تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پروژه هارپ "یک سوال بزرگ" + دانلود مستند
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
s.v3 واسه شناخت خدا راه بسیار هست .. و من منظورم این نبود که زلزله تنها راه هست، ولی یکی از راههای مجازات اقوام گذشته توسط بلایای طبیعی مثل زلزله بوده، و دلیلشم عبرت بوده برای دیگران اگر تفکر کنیم ، یه نگاهی به قران بنداز ، در کل بگذریم ..!!
شما که شناخت کافی به هارپ دارید سوالات رو جواب بدید .
دلیل ساخت این مستند چی هست ؟
چرا تکنولوژی خودشون رو با این رویکرد به دنیا نشون میدن ؟
چرا اصلا گذاشتن دارا بودن این تکنولوژی به قابلیت بوجود آوردن زلزله مشخص بشه ؟
چرا ژاپن رو که زیر سلطه امریکاست و ارتش درست حسابی نداره تخریب کردن ؟
(۲/خرداد/۹۰ ۱۲:۴۵)وحید110 نوشته است: [ -> ]خوب این که شما گفتید رو نیمگن مدرک بهش .شاید توضیح شما موجه جلوه کنه اما مدرک نیست .
این فقط در مورد یک مکانه .بقیه جاها چی؟همدان هم با تهران خیلی فاصله داره .میتونند فقط همدان رو نزنند که از نظر استراتژیک هم جای مهمی نیست.
جمله شما اینه :ایران سالم و دست نخورده باید به دست امریکا برسه.
اینجا نمیشه در این موارد حرف زد اما یهود صراحتا امریکا رو موعظف با این کرده که باید[b] خیلی از مکانهای مذهبی و اعتقادی ایران رو از هرگونه خسارت محافظت کنه.
مدرکی برای این نقل قول دارید؟و این صحبت .[/b]
چراییش رو هم اگه توضیح بدید ممنون میشم
یا حق

دوست عزیز یه مدت به بنده فرصت بدید تا مقاله صحبتهای ناتینیاهو و جورج بوش رو براتون اینجا قرار بدم.جوابهایی که احتیاج دارید تو این گفت گو موجود هست.
(۲/خرداد/۹۰ ۱۴:۲۱)arashpersian نوشته است: [ -> ]s.v3 واسه شناخت خدا راه بسیار هست .. و من منظورم این نبود که زلزله تنها راه هست، ولی یکی از راههای مجازات اقوام گذشته توسط بلایای طبیعی مثل زلزله بوده، و دلیلشم عبرت بوده برای دیگران اگر تفکر کنیم ، یه نگاهی به قران بنداز ، در کل بگذریم ..!!
شما که شناخت کافی به هارپ دارید سوالات رو جواب بدید .
دلیل ساخت این مستند چی هست ؟
چرا تکنولوژی خودشون رو با این رویکرد به دنیا نشون میدن ؟
چرا اصلا گذاشتن دارا بودن این تکنولوژی به قابلیت بوجود آوردن زلزله مشخص بشه ؟
چرا ژاپن رو که زیر سلطه امریکاست و ارتش درست حسابی نداره تخریب کردن ؟

دوست عزیز باز هم برگشتید سر محدود کردن خدا.

دقت کردید بیماریها و بلایای بسیار ویران کننده تری در عصر ما وجود داره که در دوران گذشته وجود نداشت؟
دست مجازات خدا شکل خواصی نداره.اینو درک کنید خواهشا.
بله در قران به قومهایی که به واسطه گناهانی که کردند و توسط زلزله و بقیه بلایای طبیعی نابود شدن اشاره شده اما به نظر شما خداوند نمیتواند این همه بیماری که باعث مرگ و میرهای فراوان میشه رو کنترول کنه؟
اینها هم نوع دیگری از بلایای طبیعی هستند دوستان که هدف خواص و مشترکی دارند.

1.
(دلیل ساخت این مستند چی هست ؟)
اینکه من این مستند رو ندیدم .اجازه بدید دانلود کنم تا بعدا در مورد چرایی دلیل پخش این مستند صحبت کنیم.

2.
(چرا تکنولوژی خودشون رو با این رویکرد به دنیا نشون میدن ؟)
چرا نشون ندن؟انرژی هسته ای هم یک کارد دولبه هستش اما چرا تا امریکا کوچکترین احساس خطر میکنه به لبه خطرناک و 3700 کلاهک هسته ای که داره اشاره میکنه؟
اونا هیچ ترس و نگرانی از معرفی صلاهای مخوف خودشون ندارن چون ثابت کردن تفکر جهان در موردشون هر چی باشه کار خودشونو انجام میدن.

3.
(چرا اصلا گذاشتن دارا بودن این تکنولوژی به قابلیت بوجود آوردن زلزله مشخص بشه ؟)
چون باید این تکنولوژی باعث ایجاد زمین لرزه بشه.زلزله کشورهای اطراف ایران مثل پاکستان و .... بر اثر پرژه هارپ هست تا کشور هدف سرگرم مسائل مختلف بشه هم برای اینکه ببین ایا منطقه مورد نظر امکان حمله های این چنین را دارد یا نه.

4.
(چرا ژاپن رو که زیر سلطه امریکاست و ارتش درست حسابی نداره تخریب کردن ؟)
ژاپن زیر سلطه امریکاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مردم ژاپن بزرگترین ضربه ای که میشد در تمامی نسلهاشون بهشون وارد بشه از امریکا خوردن.هنوز هم که هنوزه در ژاپن بچه های ناقص الخلقه بدنیا میان.
اگر امریکا وارد جنگ با ایران میشد اولین کشوری که ایران رو پشتیبانی میکرد و از طرفی به صورت پنهان به امریکا ضربه میزد ژاپن بود همینطور که مقامات ژاپنی قبلا اعلام کرده بودن اگر یک روز به پایان دنیا مانده باشه امریکا تقاص حادثه فجیع ترین بی رحمی رو خواهد داد.
دوستان دعوا نكنيد
اگر يادتون باشه توي درس هاي دبيرستان ما به مبحث داشتيم به اسم
علل طولي و علل ارضي.
خوب نمي شه گفت
يا خداوند داره يك كار رو به انجام مي رسونه
يا بشر داره يك كاري رو انجام مي ده
يعني اين چيزها در عرض هم هستند.
هارپ يا هرچيز كه اسمش رو بگذاريد
يعني " فعل " نمي تونه در اختيار بشر باشه؟
هركي كه مي گه نميشه زلزله ايجاد كرد ، به نظر من بايد در فكر خودش تجديد نظر كنه.
يا اگر آمريكا تكنولوژي هارپ رو در اختيار داره ، چرا ما رو از بين نمي بره ،
مثل اينه كه بگي فلان دشمن من اصلحه نداره و گرنه من رو مي كشت!
فلان دشمن شما اصلحه اش رو داره .
اين طرح ظاهري شايد نباشه
ولي كاري نداره زلزله ايجاد كردن
مي خوايد بهتون ياد بدم Smile
منتظر نظرات شما هستم Angel
سلام.
فاطمه خانم ما بحث میکنیم.شاید اصلا من دارم اشتباه میکنم.
خیلی متشکر از دوستانی میشم که بیان اینجا بدونه تعصب بحث کنیم تا راه و نظر درست مشخص بشه تا هممون رو کمک کنه.

موفق و پیروز باشید
سلام به همه دوستان عزیز
من نمیدونم واقعا این مطالب حقیقت داره یا نه ، اما با این پیشرفت علمی هیچ بعید نیست

[b]پروژه هارپ چیست؟[/b]
هارپ (HAARP) یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere) و مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن" به منظور کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.

به صدای هارپ گوش دهيد

( توضيح آنکه: جنگ هايی که از امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناتيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چيست و کجاست؟
لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

[تصویر: s--Layers-Final-LQ.gif]

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را جذب کرده و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.

لايه آيونوسفير چه ارتباطی به هارپ (HAARP) دارد؟

سیستم هارپ (HAARP) طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

این آنتن ها امواج مافوق کوتاه ELF/ULF/VLF را تولید و به آیونوسفیر پرتاب می کنند.

[تصویر: s--Haarp-Antenna.jpg]
آنتن های هارپ (HAARP) در آلاسکا


اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادر اند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند. وقتی يک موج کوتاه "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.

با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد) تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

[تصویر: s--EarthQuake-Haarp.gif]

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفير گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق کوتاه توليد شده که پس از اصابت به زمين به داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق کوتاه و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفير). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفير) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:

١- ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا ٢٠ هرتس به توسط آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد. برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست. فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

[تصویر: s--China-Sichuan02.jpg] [تصویر: s--China-Sichuan03.jpg] [تصویر: s--China-Sichuan01.jpg]

٢- با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال برق از زمين به ماهواره ها.

٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد "وهم" در مغز انسانها.

٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفير که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.

٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه ميشويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيی از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در اين مقاله ما فقط به نکته ١،یعنی فقط در رابطه با ايجاد زلزله بتوسط هارپ اشاره میکنیم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران" به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.
[تصویر: s--Iran-EQ-Graph.gif]
همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان ميدهد که:

٧/٢٠٨ میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/٦٣٩ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.
[تصویر: s--NZ-EQ-Graph.gif]

٣/١٥٥٩٣ میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٢/١٥٢٠٦ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخير برابر با: ٤٦/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.
[تصویر: s--AL-EQ-Graph.gif]
/٤٧٧٣ میانگین بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٨/٢٩٠

چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.

[تصویر: s--Depth14.gif]

ياد آور می شويم: زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل" يا "Fault lines" توليد ميگردند.

ارگ بم چه شد؟
[تصویر: s--What-Happened-In-Bam.jpg]

بم بعد از ٢٠٠٠سال ایستایی؟!



در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام "عادل کهن" (adelkohan) در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم که در زير مشاهده می کنيد:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید.
[تصویر: s--clip-icon1.jpg] [تصویر: s--clip-icon2.jpg] [تصویر: s--clip-icon3.jpg]
این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.


دلفین های چه شدند؟
[تصویر: s--What-Happened-To-Dolphins.jpg]

ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود، ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦


آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟
[تصویر: s--DolphinBurnt.jpg]
آیا این اثر سوختگی نیست؟



هارپ (HAARP) یک پروژه ايست که مسئولين اعلام کردند برای "بررسی و تحقيق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع اين يک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، روسیه و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيما ها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.

نتايج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را به نوسان در می آورد.

اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های کوتاه از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency ELF/ULF) نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زمین زلزله ايجاد می کنند.

با توجه به ازدياد درصد زلزله در سطح ايران در دهه اخير نسبت به دهه پيشين که متجاوز به ٤/٢٠٦ % بوده است ميتوان به وجود تاثيرات ديگری در ايجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه اين ازدياد پس از آغاز فعاليت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پيشگيری و دريافت پيش اخطار از اين قبيل زلزله ها ميتوان ايستگاهايی در حوزه های وسيع تاسيس و بکار گرفت و با اندازه گيری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به بروز این زلزله پی برد.

زمان دريافت پيش اخطارهای ELF بين ١٥ دقيقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغير است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گيری فرکانسELF/ULF در جاهايی که خالی از فرکانسهای مزاحم ديگر از قبيل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ايستگاه های راديويی و تلفنی ميباشد، انجام پذير است.

نمونه ای از يک دستگاه ELF/ULF سنج دستی و يک دستکاه Magnetometer را در زير مشاهده ميکنيد. برای اطلاعاب بيشتر بر روی آنها اشاره کنيد.
[تصویر: s--Magnetometer01.jpg] [تصویر: s--Magnetometer02.jpg]
ELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz
Bell-5180-Magnetometer



منبع و اطلاعات در مورد منابع : http://shia-news.com/fa/pages/?cid=12663
به نام خدا

سلام
در زمینه امور نظامی بلوک شرق و بلوک غرب دو دیدگاه مختلف دارند.

1-بلوک شرق(روسیه):بر این باور هستند که باید در امور نظامی پنهان کاری کرد تا دنیا دچار ترس بشود.مثلا روس ها ادعا می کنند که جنگنده هایی دارند که هیچ عکسی در دنیا از اونها منتشر نشده.
2-بلوک غرب(آمریکا):کاملا خلاف بلوک شرق فکر میکنند و بنا دارند که آشکار سازی کنند به علاوه بزرگ نمایی.مثلا آمریکا ادعا میکنه اگر کشوری موشکی شلیک کنه میتونه مسیر موشک رو منحرف کنه و به سمت محل پرتابش برگرده.
چه حرف روس ها و چه حرف آمریکا مشتی دروغ برای ایجاد ترس نیستند.سیستم هارپ هم نمونه ای از روش آمریکا برای ایجاد ترس در دنیاست.این عکس هم که آنتن هایی رو نشون میده مربوط به یه آزمایشگاه در یکی از ایالات آمریکاست(دقیق یادم نیست که چه آزمایشگاهی بود).
برای اطلاعات بیشتر میتونید یه نگاهی به مجله دانستنیها بندازید.
موفق باشید.
با شما کاملا مخالفم
هارپ صددرصد وجود داره و هدفشم فقط تغییرات در جو و لایه های زمینه
ایران هم به تازگی شروع به ساخت هارپ کرده و قرار از اون در جهت تغییرات آب و هوایی استفاده کنه
روزنامه خراسان : http://www.khorasannews.com/News.aspx?ty...&id=577935
حقایق تکان دهنده درباره ی ابرسلاح الکترومغناظیسی شوروی (Sura)
تاسیسات واقع در سورا در روسیه
در زمان خواندن و تحقیق در این مورد یا هر مورد مشابه همیشه با دقت نظر و دید باز و در نظر گرفتن مباحث مربوط به
فراماسونری و صهیونیسم بین الملل عمل کنید خیلی به مباحثی مثل اختلاف عمیق روسها با امریکایی ها اهمیت ندهید اصلاً اهمیت ندهید چون در حال بازی کردن یک نمایشنامه از پیش نوشته شده هستند روی صحنه دشمن خونی و قسم خورده اما پشت صحنه برادران پیمان بسته.
خوندن این مقاله خالی از لطف نیست میشه از نظر علمی و تسلط فراماسونری و برنامه های ماسونی مورد بررسی قرار بگیره
[تصویر: 4znpidowao37362vq.png]
در ده سال گذشته و بخصوص پس از زلزله ی هایئتی ، وجود سلاحی مخرب و ویرانگر بنام سلاح الکترومغناطیسی در حال علنی شدن در اذهان عمومی مردم جهان است ، اما تاریخچه ی تکان دهنده ی 100 ساله ی این سلاح نشان میدهد در پس پرده ی بسیاری از وقایع قرن بیستم ، سلاحی مخوف و ویرانگر با توانایی های فوق العاده مخفی شده.
[تصویر: 0elf8myuimqgo7rw2cx.png]
[تصویر: 31h1po51eo7dim1yx0dt.jpg]

کلنل تام بردن ، تحلیلگر رزمایشهای نظامی ، دارای 26 سال تجربه در صنایع پدافند هوایی ، تاکتیکها و عملیاتهای نظامی و سیستمهای نظامی و دارای دو دکترای مهندسی اتمی و ریاضیات بوده و در مرکز تحقیقات پیشرفته در دپارتمان دفاع آمریکا ، مشغول کار بر روی سلاحهای لیزری پدافندی است

تام بردن که یکی از محققان پیشتاز در زمینه های پدیده های فراطبیعی بوده و کتابی تحت عنوان "مختصری بر اکسکالیبور" درباره ی این موضوع منتشر کرده ، در کتابی جنجالی بنام Solutions to Tesla's Secrets and the Soviet Tesla Weapons ، پرده از حقایقی تکان دهنده درباره ی یکی از مخوفترین سلاحهای ساخت شوروی در دوران جنگ سرد برداشته
تام بردن که یکی از محققان پیشتاز در زمینه های پدیده های فراطبیعی بوده و کتابی تحت عنوان "مختصری بر اکسکالیبور" درباره ی این موضوع منتشر کرده ، در کتابی جنجالی بنام Solutions to Tesla's Secrets and the Soviet Tesla Weapons ، پرده از حقایقی تکان دهنده درباره ی یکی از مخوفترین سلاحهای ساخت شوروی در دوران جنگ سرد برداشته

تام بردن در اثبات ادعاهایش در باره ی این سلاح ، اتفاقات آشکار و پنهان قرن بیستم در جهان را در بخشی از کتابش تحت عنوان "تاریخچه ی تکان دهنده ی حملات الکترومغناطیسی شوروی/روسیه علیه آمریکا" گواه حرف خود قرار میدهد :

- اول ژانویه ی 1960 ، خروشچف ، رهبر اتحاد جماهیر شوروی در سخنرانی از توسعه ی نوعی سلاح جدید و مرگبار در شوروی خبر میدهند که قادر به برچیدن حیات از روی کره ی زمین است ، بدون شک منظور این اظهارات خروشچف که روزنامه ی نیویورک تایمز در شماره ی روز خود آنرا درج کرده ، سلاح تازه ساخت الکترومغناطیسی بوده ، پس میتوانیم به این نتیجه برسیم که روسها در سال 1960 در مرحله ی توسعه ی مهندسی سلاحهای الکترومغناطیسی بودند.

- 1 می 1960 ، پدافند هوایی شوروی ، هواپیمای جاسوسی U-2 آمریکا به خلبانی فرانسیس گری پاورز را منهدم میکند که منجر به جنجال دیپلماتیک بین شوروی و آمریکا میشود ، اما نکته ی قابل توجه در این واقعه این است که شوروی در سال 1960 از مدل اولیه سامانه ی پدافندی اس-75 استفاده میکرد که ارتفاع عملیاتی موشکهای آن به ارتفاع پرواز یو-2 نمیرسید (درحالیکه گفته شده این پدافند در سال 1960 یو-2 را منهدم کرده) ، این درحالی استکه رادارها و هواپیماهای میگ-19 غیرمسلح شوروی مسیر و موقعیت هواپیمای آمریکایی را به دقت دنبال میکردند . پس چه چیزی باعث سقوط هواپیمای یو-2 و چندین فروند هواپیماهای میگ-19 شوروی در آن منطقه شده ؟

پاورز ، خلبان هواپیمای یو-2 پس از بازگشت به آمریکا طی یک تعویض اسرا گزارش میدهد که قبل از سقوط ، نوری خیره کننده در پشت هواپیمای او ایجاد شد و باقی ماند ، که نشانه ی واضحی از استفاده ی سلاح الکترومغناطیسی در آن منطقه بوده.نکته ی دیگر خسارات بسیار کم وارد به هواپیما بود بطوریکه روسها توانستند حتی دستگاههای جاسوسی هواپیما را پیدا کرده و عکسهای گرفته شده ی آنرا ظاهر کنند درحالیکه سرجنگی موشکهای اس-75 مجهز از نوع انفجاری شدید بود و در صورت اصابت نصف هواپیمای جاسوسی را منهدم میکرد .

- پاییز 1962 ، ابرسلاح الکترومغناطیسی پرقدرت در حال تکمیل شدن بود ، خروشچف که فکر میکرد این سلاح تا چند ماه آینده عملیاتی میگردد ، دست به یکی از خطرناکترین قمارهای دوران حکومت زد ، طی عملیاتی پیچیده و مخفیانه ، شوروی موشکهای برد متوسط اتمی و بمب افکنهای اتمی خود را در کوبا مستقر کرد که میتوانست در چشم به هم زدنی آمریکا را محو کند .


کندی ، رییس جمهور آمریکا که از ساخت سلاحهای الکترومغناطیسی خبر نداشت ، این اقدام خروشچف رو بلوف تلقی کرد ، در بهبوحه ی این تنش ، از وزارت دفاع شوروی خبر میرسد که روند ساخت سلاحهای الکترومغناطیسی با مشکلات فنی مواجه شده و دیرتر از زمان مقرر عملیاتی میشود ، این خبر استراتژی خروشچف را بکلی خراب کرد و خروشچف طی قراردادی محرمانه حاضر شد در ازای برچیده شدن موشکهای اتمی آمریکا از ترکیه و گرفتن تضمین از آمریکا برای حمله نکردن به کوبا ، سلاحهای اتمی خود را از کوبا خارج کند .

این اقدام خروشچف باعث سقوط نسبی موقعیت او در جهان کمونیستها شد و او میدانست که روزهای حکومت او بزودی به پایان میرسد مگر اینکه نمایشی شگفت انگیز از قدرت شوروی انجام دهد .

بلافاصله بعد از اینکه سلاح الکترومغناطیسی شوروی تکمیل و آماده ی استفاده شد ، خروشچف این "نمایش شگفت انگیز" را انجام داد و در 10 آوریل 1963 ، زیردریایی اتمی U.S.S. Thresher توسط شلیک این ابرسلاح منهدم گردید بطوریکه انرژی القایی الکترومغناطیسی ناشی از شلیک شوروی باعث اثرگذاری بر مدارهای کنترل الکتریکی زیردریایی شد ، در نتیجه ی این ، زیردریایی کنترل خود را از دست داد و به کف اقیانوس رفت . انرژی مغناطیسی القا شده توسط سلاح شوروی بقدری بود که منجر به ایجاد میدان مغناطیسی قوی در تمام منطقه ی اطراف زیردریایی شد بطوریکه اختلال شدیدی در چندین سیستم و فرکانسهای رادیویی زیردریایی U.S.S. Skylark که زیردریایی Thresher را همراهی میکرد بوجود آمد ، شدت اختلالهای رادیویی بحدی بود که Skylark توانست بعد از دو ساعت ، انهدام زیردریایی Thresher را به فرماندهی مخابره کند ، انهدام اولین طوفان خروشچف بود .
در 11 آوریل 1960 ، تنها یک روز بعد از غرق شدن زیردریایی آمریکایی ، خروشچف طوفان دوم خود را آغاز کرد ، 2 توپ الکترومغناطیسی شوروی بطور هماهنگ به سمت اقیانوس شلیک کردند انرژی مغناطیسی شلیک شده در 100 مایلی شمال پورتو ریکو به کف اقیانوس برخورد کرد ، چند لحظه بعد حجم عظیمی از آب دریا در اثر انفجار مغناطیسی کف دریا نیم مایل به هوا بلند شد . این حادثه توسط خلبان و خدمه ی هواپیمای مسافربری آمریکایی که در مسیر پورتو ریکو به فلوریدا در حال حرکت بود مشاهده شد و خلبان بلافاصله این حادثه را به گارد ساحلی و FBI گزارش کرد .
این دو حادثه ی پشت سرهم علامتی بود از این حقیقت که سلاح "مخرب" خروشچف عملیاتی و آماده برای استفاده است .


17 ژوئن 1966 ، چندین هواپیمای مسافربری و ناظران زمینی در تهران کره ای شفاف و نورانی را بر فراز آسمان تهران و در نزدیکی فرودگاه مهرآباد مشاهده کردند ، به گفته ی شاهدان ، این کره نورانی در مدت 5 دقیقه ای که در آسمان بود بسرعت در حال بزرگ شدن بوده ، این اولین بار بود که سلاح الکترومغناطیسی شوروی وجود خود را با این کار به اذهان عمومی نشان میداد .
در فاصله ی سال 1967 تا 1968 چندین مورد از ایجاد شدن حفره هایی در ابرها در آسمان آمریکا از سراسر کشور گزارش شد که به احتمال زیاد آغاز پروژه ی "مهندسی آب و هوای آمریکا توسط شوروی" بوده ، طبق آمار سازمان هواشناسی آمریکا زمستان آن سال بطور غیرعادی سرد بود

بطوریکه در ادامه خواهم گفت ، دستکاری آب و هوای آمریکا از سال 1968 شروع و از سال 1974 شدت گرفت ، بطوریکه ماهواره های هواشناسی و نظامی آمریکا از سال 1974 به بعد متوجه جریانهای الکترومغناطیسی و آب و هوایی غیرعادی و بیسابقه ای از جزیره ی بنت شوروی به سمت آمریکا شدند ."

در 1972 و طی جلسه ی محرمانه ی روسای احزاب کمونیست شوروی در پراگ ، برژنف اعلام کرد در سال 1985 شوروی به حدی قدرتمند میشود که کنترل اقیانوس ها ، اتمسفر و 90% کره ی زمین را در دست خواهد گرفت ، نکته این سخنرانی استفاده از لفظ کنترل کردن جهان توسط پرژنف بود نه حمله نظامی و اشغال (خروشچف هم در سال 1960 زمانبندی را برای شوروی ارایه داده بود که طبق آن شوروی میبایست تا سال 1985 به برتری تکنولوژیکی و آمادگی کامل نظامی برای گرفتن کنترل دنیا میرسید)

اما در ژوئن 1975 ، برژنف محافظه کار که هزینه های ناشی از ساخت و استفاده از این سلاح الکترومغناطیسی را کمرشکن و غیرضروری میدانست (تاکید برژنف در دکترین دفاعی تقویت توان اتمی شوروی بود) و بیشتر بر بهبود وضعیت سیاسی و اقتصادی تاکید داشت تا جنگ تسلیحاتی سنگین ، خواستار ممنوع شدن جهانی سلاحهای کشتار جمعی "هراسناک تر از سلاحهای اتمی" شد ، در جولای همان سال او پیشنهاد عجیب خود را اینبار برای هیاتی از سناتورهای آمریکایی اعلام کرد .

در آگوست 1975 نیز عضو کمیته ی مرکزی حزب کمونیست شوروی ، همین پیشنهاد را به جمعی از نمایندگان کنگره ی آمریکا مطرح کرد و پس از این مذاکرات پشت درهای بسته ، وزیر خارجه ی شوروی ، آندره گرومیکو در سخنرانی خود در سی امین نشست سالانه ی مجمع عمومی سازمان ملل در تاریخ 23 سپتامبر 1975 ، برای اولین بار این مساله ( ممنوعیت سلاحهای کشتار جمعی قویتر از بمب اتمی) را بطور علنی ابراز کرد و اعلام کرد تمام کشورهای جهان بخصوص کشورهای ابرقدرت باید قراردادی مبنی بر عدم توسعه ی سلاحهای جدید و ناشناخته ی کشتار جمعی را امضا کنند . او حتی عنوان این قرارداد را "قرارداد ممنوعیت توسعه و تولید انواع جدید سلاحهای کشتار جمعی" گذاشت.

اما آمریکا که این اقدام شوروی را در جهت محدود کردن توان میکروبی و شیمیایی آمریکا تلقی میکرد (آمریکا در زمان جنگ سرد بشدت در حال کار بر روی سلاحهای کشنده ی میکروبی و شیمیایی بود) از امضای این قرارداد سرباز زد و تنها فرصت خود برای جلوگیری از توسعه ی سلاحهای الکترومغناطیسی شوروی که برژنف آنرا "ترسناک تر از چیزی که ذهن انسان تابحال تصورش را کرده" از دست داد .

با شکست در امضای این قرارداد محدود کننده که ناشی از کمبود اطلاعات درباره ی سلاح الکترومغناطیسی در غرب بود ، عقاب های شوروی بار دیگر توانستند بر برژنف و رهبران محافظه کار حزب کمونیست غلبه یابند ، کمونیستها حالا تصمیم بر وسیعترین تقویت نظامی که تاریخ به خود دیده بود گرفتند ، هدف آنها از این کار ، آماده شدن برای غلبه بر جهان در طول یک دهه بود.

در جولای 1976 ، برای نیم ساعت ، ارتباطات در تمام دنیا بر اثر شلیکهای الکترومغناطیسی ناگهانی شوروی در تمامی باندهای ارتباطی ، بطور کامل مختل گردید ، بطوریکه گیرنده های ارتباطی تنها صدایی که دریافت میکردند صدایی شبیه کوبیدن نوک دارکوب به چوب بود ، بعد از این واقعه ، فرستنده های الکترومغناطیسی شوروی به "دارکوب" و سیگنال های مختل کننده به "سیگنال های دارکوبی" مشهور شدند . این سیستمهای پرقدرت بلافاصله بعد از شروع پروژه ی ده ساله ی کمونیستها در حالت کاملا عملیاتی قرار گرفتند و حادثه ی جولای 1976 اولین استفاده ی همه جانبه و در سطح جهانی از این سلاح بود.

در 28 جولای 1976 ، زلزله ای قدرتمند در منطقه ی تانگشان در چین باعث تخریب شدن کامل چند روستا و شهر و کشته شدن 600.000 نفر شد ، به گزارش شاهدان عینی ، ساعتی قبل از طلوع آفتاب ، چندین اشعه ی بسیار نورانی از فاصله ی حدود 200 مایلی منطقه مشاهده شدند آسمان در نور این اشعه ها "همانند روز" میدرخشید.
توجه داشته باشید که در سال 1912 ، نیکولای تسلا ، پدر سلاحهای الکترومغناطیسی طی مصاحبه ای میگوید " من در عرض چند هفته میتوانم پوسته ی زمین را به چنان لرزشهایی وا دارم که تا صدها متر بالا و پایین برود ، آب رودخانه ها از بسترشان به بیرون پرتاب شود ، ساختمان ها متلاشی شوند و هیچ اثری از تمدن باقی نماند ، این اصل (قوانین الکترومغناطیسی) شکست نمیخورد...." او قبلا با دستگاه تولید کننده ی الکترومغناطیسی با توان 10 دسیبل توانسته بود منطقه ی محدود به اطراف آزمایشگاه خود را به لرزه در آورد. او همچنین از امکان نصف شدن کره ی زمین در صورت ترکیب لرزشهای مصنوعی الکترومغناطیسی با رزونانس خود کره ی زمین سخن به میان آورده بود.

در سال 1976 ، دانشمندان شوروی توان کلی شلیک کننده های الکترومغناطیسی را به بیش از 40 مگاوات و فرکانس پالسهای ارسالی را به حدود 7 هرتز رساندند ، این امواج با سرعت باورنکردنی خود بیش از 7 بار در ثانیه دور زمین میچرخند . دانشمندان روس که بتازگی قدرت شلیک کننده ها را افزایش داده بودند ، آنها را تست کردند ، اما سرعت زیاد ، دوام زیاد و تقویت شدن شدید این امواج در آیونسفر (مطالعات نشان میدهد امواج رادیویی میتوانند حتی تا 1000 برابر قدرت اولیه ی خود در آیونسفر تقویت شوند) در مدت کوتاهی باعث ایجاد کمربند بسیار قدرتمند مغناطیسی در قسمتی از زمین که شوروی هم در بخشی از آن بود شد ، روسها که از نتیجه ی این تست ترسیده و غافلگیر شده بودند بسرعت شلیک کننده ها را خاموش کردند اما کمربند ایجاد شده به کمک رزونانس و میدان مغناطیسی کره ی زمین ساعت به ساعت در حال تقویت شدن بود و حتی احتمال نصف شدن کره ی زمین در اثر تقویت این کمربند میرفت.
روسها برای شکستن همبستگی و انسجام ذرات کمربند الکترومغناطیسی مجبور شدند امواج بسیار پرقدرتی را ماهها مستقیما به سمت کمربند مغناطیسی ارسال کنند تا پس از چند ماه موفق به مهار کردن این کمربند شدند .

10 سپتامبر 1976 ، خدمه و مسافران هواپیمای شماره پرواز 831 شرکت British European Airways در مسیر از مسکو به لندن ، کره ای بشدت نورانی و ثابت در زیر هواپیما و بالای ابرها مشاهده کردند ، هنگامی که خلبان انگلیسی مراتب را به برج مراقبت شوروی اعلام کرد ، مسئولان شوروی او را توجیه کردند که توجهی به این حادثه نکند و بسرعت منطقه را ترک کند . این واکنش شوروی نشان میدهد که شوروی در آن موقع در حال تست نوعی دستگاه الکترومغناطیسی بوده اند که احتمالا هدف این تست همان هواپیمای مسافربری بوده .
18 می 1977 ، شوروی ، آمریکا و 29 کشور دیگر طی قراردادی متعهد میشوند بوسیله ی طوفان ، زمین لرزه یا دیگر بلایای طبیعی که بطور مصنوعی ایجاد میشوند به یکدیگر حمله نکنند ، این قرارداد در حالی امضا میشد که شوروی از حدود یک سال قبل ، پروژه ی دستکاری در آب و هوای آمریکا را امتحان کرده بودند و همانطور که بعدا هم مواردی از آن بیان میشود ، به آرامی در حال گسترش ابعاد این پروژه بودند.
در 21 نوامبر 1977، حجم بسیار زیادی از ابرهای متراکم که تا آن زمان بیسابقه بود در نزدیکی سواحل شرقی آمریکا و توسط ماهواره ها ثبت شد و عکسهای ماهواره ای نشان میداد که این جریان عظیم ابر از آلاسکا تا شیلی را در برمیگرفته ، این ابرهای طوفانی با رسیدن به سواحل آمریکا بخصوص در ایالت کالیفرنیا زمین را شخم زدند و خسارات زیادی به تاسیسات الکتریکی و مسکونی وارد کردند .
در فاصله ی بین 1977 تا 1978 ، حجم تغییرات آب و هوایی و تعداد موارد مشاهده ی اشعه های نورانی الکترومغناطیسی بخصوص در ساحل شرقی آمریکا بشدت افزایش یافت . بطوریکه حتی ظن مقامات کاخ سفید را نیز برانگیخت و جیمی کارتر ، رییس جمهور وقت آمریکا دستور انجام تحقیقات ویژه درباره ی این حوادث بخصوص 3 مورد انفجار غیرعادی را صادر کرد . اما این سه انفجار و انفجارهای بعدی تنها انفجارهای آزمایشی برای تنظیم شبکه ی الکترومغناطیسی "مهندسی آب و هوای آمریکا" بود.

در 2 آوریل 1978 ، اشعه نورانی از زاویه ی حدود 45 درجه از آسمان به منطقه ای در جزیره ی بل در آمریکا اصابت کرد و باعث انفجار پرسروصدا و خسارت به چندین خانه شد ، تمام سیمهای ارتباطی و برق در محل اصابت و چندین متر در اطراف آن ذوب شده و آنتن های تلویزیون (که جاذب امواج الکترومغناطیسی هستند) خانه های مجاور منفجر شدند ، اما هیچ آتش سوزی در منطقه رخ نداد. نکته ی جالب این است که هواشناسان و ماهواره های هواشناسی هیچ توده ی هوای متراکمی که پتانسیل تولید صاعقه داشته باشد را ثبت نکرده اند ، صدای این انفجار تا 45 کیلومتری محل انفجار ، در دماغه برویل نیز شنیده شد .
به گزارش رسانه ها ، این حادثه که توسط ماهواره های کلاس "ولا" آمریکا ثبت شده بود توسط شخص دو نفر از نمایندگان مجلس آمریکا در آزمایشگاه نظامی لوس آلاموس پیگیری شد ، اما هیچ گزارش عمومی در مورد آن منتشر نشد.
در سپتامبر 1979 ، خبرنگار جنگی انگلیسی ، نیک داونی که در افغانستان حضور داشت شاهد چندین کره ی بسیار نورانی که از لحاظ شدت درخشندگی مشابه نوری که در آغاز انفجار اتمی ایجاد میشود بود در آسمان اصلی شوروی و در نزدیکی محل تست موشکی ساری شاگان بود که بسرعت در حال انبساط بودند . او در همان ماه شاهد چندین کره ی دیگر در نزدیکی محل تست موشکی بود که نشانه میداد احتمالا یکی از توپخانه های الکترومغناطیسی در آن محل مستقر بوده .
در اواخر 1980 ، یکی از سختترین و در عین حال غیرمعمول ترین خشکسالی ها در آمریکا اتفاق افتاد ، در 2 فوریه 1981 ، روزنامه ی واشنگتن پست در توصیف این وضعیت نوشت :"در طول 4 ماه گذشته ، تنها یک جریان قوی آب و هوایی تمام ایالات متحده را در بر گرفته که باعث خشکسالی از سواحل غربی تا سواحل شرقی آمریکا گشته که در تاریخ ثبت شده ی آب و هوایی کشور بیسابقه است....سیستم و الگوی آب و هوایی که باعث این خشکسالی در آمریکا شده یکی از نامعمول ترین الگوهای آب و هوایی است که تاکنون در آمریکا ثبت شده "
تنها در 2 روز 20 و 21 ژانویه ی 1982 ، بیش از 1400 مورد از زمین لرزه در منطقه ی شمال آرکانزاس مرکزی در آمریکا ثبت شد ! این ماراتن زمین لرزه از 12 ژانویه و با ثبت 3 زمین لرزه با قدرت بیش از 4 ریشتر آغاز شد ، قویترین زلزله ی ثبت شده در این دو هفته زلزله ی 4.5 ریشتری در 20 ژانویه بود که با توجه به اینکه در منطقه ی آرکانزاس مرکزی گسل بزرگی وجود ندارد تا آن موقع زلزله ای در منطقه ثبت نشده بود !
ادامه دارد....
منبع:military.ir
در سال 1981 ، تاسیسات آیونسفری الکترومغناطیسی سورا به عنوان آخرین و پیشرفته ترین حلقه از زنجیره ی قدرت الکترومغناطیسی شوروی تاسیس شد ، این تاسیسات که متشکل از 3 فرستنده ی امواج 250 کیلوواتی و 144 آنتن عمودی برای تابش امواج است قدرت تابش 190 مگاوات انرژی مغناطیسی در باند فرکانس 4.5 تا 9.3 مگاهرتزی در هر شلیک را دارد .
در 20 جولای 1982 ، لیسکو ، دیپلمات ارشد شوروی در سفارت شوروی در آمریکا ، طی سخنرانی بطور علنی اعلام کرد که در صورت شکست خوردن مذاکرات خلع سلاح اتمی ، شوروی بسرعت سلاحهای جدید و قدرتمندتر از سلاحهای اتمی را توسعه خواهد داد که قابل تشحیص نیستند ، در این سخنرانی ، اینجانب (نویسنده) به همراه کلنل جان آلکساندر از ارتش آمریکا در بین شنوندگان حضور داشتیم .
در فوریه ی 1983 ، چندین مورد از صداهای شبیه به انفجار در نیویروک و اوهایو شنیده شد و زلزله های متوالی ساحل خلیج میسیسیپی را لرزاند.

در آوریل 1984 ، ابر قارچ مانند بسیار بزرگ و درخشنده ای در بالای اقیانوس در نزدیکی ساحل ژاپن توسط چندین خلبان هواپیمای مسافربری مشاهده شد ، یکی از خلبانهای یک بویینگ 747 که خلبان سابق بمب افکنهای بی-52 در ارتش آمریکا بود و این ابر را مشاهده کرد قطر آنرا حدود 60000 پا توصیف کرد و گفت برای برخورد نکردن با این قارچ مجبور شد به سرعت مسیر هواپیما را منحرف کند ، با وجود نزدیکی هواپیما به کره ، هیچ موج برخورد یا نور کور کننده (نشانه های انفجار اتمی) مشاهده نشد .همزمان دستگاههای زلزله نگار که در کف اقیانوس قرار داشتند چندین زمین لرزه و تحرکات اکوستیکی پوسته های زیر اقیانوس را در منطقه ثبت کردند ، خلبان هواپیمای مسافربری همچنین گفت که پس از اینکه هواپیما را از منطقه دور کرد ، ابر قارچ شکل به سمت جزایر کوریل و ساخالین شوروی به حرکت در آمد و سپس محو شد.
برخی کارشناسان این حادثه را یک "حادثه ی طبیعی غیرمعمول" توصیف کردند اما این حادثه در حقیقت تست نوعی اسلحه ی جدید با استفاده از نیروی الکترومغناطیسی بود که "سپر الکترومغناطیسی" نام گرفت ، شوروی ها به دنبال این بودند که با متمرکز کردن مقدار زیادی انرژی مغناطیسی در یک منطقه ، کره ی مغناطیسی عظیمی ایجاد کنند و در صورت ورود هر جسمی به این کره یا ابر مغناطیسی و برهم زدن انسجام ذرات کره ، حجم زیادی از انرژی امواج الکتروگرانشی و الکترومغناطیسی در این جسم تخلیه شده و آنرا "بخار" میکند ، علاوه بر آن با توجه به اینکه امواج الکتروگرانشی باعث شکافت مواد رادیو اکتیو میشوند ، در صورت ورود یک کلاهک اتمی به منطقه ی سپر مغناطیسی ، امواج الکتروگرانشی سپر باعث منفجر شدن کلاهک خواهند شد.

شوروی ها با استفاده از این سپر در هنگام جنگ اتمی قصد داشتند با ایجاد آنها در مسیر موشکهای اتمی و بمب افکنهای استراتژیک ، آنها را در آسمان آمریکا نابود و منفجر کنند و درواقع با قرار دادن ناگهانی این سپر مغناطیسی بر سر راه بویینگ 747 میخواستند موثر بودن این سپر را روی هواپیمای مسافربری آزمایش کنند . لازم به ذکر است این سپر از لحاظ تئوریکی با استفاده از هردو موج الکترومغناطیسی و الکتروگرانشی ، قادر به مقابله با انواع بمب افکنها ، موشکهای بالستیک ، موشکهای کروز و حتی گلوله های توپخانه ها است. بطوریکه در سال 1968 وی.دی سوکولوفسکی در سندی تحت عنوان "استراتژی نظامی" عنوان میکند که قابلیت دفاع صد در صدی در مقابل هواپیماها و موشکها ، ممکن است. و ظاهرا روسها در ابعاد تاکتیکی موفق به بدست آوردن چنین قابلیتی شده بودند.

در دسامبر 1984 ، تغییرات شدیدی در شبکه ی الکترومغناطیسی در نزدیکی لس آنجلس و سن دیگو اتفاق افتاد که از نشانه های آن میتوان به صداهای انفجار در اتمسفر ، زلزله های هوایی و لرزش ساختمان ها و پنجره ها در صورتی که هیچ زلزله ای اتفاق نیافتاده بود اشاره کرد ، بعد از این حوادث ، جبهه ی غیرمنتظره ای از هوای طوفانی در نزدیکی لس آنجلس ایجاد شد که باعث ایجاد بادهای شدید در شب 12 دسامبر شد که در نتیجه آن به برخی از خانه ها و درختان خسارت رسید و برق در چندین منطقه قطع شد ، این جبهه ی هوای سرد که به احتمال زیاد توسط "دارکوب"های شوروی ایجاد شده بود بعد از گذر از لس آنجلس باعث بارشهای شدید برف در بقیه مناطق شد ، حتی شهر تاسکون ارتفاع برف باریده شده را 20 اینچ اعلام کرد.

در ژانویه ی 1985 ، خدمه ی یکی از کشتی های نیروی دریایی آمریکا که در حال حرکت به سمت سن دیگو بود بطور غیرعادی و ناگهانی شاهد پخش شدن چفهای کشتی شد ، همزمان ، در سن دیگو انتقال برق در شهر مختل گردید و برق بیش از 60000 خانه قطع شد . این نکته قابل ذکر است که چف به علت ساختار ویژه اش نسبت به امواج مغناطیسی واکنش نشان میدهد.

در فوریه ی 1985 ، هواپیمای بویینگ 747 چینی در مسیر لس آنجلس دچار نقص در سیستم و خاموش شدن ناگهانی موتورها شد و خلبان سرانجام بعد از کاهش ارتفاع (یا به اصطلاح بهتر سقوط) 32.000 پایی هواپیما توانست دوباره موتور هواپیما را روشن کند و در سان فرانسیسکو فرود اضطراری کند . طبق گزارش شرکت هواپیمایی از حادثه ، دستگاههای الکترونیکی در زمان بروز مشکل دچار ناهماهنگی با یکدیگر و با مشاهدات خلبان و خدمه (سرعت ، ارتفاع و ..) شدند ، طبق مشاهدات قبلی ، این هواپیما در معرض یک تست "ملایم" الکترومغناطیسی قرار گرفته بود و ظاهرا شوروی ها قصد منهدم کردن هواپیما را نداشتند.

در آوریل 1985 ، فرانکلین گولدن متوجه ارسال ناگهانی حجم زیادی از امواج مغناطیسی در 54 فرکانس مغناطیسی مختلف در داخل زمین توسط شوروی شد ، این ارسال حجم عظیم امواج باعث قرار گرفتن زمین در یک رزونانس الکتروگرانشی در تمام 54 فرکانس شد . در نتیجه ی این ارسال امواج ، 27 "بسته (تپ) انرژی" عظیم در داخل زمین ایجاد شد که هر یک از این تپ ها باعث استخراج انرژی بسیار زیاد ذخیره شده در زمین از بخش گوشته ی زمین و تبدیل آن به انرژی الکتریکی میشد ، تنها یک گیرنده ی انرژی در عمق چندصدمتری زمین لازم بود تا این حجم از انرژی توزیع شده در پوسته ی زمین را جمع آوری کند و آن تاسیسات سورا بود ، شوروی ها داشتند سورا و بقیه توپخانه های الکترومغناطیسی را برای روز نمایش شارژ میکردند.

در 9 می 1985 ، چهل امین سالگرد شکست آلمان نازی بدست ارتش سرخ و پایان جنگ جهانی دوم ، شوروی ها حداکثر توان توپخانه های الکترومغناطیسی خود را بخصوص برای تحت تاثیر قرار دادن گورباچف که بتازگی به رهبری شوروی انتخاب شده بود ، به نمایش گذاشتند ، بیش از 100 فرستنده ی امواج الکترومغناطیسی طی این اقدام تمرینی و نمایشی اتمسفر زمین و هسته ی زمین را در 54 فرکانس هدف گرفتند در نتیجه ی این "رزمایش الکترومغناطیسی"تمامی ارتباطات نظامی ، ماهواره ای و رادیویی در اکثر نقاط جهان از جمله ارتباط سیستمهای کنترل و فرماندهی (که در آن زمان نویسنده ی مقاله به همراه فرانکلین گولدن در آن حضور داشتیم) و زیردریایی های اتمی در آمریکا و کشورهای ناتو مختل گردید . این رزمایش بمت 4 روز در بعضی ساعات ادامه داشت و در این مدت ارتباطات نظامی و غیرنظامی بطور مرتب مختل میشد.

این رزمایش نشان از رسیدن شوروی به هدفی بود که برژنف از آن در سال 1972 حرف میزد ، حال شوروی در 1985 میتوانست هرکاری در هر نقطه ی جهان انجام دهد.

در 28 آگوست 1985 ، تنها دو ماه بعد از رزمایش الکترومغناطیسی بزرگ شوروی ، موشک تایتان 34دی که از پایگاه وندنبرگ در آمریکا پرتاب شد ، بعد از پرتاب منفجر گردید، علت این انفجار عملکرد نادرست پمپ الکتریکی سوختی اعلام شد که باعث نشت زیاد عامل اکسید کننده در موشک گردید ، اگرچه طبق مشاهدات ، شوروی با استفاده امواج الکترومغناطیسی قادر به از کار انداختن پمپ سوختی بودند ، دلیل محکمی در این مورد از دخالت حتمی شوروی وجود ندارد ، هرچند با مشاهده ی رزمایش گذشته و چندین مورد از عملکرد نادرست سیستمهای الکترونیکی موشکهای شاتل ، میتوان گفت که این اولین تست واقعی برای انهدام موشک فرضی اتمی آمریکا با کمترین زمان واکنش ممکن بود که همانطور که ذکر خواهد شد ، تست های مشابه برای منهدم کردن هواپیماهای آمریکا (بمب افکنهای فرضی) با استفاده از سلاح الکترومغناطیسی انجام خواهد شد.

26 نوامبر 1985 ، پرتاب شاتل آتلانتیس در بعد از ظهر و از پایگاه کیپ کاناورال انجام شد ، در حالیکه اشعه ای نورانی در آسمان مشاهده میشد که به احتمال زیاد به عنوان مارکر (مشخص کننده ی) هدف عمل میکرد (این اشعه توسط صدها ناظر پرتاب عکس برداری شد) ، 12 دقیقه بعد از پرتاب شاتل ، انفجار بزرگی در اتمسفر منطقه اتفاق افتاد که صدای آن تا صدها مایل دورتر شنیده شد اما شاتل آسیبی ندید، این اتفاق نشان دهنده ی تست انهدام "چندین موشک بطور همزمان بود" توسط سلاح الکترومغناطیسی بود ، پس از این انفجار ، اشعه ی نورانی بالای پایگاه موشکی به آرامی محو شد ، شاتل آتلانتیس سومین شاتلی بود که دقایقی بعد از پرتابش ، انفجار شدید الکترومغناطیسی در منطقه اتفاق میافتاد ، شوروی ها از شاتلهای در حال پرتاب به عنوان موشکهای اتمی فرضی برای تست سلاحهای الکترومغناطیسی خود استفاده میکردند.

در 12 دسامبر 1985 ، سلاح الکترومغناطیسی که روی شاتل ناسا تست شده بود منجر به انهدام یک فروند هواپیمای که در حال بلند شدن از فرودگاه نظامی گاندار بود شد ، طبق گزارش ، هواپیمای آمریکایی که حامل 258 تفنگدار آمریکایی بود بعد از بلند شدن ناگهان با از دست دادن موتورها مواجه شد و به زمین سقوط کرد ، در پی این حادثه تمامی خدمه و سربازان کشته شدند .

3 شاهد کانادایی که بلند شدن هواپیما و سقوط آنرا نظاره گر بودند یک سال پس از ماجرا در مصاحبه با شبکه ی خبری کانادا در ساعت 10 شب 8 آوریل 1986 در توصیف حادثه گفتند :"قبل از سقوط هواپیما هیچ آتش یا دودی از هواپیما خارج نشد ، اما از لحظاتی بعد از بلند شدن ،بدنه ی هواپیما بطور عجیبی به رنگ نارنجی و زرد میدرخشید" این نشانه ی واضحی از استفاده از سلاح الکترومغناطیسی در حالت مداوم بود و مشابه موردی که در آن چند فروند اف-111 آمریکایی در ویتنام سقوط کردند ، سیستمهای الکتریکی هواپیمای توسط کره ی مغناطیسی که در آن قرار داشت مختل شد و بعلت تخلیه ی انرژی شدید مغناطیسی روی بدنه و اسکلت هواپیما ، بدنه ی خارجی هواپیما در اثر این تخلیه به رنگ "نارنجی روشن" میدرخشید .

از دست رفتن موتورهای هواپیما نیز بعلت اعمال متمرکز انرژی مغناطیسی به موتورها بوده ، بطوریکه یکی از شاهدان ادعا کرده بود اشعه های نورانی که از آسمان به سمت هواپیما منتشر میشدند را دیده که این برخورد باعث آتش گرفتن و حتی بخار شدن قطعات پلاستیکی داخل هواپیما شده که این واکنش منجر به آزاد شدن گازهای مرگباری چون سیانید میشود (طبق گزارش دپارتمان دفاع آمریکا از حادثه ، حدود نصف سربازان قبل از سقوط هواپیما در اثر استنشاق گاز سیانید خفه شده بودند) بنابراین بنظر میرسد اپراتور سلاح شوروی بعد از بلند شدن هواپیما بطور همزمان از دو شیوه ی مداخله ی انرژی (برای مختل کردن سیستمهای الکترونیکی هواپیما) و اعمال انرژی (برای از کار انداختن مستقیم موتور ها) استفاده کرده .
در یک جولای 1986 ، فرانکلین گولدن ، استفاده از سیگنال جدید الکترومغناطیسی در تاسیسات الکترومغناطیسی "دارکوب" شوروی کشف کرد و با استفاده از یک تکنیک مخصوص فیزیکی ، فهمید که این موج جدید یا تابش بر فلزات ، آنها را نرم میکند ، در نتیجه در این زمان ، شوروی در حال آماده کردن نوعی سیگنال جدید نرم کننده ی فلزات (Metal Softening) به منظور استفاده در عملیاتهای بعدی بود .

در 28 جولای 1986 ، فاجعه ی انهدام شاتل Challenger رخ داد که با توجه به علایم موجود در منطقه بطور قطع میتوان حمله ی مغناطیسی "دارکوبها" را عامل این فاجعه دانست ، برخی علایم بدین شرح اند :
بغیر از فلوریدا جریانهای ابر مخصوصی طبق پروژه ی "مهندسی آب و هوای آمریکا" در فاصله ی چند روز قبل از پرتاب شاتل در لس آنجلس ، کالیفرنیا و آلباما مشاهده و عکسبرداری شد ، این وضعیت آب و هوایی بخصوص در بعد از ظهر قبل از پرتاب تشدید شد.

- جریانهای هوای سردی که در حالت عادی از Huntsville و آلباما به سمت شمال شرقی حرکت میکردند بطور غیرعادی بسمت جنوب کشیده شدند که باعث سرد شدن بیشتر منطقه ی فلوریدا شد ، هدف شوروی از این اقدام قرار دادن Challenger زیر فشار بیش از حد هوای سرد در هنگام پرتاب بود .

- در حالیکه پرتابهای شاتلهای آمریکایی بطور معمول توسط ناوهای جمع آوری اطلاعات شوروی که در نزدیکی ساحل فلوریدا مستقر میشدند ، نظارت میشد . 4 ساعت قبل از پرتاب شاتل Challenger، تمام ناوهای شوروی منطقه را بسرعت ترک کردند ، این اولین پرتاب شاتل بود که توسط ناوهای شوروی نظارت نمیشد .

- در صبح روز پرتاب ، امواج الکترومغناطیسی با فرکانس بالا به منظور تقویت پتانسیل الکترومغناطیسی منطقه ای به شبکه ی الکترومغناطیسی اتمسفر محل پرتاب اضافه شد ، یکی از نشانه های بارز این اقدام "دارکوب" های شوروی ، پرنده ها بودند ، پرنده های کوچک دارای قابلیت ارسال و دریافت امواج الکترومغناطیسی هستند و از این قابلیت برای تعیین مسیر خود بطرف هدف استفاده میکنند ، اما مغز پرندگان کوچک مثل کبوتر نسبت به امواج الکترومغناطیسی فرکانس بالا بسیار حساس است چراکه مغز پرنده ای مثل کبوتر همانند یک گیرنده ی الکترومغناطیسی بسیار کوچک عمل میکند که تنها توانایی دریافت امواج با طول موج بلند (فرکانس پایین) را دارد ، لذا قرار گرفتن پرندگان در معرض امواج فرکانس بالا منجر به صدمات مغزی یا حتی مرگ آنها میشود .

با توجه به این ویژگی پرندگان و گزارش اخبار شبکه ی تلویزیونی ملی آمریکا مبنی بر اینکه برخلاف همیشه ، امروز هیچ پرنده ای در آسمان محل پرتاب دیده نمیشود ، ارسال امواج الکترومغناطیسی فرکانس بالا توسط دارکوبها اثبات میشود.

- سابقه ی فعالیتهای غیرعادی الکترومغناطیسی شوروی در 3 پرتاب شاتل قبلی که از همین پایگاه انجام شد (آخرین آنها در 26 نوامبر 1985 بود که در قسمت قبلی مقاله گفته شد) نشان میداد که "دارکوبها" روی این محل پرتاب متمرکز شده اند و دیر یا زود بطور واقعی سلاح خود را روی یکی از سفینه ها تست خواهند کرد.


- انهدام هواپیمای ترابری DC-8 آمریکا در 12 دسامبر 1985 (جزییات حادثه در قسمت قبل مقاله) نشان داد که شوروی آزمایشات و تستهای الکترومغناطیسی خود را به مرحله ی انهدام واقعی اهداف ارتقا داده که انهدام سفینه ی چلنجر هم در قالب همین مرحله از تستها انجام شده .

– در پروسه ی انهدام شاتل challenger دارکوبها برای اولین بار از سیگنالهای الکترومغناطیسی با قابلیت نرم کردن فلزات که قبلا توسط گولدن کشف شده بود ، استفاده کردند و این امواج در شبکه ی الکترومغناطیسی منطقه ی اطراف سکوی پرتاب نیز کشف شد ، وظیفه ی این سیگنال در انهدام شاتل چلنجر ضعیف کردن فلز درون و در اطراف بوستر بود ، توجه داشته باشید که این فلز که قبل از پرتاب بعلت شرایط آب و هوایی بسیار سردی که از قبل در منطقه ایجاد شده بود ، بیش از حد تحملش سرد شده بود ، پس از احتراق و حرارت ناگهانی و بسیار زیاد ناشی از بوستر موشک و امواج الکترومغناطیسی ضعیف میشود.

- تقریبا بلافاصله بعد از احتراق بوستر موتور موشک ، فلزات محفظه ی نگهدارنده ی سوخت بوستر که تحت فشار شدید تغییر ناگهانی دما و امواج مخصوص الکترومغناطیسی بودند ، در مدت 10 ثانیه بعد از احتراق در هم شکسته و باعث ایجاد سوراخ در محفظه ی سوخت موشک ، نشت سوخت موشک ، ترکیب شدن آن با اکسیژن هوا و در نهایت انفجار محفظه ی سوخت موشک شد .

- طبق مشاهدات ناظران ، قبل از انفجار سفینه ، نوری که بطور یقین "موج نرم کننده ی فلز" بوده ، از آسمان به سفینه رویت شده.

– در طول چند روز بعد از انفجار شاتل چلنجر ، زلزله های پشت سرهم 11 ایالت آمریکا را لرزاند ، این نوع از زلزله با توجه به زمان آن بسیار مشکوک است و احتمالا دسته ی امواج مغناطیسی که برای انفجار شاتل به فلوریدا تابیده شده بودند در چند روز بعد بر لایه های پوسته زمین نیز اثر گذاشته و آنها را به هیجان آورده اند.
– علاوه بر جبهه ی هوای سرد ، بادهای شدید و تلاطم هوا در روز پرتاب شاتل در منطقه موجب ایجاد فشار هرچه بیشتر بر اسکلت سفینه میشد و میتوان این احتمال را داد که این جریانها و تلاطم ها در روزهای قبل توسط "دارکوبهای" شوروی ایجاد یا تقویت شده .

- در طول چند روز بعد از حادثه بخصوص در روزهای 1 تا 4ام ژانویه 1986 ، تعداد بسیار زیادی از پرندگان که بطور غیرعمدی در حال حرکت به سمت بیرمنگام و آلباما بودند ، با امواج الکترومغناطیسی فرکانس بالای پراکنده ای مواجه شدند و در حالیکه مرده بودند از آسمان به زمین میریختند .

- مهمتر از همه ، گزارش ژنرال دانیل گراهام (یکی از مسئولان CIA) بود که در آن گفته شد در بعد از ظهر انهدام شاتل چلنجر ، یک مامور ارشد KGB مهمانی برگزار کرد تا موفقیت تست "دارکوبهای" شوروی در مقابل چلنجر را جشن بگیرد ! توجه داشته باشید که تمام پروسه ی توسعه ، پیاده کردن و فرماندهی و کنترل سلاحهای الکترومغناطیسی شوروی تحت نظارت KGB انجام میگرفت ، پس از این گزارش ، کنگره ی آمریکا دستور تحقیقات طبقه بندی شده درباره ی علت فاجعه ی چلنجر را صادر کرد ، اما نتایج آن در دسترس عموم قرار نگرفت ، فراتر از هر شکی شوروی بطور مستقیم در انهدام چلنجر و کشته شدن 7 فضانورد آن نقش مستقیم داشت.
[تصویر: 5ssqsrqftchmmq1j5r6u.jpg]
اگر بخاطر داشته باشید در مستند ظهور در مورد همین فضاپیمای چلنجر یک صحبت کوتاهی میشه،شاید شــــــــــــــایــــــــــــــــــــــد میخوان بگن که انفجار فضا پیما کار شوروی بوده برای حال گیری نه نقص فنی و نه اصــــــــــــــــــــــــلـــــــــــــــــاً کار خـــــــــــــــــــــدا، هیچی دعوا بین خودمون بوده به هر حال اینها از مزایای وجود یک دشمنی ساختگیه دیگه


در 18 آوریل 1985 ، یک موشک Titan 34-D که از پایگاه نظامی vandenberg آمریکا پرتاب شده بود ، 5 ثانیه بعد از پرتاب منفجر شد ، دوربین های ویدئویی که در حال فیلمبرداری از پرتاب موشک بودن بطور غیرعمدی اشعه ی نوری را در بالای موشک در زمان پرتاب و زمان انفجار ثبت کردند ، مهندس ران کول از نیروی هوایی آمریکا شخصا فریم به فریم فیلمهای دوربین ها را بررسی کرد و اذعان داشت که کره ی نورانی در بالای موشک بطور کامل مستقل بوده ، این نشانه ی مثبت از دخالت شوروی در انهدام این موشک نظامی بود ، همانطور که در انفجار موشک تایتان قبلی در آگوست 1985 نیز نشانه هایی از استفاده از سلاحهای الکترومغناطیسی وجود داشت.

می 1986 ، موشک کلاس Delta متعلق به ناسا که در حال حمل یک ماهواره ی هواشناسی بسیار حیاتی به فضا بود ، شکست خورد ، موشک در مرحله ی بعد از پرتاب خود به علت دریافت نوعی دستور الکترونیکی ، موتور اصلی خود را خاموش کرد و از مسیر اصلی منحرف شد ، بطوریکه مسئولان ناسا برای جلوگیری از برخورد موشک به زمین آنرا در فضا منهدم کردند . در فیلمی که از پرتاب و پرواز موشک در اتمسفر ثبت شده بود ، نویسنده ی این مقاله بهمراه چندین نفر از مسئولان ناسا و پنتاگون نوعی اشعه نورانی را مشاهده کرد که از زمین تابیده شد و موشک را مورد اصابت قرار داد .

در می 1986 ، موشک آریان که توسط اروپای غربی پرتاب شده بود چند ثانیه بعد از پرتاب منفجر شد ، حداقل یک تحلیل خبری عمومی منتشر شده از حادثه وجود دارد که گزارش داده دولت فرانسه این حادثه را نتیجه ی دخالت مستقیم شوروی در سیستمهای موشک دانسته . بجز اینهم گزارش دیگری از یک سرمایه گذار اروپایی که در آن برهه در شوروی بسر میبرد وجود دارد که در آن ادعا شده رییس جمهور وقت فرانسه درباره ی این حادثه با گورباچف تبادل نظر کرده .

در اکتبر 1986 ، نشست ایسلند بین ریگان ، رییس جمهور آمریکا و گورباچف برگزار شد ، در این نشست شوروی پیشنهاد غیرقابل منتظره ی خلع سلاح بخش عمده ی تسلیحات هسته ای شوروی و آمریکا را مطرح کرد که در صورت موفقیت میتوانست راه را برای استفاده ی همه جانبه ی سلاح های الکترومغناطیسی به عنوان تنها سلاح کشتار جمعی موجود روی آمریکا باز میکرد. بطور خلاصه ، اگر خلع سلاح اتمی بطور کامل انجام میشد ، شوروی با استفاده ی گسترده از سلاحهای الکترومغناطیسی براحتی آمریکای بی دفاع را به زانو در میاورد و بر غرب غلبه میکرد و در نهایت طبق نقشه ی راه 10 ساله اش کنترل بیشتر زمین را در دست میگرفت .

این پیشنهاد شوروی هرچند با یک پیش شرط همراه بود ، آنهم محدود کردن شدید پروژه ی SDI به یک پروژه ی تحقیقاتی نه عملیاتی بود ، شوروی ها این پیش شرط را برای جلوگیری از هرگونه استفاده ی آمریکا از سلاحهای لیزری داده بود چراکه پروژه ی SDI که استفاده از ماهواره های مسلح به توپهای قدرتمند لیزری را شامل میشد در صورت توسعه ی کامل میتوانست به عنوان عامل متوازن کننده و سلاح متقابل در برابر سلاحهای الکترومغناطیسی شوروی مورد استفاده قرار گیرد ، گورباچف وارگانهای رسانه ای شوروی در زمان مذاکرات خلع سلاح ، جنگ تبلیغاتی وسیعی را راه انداخته بودند تا مردم ، دانشمندان و فعالان سیاسی آمریکایی را به حمایت از امضای این قرارداد "بشردوستانه" ترغیب کنند .

در طول بهار 1986 ، موج جدید از پروژه ی دستکاری آب و هوای امریکا توسط شوروی آغاز شد که باعث خشکسالی شدید در جنوب شرقی آمریکا گردید ، اما این جریان خشکسالی با تلاش یکی از همکاران من بطور موقت شکسته شد بطوریکه با استفاده از دستگاه بسیار قدرتمند الکترومغناطیسی که در اصل برای پروژه های تحقیقاتی ساخته شده بود توانست جریانهای هوایی بارور و باران زا را دوباره به سمت جنوب شرقی آمریکا هدایت کند .

یکی از غیرعادی ترین و نادرترین نشانه های این مورد از مقابله با سلاح الکترومغناطیسی شوروی ایجاد دو دایره ی بزرگ در اتمسفر منطقه بود ، که به وضوح نشان دهنده ی دو جریان هوایی ایجاد شده توسط شوروی و همکار من در دپارتمان دفاع بود ، در نتیجه ی این مقابله ی ، ابرهای باران زای منطقه بین دو جریان بزرگ دایره ای قرار گرفتند و جریان هوایی باران زای جدید Y شکل ضعیفی بسمت جنوب ایجاد شد . چندین هواشناس این الگوی جدید آب و هوایی را بیسابقه توصیف کردند ، با ادامه ی مقابله ی مغناطیسی، این الگو برای چندین روز باقی ماند.

همکار من که از بیماری شدیدی رنج میبرد مجبور شد تحت عمل جراحی سنگینی قرار بگیرد که موجب نیمه کاره ماندن کارش در تغییر الگوی هوای جنوب شرقی آمریکا شد ، بلافاصله جریانهای بادی به منطقه بازگشتند و باعث خشکسالی دوباره ی جنوب شرقی آمریکا شدند ، این خشکسالی باعث خسارات شدید به بخش عمده ی محصولات کشاورزی منطقه شد .

در اواخر اکتبر و اوایل نوامبر 1986 ، الگوهای جدید جریان هوای سرد که توسط سلاح الکترومغناطیسی شوروی ایجاد شده بود توسط مردم کالیفرنیا و لس آنجلس مشاهده و عکسبرداری شد ، در 10 می 1986 ، کره نورانی "آتشینی" توسط صدها نفر در 4 ایالت رویت شد که با تغییرات شدید در شبکه ی مغناطیسی همراه بود ، این تغییرات به همراه جبهه ی هوای سردی که از کانادا به سمت آمریکا میامد ، زمستان بسیار شدیدی را در قسمت گرمتر جنوب آمریکا رقم زد ، در منطقه ی وسیعی از مرکز ایالات متحده و ایالت فلوریدا رکورد سردترین دما شکسته شد ، همکار من فرانکلین گولدن با اندازه گیری مستقیم میدان الکتروگرانشی زمین و مشاهده ی تغییرات آن دستکاری جدید در شبکه ی الکترومغناطیسی آمریکا در طی زمستان 1986 را تایید کرد.

پنجشنبه ، 3 نوامبر 1986 ، در huntsville ، نویسنده دو جریان ابر بزرگ را از غرب به شرق مشاهده کرد ، همزمان با این اتفاق ، رادارهای کنترل هوایی در مسیر هوایی لس آنجلس به آریزونا دچار مشکلات اسرار آمیز و قطعی برق شدند ، گزارشات رسیده از مونترال در کانادا نیز از افتادن پارازیت در امواج تلویزیونی منطقه خبر داد که به مناطق آمریکای شمالی نیز رسیده بود.

ا توجه به حوادث ذکر شده که دلایل غیرقابل انکار از دست داشتن سلاح های الکترومغناطیسی در به وجود آمدن آنها موجود است ، توصیفی که برژنف در سال 1975 از این سلاح که آنرا "ترسناکتر از چیزی که ذهن بشر تابحال تصورش را کرده" نامیده بود توصیف بسیار نزدیک به واقعیت و توجیه شده از این سلاح است ، حال نوعی "توازن وحشت" در دنیا وجود دارد .

اکنون و بعد از فروپاشی شوروی نیز هنوز خبرهایی هرچند کم رنگ از فعالیت تاسیسات الکترومغناطیسی روسیه مثل تاسیسات سورا و دیگر تاسیسات در سیبری و دست داشتن این تکنولوژی در حوادثی مثل طوفان چند سال پیش کاترینا در نیواورلان آمریکا بگوش میرسد

نیکولای تسلا پدر سلاحهای الکترومغناطیسی

متاسفانه ، تعداد بسیار کمی از آمریکایی های نسل جدید از دستاورد های عظیم مهندسی و علمی نیکولای تسلا مطلعند ، اما تلاشهای این دانشمند بزرگ در دوران سرمایه گذاری شرکتهای آمریکایی در فعالیتهایش بطور گسترده ای به ارتقا سطح زندگی و سطح تولید در آمریکا کمک کرد .

او پس از مهاجرت به آمریکا در کارخانه ی ادیسون در نیوجرسی و پس از آن با جورج وستینگ هاوس همکاری میکرد ، تسلا اصول میدان مغناطیسی چرخان را کشف کرد و در آنرا در ساخت موتور الکتریکی القایی بکار برد

در سال 1899 ، تسلا آزمایشگاه تحقیقاتی خود در کلورادو اسپرینگ را تاسیس کرد ، تسلا در آزمایشگاه خود روشی برای انتقال برق در فواصل طولانی بدون استفاده از سیمها ابداع کرد ، او توانست با استفاده از این تکنیک 200 لامپ رشته ای کربنی که در کل حدود 10 کیلووات برق مصرف میکردند را از فاصله ی 26 مایلی آزمایشگاهش و با استفاده از امواج الکترومغناطیسی روشن کند .

تسلا در سال 1900 توانست جی.پی مورگان از سرمایه داران مشهور آمریکا را راضی کند تا با سرمایه گذاری 150 هزار دلاری مورگان ، تسلا دستگاهی بسازد که بتواند فرستنده ی الکترومغناطیسی بسازد بسازد که به اروپا سیگنال های رادیویی بفرستد ، او این فرستنده را برج واردنکلیف نامید.

تسلا طی مقاله ای در سال 1903 تحت عنوان "مشکل روز افزون انرژی برای انسان" که در
[size=medium]Dodgy
Dodgyیا سلام خدمت عزیزان پروژه هارپ واقعیت ندارد .ماسو ن ها به دنبال مرحله بعدی عملیات خود هستد یعنی به روشی آمریکا را بیان میکنند که در ذهن بیننده خدا از بین برود.دروغ از این بزرگتر . Angry[تصویر: haarp.jpg]
تسلا طی مقاله ای در سال 1903 تحت عنوان "مشکل روز افزون انرژی برای انسان" که در مجلات علمی آمریکا از جمله "مجله ی قرن" منتشر کرد از اختراع این روش و قصد خود برای انتقال رایگان انرژی الکتریکی بطور همزمان به تمام نقاط دنیا پرده برداشت ، همزمان مجله ی "رادیو الکترونیک" در مقاله ای با عنوان "12 میلیون ولت" به بررسی آزمایشات الکتریکی تسلا پرداخت ، اما جی.پی مورگان ، یکی از سرمایه داران اصلی آمریکایی و حامی مالی تسلا که بعد از این اظهارات او بلافاصله تمام حمایتهای مالی اش از تسلا را قطع کرد و با نفوذی که در وال استریت ، بازار آمریکا داشت (نفوذ مورگان در وال استریت به حدی بود که در آمریکا از وی به عنوان اختاپوس یاد میکردند) ، تمام سرمایه داران را از اختراعات تسلا ترساند و آنها را به عدم سرمایه گذاری در پروژه های تسلا سوق داد ، همزمان ادیسون نیز برای ترساندن سرمایه گذاران و افکار عمومی از اختراعات تسلا ، یک فیل را با استفاده از الکتریسیته کشت و فیلم آنرا در آمریکا منتشر کرد و اختراعات تسلا را خطرناک برای بشر دانست ، تمام حمایتهای مالی از تسلا قطع شد و پروژه ی برج الکتریکی 1 تریلیون واتی او در سال 1904 متوقف گردید

همزمان با این حوادث که در سال 1904 اتفاق میافتاد ، کمونیستهای روسیه که در حال مبارزه برای سرنگون کردن تزار بودند پیشرفتهای تسلا و عدم حمایت مالی آمریکایی ها از او بود ، کمونیستها بعد از بدست گرفتن قدرت در سال 1917 به دستیار تسلا نزدیک شدند و پس از مرگ نیکولای تسلا از او برای انتقال تمام طرحها و دستاورد های علمی تسلا استفاده کردند و بخصوص بعد از جنگ جهانی دوم و در زمان خروشچف به توسعه ی این سلاحها پرداختند . این اقدامات که توسط بعضی آمریکایی های نزدیک به تسلا مشاهده میشد و با واکنشهایی هم همراه بود

بطور مثال روزنامه ی نیویورک تایمز در شماره ی 28 ژوئن 1924 از اقدامات تحقیقاتی کمونیستها در زمینه ی سلاحهای هسته ای خبر میدهد و مینویسد :"خبرهای نشت کرده از حلقه های کمونیستی نزدیک به تروتسکی در مسکو حاکی از این است که شوروی با استفاده از دانشمندی بنام گراماچیکوف در حال توسعه ی سلاحهای مغناطیسی و استفاده ی آزمایشی آن روی هواپیماهای انگلیسی و آمریکایی در جریان جنگ داخلی شوروی بوده است"

هرچند آمریکایی ها نیز در سالهای دهه ی 70 و 80 و بعد و پس از مشاهده ی استفاده ی وسیع شوروی از تکنولوژی تسلا دست به اقداماتی برای توسعه این سلاحها زدند ، برای مثال مجله ی "رادیو و الکترونیک" طی مقاله ای در سال 1976 ، خبر از انجام آزمایشهای الکترومغناطیسی توسط آمریکایی ها دادند اما تحقیقات آمریکایی ها در مقایسه با شوروی که سالها وقت و هزینه صرف کرده بود ابتدایی و کوچک بود.

انفجار رودخانه ی تانگاسکا

در 30 ژوئن 1908 ، انفجار شدیدی که قدرت آن 15 مگاتن تن تی ان تی براورد شده در منطقه ی تانگاسکا در سیبری مرکزی اتفاق افتاد ، انفجار 500.000 درخت در منظقه را صاف کرد و تا شعاع 620 مایلی شنیده شد ، تا این روز منطقه هنوز از آن انفجار احیا نشده ، همه فکر میکردند یک شهاب سنگ 100 هزار پوندی باعث این انفجار بوده اما از کسانی که در منطقه بودند هیچ کس سقوط شهاب سنگ به این بزرگی را ندید و شاهدان در شهر تومسک در نزدیکی تانگاسکا گفتند صدای انفجار شدیدی شنیدند اما هیچ تکه سنگی را که در اثر انفجار پرتاب شده باشد ندیدند ، هنگامی که هیئت اعزامی در سال 1927 برای بررسی منطقه به آنجا رفتند هیچ اثری از برخورد شهاب سنگ یا تکه های شهاب سنگ در منطقه پیدا نکردند ، آنها حتی برای یافتن تکه های نیکل و آهن که اجزای تشکیل دهنده ی شهاب سنگ هستند ، زمین را کندند تا عمق 118 فوتی نیکل یا آهن نیافتند .

همزمان در بقیه نقاط دنیا نیز گزارشات عجیبی به گوش میرسید ، دو محقق بنام بکستر و آتکینز در مقاله ای تحت عنوان "آتشی که آمد" که در مجله ی تایمز منتشر شد ، درباره ی تغییرات ضعیف اما گسترده ای در شبکه ی مغناطیسی اطراف زمین در زمان انفجار تانگاسکا صحبت میکردند
در سوم جولای همان سال مجله ی نیویورک تایمز چاپ برلین نیز از مشاهدات برخی شهروندان آلمانی و اروپای شمالی از "اشعه های نورانی وسیع و ابرهای درخشان در آسمان در فاصله ی روزهای قبل از انفجار تانگاسکا" خبر داد

چندین سری تحقیق درباره ی این حادثه اتفاق افتاد و سرانجام علت رسمی این اتفاق اینگونه اعلام شد که تکه ی 100000 تنی از شهاب سنگ که بیشتر از یخ و خاک تشکیل شده بود با سرعت زیاد به اتمسفر زمین برخورد کرد ، ذوب شد و در نزدیکی زمین منفجر شد ، بدون اینکه گودالی یا اثری برجای بگذارد.

نیکولای تسلا سالها بعد و بطور تلویحی اذعان کرد که در آزمایشی که قبل از 1915 انجام داده بود بوسیله ی امواج رادیویی فرکانس پایین که از آزمایشگاهش در کلورادو باعث انفجار بزرگی گردید که با توجه به شواهدی ، منظور تسلا انفجار تانگاسکا بوده . دانشمندان امروز نیز توافق دارند که تسلا در آن زمان به تکنولوژی انتقال انرژی الکتریکی از طریق امواج رسیده بود .توجه داشته باشید که این اتفاق در 30 ژوئن 1908 افتاد !

او حتی در فوریه ی سال 1935 در توصیف اختراع فوق العاده اش به مجله ی آزادی گفت :" اختراع من احتیاج به نیروگاه قدرتمندی دارد ، اما هنگامی که مستقر شود میتواند همه چیز ، انسان و ماشین را تا شعاع 200 مایلی از بین میبرد"

این آزمایشهای تسلا میتوانند به شما ذهنیت درستی را درباره ی سلاحهایی که شوروی سالها درباره ی آن تحقیق و سرمایه گذاری میکرد ."
ز سال 1939 و در Salt Lake City شروع میکنیم . در این سال ماموران KGB شوروی موفق شدند به اسناد و نقشه های یک دستگاه مخوف ساخت تام هنری موری (Tom henry moray) دست پیدا کنند . طبق اطلاعات به جای مانده ، موری در سال 1900 توانسته بود دستگاهی بسازد که از نوسانات کوانتوم مکانیکی خلا ، انرژی بدست آورد ، این دستگاه 55 پوندی که به نام THE MORAY RADIANT ENERGY DEVICE معروف شد قادر بود بدون هیچ ورودی متعارفی در مدت چند ساعت بیش از 50 هزار وات انرژی تولید کند .

هرچند موری بارها این دستگاه را برای دانشمندان و سرمایه داران آمریکایی آن زمان نشان داد ، اما بازهم به دلیل منافع سرمایه داران آمریکایی که معضل اصلی تسلا هم بود ، موری نیز نتوانست حمایت سرمایه داران را برای اختراعش کسب کند و فقط توانست 1 نمونه از این دستگاه را تولید کند اما ماموران شوروی پس از کسب اطلاعات کامل درباره ی نحوه ی کار و ساخت این دستگاه ، آنرا نابود کردند. موری نمیتوانست دستگاه دیگری بسازد .
بنابراین شوروی توانست در سال 1939 به جزییات این دستگاه دست یابد . موری در این دستگاه از اولین ترانزیستور ژرمانیومی با تاخیرهای 1 دقیقه ای که در نقش تداخلگرهای کوچک الکترومغناطیسی بودند ، استفاده کرده بود . موری برای این دستگاه 29 تیوب خلا مخصوص که هرکدام از بسته های کوارتز ملتهب شده مجهز شده بودند ، ساخت . هر یک از این لوله ها شرایط خلا را برای تعادل ترمودینامیکی فراهم میکرد و بسته های الکترومغناطیسی در نقش تداخلگر و جمع کننده ی الکترومغناطیسی ماکروسکوپی عمل میکردند . در نتیجه ، دستگاه موری از خلا ، 50 هزار وات انرژی الکتریکی قابل استفاده تولید میکرد .

بطور خلاصه ، موری نوعی ترانزیستور Prigogine (که حتی از ترانزیستورهای امروزی ما هم کمی پیشرفته ترند) ساخت که از تکنیک تسلا استفاده میکرد . موری به ساخت ترانزیستورهای مخصوص خود و سوار کردن آنها روی دستگاهش برای ساخت یک تداخلگر الکترومغناطیسی ادامه داد تا به یک جمع کننده (Collector) انرژی الکترومغناطیسی ادامه دهد .

در 1940 طبل جنگ جهانی دوم در اروپا در حال به صدا در آمدن بود و طی 5 سال اروپا شاهد خونین ترین و بزرگترین جنگ مدرن جهان بود ، استالین ، رهبر شوروی طی برنامه ی ضربتی خود قصد داشت پس از زمین زدن برلین بسرعت اروپای غربی را نیز تصرف کند ، اما دستیابی آمریکا به تکنولوژی بمب اتمی تمام نقشه های او را به هم ریخت . استالین دانشمندانش را متقاعد کرد که موفقیت آمریکایی ها در تکنولوژی سلاحهای اتمی یک خطر جدی برای شوروی است و کمونیستها تنها در صورتی میتوانند در این جنگ بایستند که "موفقیت فنی بعدی از ان شوروی باشد" .

استالین قصد داشت همانند آمریکا یک موفقیت شگرف که منتهی به ابرسلاحی مخوف میشد برای شوروی بدست آورد ، اما او زمینه ای دیگر یعنی تکنولوژی الکترومغناطیسی را برای این پروژه انتخاب کرد و امکانات یک کشور را به پای تحقق این موفقیت ریخت . این پروژه بطور کاملا مخفیانه انجام میشد و استالین قصد داشت همانند آمریکا که با رو کردن برگ برنده ی خود ژاپن را به زانو در آورد ، آمریکا را در یک آن با سلاح الکترومغناطیسی ضربه فنی کند .

پروژه ی سلاح الکترومغناطیسی شوروی اما فقط با پشتوانه ی تحقیقات تسلا و موری نبود ، بلکه تیم آلمانی مخترع رادار که پس از فتح آلمان به مسکو منتقل شدند هم در این پروژه شرکت داشتند . این تیم توانسته بود به پیشرفتهای چشمگیری در زمینه ی سطح مقطع راداری و مواد جاذب امواج دست پیدا کند ، آنها همچنین در شرف دستیابی به تکنولوژی امواج راداری با فاز معکوس مزدوج بودند که در توسعه ی آنچه استالین میخواست بسیار حائز اهمییت بود .

اما در این مدت ، شوروی ها دست به یک مبارزه ی انحرافی برای خرید زمان برای دانشمندان شوروی کردند . ارتش سرخ به سرعت دست به توسعه ی سلاحهای اتمی و پدافند هوایی برای مقابله با موشکها و بمب افکنهای آمریکا که حالا به کلاهک های اتمی مجهز شده بودند ، زد . شوروی همچنن استراتژی کشاندن آمریکا به زمین کشورهای جهان سوم را در دستور کار قرار داد تا با تهدید منافع آمریکا در دیگر کشورها ، توجه غرب را بطور موقت از خود شوروی منحرف کند .

در 1943 و پس از مرگ تسلا ، اسناد و مدارک وی بسرعت از هتل محل اقامتش به یوگوسلاوی و از آن به دست دانشمندان شوروی در مسکو رسید
چند سال بعد از جنگ جهانی دوم ، روسها توانستند چندین دستگاه از تقویت کننده ی موری برای مقاصد آزمایشگاهی بسازند و در این زمان به شدت درگیر آزمایشات امواج الکترومغناطیسی زمان معکوس بودند . شوروی ها میخواستند بدانند تسلا چگونه توانسته بود بدون اتلاف ، انرژی را با امواج الکترومغناطیسی بطور بی سیم منتقل کند . پیش از این ، Kaluza-Klein توانسته بود فرمولهای دو نیروی مهم جاذبه و الکترومغناطیس را با هم متحد کند . دانشمندان شوروی بیش از هر زمان دیگری در حال بررسی و جستجو در تمام ابعاد علم الکترومغناطیسی بودند.

در سالهای 1950 تا 1952 ، شوروی ها موفق شدند دستگاههای الکترومغناطیسی مخصوصی بسازند که از طریق امواج الکترومغناطیسی بطور مستقیم به مغز و سیستم عصبی جانداران نفوذ میکرد . یکی از این دستگاهها موسوم به ماشین لیدا (Lida machine) بود که با بمباران مغز توسط امواج الکترومغناطیسی ، مغز و انسان را به حالت کاتاتونیک (اوتیسم تقویت شده) میبرد ، در این حالت (کاکاتونیک) ارتباط مغز با بقیه اعضای بدن (که بر مبنی امواج الکتریکی و الکترومغناطیسی است) قطع میشود و فرد در حالت سکون کامل میرود !

در سال 1980 ، دانشمندان آمریکایی توانستند به یکی از این دستگاههای Lida دست یابند که بر اساس مشاهدات آنها ، این دستگاه روی موج حامل 40 مگاهرتزی کار میکرد و نوع خاصی امواج (با طول موج متغیر) تولید میکرد . بر اساس گزارشات ، کره ی شمالی در طول جنگ کره از این دستگاه برای بازجویی از اسرای آمریکایی استفاده میکرد .
تا نیمه های دهه 50 ، شوروی ها با استفاده از فرمول متحد شده ی نیروی جاذبه و الکترومغناطیس توانسته بودند سلاحهای الکترومغناطیسی با توان بالا تولید کنند .

در زمستان 57 میلادی ، یک انفجار اتمی در تاسیسات بازیابی سوخت اتمی در اورال شوروی باعث پخش شدن مواد رادیواکتیو در سطح وسیعی شد که با سطح 6 ، تا امروز ، پس از فاجعه ی چرنوبیل و فوکوشیما ، سومین حادثه ی بزرگ اتمی جهان است . اما جالب اینجاست که بدون هیچ توضیحی ، نهادهای امنیتی آمریکا هیچ جزییات و اطلاعاتی در مورد این حادثه منتشر نمیکردند و حتی در مواردی وقوع این حادثه را نیز تکذیب میکردند .
شاهدان عینی ، گفته بودند که انبار زباله های اتمی در تاسیسات اورال شوروی منفجر شده . اما زباله ها در حالت عادی هیچ قابلیتی برای انفجار ندارند ! با داشتن زمینه در مورد پروژه ی سلاحهای الکترومغناطیسی شوروی سناریوی متحمل را بازسازی میکنیم : تصور کنید یک رادار ارتقا یافته در نزدیکی این تاسیسات در حال ارسال امواج الکترومغناطیسی است . همانطور که این رادار به ارسال امواج ادامه میدهد ، پتانسیل این امواج به بالا و بالاتر ارتقا میابد . درست مثل شارژ کردن یک خازن ، انرژی امواج مغناطیسی در تراکم انرژی خلا ذخیره میشود .

بنابر این ، رادار با ادامه ی ارسال امواج ، در واقع یک پتانسیل جاذبه ای را ایجاد و تقویت میکند . حال تصور کنید بطور ناگهانی ، انرژی الکتریکی رادار قطع شود . در این حالت پتانسیل جاذبه ای که تقویت شده بطور ناگهانی بصورت یک پالس الکترگرانشی قوی (sharp electrogravitational pulse ) در یک نقطه از زمین تخلیه میشود . زمانی که این پالس (که نه توسط الکترونهای ماده ، بلکه توسط نوکلونهای هسته ی اتم تشعشع میابد و جذب میشود) به زباله های اتمی اصابت میکند ، هسته ی این مواد رادیواکتیو با جذب پالس ، بسرعت متلاشی میشود و باعث انفجار زباله های اتمی میشود
.. پس از حادثه ی مرگبار مرکز زباله های اتمی در اورال شوروی ، میتوانیم مطمئن باشیم که شوروی ها در سالهای بعد اقدام به توسعه ی تدابیر حفاظتی مثل مدارهای ایمنی برای تضعیف کردن این پتانسیل گرانشی کردند ، درست همانند مدار دشارژ کردن خازن ها در یک مدار RC که با یک شیب کم پتانسیل خازن را میگیرد .

در اواخر 1950 ، تابش امواج الکترومغناطیسی مرموزی بر ساختمان سفارت آمریکا در مسکو شروع شد که گفته میشود حتی تا امروز هم ادامه داشته است . این امواج اولین بار در جریان سفر معاون اول نیکسون ، رییس جمهور وقت آمریکا به شوروی کشف شد . با توجه به اینکه طبق آشکارسازهای امواج آمریکایی ها دو منبع الکترومغناطیسی در اطراف سفارت این امواج را صادر میکردند ، احتمال ارسال پالس های هماهنگ و عملکرد مجموع این دو فرستنده بصورت یک تداخلگر (Interferometr) بسیار بالاست .

البته امواج الکترومغناطیسی اسکالار نمیتوانند توسط آشکارسازهای معمولی کشف شوند اما سیگنالهای حامل ضعیف براحتی قابل کشفند . همین موضوع این تصور را در میان آمریکایی ها بوجود آورد که هدف این امواج نسبتا ضعیف ، شارژ کردن میکروفونهای کار گذاشته شده توسط ک.گ.ب در ساختمان سفارت آمریکا بوده . اما تاثیرات تدریجی عجیب بر کارکنان و دیپلمات های سفارت آمریکا کم کم پرده از هدف اصلی این امواج برداشت .

نفر از سفیران آمریکا در شوروی به علت ابتلا به سرطان مردند و یکی دیگر بر اثر این امواج بیمار شد . در بقیه پرسنل سفارت نیز تغییرات در حال عمومی و فیزیکی آنها قابل مشاهده بود .
طبق گزارشات ، 4 رییس جمهور آمریکا در دوره های مختلف خواستار قطع تابش این امواج بر سفارت آمریکا میشدند . اما در هر بار شوروی ها با انکار وجود این موضوع ، قدرت امواج را از 18 وات بر سانتیمتر مربع به 2 وات بر سانتی متر مربع کاهش میدادند اما پس از مدتی دوباره و بتدریج امواج تقویت میشدند .
کارکنان سفارت آمریکا حتی در مقطعی اقدام به نصب صفحه های آلومینیومی روی پنجره های ساختمان برای کاهش اثرات تابش این امواج میکردند . طی این سالها ، علت تابش این امواج توسط شوروی ها همواره مورد جستجوی سرویسهای اطلاعاتی آمریکا از جمله CIA ، NSA ، DIA بوده : این کار در حقیقت تلاش برای تاثیر فیزیکی و روانی روی بالا مقام ترین مقام آمریکایی ، یعنی سفیر آمریکا در شوروی بوده است.

به اظهارات خروشچف در 1 ژانویه ی 1960 باز میگردیم ، خروشچف ، رهبر اتحاد جماهیر شوروی در سخنرانی از توسعه ی نوعی سلاح جدید و مرگبار در شوروی خبر میدهند که قادر به برچیدن حیات از روی کره ی زمین است ....
منبع
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8
آدرس های مرجع