"یا علی حبک ایمان و بغضک کفر"
حب علی نشان و مشخصه افراد با ایمان است و بغض نسبت به ایشان کفر مطلق و مساوی با خلود در جهنم است.
الحمدلله الذی جعلنا متمسکین بولایه علی بن ابی طالب و الائمه المعصومین.
1-حضرت اباالفضل العباس در روز عاشورا شعار زیبایی می گفتند و آن این بود:
و ان قطعتمو یمینی انی احامی ابدا عن دینی.
اگر دست راستم را قطع کنید از دینم (امام حسین) دست برنمی دارم.
دین در کلام ایشان ولایت امام حسین است ایمان حقیقی اعتقاد عملی به ولایت معصوم زمان است.
2-در حدیث صحیح از حارث بن المغیره آمده است که گفت : به حضرت ابو عبدا.. صادق (علیه السلام) گفتم: آیا پیغمبر فرموده است :"من مات و لم یعرف امامه مات میتته جاهلیه" ؟
فرمود:آری
عرضه داشتم این کدام جاهلیت است آیا جاهلیت مطلق است یا جاهلیت کسی که امام زمانش را نشناحته؟
فرمود: جاهلیت کفر و نفاق و ضلال.
اصول کافی 377/2
بد نیست حدیثی هم از منابع اهل سنت اضافه کنم در خصوص این مطلب که شرط ولایت علی بن ابیطالب در ادیان گذشته هم ذکر شده است
قتدوزي در ينابيع الموده ذکر کرده است این حدیث را از رسول مکرم اسلام که پیامبر اکرم صلوات الله علیه در گزارش سفر معراج فرمودند:
فرشته ای به سوی من آمد و گفت: ای محمد از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که بر چه چیز مبعوث شدند!
من پرسیدم و آنان گفتند:
بر گواهی دادن به يگانگي خدا، و اقرار به نبوت تو و ولایت علی بن ابیطالب مبعوث شده بودیم.
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم: لمّا أسري بي في ليلة المعراج فاجتمع عليّ الأنبياء في السماء، فأوحى اللّه-تعالى-إليّ: سلهم يا محمد بما ذا بعثتم؟
فقالوا: بعثنا على شهادة أن لا إله إلاّ اللّه وحده، و على الإقرار بنبوّتك، و الولاية لعلي بن أبي طالب.
ينابيع المودة (قندوزی): ج2، ص 246
http://lib.eshia.ir/15278/2/246
[692]الحديث التاسع و الأربعون
لازم به ذكر و تأكيد است كه قندوز (مؤلف ينابيع المودة) اين حديث شريف را از
حافظ ابو نعیم اصفهانی نقل كرده است، و اين ابو نعيم اصفهاني كسي است كه يكي از قديمیترين كتابها در رد تشيع و عقايد شيعي را (به نام الامامة و الرد علی الرافضة) نگاشته است!!
(۲۱/آبان/۸۹ ۱۲:۳۴)علی 110 نوشته است: [ -> ]همچنان كه در حديث نوراني "سلسلة الذهب" از وجود مقدس امام رضا (علیه السلام) نقل شده است كه زمان خروج ايشان از نيشابور تعداد زيادي از مردم اطراف ايشان را گرفتند تا حديثي را نقل نمايند. حضرت سر مبارك را از كجاوه بيرون آورده و پس از ذكر سلسله سند تا جبرائيل و خداوند متعال، فرمودند:
"كلمة لا اله الاّ اللّه حصني فمن دخل حصني اَمِنَ من عذابي"
و بعد اضافه فرمودند: "بشرطها و انا من شروطها" (به شرطی و من از شروط آن هستم) ( توحيد (شيخ صدوق): ج1، 25)
اين حديث شريف صريحاً گويای اين واقعيت است كه ولايت اهل بيت (علیه السلام) از شروط توحيد و ادامه آن است و امری در عرض توحيد نيست.(1)
توحيد اشهد ان لا اله الا الله نيست! توحيد از اشهد ان لا اله الا الله شروع میشود و تا اشهد ان علی ولی الله ادامه میيابد چنانچه:
ابوحمزه از حضرت امام باقر عليه السلام نقل میكند:
قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ عليه السلام إِنَّمَا يَعْبُدُ اللَّهَ مَنْ يَعْرِفُ اللَّهَ فَأَمَّا مَنْ لَا يَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا يَعْبُدُهُ هَكَذَا ضَلَالًا قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّهِ قَالَ تَصْدِيقُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصْدِيقُ رَسُولِهِ صلوات الله عليه و آله وَ مُوَالاةُ عَلِيٍّ عليه السلام وَ الِائْتِمَامُ بِهِ وَ بِأَئِمَّةِ الْهُدَى عليهم السلام وَ الْبَرَاءَةُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ هَكَذَا يُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
«خدا را عبادت و بندگى نمىكند، مگر آن كس كه خدا را بشناسد.
اما آن كس كه خدا را نمىشناسد، او را اين گونه (مانند عامه از مردمِ (اهل سنت) گمراهانه میپرستد.
عرض كردم كه:
فداى تو شوم،
پس شناخت خدا چه چيز است؟
حضرت فرمود:
«تصديق كردن خداى عزّوجلّ [كه همان توحيد معروف است]
و تصديق رسول او در آنچه آن جناب فرموده و آن حضرت آورده، [كه همان نبوت معروف است]
و موالات و دوستى با على، و اقتداى به آن حضرت در اعتقاد و گفتار و كردار، و به ائمه هدى عليهم السلام، [كه همان تولی و امامت معروف است]
و برائت و بيزارى به سوى خداى عزّوجلّ از دشمنان ايشان.[كه همان تبری]
و خداى عزّوجلّ اينچنين شناخته مىشود».
الكافی: ج1، كتاب الحجة، بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْه، ح 1، ص 180
يعنی لازمه شناخت خدا و توحيد!
شناخت رسول خدا و جانشينان بر حقش (همراه با محبت و تبعيت از ايشان)
و شناخت دشمنان ايشان است (و برائت از ايشان)
و بدون هر يك از اينها، معرفت خداوند حاصل نمیشود!