تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بررسی فیلم سینمایی قلاده های طلا ( در مورد فتنه ی 88 )
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
به نام خدا

با سلام مجدد به شما و عرض ارادت!

ما هم از هم صحبتی با دوستانی که دید منطقی دارن و واقعا به دنبال حقیقت هستن جدا خوشحال میشیم! البته این در واقع یه تذکر کلی بود و برای یکی دو تا دیگه از دوستان هم بود که مساله رو سریعا به آقای احمدی نژاد و سایرین ربط میدن ...

درباره ی موضع رهبری هم اگر کسی شک داره این کلیپ رو دانلود کنه :

http://www.aparat.com/public/public/user...221214.flv

و واقعا دل هر مسلمان ولایت مداری به درد میاد از این بغضی که در کلام رهبری هست! البته تصاویر میکس شده با صحبت ها زیاد مورد تایید حقیر نیست!

یا علی
سلام دوست عزیز

نقل قول:ایشون برای اثبات گفته های خودشون کافی بود که میگفتن از جناح اصلاح طلب خوشم نمیاد و این خود کافی بود برای قبولی حرفهای ایشون

نقل قول:
سلام دوست عزیز :
با تشکر از شما که به این سرعت جواب دادید !!! اما بنده هم نگفتم که شما هم از اصولگراها طرفداری کردین



ببینید کاربر
Admirer
گفتند نگاه سیاسی به بحث موجب انحراف تاپبک حواهد شد . چون سینه چاک بحث های سیاسی ایجا زیاد هست Angel
سلام
ما اینجا بحث سیاسی را ممنوع کردیم.خوب این یعنی چی؟
یعنی تلف کردن وقت تالار به خبرها و حتی خبرسازی های روزمره سایتهای داخلی و خارجی..... اکثرش هم ارزشی برای بحث نداره و باعث اختلاف میشه
رهبری هر وقت سخنرانی میکنن میگن اتحاد.....ما هم همین رو سر لوحه کارمون قرار میدیم و دنبال اختلاف بین طرفداران اسلام و نظام نیستیم

رهبری میگن اتحاد بین شیعه و سنتی..... ما هم بارها و بارها جلوی برخی سخنان ضد ارزشهای اهل سنت را گرفتیم


اما بحث فتنه 88 نه یک خبر روزمره است نه یک شایعه نه اختلاف افکنی!!!
این یک حادثه تاریخی است که مطمئنا به ضرر کشور ایران بوده و اگر کسی از کلیت آن حمایت کند یا غافل است یا ....

به هر حال هیچکس در کشور ما از مقامات گرفته تا مردم معصوم نیستن و اینکه همه اشتباهات بزرگ و کوچکی داشتن در جای خودش و توسط متخصصین و تحلیل گران باید بررسی بسه.
اما بحث حوادثی که رسما اوباما و سایر مقامات کشورهای بی خدا از اون حمایت کردن، از نظر ما هیچ توجیهی نداره


فیلم و سریالی ساخته بشه حمایت می کنیم.نقد هم در جای خودش اشکالی نداره
صدای منتقد و حتی مخالف هم حتما باید در تالار و جامعه شنیده باشه تا جاییکه هدف اصل اسلام و نظام نباشه...
سلام
به نظر من فیلمش میتونست قوی تر از این ساخته بشه اما بالاخره تا حدی تونست این فتنه رو باز کنه!!
همین جمله رهبر که دستهای پنهان دشمن رو باید دید.
دشمن برای این فتنه برنامه ریزی کرده بود!! من این فیلم با یکی از سبزا دیدم که هنوز رو دیدگاه های سبزی خود اصرار داشت بعد فیلم کلا حالش گرفته شده بود!
اقا همین که نشون داد این وقایع فقط با بازیچه قرار دادن سبزا داشت اجرا میشد اینکه اونا یه فرصت دادن به دشمنا برای اینکه بتونن به اهدافشون برسن کافی بود! وگرنه واسه دشمن چپ و راست و سبز و .... اصلا مهم نیس اونا یه جنگ داخلی راه میندازن از دور نگاه میکنن! ما نباید همدیگه رو متهم کنیم.
نقل قول:مطمئن باشید این فیلم میلیاردی میشه چون عدی N بار میرن واسه دیدن فیلم یا مذهبی ها میرن تا بتونن محبوبیت فیلم رو نشون بدن مثل اخراجی ها

با سلام خدمت همه دوستان. بعد از چند روز امدیم به تالار.
لازم دیدم چند نکته رو متذکر شوم. بنده به ندرت پیش میاد که به سینما بروم و فیلم ببینم چون هیچکدوم از فیلم ها رو در حدی نمیدونم که بخواهم وقتم رو برای دیدنش هدر بدم.
اما اگر امار فروش این فیلم بالا بره خیلی نتایج رو میتوان گرفت. مثلا اینکه قشر مذهبی کمتر به سینما میرن و اگر بروند امار فروش فیلم میشه مثل اخراجی ها (کاری به خوب بودن یا بد بودن فیلم نداریم. حداقل مثل چرت وپرت هایی که توی سینماها میره نیستند) که زد تو پوز خیلیها. دوست من این ما هستیم که به سینما نمیرویم و اگر برویم اینجوری میشه. حالا شما بیا با مغلطه ادعا کن که بعضیا n بار میرن که ببینن. نه که بعضیاهم جدایی نادر از سیمین رو n بار ندیدن که جلوی اخراجی های3 که بسیار ضعیف بود وایسه؟ خواهشا از این چیزها نگید.
این شبهات رو ناچارا ما هم یک توضیحی بدهیم.
نقل قول:تجمیع کامل آرا در کمتر 12 ساعت بود . در حالی که شمارش آرا در انتخابات اخیر مجلس 2 تا 3 روز طول کشید .

این به اصطلاح شبهه که توضیح آن به روشنی روز است. دوست عزیز در انتخابات مجلس بیش از 2700 نفر نامزد بودند در حالی که در انتخابات 88 فقط 4 نفر کاندیدا بودند. حالا اگر با شیوه ی شمارش آشنا نیستید بفرمایید تا توضیح بدهم.
مورد اول و سوم هم که قابل توجیه است. برای مورد اول میشه استناد به تخمین هایی که زده شده بود، کرد. همون هایی که آقای حداد عادل در گفتگوی خبری کانال 2 در 27 خرداد گفتند. و برای مورد سوم هم گرچه حرکت، ناپسند بوده اما وقتی طرف اعمال و رفتاری که حامیان انجام میدن رو میبینه ، خوب ممکنه کنترلش رو از دست بده.
حالا یک نکته ای. چرا وقتی به طرف مقابل نگاه میکنید میشود اشتباه؟ اینها هم شبهه است که باید جواب داده شود. با گذاشتن یک چرا در اول هر کدام علامت سوال آن در ذهن نقش میبندد. مثلا:
1- چرا "آقایان موسوی و کروبی قبل از انتخابات جوری رفتار کردن که علل ناکامی خودشون رو دست بردن توی آرای مردم میدونست؟"
2- چرا
"آقای موسوی ساعت 11:30 شب 22 خرداد 88 ، اعلام کردن که پیروز انتخابات هستن ؟ شاید بعضی از دوستان بگن از طرف ناظران صندوق ها ؛ مگه همه ی رأی ها رو دیده بودن که همچین حرفی زدن ؟"
البته اولین خبر پیروزی رو سایت وابسته به موسوی یعنی قلم نیوز به نقل از اوالفضل فاتح رئیس کمیته ی اطلاع رسانی ستاد موسوی در ساعت 13:11 روز 22 خرداد نوشت. در ساعت 14:55 و 16:15 هم خبرهایی به همین مضمون نوشت.
نقل قول:ارائه نکردن مدارک به اصطلاح تقلب به شورای نگهبان ، علیرغم اعلام رهبری به منظور رسیدگی به تخلفات .

اتفاقا ارائه کردند. هم خودشان و هم همسرشان. ادعای همسرشان که همین قضیه ی خنده داری است که همه شنیده اند که من لرم و موسوی ترک. پس رای این دو استان 100% مال ماست.
اعتراض 7 ماده ای که ستاد موسوی بعد از 48 ساعت در روز 24 خرداد تسلیم شورای نگهبان کرد هم مثل همین دلیل بود.
1- در مناظره ها حرف هایی گفته شده که اتهام علیه شخصیت های نظام است.
2- کارشکنی مسئولان فرمانداری ها در ارائه کارت ناظرین انتخاباتی
3- تعرفه های انتخاباتی در شعب اخذ رای به خوبی توزیع نشده اند.
4- احمدی نژاد در صداوسیما تبلیغات اضافی داشته.
5- تیتر برخی سایت ها مبنی بر پیروزی احمدی نژاد
6- استفاده از بسیج در میتینگ های تبلیغاتی احمدی نژاد
7- توزیع سهام عدالت قبل از انتخابات.
اینها عجز انها در ارائه مدارک را به وضوح نشان میدهند.
به غیر از همه ی اینها دست انگلیس خبیث بود که به صورت واضحی در حوادث شرکت داشت. داستان فیلم هم مربوط به یکی از همین اقدامات بود. انتظار بنده بیش از اینها بود. اما ظاهرا وزارت اطلاعات موارد بیشتری رو در اختیار اقای طالبی قرار نداده. ضمنا در ان صورت فیلم هم خیلی گسترده میشد و نمیتوانستند در مدت 1 ساعت و 40 دقیقه جمعش کنند. و در اصل این فیلمِ مستند، نشان دهنده ی خیانت یک مقام وزارت اطلاعات به کشور است که البته با همکاری اش مجازات وی از اعدام به 25 سال حبس تعویض شد.
از لحاظ ساخت به نظر بنده خوش ساخت بود و جذب کننده بطوری که یکی از افرادی که با ما آمده بود و از قبل میگفت که من خوابم میره، تا آخر فیلم داشت نگاه میکرد. سیاسی بودنش هم بخاطر همین بود که وزارت اطلاعات مرد بود و گفت که نفوذی داشتیم. از فتنه ی 88 میشه فیلم های زیادی ساخت. این فقط یکیش بود.
یاعلی
بسم الله
خطبه دوم امام خامنه ای در نماز جمعه 29/03/88
بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
والحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما علىّ اميرالمؤمنين و حبيبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسين سيّدى شباب اهل الجنّة و علىّ‌بن‌الحسين و محمّدبن‌علىّ و جعفربن‌محمّد و موسى‌بن‌جعفر و علىّ‌بن‌موسى و محمّدبن‌علىّ و علىّ‌بن‌محمّد و الحسن‌بن‌علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتك عليهم اجمعين و صلّ على ائمّة المسلمين و حماة المستضعفين و هداة المؤمنين.

اوصيكم عباد اللَّه بتقوى اللَّه.

در اين خطبه هم من همه‌ى برادران و خواهران عزيزى را كه در نماز شركت دارند، دعوت ميكنم به تقوا، به پرهيزگارى.

مسئله‌اى كه در اين خطبه مطرح ميكنم، مسئله‌ى انتخابات است كه فعلاً مسئله‌ى روز در كشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم كرد. يك مطلب خطاب به عموم ملت عزيزمان در هر نقطه‌اى از كشور كه هستند، ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب را خطاب به نخبگان سياسى، نامزدهاى رياست جمهورى، فعالان و دست‌اندركاران قضاياى انتخابات ميخواهم عرض بكنم. يك مطلب هم خطاب به سران استكبار، بعضى از دولتهاى غربى و سردمداران رسانه‌هائى كه آنها اداره ميكنند، خواهم گفت.

درباره‌ى مطلب اول كه خطاب به شما مردم عزيز است، حرف من عبارت است از يك دنيا تجليل و تعظيم و تشكر. بنده دوست ندارم در سخنرانى‌ها و خطابه‌ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم يا تملق آنها را بگويم؛ اما در اين قضيه‌ى انتخابات، خطاب به شما مردم عزيز عرض ميكنم كه هر چه با مبالغه صحبت بكنم، زياد نيست؛ حتّى اگر بوى تملق هم بدهد، ايرادى ندارد. كار بزرگى كرديد. انتخابات 22 خرداد يك نمايش عظيمى بود از احساس مسئوليت ملت ما براى سرنوشت كشور؛ نمايش عظيمى بود از روح مشاركت‌جوى مردم در اداره‌ى كشورشان؛ نمايش عظيمى بود از دلبستگى مردم به نظامشان. حقيقتاً مشابه اين حركتى كه در كشور انجام گرفت، من امروز در دنيا و در اين دموكراسى‌هاى گوناگون - چه دموكراسى‌هاى ظاهرى و دروغين و چه دموكراسى‌هائى كه واقعاً به آراء مردم مراجعه ميكنند - نظيرش را سراغ ندارم. در جمهورى اسلامى هم جز در همه‌پرسى سال 58 - فروردين 58 - هيچ نظيرى ديگر براى اين انتخاباتى كه در جمعه‌ى گذشته شما انجام داديد، وجود ندارد؛ مشاركت حدود 85 درصد؛ چهل ميليون تقريباً جمعيت. انسان دست مبارك ولى‌عصر را پشت سر حوادثى با اين عظمت مى‌بيند. اين نشانه‌ى توجه خداست. لازم ميدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزيز در سراسر كشور ابراز ادب و ابراز تواضع كنم كه واقعاً جا دارد.

نسل جوان ما بخصوص نشان داد كه همان شور سياسى، همان شعور سياسى، همان تعهد سياسى را كه ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتيم، دارد؛ با اين تفاوت كه در دوران انقلاب، كوره‌ى داغ انقلاب دلها را به هيجان مى‌آورد، بعد هم در دوره‌ى جنگ به نحو ديگرى؛ اما امروز اينها هم نيست، در عين حال اين تعهد، اين احساس مسئوليت، اين شور و شعور در نسل كنونى ما وجود دارد؛ اينها چيز كمى نيست. البته بين مردم اختلاف سليقه هست، اختلاف رأى هست؛ عده‌اى كسى را قبول دارند، حرفى را قبول دارند؛ عده‌ى ديگرى كس ديگرى را قبول دارند، حرف ديگرى را قبول دارند؛ اينها هست، طبيعى هم هست، ليكن يك تعهد جمعى را انسان در بين همه‌ى اين آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس ميكند؛ يك تعهد جمعى براى حفظ كشورشان، براى حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پير، جوان، همه وارد اين ميدان شدند؛ همه در اين حركت عظيم شركت كردند.

اين انتخابات، عزيزان من! براى دشمنان شما يك زلزله‌ى سياسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند! اين يك جنبش عمومى و مردمى بود براى تجديد پيمان با امام و با شهدا؛ و براى نظام جمهورى اسلامى يك نَفَس تازه كردن، يك حركت از نو، يك فرصت بزرگ. اين انتخابات، مردمسالارى دينى را به رخ همه‌ى مردم عالم كشيد. همه‌ى كسانى كه بدخواه نظام جمهورى اسلامى هستند، ديدند مردمسالارى دينى يعنى چه. اين يك راه سوم است. در مقابل ديكتاتورى‌ها و نظامهاى مستبد از يك طرف، و دموكراسى‌هاى دور از معنويت و دين از يك طرف ديگر، اين مردمسالارى دينى است؛ اين است كه دلهاى مردم را مجذوب ميكند و آنها را به وسط صحنه ميكشاند. اين، امتحان خودش را داد. اين يك نكته درباره‌ى اين انتخابات.

نكته‌ى دوم در باب اين انتخابات اين است كه انتخابات 22 خرداد نشان داد كه مردم، با اعتماد و با اميد و با شادابى ملى در اين كشور زندگى ميكنند. اين جواب خيلى از حرفهائى است كه دشمنان شما در تبليغات مغرضانه‌ى خودشان بر زبان مى‌آورند. اگر مردم در كشور به آينده اميدوار نباشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شركت نميكنند؛ اگر احساس آزادى نكنند، به انتخابات روى خوش نشان نميدهند. اعتماد به نظام جمهورى اسلامى در اين انتخابات آشكار شد. و من بعد عرض خواهم كرد كه دشمنان همين اعتماد مردم را هدف گرفته‌اند؛ دشمنان ملت ايران ميخواهند همين اعتماد را در هم بشكنند. اين اعتماد بزرگترين سرمايه‌ى جمهورى اسلامى است، ميخواهند اين را از جمهورى اسلامى بگيرند؛ ميخواهند ايجاد شك كنند، ايجاد ترديد كنند درباره‌ى اين انتخابات و اين اعتمادى را كه مردم كردند، تا اين اعتماد را متزلزل كنند.

دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد.

اين خط را از پيش از انتخابات هم شروع كردند؛ از دو سه ماه پيش از اين. من اول فروردين در مشهد گفتم هى دارند دائماً به گوشها ميخوانند، تكرار ميكنند كه بناست در انتخابات تقلب بشود. ميخواستند زمينه را آماده كنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل كشور تذكر دادم و گفتم اين حرفى را كه دشمن ميخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئيد. نظام جمهورى اسلامى مورد اعتماد مردم است. اين اعتماد آسان به دست نيامده، سى سال است كه نظام جمهورى اسلامى با مسئولانش، با عملكردش، با تلاشهاى فراوانش توانسته اين اعتماد را در دل مردم عميق كند. دشمن ميخواهد اين اعتماد را بگيرد، مردم را دچار تزلزل كند. اين هم يك نكته.

نكته‌ى سوم، مسئله‌ى رقابتها بود. اين رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بين نامزدهاى مختلف بود؛ همه ديدند. به قدرى اين رقابتها و اين گفتگوها و اين مناظره‌ها شفاف و صريح بود، كه عده‌اى به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم كرد - حق هم تا حدودى با آنهاست. التهاباتى هم به وجود آورد كه الان هم هنوز آثارش را داريم مشاهده ميكنيم. من به شما عرض بكنم، فرض ما اين بود و هست كه اين رقابتى كه وجود دارد بين چهار نامزد انتخابات، اين رقابت ميان افراد و جريانهاى متعلق به نظام اسلامى است. اينى كه دشمنان سعى ميكنند در رسانه‌هاى گوناگون - كه غالباً هم اين رسانه‌ها مال اين صهيونيستهاى خبيث و رذل است - اينجور وانمود كنند كه دعوا بين طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخير، اين جورى نبود؛ آنها غلط ميكنند اين حرف را ميزنند؛ اين واقعيت ندارد.

اين چهار نفرى كه وارد عرصه‌ى اين انتخابات جدى شدند، همه‌شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. يكى از اينها رئيس جمهور كشور ماست؛ رئيس جمهور خدوم، پركار، زحمتكش، مورد اعتماد. يكى از آنها نخست‌وزيرِ هشت سال در دوران رياست جمهورى خود بنده است. يكى از آنها فرمانده‌ى سپاه در سالهاى متمادى و يكى از فرماندهان اصلى دوران دفاع مقدس بوده است. يكى از آنها دو دوره رئيس قوه‌ى مقننه‌ى كشور بوده است؛ رئيس مجلس شوراى اسلامى بوده است. اينها عناصر نظامند؛ اينها همه‌شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‌نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگيرى‌هاى گوناگون سياسى با هم تفاوتهاى متعددى دارند؛ اما همه‌شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابسته‌ى به نظام؛ متعلق به نظام، و همه‌شان هم با اين سوابق. همه‌شان را من از نزديك ميشناسم، افكارشان را ميدانم، سلائقشان را ميدانم، خصوصيات رفتاريشان را ميدانم، با همه‌شان از نزديك من كار كردم.

البته بنده همه‌ى ديدگاه‌هاى اين آقايان را قبول ندارم؛ بعضى از نظرهايشان و عملكردهايشان از نظر من بدون شك قابل انتقاد است؛ بعضى را براى خدمت به كشور مناسبتر از بعضى ديگر ميدانم؛ اما انتخاب به عهده‌ى مردم بوده و هست. مردم انتخاب كردند. خواست من، تشخيص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات كنند. مردم خودشان طبق معيارهاى خودشان تشخيص دادند، حركت كردند، عمل كردند؛ ميليونها اين طرف، ميليونها آن طرف. بنابراين، مسئله، مسئله‌ى درونى نظام است. اينى كه بخواهند صورت مسئله را تغيير بدهند، اين صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بين نظام و بيرون از نظام نيست، دعوا بين انقلاب و ضد انقلاب نيست؛ اختلاف بين عناصرى در درون چهار چوب نظام است.
آن مردمى هم كه به اين چهار نفر رأى دادند، اينها هم با اعتقاد به نظام رأى دادند، تشخيص دادند اين براى كشور بهتر است، به نظام پابندى‌اش بيشتر است، به او رأى دادند. آن كسى را كه صالحتر براى خدمت به نظام ميدانستند، به او رأى دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل كردند.
[/b]
اما اين رقابتها و مناظرات، كه ابتكار مهمى بود؛ ابتكار جالبى بود؛ خيلى صريح بود، خيلى شفاف بود، خيلى جدى بود. اين مناظره‌ها تو دهن آن كسانى زد كه از بيرون تبليغ ميكردند كه اين رقابتها نمايشى است، واقعيت ندارد. ديدند نخير، واقعيت دارد؛ جدى در مقابل هم ايستاده‌اند، با هم بحث ميكنند، با هم استدلال ميكنند. بنابراين مناظره‌ها و گفتگوها بسيار از اين جهت مثبت بود. البته آثار مثبتى داشت، عيوبى هم داشت، كه حالا هر دو را من عرض خواهم كرد.

آن جهت مثبت، اين بود كه در اين مناظره‌ها و در اين گفتگوها و در اين گفتارهاى تلويزيونى، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، يك سيلابى از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئى كنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئى برآمدند و از خودشان دفاع كردند. مواضع افراد و مواضع گروه‌ها بدون ابهام، بدون پيچيده‌گوئى، عريان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سياستهايشان چيست، برنامه‌هايشان چيست، پابندى‌هايشان كدام است، تا چه حد است؛ اينها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت كنند. مردم احساس كردند كه در نظام اسلامى بيگانه به حساب نمى‌آيند، نظام كشور اندرونى و بيرونى ندارد. همه چيز در مقابل مردم آشكار، همه‌ى نظرات در مقابل مردم بيان شد و معلوم شد رأى مردم ناشى از همين دقتها و تأملات خواهد بود. رأى مردم زينتى نيست. حق انتخاب حقيقتاً متعلق به مردم است، مردم ميخواهند آگاهانه، هشيارانه انتخاب كنند. اين مناظره‌ها اين را نشان داد. يقيناً يكى از علل افزايش ده ميليونى آراء نسبت به آخرين حد نصابِ دوره‌هاى قبل همين بود كه ذهن مردم، فكر مردم مشاركت داده شد، به عرصه آمد و آنها تشخيص دادند، وارد ميدان شدند. اين مناظره‌ها به سطح خيابانها هم كشيده شد، داخل خانه‌ها هم رفت، كه اينها قدرت انتخاب مردم را بالا ميبرد. اينجور مباحثات و گفتگوها ذهنها را پرورش ميدهد، قدرت انتخاب را بالا ميبرد. اين از نظر جمهورى اسلامى چيز مطلوبى است.
[/b]
البته همين جا من عرض بكنم كه اين گفتگوها نبايد به جائى برسد كه تبديل بشود به كدورت و كينه. اگر اين شد، آنوقت اثر عكس خواهد داشت. اگر به همان شكلى كه آن روز بود و در همان حد باقى بود، اين خوب بود؛ اما اگر بنا باشد همين طور كش پيدا كند، ادامه پيدا كند، هى بگومگو بشود، اين تدريجاً تبديل خواهد شد به كينه. البته خيلى خوب است كه اين‌جور مناظره‌هائى در سطوح مديريتى ادامه پيدا كند - البته با حذف آن عيوبى كه بعد به آن اشاره خواهم كرد - و افراد، مسئولين، خودشان را در معرض نقد و انتقاد قرار بدهند و پاسخگو باشند و پاسخ بدهند و تبيين كنند. خيلى از اوقات اگر چنانچه يك انتقادى به كسى بشود، اين فرصتى است براى او كه بتواند ذهنها را روشن كند، تبيين كنند، حقيقت را بيان كنند؛ خيلى چيز خوبى است؛ البته با حذف آن عيوبى كه عرض خواهم كرد. اگر اين جور مناظره‌ها در طول سال و در طول چهار سال ادامه داشته باشد، ديگر وقتى در هنگام انتخابات پيش آمد، حالت انفجارى پيدا نميكند؛ همه‌ى حرفها در طول زمان گفته خواهد شد، شنيده خواهد شد؛ نقدها، پاسخها، جوابها. اينها محسنات اين مناظرات بود كه خيلى خوب بود؛ اما عيوبى هم داشت كه اين عيوب را بايد برطرف كرد. در مواردى انسان ميديد كه در اين مناظره‌ها جنبه‌ى منطقى مناظره ضعيف ميشد؛ جنبه‌ى احساساتى و عصبى پيدا ميكرد؛ جنبه‌ى تخريبى غلبه پيدا ميكرد؛ سياه‌نمائى وضع موجود به شكل افراطى در اين مناظره‌ها ديده شد؛ سياه‌نمائى دوره‌هاى گذشته هم در اين مناظره‌ها مشاهده شد؛ هر دو بد بود. اتهاماتى مطرح شد كه در جائى اثبات نشده است؛ به شايعات تكيه شد، بى‌انصافيهائى احياناً ديده شد؛ هم بى‌انصافى نسبت به اين دولت با اين همه حجم خدمت، و هم بى‌انصافى نسبت به دولتهاى گذشته و دوران سى ساله. آقايان در خلال صحبت احساساتى شدند و لابلاى حرفهاى خوب، حرفهائى هم كه خوب نبود، گفته شد.

[/b]

بنده هم مثل بقيه‌ى آحاد ملت نشستم پاى تلويزيون و اين مناظره‌ها را تماشا كردم و از آزادى بيان لذت بردم؛ از اينكه نظام جمهورى اسلامى توانسته است به كمك مردم بيايد تا بتوانند قدرت انتخاب خود را بالا ببرند، لذت بردم؛ اما اين بخش معيوب قضيه، بنده را ناخرسند كرد؛ متأثر شدم. براى طرفداران نامزدها هم آن بخشهاى معيوب، آن تعريضها، آن تصريحها، التهاب‌آور و نگران‌كننده بود، كه البته از هر دو طرف هم بود.

بنده اينجا در منبر نماز جمعه، در خطبه‌اى كه در حكم نماز است، حقايق را بايد بيان بكنم
. هر دو طرف در اين عيب متأسفانه مشترك بودند. از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانى‌ها را براى من مى‌آوردند و من ميديدم يا گاهى مى‌شنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامه‌هاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مى‌بينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبت‌هاى خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند.
[/b]
اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامه‌ى درخشان سى ساله‌ى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانه‌اى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقى‌هاى نادرست در جامعه به وجود مى‌آيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.

آقاى هاشمى را همه ميشناسند. من شناختم از ايشان مربوط به بعد از انقلاب و مسئوليتهاى بعد از انقلاب نيست؛ من از سال 1336 - يعنى 52 سال قبل - ايشان را از نزديك ميشناسم. آقاى هاشمى از اصلى‌ترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند. بعد از انقلاب ايشان مسئوليتهاى زيادى داشت: هشت سال رئيس جمهور بود؛ قبلش رئيس مجلس بود؛ بعد مسئوليتهاى ديگرى داشت. در طول اين مدت هيچ موردى را سراغ نداريم كه ايشان براى خودش از انقلاب يك اندوخته‌اى درست كرده باشد. اينها يك حقايقى است؛ اينها را بايد دانست. در حساسترين مقاطع ايشان در خدمت انقلاب و نظام بوده.

من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلاف‌نظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلاف‌نظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينه‌ى مسائل خارجى اختلاف‌نظر دارند، هم در زمينه‌ى نحوه‌ى اجراى عدالت اجتماعى اختلاف‌نظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلاف‌نظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است.[/b]

در مورد آقاى ناطق نورى هم همين جور. آقاى ناطق نورى هم از شخصيتهاى خدوم انقلاب است؛ ايشان هم خدمات زيادى كرده و در دلبستگى ايشان به اين نظام و انقلاب هيچ شكى نيست.

مناظره‌هاى زنده‌ى تلويزيونى خوب است؛ اما اين آسيبها بايد برطرف بشود. من همان وقت - بعد از مناظره - به آقاى رئيس جمهور هم تذكر دادم؛ چون ميدانستم ايشان ترتيب اثر ميدهند.

در مورد مبارزه‌ى با فساد مالى، موضع نظام يك موضع روشنى است. در زمينه‌ى مسائل مربوط به عدالت اجتماعى، موضع نظام يك موضع روشنى است. با فساد بايد در هر نقطه‌اى كه هست، مبارزه كرد. من ميخواهم اين را عرض بكنم: ما مدعى نيستيم در نظام ما فساد مالى و اقتصادى وجود ندارد؛ چرا، اگر وجود نداشت كه بنده آن نامه‌ى هشت ماده‌اى را چند سال قبل خطاب به رؤساى محترم سه قوه نمينوشتم و اينقدر روى آن تأكيد نميكردم. چرا، هست؛ اما ميخواهم اين را بگويم: نظام جمهورى اسلامى، همين امروز يكى از سالمترين نظامهاى سياسى و اجتماعى در دنياست. اينكه ما بيائيم به استناد گزارش فلان مرجع صهيونيستى، نظام را و كشور را متهم كنيم به فساد، اين مطلقاً درست نيست. اين هم كه ما اشخاص را، مسئولين را بى‌جهت در زمينه‌ى فساد زير سؤال ببريم، اين هم درست نيست. فساد مالى يكى از مسائل مهم در نظام اسلامى است و بايد با او جداً مبارزه كرد؛ هم در قوه‌ى مجريه، هم در قوه‌ى قضائيه، هم در قوه‌ى مقننه. همه موظفند با اين مسئله مبارزه كنند. اگر مبارزه نشود، مهار نشود، توسعه پيدا خواهد كرد؛ كما اينكه بسيارى از كشورهاى دنيا - همين كشورهاى غربى كه اينقدر دم از مبارزه‌ى با فساد مالى و پولشوئى و امثال اينها ميزنند - تا خرخره غرق در فسادند. قضاياى دولت انگليس و مجلس پارلمان انگليس را اين روزها شنيديد و همه‌ى دنيا دانستند. اين يك گوشه‌هائى از قضاياست؛ خيلى بيش از اينهاست.

اين بخش مربوط به خطاب مردم را من جمع‌بندى كنم. عزيزان من! ملت ايران! 22 خرداد يك حماسه بود. اين حماسه، تاريخى شد، جهانى شد. اگرچه بعضى از دشمنان ما در اطراف دنيا خواستند اين پيروزى مطلق نظام را، اين پيروزى حتمى را، به يك پيروزى مشكوك و قابل ترديد تبديل كنند. حتّى بعضى خواستند اين را به يك شكست ملى تبديل كنند! خواستند كام شما را تلخ كنند و نگذارند بالاترين نصاب مشاركت جهانى را دنيا به نام شما ثبت كند. خواستند اين كارها را بكنند؛ اما به نام شما ثبت شد. نميشود آن را دستكارى كرد.
[/b]
رقابتها تمام شد. همه‌ى كسانى كه به اين چهار نامزد رأى دادند، مأجورند؛ ان‌شاءاللَّه اجر الهى دارند. همه‌شان در درون جبهه‌ى انقلابند، متعلق به نظامند؛ اگر با قصد قربت رأى داده باشند، عبادت هم كرده‌اند. خط انقلاب، چهل ميليون رأى دارد؛ نه بيست و چهار و نيم ميليون كه رأى به رئيس جمهور منتخب است. چهل ميليون به خط انقلاب رأى دادند.

مردم اطمينان دارند؛ اما برخى از طرفداران نامزدها هم اطمينان داشته باشند كه جمهورى اسلامى اهل خيانت در آراء مردم نيست. ساز و كارهاى قانونى انتخابات در كشور ما اجازه‌ى تقلب نميدهد. اين را هر كسى كه دست‌اندركار مسائل انتخابات هست و از مسائل انتخابات آگاه است، تصديق ميكند؛ آن هم در حد يازده ميليون تفاوت! يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد! در عين حال بنده اين را گفتم، شوراى محترم نگهبان هم همين را قبول دارند كه اگر كسانى شبهه دارند و مستنداتى ارائه ميدهند، بايد حتماً رسيدگى بشود؛ البته از مجارى قانونى؛ رسيدگى فقط از مجارى قانونى.
بنده زير بار بدعتهاى غيرقانونى نخواهم رفت. امروز اگر چهارچوبهاى قانونى شكسته شد، در آينده هيچ انتخاباتى ديگر مصونيت نخواهد داشت. بالاخره در هر انتخاباتى بعضى برنده‌اند، بعضى برنده نيستند؛ هيچ انتخاباتى ديگر مورد اعتماد قرار نخواهد گرفت و مصونيت پيدا نخواهد كرد. بنابراين همه چيز دنبال بشود، انجام بگيرد، كارهاى درست، بر طبق قانون. اگر واقعاً شبهه‌اى هست، از راه‌هاى قانونى پيگيرى بشود. قانون در اين زمينه كامل است و هيچ اشكالى در قانون نيست. همانطور كه حق دادند كه نامزدها نظارت كنند، حق دادند كه شكايت كنند، حق دادند كه بررسى بشود. بنده از شوراى محترم نگهبان خواستم كه اگر مواردى خواستند صندوقها را بازشمارى بكنند، با حضور نمايندگان خود نامزدها اين كار را بكنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت كنند، امضاء كنند. بنابراين، هيچ مشكلى در اين جهت وجود ندارد. اين راجع به انتخابات و خطاب به شما مردم عزيز.

[b]اما خطاب دوم من، خطاب به سياسيون و نامزدها و گردانندگان احزاب و جريانات است. من ميخواهم عرض كنم به اين حضرات، كه امروز يك لحظه‌ى حساس تاريخى براى كشور است؛ نگاه كنيد به وضع دنيا، نگاه كنيد به وضع خاورميانه، نگاه كنيد به وضع اقتصادى عالم، نگاه كنيد به مسائل كشورهاى همسايه‌ى ما مثل عراق، مثل افغانستان، مثل پاكستان. ما در نقطه‌ى حساسى از تاريخ قرار گرفته‌ايم. همه‌ى ما وظيفه داريم كه در اين مرحله‌ى تاريخى هوشيار باشيم، دقيق باشيم، مواظب باشيم اشتباه نكنيم.


در اين قضيه‌ى انتخابات، مردم حقاً و انصافاً به وظيفه‌ى خودشان عمل كردند. وظيفه‌شان اين بود كه بيايند پاى صندوقهاى رأى، كه به بهترين وجهى اين وظيفه اداء شد؛ اما ما و شما وظائف سنگين‌ترى داريم. آن كسانى كه به يك نحوى يك نوع مرجعيتى در افكار مردم دارند؛ از اين سياسيون و رؤساى احزاب و كارگردانان جريانات سياسى، و يك عده‌اى از اينها حرف‌شنوى دارند، اينها خيلى بايد مراقب رفتار خودشان باشند؛ خيلى بايد مراقب گفتار خودشان باشند. اگر آنها كمى افراطى‌گرى كنند، دامنه‌ى اين افراطى‌گرى در بدنه‌ى مردم به جاهاى بسيار حساس و خطرناكى خواهد رسيد كه گاهى خود آنها ديگر نميتوانند آن را جمع كنند، كه ما نمونه‌هايش را ديده‌ايم. افراط وقتى در جامعه به وجود آمد، هر حركت افراطى به افراطى‌گرى ديگران دامن ميزند. اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‌ها، آنهايند.
من به همه‌ى اين آقايان، اين دوستان قديمى، اين برادران توصيه ميكنم بر خودتان مسلط باشيد؛ سعه‌ى صدر داشته باشيد؛ دستهاى دشمن را ببينيد؛ گرگهاى گرسنه‌ى كمين‌كرده را كه امروز ديگر نقاب ديپلماسى را يواش يواش دارند از چهره‌هايشان برميدارند و چهره‌ى حقيقى خودشان را نشان ميدهند، ببينيد؛ از اينها غفلت نكنيد.

امروز - حالا عرض خواهم كرد - ديپلماتهاى برجسته‌ى چند كشور غربى كه تا حالا با تعارفات ديپلماتيك با ما حرف ميزدند، نقاب از چهره برداشتند؛ چهره‌ى واقعى خودشان را دارند نشان ميدهند؛ «قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفى صدورهم اكبر». دشمنى‌هاى خودشان با نظام اسلامى را دارند نشان ميدهند؛ از همه هم خبيث‌تر دولت انگليس.
من به اين برادران عرض ميكنم، به مسئوليت پيش خداى متعال فكر كنيد: پيش خدا مسئوليد، از شما سؤال خواهد شد. آخرين وصاياى امام را به ياد بياوريد؛ قانون، فصل‌الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانيد. انتخابات اصلاً براى چيست؟ انتخابات براى اين است كه همه‌ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آورده‌اند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصير مردم چيست؟ اين مردمى كه خيابان، محل كسب و كار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اينها چه گناهى كردند؟ كه ما ميخواهيم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بكشيم؛ آن طرف يك جور، اين طرف يك جور. براى نفوذىِ تروريست - آن كسى كه ميخواهد ضربه‌ى تروريستى بزند - مسئله‌ى او مسئله‌ى سياسى نيست؛ براى او چه چيزى بهتر از پنهان شدن در ميان اين مردم؛ مردمى كه ميخواهند راهپيمائى كنند يا تجمع كنند. اگر اين تجمعات پوششى براى او درست كند، آنوقت مسئوليتش با كيست؟ الان همين چند نفرى كه در اين قضايا كشته شدند؛ از مردم عادى، از بسيج، جواب اينها را كى‌ بناست بدهد؟ واكنشهائى كه به اينها نشان داده خواهد شد - تو خيابان از شلوغى استفاده كنند، بسيج را ترور كنند، عضو نيروى انتظامى را ترور كنند - كه بالاخره واكنشى به وجود خواهد آورد، واكنش احساسى خواهد بود. محاسبه‌ى اين واكنشها با كيست؟ انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب‌اللهى را، نه آن شلوغ‌كن‌ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردم‌سالارى است.
[/b]
من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‌ى آنهاست.

[/b]

اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبه‌ى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.
[/b]
من از همه‌ى اين دوستان، اين برادران، ميخواهم بنا را بر برادرى بگذاريد، بنا را بر تفاهم بگذاريد، قانون را رعايت كنيد. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از اين راه برويد. و اميدوارم خداى متعال توفيق بدهد كه همه از اين راه بروند. خب، همه پيشرفت كشور را ميخواهند. جشن پيروزى چهل ميليونى را اين برادران گرامى بدارند و نگذارند دشمن اين جشن را خراب كند؛ همچنانى كه دشمن ميخواهد خراب كند. البته اگر كسانى بخواهند راه ديگرى را انتخاب بكنند، آنوقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صريحتر از اين صحبت خواهم كرد.
[/b]
و اما خطاب سوم، خطاب به سران استكبار و سران رسانه‌هاى استكبارى است. بنده در اين دو سه هفته، رفتار و گفتار دولتمردان آمريكا و دولتمردان چند كشور اروپائى را دنبال كردم؛ در اين هفته‌هاى نزديك به انتخابات و آن روز انتخابات و شب بعد از انتخابات، بعد هم اين دو سه روزِ بعد از انتخابات. يك وضع متغير و متفاوتى داشت. اول، قبل از شروع انتخابات جهتگيرى رسانه‌هايشان، دولتمردانشان، اين بود كه در اصلِ انتخابات ايجاد ترديد كنند، شايد شركت مردم كم بشود. البته همين نتائجى كه از اين انتخابات حاصل شد، همين نتائج را آنها هم - هم اروپائى‌ها، هم آمريكائى‌ها - حدس ميزدند؛ اما اين حركت عظيم مردم را انتظار نداشتند؛ اين كارِ 85 درصدى؛ چهل ميليونى را باور نميكردند. بعد از آنكه اين حضور عظيم ديده شد، اينها شوكه شدند؛ فهميدند چه اتفاق بزرگى در ايران افتاد؛ فهميدند كه بايد خودشان را با اين شرائط جديد وفق بدهند؛ هم در امور بين الملل، هم در امور خاورميانه و جهان اسلام، هم در مسئله‌ى هسته‌اى. در مسائل ايران شوكه شدند؛ فهميدند كه سرفصل جديدى در مسائل مربوط به جمهورى اسلامى پيدا شد، كه مجبورند اين را بپذيرند. اين مال هنگامى بود كه اين حركت عظيم مردم ديده شد و از اينجا مرتب به وسيله‌ى ايادى خودشان مخابره شد و همه‌شان اظهار تعجب كردند؛ از همان صبح جمعه اين اظهارات شروع شد، آنجا هم برخى از بازخوردهاى اين اظهارات ديده شد.

وقتى اعتراض بعضى از نامزدها را ديدند، ناگهان احساس كردند فرصتى برايشان پيش آمد. اين فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‌سوارى كنند. لحنشان از روز شنبه و يكشنبه عوض شد و وقتى يواش يواش چشمشان افتاد به بعضى از اجتماعات مردمى كه به دعوت نامزدها مثلاً در خيابانها پيدا شدند، اميدوار شدند، يواش يواش نقابهايشان كنار رفت و حقيقت خودشان را بنا كردند نشان دادن. چند تا از وزراى خارجه و رؤساى دولتهاى چند تا كشور اروپائى و آمريكا حرفهائى زدند كه باطن آنها را به انسان نشان ميداد. از قول رئيس جمهور آمريكا نقل شد كه گفته ما منتظر چنين روزى بوديم كه مردم به خيابانها بريزند. از آن طرف نامه بنويسند، اظهار علاقه‌ى به روابط كنند، ابراز احترام به جمهورى اسلامى بكنند، از اين طرف اين حرفها را بزنند. كدام را ما باور كنيم؟

در داخل كشور هم عوامل اين عناصر خارجى به كار افتادند و خط تخريب خيابانى شروع شد؛ خط تخريب، خط آتش‌سوزى، اموال عمومى را آتش بزنند، حريم كسب و كار مردم را ناامن كنند، شيشه‌هاى دكان مردم را بشكنند، اموال بعضى از مغازه‌ها را به غارت ببرند، امنيت مردم را از جانشان و مالشان سلب كنند؛ امنيت مردم مورد تطاول اينها قرار گرفت.
اين ربطى به مردم و طرفداران نامزدها ندارد، اين مال بدخواهان است، مال مزدوران است، مال دست‌نشاندگان سرويسهاى جاسوسى غربى و صهيونيست است.
اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است (!) يك سرمايه‌دار صهيونيست آمريكائى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانه‌ها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.

آن چيزى كه در اين بين از همه بدتر و زشت‌تر به چشم من آمد، اين حرفهائى بود كه به عنوان دلسوزى از حقوق بشر و سختگيرى به مردم، از زبان اين دولتمردان آمريكائى صادر شد كه: ما از اينكه با مردم چنين رفتار بشود، مخالفيم؛ ما نگرانيم! شما نگران مردميد؟! شما چيزى به نام حقوق انسان را اصلاً قبول داريد؟!
افغانستان را كى‌ به خاك و خون كشيد و هنوز هم دارد ميكشد؟ عراق را كى‌ زير چكمه‌ى نظاميان خودش تحقير كرد؟ در فلسطين چه كسى به دولت صهيونيست ظالم اين همه كمك سياسى و مادى كرد؟ در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‌ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‌ى داوودى‌ها به قول خودشان ديويدى‌ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! به نظر من اين مسئولان و سياستمداران اروپائى و آمريكائى قدرى بايستى شرم و حيا را هم براى خودشان وظيفه بدانند. جمهورى اسلامى، پرچم‌دار حقوق انسان است. دفاع ما از مردم مظلوم در فلسطين، در لبنان، در عراق، در افغانستان، در هر نقطه‌اى كه مردم مظلوم واقع شدند، نشانه‌ى همين است. نشانه‌ى اين است كه پرچم حقوق بشر به وسيله‌ى اعتقاد به اسلام، ايمان به اسلام در اين كشور برافراشته شده است. ما احتياج نداريم كه براى حقوق بشر كسى ما را نصيحت كند. خب، اين عرايض ما بود درباره‌ى انتخابات.

[/b]
يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همه‌ى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.
نقل قول: متاسفانه شما فراموش كردين انسان هاي ديگري هم در اين دنيا زندگي ميكنند.حتي آنهايي كه ميگين در عاشورا ميرقصند و كف ميزنند (هر چند شما علت كف زدن را شهادت امام حسين(علیه السلام) ميخوانيد كه اين هم از عدالت دور است!) انسان هستند و خدا دارند و همين ها هم نزد امامان (علیه السلام)‌داراي جايگاه هستند حتي شايد بيشتر از من و شما!(يعني اينكه شما نميتوني به صرف يه كار، درباره دنيا و آخرت كسي تصميم بگيري!اصلا در اين حد نيستيد!درباره بهشت و جهنم اونا نميتوني تصميم بگيري!

این مملکت و باور های دینی اون خدا محور هست و اساس تشکیل اسلام چیز دیگری هست تا اینکه آرامش برای کسانی که روز عاشورا کف وسوت زدند فراهم بشه .
منظور شما اینه که عیسی به دینش و موسی به دینش در جامعه زندگی کنند و کسی به کس دیگر کار نداشته باشه ؟؟؟ این یعنی مردن امر به معروف و نهی از منکر
و خدا نکنه امر به معروف و نهی از منکر از جامعه ای رخت بربندد .
ببین دوست من خدا هراس مومنین در دل دشمنان آن ها قرار میده و اگه انقدر به قشر دین مدار جامعه از طرف دیگر اقشار جامعه حساسیت نشان داده میشه از طرف شانتاژ رسانه های غرب و تفکر غالب غربی هست . چرا بقیه انقدر عوام باشن که با هیاهوی یه سری غربی به کسانی که ریش یا ظاهر مذهبی دارند بدبین باشند . شاید شما نباشی و این طرز تفکردر جامعه هست .
بله دوست من واقعیت همین جاست . واقعیت اینه که معصوم غایب باید جانشین داشته باشه و اون هم ولاین فقیه هست . آیا فریب خوردگان فتنه اصل ولایت فیقه را هدف قرار ندادند؟
«قلاده‌های طلا» را تحریم کنید+عکس
فیلم قلاده‌های طلا که به بررسی حوادث پس از انتخابات ۸۸ می‌پردازد علی‌رغم استقبال در سالن سینماها مورد توهین و تحریم جریان موسوم به سبز در صفحات اجتماعی قرار گرفته و از بازیگران این فیلم با الفاظ رکیکی یاد می‌شود. به گزارش مشرق به نقل از فارس، اکران فیلم قلاده‌های طلا که بر اساس حوادث واقعی رخ داده بعد از انتخابات ریاست جمهوری ساخته و هم‌اکنون بر پرده سینماهای تهران و شهرستان‌هاست بازتاب‌های زیادی را در داشته است که یکی از این فضاها صفحات اجتماعی چون فیس بوک است.

برخی از افراد وابسته به جنبش موهوم سبز که عموما نیز در خارج از ایران سکونت دارند با راه‌اندازی صفحات تحریم قلاده‌های طلا درصدد کاهش فروش این فیلم هستند. این حرکت همانند حرکتی است که سال گذشته در برابر اکران نوروزی اخراجی‌های۳ رخ داد و نتیجه آن فروش ۶میلیاردی آن فیلم بود.

نکته جالب توجه این است که اکثر اداره‌کنندگان این فیلم قلاده‌های طلا را ندیده‌اند و صرفا بر اساس فرضیاتی که می‌گویند این فیلم تحریف جنبش سبز ایران است. هر چند برخی از افراد از این فیلم در این صفحات دفاع می‌کنند اما با توهین‌های بیشمار مدعیان آزادی بیان مواجه می‌شوند.

ضمن این که برخی صفحات برای تحریم و توهین به بازیگران این فیلم نیز ایجاد شده که در آنها توهین‌های بیشرمانه‌ای به بازیگران این فیلم شده است.

این نکته نیز قابل توجه است که طی دو سال اخیر فیلم‌های زیادی با نگاهی جانبدارانه به جنبش سبز در سینمای ایران ساخته شده و که اتفاقا از کمک‌های مالی دولتی نیز بهره برده بودند اما این که چند فیلم مخالف نظرات عده معدودی فیس‌بوک نشین قرار می‌گیرد و جنبش تحریم علیه یک فیلم راه می‌افتاد از اقتضائات مدعیان آزادی بیان و دموکراسی‌خواهان است.

در ذیل برخی نظرات این صفحات در پی می‌آید که برخی از آنها به دلیل شدت توهین های غیرقابل انتشار است.

[تصویر: 150210_548.jpg]
صفحات مربوط به تحریم قلاده‌های طلا در فیس بوک
* شریفی‌نیا. تو یه موجود بی شرف و کثیفی

* سرنوشت پایان نامه منتظر قلاده های طلا هم هست

* درس عبرت میشه واسه کسایی که در آینده میخوان به هر دلیلی به خون نداها و سهراب ها توهین کنن... از حق خودمون میگذریم ، ولی از حق اونا نه

* آنها که "بخاطر یک مشت دلار" هنر خود را فروختند و قلاده ای از طلا بر گردن انداختند.

* دیدن فیلم = خیانت به تمام خون های ریخته شده !

* با شرف‌ها با حیاها این فیلم و تحریم می کنن.

* میترسم این موج منفی سبب بشه که افراد بیشتری از سر کنجکاوی برن فیلم رو ببینن که چیه که این همه سروصدا کرده، کپی خیابونی این فیلم داره توزیع میشه، این افراد می‌تونن استفاده کنن.

* قلاده گردن شماهاست که ندیده تحریم میکنید بابا ۱ سکانکس به بی گناهی ندا اختصتص داره

* محسن جان خفه شو لطفن

* اینجا پیج تحریم قلاده‌های طلاست، پس اینا که میان طرفداری میکنن دلیلش چیه؟ خوب تابلوست که شما ساندیس خورای شورای نظارت بر فضای مجازی هستین، راستی ساعتی چند می‌گیرین؟

* لعنت به تمام بازیگرای ... این فیلم

* قلاده‌های طلا= تعدادی ... مثل شریفی نیا



* ننگ بر وطنفروشانی که حاضرند خود را بفروشند و هنر و هنرمند را لکه‌دار کنند.

* مثه اینکه قرار نیست سلحشورها و ده‌نمکی‌ها و شریفی‌نیاها و شمقدری‌ها و حامد کلاهداری ها تمام شوند. واقعا متأسفم واسه مملکتی که دیگه سینماش هم داره خریده میشه. امسال هم جشنواره فجر فیلم های خوبی داشت ولی فیلمی بانام قلاده های طلا کاری ازابوالقاسم طالبی آنچنان باتبلیغات سوء دربوق شیپور مافیای سینما قرارگرفت و آنچنان برای فروش آن درتهران تبلیغ شده بود که من و برخی دوستانم دربرف وباد مشهد درصف دیدن این فیلم ایستادیم و زمانیکه به داخل سینمارفتیم بسیارخوشحال بودیم.



*داشتم باخودم می‌گفتم ایکاش همون موقع که اسم شریفی‌نیا رو در شروع فیلم دیدم سالن رو ترک می‌کردم.

* چقدر تعصب چشماتونو کور کرده!!! فیلمی رو که ندیدید باهاش مخالفت می‌کنید!!! زنده باد این دموکراسیتون!! زنده باد "زنده باد مخالف من" گفتنتون!!

* آخه چرا الکی حرف مفت می‌زنی برادر من؟! سالنهای اکران "گشت ارشاد" از قلاده‌های طلا هم بیشتره.اصلا حالا کی گفته این دو فیلم برابر هم هستند؟!!

* امین حیایی نیز مثل محمدرضا شریفی‌نیا یک خائن به مردم است... ما از امین حیایی متنفریم.... او دستش آغشته به خون مردم است....

* ما فلانی رو تحریم می‌کنیم، آخ مامان جون،احتمالا تحریم شما مثل تحریم نفتی غربی‌هاست، به خودتون برمیگرده.

* بابا بس کنید این مرده باد زنده بادها رو ... چیکار کرده بیچاره مگه ... فراموش کردید اونم یه انسانه و در امدش از همین راهه بازیگریه .... !

* تنفر از امین حیایی خیلی‌های دیگه هم بازیگر هستند....

* بعضی‌های اسمشون حیا داره ولی بی‌حیا هستند و برخی هم در اسمشان شریف هست ولی از همه بی‌شرف‌تر هستند.



با توجه به حملات ضد انقلابی فوق الذکر پیش بینی می شود، فروش فیلم قلاده های طلا بیش از پیش افزایش یابد.
به نظر من باید واقعیت های را که بعضی مردم ندیده اند و فقط از گفتگو میان مردم شنیده اند باید به تصویر بکشند و نشان بدهند مگه این فیلم با فیلم های دیگر چه تفاوتی دارد فقط سیاسی است که سینمای ایران از ان کم نشان می دهد و ما بخواطر این که زباد ندیدیم برایمان سوال برانگیز است
هرچی میخوان حرف بزنن و ادعای دموکراسی و آزاده بکنن
برای ما که اصلا مهم نیست مثل اینکه یک دیوونه بهت فحش بده
هیچ کس به فحش و بد و بیراه دیوونه ها اهمیت نمیده


در کل از امین و حیایی و تمام بازیگران این فیلم مخصوصا کارگردان فیلم تشکر می کنم و دعا می کنم که همیشه موفق باشند



فدای حضرت ماه
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9
آدرس های مرجع