تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (A)حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!#
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
علی عزیز در ادامه سیر این مبحث توحید... اگر بشود جوابی که می دهید مرز بین توحید و وحدت وجود هم روشن کند بسیار ممنونتان می شوم چون برای این حقیر که هنوز این مسئله دغدغه ای است حل ناشدنی.... لذا به شدت در این مورد به کمک نیاز دارم.
سید عزیز و برادر بزرگوارم
به هیچ وجه به این گونه مطالب پرداخته نمیشود در این سیر (وحدت وجود و کیفیت تجرد روح و...)

مباحثی صرفاً لفظی که در مرتبه ی ما ابداً سودی هم به حال ما ندارد


به هیچ وجه وارد عرفان نظری نمیشویم

هشتمان گرو نهمان است در مباحث محکمات اعتقادی شیعه

اول آنها را درست کنیم إن شاء الله به توفیق الهی و استمداد از اهل بیت

استاد ما به این سوالات میگوید سوالات بازیگوشی

یعنی نه فعلاً در حد من به درد دنیایم می خورد نه به درد آخرتم

اعتقاد به همین محکمات اعتقادی و لوازم مورد نیاز در امر بندگی که در آیات و روایات ما آمده ما را بس است فعلاً

مباحث فلسفی یا عرفان نظری ابداً در این سیر جایی ندارد

مباحث سیر ما مباحثی اعتقادی است که ائمه ی اطهار برای ما بیان کرده اند نه به اصطلاح عرفا
البته که ریش و قیچی دست شماست این حقیر هم نگفتم مباحث فلسفی و عرفان نظری را این جا بیان کنیم. گفتم مرز بندی بشه.... مثلا در بیان توحید افعالی و.... کار به جایی نکشه که من نوعی کشفیات وحدت وجودی کنم.
منظورم همین بود که توحید کاملا با جامعیت و مانعیت تعریف شود. همین.
إن شاء الله

ما نمازمان را درست بخوانیم برادر سر سوزن حضور قلبی

کشفیات وحدت وجودی پیشکش

اندکی سر سوزنی حال مناجات با خدا پیدا کنیم

فعلاً ما را بس استWink

رابطه ی توحید و نفس شریف رسول الله
بسم الله النور
سلام.
«پذيرش ولايت و سرپرستی خداوند در تمامي شؤون زندگی به طور تمام و کمال ».

این جمله برای من از اون جمله هاییه که خوندنش و پذیرفتنش ساده س ولی پای عمل که میرسه حسابی توش میلنگم.
علی آقا تمرین یا عمل یا هر چیز دیگه ای وجود نداره که بشه این جمله رو تمام و کمال تو زندگی عملی کرد؟
نمیدونم شاید هنوز به این جمله ای که پذیرفتمش ایمان نیاوردم.خیلی اوقات انقدر مجذوب ابزار ها و وسیله ها میشم که علت العلل اصلی رو یادم میره.

حضرت فاطمه سلام ا... می فرمایند: خداوند سبحان شرك را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن كه همگان به ربوبيّت او تن در دهند و به سعادت نائل آيند.(فرازی از خطبه فدکیه حضرت)
وقتی خانم مبنای سعادت رو میذارن توحید در ربوبیت احتمالا بیشترین مشکل بشر در توحید در ربوبیت خداوند بوده.
و جمله الست بربکم،نه الست بالهکم یا هر چیز دیگه ای.این تاکید روی رب بودن حضرت باریتعالی دلیلی داره؟
لطف میکنید یه مقدار راجع به ربوبیت حضرت حق توضیح بدید.
استنباط بنده از رب اینه:
رب یعنی مربی.یعنی کسی که انسان رو پرورش میده و کاملا حواسش به او هست و لحظه به لحظه در حال هدایت به سمت کمال هست.یه جور معلم دائمی اما حس میکنم این تعریف خیلی ناقصه و باید چیزی فراتر از اینها باشه.
(۱۳/اردیبهشت/۹۱ ۲۱:۲۲)meshkat نوشته است: [ -> ]بسم الله النور
سلام.
«پذيرش ولايت و سرپرستی خداوند در تمامي شؤون زندگی به طور تمام و کمال ».

این جمله برای من از اون جمله هاییه که خوندنش و پذیرفتنش ساده س ولی پای عمل که میرسه حسابی توش میلنگم.
علی آقا تمرین یا عمل یا هر چیز دیگه ای وجود نداره که بشه این جمله رو تمام و کمال تو زندگی عملی کرد؟

در گام اول ترک حرام و انجام واجب
و
توسل
تضرع
ساعت خلوت با خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
معنای ساعت خلوت هم که قبلاً بارها ذکر شده:
نقل قول:
ساعت خلوت با خدا معناش این نیست که شما مثلاً هر وقت که عشقت کشید با خدا صحبت کنی
مثلاً موقع پیاده روی یا آخر شب یا....
که البته این هم بسیار بسیار خوب و ارزشمند است و در جای خود اثر هم دارد اما معنای ساعت خلوت این نیست!!!!!!


ساعت خلوت یعنی یک زمانی از شبانه روز رو چه طور به عنوان مثال وقتی اذان میگن کل کارها رو تعطیل میکنی میری سراغ نماز
توی اون ساعت خلوت مقرر که یه زمان خاص هست (و ترجیحاً یک جای خاص و مشخص و خلوت) در هر روز (بهترین زمانش بر طبق آیات قرآن و روایات لحظاتی پیش از اذان صبح است!!!!!!!!)
همه ی کارها را تعطیل کنی و فقط و فقط با خدای خودت خلوت کنی!!!!!!!!!!!!


ضمن اینکه درست متوجه شدید
توحید در ربوبیت یعنی اقرار به این حقیقت که خداوند رب است
در زندگی ما و در عالم دخل و تصرف ربوبی دارد
تربیت می کند رزق میدهد هادی میفرستم
غم می دهد، شادی می دهد
همه برای تربیت و این هدف که خودش فرموده:

لیبلوکم أیکم أحسن عملا
تا ببیند در پس این ربوبیت کدام یک از بندگانش عمل احسن را انجام می‌دهند تا مستوجب رحمت خاصش شوند.


اگر انسان توحید در ربوبیت را پذیرفت، ناگزیر باید در مسیر کسب توحید در عبودیت گام بردارد
یعنی وقتی فهمید یک خدایی دارد که رب است و قصد تربیت او را دارد و خیرش را نیز دارد، باید بنایش را بگذارد بر اینکه جز او را نپرستند و از ان مهمتر جز او را اطاعت نکند.
تا جایی که برسد به مقام عبودیت و عبد خوانده شود.

مانند حضرت عباس که به این مقام نائل گشت و در زیارت‌نامه ایشان می‌خوانیم:
اَلسّلامُ عَلیک أیهَا الْعَبْدُ الصّالِحُ الْمُطِیعُ للّه وَلِرَسُولِهِ وَلاِءمِیرِالْمُؤمِنِینَ وَالْحَسَنِ وَالْحُسَینِ (کامل الزیارات (ابن قولویه): ج1، ص257)
این فراز از زیارت شریف حضرت عباس در حقیقت راه عبد شدن را می‌آموزد که منحصر است در اطاعت محض از خدا و اولیای خدا.


توجه شود روی صفت عبادت خدا تأکید نمی‌کند برای توضیح عبد صالح!
روی اطاعت و تبعیت و مطیع بودن از خدا و رسول خدا و ائمه طاهرین علیهم السلام تأکید دارد!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
الهی اَنطِقنی بِالهُدی و وفّقنی بِالتَّوبَة
السلام علیکِ یا بنت رسول الله یا فاطمة الزهرا

حکایت:

روزی رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به همراه چند تن از یاران از جایی عبور میکردند.
جوانی را دیدند ، به او ملاطفت نمودند و از وی سوای نمودند :
ای جوان مرا دوست داری ؟
جوان پاسخ داد :
قسم به خدا که آری یا رسول الله .
پیامبر باز پرسیدند :
مرا بیشتر دوست میداری یا پدرت را ؟
گفت :
شما را .
فرمودند :
مرا بیشتر دوست میداری یا مادرت را ؟
گفت :
شما را .
فرمودند :
مرا بیشتر دوست میداری یا جانت را ؟
گفت :
شما را یا رسول الله .
حضرت از او سوال نمودند :
مرا بیشتر دوست داری یا خدا را ؟
جوان پاسخ داد :
البته خدا را .
حضرت سوال نمودند :
چرا ؟
جوان پاسخ داد :
شما را دوست دارم چون شما خدا را دوست دارید و خدا شما را دوست میدارد .
اما هیچ چیز نمیتواند جای خدا را در دلم بگیرد . هیچ چیز .

حضرت رو به یاران کردند و فرمودند :
شما هم اینگونه خدا را دوست بدارید .

آری دوستان خدایی ،
در روایات متعدد ، چه در مسندات شیعی و چه در مسندات اهل تسنن از دوستی اهل بیت به عنوان راه رستگاری نام برده شده است .
زیرا که خداوند این خاندان را دوست میدارد و آنانی که ایشان را دوست میدارند را به تبع آن دوست داشتن ، دوست میدارد .
در حدیث قدسی خداوند گذرنامه بهشت را ولایت امیرالمؤمنان علی بن ابیطالب (علیه السلام) عنوان مینماید و در حدیثی دگر آنرا حِصن و قلعه مستحکم خود میداند و در حدیثی دیگر منکر ولایتش را در سَقَر (وادی است در جهنم) اندازد .

پس آنچه در پایان میتوان گفت این است که
اصل ایمان دوست داشتن خداوند است و دوست داشتن آنچه خدا دوست میدارد .


اللهم عجل لولیک الفرج
موفق باشید و خدایی .
(۱۳/اردیبهشت/۹۱ ۲۱:۲۹)علی 110 نوشته است: [ -> ]در گام اول ترک حرام و انجام واجب
و
توسل
تضرع
ساعت خلوت با خدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
معنای ساعت خلوت هم که قبلاً بارها ذکر شده:


با عرض سلام .
من از گفتن یه چیزی خجالت میکشم ولی ... ولی من همه ی محرمات و همه ی واجبات رو نمیدونم ! Blush
بعدش من یه سری نشستم از یه کتابی لیست تعدادی از گناه ها رو درآوردم , حدود دویست و خورده ای شد !!!! حالا همهش نبود . خیلی ترسیدم . با این اوضاع وضعیت شدیداً قرمزه !!!!!
یه سوال دیگه ای که دارم البته اگه جزء سوالات بازی گوشی نباشه , اگر بود به بزرگواری خودتون ببخشید , من تازه اول راهم .
آیا ایمان مراتبی داره ؟ اولین مرتبه اش چیست ؟ الان اگر من بخواهم خودم رو مهک بزنم ببینم ایمانم در چه حدی هست , با چه چیزی باید این کار را بکنم ؟
روایت داریم از امام معصوم که حداقل مرتبه ی ایمان این است که انسان اگر مرتکب گناهی شود بعد از اگناه، حساس پشیمانی و شرمندگی داشته باشد و اگر عمل خوبی انجام داد احساس شادمانی و رضایت داشته باشد. (1)
این حداقل مرتبه ی ایمان است در مرتبه عملی
پیشنهاد میکنم کتاب ایمان شهید دستغیب رو حتماً مطالعه بفرماید



(1) «امام رضا(عليه‌السلام)»: اَلمُؤمِنُ اِذا أحسَنَ اِستَبْشَرَ و اذا أَساءَ اِستَغفَر. (بحار، ج ٧١، ص ٢٥٩)
همچنين رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلوات الله عليه و آله می‌فرمايد: النَّدمُ تَوبَةٌ. پشيماني از گناه، خود، توبه از گناه است. (تحف‌العقول، ص ٥٥)
(۱۹/خرداد/۹۱ ۱۲:۲۵)علی 110 نوشته است: [ -> ]پیشنهاد میکنم کتاب ایمان شهید دستغیب رو حتماً مطالعه بفرماید

با عرض سلام خدمت دوستان گرامی .
بنده احساس کردم هیچ مطلبی راجع به بحث ایمان نمی دانم .
با توجه به اینکه بنده کلاً با دانلود کتاب مشکل دارم و اصلاً نمی توانم اینگونه کتاب بخوانم , امروز رفتم تا این کتاب را خریداری کنم . نمی دانم این کتاب فروشی ها چه کتاب هایی را می فروشند ! امروز من تقریباً تمام کتاب فروشی های انقلاب تهران را زیر و رو کردم ولی هیچ کدام این کتاب و کتاب ارزشمند شرح حدیث عنوان بصری را نداشتند . و زمانی که به کلی از یافتن این کتب نا امید شده بودم به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و 14 معصوم (علیه السلام) متوسل شدم و 14 صلوات نذر کردم و گفتم یا صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لیاقت بده به من گناه کار سراپا تقصیر که این کتب را مطالعه کنم . اگر چه میدانم انقدر گناهکارم که مطمئاً لیاقت ندارم ولی تو خود هدایتم کن . همین جور در حال حرف زدن با خودم بودم که به مغازه ای سر زدم که کتاب ایمان را داشت ولی شرح حدیث را نداشت . خیلی خوشحال شدم , خیلی . در مسیر برگشت خیلی اتفاقی شرح حدیث را هم پیدا کردم . انقدر خدا را شکر کردم که حد ندارد .
حالا به شکرانه ی این نعمت یک تاپیک ایجاد کردم و این کتاب را قرار خواهم داد در آن .
لطفاً 14 صلوات تقدیم کنید به ارواح و اجساد پاک و مطهر 14 معصوم (علیه السلام) .
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17861.html
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع