من فکر نکنم الگویی حقیقی داشته باشم که از ته دلم بگم من،امیر، تنها الگوی زندگیم فلان شخصه
البته الگویی داشتم نچندان O.K و تقریبا الان سردرگم هستم.فعلا یه نفر هست که خیلی میخوام شبیهش باشم اما نمیشه... خدایا خودت آدمم کن:/
سوال
- الگوی شما کیست
- معیار تان برای انتخاب ایشان چه بوده است؟
- تا چه حد به الگوی خود نزدیک شده اید؟
1- در مسائل دینی ، امیرالمومنین علیه السلام
در مسائل علمی ، شیخ بهائی.
2-معیار الهی
خواندن زندگی نامه ایشان.
3-صفر
کمی
نمي دونم.
باورتون ميشه؟!
چقدر علافم من نه؟!
خوب همه شخصیت ها که کامل نیستن ولی به نظرم آدم میتونه از هرکسی یه چیزه خوب یاد بگیره.
(۲۳/اسفند/۹۰ ۲۳:۳۲)نرجس نوشته است: [ -> ]سوال
- الگوی شما کیست؟
- معیار تان برای انتخاب ایشان چه بوده است؟
- تا چه حد به الگوی خود نزدیک شده اید؟
خواهش
- جواب کلیشه ای ندهید0
- الگوی واقعیتان رامعرفی کنید.
ممنون
تعریف الگو در زندگی هر شخص بسته به نوع نگرش به زندگی و اعتقادات پایه او فرق میکند به حمدالله در جامعه و فرهنگی چشم گشودم که فراوانند الگو های ناب رفتاری . آنچه که در سیره عملی امامان دین میبینیم گواه صدق این ماجرا است .
الگوی این حقیر در درجه اول قران سند مکتوب اسلام و کارشناسان الهی این سند ارزشمند انسانی که همان ائمه معصومین صلوات الله علیهم می باشد. و در درجه آخر علمای دینم آگاهان به سیره و روش عملی معصومین و از نزدیکانم آنانکه بیش از همه طبق این سیره و روش عمل میکنند.
در زندگی بیش از همه پدرم از ایشان صبر شجاعت و جوانمردی آموختم و دائی ام ایشان در بسیار عبادت سخت کوش از انجام هیچ عمل واجب و مستحبی فروگذار نمیکند و آنچنان به وقت عبادت شاداب و سر زنده اند که انگار این فرد در زندگی هیچ مشکلی نداشته و ندارد... گاهی واقعا مرا متعجب میکند !!!
و دائی دیگرم که در خدمت به خلق خدا نظیرش را ندیدم آنچنان قلب بزرگی دارد که گاهی همه ما را مبهوت میکند کسی نمیتواند ادعا کند از او دروغی شنیده و یا آزاری به کسی رسانده در حد اعلای بخشش و جوانمردی ....
یه جمله ای دارن همیشه میگن اونم اینکه " بی دریغ ببخش و بی توقع و چشمداشتی به دیگران خدمت کن . و او به راستی مصداق کامل این جمله بود.
و معیارم برای انتخاب این الگو آموزه های دینی است که در آن رشد پیدا کردم . که صد البته موافق و سازگار با فطرت پاک انسانی است.
اینکه تا چه حد به این الگو ها نزدیک شدم !!!!!!






سلام
کما بیش نظر عزیزان رو خوندم
این سوالاتی رو که همسنگر عزیز نرجس خانم مطرح کردن یک چند وقتی هست سوالات خودم هم هست.
اصولا انسان در انتخاب الگو باید الگویی رو انتخاب کنه که در موضوع مورد نظرش کامل باشه
اما برخی افراد هم هستند معتقدند الگو هم باید پله پله باشد. یعنی یک الگو انتخاب کرده و به حد آن الگو رسیده و سپس الگویی کاملتر انتخاب میکنیم. البته الگو ها همه در یک راستا هستند. این افراد به نوعی میشه گفت معتقد به سنگ بزرگ علامت نزدنه هستند.
هر دو روش به نظر من درسته ولی هر روش آدم خاص خودشو میطلبه.
در روش اول ضمانت اجرایی به دلیل فاصله الگو و شخص الگو پذیرنده پایین میاد. و اصطلاحا فرد کم میاره و خسته میشه. ولی در روش دوم به دلیل ملموس بودن حس پیشرفت انسان امید بیشتری پیدا میکنه . اما باید در نظر داشت که سرعت رسیدن به الگو در روش اول بیشتر است از روش دوم به دلیل اینکه تحقیقات پیرامون الگو فقط یک بار انجام میگیرد (منظور همون مدل سازی است).
اما من یک روش دیگر هم سراغ دارم الگو سازی یک تفکر است. یا به قول غربی ها مدلیزه کردن تفکر .
برای اینکه اکثر کاربران تالار اسماَ یا رسماَ شیعه هستند. من تفکر شیعه را مثال میزنم.
ما برای الگو سازی تفکر شیعه باید از اصول تفکر شروع کرده و به جزئیات روزانه دستورات این تفکر برسیم(با توجه به کامل و همه جانبه بودن دین اسلام).
کاری که جسته گریخته توسط علمای مذهب شیعه انجام شده و در اختیار عوام قرار داده شده. برای مثال کتاب حلیة المتقین که حتی مربوط به کارهای ریز روزانه یک فرد شیعه هم میشود.
امتیاز الگو سازی تفکر ، جامعیت و پوشش دادن تمام کارهایی است که ما نیاز به الگو پذیری و راهکار داریم. در صورتی که اگر اشخاص رو الگو قرار بدهیم اشخاص قابل خدشه هستند (البته من بچه شیعه 14 نفر را استثنا میدونم ولی دارم کلی بحث میکنم)
خداوند در قرآن کریم سوره زمر آیه 16 میفرماید:
((یستمعون القول و یتبعون احسنه))قسمتی از آیه) به معنی :تمام اقوال را میشنوند و از بهترین آن پیروی میکنند.
اشاره به پیروی از بهترین تفکر(که خداوند مدعی است که بهترین قول را ارائه داده است.)
البته بعد از انتخاب بهترین قول سفارش به اطاعت از خدا و رسول و اولی الامر داره.
اما باید در نظر داشت هنگامی که یک تفکر را به عنوان الگو انتخاب کردیم میتوان از افراد شاخص تفکر به عنوان نمود انسانی اون تفکر یا به عبارت دیگه یک نمونه اجرایی ، که مواقع نیاز به آنها رجوع شود؛در نظر گرفت.
برای مثال یکی از دلایل اینکه ما شیعیان به ((کتاب الله و عترتی)) در حدیث ثقلین معتقدیم نه به ((کتاب الله و سنتی)) !!!
که پیامبر در دوران عمر شریفشان به هیچ وجه نمیتوانستند تمام نیاز های الگو سازی برای امت خود را در زندیگیشون پیاده کنند به همین دلیل ضمن تاکید بر تفکر که پایه اش ((کتاب الله)) است در مواقع نیاز و سوال باید به عترت رجوع شود. که عترت{برخلاف سنت} تحت لوا و پرچم حضرت بقیة الله اعظم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ساری و جاری است.که بارها به علما ایشان امداد رسانی کرده اند. و سوالاتشان را پاسخ گفته اند.
در نتیجه الگو سازی تفکر موجب پوشش تمام نیازهای ما می شود و هر جا که راهکار برای ما قابل استنباط نبود از افراد شاخص تفکر کمک گرفته میشود. که در شیعه معصومین (علیه السلام) هستند.
مهمترین مساله در الگوسازی تفکر این است که باید شناخت کافی نسبت به تفکرمان باید داشته باشیم تا الگوبرداری انجام دهیم و مشکل من و خیلی های دیگه عدم شناخت کافی است و نحوه صحیح بدست اوردن این شناخت.
امیدوارم مفید باشه.
در سایه امن محبوب یکتا پایدار و موفق باشید.
1الگوی اصلی بنده 14معصوم وپیامبرهستن . ولی در افراد کنونی جامعه اقای رائفی پور موثرترین فرد در زندگی من بودند والگوی من ایشون هستن.
2سخنرانی های دلنشین و جوون پسند ایشون و....
امام صادق(علیه السلام):دوستی جهان سرچشمه همه لغزشهااست.
بسم الله الرحمن الرحیم
من در زمینه ی علمی الگویم
امام صادق(علیه السلام) و امام باقر(علیه السلام) هستند.
اما اگر بخواهید الگوی بنده را بدانید:
1- معصومین(علیهم السلام)
2- قرآن کریم
3- شهدا و جانبازان که واقعا برای من الگویند(اصلا قضیه ی آمدن من به تالار و خیلی مذهبی شدنم فقط به عشق شهدا بود)
4- هم اکنون الگوهای بنده مراجع تقلیدند.
معیار بنده برای انتخاب این الگوها بخواطر تاثیر گذاری بر بنده بود از همان اول با کتاب اصول کافی بزرگ شدم!

فکر کنم حالا بدانید چرا اکثر حدیث هایی که مینویسم از اصول کاف است ولی معیار من برای انتخاب شهدا خوابی بود که من دیدم. خواب دیدم برای عملیات والفجر مقدماتی در یک بهشت هستیم با شهید همت و شهید قجه ای در یک سنگر و فردای آن روز شهید قجه ای شهید شده و بک پلاک زیبا در خواب در دست من بود و شهید همت مرا دلداری میداد از آن موقع بود که شهدا الگوی من در زندگی شدند البته پدرم هم کتاب های بسیاری در این رابطه در بنیاد حفظ آثار داشت و برای من می آورد.
هم اکنون من به شهدا تقریبا نزدیکم اما نه خیلی زیاد
الگوی تمام زندگیم فقط حضرت علی علیه السلام بوده
زندگی ایشون واقعا الگو هست برا ماها
نهج البلاغه حضرت دیوانه میکنه آدمو
فکر کنم الگوی دینی همه ی ما مسلمونا پیامبر بزرگوارمون و اهل بیتشون باشن دلیلش هم پرواضح است، درسته که شاید خودم لیاقت اینو نداشته باشم که اسمشونو به زبون بیارم ولی این هم از لطف خداست.
اما شاید به دلیل ضعف ایمان و اینکه با چشم ظاهر ندیدمشون به دنبال الگوی عینی میگردم
به عقیده من تو تمام مسائل، عجوبه ی دهر، علامه ذوالفنون حضرت آیت الله حسن زاده آملی(حفظه الله) الگوی کاملی هستن، البته فاصله ی فرا نجومی بنده که با ایشون جای بحث نداره اما دوست داریم ادای بزرگان رو در بیاریم تا شاید ما هم بزرگ بشیم که انشاءالله بتونیم