تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پیامبر من...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا کمکم کن...
قدم نوزدهم:
دانش بیش از آن است که به شماره درآید؛ از هر چیزی نیکوترینش را فراگیرید.(منتخب میزان الحکمت،ح4575)




تعلیمش...
محمد! دین را به من بیاموز.
وسط صحبتش بود که یکی اینطوری فریاد زده بود. آن هایی که حواسشان نبود و یا قصدی داشتند، مراعاتش نمی کردند. اما پیام بر همان جا صحبتش را قطع کرد و نزدش رفت. آنچه لازم بود تعلیمش داد و برگشت.(اسدالغابه،ج1،ص214؛ به نقل از خاتم النبیین،ص109)
اهل مدارا بود، خیلی.
بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا کمکم کن...
قدم بیستم:
کسی که از دنیا دل برکند، مصیبت ها بر او آسان می شود.(منتخب میزان الحکمة،ح3704)





صبر بر مصیبتش...
خیلی سختی کشید. از همان آغاز دعوتش. اما کوتاه نمی آمد. در مکه میان اجتماعات و بازار فریاد می زد: بگویید خدایی جز الله نیست، تا رستگار شوید.
دو نفر دنبالش کردند و خاک می پاشیدند. می گفتند: دروغ می گوید، باور نکنید. ابولهب و ابوجهل بودند.(سیره ی شامی،ج1،ص461؛ به نقل از خاتم النبیین،ص118)

عقبة بن ابی معیط از جمله دشمنان جانی اش بود. یک بار در سجده، شکمبه ی شتر بر روی پیام بر انداخت. یک بار هم عمامه اش را دور گردنش پیچید تا خفه شود. به تحریک ابی بن خلف، به صورتش...
اما پیام بر سخت تر از اینها را تحمل کرده بود. می گفت: هیچکس در راه خدا به اندازه ی من اذیت نشد.(منتخب میزان الحکمة،ح6071) چند بار هم گفته بود: وقتی به مصیبتی مبتلایید، یادم کنید که بیش از شما سختی کشیدم.(سیره ی شامی،ج1،ص468، 470، 52؛ به نقل از خاتم النبیین،ص118)
بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا کمکم کن...
قدم بیستویکم:
خدا فرماید:هر که به قضایم رضا ندهد و بر نعمتم شکر نگوید و بر بلایم صبر نکند, خدایی جز من می جوید.(بحارالانوار,ج5,ص95)




اشک و دلش...
به خاطر سختی های دنیا هم ناراحت می شد. نه به خاطر دنیا, که به خاطر دل رحیمش.
ابراهیم تنها پسرش بود که به هجده ماهگی رسیده بود.اما داشت در دامان مادرش جان می داد. او را گرفت و گفت: فرزندم ابراهیم! ما در برابر فرمان خدا ناتوانیم. کاری نمی توانیم بکنیم. اشکش ریخت و ادامه داد: هرگز آنچه خدا را ناراضی می کند, بر زبان جاری نمی سازیم.(اسدالغابه,ج1,ص39؛ به نقل از خاتم النبیین,ص120و121)
بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا کمکم کن...
قدم بیستودوم:
از دنیا چشم بپوش تا خدا دوستت بدارد و از دارایی مردم چشم بپوش تا دوستت بدارند.(وسائل الشیعه,ج9,ص450)




دنیایش...
دنیا زده و روزمره نبود. هیچ وقت از دنیا زیاده نمی خواست.اصلاً چشمش به آن نبود.همیشه زاهد بود و قانع.
گرسنه ترین مردم زمانش بود. تعمیر کفش هایش با دست خودش بود. لباس هایش هم.
روی الاغ بدون پالان می نشست. آنقدر ساده بود که وقتی متوجه شد پرده ی در خانه اش تصویر دارد, به همسرش گفت: این پرده را از جلوی دیدگانم دور کن. می خواهم فقط به یاد او باشم. نمی خواهم هر وقت نگاهش می کنم, یاد دنیا بیفتم.(نهج البلاغه,خطبه ی159)
بسم الله الرحمن الرحيم

خدايا كمكم كن...
قدم بيستوسوم:
مغرور نشو؛ نه به پاكي نه به علم و عملت.(منتخب ميزان الحكمت،ح4761)




خانه اش...
خانه اش ساده بود؛ از خشت خام. اسمش خانه بود ولي فقط اتاقكي بود با بالاخانه اي كوچك. براي هر كدام از همسرانش هم درست كرده بود؛ يك اتاق باز با خشت خام و سقفي از شاخه ي نخل.(نظام الحكومة النبويه،ج2،ص79؛ به نقل از خاتم النبيين،ص129)
وقتي سخن از فرش به ميان آمد، فرمود: زيراندازي براي زن، يكي هم براي مهمان و يكي هم براي مرد خانه. چهارمي براي شيطان است.(تيسيرالاصول،ج4،ص20؛ به نقل از همان،ص138)

رفته بودند ديدنش. حصير بسترش بود و ليف خرما هم متكايش. وقتي تعجب آنها را ديد، فرمود: من به دنيا چه كار دارم؟ درگذرم؛ مسافري كه ساعتي زير درخت مي آسايد و مي رود. با اين حال برايش بستري از پشم آورده بودند. متوجه نبودند؛ به عايشه گفت: اگر مي خواستم، خدا كوه ها را برايم طلا مي كرد.(شمائل الرسول، ص87 و 97؛ به نقل از همان،ص141)
سلام

جان من چرا تاپیک به این ارزشمندی رو نمی خونید؟
خیلی مطالب خوب و متناسب با زمونه نوشتید Big Grin . خدا پدر و مادرتون رو حفظ کنه Blush
به نظر من اگه دوستان در مورد این جملات توضیحی دارن بنویسن . خیلــــــــــی خلاصه هستن .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
از زحمات شما متشکرم
ماکه خیلی استفاده بردیم
ان شا الله ادامه پیدا کنه تا دوستان بیشتر سر بزنن و استفاده کنن
صلوات
یا الله
بسم الله الرحمن الرحیم
مدتی این مثنوی تأخیر شد
مهلتی بایست تا خون شیر شد
بخاطر تأخیر اووووووف, نمیدونم چقدر که پیش اومد معذرت.Blush انشالله جبران کنم.
خدا پدر و مادر حاج آقا قطبی رو بیامرزه که اینقدر زیبا و رسا پیام بر من رو برای ما تعریف کردن.
ممنون از توجه دوستانSmile
انشاالله ادامه دارد...
یا علی...

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا کمکم کن...
یا علی...

قدم بیستوچهارم:

شایسته ی مسلمانی است؛ غسل جمعه, مسواک کردن و عطر زدن.(نهج الفصاحه، ص98)




تمیزی اش...
اهل مسواک و عطر و شانه زدن و پیراهن های سفید بود. تمیز و تمیز پوش.
مردی ژولیده را دید و پرسید: مالداری؟ گفت: بله، از همه قِسم. چرا نشانه اش در تو نیست؟ خدا دوست دارد اثر نعمت را در بنده اش ببیند. ژولیدگی و خود را به ژولیدگی زدن را دوست ندارد.(اسدالغابه، ج2،ص210؛ به نقل از خاتم النبیین،ص456) این کارها از شیطان است.(تیسیرالوصول، ج2،ص118؛ به نقل از خاتم النبیین، ص466)

دو لباس چرکین به عایشه داد تا بشویدشان. گفت: این دو را بشوی! لباس تسبیح خدا می گوید، اما وقتی چرکین شود تسبیحش قطع می شود.(میزان الحکمة، ج10، ص94)
نمومه هایش زیاد بود. خیلی ها را به راه آورد.
بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا کمکم کن...
یاعلی...

قدم بیستوپنجم:
خدا به نیت آخرت، دنیا را می دهد، ولی به نیت دنیا، آخرت را نمی دهد.(نهج الفصاحه،ص637)




غذا خوردنش...
روی زمین می نشست و چیزی می خورد. مانند برده ها نشست و برخاست داشت. توی ظرف های آنچنانی مثل طبق یا ظرف های بزرگ غذا نمی خورد. نان اشرافی الک شده هم نخورده بود. ساده ی ساده بود؛ مثل بندگان خدا.(مکارم الاخلاق، ج1، ص171؛ به نقل از الگوی کامل، ص21و نهج البلاغه، خطبه ی159)
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع