تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: واقعا ما یکتا پرستیم ؟! p#&
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
اولاً مراتب ایمان مال این هست که یکی میره دنبال فهم این که چرا باید بگه ایاک نعبد و یکی (به قول شما جواهر ساز) دین تقلیدی حداقلی داره و فرقی نداره براش این چیزا و مطمئن باش مرتبه ی ایمانش هم پایین تر هست بسیار زیاد
هل یستوی الذین یعلمون لا یعلمون
روز قیامت اگه از آنچه باید بدانی ندانی از تو میپرسند چرا نرفتی دنبالش تا بفهمی
اگر هم فهمیدی و متناسب با علمت عمل نکردی میگن چرا متناسب با علمت عمل نکردی!!!!
خلاصه راه در رو نداره

واسه ی جواهر ساز این ایمن نیست که بدونه چرا باید بگمه نعبد و نه اعبد، ایمان و دین جواهر ساز اینه که خمس بده، نماز روزه داشته باشه، کم فروشی نکنه، گرون فروشی نکنه ... نه اینکه بره دنبال این جور مسایل ...
پس به نظر شما، کسی که به مقام اجتهاد میرسه با جواهر ساز یکیه از نظر اعقادی ؟ از نظر سوالاتی که در اون دنیا ازش میپرسن ، این 2تا با هم یکین ؟!!! مسلما راه در رو نداره ... از مجتهد میپرسن ، تو که میدونستی فلان مسئله رو، چرا درست عمل نکردی ؟ از جواهر ساز می پرسن ، چرا گرون دادی، چرا جنس رو احتکار کردی ...
عزیزم، یه مقدار بیشتر دقت کن به این قضیه .




ثانیاً همون داستانهای به ظاهر ساده ای هم که شما بیان میکنی به شدت نیاز به تفسیر داره
شما برو قصه ی خضر و موسی رو بخون
قصه است اما مطمئن باش خیلی از مسائلش رو نمیفهمی و حتی ممکن است برای شما سوال پیش بیاد
بعد مثال واضح زدم
خدا میگه از الوالامر اطاعت کنید
کی باید بگه الوالامر چه کسی است؟



بله، میدونم، قصه ی موسی و خضر جزو همون چیزاییه که تفسیر فراوان نیاز داره، چون خضر پیامبر، میاد میشه ولیه پیامبر صاحب شریعت ... میدونم عزیزم .

من هنوزم میگم، هر آیه و هر کلمه، هر ترتیب کلمات و حروف در قرآن حساب کتاب داره و جای جای قرآن نیاز به توضیح و تفسیر
ولی خیلی جاها بسیار ساده و روان و فهمی که مردم عادی ازش میکنن هیچ ایراد و مشکلی نداره .
باز میگم، شما سوره ی نساء رو بخون، واقعا نیازی به تفسیر نداره، مثل آب روان توضیح داده و هر عقل سالمی میتونه درکش کنه ... ولی همین آیه رو امام معصوم شاید از دلش یه چیزی در بیاره، 1چیزی که به عقل هیچ کسی نرسه .
ولی در باب ازدواج و صیغه و دیگر احکام درکش واسه ی عموم راحته به خدا ...


تفاوت عظیم را حس کردی برادرم در تبیین آیات قرآن توسط 14 معصوم یگانه مفسران حقیقی قرآن و برداشت ما از قرآن
البته این به این معنا نیست که مطلقاً نمیتوان از کلام وحی بهره برد
اما برداشت ما کجا و منظور حقیقی آیات قرآن کجا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!

دیگه شما هم دارید جالب میشیدا ... دارید حرف خودم رو به خودم میزنید و تفاوتی که من میگم رو به هیچ عنوان قبول نمیکنید ...

واسه ی جواهر ساز این ایمن نیست که بدونه چرا باید بگمه نعبد و نه اعبد، ایمان و دین جواهر ساز اینه که خمس بده، نماز روزه داشته باشه، کم فروشی نکنه، گرون فروشی نکنه ... نه اینکه بره دنبال این جور مسایل ...
پس به نظر شما، کسی که به مقام اجتهاد میرسه با جواهر ساز یکیه از نظر اعقادی ؟ از نظر سوالاتی که در اون دنیا ازش میپرسن ، این 2تا با هم یکین ؟!!! مسلما راه در رو نداره ... از مجتهد میپرسن ، تو که میدونستی فلان مسئله رو، چرا درست عمل نکردی ؟ از جواهر ساز می پرسن ، چرا گرون دادی، چرا جنس رو احتکار کردی ...
عزیزم، یه مقدار بیشتر دقت کن به این قضیه .



سلام.
از شما خواهش میکنم که این پست رو مطالعه کنید.http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17090.html

این پست رو بخونید تا اهمیت نماز برای شما روشن شود.
اگر اشتباهی در قرائت یا در ارکان نماز انجام شود و خود نمازگزار متوجه باشد نماز او قبول نیست.اولین سوالی که در قیامت از انسان میشود به اعتقاد مسلمان نماز است.به همین علت باید نمازگزار بداند که چه کلمه ای را به چه صورت تلفظ کند.
از جواهر ساز و مرجع و ..... میپرسند که نماز خوانده ای؟چگونه خوانده ای؟بعد از نماز سوال های دیگر پرسیده میشود.این اعتقاد مسلمان ها است.

این پست رو بخونید تا اهمیت نماز برای شما روشن شود.
اگر اشتباهی در قرائت یا در ارکان نماز انجام شود و خود نمازگزار متوجه باشد نماز او قبول نیست.اولین سوالی که در قیامت از انسان میشود به اعتقاد مسلمان نماز است.به همین علت باید نمازگزار بداند که چه کلمه ای را به چه صورت تلفظ کند.
از جواهر ساز و مرجع و ..... میپرسند که نماز خوانده ای؟چگونه خوانده ای؟بعد از نماز سوال های دیگر پرسیده میشود.این اعتقاد مسلمان ها است.


سلام عزیزم، ممنون از راهنماییت .

من اصلا منظورم قرائت و قرائت در نماز نیست .
1 شخص نمازش رو میخونه، درست و کامل، معنیه چیزی رو هم که میخونه، بلده .

این هم که من گفتم ، مثال بود در جهت به چالش کشیدن دوستای خوبم که یه مقدار اذیت بشن و سعی کنن حرفی به غیر از چیزی که تا حالا گفتن بزنن و من رو توجیح کنن ... ولی خب ، فکری که من دارم زیاد با اصحاب این تالار هماهنگی نداره و تحمل باد مخالف واسشون سخت به نظر میرسه ...

از شما یک خواهش دارم.

مطلب خودتون رو درست بیان کنید.سوالتون رو درست بپرسید.در نظر داشته باشید که تو شرایط بحث کردن,یکی از اصول مهم منطق هستش.احساسات رو کنار بگذارید و اگر حرفی منطق داشت و از لحاظ عقلی درست بود قبول کنید.حتی اگر مبحثی باشه که شما تمام عمر نقیضش رو قبول دارید.روی صحبتم با همه دوستان هستش.

برای اینکه بحث کنیم,نه جدل,از شما خواهش میکنم بحثی که قراره به چالش بکشه من و بقیه دوستان رو بیان کنید.

البته این قسمتی که شما گفته اید یکتاپرست هستیم یا نه به مبحثی که داخلش قرار داده اید خیلی مربوط نیست.

با تشکرSemismile
سلام
تمام پیامبران برای اقامه ی دین خدا آمدند
و همه عاشق خدا بودند
شاید ما هم از نظر عشقی که به یک فرد داریم او را مثلا خدای مهر و محبت یا ... بنامیم ولی این دلیل بر کفر ما و یا قرار دادن او به جای خدا ی مهر و محبت و شریک گرفتن برای خدا نیست
ما هم این کلمات را بر حسن ضنی که یک شیعه باید داشته باشد میگذاریم و او را عاشق امام حسین (علیه السلام) معرفی میکنیم .

ولی اینکه این حرف در بین اقشار جامعه و عموم مطرح شده جنبه ی فردی خود را از دست میدهد !!
پس باید او را از این کلمات نهی کنیم و تکرار دوباره ی آن به منزله ی مقابله با دین خداست و باید با او برخورد قضایی صورت گیرد.
(۸/خرداد/۹۱ ۱۹:۴۳)العبد نوشته است: [ -> ]از شما یک خواهش دارم.

مطلب خودتون رو درست بیان کنید.سوالتون رو درست بپرسید.در نظر داشته باشید که تو شرایط بحث کردن,یکی از اصول مهم منطق هستش.احساسات رو کنار بگذارید و اگر حرفی منطق داشت و از لحاظ عقلی درست بود قبول کنید.حتی اگر مبحثی باشه که شما تمام عمر نقیضش رو قبول دارید.روی صحبتم با همه دوستان هستش.

برای اینکه بحث کنیم,نه جدل,از شما خواهش میکنم بحثی که قراره به چالش بکشه من و بقیه دوستان رو بیان کنید.

البته این قسمتی که شما گفته اید یکتاپرست هستیم یا نه به مبحثی که داخلش قرار داده اید خیلی مربوط نیست.

با تشکرSemismile

چشم.
الان باید برم درس بخونم، فردا فکر میکنم وقت مناسبی داشته باشم که جواب مناسبی بدم .
من Topci رو با یان سر فصل شوروع کردم که حب ائمه تا کجا ؟!
تا جایی که بگیم


که بگو خدات کیه قبلت کجاس

چیه کتابتو اسم پیامبر تو بگو




تو سئوال اولی بگم علی

دیگه هر چی که میگن بگم حسین ...


آیا تا جایی میشه پیش رفت که دیگه بگیم خدامون یه انسانه ؟


قبول دارم ولی با اسم تاپیک اصلا موافق نیستم
و باید بگم این حرف مردم نیست و توصیه میکنم اسم تاپیک تغییر پیدا کنه
یه مداح عزیز که سوادش ........................ هستش واسه خودش گفته که یکتاپرستی خودش رو زیر سوال برده نه مردم ایران


و در این باب با هدایتها و نظرهای دوستان ، مخصوصا آقا علی 110 به نتایج خوبی رسیدیم که

من که خدای نکرده نگفتم دین مشکل داره
گفتم مردم مشکل ساز شدن ...



یعنی قبول کردیم که چنین مسائلی جزء انحرافات از دین به حساب میان ، انحرافاتی که قرار نیست کسی درستشون کنه ...


اگرکسی فردای قیامت ، درحالیکه همه ی المال نیک را انجام داده باشد درآید و دوستدار همه ی انبیا و اولیا باشد

همه ی روزها را بی خستگی روزه گرفته باشد و شب ها بدون کسالت به شب زنده داری به پا خاسته باشد

و هزار سال عاری از گناه و به دور از لغزش زندگی کرده باشد

در روز رستاخیز جز از محبت امیر المومنین علی بهره مند نخواهد شد
[/i]

و این هم مورد دوم که امام علی ، چه جایگاه و مقامی در نظام هستی داره که بشه چنین شعری واسش گفته بشه ...؟


تنها دینی که خداوند قبول میکند به عنوان دین حق پس از ظهور اسلام دین اسلام و آن هم مذهب شیعه ی جعفری 12 امام هست که این قابل اثبات است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


یه سوال، کسایی که قبل از امام علی بودن چی ؟
این همه آدم داریم، فقط شیعه ها میرن بهشت ؟! نمیگم همه ی شیعه ها میرن، ولی شرط بهشتی شدن، شیعه بودنه


اما خود خدا گفته است که با بغض علی بن ابیطالب کسی وارد بهشت نمیشود
چرا که حقیقت ایمان حب علی بن ابیطالب است

اینجا سوال بود که

آخه چرا کسایی که امامای ما رو ندیدن باید اونا رو قبول داشته باشن ؟!!

توصیف مومن در قرآن چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟​؟؟؟

اولین وصفش این است

الذین یومنون بالغیب
و قسمتی از غیب برای آن مردم میشوند همین 14 معصوم که آنها را ندیده اند

و یا اقرار به حقانیت بهشت و جهنمی که آنها را ندیده اند
و.....


پرسیدم که چرا تمام ادیان باید امام علی رو قبول داشته باشن ...
تمام ادیان باید 14 معصوم رو قبول داشته باشن و در دینشون چنین چیزی هست !!!


قضیه بازمیگردد به عالم ذر

و (به خاطر بياور) زمانى را كه پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت (و فرمود[تصویر: smile.gif] «آيا من پروردگار شما نيستم؟» گفتند: «آرى، گواهى مى‏دهيم!» (چنين كرد مبادا) روز رستاخيز بگوييد: «ما از اين، غافل بوديم (و از پيمان فطرى توحيد بى‏خبر مانديم)»! (172)
حضرت صادق عليه السّلام در باره آيه أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ
اين پيمان عبارت بود از
ربوبيت براى خدا و نبوّت براى پيامبر اكرم و امامت براى امير المؤمنين و ائمه عليهم السّلام
فرمود «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ» من خداى شما نيستم و محمّد پيامبرتان و على امامتان و امامهاى راهنما ائمه شما
گفتند چرا
فرمود تا روز قيامت مدعى نشويد كه ما غافل بوديم از اين مطلب.

پس با توجه به دلایلی که شما بهشون استناد کردی ، از روز اول ، از عالم ذر معلوم بوده که کی پیامبر، کی پیامبر آخر الزمانه و کی خانوادشه ...
از روز اول حلال و حروم خدا معلوم بوده ...

یعنی منکرین ولایت امیرالمومنین و باقی 14 معصوم در تمام ادیان پیش از اسلام هم کافر به حساب می آیند!

دقیقا همین طور است که می فرمایید. منکر شدن 14 معصوم (علیهم السلام اجمعین) زمان و مکان نمی شناسد، و موجب کفر می شود.



قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبيلاً (فرقان 57)
بگو: «من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ گونه پاداشى از شما نمى‏طلبم مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزيند

... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏... (شورى 23)
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم


قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيم" (آل عمران 31)
بگو اگر خدای را دوست دارید از من(پیامبر) پیروی کنید تا خدا نیز دوستتان بدارد و گناهانتان را بیامرزد و خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.
قُلْ أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ (آل عمران32)
بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد


فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ
مَارِقٌ وَ اللاَّزِمُ لَكُمْ لاَحِقٌ وَ الْمُقَصِّرُ فِي حَقِّكُمْ زَاهِق
پس هر كس از طريق شما برگشت از دين خدا خارج شده و هر كس ملازم امر شما بود ملحق گشت و هر كس در حق شما مقصر شد محو و باطل گرديد...




خب، من دلیلی تو این آیات ندیدم که بشه بهش استناد کرد که چیزای مانند «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم ، در تمام ادیان وجود داشته و یا اینکه این چنین آیات به کسانی جز هم عصران پیامبر تا مردم آخرالزمان بوده است . منظور اینه که تمام حرفای شما درست، ولی دلیلی هست که بشه به مردم قبل از اسلام هم نسبت داد ؟


و جواب این سوال بود که رسید به اینجا که امامان ما مفسیرن قرآن هستند و این بحث آخر کار در باب تفسیر و چگونگی و شرایط تفسیر قرآن پیش اومد ...




یه سوال، کسایی که قبل از امام علی بودن چی ؟


الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف)
همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند...(157)
همانگونه که ما باید اقرار کننده باشیم به نبوت پیامبرانی که در قرآن آمده است و ایمان به همه ی آنها واجب است طبق آیات قرآن!!!!!!!
ذکر نام رسول الله و وصی رسول الله هم که تصریح شده در آیات قرآن که در کتب الهی پیش از رسول الله آمده است واجب میکند که به نبوت و ولایت وصی بعد از او ایمان بیاورند و این ایمان بر آنها واجب بوده است.
این شد حرف حساب ...


پس یعنی میشه با استناد به این آیه گفت که در دیگر ادیان هم به ظهور پیامبر آخرالزمان با این مشخصات حرف بوده .

ولی من هنوز در این مورد 2تا سوال دارم
آیا سندی هست که بشه ثابت کرد که شرط دین آوردن گواهی دادن به پیامبر اسلام و 12 امام هست ؟
من کاری با حرف و حدیث و امثال اینها ندارم
یا دلیل از قرآن
یا دلیل با عقل .



و از اینجاها بود که اختلاف سر مفسرین قرآن از نظر ما به وضوح مشاهده شد ...

لبته ارسال 37 خلاصه ی کل Topic بوده و یه چکیده ای از مطلب میشه ازش گرفت.
سوال من
اینکه دلیلی ، آیه ای هست که بشه بهش استناد کرد که در تمام ادیان (ابراهیمی) از شروط پذیرفته شدن دین، قبول داشتن ائمه ی ما بوده ؟

قبول داشتن پیامبر آخرالزمان مورد سوال نیست، چون واضحه .

1.مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ ... (80-نساء)
كسى كه از پيامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده ...(80)

این آیه به صراحت میفرماید شرط این که کسی عبودیت و اطاعت خدا را بپذیرد اطاعت بی چون و چرا از رسول الله است!


2.وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَريقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنينَ (47-نور)
آنها مى‏گويند: «به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت مى‏كنيم!» ولى بعد از اين ادّعا، گروهى از آنان رويگردان مى‏شوند آنها (در حقيقت) مؤمن نيستند! (47)

این آیه به صراحت میگوید کسی مومن است و اهل ایمان محسوب میشود که اطاعت محض از رسول الله کند


3.يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً (59-نساء)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)

این آیه به صراحت میگوید شرط ایمان و مومن به حساب آمدن اطاعت محض از رسول خدا و اولی الامر است و بر طبق روایات اولی الامر ائمه ی اطهار هستند
3.يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في‏ شَيْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً (59-نساء)
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را! و هر گاه در چيزى نزاع داشتيد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد (و از آنها داورى بطلبيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد! اين (كار) براى شما بهتر، و عاقبت و پايانش نيكوتر است. (59)

این آیه به صراحت میگوید شرط ایمان و مومن به حساب آمدن اطاعت محض از رسول خدا و اولی الامر است و بر طبق روایات اولی الامر ائمه ی اطهار هستند


من از اول این حرف رو قبول داشته ام، ولی این آیات قرآن زمان پیامبر اسلام نازل شده و واسه ی اقوام و ادیان پیش از اسلام مصداق نداره ، در حالیکه بحث ما از اول بر سر پذیرفته شدن اعمال در صورت قبول داشتن ولایت امام علی ع و دیگر امامان ماست که فقط واسه ی بعد از ظهور اسلام مقبول و نسبت به ادیان و اقوام پیش از اسلام فاقد اعتبار به حساب میاد .
در حالیکه شما شرط پذیرش دین رو علاوه بر قبول پیامبر آخرالزمان ، قبول ولایت ائمه ی شیعه ذکر کردید (در همه ی ادیان ) که هنوز سندی ارائه نشده .
اینهمه سند از آیات و روایات ذکر شده منتهی گویا چشمان شما فقط آنها را میبیند که خودش میخواهدSmile



اگه بگویید من با حدیث کاری ندارم این مراتبی از کفر است بنابر آیات قرآن
چراکه امر خدا هست که سخن رسول خدا را بشنوید و اطاعت کنید
شما فقط از سخن رسول خدا میتوانید الوالامر را بشناسید به طور مثال و نه از آیات قرآن یا عقلتان به تنهایی
یا چگونگی نماز را و یا...

در ذیل اون آیاتی که بالا ذکر شده روایت داریم از ائمه که شرط پذیرش ایمان از اقوام پیشین اقرار به رسالت پیامبر آخر الزمان و ولایت وصی او است

بعلاوه وقتی که خدا در کتب آسمانی پیشین نام رسول الله و امیرالمومنین را ذکر کرده مردم باید به آنها ایمان بیاورند همانطور که در قرآن هم اگر به نبوت یکی از پیامبران ذکر شده در قرآن شما اقرار نکین کافر هستی

الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف)
همان كسان كه آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند...(157)

میخواهید قبول بفرماید
میخواهید نفرماید
دیگر به خود شما بستگی دارد


نقل قول:نام امام علی-علیه السلام- در کتب الهی

با عرض سلام وادب خدمت دوستان عزیز،و عرض تبریک بمناسبت میلاد با سعادت امیرمومنان علی بن ابیطالب –علیه السلام- به همه شما دوستان عزیز



یکی از سوالاتی که شاید به ذهن برخی از دوستان خطور کرده باشد این است که آیا به نام امام علی0علیه السلام- در کتابهای الهی اشاره ای شده است؟در این نوشتار مختصر به این سوال پاسخ خواهم گفت.


از روایات اسلامی استفاده می شود كه هم اوصاف و فضایل پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه و آله ـ و هم جانیشین و خلیفه بر حقَش امام علی ـ عیله السَلام ـ و همچنین سایر ائمه در كتب مقدَس آنها مطرح بوده است.

خداوند متعال در قرآن می فرماید: «كسانی كه كتاب آسمانی به آنان داده ایم او (پیامبر) را همچون فرزندان خود می شناسند، گرچه جمعی از آنان حق را آگاهانه كتمان می كنند.»[1]

این آیه پرده از حقیقت مهمی بر می دارد و آن این كه بیان صفات روحی و جسمی و ویژگی های پیامبر اسلام ـ صلَی الله علیه و آله ـ ‏در كتب پیشین به قدری صریح و روشن بوده است كه تصویر كاملی از آن در اذهان كسانی كه با آن كتب سر و كار داشته اند، نقش بسته بود.

در روایتی آمده است كه فردی یهودی از امام علی ـ عیله السَلام ـ سؤال میكند كه اسم محمَد پسر عموی شما و اسم شما و فرزندانتان در تورات چیست؟

حضرت جواب می دهد: «در تورات اسم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) «طاب طاب» و اسم من «ایلیا» و اسم فرزندانم «شبّر و شبیر» می باشد،» یهودی با شنیدن این پاسخ، بلا فاصله مسلمان شده و شهادتین را بر زبان جاری می كند و پس از شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شهادت به وصایت و ولایت امام علی (علیه السلام) می دهد.[2]

از این روایت استفاده می شود كه امام علی (علیه السلام) به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بطور واضح و روشن در تورات مطرح بوده است. و اگر غیر این بود نباید بلافاصله یهودی فرمایش امام علی ـ علیه السَلام ـ را قبول می كرد.

و نیز نقل شده كه اسامی مبارك تمام ائمه اهل بیت ـ علیه السَلام ـ در تورات نقل شده و به زبان عبرانی چنین بوده است: میذمیذ (مصطفی) ایلیا (علی مرتضی) قیذور (حسن مجتبی) ایرییل (حسین شهید) مشفور (زین العابدین) مسهور (امام باقر) مشموط (جعفر صادق) ذومرا (موسی كاظم) هذاد (علی بن موسی الرضا) تیمورا (محمد تقی) نسطور (علی النقی) نوقش (حسن عسكری) قدیمونیا (محمد بن حسن) صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)[3]



در بخش هایی از کتب عهدین به انوار طیبه پنج تن ـ علیهم السلام ـ اشاره شده است آنجا که از زبان حضرت ادریس ـ علیه السلام ـ نقل می کند که فرزندان آدم در تعیین افضل مخلوقات دچار اختلاف شدند هر کدام چیزی گفتند و در نهایت اختلاف خود را نزد آدم ـ علیه السلام ـ بردند آن حضرت فرمود: چون خدا مرا آفرید و از روح خود در کالبدم دمید و من درست نشستم عرش اعظم الهی را دیدم و پنج شبح نورانی را نگریستم که در عرش هویداست در نهایت عظمت و جلال و کمال و حسن و ضیاء عرض کردم: پروردگارا این انوار با عظمت و جلال چه کسانی هستند خطاب رسید این ها اشرف مخلوقات من و واسطه بین من و سایر آفریدگانند. اگر این ها نبودند من تو را نمی آفریدم و نه آسمان و نه زمین و نه بهشت و نه جهنم و نه آفتاب و نه ماه را. عرض کردم پروردگارا نام این ها چیست؟ خطاب رسید به ساق عرش بنگر چون نگریستم دیدم این پنج نام مبارک نوشته شده است: پار غلیط (محمد) ایلیا (علی) طیطه (فاطمه) بشر (حسن) بشیّر (حسین)


روزی عیسی مسیح ـ علیه السلام ـ با صدای بلند فریاد زد ایلی ایلی به فریادم برس و مرا کمک کن، حاضرین برخی گفتند خدا را می خواند و برخی گفتند الیاس را می خواند.... ولی از آن جا که هیچ یک پیامبران خودشان به این که نام ایشان ایلی یا ایلیا باشد تصریح نکرده اند و فقط علی ـ علیه السلام ـ است که این نام خودش که در تورات و انجیل آمده است تصریح کرده و می گوید: «انا ایلیا الانجیل» قندوزی نقل می کند: امام علی ـ علیه السلام ـ در کوفه بر فراز منبر رفت و خطبه مفصلی برای مردم قرائت نمود بعد از حمد و ثنای الهی و بیان مطالب دیگر در معرفی خود و فضایل خود جملاتی بیان کرد که ازجمله به جمله فوق (انا ایلیا الانجیل) اشاره کرد.



روایت شده كه جماعتى از سرزمین روم وارد شهر مدینه شدند و در میانشان مرد دانشمندى از راهبهاى نصارى بود، و در آن وقت حكومت مسلمین به دست أبو بكر بود، راهب با شتر خود كه بار آن طلا و نقره بود به سوى مسجد مدینه كه أبو بكر با جماعتى از مهاجر و انصار در آنجا بودند رفت.


راهب پس از عرض احترام و اظهار محبّت گفت: كدام یك از شما جانشین پیامبرتان و امین دین شما است؟.

حاضرین به جانب أبو بكر اشاره نمودند.

راهب گفت: اى شیخ نام شما چیست؟ گفت: نام من عتیق است. راهب پرسید: نام دیگرت چیست؟ گفت: صدّیق. راهب گفت: نام دیگر شما چه مى‏باشد؟ گفت: جز اینها نام دیگرى براى خود نمى‏دانم.

راهب گفت: شما آن فردى نیستى كه در پى او مى‏باشم.

أبو بكر گفت: حاجت و مقصود تو چیست؟ راهب گفت: من از سرزمین روم با این شتر و بار طلا و نقره‏اش بدینجا آمده‏ام تا از امین این امّت مسأله‏اى را بپرسم، كه در صورت پاسخ به آن مسلمان مى‏شوم و مطیع فرمان او خواهم شد و این همه طلا و نقره را میان شما پخش خواهم كرد، و در صورت عجز از پاسخ از همان راهى كه آمده‏ام برگشته و اسلام را قبول نكنم.

أبو بكر گفت: آن مسائلى كه منظور دارى بپرس؟

راهب گفت: بخدا سوگند هیچ سخنى نگویم تا شما مرا از هر تعرّضى امان دهى!.

أبو بكر گفت: تو در امانى، و هیچ مشكلى نخواهى داشت، آنچه مى‏خواهى بگو؟



راهب گفت: مرا خبر دهید از آن چیزى كه براى خدا نبوده و خدا آن را ندارد و آنچه از خدا نباشد و آنچه كه خداوند آن را نداند؟.


أبو بكر متحیّر شده و هیچ جوابى نداد، و پس از اینكه زمانى ساكت ماند دستور داد عمر را حاضر كنند، و چون او حاضر شده و پهلویش نشست أبو بكر به راهب گفت:

از این شخص بپرس. پس راهب رو به عمر كرده و سؤال خود را تكرار كرد و او نیز از پاسخ به آن عاجز ماند.

سپس عثمان وارد مسجد شد و همان مذاكره سابق میان او و راهب نیز انجام شد ولى عثمان نیز از جواب به آن سؤال فرومانده و ساكت شد.

پس راهب با خود گفت: اینان شیوخ بزرگوارى هستند، ولى افسوس كه به خود مغرور بوده و متكبّرند، سپس برخاست تا از مسجد خارج شود.

أبو بكر گفت: اى دشمن خدا اگر وفاى به عهد نبود زمین را از خونت رنگین مى‏ساختم.

در اینجا سلمان فارسى رضى اللَّه عنه برخاسته و به خدمت حضرت أمیر علیه السّلام رسیده- و او با دو فرزندش حسن و حسین در وسط خانه نشسته بود- و آن حضرت را از جریان مسجد باخبر ساخت.



حضرت أمیر علیه السّلام با شنیدن جریان برخاسته و رهسپار مسجد شد و حسن و حسین علیهما السّلام نیز به دنبال پدرشان آمدند، تا حضرت أمیر علیه السّلام به مسجد وارد شد جماعت حاضر با تكبیر و حمد الهى خوشحال و مسرور گشته و در برابر آن جناب همگى برخاسته، و او را جا دادند. پس أبو بكر راهب را خطاب كرده و گفت: كسى را كه تو مى‏خواستى حاضر شد، آنچه مى‏خواهى از او بپرس!.

راهب نیز روى به جانب آن حضرت نموده و گفت: اى جوان نامت چیست؟

فرمود: اسم من نزد یهود «الیا» و نزد نصارى «ایلیا» و نزد پدرم «علىّ» و نزد مادرم «حیدره» مى‏باشد.

راهب گفت: مقام و نسبت تو از پیامبر اسلام چیست؟

فرمود: من پسر عمو و داماد و همچون برادر پیغمبر هستم.

راهب گفت: به خداى عیسى قسم كه تو مطلوب من هستى، به من خبر بده از آنچه خدا را نیست و آنچه از خدا نیست و آنچه خدا آن را نداند؟

فرمود: با فرد خبیر و آگاهى روبرو شدى، امّا اینكه گفتى «آنچه خدا را نیست» همان زوج و فرزند است كه خدا را عیال و فرزندى نباشد.



و اینكه گفتى «آنچه از خدا نیست» عبارت است از ظلم كه خداوند در حقّ هیچ كس ظلم روا ندارد. و اینكه گفتى: «آنچه خدا آن را نداند»، خداوند براى خود هیچ شریكى را نمى‏شناسد.

راهب برخاسته و كمربند (نشان مذهبى) خود را باز كرد، و پیشانى آن حضرت را بوسیده و گفت: من شهادت مى‏دهم كه خداوند شریكى نداشته و تنها است و شهادت مى‏دهم كه محمّد از جانب خدا به مقام نبوّت مبعوث گشته است و شهادت مى‏دهم كه تو خلیفه و وصىّ پیغمبر و امین امّت اسلامى و معدن دین و حكمت و سرچشمه علم و برهان هستى!. من نام تو را در تورات به عنوان «الیا» و در انجیل به عنوان «ایلیا» و در قرآن به عنوان «علىّ» و در كتابهاى گذشته به عنوان «حیدره» خوانده‏ام و من روى اطّلاعات خودم معتقدم كه تو وصىّ پیغمبرى، و أمیر این حكومت‏.{4}

لكن كتب مقدس موجود در دست یهود و نصاری مورد دستبرد قرار گرفته و تحریف شده است از این رو بسیاری از مطالبی كه در روایات به آنها اشاره شده در «عهدین» فعلی موجود نیست، در عین حال در تورات موجود مطالبی وجود دارد كه مفاد روایات را اثبات می كند.در سفر پیدایش تورات چنین آمده است: «ای ابراهیم دعای تو را در حقَ اسماعیل شنیدم. اینك او را بركت داده بارورگردانیده. بمقام ارجمند خواهم رساند. دوازده امیر از میان فرزندان او بر خواهند خواست»[5]. بدیهی است كه دوازده امیر جز بر ائمه اهل بیت ـ علیهم السَلام ـ تطبیق نمی كند و با توجه به روایات كه در این زمینه وجود دارد. به طور قطع می توان گفت كه مقصود همان بزرگواران است.

در اناجیل رسمی مسیحیان مطالب خاصَی در مورد امام علی ـ علیه السَلام ـ دیده نمی شود و نباید هم انتظار داشت زیرا انجیل اصلی و واقعی در دسترس نیست و از بین رفته است و اناجیل فعلی در حقیقت دیدگاه های برخی از حواریون است كه سال ها بعد از عروج عیسی ـ علیه السَلام ـ جمع آوری و تدوین شده است. لذا تناقضات و اختلافات زیادی در خود اناجیل دیده می شود. از این رو قابل اعتناء نیستند در عین حال در انجیل برنابا كه از دیدگاه مسیحیَت مورد اشكال است، به گفته صاحب كتاب بشارات عهدین، امام علی ـ علیه السَلام ـ به عنوان كسی كه سزاوار هر گونه كمال است یاد شده است.[6]

در مناظره امام رضا(علیه السلام) با نصارا،رأس الجالوت گفت: این احماد، و دختر احماد، و ایلیا، و شبر، و شبیر كه در تورات هست، تفسیرش بزبان عربى محمد، على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام هستند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:

1. امام علی اسوه وحدَت، محمد جواد شیری

2. امام علی و اخلاق اسلامی، محمد دشتی

3ـ بشارات عهدین، محمد صادقی تهرانی.

4ـ اهل البیت فی الکتاب المقدس، کاظم النصیری.





پی نوشتها:


1-

. بقره/146.


2- .طوسی، حمزه، الثاقب فی مناقب، قم، انصاریان، دوم، 1412 ق، ص 271.

3- .صدوق، عیون اخبار الرضا، بیروت، مؤسسة علمی مطبوعاتی، اول، 1404 ق، ج2، ص147.

4- احتجاج طبرسی،ترجمه بهراد جعفری،ج1ص446

5 . تورات، سفر پیدایش،17/20، ص14.

6 . صادقی، محمد، بشارت العهدین، تهران، دار الكتب الاسلامیه،1362ه‍، ص213.

7- اخبار و آثار حضرت امام رضا علیه السلام، ص: 626

صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع