|
اخبار سینمای ایران ( لطفا پست اول را مطالعه کنید! )
|
|
۱۲:۳۵, ۸/فروردین/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/فروردین/۹۱ ۱۲:۴۶ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر همه ی دوستان گرامی! با توجه به ایجاد زیربخش جدید برای سینمای ایران از دوستان خواهشمندیم ضمن رعایت نکات مربوطه از این به بعد اخبار داخلی سینمای ایران را در این تاپیک قرار بدهند! 1. از قرار دادن اخبار بدون منبع موثق خودداری کنید! 2. از قرار دادن اخبار زرد حاشیه ساز بپرهیزید! 3. از قرار دادن اخبار غیر مهم و غیر مفید که سنخیت با رسالت تالار ندارند پرهیز کنید! 4. از اظهار نظر شخصی پیرامون اخبار بپرهیزید! ( اگر موردی بود گزارش کنید! ) 5. قبل از قرار دادن خبر از تکراری نبودن آن اطمینان حاصل کنید! 6. از قرار دادن اخبار قدیمی خودداری کنید! 7. از قراردادن اخبار تند و جهت دار بپرهیزید! 8. از طرح مباحث سیاسی جلوگیری می شود! 9.ضمن رعایت نکات فوق برای اخبار سینمای جهان هم به این تاپیک مراجعه کنید! از همکاری شما پیشاپیش تشکر می کنیم و خواهشا برای اخبار تاپیک های جداگانه ی دیگری ایجاد نکنید! موفق بمانید .... یا علی |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۱۰, ۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
۱۲:۲۱, ۲/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
(۲/اسفند/۹۱ ۱۲:۱۰)ناخدا نوشته است: کجای این جشنواره مردمی است؟! هزار جور ساپورت مالی و غیر مالی از بودجه دولتی شده , الان هم که با بالاها تریبون مستضعفین- عباس کوچک سبکبار پس از اختتامیه سومین جشنواره مردمی فیلم عمار که یکشنبه ۱۰ دیماه برگزار شد، سایت کافه سینما در یادداشتی [sup][1][/sup] به قلم امیر قادری به کار بردن لفظ مردمی را در نام این جشنواره نادرست دانسته مینویسد: «نکته، آن پیشوند “مردمی” قبل از کلمهی عمار است: جشنوارهی مردمی عمار. همان اتفاقی که باز به عنوان مثال؛ وقتی این اواخر از کلمه “خانه” برای سینما در عبارت خانه سینما، استفاده میکردیم، به تناقض برمیخوردیم.» اما بگذارید فرق جشنواره عمار و جشن خانه سینما را به گونهای دیگر بررسی کنیم. فرق انقلاب و کودتا در چیست؟ آیا جز این است که هر دو نظم کنونی را بر نمیتابند و هر دو به دنبال به دست آوردن قدرتاند؟ اما چگونه است که یکی ممدوح است و دیگری منفور؟ فرق این دو تنها در این است که در کودتا اقلیت سلطه خویش را بر اکثریت تحمیل میکنند و در انقلاب اکثریت خود را از سلطه اقلیت بیرون میکشند. باید به قادری که در فضای سینمای روشنفکری تنفس کرده و حتی زحمت آمدن به جشنواره عمار را هم به خود نداده است حق داد که انقلاب عمار را هم مانند کودتای خانه سینماییها بداند. وی مینویسد: «فرمان تسخیر قلعه دشمن هیچ بد نیست، وقتی زیر پرچم یک حزب سیاسی عنوان شود و نه تحت عنوان مردمی.» هر چند تسخیر را به درستی فهمیده اما موضوع تسخیر قلعه دشمن نیست بلکه مخاطبی است که سی سال سینمای روشنفکری نتوانسته است آن را بدست آورد. سینما اگر امروز در سبد فرهنگی مردم ایران نیست مقصر همان شرکت کنندگان جشن های خانه سینما هستند. کسانی که سی سال هر تصمیمی که خواستند برای سینمای ایران گرفتند و هر فیلمی خواستند ساختند و چه اکران شد و چه توقیف و چه فروش کرد و چه نکرد، مواجبشان از پول نفت رسید. اما جشنواره عمار با اکرانهای مردمیاش انقلابی را به پا کرده برای سرنگونی فاجعه سی ساله کودتاگران خانه سینما. کارگردانان عمار هنوز آنقدر وجه سینمایی حاکم به آنان غالب نشده است که منتظر بودجههای کلان باشند، آنها با بودجههای اندک خود به سینما آمدهاند و دنبال بوقلمون خوردن و اسم در کردن نیستند، دغدغه آنان دیده شدن اثرشان توسط مردم است نه فروش آن. به همین خاطر در بیش از ۶۰۰ نقطه در کشور بدون هیچ دغدغهای مردم را مخاطب خود قرار میدهند و میخواهند مردم رایگان اثرشان را ببینند، آنها نه بودجه فیلمشان قبل اکران تامین شده است و نه اطمینان دارند اثر توقیفیشان را فارابی و ارشاد میخرد، این را مقایسه کنید با دعواهایی که تنها بر سر اعلام دستمزد بازیگران بوده و هست. مردمی بودن یعنی همه را در این جشنواره راه میدهند، فرقی ندارد سیدداوود میرباقری کاگردان مختار فاخر باشد و یا کودک فال فروش (+ [sup][2][/sup]) جلوی سینما، همه میآیند، هیچ کسی منع نمیشود، برای هیچ کس هم فرش تکبر سرخ پهن نمیکنند. ![]() مردمی بودن یعنی اکران در بیش از ۶۰۰ نقطه کشور بدون نیاز به غر زدن بر سر وضعیت سالنهای نمایش و زمان اکران. آن هم توسط اکران کننده های مردمی، اکران مردمی هم از آن واژه هایی است که عمار وارد دایره لغات جشنواره ها کرد، عمار از همان دور اول اکران های «مردمی» داشت، اکرانهایی که فیلمهای عمار را به جاهایی برد که تا کنون رنگ سینما را به خود ندیده بودند. مساجد، نمازخانه ها، خانه های شهدا و دانشگاهها برای اولین بار در کنار سالن های سینما محل برگزاری جشنواره شدند!
![]() قادری مینویسد: «اما وقتی از کلمهٔ «مردمی» استفاده میکنند؛ که یعنی مردم همانی هستند که آنها میگویند، آن وقت است که کلاهمان توی هم میرود.» اما از دید عمار مردم یعنی اهالی روستای معزی آباد جابری در ۹۰ کیلومتری شیراز که برای فراهم آوردن امکانات اکران در این روستا بدون اینکه منتظر این و آن باشند برای تاسیس سینما و سالن نمایش، خودشان در مسجد پول جمع میکنند و با یک لپتاپ و ویدئوپروژکتور به استقبال عمار میروند. آیا برای فیلمهای خانه سینمایی میتوان چنین کاری کرد؟ خانهای که محصولات آن در میان مخاطبین خود که قشر مرفه و دست به جیب و لارج جامعه هستند هم فروش نمیکند!
![]() البته درباره سینمای نفتی باید گفت سی سال است خانه سینما از چاه نفت هنر استخراج میکنند، هیچکدام از خانه سینماییها از بوی بد نفتی که در همه فیلمها به مشام میرسید حرفی نمیزدند،این پول تا کنون صرف تکاندن تار عنکبوت های سالن های نمایش فیلمهای هنری شده است و خرید آثار توقیفی سینماگران، براستی معیار درست و غلط در استفاده از پول نفت چیست؟ این منتقد به هر حال جاهلانه یا عامدانه انقلاب فرهنگی جشنواره مردمی عمار را با کودتای ویژه خواران خانه سینما مقایسه میکند و سعی در فروکاست مفهومی «مردم» در عنوان جشنواره به هواداران یک حزب، و شکاف کودتاگران خانه سینما و انقلابیون جشنواره عمار را به یک جدال ایدئولوژیک دارد که ربطی هم به مردم ندارد! با تمام آنچه گفته شد باید به قادری حق داد که توقع نداشته باشد در ایران جشنوارهای مردمی شکل بگیرد، آن هم با وجود تجربههای تلخ سی ساله سینمای ایران، اما عمار را چه باور کنیم و چه نکنیم مردمی است. ای کاش قادری هم به عمار می آمد می دید مردمی بودن در عمل یعنی چه.
|
|||
|
|
۱۳:۵۶, ۱۹/اسفند/۹۱
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
به گزارش مشرق، بانی فیلم نوشت: درحالیکه فیلم «رسوایی» تازهترین ساخته دهنمکی به زودی روی پرده سینماها میرود این کارگردان میخواهد سهگانهای درباره دوره پهلوی جلوی دوربین ببرد. این کارگردان درخصوص پروژه تازهاش گفت: «سه طرح در دست دارم که مشغول انجام کار بر روی آنها هستم. یکی از آنها را برای ساخت سریال تحویل تلویزیون داده بودم که اگر به نتیجه نرسد سینماییاش میکنم، اما کار اصلیام همان طرحی است که مضمونی تاریخی دارد و دوره پهلویها (1357- 1304) را روایت میکند.
در حال حاضر یک پژوهشگاه برای این کار درست کردهام و تمام انرژیام را روی آن گذاشتهام که براساس ناگفتهها شکل گیرد. احتمالاً به دلیل طولانی بودن روایت یک تریلوژی از آن ساخته میشود که از تمام اسناد شفاهی و مکتوب در این زمینه بهره خواهم برد. این کار احتمالاً سر و صدای زیادی راه میاندازد چون حرف نویی برای گفتن دارد.» |
|||
|
|
۱۶:۴۸, ۳۱/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۲ ۱۷:۰۲ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
![]() قسمت هایی از مصاحبه ی مسعود فراستی با همشهری جوان : (خبر قدیمی است ولی خب حرفهای خوبی توش مطرح شده) ● دروغ نسبی است یعنی چه؟ این دریوری را قبلا مخملباف گفته، سروش هم تئوریزه اش کرده، الان هم تو به شکل دیگری می گویی.حرف غیر علمی است، مگر در جامعه ما چه خبر است که در جوامع دیگر نیست ؟ ● یک ساعت بعد از نمایش فیلم «جدایی نادر از سیمین» گفتم این سرگذشت خود فیلمساز است. می خواهد برود رویش نمی شود. رفت! آدم اهل علم می تواند برود، من هم تشویقش می کنم که برود دانشمند فیزیک اتم شود. چون علم جهانی است اما هنر را من جهانی نمی بینم. هنر با ریشه هایش معنی پیدا می کند. من یکسال قبل از رفتن این آدم، پیش بینی کردم. بر عکس کیارستمی، کمی آی کیو هم ندارد که بفهمد آنجا کارش تمام است. تو آنجا می خواهی درباره انسان حرف بزنی؟ در تاریخ یک آدم نمی شناسم که راجع به انسان کلی حرف زده باشد. همه درباره انسان معین حرف می زنند. انسان زمان مند و مکان مند. منتهی بعضی وقت ها آن قدر این خوب گفته می شود که می تواند تعمیم پیدا کند. ● اصلا تو چکاره ای که داری درباره اخلاق حرف می زنی؟ من هیچ آدمی را نمی شناسم در این مرتبه باشد. سینما که هیچی! ● من می گویم «جدایی...» فرم مبتذلی دارد. دوربین روی دست که تشخص اصلی فرمش است بی معنی است. مد قلابی است که مطلقا برای رفتن به درون آدم ها به کار نمی رود. دوربین ایستا، با وقار و در کلوزآپ هاست که می تواند ما را به درون آدم ببرد. دوربین لرزان گهواره ای من را حداکثر به محیط نزدیک می کند نه به آدم. ● بنده یکی از دعواهایی که با مرتضی(آوینی) داشتم سر «قصه های مجید» بود. من خوشم می آمد اما نقد مرتضی به صاحب اثر میرسید و یک جمله خیلی عجیب وغریب تویش بود: فیلمساز توانسته من خودش را از بین ببرد و ظرف واقعیت بشود. فکر می کنم چنین چیزی غیر ممکن است. حتی در «روایت فتح» هم چنین اتفاقی نمی افتد، چه برسد به سینمای قصه گوی اینطوری. فیلم های بعدی نشان داد که ابتذال در فیلم های پوراحمد هست. اگر مرتضی بود، می گفت حق با توست، این تئاتر آخرش...30 سال است من چیزی به این مزخرفی ندیده ام. بنابراین تک فیلمهایی که بتوانم دفاع کنم داریم. ولی فیلمسازی که صاحب جهان و سبک باشد نمی شناسم چون نمی شناسم خیلی با احتیاط از آن فیلمهایی که می پسندم دفاع می کنم. ● فرهادی که خیلی زود است. یکی و نصفی فیلم بیشتر ندارد و این کارهایش دستگرمی است اما مهرجویی ابدا دنیایی ندارد. تقوایی هم ندارد. تنها کسی که نیمچه دنیای فسیل درب و داغانی دارد کیمیایی است که آن هم ادای دیروزش را در می آورد. ● فیلم های حاتمی مطلقا دنیایی ندارد که بشود گفت جهان این آدم این است، این شخصیت هایش است و این تلخ اندیشی یا شوخ وشنگی اوست. کیمیایی داشت: رفاقت، انتقام، یک جور آنارشیسم فردی،، مردنی که همیشه دوست داشته. این دنیای کاریکاتوریزه شده چون ادای گذشته را در می آورد. در دو یه فیلم حاتمی کیا یا مجیدی هم پیدا می کنید؛ در «پدر»، «بچه های آسمان» و «رنگ خدا» المان هایی را می بینید ولی خیلی زود از بین می رود و کاریکاتوریزه می شود. بیضایی هم اصلا ندارد. هر چقدر در نمایشنامه نویسی، قلم، نثرو...جهان داشته باشد اما در سینما خیلی پیش پا افتاده، دنیایش را در آن مدیون بلوکه می شود و جلو نمی رود. سبک هم ندارند. آدم وقتی سبک دارد که به پختگی رسیده باشد و تکرار المان فرمی اش آرام آرام بتواند سبکی بسازد. چون این دو را نداریم، دفاع از فیلم هرکسی، نباید به دفاع از آن آدم برسد. مگر اینکه ده فیلم از این آدم ببینیم که معلوم باشد چنین مسائلی دارد و این نکات فرمی اش است. حالا فرم هایش پخته و به سبک نزدیک می شود. ● همه سینمای آمریکا سینمای ملی شان است. حتی فیلم های مبتذل و آشغالش. فرهنگ و لایف استایل آمریکایی تویش هست. معلوم می شود که این سینما آینه این آدم هاست. سینمای ما آینه آدم هایمان نیستند. فیلم ها نه آینه جامعه اند و نه آینه فیلمساز. کجا «مهاجر» می دهد «گزارش یک جشن»؟ کجا «نیاز» می دهد «هوو»؟ کجا «گاو» می دهد «بمانی»؟ ● «گزارش یک جشن» ظاهرا مربوط به واقعه دو سال پیش است. کی دارد این واقعه را می بیند و چه جوری؟ اگر کیانیان خود فیلمساز باشد، فاجعه است. بویی از «مهاجر» تویش نیست. مگر می شود در بحث هنر، تحول تیپ مخملباف باشد و هر ورز لباس عوض کند؟ آن من کجاست؟ به نظرم آدم های سینمای ایران ابدا صاحب فردیت نیستند. آینه کج و معوج اوضاع هستند.هی به آقایان می گوییم چرا نمی توانید یک کار درست کنید، می گویند آقا شرایط نمی گذارد، اختناق است و... این بساط را جمعش کنید!هنر قرار است در هر شرایطی کاری بکند. ● بدی ما این است که جامعه خیلی زود روی خوش به ما نشان می دهد. یکی و نصفی فیلم ساخته و یکهو شده فیلمساز؟ خبری نیست جان خودت ! مشق نوشتی همین فاسدت می کند و ظرفیتش را نداری. هر چقدر دیرتر جامعه به تو رو کند امکان نجات یافتنت بیشتر می شود. تازه این دوستانی که این همه ادعا دارند، پشت مردم هستند. مردم جلوترند. همان مردمی که اشتباه زیادی می کنند. فیلم فارسی های قبل انقلاب به مردم الگو می دادند. فیلم فارسی های بعد انقلاب عقب مردم هستند. سینمای روشنفکری هم همینطور. دلیلش این است که دوستان ما با مردم زندگی نمی کنند. تا موقعی که دارد «بچه های آسمان» را می سازد خانه اش پا منار است و ماشینش هم پیکان قراضه. موقعی که دارد «آواز گنجشک ها» می سازد، ماشینش شاسی بلند است و خانه اش هم بالای شهر. من نمی گویم در آن پیکان بمان، ولی می گویم نمی شود و نتیجه نمی دهد. یک زندگی است دیگر.کار و زندگی یکی است. حیات هنری در دوستان نیست. زندگیشان یک ساز می زند، فیلم ساز دیگر. ● من اصلا کیشلوفسکی را دوست ندارم. یک فیلمساز هویت باخته که از نظر فرمی هم مال نیست. به هیچ وجه آبم با تارانتینو توی یک جوب نمی رود. از این پست مدرن بازی های امروزی به هم نمی ریزم .فکر نمی کنم «21 گرم» خیلی مهم باشد.«عشق سگی» فیلم بهتر و منسجم تری است. همه اینها را تعقیب می کنم اما هیچکدام به جایی نرسیده اند که بیایند توی مثال هایم. اصلا راحت بگویم: فکرمی کنم جهان، جهان کوتوله هاست. قبلا جهان آدم های قد بلند بود. منبع : دنیای سینما
|
|||
|
|
۱۵:۳۶, ۲۵/تیر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۲ ۱۶:۵۵ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
اکبر عبدی چگونه جیغ زن صهیونیستی را در آورد +عکس
سایت ‘صدای فرانسه’ مطلبی را با عنوان ‘نامه گلایه آمیز یک دختر یهودی به اکبر عبدی’ خطاب به این هنرمند کشورمان در واکنش به انتقاد طنز وی از صهیونیست ها در مراسم اعطای نشان فرهنگ و هنر منتشر ساخت. این سایت ادعا کرده است، اکبر عبدی در تالار وحدت از واژه “جود” مخفف واژه “یهود”، “جهود” بعنوان طنز استفاده کرد. عبدی در مراسم تالار وحدت با ادبیاتی طنز و جالب به حضور بی منطق و قاصبانه صهیونیست ها در سرزمین های اشغالی کنایه ای زده و غیر معقولانه بودن این جنایات را محکوم کرد. ![]() در این مطلب ادعا شده است که یک زن یهودی ایرانی، الهام یعقوبیان از سخنان طنز اکبر عبدی در تالار وحدت درباره استفاده از واژه “جود” مخفف تحقیر آمیز واژه “یهود”، “جهود” گلایه کرده و در نامه ای سرگشاده به اکبر عبدی در وبلاگ شخصی اش نوشته: ” شما اخیراً در میان صحبت هایتان با استقاده از واژه تحقیر آمیز “جود” ، آگاهانه، یا نا آگاهانه به جمعیتی از هم میهنان خود توهین کردید و خاطر بسیاری را آزردید.” این زن صهیونیست در این نامه سرگشاده خطاب به اکبر عبدی نوشته” شما را از “محله ی برو بیا” شناختیم، با “باز مدرسه ام دیر شد” دنبالتان کردیم تا به “آدم برفی” رسیدیم. همان فیلمی که در صف دیدن آن، از عوامل چماق به دست ده نمکی کتک خوردیم. باز آمدیم تا شما را با بازی در “اخراجی ها یی” پیدا کردیم که دست ساخت همان ده نمکی بود.” در پایان این نامه این زن یهودی خطاب به عبدی نوشته: “جناب عبدی، یک عمرهنرمندانه بازی کردید، دمی هم هنرمندانه زندگی کن! ” الهام یعقوبیان کیست؟ الهام یعقوبیان یهودیزادهای صهیونیست است که در فروردین سال ۱۳۵۱ در تهران متولد شد و دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدرسه یهودیان ایرانی موسوم به “اتفاق” گذراند و در سال ۱۳۷۳ موفق به دریافت مدرک کارشناسی در رشته مترجمی زبان انگلیسی از دانشگاه آزاد واحد تهران شد. از آنجایی که “یعقوبیان” از ابتدای نوجوانی با انجمن کلیمیان تهران مرتبط بود و از سوی این انجمن هدایت و حمایت میشد در سن ۱۶ سالگی موفق به انتشار اولین کتاب رمان خود تحت عنوان “دریای خاموش” توسط “نشر میعاد” شد. این صهیونیست مقیم آمریکا در تابستان سال ۱۳۶۹، دومین اثر خود تحت عنوان “تند باد سرنوشت” را به رشته تحریر در آورد که به زعم خودش بیانگر نگاهها، رویاها و نیز دغدغههای نسلی از جوانان ایران است که تقدیر خود را ناخواسته با تند بادی از ارزشهای اجتماعی و پیشامدهای نابهنگام خانوادگی عجین شده مییابند! این نویسنده صهیونیست در اوایل دهه ۷۰ شمسی به عضویت رسمی انجمن کلیمیان تهران درآمد و فعالیت خود را در “کمیته فرهنگی” این انجمن شروع کرد، طوری که در فروردین ماه سال ۱۳۷۸ و دوران حاکمیت دولت اصلاحات با همکاری تعدادی از مسئولین و نویسندگان اقلیت یهود موفق به انتشار مجله “افق بینا” ارگان رسمی انجمن کلیمیان شد و برای مدتی نیز سر دبیری این نشریه را بر عهده گرفت. الهام یعقوبیان در راه اسرائیل الهام یعقوبیان که همانند برخی از یهودیان داعیه “ارض موعود” را در سر میپروراند، در اواخر سال ۱۹۹۸ میلادی (۱۳۷۷ شمسی) برای اولین بار راهی سرزمینهای فلسطین اشغالی شده و پس از دیدار با برخی از دستاندرکاران و مسئولین رژیم صهیونیستی به ویژه سرویس امنیتی این رژیم به همراه تعدادی از یهودیان حامی صهیونیسم و عناصر سلطنتطلب به عضویت سازمان ایرانیان سکولار موسوم به “مرز پُرگهر” درآمده و بدین ترتیب فعالیتهای خود را علیه جمهوری اسلامی آغاز کرد. در طول همکاری وی با این سازمان بارها ارتباطات نامشروع و فساد اخلاقی اش حاشیه ساز شده بود. آغاز ماموریت الهام یعقوبیان در آمریکا الهام یعقوبیان پس از دیدن آموزشهای لازم و دریافت سرفصلهای ماموریتش از طرف سرویسهای امنیتی رژیم صهیونیستی، در اواخر سال ۱۹۹۹ میلادی عازم محل ماموریت جدید خود واقع در لس آنجلس آمریکا شد و در اولین گام به عنوان مشاور و راهنمای مهاجرین در “سازمان فدراسیون یهودیان آمریکا” مشغول به کار شد. وی پس از مدتی دامنه فعالیتهای خود را با تداوم همکاری در سازمان ایرانیان سکولار موسوم به”مرز پُرگهر” که به اصطلاح در زمینه “برقراری دموکراسی، حقوق بشر و حقوق زنان برای ایران” فعالیت دارد، گسترش داد و این کار را از طریق ارائه مقالات اجتماعی و سیاسی به مجلات فارسی زبان لس آنجلس و به ویژه همکاری تنگاتنگ با نشریه “شوفار” دنبال نمود و علاوه بر آن با سفر به دیگر شهرهای امریکا و حضور در سمینارها و اجتماعات و ایراد سخنرانی و انجام مصاحبه درباره حقوق زنان ایرانی بر فضاسازیهای خود علیه جمهوری اسلامی شدت بخشید. با این حال، کار به همین جا ختم نشده و “یعقوبیان” که گویا برای سیاهنمایی علیه ایران موظف به دریافت و اجرای ماموریتهای جدید از سوی دولتمردان امریکایی شده بود، در سال ۲۰۰۲ میلادی با “جان مک کین” از مدافعان حمله نظامی به ایران و رقیب انتخاباتی اوباما در سال ۲۰۰۸، در سال ۲۰۰۳ میلادی با “براد شرمن” عضو دمکرات کنگره امریکا، در سال ۲۰۰۴ میلادی با “لورتا سانچز” نماینده کنگره امریکا و از مدافعان گروهک منافقین و بالاخره در همان سال با “کنت تیمرمن” روزنامه نگار امریکایی و باصطلاح بنیانگذار “بنیاد دموکراسی برای ایران”ملاقات کرد و پس از آن به همراه تعدادی از یهودیان ایرانی مقیم امریکا اقدام به انتشار ماهنامه “مرز پُرگهر” با رویکرد ضد ایرانی کرده و خود سردبیری آن را برعهده گرفت. ![]() واگذاری ماموریت به یعقوبیان در حوزه خاورمیانه از آنجایی که یعقوبیان به سه زبان فارسی، انگلیسی و عبری مسلط میباشد در سال ۲۰۰۶ میلادی ماموریتی جدید در حوزه خاورمیانه با محوریت ایران به وی محول شده و به عنوان “رایزن و هماهنگ کننده روابط با جوامع خاورمیانه” در “گارد ملی آمریکا” وابسته به نیروی دریایی این کشور مشغول به کار شد و در این راستا برای تکمیل آموزشهایش در مقطع کارشناسی ارشد، در رشته علوم سیاسی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا واقع در لس آنجلس بورسیه شد. حمایت یعقوبیان از طرح دوستی مشایی الهام یعقوبیان که پس از خروج از ایران همواره ارتباطات مستمر و تنگاتنگی با دست اندرکاران رژیم صهیونیستی داشته و دارد، در سال ۲۰۰۸ میلادی با “یول هاسون” نماینده حزب کادیما و جنبش واحد اسرائیل و “میشل کاهن دلرحیم” از اعضای کنست اسرائیل دیدار کرده و گزارشی از اقدامات و فعالیتهای خود علیه جمهوری اسلامی را به آنها ارائه کرد و رهنمودهای جدیدی برای تداوم پروژه “ایران ستیزی” از آنان دریافت کرد. ![]() پس از این دیدارها که مصادف با طرح جنجالی “اسفندیار رحیم مشایی” مبنیبر “دوستی مردم ایران با مردم اسرائیل و آمریکا” بود، یعقوبیان در سال ۲۰۰۸ صفحهای تحت عنوان “اتحاد ملت ایران و اسرائیل” را در فضای مجازی (فیس بوک) ایجاد کرد که به زعم صهیونیستها این اقدام “پدر خوانده معنوی کمپین اسرائیلیها ایرانیان را دوست دارند” محسوب میشود. تاریخ سازی یعقوبیان برای قوم یهود الهام یعقوبیان که همانند برخی از همکیشانش قوم یهود را میراثدار اصلی فرهنگ ایران میداند از سال ۲۰۱۰ میلادی به همراه جمعی از یهودیان ایرانی با محوریت “یوسف ستاره شناس” اقدام به راهاندازی “مرکز پژوهش و مطالعات یهودیان ایران” در لس آنجلس کرده و بطور مستمر اقدام به ثبت تاریخ شفاهی اقلیت یهودی با رویکردی جانبدارانه به نفع این قوم مینمایند. ![]() وی علاوه بر اینکه مشاور فرهنگی مرکز مزبور است و وظیفه بارگذاری مطالب سایت این مرکز در سایت “یوتیوب” را نیز عهدهدار است، در سال ۲۰۱۰ اقدام به ترجمه و انتشار کتابی تحت عنوان “راهنمای جهانی آتشکدههای زرتشتیان” کرد که توسط انتشارات “مام میهن” در تهران منتشر و روانه بازار شده است. آخرین پرده، راهاندازی کمپانی “آریانا” الهام یعقوبیان که صهیونیستها از وی به عنوان “فعال حقوق بشر و دموکراسیخواهی در ایران” نام میبرند و ارتباطات تنگاتنگی با نهادها و مراکز به اصطلاح حقوق بشری غربی علیه ایران دارد، در سال ۲۰۱۱ میلادی و قبل از شرکت در “کنفرانس جهانی روز زن” با “سنه افرامی” سیاستمدار و ژنرال بازنشسته ارتش رژیم صهیونیستی، سناتور “جوزف لیبرمن” عضو مجلس سنای آمریکا و از حامیان حمله نظامی به ایران و سناتور “جوئل اندرسون” نماینده جمهوریخواهان در کنگره امریکا دیدار و گفتگو کرده و پس از دریافت نقطه نظرات آنها، اقدام به ایراد سخنرانی علیه جمهوری اسلامی در کنفرانس مزبور نموده است. ![]() الهام یعقوبیان که برای اجرای پروژه “ایران ستیزی” از سوی لابی صهیونیستی- آمریکایی ماموریت یافته در تمام عرصههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ورود کند، در آخرین فاز ماموریتش موظف به ورود به عرصه اقتصادی از طریق راهاندازی کمپانی تولید کیف و کفش بنام “آریانا” در سال ۲۰۱۱ میلادی شده است. این کمپانی که مرکز اصلی آن در شهر لس آنجلس قرار دارد و در زمینه تولید انبوه و صادرات کیف و کفش به دیگر کشورها فعالیت دارد، در واقع تامین کننده بخشی از بودجه پروژه “حقوق بشری” علیه جمهوری اسلامی میباشد و به این موضوع صراحتاً در سایت اینترنتی کمپانی مزبور اشاره شده است. [align=LEFT DIR=LTR] گردآوری : گروه اینترنتی پرشین وی |
|||
|
|
۱۸:۰۲, ۲۶/تیر/۹۲
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
حرفهای اکبر عبدی که خشم زن صهیونیست رو برانگیخت :
![]() یه خورده جگرم خنک شده بود به اون جهودا حرف زده بود ( احمدی نژاد ) . آدم جگرداریه که بری توی خونه ی جهودا تویِ خودِ سازمانِ ملل . حالا همشون هم بد نیستن ولی ما بعضیاشونو میگیم .این زبل هایی که مثلا رفتن زمین خریدن تو فلسطین ، مثلا طرف ویلاشو میخواسته بفروشه اینا رفتن آشپزخونه و مسترابشو خریدن و میخوان از تو حال برن و میگن ما پولشو دادیم .
![]() ما میگیم بابا ! بیچاره باباهای ما رو بردین آب شنگولی دادین و یه امضا گرفتین .نکنین این کارو . بعد اون وقت شما که میخواستین بخرین نفهمیدین که آشپزخونه و مستراب جزء خونس ؟!؟! آخه خونه رو باید بخرین آخه نمیشه که از یه ویلا فقط حیاط خلوت و مسترابشو بخری و گیر بدی باید از این جا رد بشی ![]() |
|||
|
|
۱:۵۲, ۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
اکران «گذشته» برای خاتمی و «آینده» تدبیر و امید
مهدی خانعلیزاده تخم روشنفکری در این مملکت از ابتدا به خطا کاشته شد و جنین ناقص آن هم به طرز فجیعی سقط شد؛ جنینی که نه پدرش مشخص است نه مادرش و هیچ عامل شناسایی هم ندارد. روشنفکری ایرانی زمانی به خطا رفت که شاملوی متنفر از مردم که افتخار میکرد به «شعرها یا خوبند یا مزخرف. اگر مزخرفند که چاپ کردن ندارند، و اگر خوبند، که حیف شعر خوب برای مردم.... پس از مردن، لاشه مرا در گورستان عمومی دفن نکنند. بگذارید دست کم پس از مرگ، آرزوی من، به دور ماندن از مردم وپلیدیهایشان، بر آید. مردمی که از ایشان متنفرم.»، شد نماد روشنفکری و آزاداندیشی. شاید به همین دلیل است که این روزها هر کسی قهوهٔ دارک اسپرسو مینوشد و سیگار مکبث دود میکند و متنها و شعرهای بیسر و ته میخواند یا میسراید، سریعا مفتخر به دریافت لقب روشنفکر میشود؛ یعنی هر چه بیخاصیتتر و افسردهتر، روشنفکرتر. ... سیدمحمد خاتمی به تماشای «گذشته» اصغر فرهادی نشسته است. در ظاهر اتفاق مهمی نیفتاده است. یک فعال سیاسی که داعیه روشنفکری دارد، از شدت محبوبیت مردمی، شبانه در یک محفل خصوصی حاضر شده و به همراه کارگردانی که اتفاقا او هم داعیه روشنفکری دارد، به تماشای فیلمی نشسته که مضمون روشنفکری دارد اما در این میان یک اتفاق مهم افتاده است. روزنامهها و رسانههای طیف منسوب به روشنفکری، بالا و پایین میپرند که «درک فرهنگ توسط سیاسیون» را باید جشن گرفت و «مچکریم روحانی» که زمینه را برای آشتی اهالی سیاست با اهالی فرهنگ فراهم کردی. انگار نه انگار که همین روزنامهها بودند که دیدار محمود احمدینژاد با هنرمندان را «پوپولیسم» و «خرید هنرمندان» مینامیدند. انگار نه انگار که همین دو ماه پیش، «آقای بازیگر» را حسابی نواختند که چرا دست در دست رئیسجمهور راه رفتی و اکنون از همراهی افتخارآمیز آقای بازیگر با رئیسجمهور اسبق سخن میگویند. همین روشنفکرهایی که تا دیروز هر کس از ده فرسخی سینما رد میشد و احیانا به تماشای «اخراجیها» و «قلادههای طلا» مینشست، مزدور و بیفرهنگ و مردم فریب مینامیدند، اکنون تماشای یک فیلم فرانسوی در محفلی خصوصی و به دور از حضور مردم را «تبلور فرهنگ در اهالی سیاست» مینامند. هنوز یادمان نرفته برخودشان با «لیلا اوتادی» را که حتی شایعه حضورش در یک فیلم ضد فتنه، زمینه را برای صدور ارتدادش در میان جماعت شبه روشنفکر فراهم کرد. هنوز یادمان نرفته چطور «حامد کمیلی» را به باد فحش و ناسزا گرفتند به دلیل بازی در فیلم «پایان نامه.» هنوز یادمان نرفته آقای کارگردان در مقابل سینما آزادی چطور به «علیرام نورایی» تاخت و او را به کناری هل داد که چرا در «قلادههای طلا» بازی کردی و به خیل وطن فروشانی که در پوستین هنر فرو رفتهاند، نپیوستی. هنوز یادمان نرفته سیلی که به صورت دختر «علیرضا افتخاری» زدند که چرا پدرت، رئیسجمهور قانونی کشور را در آغوش گرفته. نه! ما هنوز یادمان نرفته. اصلا چرا راه دور برویم؟ همین یکی دو هفته پیش بود که اکبر عبدی با آن همه سابقه و مرتبه در سینمای ایران را لجن مال – البته به خیال خودشان – کردند که چرا به روی محمود احمدینژاد خندیدهای و با او شوخی کردهای و احیانا در آن میان، تعریفی هم از او کردهای. پس تو هم دیگر از جمع ما خارج شدی و عوام و نفهم و سطح پایین هستی. همانهایی که سیاست را افیون هنر میدانستند و وقتی ازشان میخواستی تا در دفاع از وطنشان – فارغ از هر رنگ و گروه و جناح سیاسی - فیلم بسازند و افتخار بالا بردن پرچم خوش رنگ ایران عزیز را از خود دریغ نکنند، بادی در غبغب میانداختند و همنشینی با اهالی سیاست را دونشان خود و موجب وامداری خود میدانستند، اکنون قهقهه مستانه سر میدهند و میگویند: «با حضور آقای خاتمی در این مراسم، هنوز میتوانیم امیدوار باشیم که هنر و هنرمند ارزش و حرمتی دارد.» (۱) ... اکران خصوصی «گذشته» برای سیدمحمد خاتمی، «آینده» را برای همه کسانی که دل به امید بسته بودند و در آرزوی تدبیر بودند، مشخص کرد: مدعیان روشنفکری هیچ تغییری نکردهاند؛ هنوز مردم، نمیفهمند و آنها میفهمند؛ هنوز مردم، عوام هستند و آنها خواص؛ هنوز رای مردم مهم نیست مگر اینکه به کام آنها باشد. هنوز این در بر همان پاشنهٔ قدیمی میچرخد و «شاملو» های زمان، فحاشی به مردم را افتخار خود میدانند. 1- سخنان همایون اسعدیان در جلسه اکران خصوصی «گذشته» |
|||
|
|
۲۳:۲۳, ۳۱/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۲ ۲۳:۲۶ توسط مجتبی110.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
فیلم سینمایی «ملک سلیمان ۲» بعد از اتمام «راه رستگاری» توسط شهریار بحرانی نگارش فیلمنامه خود را از سر میگیرد و فعلا تا مشخص شدن وضعیت دولت جدید در بلاتکلیفی و توقف به سر میبرد. ![]() تهیه کننده فیلم سینمایی «ملک سلیمان2» در گفت و گو با فارس گفت : نگارش فیلمنامه «ملک سلیمان2» فعلا متوقف شده و منتظر اتمام کار قبلی شهریار بحرانی هستیم تا نگارش را از سر بگیریم.
