تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (A)حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!#
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
امام علی (علیه السلام) می فرماید :
الايمان معرفة بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالاركان .
ايمان سه چيز است معرفت خدا به قلب و اقرار به زبان و عمل به جوارح
خداوند توفیق اینکه طعم ایمان به خدا را به چشیم که هر این را بچشد سخت میشود به غیر خدا دل ببند.
(۱۲/اسفند/۸۹ ۱۴:۵۳)chista3 نوشته است: [ -> ]و موحد واقعي كسي است كه نسبت به ولايت خداوند و اولیایش تولي قلبی و عملیِ تام داشته باشد و البته لازمه اين امر نيز تبرّي قلبی و عملیِ تام از ولايت اعداء و طواغيت است.

این قسمت واقعا عالی بود . یه نکته جالب به نظرم رسید اونم این هست که ما تولی و تبری رو جزء فروعات دین می دونیم .
با تشکر

آره منم تا همین چند وقت پیش نمی دونستم که اینقدر مسئله مهمی باشه و حتی لازمه تولی ، تبری از دشمنان خدا باشه تا اینکه چندین حدیث درباره ی این مطلب خوندم که 2 تاش خیلی تاثیر گذار بود

1) امتحان هوش

تا آخر ، هیچ یک از شاگردان نتوانست به سوالی که معلم عالیقدر طرح کرده بود جواب درستی بدهد. هر کس جوابی داد و هیچ کدام مورد پسند واقع نشد.سوالی که رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در میان اصحاب خود طرح کرده بود این بود:" در میان دستگیره های ایمان کدام یک از همه محکمتر است؟ "

یکی از اصحاب : نماز

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : نه

دیگری : زکات

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : نه

سومی :روزه

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : نه

چهارمی : حج و عمره

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : نه

پنجمی : جهاد

پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : نه

عاقبت جوابی که مورد قبول واقع شود از میان جمع حاضر داده نشد. خود حضرت فرمودند :

" تمام اینهایی که نام بردید کارهای بزرگ و بافضیلتی است ، و لی هیچ کدام از این ها آنکه من پرسیدم نیست. محکمترین دستگیره های ایمان ، دوست داشتن به خاطر خدا و دشمن داشتن به خاطر خداست ." داستان راستان-استاد مطهری

2) ابن ادريس از امام صادق(عليه‌السلام) نقل می‌كند كه: فردای قيامت رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) از لب پرتگاه جهنم همراه با اميرالمؤمنين و حسن و حسين(عليهماالسلام) عبور می‌نمايند شخصی از داخل جهنم فرياد می‌زند و سه مرتبه برای نجات خود به نبی اكرم(صلي الله عليه و آله) استغاثه می‌كند ولی جواب نمی‌شوند بار ديگر سه مرتبه به اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) استغاثه می‌كند، پس جواب نمی‌شنود.

پس ندا می‌دهد يا حسين يا حسين يا حسين اغثني انا قاتل اعدائك؛ يا حسين! من را نجات بده، من دشمنان تو را كشتم. در آن هنگام رسول اكرم(صلي الله عليه و آله) به امام حسين(عليه‌السلام) می‌فرمايند: برای تو دليل آورد؛ پس امام حسين(عليه‌السلام) چون عقاب تيز پرواز او را نجات می‌دهد.

راوی می‌پرسد: آن شخص كيست؟ حضرت فرمودند: مختار است.

سپس راوی با تعجب سؤال می‌كند: چرا با آتش عذاب می‌سوزد با اين‌كه از قاتلين ابا عبدالله الحسين(عليه‌السلام) انتقام گرفت؟ حضرت فرمودند: به دليل اين‌كه در قلب مختار ذره‌ای از محبت آن دو نفر وجود داشت. به خدا قسم اگر جبرائيل، ميكائيل و اسرافيل در قلبشان چيزی از حب اين دو باشد با صورت داخل آتش افكنده می‌شوند.(بحارالانوار: ج 45، ص 339، حدیث 5)

اینکه تولی و تبری محکم ترین دستگیره ی ایمانِ و اینکه مختار با اون همه تلاش برای از بین بردن دشمنان و قاتلین امام حسین ، هنوز تبری کامل به دشمنان خدا (دو ظالم اول) نداره ... رعشه بر تنم انداخت که ای وای من کجای کارم ....
نقل قول:نهایت هدف رسالت انبياء "توحيد در پرستش" است و دوری از هر گونه شرک و در حقيقت «توحيد در پرستش» مساويست با «پذيرش ولايت و سرپرستی خداوند در تمامي شؤون زندگی به طور تمام و کمال ».
وقتی پرونده ام رو مرور میکنم میبینم همیشه خودم رو خداپرست میدیم اما ...
نقل قول:از آنجا كه بالاترين ميثاق ولايت الهيه از انوار معصومين (علیه السلام) گرفته شده است و آنها نيز بالاترين ميثاقها را در ظرف وجودي خود پذيرفته‏اند لذا اعظم ابتلائات عالم كه نتيجه همان ميثاق ولايت الهيه است در اين دنيا برای اقامه کلمه لا اله الا ا... متوجه ايشان گرديده.
وقتی یاعلی رو گفتیم عشق بازیها اغاز میشه.ابتلائات شیرینه وهرچند دشواربه راحتی سپری میشه.هر قدر یاعلی گفتنمون محکمتروصادقانه تر باشه ابتلائات ظاهرا مشکلتر اما شیرینتر سپری میشه...دقیقا مثل روز عاشورا که نتیجه اش شد "مارایت الا جمیلا"
نقل قول:حقيقت دين آن چیزی است که ما با پذیرش و عمل به فرامین آن (قلباً و عملاً)، به مقام توحيد و عبودیت و لقای پروردگار می رسیم و اولیای خداوند (چهارده معصوم) دین مجسمند که با قول و عمل خود مبین حق از باطلند و ما با قبول ولایت و سرپرستی و اوامر و نواحی ایشان به مقام توحید می رسیم
یاد توحید کسانی افتادم که میگن ما فقط خدا رو قبول داریم!!!
مطالب بسیار عالی بود.
فقط یه نکته. اصلا تنها سیر طبیعی و تنها راه همینه که همه چیز به ولایت ذات اقدس اله قرار بگیرد. این روح من مگر از همان منبع اولیه سرچشمه نگرفته است((ونفخت فیه من روحی))
خب اساسا این روح خودش ودیعه ایست از آن منبه الهی .که متاسفانه هم اکنون با کرد و غبار نفسانیات و دنیاخواهی و استکبار آلوده بدن شده و ما نمیتوانیم در آئینه آن نظر کنیم.حال اگر بازگردیم به ولایت الهی که نمود اصلی اش پذیرفتن ولایت ائمه اطهار در جای جای زندگی مان، این قبول هدایت که البته باید از اختیار ما برخیزد، باعث می شود که روح ما به آن مکان اولیه که همان منزل اصلی و نهائی اش است باز گردد که انالله و انا الیه راجعون
نکته ی تکمیلی پایانی:

در ذیل آیه ی شریفه ی:

قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا يَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَيْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۴- حجرات﴾

[برخى از] باديه‏ نشينان گفتند ايمان آورديم بگو ايمان نياورده‏ايد ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز در دلهاى شما ايمان داخل نشده است و اگر خدا و پيامبر او را فرمان بريد از [ارزش] كرده‏هايتان چيزى كم نمى‏كند خدا آمرزنده مهربان است (۱۴)


امام صادق علیه السلام میفرمایند: اسلام یعنی اقرار به توحید و نبوت و معاد
ایمان یعنی اقرار به ولایت علی بن ابیطالب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​​!!!
در فرازی از خطبه غدیریه امام رضا علیه السلام می خوانیم :

علی (علیه السلام) شاخص هدایت و میزانی دقیق برای سنجش درجه ایمان و هدایت یافتگی هر مسلمان است آنکه بر ولایت او و فرزندانش گردن نهد هدایت یافته و هر که از این ولایت سرپیچی کند در مسیر ضلالت گام بر می دارد. آنچنانکه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم «و هدی من اعتصم بکم» هر کس به ریسمان ولایت شما اهل بیت چنگ زد، هدایت شد و یا اینکه در جامعه کبیره از اهل بیت به عنوان «القاده الهداه» یعنی پیشوایان هدایت یاد شده است. همچنانکه پیامبر اکرم نیز فرمودند: «هر کس دوست دارد که به مانند من زندگی کند و همچون من بمیرد و به آن بهشتی که خداوند وعده داده وارد شود، پس باید علی و اولادش را دوست بدارد، همانانکه پیشوایان هدایت و جراغهای شب تار هستند، همانا آنان هیچ گاه شما را از مسیر هدایت به سمت ضلالت و گمراهی سوق نخواهد داد."1

1 (ینابیع الموده، سلیمان بن ابراهیم حنفی، ج1 ، باب 43، ص 382.)
به نام خدا

سلام علی جان! اول بابت تدوین این مقاله ی ارزشمند از شما تشکر می کنم و اما بعد ...

به نظر حقیر، یک سری ابهاماتی برای کسانی که زیاد در این باب مطالعه نداشته اند، وجود داره که با اجازتون تحت عنوان سوال و جواب بررسیشون می کنیم :

به عنوان اولین سوال : در جایی از مقاله اشاره به توحید در پرستش، توحید در ربوبیت، توحید در خالقیت و ... شذه است! توحید چه مراتب و چه اقسامی دارد و اصلا به چه معناست؟

یا علی
(۱۳/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۵۵)Admirer نوشته است: [ -> ]به نام خدا

سلام علی جان! اول بابت تدوین این مقاله ی ارزشمند از شما تشکر می کنم و اما بعد ...

به نظر حقیر، یک سری ابهاماتی برای کسانی که زیاد در این باب مطالعه نداشته اند، وجود داره که با اجازتون تحت عنوان سوال و جواب بررسیشون می کنیم :

به عنوان اولین سوال : در جایی از مقاله اشاره به توحید در پرستش، توحید در ربوبیت، توحید در خالقیت و ... شذه است! توحید چه مراتب و چه اقسامی دارد و اصلا به چه معناست؟

یا علی


با تشکر فکر میکنم این سوال شما در راستای مبحث سیر مطالعاتی که علی آقا فرمودند باشه .پس بهتره اینجا مطرح شه .

تاپیک های سیر مطالعاتی ( مطالعه تاپیک اول آغاز شد )
تشکر ...

والا نمی دونم! به نظرتون همین جا مطرح بشه، بهتر نیست؟ چون به هر حال مباحث مربوط میشن به همین مقاله و چنانچه برای اشخاص دیگه هم همین سوال مطرح باشه، جواب سوالشون رو می گیرن!

باز هم هر طور که خودتون صلاح می دونید!

یا علی
سلام سید جان
اینها که شما اشاره کردی اقسام توحید است نه مراتبش
هر کدام از اقسام هم مراتب دارد
(۱۳/اردیبهشت/۹۱ ۱۳:۵۵)Admirer نوشته است: [ -> ]به عنوان اولین سوال : در جایی از مقاله اشاره به توحید در پرستش، توحید در ربوبیت، توحید در خالقیت و ... شذه است! توحید چه مراتب و چه اقسامی دارد و اصلا به چه معناست؟

سیر به گونه ای تنظیم شده است که در ادامه ان شاء الله جواب این سوالات را خواهی یافت

در ضمن تمام سوالاتی که سوالات ارزشمندی باشند را به امید خدا جمع آوری میکنم و برای دریافت بهترین پاسخ میروم سراغ اهلشWink
میپرسم و جواب را تقدیم میکنم

اجالتاً همان عبودیت بندگی محض و اطاعت محض و فانی کردن اراده ی خود در اراده و خواست خدا در تمام شئون می شود توحید.

تفصیلش در ادامه ی سیر ها و همچنین پرسش بنده از اهلش



حداقل توحید، توحید در خالقیت است. یعنی قبول کنیم که خدایی خالق وجود دارد. اما ربوبیت و عبودیت در آن لحاظ نشده
مثلا خدا از قول یهودی ها در قرآن میگوید:
یهود می گوید دست خدا بسته است.

این دست خدا بسته است به نوعه نفی ربوبیت خداست.
یعنی یک عالم علت و معلول خلق کرده رفته کنار
به قول نیوتون یهودی خدای ساعت ساز! که خدا این مرتبه از توحید را برای نجات کافی نمی داند!

یک توحید در ربوبیت داریم یعنی علاوه بر اینکه قبول داریم خالقی داریم، قبول داریم او یک برنامه ای هم برای ما قرار داده چون رب ما است و در عالم هم دخل و تصرف دارد و رزاق است و هادی است و ... چون رب است.

یک توحید در عبودیت هم داریم که اعلی توحید موحدین است
که می شود توحید در عبادت و به معنای دقیقتر توحید در اطاعت
یعنی فقط خدا را بپرستیم و از آن مهمتر فقط از او اطاعت کنیم.
این مرتبه (توحید در اطاعت) مخصوص اولیا خداست
چنانچه خدا هم در قرآن می فرماید:
وَ ما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِكُونَ [یوسف - 106]
و بيشتر آن‌ها به خدا ايمان نمى‌آورند، مگر آنكه ايمان خود را با شرك آلوده مى‌كنند.
از امام صادق علیه السلام هم در تفسیر این آیه چنین آمده:

عَنْ أَبِی‌بَصِیرٍ وَ إِسْحَاقَ‌بْنِ‌عَمَّارٍ عَنْ أَبِی‌عَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ ما یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِکُونَ قَالَ یُطِیعُ الشَّیْطَانَ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْلَمُ فَیُشْرِکُ.

ابوبصیر و اسحاق‌بن‌عمّار از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده‌اند که در توضیح آیه: وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِالله إِلَّا وَ هُم مُّشْرِکُونَ فرمود: «منظور آن است که به‌گونه‌ای از شیطان اطاعت می‌کنند که خود نیز متوجّه نمی‌شوند و در نتیجه شرک می‌ورزند».

الکافی، ج۲، ص۳۹۷
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع