انحصار را در مجرای رساندن فیض در عالم ایجاد کرده؟
برای درک دقیق این مسئله به این مقاله ای که قبلاً در تالار ارسال شده به دقت مراجعه کرده و آن را با کمال دقت بخوانید:
در این مقاله سعی شده بر اساس آیات قرآن و روایات به این سوالات پاسخ داده شود
1 ـ انبياء الهي بشر را به چه چیز دعوت نموده اند؟
2- چرا و چگونه چهارده معصوم (علیهم السلام)، مجراي ولايت الهي واقع شدند؟!!
3 ـ حقيقت رشد و هدایت و غَي و گمراهی چیست؟
4 ـ حقیقت ایمان و کفر چیست و چگونه مشخص می شود؟و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟
1 ـ انبياء الهي بشر را به چه چیز دعوت نموده اند؟
موضوع اصلي رسالت تمام انبياء الهي که بشر را به سوي آن دعوت كردهاند چيزي جز اصل «توحيد» (کلمه لا اله الا ا...) نيست. اما «توحيد» نيز صرفاً به «توحيد در خالقيت» ختم نميشود بلکه نهایت هدف رسالت انبياء "توحيد در پرستش" است و دوری از هر گونه شرک و در حقيقت «توحيد در پرستش» مساويست با «پذيرش ولايت و سرپرستی خداوند در تمامي شؤون زندگی به طور تمام و کمال ».
حضرت فاطمه سلام ا... می فرمایند: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان به ربوبيّت او تن در دهند و به سعادت نائل آيند.(فرازی از خطبه فدکیه حضرت)
و اين اعتراف به ربوبیت پروردگار همان تكليفي است كه خداي متعال از تمامي مراتب عالم و رتبههاي خلقت متناسب با ظرفيت وجوديشان از آنها خواسته است، تا اینکه در تمامي حالات تنها خدا را پرستش کنند و در همه حال تسليم محض او باشند
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (اعراف-172)
((و زمانى كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مىدهيم!» (چنين كرد تا مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين امر، غافل بوديم ))
وپيشگام تمامي مخلوقات خداوند كه نسبت به اين ميثاق الهي به نحو تمام و کمال عهد گذاردهاند و ولايت الهيه را در تمامي شؤون پذيرفتهاند، شخص نبي مكرم اسلام (صلوات ا... علیه) و اهل بيت عصمت و طهارت ايشان (علیهم السلام) ميباشند.
امام صادق عليه السّلام فرمود: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرسيدند به چه علت از همه فرزندان آدم پيش افتادى؟ فرمود: زيرا من نخستين اقراركننده به پروردگارم بودم، خدا از پيغمبران پيمان گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا، در آنجا من نخستين پاسخ دهنده بودم (اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج3،کتاب ایمان و کفر ص: 19)
2- چرا چهارده معصوم (علیهم السلام)، مجراي ولايت الهي واقع شدند؟!!
از آنجا که انوار پاك چهارده معصوم نخستین اقرار کنندگان بر اين ميثاق بودند و مختارانه اراده خود را فانی در اراده حق تعالی کرده اند و راضی به رضایت و مشیت پروردگار به طور تمام و کمال شده اند. به همين خاطر اين شايستگي را در محضر ربوبي يافتند كه مجراي ولايت الهيه در عالم شوند[/u].
«نحن محالّ مشيّة ا... » ما جايگاه اراده و خواست خداييم (فرازی از دعای صباح)
در نتیجه ميثاق ولايت ايشان از تمامي عوالم گرفته شد. با اين وصف ميثاق ولايت نبي مكرم اسلام و اهل بيت ايشان (علیهم السلام) جزئي از ميثاق توحيد است. البته ميثاق نسبت به ولايت اين انوار پاك امري در عرض ميثاق توحيد و پذيرش ولايت الهيه نيست بلكه حقيقتي در طول ميثاق توحيد است.
همچنان كه در حديث نوراني "سلسلة الذهب" از وجود مقدس امام رضا(علیه السلام) نقل شده است كه زمان خروج ايشان از نيشابور تعداد زيادي از مردم اطراف ايشان را گرفتند تا حديثي را نقل نمايند. حضرت سر مبارك را از كجاوه بيرون آورده و پس از ذكر سلسله سند تا جبرائيل و خداوند متعال، فرمودند: "كلمة لا اله الاّ اللّه حصني فمن دخل حصني اَمِنَ من عذابي" ( بحار، ج 49 ـ ص 127.) و بعد اضافه فرمودند: "بشرطها و انا من شروطها"اين حديث شريف صريحاً گوياي اين واقعيت است كه ولايت اهل بيت (علیه السلام) از شروط توحيد و ادامه آن است اما امري در عرض توحيد نيست.
چرا که کسی که قائل به وجود رسول و امامِ منصوب از طرف خدا نباشد در حقیقت قائل به ربوبیت خدا به نحو اتم و اکمل نیست، چرا که کلمه رب در این عالم باید مصداق عینی پیدا کند و ظهور یابد و ظهورش هم به وجود رسول و امام است و کسی که قائل به وجود رسول و امام نیست قائل به خدایی است که از هدایت و ربوبیت متقنِ بندگانش دریغ ورزیده .
از آنجا كه بالاترين ميثاق ولايت الهيه از انوار معصومين (علیه السلام) گرفته شده است و آنها نيز بالاترين ميثاقها را در ظرف وجودي خود پذيرفتهاند [b]لذا اعظم ابتلائات عالم كه نتيجه همان ميثاق ولايت الهيه است در اين دنيا برای اقامه کلمه لا اله الا ا... متوجه ايشان گرديده.
3 ـ حقيقت رشد و هدایت و غي و گمراهی چیست؟
اگر سخن از اخذ ميثاق و گردن نهادن به ولايت خداوند و اولياء او به ميان آمد به معناي حاكميت جبر بر پذيرش دين نيست اصولاً خداوند متعال در پذيرش دين اكراهي قرار نداده است و بنا نيست ما تكوينا مجبور به گردن نهادن به ولايت او و اوليائش شويم. «لا اكراه فيالدّين قد تبيّنالرّشد من الغي» (بقره / 256) لذا در آنجا كه دينداري به اراده و اختيار ما بازگشت دارد هيچ اكراهي در ميان نيست. از يك سو «رشد» وهدایت و «غي» و گمراهی از يكديگر تميز داده شده است و از ديگر سو به انسان قوه اختيار و آگاهي عطا شده است.(و این اختیار لازمه نظام ثواب و عقاب است) دين الهي همان رشد است و ولايت طاغوت چيزي جز«غي» نيست. «فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللّه فقد استمسك بالعروة الوثقي» يعني كسي كه به طاغوت، كفر بورزد و به خداوند متعال ايمان بياورد پس به تحقيق به رشته محكمي دست يازيده است كه «لا انفصام لها» اين رشته او را تا قرب حق به پيش ميبرد.
با اين وصف حقيقت رشد چيزي جز پذیرش تام ولایت خداوند و اعراض تام از ولايت طاغوت نيست.
محصول ولايت طاغوت، «غي» و «ضلالت» است و محصول ولايت الهيه كه مجسم شده در ولايت خلفاء الهي است رشد و ايمان است. طبعا نتيجه ولايت الهيه «يخرجهم من الظلماة الي النور» و نتيجه ولايت طاغوت «يخرجهم من النور الي الظلماة» است.
4 ـ حقیقت ایمان و کفر چیست؟
و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟
چرا ابليس با شش هزار سال عبادت از زمره كافرين شد ؟.
عدم خشوع در برابر انسان کامل و پذیرش ولایت او در عین آگاهی کامل به این مطلب که این امر خواست و دستور خداوند است این امر وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند است. مگر غير از اين است كه معناي ايمان در مكتب اهل بيت (علیه السلام) همان ايمان به ولايت الهيه است. در رواياتي كه شيعه و سني ذيل آيه شريفه «فقد استمسك بالعروة الوثقي» ذكر كردهاند، «عروة وثقي» همان «ايمان باللّه» و «كفر به طاغوت» معنا شده است. در بعضي از روايات چنين آمده است: «من اراد ان يستمسك بالعروة الوثقي فليوال عليا» (بحار، ج 23 ـ ص 144 و ج 38 ـ ص 92.(در حقيقت اين روايت و احاديث مشابه، دلالت بر اين امر دارد كه پذيرش ولايت وجود مقدس مولي الموحدين علی(علیه السلام) در تمامي شئونِ حيات، همان حقيقت دين است چرا که:
حقيقت دين آن چیزی است که ما با پذیرش و عمل به فرامین آن (قلباً و عملاً)، به مقام توحيد و عبودیت و لقای پروردگار می رسیم و اولیای خداوند (چهارده معصوم) دین مجسمند که با قول و عمل خود مبین حق از باطلند و ما با قبول ولایت و سرپرستی و اوامر و نواحی ایشان به مقام توحید می رسیم
و موحد واقعي كسي است كه نسبت به ولايت خداوند و اولیایش تولي قلبی و عملیِ تام داشته باشد و البته لازمه اين امر نيز تبرّي قلبی و عملیِ تام از ولايت اعداء و طواغيت است.
