(۲/اسفند/۹۱ ۱۲:۱۰)ناخدا نوشته است: [ -> ]کجای این جشنواره مردمی است؟! هزار جور ساپورت مالی و غیر مالی از بودجه دولتی شده , الان هم که با بالاها
دیدار می کنند !
تریبون مستضعفین- عباس کوچک سبکبار
پس از اختتامیه سومین جشنواره مردمی فیلم عمار که یکشنبه ۱۰ دیماه برگزار شد، سایت کافه سینما در
یادداشتی [sup][1][/sup] به قلم امیر قادری به کار بردن لفظ مردمی را در نام این جشنواره نادرست دانسته مینویسد: «نکته، آن پیشوند “مردمی” قبل از کلمهی عمار است: جشنوارهی مردمی عمار. همان اتفاقی که باز به عنوان مثال؛ وقتی این اواخر از کلمه “خانه” برای سینما در عبارت خانه سینما، استفاده میکردیم، به تناقض برمیخوردیم.»
اما بگذارید فرق جشنواره عمار و جشن خانه سینما را به گونهای دیگر بررسی کنیم. فرق انقلاب و کودتا در چیست؟ آیا جز این است که هر دو نظم کنونی را بر نمیتابند و هر دو به دنبال به دست آوردن قدرتاند؟ اما چگونه است که یکی ممدوح است و دیگری منفور؟ فرق این دو تنها در این است که در کودتا اقلیت سلطه خویش را بر اکثریت تحمیل میکنند و در انقلاب اکثریت خود را از سلطه اقلیت بیرون میکشند.
باید به قادری که در فضای سینمای روشنفکری تنفس کرده و حتی زحمت آمدن به جشنواره عمار را هم به خود نداده است حق داد که انقلاب عمار را هم مانند کودتای خانه سینماییها بداند.
وی مینویسد: «فرمان تسخیر قلعه دشمن هیچ بد نیست، وقتی زیر پرچم یک حزب سیاسی عنوان شود و نه تحت عنوان مردمی.» هر چند تسخیر را به درستی فهمیده اما موضوع تسخیر قلعه دشمن نیست بلکه مخاطبی است که سی سال سینمای روشنفکری نتوانسته است آن را بدست آورد.
سینما اگر امروز در سبد فرهنگی مردم ایران نیست مقصر همان شرکت کنندگان جشن های خانه سینما هستند. کسانی که سی سال هر تصمیمی که خواستند برای سینمای ایران گرفتند و هر فیلمی خواستند ساختند و چه اکران شد و چه توقیف و چه فروش کرد و چه نکرد، مواجبشان از پول نفت رسید. اما جشنواره عمار با اکرانهای مردمیاش انقلابی را به پا کرده برای سرنگونی فاجعه سی ساله کودتاگران خانه سینما.
کارگردانان عمار هنوز آنقدر وجه سینمایی حاکم به آنان غالب نشده است که منتظر بودجههای کلان باشند، آنها با بودجههای اندک خود به سینما آمدهاند و دنبال بوقلمون خوردن و اسم در کردن نیستند، دغدغه آنان دیده شدن اثرشان توسط مردم است نه فروش آن. به همین خاطر در بیش از ۶۰۰ نقطه در کشور بدون هیچ دغدغهای مردم را مخاطب خود قرار میدهند و میخواهند مردم رایگان اثرشان را ببینند، آنها نه بودجه فیلمشان قبل اکران تامین شده است و نه اطمینان دارند اثر توقیفیشان را فارابی و ارشاد میخرد، این را مقایسه کنید با دعواهایی که تنها بر سر اعلام دستمزد بازیگران بوده و هست.
مردمی بودن یعنی همه را در این جشنواره راه میدهند، فرقی ندارد سیدداوود میرباقری کاگردان مختار فاخر باشد و یا کودک فال فروش (
+ [sup][2][/sup]) جلوی سینما، همه میآیند، هیچ کسی منع نمیشود، برای هیچ کس هم فرش تکبر سرخ پهن نمیکنند.
مردمی بودن یعنی اکران در بیش از ۶۰۰ نقطه کشور بدون نیاز به غر زدن بر سر وضعیت سالنهای نمایش و زمان اکران. آن هم توسط اکران کننده های مردمی، اکران مردمی هم از آن واژه هایی است که عمار وارد دایره لغات جشنواره ها کرد، عمار از همان دور اول اکران های «مردمی» داشت، اکرانهایی که فیلمهای عمار را به جاهایی برد که تا کنون رنگ سینما را به خود ندیده بودند. مساجد، نمازخانه ها، خانه های شهدا و دانشگاهها برای اولین بار در کنار سالن های سینما محل برگزاری جشنواره شدند!
قادری مینویسد: «اما وقتی از کلمهٔ «مردمی» استفاده میکنند؛ که یعنی مردم همانی هستند که آنها میگویند، آن وقت است که کلاهمان توی هم میرود.» اما از دید عمار مردم یعنی اهالی روستای معزی آباد جابری در ۹۰ کیلومتری شیراز که برای فراهم آوردن امکانات اکران در این روستا بدون اینکه منتظر این و آن باشند برای تاسیس سینما و سالن نمایش، خودشان در مسجد پول جمع میکنند و با یک لپتاپ و ویدئوپروژکتور به استقبال عمار میروند. آیا برای فیلمهای خانه سینمایی میتوان چنین کاری کرد؟ خانهای که محصولات آن در میان مخاطبین خود که قشر مرفه و دست به جیب و لارج جامعه هستند هم فروش نمیکند!
البته درباره سینمای نفتی باید گفت سی سال است خانه سینما از چاه نفت هنر استخراج میکنند، هیچکدام از خانه سینماییها از بوی بد نفتی که در همه فیلمها به مشام میرسید حرفی نمیزدند،این پول تا کنون صرف تکاندن تار عنکبوت های سالن های نمایش فیلمهای هنری شده است و خرید آثار توقیفی سینماگران، براستی معیار درست و غلط در استفاده از پول نفت چیست؟
این منتقد به هر حال جاهلانه یا عامدانه انقلاب فرهنگی جشنواره مردمی عمار را با کودتای ویژه خواران خانه سینما مقایسه میکند و سعی در فروکاست مفهومی «مردم» در عنوان جشنواره به هواداران یک حزب، و شکاف کودتاگران خانه سینما و انقلابیون جشنواره عمار را به یک جدال ایدئولوژیک دارد که ربطی هم به مردم ندارد!
با تمام آنچه گفته شد باید به قادری حق داد که توقع نداشته باشد در ایران جشنوارهای مردمی شکل بگیرد، آن هم با وجود تجربههای تلخ سی ساله سینمای ایران، اما عمار را چه باور کنیم و چه نکنیم مردمی است. ای کاش قادری هم به عمار می آمد می دید مردمی بودن در عمل یعنی چه.