کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند!#
۱۴:۵۸, ۱۹/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۲۰:۳۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
یکی از کاربران نوشته است:
(۱۸/اسفند/۹۰ ۲۲:۳۱)علی 110 نوشته است:  همه ی اینها درست است
اما بسیاری از احادیث هم دارای بواطن هستند مانند آیات قرآن

استادِ استاد ما معنای حقیقی این حدیث فوق العاده ارزشمند رو بیان کردند
ایشان گفتند:
همانطور که میدانید مؤمن از اسامی خداست:

هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۲۳- حشر﴾



و هر جا سخن از مومن باشد مصداق اول آن میشود امیرالمومنین!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



با توجه به این دومعنا معنای این حدیث نبوی این است که
[b]امیرالمومنین آینه ی اسما و صفات خداست
امیرالمومنین خدا نماست
خلیفة الله حقیقی است که اسما و صفات الهی در او تجلی یافته است[/b]
یعنی تجلی اسما و صفات الهی میشود امیرالمومنین

و هر کسی هم که بخواهد حقیقتاً مومن باشد و به مقام خلیفة اللهی برسد باید آینه ی اسما و صفات خدا باشد



بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم
اولا خیلی خیلی شرمنده ام که انقدر مزاحمت ایجاد میکنم.این سوال رو باید در همان تاپیک می پرسیدم اما چون ترسیدم دیگران هم دچار درگیری ها(یا بیماریها!!!)ی فکری من شوند به صورت پیام خصوصی مطرح کردم. و یک نکته دیگر اینکه این پیام حاوی شبهاتی است ...اگر خوف دارید خدایی نکرده شما را نیز درگیر کند لطفا باقی پیام را مطالعه نکنید تا بار حقیر نیز بیشتر از این نشود...
اگر کامل نخواندید لطفا پاسخ پیام را نیز ندهید..



حقیقتش چند روزیه به یکسری تناقضات ذهنی رسیدم و هضم بعضی مسائل دین برایم دشوار شده. مخصوصا با شنیدن این حدیث امام صادق (علیه السلام) این موضوع شدت گرفت :
اسم اعظم 73 حرف است و خداوند 72 حرف آن را به ما اهل بیت داده ...

یا همین صحبت که می فرمایید امام علی (علیه السلام) آینه صفات خداوند است و...

این ها تناقضاتی را در فکر حقیر به وجود آورده.

مثلا با توحید صفاتی خداوند. مگر معتقد به این نیستیم که خداوند علاوه بر ذات در هر کدام از صفاتش هم توحید دارد؟ پس چطوری این را هم بپذیریم که امامانمان هم آن صفات را دارند؟

یا مثلا آیه لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم (هیچ نیرو و اراده ای به جز خداوند بزرگ و بلند مرتبه نیست) پس چطور خداوند 72 تا حرف از اسامی خود را به امامان داده و انان انقدر نیرو مندند؟
اگر یک حرف دیگر هم بگیرند که نعوذ بالله....

همچنین درخواست از اهل بیت و آیه کاملا صریح ایاک نعبد و ایاک نستعین را نمیتوانم در کنار هم هضم کنم و درک کنم.مگر چه می شود که همه نیاز هایمان را به خدا بگیم؟مگر خود شما در تاپیک (اگر طاقتش را ندارید این حدیث قدسی را نخوانید) در مورد اعتماد انسان به خدا و در مورد بزرگواری و کرم خداوند در عطا کردن نفرمودید؟ پس چطور بعد از خواندن آن حدیث قدسی جرئت و رویِ درخواست از غیر خدا را داشته باشم؟
و خیلی سوالات و موارد ازین دست...

چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند . سبحان الله...

میدانم اینها شبهاتی است که شیطان در ذهن من می اندازد.خواهشم اینست که اگر سخنی ، حدیثی یا آیه ای دارید که بتوانم مرز بین خداوند و معصومین رو کاملا پررنگ کنم و به شرک و کفر نیفتم و از طرفی از دست این شبهات خلاص شوم حقیر رو یاری کنید.

التماس دعا
یا حق
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به شدت اهمیت موضوع برانشدم تا توضیحاتی رو در این مورد خدمت دوستان عرض کنم
و با توجه به آیات قرآن و روایات جایگاه 14 معصوم علیهم السلام را در هستی و نسبتشان را با خالق و مخلوقات تا حدی تبیین کنیم

از دو بعد مسئله باید بررسی شود
یکی از باب 14 معصوم و نسبتشان با خدا
یکی از باب 14 معصوم و نسبتشان با غیر خدا

نکته ی اول:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۱۵-فاطر﴾

اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بى‏نياز ستوده است (۱۵)

دوستان

شباهت 14 معصوم و تمام مخلوقات در این است که همه ی مخلوقات عالم هستی فقیر محض هستند به الله!!!!!!!!!!!


و اساساً یکی از ملاک هایی تعیین کننده ی درجه ی قرب مخلقات به خداوند در درک این شدت فقر و نیازشان به خداست!!!!

و 14 معصوم بالاترین مرتبه در شناخت شدت فقرشان به خدای را دارند

در دعای کمیل مولا علی علیه السلام خود به درگاه خداوند تعالی چه میگویند:

أنا عبدُکَ الضّعیف الحقیر المسکینُ المستکین المُستجیر... لايملك لنَفسه نفعاً و لا ضرّاً و لا حيوة و لا نشورا...

مولا علی اینگونه خود را معرفی مینند

من بنده ای هستم که در برابر خدای خویش ضعیف و حقیر و مسکین و درمانده که مالک چیزی از نفس خود نیستم و در نفع و ضرر و حیات و بازگشت به عالم پس از مرگ اختیاری از خود ندارم

اینجا جایگاهی است که مولا علی دارد در برابر پروردگار خود خود را میشناساند



امام سجاد علیه السلام زمانی که میخواهند در صحیفه سجادیه انسان را تعریف کنند چگونه تعریف میکنند

قبل از آن دو تعریف معروف از انسان

فلاسفه انسان را چه تعریف میکنند؟ انسان موجود ناطق

به اصطلاح عرفا انسان را چه تعریف میکنند؟ انسان موجود عاشق

جانم به فدای خاک کوی امام سجاد، ایشان انسان را چه تعریف میکند؟

انسان موجودی شدیداً فقیر و نیازمند به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سراسر مناجات های 14 معصوم شما این شدت فقر و نیاز و عجز را در برابر باری تعالی میتونید مشاهده کنید

14 معصوم عبد هستند و نه معبود!!!!!!!!!!! نعوذاً بالله و سبحان الله



ما یک غنی بالذات داریم

یک غنی بالعرض!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



غنی بالذات موجودی است که در ذات خودش غنا و بی نیازی وجود دارد و در غنا و صمدیت و بی نیازی کاملاً از غیر خود بی نیاز است

فرض کنید هیچ آبی در کره ی زمین وجود نداشته باشد

حال اگر خداوند یک چشمه در زمین بجوشاند

و شما را تنها مالک آن چشمه قرار دهد

شما دیگر نیازتان به آب برطرف میشود

حال اگر خداوند شما را تنها کسی قرار بدهد که اجازه دارید این آب را به کسی ببخشید و تنها به شما بگوید که به چه کسی آب بدهید و به چه کسی آب ندهید آن گاه چه میشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شما میشود کارگزار انحصاری آب رسانی خدا به همه ی مخلوقات و همه ی مخلوقات نیازمند به شما میشوند در رسیدن به آب به شما!!!!

وجه تمایز 14 معصوم با همه ی مخلوقات عالم این است که 14 معصوم برای رسیدن فیض خدا به ایشان نیازمند به هیچ مخلوقی نیستند اما سایر مخلوقات خداوند برای رسیدن به فیض الهی نیازمند به اهل بیت علیه السلام هستند!!!!!!!





یه مثال دیگه

ببنید شما اگه یدونه از این عروسکهایی که دست میره داخلش رو بخری و بعد با دستای اون عروسک یه کاری انجام بدی میتونی بگی عروسک اونکار رو انجام داده اما در حقیقت این شمایی که داری کار رو انجام میدی!!!!!!

اهل بیت علیهم السلام کارگزاران خداوند در عالم هستی هستند

ایشان در مورد خود می فرمایند

نحن محال مشیت الله

قلوب ما 14 معصوم محل واقع شدن مشیت خداست


یعنی نمیخواهیم و انجام نمیدهیم مگر آنکه خدا می خواهد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



به این آیه ی قرآن مجید بسیار دقت کنید!!!!!

يَحْلِفُونَ بِاللّهِ مَا قَالُواْ وَلَقَدْ قَالُواْ كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَكَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلاَمِهِمْ وَهَمُّواْ بِمَا لَمْ يَنَالُواْ وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ
فَإِن يَتُوبُواْ يَكُ خَيْرًا لَّهُمْ وَإِن يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللّهُ عَذَابًا أَلِيمًا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ فِي الأَرْضِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ نَصِيرٍ ﴿۷۴-توبه﴾

به خدا سوگند مى‏خورند كه [سخن ناروا] نگفته‏اند در حالى كه قطعا سخن كفر گفته و پس از اسلام آوردنشان كفر ورزيده‏اند و بر آنچه موفق به انجام آن نشدند همت گماشتند و به عيبجويى برنخاستند مگر [بعد از] آنكه خدا و پيامبرش از فضل خود آنان را بى‏نياز گردانيدند پس اگر توبه كنند براى آنان بهتر است و اگر روى برتابند خدا آنان را در دنيا و آخرت عذابى دردناك مى‏كند و در روى زمين يار و ياورى نخواهند داشت (۷۴)

بسیار دقت کنید در آیه ی بالا

در عبارت :

إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ


(مگر [بعد از] آنكه خدا و پيامبرش از فضل خود آنان را بى‏نياز گردانيدند)

همانطور که مشاهده میکند خداوند بی نیاز کردن آن عده ی مورد نظر در آیه را به فضل خودش و رسول خودش نسبت داده است، اما نکته ی بسیار لطیف اینجا این است که این فضل که عامل بی نیاز کردن است را خداوند به خودش و رسولش نسبت داده اما اگر این فضل دوتا بود

یعنی یک فضل مربوط به خدا بود و یک فضل مربوط به رسول خدا بود به جای فضله (فضل خودش) باید در آیه ذکر میشد (فضلهما) یعنی فضل آن دو


اما وقتی از عبارت فضله استفاده کرده می فهمیم که حقیقتش فضل خدا است که از طریق رسول خدا جاری شده

یعنی مجرای رسیدن فضل خدا، رسول خدا است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


مانند جوی آبی که مجرای رسیدن آب میشود برای سیراب شدن تشنگان!!!!!!!!



14 معصوم بی نیاز هستند به اذن و عنایت خدا از غیر خدا

و همه ی مخلوقات نیازشان را خدا از طریق مجرای 14 معصوم که واسطه ی فیض الهی هستند بر طرف میکنند



اما شاید اینجا این سوال پیش بیاید که چرا خداوند این انحصار را در مجرای رساندن فیض در عالم ایجاد کرده؟


برای درک دقیق این مسئله به این مقاله ای که قبلاً در تالار ارسال شده به دقت مراجعه کرده و آن را با کمال دقت بخوانید:



در این مقاله سعی شده بر اساس آیات قرآن و روایات به این سوالات پاسخ داده شود

1 ـ انبياء الهي بشر را به چه چیز دعوت نموده اند؟
2- چرا و چگونه چهارده معصوم (علیهم السلام)، مجراي ولايت الهي واقع شدند؟!!
3 ـ حقيقت رشد و هدایت و غَي و گمراهی چیست؟
4 ـ حقیقت ایمان و کفر چیست و چگونه مشخص می شود؟و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟



1 ـ انبياء الهي بشر را به چه چیز دعوت نموده اند؟
موضوع اصلي رسالت تمام انبياء الهي که بشر را به سوي آن دعوت كرده‏اند چيزي جز اصل «توحيد» (کلمه لا اله الا ا...) نيست. اما «توحيد» نيز صرفاً به «توحيد در خالقيت» ختم نمي‏شود بلکه نهایت هدف رسالت انبياء "توحيد در پرستش" است و دوری از هر گونه شرک و در حقيقت «توحيد در پرستش» مساويست با «پذيرش ولايت و سرپرستی خداوند در تمامي شؤون زندگی به طور تمام و کمال ».

حضرت فاطمه سلام ا... می فرمایند: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان به ربوبيّت او تن در دهند و به سعادت نائل آيند.(فرازی از خطبه فدکیه حضرت)

و اين اعتراف به ربوبیت پروردگار همان تكليفي است كه خداي متعال از تمامي مراتب عالم و رتبه‏هاي خلقت متناسب با ظرفيت وجوديشان از آنها خواسته است، تا اینکه در تمامي حالات تنها خدا را پرستش کنند و در همه حال تسليم محض او باشند
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (اعراف-172)
((و زمانى كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد تا مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين امر، غافل بوديم ))

وپيشگام تمامي مخلوقات خداوند كه نسبت به اين ميثاق الهي به نحو تمام و کمال عهد گذارده‏اند و ولايت الهيه را در تمامي شؤون پذيرفته‏اند، شخص نبي مكرم اسلام (صلوات ا... علیه) و اهل بيت عصمت و طهارت ايشان (علیهم السلام) مي‏باشند.
امام صادق عليه السّلام فرمود: از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پرسيدند به چه علت از همه فرزندان آدم پيش افتادى؟ فرمود: زيرا من نخستين اقراركننده به پروردگارم بودم، خدا از پيغمبران پيمان‏ گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگر من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: چرا، در آنجا من نخستين پاسخ دهنده بودم (اصول كافى-ترجمه مصطفوى، ج‏3،کتاب ایمان و کفر ص: 19)



2- چرا چهارده معصوم (علیهم السلام)، مجراي ولايت الهي واقع شدند؟!!

از آنجا که انوار پاك چهارده معصوم نخستین اقرار کنندگان بر اين ميثاق بودند و مختارانه اراده خود را فانی در اراده حق تعالی کرده اند و راضی به رضایت و مشیت پروردگار به طور تمام و کمال شده اند. به همين خاطر اين شايستگي را در محضر ربوبي يافتند كه مجراي ولايت الهيه در عالم شوند[/u].
«نحن محالّ مشيّة ا... » ما جايگاه اراده و خواست خداييم (فرازی از دعای صباح)

در نتیجه ميثاق ولايت ايشان از تمامي عوالم گرفته شد. با اين وصف ميثاق ولايت نبي مكرم اسلام و اهل بيت ايشان (علیهم السلام) جزئي از ميثاق توحيد است. البته ميثاق نسبت به ولايت اين انوار پاك امري در عرض ميثاق توحيد و پذيرش ولايت الهيه نيست بلكه حقيقتي در طول ميثاق توحيد است.
همچنان كه در حديث نوراني "سلسلة الذهب" از وجود مقدس امام رضا(علیه السلام) نقل شده است كه زمان خروج ايشان از نيشابور تعداد زيادي از مردم اطراف ايشان را گرفتند تا حديثي را نقل نمايند. حضرت سر مبارك را از كجاوه بيرون آورده و پس از ذكر سلسله سند تا جبرائيل و خداوند متعال، فرمودند: "كلمة لا اله الاّ اللّه‏ حصني فمن دخل حصني اَمِنَ من عذابي" ( بحار، ج 49 ـ ص 127.) و بعد اضافه فرمودند: "بشرطها و انا من شروطها"اين حديث شريف صريحاً گوياي اين واقعيت است كه ولايت اهل بيت (علیه السلام) از شروط توحيد و ادامه آن است اما امري در عرض توحيد نيست.
چرا که کسی که قائل به وجود رسول و امامِ منصوب از طرف خدا نباشد در حقیقت قائل به ربوبیت خدا به نحو اتم و اکمل نیست، چرا که کلمه رب در این عالم باید مصداق عینی پیدا کند و ظهور یابد و ظهورش هم به وجود رسول و امام است و کسی که قائل به وجود رسول و امام نیست قائل به خدایی است که از هدایت و ربوبیت متقنِ بندگانش دریغ ورزیده .