محمد صادق آذین ادامه داد : در حال حاضر فیلم هیچ مرحله ای از تولید را پشت سر نمی گذارد و تا فراغت پیدا کردن شهریار بحرانی و همچنین مشخصی شدن وضعیت دولت جدید در بخش سینما منتظر خواهیم ماند .
وی در پاسخ به سوال مبنی بر قرارداد امین زندگانی برای ملک سلیمان 2 و 3 گفت : با توجه به اینکه تهیه کننده «ملک سلیمان1» مجتبی فرآورده بود ، هیچ گونه قراردادی از فیلم قبلی به من انتقال داده نشده است و حضور هیچ یک از عوامل قطعیت ندارد .
وی در پایان عنوان کرد : «ملک سلیمان2» در حال حاضر فیلمی کاملا خصوصی است و حوزه هنری و هیچ ارگان دولتی دیگری مالکیتی بر آن ندارد و هیچ گونه مذاکراتی انجام نشده است.
|
|||
|
|
۲۲:۳۶, ۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
تحلیل جالب اکبر عبدی از تماس اوباما و روحانی
![]() اکبر عبدي در پاسخ به اين سوال كه نظرتان درباره مذاکره و ارتباط تلفنی آقای روحانی با اوباما رئیس جمهور آمریکا چیست؟گفته است: « اوباما آدم خسیسی است. حق هم دارد بنده خدا در آفریقا درس خوانده و تلاش کرده شده رئیس جمهور. پس قدر پولش را میداند. گذاشته آخرین لحظهای که آقای روحانی قصد برگشت به ایران داشته به او زنگ زده است. ترسیده مجبور شود 40-50 نفر را ناهار دعوت کند و در کاخ سفید هم جا نباشد.»
|
|||
|
|
۱۶:۱۲, ۱۸/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۲ ۱۶:۵۳ توسط Night_World.)
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
به نام خدا جزئیات انفجار بمب در پشت صحنه "معراجیها" یک اتفاق پیشبینی نشده در پشت صحنه «معراجیها» در جاسازی بمبهای مربوط به سکانسی که قرار بود گرفته شود،رخ داد و انفجار جان چند تن از عوامل را گرفت. طبق اطلاعات دریافتی این انفجار وسیع بوده و چند کشته هم داده است یکی از درگذشتگان "جواد شریفیراد" مدیر جلوه های بصری فیلم سینمایی «معراجیها» است. منابع: |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دیالوگ های ماندگار سینمای ایران! | Hadith | 181 | 86,744 |
۲/فروردین/۹۷ ۰:۱۵ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| اعتراف بازیگران به ابتذال در سینمای ایران | 313s.w.o | 14 | 4,222 |
۱۴/دی/۹۶ ۱۲:۴۸ آخرین ارسال: سعدی |
|
| سینمای ایران، کماکان در سلطه ی شبه روشنفکران! | Admirer | 21 | 16,087 |
۳/شهریور/۹۵ ۲۲:۴۰ آخرین ارسال: irantrn |
|
| انوشیروان ارجمند، هنرمند تأتر و سینمای ایران درگذشت | پارمیس | 2 | 1,819 |
۲۸/آذر/۹۳ ۱:۴۴ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| فیلم های فاخر سینمای ایران و مفاهیم قرآنی و دینی | مجتبی110 | 7 | 5,534 |
۱۹/آبان/۹۳ ۱۲:۵۴ آخرین ارسال: مجتبی110 |
|
| ماهی و گربه،جرقه سینمای ایران! | Ali#59 | 2 | 1,679 |
۲۵/مهر/۹۳ ۵:۳۲ آخرین ارسال: نورالسادات |
|
| پیشنهاد شما برای بهبود اوضاع سینمای ایران | Ali#59 | 3 | 2,026 |
۳/تیر/۹۳ ۱۷:۳۸ آخرین ارسال: soheyl68 |
|













![[تصویر: IMG_1692.jpg]](http://www.teribon.ir/base/img/2012/01/IMG_1692.jpg)
![[تصویر: talegani8.jpg]](http://www.teribon.ir/base/img/2013/01/talegani8.jpg)
![[تصویر: IMG_68641.jpg]](http://www.teribon.ir/base/img/2013/01/IMG_68641.jpg)
![[تصویر: 4hbujf3ctx5t952wc71w.jpg]](http://naghdefarsi.com/images/stories/rooz/0713/26/4hbujf3ctx5t952wc71w.jpg)

![[تصویر: c3pbi1u3gc0e2sw09ym.jpg]](http://www.uc.persianv.com/images/c3pbi1u3gc0e2sw09ym.jpg)
![[تصویر: yi3hztka33cpjixmqwn.jpg]](http://www.uc.persianv.com/images/yi3hztka33cpjixmqwn.jpg)
![[تصویر: qd1ur52eve80h4jw3f3.jpg]](http://www.uc.persianv.com/images/qd1ur52eve80h4jw3f3.jpg)
![[تصویر: znn2tv9h7qwmdkgqdjti.jpg]](http://www.uc.persianv.com/images/znn2tv9h7qwmdkgqdjti.jpg)
![[تصویر: 801a7wr9qhfy6bi3uj6.jpg]](http://www.uc.persianv.com/images/801a7wr9qhfy6bi3uj6.jpg)

![[تصویر: 09588718691536761724.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/09588718691536761724.jpg)

![[تصویر: 138908241801.jpg]](http://www.ido.ir/myhtml/news/1389/m08/138908241801.jpg)
![[تصویر: 20669293622521225625.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/20669293622521225625.jpg)