۲/فروردین/۹۱, ۲۱:۱۸
۲/فروردین/۹۱, ۲۳:۲۱
تا حالا به الگوم فکر نکرده بودم.باید قبول کنیم که خیلی هامون چون مطالعات دینی نداریم،نمیتونیم شخصیت های مذهبی رو الگو قرار بدیم.مثلا خود من،اگه بخوام راستشو بگم،اونقدری از حضرت علی ع اطلاعات ندارم که بخوام ایشون رو الگوی خودمن قرار بدم.اما به نظر من،بهترین الگوهامون،پیامبرا و امامامون هستند
۳/فروردین/۹۱, ۲۳:۳۹
(۲۳/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۲)نرجس نوشته است: [ -> ]سوال
خواهش
- الگوی شما کیست؟
- معیار تان برای انتخاب ایشان چه بوده است؟
- تا چه حد به الگوی خود نزدیک شده اید؟
ممنون
- جواب کلیشه ای ندهید0
- الگوی واقعیتان رامعرفی کنید.
1-امیر المومنین
2-
گشته ام در جهان و آخر کار..... دلبری برگزیده ام که مپرس
3-






یک نکته
به نظر شما رسول الله که خداوند به عنوان اسوه ی حسنه معرفی میکنه ایشان را در قرآن به درد الگو شدن برای چه کسانی میخورد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همه ی مردم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه نه نه
به هیچ وجه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ایشان بنا به قول خدا در قرآن شریف اسوه و الگوی نمونه برای کسانی است که:
لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا
﴿۲۱-احزاب﴾
قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مىكند
(۲۱)
اگر کسی به خدا و روز قیامت امیدوار نیست رسول خدا برایش الگوی نیکویی نیست
اگر کسی هدفش خدا نبود بدون شک رسول خدا و اهل بیت برایش الگوی خوبی نیست
اگر کسی برایش قهرمانی در مسابقات فورمول 1 هدف شد دیگر امیرالمومنین به چه کارش می آید
مایکل شوماخر اسوه حسنه است برایش
و اما یک نکته ی تکمیلی در کنار این تاپیک ارزشمند:
(۶/اسفند/۸۹ ۱۴:۴۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]...
رسول اکرم میفرمایند: ُ يَا عَلِيُّ حُبُّكَ تَقْوَى وَ إِيمَانٌ وَ بُغْضُكَ كُفْرٌ وَ نِفَاقٌ
ای علی حب و محبت تو، تقوا و ایمان است و بغض و دشمنی باتو کفر و نفاق است
...
از حدیث بالا مشخص میشود که:
مغز و ریشه تقوا محبت امیر المومنین است ...
اگر ما میخواهیم جامعه پردازی اسلامی داشته باشیم و تقوا را در اجتماع رشد دهیم مهمترین راهکارش رشد محبت مولا علی و اولیای الهی در جامعه هست!!!!
حالا باید دید چرا محبت به مولا علی و کلاً 14 معصوم باعث ایجاد تقوا و خویشتن نگهداری میشود و چرا با رشد این محبت، تقوا هم رشد میکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و بعد باید بفهمیم که چگونه میتوان نسبت به مولا محبت پیدا کرد و این محبت را تقویت کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اما چرا محبت به مولا علی و کلا 14 معصوم و اولیای الهی باعث ایجاد تقوا میشود:
بسیار واضح است،
ببینید وقتی کسی را ما حقیقتاً دوست بداریم، این حب و علاقه و محبت ما نسبت به محبوب باعث میشود که آرام آرام ما از محبوبمان تبعیت کنیم!!!!!!!!!!!!!
یعنی یکی از آثار محبوب شدن شخصی در نزد ما این است که ما آرام آرام از آن شخص تبعیت پیدا میکنیم و مطلوب او مطلوب ما میشود، آنچه مورد پسند و تأیید محبوب ما باشد مورد پسند و محبوب ما هم میشود.
و شیطان لعین و حزب شیطان هم به خوبی از این قائده مطلعند و علت اینکه در این نظم نوین شیطانی جهان، در این تمدن شیطانی، در نظام تبلیغات میایند و یکسری محبوبیت کاذب و تصنعی و توهمی برای شخصیتهایی که از لحاظ ارزش حقیقی فاقد ارزش هستند به وسیله نظام تبلیغات و کنترل ذهن ایجاد میکنند و یک سری بازیگر و ورزشکار که پیشگامان لهو و لعب در عالم هستند رو محبوب مردم قرار میدهند و بعد از آنها در نظام تبلیغات استفاده میکنند هم همین هست.
یعنی وقتی فلان بازیگر که محبوب شما شد فلان کالا را تأیید میکند و آن را مورد پسندش معرفی میکند، شما هم همان کالا را میخری و مورد تأیید خودت میدانی
وقتی فلان بازیگر یا فلان بازیکن ، فلان مد را برای لباسش بر میگزیند شما هم اگر آن بازیگر یا بازیکن، حقیقتاً محبوب شما باشد، رو میاوری به استفاده از همان مد!!!!!
و این است راز یکی از ارکان جهانی سازی شیطان و علت محبوب کردن شخصیتهایی که حقیقتاً فاقد ارزشهای واقعی هستند اما به طرق مختلف میاید و آن را در نظر عموم مردم محبوب میکند ولی در جهانی سازی اسلامی و جامعه پردازی مهدوی و الهی باید مظاهر حقیقی ارزشها به محبوب جامعه تبدیل شوند.
اگر کسی حقیقتاً مولا علی برایش محبوب شد، کمکم میل به انفاق و جوانمردی و رعایت عدالت و حق خواهی و ایثار و عبادت و مردانگی و مروت و تمام خصایل نیک و دارای ارزش حقیقی در او رشد پیدا میکند و از گناه و معصیت و زشتی و ظلم و... کمکم نفرت حقیقی پیدا میکند.
همانطور که به طور مثال کسی که حقیقتاً عاشق فلان تیم است از لباس زیرش تا رنگ پوست صورتش را به رنگ لباس تیم محبوبش در میاورد و....
اصل مطلب رو اگه خواستید میتونید اینجا مطالعه کنید
ببخشید اگر کمی تاپیک اصلی را منحرف کردم
البته به نظرم منحرف نکردم!
۴/فروردین/۹۱, ۰:۲۰
(۲۳/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۲)نرجس نوشته است: [ -> ]
- الگوی شما کیست؟
- معیار تان برای انتخاب ایشان چه بوده است؟
- تا چه حد به الگوی خود نزدیک شده اید؟
با سلام
1- امیرالمومنین علی (علیه السلام)
2- همه ائمه معصوم ویژگی های خوب زیادی دارند اما هر آنچه خوبان دارند تو یکجا داری
حقیقتش رو بخواهید دلیل خاصی نداره (شاید هم داشته باشه اما بنده ندونم) اما از ایام کودکی ارادت ویژه ای به حضرت علی (علیه السلام) داشتم و دارم.
به قول دوستمون جناب علی110 که کمی ازش گله دارم
نقل قول:رسول اکرم میفرمایند: ُ يَا عَلِيُّ حُبُّكَ تَقْوَى وَ إِيمَانٌ وَ بُغْضُكَ كُفْرٌ وَ نِفَاقٌ
ای علی حب و محبت تو، تقوا و ایمان است و بغض و دشمنی باتو کفر و نفاق است
3- همیشه و همه جا وقتی بخواهم عمل خودم یا شخص دیگری رو بسنجم که درسته یا غلط، اون رو با کلام یا کردار مولام علی (علیه السلام) مقایسه می کنم.البته این دلیل نمیشه که ادعا کنم همه رفتارم شبیه حضرت علی (علیه السلام) هستش اما برای رسیدن به این هدف خیلی تلاش می کنم.
با تشکر
۴/فروردین/۹۱, ۰:۵۴
زبان الگو زبانی رساتر از بیان است و خلاصه تر و گویا ترا از زبان نوشته و کتاب است . آنچه را که چشم می بیند بیشتر مورد اثراست، تاآنچه را که گوش می شنود . ما از راه چشم حتی حقایق را لمس می کنیم و دل ما آنچه را که دیده است، یاد می کند .
ادیان بیش از آنکه به سخن بپردازند به ارائه ی الگو پرداخته اند . مربیان نیز سعی دارند خواسته ها و اهداف تربیتی را از روی شاهدها و الگوها ارائه نمایند و با نشان دادن فرد مورد نظر به آدمی بفهمانند که چگونه باید باشند .
توصیه های روایات هم این است که مردم را از طریق ارائه ی الگو و عمل دعوت به حق کنند، نه تنها از طریق زبان . زیرا مردم از آن طریق بهتر و بیشتر به حقایق آشنا می شوند . پیشوایان ما هرکدام اسلام مجسم و بلکه قرآن مجسم بودند . به هنگامی که از عایشه پرسش شد که اخلاق پیامبر چگونه بود، پاسخ داد: خلق و خویش قرآن بود .
معصومان ما به تعبیر خودشان ملاک و میزان بودند . به هنگامی که از معصوم پرسش شد منظور از کلمه ی میزان در قرآن چیست، فرمود: منظور ماییم، ما میزان در قیامتیم و براساس ما شخصیت ها سنجیده و بررسی می شوند .
الگوها باید موجبی برای ایجاد شور، احساس و عاطفه ی دینی باشند، ما را جذب بکنند، رهبری و هدایت کنند و زمینه را برای همانندی ما باآنان فراهم سازند . اگر در مکاتب بشر ساخته الگوی عملی وجود ندارد و آنان ناگزیرند، ایدآلیستی بیندیشند، خوشبختانه در مکتب اسلام راستین یعنی تشیع الگوهای بسیاری وجود دارد .
شرایط الگوی سالم
هر چیز و هر کس شایسته الگو شدن را ندارد مگر الگوهایی که بر اساس ارزشهای معنوی استوارند .اما از نظر قرآن الگو باید صالح و رشید باشد بنابراین افراد رشد نیافته، فاسد شایستگی الگو شدن را ندارند.
وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا،
و از کسی که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کردهایم و از هوای نفسش پیروی کرده و کارش زیادهروی است ، اطاعت مکن(کهف/28)
اما در آیه شریفه تطهیر ،معصومان بهترین و برترین الگوها هستند زیرا از هر نوع آلودگی و پلیدی به دورند.
و غڑ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا
جز این نیست که همواره خدا میخواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت [که به روایت شیعه و سنی محمّد ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین علیهمالسلاماند] برطرف نماید ، و شما را چنان که شایسته است [از همه گناهان و معاصی] پاک و پاکیزه نگه دارد(احزاب/33)
خداوند به زیبایی بیان میدارد که از کسانی که خدا هدایتشان کرده پیروی کن.
أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ
آنان [که در آیات گذشته به عنوان پیامبران از ایشان یاد شد] کسانی هستند که خدا هدایتشان کرد، پس به هدایت آنان اقتدا کن(انعام -90)
اما اگر بخواهم دقیق تر و صادقانه تر به سوال شما جواب بدم باید بگویم من به شخصه الگو هایم را مرتبه بندی و سطح بندی کرده ام، در آن قله و نوک هرم خب مشخصا سنت و سیره رسول .. ص، در مرتبه بعد اشخاصی که خود توانسته اند به خوبی از اهل بیت علیهم السلام الگوپذیری کنند الگوی بنده می باشند که همان علما دین می باشند و در مرتبه بعد مومنین و دوستان صالح.
ادیان بیش از آنکه به سخن بپردازند به ارائه ی الگو پرداخته اند . مربیان نیز سعی دارند خواسته ها و اهداف تربیتی را از روی شاهدها و الگوها ارائه نمایند و با نشان دادن فرد مورد نظر به آدمی بفهمانند که چگونه باید باشند .
توصیه های روایات هم این است که مردم را از طریق ارائه ی الگو و عمل دعوت به حق کنند، نه تنها از طریق زبان . زیرا مردم از آن طریق بهتر و بیشتر به حقایق آشنا می شوند . پیشوایان ما هرکدام اسلام مجسم و بلکه قرآن مجسم بودند . به هنگامی که از عایشه پرسش شد که اخلاق پیامبر چگونه بود، پاسخ داد: خلق و خویش قرآن بود .
معصومان ما به تعبیر خودشان ملاک و میزان بودند . به هنگامی که از معصوم پرسش شد منظور از کلمه ی میزان در قرآن چیست، فرمود: منظور ماییم، ما میزان در قیامتیم و براساس ما شخصیت ها سنجیده و بررسی می شوند .
الگوها باید موجبی برای ایجاد شور، احساس و عاطفه ی دینی باشند، ما را جذب بکنند، رهبری و هدایت کنند و زمینه را برای همانندی ما باآنان فراهم سازند . اگر در مکاتب بشر ساخته الگوی عملی وجود ندارد و آنان ناگزیرند، ایدآلیستی بیندیشند، خوشبختانه در مکتب اسلام راستین یعنی تشیع الگوهای بسیاری وجود دارد .
شرایط الگوی سالم
هر چیز و هر کس شایسته الگو شدن را ندارد مگر الگوهایی که بر اساس ارزشهای معنوی استوارند .اما از نظر قرآن الگو باید صالح و رشید باشد بنابراین افراد رشد نیافته، فاسد شایستگی الگو شدن را ندارند.
وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا،
و از کسی که دلش را [به سبب کفر و طغیانش] از یاد خود غافل کردهایم و از هوای نفسش پیروی کرده و کارش زیادهروی است ، اطاعت مکن(کهف/28)
اما در آیه شریفه تطهیر ،معصومان بهترین و برترین الگوها هستند زیرا از هر نوع آلودگی و پلیدی به دورند.
و غڑ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا
جز این نیست که همواره خدا میخواهد هرگونه پلیدی را از شما اهل بیت [که به روایت شیعه و سنی محمّد ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین علیهمالسلاماند] برطرف نماید ، و شما را چنان که شایسته است [از همه گناهان و معاصی] پاک و پاکیزه نگه دارد(احزاب/33)
خداوند به زیبایی بیان میدارد که از کسانی که خدا هدایتشان کرده پیروی کن.
أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ
آنان [که در آیات گذشته به عنوان پیامبران از ایشان یاد شد] کسانی هستند که خدا هدایتشان کرد، پس به هدایت آنان اقتدا کن(انعام -90)
اما اگر بخواهم دقیق تر و صادقانه تر به سوال شما جواب بدم باید بگویم من به شخصه الگو هایم را مرتبه بندی و سطح بندی کرده ام، در آن قله و نوک هرم خب مشخصا سنت و سیره رسول .. ص، در مرتبه بعد اشخاصی که خود توانسته اند به خوبی از اهل بیت علیهم السلام الگوپذیری کنند الگوی بنده می باشند که همان علما دین می باشند و در مرتبه بعد مومنین و دوستان صالح.
[b]به شخصه در میان علما علاقه بسیاری به آیت ا.. بحجت رحمت ا.. دارم، به طوری که هر وقت و هر زمان توصیه و نکته ای از ایشان می خوانم در من اثر می گذارد و انگیزه می دهد و این از ویژگی های الگو ست!
در حوزه سیاست و جامعه و منش سیاسی و اخلاقی نیز الگوی بنده مقام معظم رهبری می باشند که انصافا هر بار که سخنرانی های ایشان را گوش می دهم بینش و درک من از اوضاع داخلی، منطقه ای و بین المللی بیشتر شده و انگیزه و امیدم دوچندان می شود، که این نیز از ویژگی های یک الگوی واقعی است!
دلیل انتخاب این بزرگان را که در ابتدا توضیح دادم!تا چه حد به الگوی خود نزدیک شده اید؟ پاسخ این پرسش در حوادث، امتحانات و فتنه های روزگار مشخص می شود!!!
می دانم که فاصله بسیار بیشتر از آنی است که تصور می کنم!!!
دلیل انتخاب این بزرگان را که در ابتدا توضیح دادم!تا چه حد به الگوی خود نزدیک شده اید؟ پاسخ این پرسش در حوادث، امتحانات و فتنه های روزگار مشخص می شود!!!
می دانم که فاصله بسیار بیشتر از آنی است که تصور می کنم!!!
۴/فروردین/۹۱, ۱۵:۵۲
(۲۳/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۲)نرجس نوشته است: [ -> ]سوال
- الگوی شما کیست؟
- معیار تان برای انتخاب ایشان چه بوده است؟
- تا چه حد به الگوی خود نزدیک شده اید؟
این سوال یه خورده سخته.
آخه یه بار میبینی یه ورزشکار الگوش میشه فلان ورزشکار دیگه و سعی میکنه حرکات اون رو تقلید کنه تا به جایی برسه.
خوب این ورزشکار هم هدفش مشخصه و هم الگو.
اما من که هنوز شناخت درستی از هدفم ندارم چطور الگو انتخاب کنم؟
به قول خود شما خیلی کلیشه ای می گیم الگوی من امام حسین (علیه السلام) بوده و هست.
واقعا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نه بابا یه چیزی گفتیم که جوابی داده باشیم.ما رو چی به امام حسین(علیه السلام)؟؟؟؟؟
خودمون هم باور داریم که اینا جوابای واقعی نیستن.
پس بهتر نیست که بگیم هدف شما چیست؟
حالا که هدفت اینه،الگو هم مشخص کردی؟
چه اندازه به الگو نزدیک شدی؟
۴/فروردین/۹۱, ۱۶:۰۶
1- حضرت امیر المومنین علی ابن ابی طالب (علیه السلام)
2- من شخصا هیچ معیاری ندارم.... اصلا در حدی نیستم که بخوام بگم خب من این معیار های خاص را داشتم بعد دیدم که حضرت این ملاک ها رادارند و بعد ایشان را به عنوان الگو انتخاب کردم .... نه در اصل ایشان هستند که مریدانشان را انتخاب میکنند. من تنها این وجود نازنین را دوست دارم. نمیدونم چرا ایشونو دوست دارم.... نمیخوام بگم عاشقشم که شعاری نشه ولی حقیقتا دوستشون دارم... چند وقت پیش به دوستی میگفتم اگه حضرت هیچ هیچ هیچ ملاک خوبی هم نداشتن باز من ایشونو دوست داشتم... ایشون بابای همه ما هستن...