از آنجا كه بالاترين ميثاق ولايت الهيه از انوار معصومين (علیه السلام) گرفته شده است و آنها نيز بالاترين ميثاقها را در ظرف وجودي خود پذيرفته‏اند [b]لذا اعظم ابتلائات عالم كه نتيجه همان ميثاق ولايت الهيه است در اين دنيا برای اقامه کلمه لا اله الا ا... متوجه ايشان گرديده
.


3 ـ حقيقت رشد و هدایت و غي و گمراهی چیست؟

اگر سخن از اخذ ميثاق و گردن نهادن به ولايت خداوند و اولياء او به ميان آمد به معناي حاكميت جبر بر پذيرش دين نيست اصولاً خداوند متعال در پذيرش دين اكراهي قرار نداده است و بنا نيست ما تكوينا مجبور به گردن نهادن به ولايت او و اوليائش شويم. «لا اكراه في‏الدّين قد تبيّن‏الرّشد من الغي» (بقره / 256) لذا در آنجا كه دينداري به اراده و اختيار ما بازگشت دارد هيچ اكراهي در ميان نيست. از يك سو «رشد» وهدایت و «غي» و گمراهی از يكديگر تميز داده شده است و از ديگر سو به انسان قوه اختيار و آگاهي عطا شده است.(و این اختیار لازمه نظام ثواب و عقاب است) دين الهي همان رشد است و ولايت طاغوت چيزي جز«غي» نيست. «فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن باللّه‏ فقد استمسك بالعروة الوثقي» يعني كسي كه به طاغوت، كفر بورزد و به خداوند متعال ايمان بياورد پس به تحقيق به رشته محكمي دست يازيده است كه «لا انفصام لها» اين رشته او را تا قرب حق به پيش مي‏برد.
با اين وصف حقيقت رشد چيزي جز پذیرش تام ولایت خداوند و اعراض تام از ولايت طاغوت نيست.
محصول ولايت طاغوت، «غي» و «ضلالت» است و محصول ولايت الهيه كه مجسم شده در ولايت خلفاء الهي است رشد و ايمان است. طبعا نتيجه ولايت الهيه «يخرجهم من الظلماة الي النور» و نتيجه ولايت طاغوت «يخرجهم من النور الي الظلماة» است.

4 ـ حقیقت ایمان و کفر چیست؟
و وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند چیست؟

چرا ابليس با شش هزار سال عبادت از زمره كافرين شد ؟.
عدم خشوع در برابر انسان کامل و پذیرش ولایت او در عین آگاهی کامل به این مطلب که این امر خواست و دستور خداوند است این امر وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند است. مگر غير از اين است كه معناي ايمان در مكتب اهل بيت (علیه السلام) همان ايمان به ولايت الهيه است. در رواياتي كه شيعه و سني ذيل آيه شريفه «فقد استمسك بالعروة الوثقي» ذكر كرده‏اند، «عروة وثقي» همان «ايمان باللّه» و «كفر به طاغوت» معنا شده است. در بعضي از روايات چنين آمده است: «من اراد ان يستمسك بالعروة الوثقي فليوال عليا» (بحار، ج 23 ـ ص 144 و ج 38 ـ ص 92.(در حقيقت اين روايت و احاديث مشابه، دلالت بر اين امر دارد كه پذيرش ولايت وجود مقدس مولي الموحدين علی(علیه السلام) در تمامي شئونِ حيات، همان حقيقت دين است چرا که:
حقيقت دين آن چیزی است که ما با پذیرش و عمل به فرامین آن (قلباً و عملاً)، به مقام توحيد و عبودیت و لقای پروردگار می رسیم و اولیای خداوند (چهارده معصوم) دین مجسمند که با قول و عمل خود مبین حق از باطلند و ما با قبول ولایت و سرپرستی و اوامر و نواحی ایشان به مقام توحید می رسیم
و موحد واقعي كسي است كه نسبت به ولايت خداوند و اولیایش تولي قلبی و عملیِ تام داشته باشد و البته لازمه اين امر نيز تبرّي قلبی و عملیِ تام از ولايت اعداء و طواغيت است.

چنانچه قبلاً بيان شد زماني كه خداوند متعال مي‏خواهد ولايت خود را بر عالم جريان دهد و از عالم انساني امتحان بگيرد، ولايت خود را در وجود خلفاء به حق خويش جاري مي‏كند.و حقیقت ایمان و کفر با امتحان از امر ولایتِ انبیا و ائمه که اولیاء الله هستند مشخص می شود.









اما در مورد این بخش از سوال ایشان:
یکی از کاربران نوشته است:
(۱۸/اسفند/۹۰ ۲۲:۳۱)علی 110 نوشته است:  
با توجه به این دومعنا معنای این حدیث نبوی این است که
امیرالمومنین آینه ی اسما و صفات خداست
امیرالمومنین خدا نماست
خلیفة الله حقیقی است که اسما و صفات الهی در او تجلی یافته است
[b]یعنی تجلی اسما و صفات الهی میشود امیرالمومنین

و هر کسی هم که بخواهد حقیقتاً مومن باشد و به مقام خلیفة اللهی برسد باید آینه ی اسما و صفات خدا باشد


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم
مثلا با توحید صفاتی خداوند. مگر معتقد به این نیستیم که خداوند علاوه بر ذات در هر کدام از صفاتش هم توحید دارد؟ پس چطوری این را هم بپذیریم که امامانمان هم آن صفات را دارند؟

یا مثلا آیه لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم (هیچ نیرو و اراده ای به جز خداوند بزرگ و بلند مرتبه نیست) پس چطور خداوند 72 تا حرف از اسامی خود را به امامان داده و انان انقدر نیرو مندند؟
اگر یک حرف دیگر هم بگیرند که نعوذ بالله....
مگه شما نمیتونید چیزی رو از زمین بلند کنید؟
خوب حالا که شما قدرت دارید آیا یعنی مثل خدا هستید
دوست عزیز دو نکته رو در باب صفات خدا و مخلوق خدا همیشه دقت کنید
خداوند صفات کمالی خود را به صورت ذاتی دارد و از کسی عاریه نگرفته است
اما همه ی مخلوقات این صفات را بالعرض دارند و از ذات خودشان نیست
وقتی که خداوند در قرآن در سوره ی حج میفرماید:
وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿۵﴾
و برخى از شما به غايت پيرى مى‏رسد به گونه‏اى كه پس از دانستن [بسى چيزها] چيزى نمى‏داند و زمين را خشكيده مى‏بينى و[لى] چون آب بر آن فرود آوريم به جنبش درمى‏آيد و نمو مى‏كند و از هر نوع [رستنيهاى] نيكو مى‏روياند (۵)
یا آیات مشابهی که در مورد ناتوانی انسان در سن پیری سخن به میان می آورد می خواهد بفهماند که هیچ موجودی از ذات خودش چیزی ندارد و همه ی داشته های ما عاریتی است و حقیقت آن در اختیار خداست
اهل بیت هر چه میکنند به اذن و اراده و اجازه و امر خداست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یکی از کاربران نوشته است:همچنین درخواست از اهل بیت و آیه کاملا صریح ایاک نعبد و ایاک نستعین را نمیتوانم در کنار هم هضم کنم و درک کنم.مگر چه می شود که همه نیاز هایمان را به خدا بگیم؟مگر خود شما در تاپیک (اگر طاقتش را ندارید این حدیث قدسی را نخوانید) در مورد اعتماد انسان به خدا و در مورد بزرگواری و کرم خداوند در عطا کردن نفرمودید؟ پس چطور بعد از خواندن آن حدیث قدسی جرئت و رویِ درخواست از غیر خدا را داشته باشم؟
و خیلی سوالات و موارد ازین دست...

چند وقت پیش از کسی شنیدم که می گفت معصومین مانند خدا هستند . سبحان الله...

میدانم اینها شبهاتی است که شیطان در ذهن من می اندازد.خواهشم اینست که اگر سخنی ، حدیثی یا آیه ای دارید که بتوانم مرز بین خداوند و معصومین رو کاملا پررنگ کنم و به شرک و کفر نیفتم و از طرفی از دست این شبهات خلاص شوم حقیر رو یاری کنید.

التماس دعا
یا حق
پاسخ کامل مباحث مطرح شده در جملات بالا رو میتونید در دو تاپیک بسیار ارزشمند
و

مشاهده بفرماید








باز هر جا دوستان سوال و ابهامی داشتن بگن


در حد وسع کوچکمان إن شاء الله حقیر و باقی دوستان در تالار جوابگو خواهیم بود





الله یهدی من یشاء


امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۴۰, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام موضوع خوبیست تشکر میکنم

یک سوال

ما روش دعا کردن خود را از اهل بیت می آموزیم
به طور مثال دعای عهد را از امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) آموخته ایم
یا مثلا زیارت عاشورا نیز از همین دو امام بزرگوار نقل شده است...
دعا های دیگر هم به همین شکل

مگر راه و رسم عبادت کردن را نباید از معصومین (علیه السلام) بیاموزیم؟
پس چرا در هیچ کدام از دعاها نداریم که درخواست ها از ائمه صورت بگیرد؟

مثلا در دعای عهد هر چه که میخواهیم و طلب می کنیم از خداست . چرا امامان باقر و صادق (علیه السلام) به ما یاد نگفته اند که بعضی از خواسته هایمان از خود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد؟ مثلا هیچ جا در دعاها به جای اللهم عجل لولیک الفرج به طور مستقیم از خود امام درخواست ظهور کردن نمی کنیم؟

البته بحث شفاعت طلبیدن (مثل دعای توسل) یا درخواست دعا کردن از اهل بیت فرق می کند.اما اینکه چیزی را به طور مستقیم از ایشان بخواهیم ، اگر در آداب دعا کردن بود چرا امامان معصوم (علیه السلام) که آموزگار ما هستند به آن اشاره ای نکرده اند.

یا حق.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۱۸, ۲۰/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۰ ۱:۳۳ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #3
آواتار
(۲۰/اسفند/۹۰ ۰:۴۰)یا ثارالله نوشته است:  ما روش دعا کردن خود را از اهل بیت می آموزیم
به طور مثال دعای عهد را از امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) آموخته ایم
یا مثلا زیارت عاشورا نیز از همین دو امام بزرگوار نقل شده است...
دعا های دیگر هم به همین شکل

مگر راه و رسم عبادت کردن را نباید از معصومین (علیه السلام) بیاموزیم؟
پس چرا در هیچ کدام از دعاها نداریم که درخواست ها از ائمه صورت بگیرد؟

فکر کنم شما یا تاپیکهایی که گفتم را مطالعه نکردید
یا ادعیه را به طور ناقص خوانده اید
خود اهل بیت وقتی دعا میکردند به یکدیگر متوسل میشدند
بسیاری از ادعیه و زیارات از خود اهل بیت انشاء شده و در اینها صراحتاً درخواست و سوال از اهل بیت مطرح شده
مشکل شما این است که درخواست از خدا و درخواست از اهل بیت را دو چیز متفاوت میدانید
در ادعیه فقط شفاعت خواسته نمیشود
حاجات عرضه میشود
شما چرا از پدر خود حاجت میطلبید؟ یا از دوست خود!!!!!!!!!!!!!
عالم عالم اسباب است و خدا از طریق عالم اسباب کارها را انجام میدهد!

چرا اینها عقاید مضحک وهابیت است!!!!!!!!!!!
و البته ریشه ی اینها هم در نفرت از اهل بیت است
که در خواست از غیر خدا را شرک میدانند
معنای شرک درخواست کردن از غیر خدا نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

معنای شرک این است که معتقد باشیم که کسی که از او درخواست میکنیم مستقلاً و بی اذن خدا میتواند رفع حاجت ما را انجام دهد

مثلاً اگر فکر کنیم که معلم مستقلاً و بی اذن خدا میتواند کاری کند که ما تجدید شویم یک درس را
این میشود شرک به خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
این که معتقد باشیم چاقو مستقلاً باعث بریدگی میشود بی اذن خدا این میشود شرک به خدا!!!!!!!!
اما اگر برای بریدن چیزی از چاقو استفاده کنیم این عین توحیداست چون خداوند امر کرده و تقدیرش بر این بوده که در دنیا از طریق اسباب امرش را جاری سازد!!!!!!

خوب است ابتدا با دقت تمام این مباحث را مطالعه کنید:
(۲۷/دی/۹۰ ۰:۳۲)یا ثارالله نوشته است:  برادر به نظر بنده مشکلی نیست اگر از غیر از معصومین حاجت خود را بطلبیم. موضوع این است که معصومین (علیه السلام) به شخصیت و به زندگی ما بیشتر از خود ما و بیشتر از علمای بزرگ دینی آگاه هستند.صلاح ما را بهتر از خودما و بهتر از علمای دینی بزرگ می دانند. پس بهتر است از چه کسی درخواست کنیم؟؟
و اینو مطمئن باشید محبت معصومین نسبت به دوستدارانشان به قدری زیاد است که اگر بخواهیم و به صلاحمان بود واسطه این خیر برای ما قرار می گیرند...


توسل توسط خود خدا تصریح شده در قرآن بهش:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (35)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد! و وسيله‏اى براى تقرب به او بجوئيد! و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار شويد! (35 -مائده )

أُولئِكَ الَّذينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى‏ رَبِّهِمُ الْوَسيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَ يَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَ يَخافُونَ عَذابَهُ إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً (57)
كسانى را كه آنان مى‏خوانند، خودشان وسيله‏اى (براى تقرب) به پروردگارشان مى‏جويند، وسيله‏اى هر چه نزديكتر و به رحمت او اميدوارند و از عذاب او مى‏ترسند چرا كه عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهيز و وحشت است! (57-اسراء)

در آیات و روایات آمده که یکی از وسایل تقرب جستن جلب محبت و توسل به پیامبر و اهل بیت پیامبر است که محبوب ترین مخلوقات نزد خداوند هستند
توسل رو ما در زندگی روز مره هم به کار میبریم به چه شکل؟

اگر بخواهیم کارمان نزد کسی که با او رابطه نزدیک و آشنایی زیادی نداریم راه بیافتد آن را به کسی میگوییم که با شخص مورد نظر ما آشناست و قرابتی دارد و خود خدا خواسته تا بندگان برای ایجاد ارتباط با خدا و رفتن به سمت خدا ما در خانه ی اهل بیت برویم

به این دو آیه توجه کنید
ِ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْب (42-شوری)
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم [اهل بيتم‏]
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً (57-فرقان)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند (اين پاداش من است.)» (57)

یعنی برای تقرب و یافتن راهی به سمت خدا باید رو به اهل بیت آورد
در این مورد مفصل در پست رابطه حب اهل بیت و ایمان بر طبق آیات و روایات قبلا صحبت شده
و اما یکی از محکمترین و صریح ترین آیات در باب توسل داستانهای بسیاری است که در قرآن آمده در بسیاری از مواقع قوم بنی اسرائیل برای توبه کردن به درگاه خدا سراغ موسی علیه السلام می آمدند و از او تقاضا میکردند تا دعا کند تا خدا ایشان را بیامرزد
و در جای دیگر صراحتاً میفرماید:
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً (64-نسا) فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً (65-نسا)
ترجمه
ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به اين منظور كه به فرمان خدا از وى اطاعت شود، و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند (64)
به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود مگر اين كه تو را در اختلاف خود به داورى طلبند، و سپس در دل خود از داورى تو احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند. (65)
اینجا صراحتاً به دو نکته ی بسیار مهم و تبیین کنند اشاره میفرماید خدا
اولین اینکه برای توبه خدا میگه برید به رسول اکرم بگید برایتان طلب مغفرت کند و به دعای او متوسل شوید!!!!!!!!!!!!!!!!
دوم اینکه در آخر آیه تصریح دارد که اگر چه پیامبر هم برایتان دعا میکند اما من باید توبه را بپذیرم و کس دیگری توبه پذیر نیست!!!!!
یعنی اثر بخش توبه و امضای قبولی توبه با خداست ولی برای افزایش احتمال قبولی حاجات باید حاجات را به کسی بگوییم که نزد خدا آبرویی دارد
و انجام این کار طبق آیه 65 سوره نسا از نشانه های ایمان واقعی و عدم انجام این کار از نشانه های کبر و غرور و عدم ایمان است!!!!!!!!!!

چه طور وقتی ما میخوایم خبری رو برسونیم به یک شخص بالا مقام و خودمون هم به علت بدرفتاری آبروی چندان نزد آن شخص نداریم میتونیم یک واسطه ی با آبرو در نظر بگیریم
حالا هیچ اشکالی نداره که ما که اهل بیت رو واسطه قرار میدیم بین خودمون و خدا
این بزرگواران را (مانند آقا نخودکی یا امام زادگان جلیل القدر را) نزد اهل بیت واسطه کنیم که از ما آبرو دار ترند
اشکالی بر این امر وجود ندارد
اما باید واسطه را خوب انتخاب کرد
به قلب هم بستگی دارد و ربط قلبی ما
مثلاً خود من با جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی خیلی رابطه ی قلبی خوبی دارم
با مولا علی هم همینطور
در ضمن با خود خدا هم میشه عرض حاجت کرد
به خصوص اگر با ادب و طریقه ی اهل بیت باشد
یعنی از دعاهای رسیده از ایشان استفاده کنیم
نمیدانم جوابم کفایت میکرد یا نه



یکی از مهمترین آزمایش ها در عرصه ی بندگی این است که انسان باید برود در خانه ی انسان کامل و به هر بهانه ای که شده در برابرش کرنش کند
یکی از این ها میشود عرض حاجت و اظهار فقر کردن پیش 14 معصوم
این خواست خداست!!!!!!!
امتحانی که باید نفس پس بدهد و برایش خیلی هم گران است!!!!!!!!!!!!!!!!

چرا ابليس با شش هزار سال عبادت از زمره كافرين شد ؟.
عدم خشوع در برابر انسان کامل و پذیرش ولایت او در عین آگاهی کامل به این مطلب که این امر خواست و دستور خداوند است این امر وجه مشترک شیطان و تمام مستکبرین مترود از درگاه خداوند است. مگر غير از اين است كه معناي ايمان در مكتب اهل بيت (علیه السلام) همان ايمان به ولايت الهيه است. در رواياتي كه شيعه و سني ذيل آيه شريفه «فقد استمسك بالعروة الوثقي» ذكر كرده‏اند، «عروة وثقي» همان «ايمان باللّه» و «كفر به طاغوت» معنا شده است. در بعضي از روايات چنين آمده است: «من اراد ان يستمسك بالعروة الوثقي فليوال عليا» (بحار، ج 23 ـ ص 144 و ج 38 ـ ص 92.(در حقيقت اين روايت و احاديث مشابه، دلالت بر اين امر دارد كه پذيرش ولايت وجود مقدس مولي الموحدين علی(علیه السلام) در تمامي شئونِ حيات، همان حقيقت دين است چرا که:
حقيقت دين آن چیزی است که ما با پذیرش و عمل به فرامین آن (قلباً و عملاً)، به مقام توحيد و عبودیت و لقای پروردگار می رسیم و اولیای خداوند (چهارده معصوم) دین مجسمند که با قول و عمل خود مبین حق از باطلند و ما با قبول ولایت و سرپرستی و اوامر و نواحی ایشان به مقام توحید می رسیم
و موحد واقعي كسي است كه نسبت به ولايت خداوند و اولیایش تولي قلبی و عملیِ تام داشته باشد و البته لازمه اين امر نيز تبرّي قلبی و عملیِ تام از ولايت اعداء و طواغيت است.

چنانچه قبلاً بيان شد زماني كه خداوند متعال مي‏خواهد ولايت خود را بر عالم جريان دهد و از عالم انساني امتحان بگيرد، ولايت خود را در وجود خلفاء به حق خويش جاري مي‏كند.و حقیقت ایمان و کفر با امتحان از امر ولایتِ انبیا و ائمه که اولیاء الله هستند مشخص می شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۴۳, ۲۰/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۰ ۸:۴۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #4
آواتار
هر جایش برایتان ابهامی داشت و قانع نشدید
بیان کنید
این مطلب را به عنایت پروردگار با توسل به آقا صاحب الزمان ادامه میدهیم اگر دلایل ذکر شده را کافی و قابل قبول نمیدانید!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۵۱, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بله من تاپیک ها را مطالعه کردم اما ظاهرا شما خوب پست بنده را نخواندید

همه فرمایشات شما در جهت اثبات ولایت داشتن امامان و درخواست از ایشان جهت دعا کردن برای ما است که در پستم نوشتم این موضوع را کاملا قبول داشته و می پذیرم...

خیلی منطقیه که انسان برای درخواست کردنه چیزی از خدا ، به اولیای خدا متوسل شود تا آنها برای وی دعا بخوانند
سوال من اصلا این نیست... سوالم در مورد درخواست مستقیم از ائمه (علیه السلام) است.



همین آیه ای که مثال زدید:


ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر به اين منظور كه به فرمان خدا از وى اطاعت شود، و اگر اين مخالفان هنگامى كه به خود ستم مى‏كردند (و فرمانهاى خدا را زير پا مى‏گذاردند) به نزد تو مى‏آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏كردند و پيامبر هم براى آنها استغفار مى‏كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مى‏يافتند (64)


خیلی واضح داره همون قضیه دعا کردن پیامبر برای بندگان رو شرح میده...


بقیه مثال ها و دلایل دیگرتون هم در مورد اثبات همین امر بود که برای بنده اثبات شدست!