چنانچه قبلاً بيان شد زماني كه خداوند متعال ميخواهد ولايت خود را بر عالم جريان دهد و از عالم انساني امتحان بگيرد، ولايت خود را در وجود خلفاء به حق خويش جاري ميكند.و حقیقت ایمان و کفر با امتحان از امر ولایتِ انبیا و ائمه که اولیاء الله هستند مشخص می شود.
اما در مورد این بخش از سوال ایشان:
یکی از کاربران نوشته است:(۱۸/اسفند/۹۰ ۲۲:۳۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]
با توجه به این دومعنا معنای این حدیث نبوی این است کهامیرالمومنین آینه ی اسما و صفات خداستامیرالمومنین خدا نماست
خلیفة الله حقیقی است که اسما و صفات الهی در او تجلی یافته است
[b]یعنی تجلی اسما و صفات الهی میشود امیرالمومنین
و هر کسی هم که بخواهد حقیقتاً مومن باشد و به مقام خلیفة اللهی برسد باید آینه ی اسما و صفات خدا باشد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
و هر کسی هم که بخواهد حقیقتاً مومن باشد و به مقام خلیفة اللهی برسد باید آینه ی اسما و صفات خدا باشد
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
مثلا با توحید صفاتی خداوند. مگر معتقد به این نیستیم که خداوند علاوه بر ذات در هر کدام از صفاتش هم توحید دارد؟ پس چطوری این را هم بپذیریم که امامانمان هم آن صفات را دارند؟
یا مثلا آیه لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم (هیچ نیرو و اراده ای به جز خداوند بزرگ و بلند مرتبه نیست) پس چطور خداوند 72 تا حرف از اسامی خود را به امامان داده و انان انقدر نیرو مندند؟
اگر یک حرف دیگر هم بگیرند که نعوذ بالله....
یا مثلا آیه لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم (هیچ نیرو و اراده ای به جز خداوند بزرگ و بلند مرتبه نیست) پس چطور خداوند 72 تا حرف از اسامی خود را به امامان داده و انان انقدر نیرو مندند؟
اگر یک حرف دیگر هم بگیرند که نعوذ بالله....
مگه شما نمیتونید چیزی رو از زمین بلند کنید؟
خوب حالا که شما قدرت دارید آیا یعنی مثل خدا هستید
دوست عزیز دو نکته رو در باب صفات خدا و مخلوق خدا همیشه دقت کنید
خداوند صفات کمالی خود را به صورت ذاتی دارد و از کسی عاریه نگرفته است
اما همه ی مخلوقات این صفات را بالعرض دارند و از ذات خودشان نیست
وقتی که خداوند در قرآن در سوره ی حج میفرماید:
وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿۵﴾
و برخى از شما به غايت پيرى مىرسد به گونهاى كه پس از دانستن [بسى چيزها] چيزى نمىداند و زمين را خشكيده مىبينى و[لى] چون آب بر آن فرود آوريم به جنبش درمىآيد و نمو مىكند و از هر نوع [رستنيهاى] نيكو مىروياند (۵)
یا آیات مشابهی که در مورد ناتوانی انسان در سن پیری سخن به میان می آورد می خواهد بفهماند که هیچ موجودی از ذات خودش چیزی ندارد و همه ی داشته های ما عاریتی است و حقیقت آن در اختیار خداست
اهل بیت هر چه میکنند به اذن و اراده و اجازه و امر خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یکی از کاربران نوشته است:همچنین درخواست از اهل بیت و آیه کاملا صریح ایاک نعبد و ایاک نستعین را نمیتوانم در کنار هم هضم کنم و درک کنم.مگر چه می شود که همه نیاز هایمان را به خدا بگیم؟مگر خود شما در تاپیک (اگر طاقتش را ندارید این حدیث قدسی را نخوانید) در مورد اعتماد انسان به خدا و در مورد بزرگواری و کرم خداوند در عطا کردن نفرمودید؟ پس چطور بعد از خواندن آن حدیث قدسی جرئت و رویِ درخواست از غیر خدا را داشته باشم؟
و خیلی سوالات و موارد ازین دست...
چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند . سبحان الله...
میدانم اینها شبهاتی است که شیطان در ذهن من می اندازد.خواهشم اینست که اگر سخنی ، حدیثی یا آیه ای دارید که بتوانم مرز بین خداوند و معصومین رو کاملا پررنگ کنم و به شرک و کفر نیفتم و از طرفی از دست این شبهات خلاص شوم حقیر رو یاری کنید.
التماس دعا
یا حق
پاسخ کامل مباحث مطرح شده در جملات بالا رو میتونید در دو تاپیک بسیار ارزشمند
و
مشاهده بفرماید
باز هر جا دوستان سوال و ابهامی داشتن بگن
در حد وسع کوچکمان إن شاء الله حقیر و باقی دوستان در تالار جوابگو خواهیم بود
الله یهدی من یشاء