3- الان را نمیدونم ... فاصله که زیاده ولی آرزوم اینه که شهید بشم و سرم را زیر پای مولام بگذارم.
2- من شخصا هیچ معیاری ندارم.... اصلا در حدی نیستم که بخوام بگم خب من این معیار های خاص را داشتم بعد دیدم که حضرت این ملاک ها رادارند و بعد ایشان را به عنوان الگو انتخاب کردم .... نه در اصل ایشان هستند که مریدانشان را انتخاب میکنند. من تنها این وجود نازنین را دوست دارم. نمیدونم چرا ایشونو دوست دارم.... نمیخوام بگم عاشقشم که شعاری نشه ولی حقیقتا دوستشون دارم... چند وقت پیش به دوستی میگفتم اگه حضرت هیچ هیچ هیچ ملاک خوبی هم نداشتن باز من ایشونو دوست داشتم... ایشون بابای همه ما هستن...
3- الان را نمیدونم ... فاصله که زیاده ولی آرزوم اینه که شهید بشم و سرم را زیر پای مولام بگذارم.
۶/فروردین/۹۱, ۱۹:۵۹
تو خیلی از مواقع پدرم چون میدونه داره چکار میکنه!
۱۱/فروردین/۹۱, ۱۴:۳۵
(۲۳/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۲)نرجس نوشته است: [ -> ]سوال
خواهش
- الگوی شما کیست؟
- معیار تان برای انتخاب ایشان چه بوده است؟
- تا چه حد به الگوی خود نزدیک شده اید؟
ممنون
- جواب کلیشه ای ندهید0
- الگوی واقعیتان رامعرفی کنید.
سلام بر همه دوستان
بدون شک هممون باید در مرتبه اول الگوی زندگی دینی و ... کلام الله قران و سیره اهل بیت باشه که انشالله هست
1- الگوی مسائل فقهی و ... ایت الله بهجت ( مرجع تقلیدم هستن )
2- در مورد سایر مسائل دینی و ... مربوط به عصر حاضر ایت الله مطهری و مسائل اخیر هم اقای عباسی
معیار هم حق و حرکتشون در مسیر حق بوده
۲۰/فروردین/۹۱, ۱:۲۰
سوالتان بسی سخت است دوست گرامی !
تا بحال به این فکر نکرده بودم
خیلی ممنونم از شما که منو به فکر فرو بردید
حال که فکر میکنم میبینم هرگز الگویی با یک نام نداشته ام
از زمان پیدایش خلقت تا کنون هر انسانی و هر مخلوقی و هر چیزی به من درس اموخته و من از انها الگو برداری کرده ام
از حضرت ادم و حوا گرفته تا حضرت مهدی
از زندگی عاشقانه ی پنگوئنهای امپراطور گرفته تا خنده های اقای بن !
از صدای کلاغهای اواز خوان گرفته تا مرگ با شکوه پروانه
از جنگهای بی سود صلیبی گرفته تا هشت سال دفاع مقدس
و
.
.
.
خیلی شاعرانه شد ولی الگوی من شاید میشه گفت زندگی پر رنگ روزمره ی خودمه
و من الگویی بزرگ دارم که هرگز شبیهش هم نشدم (حتی ذره ای !)
تا بحال به این فکر نکرده بودم
خیلی ممنونم از شما که منو به فکر فرو بردید
حال که فکر میکنم میبینم هرگز الگویی با یک نام نداشته ام
از زمان پیدایش خلقت تا کنون هر انسانی و هر مخلوقی و هر چیزی به من درس اموخته و من از انها الگو برداری کرده ام
از حضرت ادم و حوا گرفته تا حضرت مهدی
از زندگی عاشقانه ی پنگوئنهای امپراطور گرفته تا خنده های اقای بن !
از صدای کلاغهای اواز خوان گرفته تا مرگ با شکوه پروانه
از جنگهای بی سود صلیبی گرفته تا هشت سال دفاع مقدس
و
.
.
.
خیلی شاعرانه شد ولی الگوی من شاید میشه گفت زندگی پر رنگ روزمره ی خودمه
و من الگویی بزرگ دارم که هرگز شبیهش هم نشدم (حتی ذره ای !)