فکر کنم با یک مثال بهتر میشه توضیح داد.
مثلا من به حرم امام رضا (علیه السلام) میرم.

کدوم دعا درسته؟

مثلا اینکه ازشون بخوام بهم خونه بدن. عاقبتمو بخیر کنن . ظهور امام زمانو نزدیک کنن . مریضامونو شفا بدن و ...

یا اینکه ازشون بخوام دعا کنن که من هم خونه دار بشم. در روز جزا شفیع حقیر بشن. برای ظهور فرزندشون دعا کنند. برای شفای بیمارانمون دعا کنند و ...


آیا روش اول دعا کردن اشتباه نیست؟ اگر درسته چرا توی هیچ کدوم از ادعیه به این روش دعا نشده ؟

با تشکر.

یا حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۵۹, ۲۰/اسفند/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۰ ۲:۰۰ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #6
آواتار
اولاً در موارد متعدد تاریخی داریم که مردم و شیعیان می آمدند و تقاضای حاجت میکردند از 14 معصوم
و 14 معصوم هم به اذن خدا گاهی عیناً درخواست ها و حاجاتشان را اجابت میکردند
و گاهی هم به درگاه خدا برای آنها دعا میکردند
هر دو حالت درست است
و عین توحید است
چون اگر درخواست حاجت از امام معصوم اشکال داشت
امام معصوم وظیفه داشته اند در تمام این موارد به آنها بگویند بروید از خدا درخواست کنید و یا اینکه تنها آنها هم برای ایشان دست به دعا برمیداشتند
اما خداوند اراده کرده که تمام خزینه های عالم را در دسترس 14 معصوم قرار دهد
و اینها غنی از ماسوا الله هستند و هر جا با مشیت خدا سازگار باشد به اذن خدا خودشان رفع حاجت میکردند
و هر جا هم لازم بوده برای شخص به درگاه خدا دعا میکردند
پس با توچه به اینکه در سیره ی عملی اهل بیت هر دو روش مقبول بوده ما هم میتوانیم به هر دو روش عمل کنیم!
آیا باز هم ابهامی هست؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۰۵, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #7
آواتار
(۲۰/اسفند/۹۰ ۱:۵۹)علی 110 نوشته است:  اولاً در موارد متعدد تاریخی داریم که مردم و شیعیان می آمدند و تقاضای حاجت میکردند از 14 معصوم
و 14 معصوم هم به اذن خدا گاهی عیناً درخواست ها و حاجاتشان را اجابت میکردند
و گاهی هم به درگاه خدا برای آنها دعا میکردند
هر دو حالت درست است
و عین توحید است
چون اگر درخواست حاجت از امام معصوم اشکال داشت
امام معصوم وظیفه داشته اند در تمام این موارد به آنها بگویند بروید از خدا درخواست کنید و یا اینکه تنها آنها هم برای ایشان دست به دعا برمیداشتند
اما خداوند اراده کرده که تمام خزینه های عالم را در دسترس 14 معصوم قرار دهد
و اینها غنی از ماسوا الله هستند و هر جا با مشیت خدا سازگار باشد به اذن خدا خودشان رفع حاجت میکردند
و هر جا هم لازم بوده برای شخص به درگاه خدا دعا میکردند
پس با توچه به اینکه در سیره ی عملی اهل بیت هر دو روش مقبول بوده ما هم میتوانیم به هر دو روش عمل کنیم!
آیا باز هم ابهامی هست؟

نه خیلی ممنون


فقط یک خواهش داشتم از افرادی که تاپیک را مطالعه میکنند یا خود شما که اگر روایتی در همین زمینه که افرادی می امدند و عینا خواسته خود را از امامان (علیه السلام) میخواستند به خاطرتان هست در تاپیک بیان کنید تا دل افرادی که مثل من در این زمینه به تردید دچار شدند قرص بشه.

تشکر
یا حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۰۷, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #8
آواتار
به روی چشم
به زودی
10 روایات از معتبر ترین کتب روایی شیعه کفایت میکند؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۱۰, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #9
آواتار
1 روایت هم کافیست.
با تشکر فراوان.
یا حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۳۰, ۲۰/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
از یکی از معتبر ترین کتب شیعه
از محدث کبیر شیخ صدوق علیه الرحمة در کتاب امالی:
مردى نزد امير المؤمنين آمد و گفت يا امير المؤمنين من بتو حاجتى‏ دارم‏ فرمود آن را بر زمين بنويس من بدحالى تو را آشكارا مينگرم بر زمين نوشت من فقير و نيازمندم على (علیه السلام) فرمود اى قنبر دو جامه باو بپوشان و او شروع بسرودن نمود اشعاری در این مضمون سرود که خداوند امر کرده که بندگان در حق هم احسان نمایند و در مدح و ثنای جوانمردی و سخاوت هم اشعاری سرود
على (علیه السلام) فرمود صد دينار طلا باو دادند باو عرض شد يا على او را توانگر ساختى، فرمود من از رسول خدا (صلوات الله علیه) شنيدم ميفرمود از مردم قدردانى كنيد سپس على فرمود كه من از مردمى در شگفتم كه به پول خود بنده‏ها را ميخرند و آزادان را باحسان خود نميخرند.
الأمالي (للصدوق) / ترجمه كمره‏اى، متن، ص: 274
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چگونه می توان مانند سلمان مِنّا اهل البیت شد؟!!!! علی 110 14 7,415 ۳/اسفند/۹۲ ۱۴:۴۷
آخرین ارسال: menrabb

پرش در بین بخشها:


بالا