تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نظریه ای بر رد تقویم قمری
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
با سلام.

[تصویر: i265324_logo.jpg]ماه
Calander با مطالعه تاريخ نجوم از زمانهای اوليه و پيدايش تقويم متوجه مي شويم که انسانهای اوليه برای محاسبه زمان و نشان دادن گذشت زمان روی ديوارها ودرختها خط مي کشیدند.سنگ ريزه در جائي ميگذاشتند ويا بطريقي در جائي علامت های خاص را قرار ميدادند يا مي ساختند و وقايع مهم طبيعي خانوادگي و قبيله ای را به اين طريق ثبت مي کردند.
در آغاز مد ت زمان با روز حساب می شد که از غروب آفتاب تا غروب آفتاب و يا از طلوع آفتاب تا طلوع آفتاب
روز بعد بود وبدليل اينکه بشرتغیرات فيزيکي قابل مشاهده در طبيعت را احساس ميکرد دوره های فصلي مانند


( باران-گرما-خشگي-سرما ) رابرای نگهداشتن زمان بکار بردن اعداد ضروری گرديد.بشر کشف کرد که بعضي
زاعداد مانند 12 بسادگي قابل تقسيم به قسمت های کوچکتر مي باشد وبعضي مثل 13 به هيچ وجه قابل تقسيم نمي

باشد لذا عدد 12 یک عدد مناسب برای تقسيم زمان به واحدهای کوچکتر کرديد وبا اين محاسبه که حرکت خورشيد بدور کره زمين را سال ناميده و آنرا به 12 ماه تقسيم نمودند.
[b]

سوره توبه آيه 36
[/b]

بی گمان شماره ماهها نزد خداوند دوازده ماه است در کتاب خدا روزی که آسمانها وزمين را آفريد...........
[b]

باگذ شت زمان و پيشرفت علم و اختراع وسائل جديد طلوع وغروب خورشيد حرکات ماه و ستارگان بيشتر مورد مطالعه قرار کرفت اهميت فصل ها بيشتر نمايان شد تقويم نيز پيشرفت کرد و د قيق ترکرديد.
[/b]
مصرِی ها که بنيِان گذار تقويم (برمبنای نوشته دانشمندان ) تقويم فصلي را پذيرفتند وبخصوص برای ايام شکرگذاری و

کشاورزی در موقع زياد شدن آب نيل و چون اين تغیرات فيزيکی در طول شبانه روزبخوبي مشاهده

مي شد چهارنقطه فلکی برابری شبانه روز(اعتدالين) وطولانی ترين و کوتاه ترين روزها (انقلابين) وزمانی را

مبداء قرار داده و طول مدت اين تناوب را سال ناميدند که آنرا به 12 ماه تقسيم نمودند هر ماه را 30 روز و 5 روزبا قي مانده را در آخرسال به جشن وشکرگذاری مي گذراندند و از اين زمان تقويم خورشيدی ايجاد کرديد.

این عمل بر مبنای تورات ( عهد عتيق) اشاره به قسمت شمالی ايران آرارت می باشد ( زمان پس از طوفان)

در تورات اولين نشان از شمارش سال در زمان حضرت نوح ميباشد که بر مبنای علم ترتيب تاريِخ

chronology
از روی

bible
زمان طوفان در سال2370 پيش از ميلاد

بوده و سال تقسيم شده بود به 12 ماه سی روزه و يک پنجه اضافه در آخر سال همانند تقويم مصری و پارسی.

[b] سفرپيدايش باب هفتم. 24 / 11 : 7 باب هشتم 5 / 3 : 8

11- و در سال ششصد از زندگانی نوح در روز هفدهم از ماه دوم درهمان روز جميع چشمه های لجه

عظيم شگافته شد و روزنهای آسمان گشوده.

[b] 24- و آب بر زمين صدوپنجاه روز غلبه يافت

باب هشتم

[b] 3- وآب رفته رفته از روی زمين برگشت وبعد از انقصای صدو پنجاه روز آب کم شد

5- و در روز هفدهم از ماه هفتم کشتی بر کوههای آرارات قرار کرفت.

[b]

اين عمل نشان دهنده آنست که از روز هفدهم در ماه دوم تا روز هفده از ماه هفتم برابر با 150 روز می باشد بنابراين هر ماه برابر است با 30روز است.
[/b]

150/5=30



[/b]
هم چنانکه ميدانيم گردش ماه بدور زمين بطور متوسط برابر است با 29 روز و12 ساعت و 44 دقيقه که بر حسب روز عبارت است از 5305/29 روز بنا براين در پنج ماه 65/147= 5*5305/29 روز می باشد.

[b] عدد 147 نشان دهنده اين است که ماهها قمری نبوده چرا که غير ممکن است که پس از 150 روز هلال ماه دوباره ديده شود و اين خود نشان آنست که تقويم شمسی بوده دوازده ماه سی روزه ويک پنجه اضافه در آخر سال هماننده تقويم مصری.تاريخ نويس يهود
josephas

که در قرن اول ميلاد[/b]

ی ميزيسته در کتاب Antiquities of the jews book I pag ,80ch3 ,

چنين آورده است.



[b] اين واقعه اتفاق افتاد در ششصدمين سال حکومت ايام نوح که در آن زمان دومين ماه بوده که مقدونیها
Macedonias آنرا ديوس [/b]Dios

و يهوديان آنرا مرحشوان
Marsuan می ناميدند و آن مطابق قرارداد تقويم مصری بوده است. جا لب اينجاست که مدت زندگانی ايام نوح در تورات و قران برابر با 950 سال است.
سفر پيدايش باب نهم 29/ 28 : 9

[b] 28- ونوح بعد از طوفان سيصدوپنجاه سال زندگانی کرد.

29- پس جمله ايام نوح نهصدوپنجاه سال بود که مرد.

[b] سوره عنکبوت.

14- همانا فرستاديم نوح را بسوی قومش پس ماند در ايشان هزار سال بجز پنجاه سال پس گرفت ايشان را طوفان درحاليکه بودند ستمگران. 950 = 50 - 1000 سال

[b] بحث ديگری که قابل توجه است وقايعی است که در تورات وقرآن مشترک می باشد.اينک بجاست به بينیم اين وقايع مشترک در کجا بيان شده.

تعبير خواب حضرت يوسف در مصر بوده و همانطور که در تاريخ علم اثر جورج سارتن ص 23 کتاب خود بيان ميدارد. مصريان حساب زمان و تقويم را بر حسب خورشيد قرار داده بودند. البته خود متن تفسير خواب اشاره به تقويم فصلی ( خورشيدی ) است.

[b] سوره يوسف.

47- گفت کشت کنيد هفت سال پياپی پس آنچه را درويديد بکذاريدش در خوشه خود جز اندکی از آنچه ميخوريد.

[b] سفر پيدايش باب 41 30 / 29 : 41

29- همانا هفت سال فراوانی بسيار در مصر ميآيد.

[b] 30- و بعد از آن هفت سال قحطی پديد آيد وتمامی فراوانی مصر در زمين.

سوره يوسف

[b] 48- پس بيايد پس از اين هفت سال سخت که ميخوردند آنچه آماده کرديد برای آنها بجز اندکی از انچه نگه ميداريد.

داستان سر گردانی قوم يهود بمدت چهل سال.

[b] سفر اعداد باب 14 34/ 33 : 14

33- و پسران ايشان در صحرا چهل سال آواره بود.

[b] 34-بر حسب شمار روزهائيکه زمين را جاسوسی ميکردند يعنی چهل روز يکسال بعوض هر روز.

سوره مائده.

[b]

26- گفت همانا حرام است برايشان چهل سال سر کردان مانند در زمين پس در يغ نخور بر گروه کافران.
[/b]

[b]

درجهان اسلام پس ا ز رحلت حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعراب بخاطر مسيحیت ذ دا ئي و يهوديت تغیرات بنيادی در اسلام انجام داده وبعد با ارائه تز برتری نژاد آنرا به نام اسلام بر قسمتي از جهان تحميل نمودند که يکي ازآنها تقويم و..........
[/b]

تقويم قمری فعلِي تقويمی است که در زمان خلافت عمر که دست به تعقیرات بنیادی در اسلام محمدی زد صورت گرفته که با اين عمل
یک بحث علمي را با تفاسير غلط به آيات قرآن تحميل نمودند.

در آثارالباقيه ابوريحان بیرونی روايتی را از ميمون بن مهران مستندی آورده است (ص 48)
[b]

" نزد عمربن خطاب آوردند که ظرف پرداخت آن ماه شعبان بود و عمر گفت که مراد کدام شعبان است
[/b]
آيا اِ ين شعبان که ما در آنيم يا شعبان آينده.پس اصحاب را جمع کرد ودر اين کار با ايشان مشاوره نمود و گفت اين حيرت راکه در امر تاريخ روی داده شما رفع کنيد واصحاب گفتند ما بايد چاره آن را از عادت ايرانيان بدست آوريم وهرمزان را حاضر کردند واين اشکا ل را بدو بازگفتند.هرمزان گفت ما ايرانيان را حسابی است که ماه روز مي گویند يعني حساب ماهها وروزها وچون اين لفظ را تعريف مورخ شد و مصدر آنرا تاريخ قرار دادند وعمر به اصحاب پيغمبر گفت برای مردم تارِيخی وضع کنيد که مردم بکار بندد "

[b]
بهمين دليل است که مي بینيم اغلب خاورشناسان که برروی تاريخ اسلام کار نموده اند در شک و ترديد بوده.
[/b]
خاورشناس کرلوالفونسونلينو استاد دانشگاه مصر ودانشگاه پالوم ايتاليا در کتاب خود علم ا لفلک ترجمه احمد آرام نشر
پژوهشهاي اسلامي ص 106 چنين آورده است.

[b]

نمونه مسائلي که هنوز در باره آ ن ترديد و شک داريم نگاهداری حساب وسال در نزد مردم مکه در اواخر دوره جاهليت و اوايل اسلام است و به همين جهت است که نمی توان به درستی معني کلمه نسئ را که در قرآن سوره توبه آ مده است معلوم کرد.
[/b]
مفسرين کارشان تطبيق بوده نه تفسير وحق تفسير آنست که قرآن بوسيله قرآن تفسير شود وهمانطور که بيان خواهم داشت متوجه مي شويد لغت کلمه نسئ را چگونه مفسرين تا به امروز تفسير نموده اند.

[b]

سوره توبه آيه- 37
[/b]b]
جز اين نيست که فرا موشي ( تعدادی از روزهای سال ) فزونی در کفر است.گمراه ميشوند بدان کساني که کافر شدند یک سال آنرا حلال شمرند و يکسال آنرا حرام ميکنند.تا شمار( ماههايی) را که خدا حرام کرده موافق نمايند پس حلال کنند آنچه را که خدا حرام کرد.اعمال بد ايشان بر آنها آراسته شد و خدا گروه کافران را هدايت نمي کند همانطورکه بیان شد درقرآ ن کلمه (سال) تنها به سالهای شمسي اطلاق مي شود نه سال قمرِی واِ ين آیه درست


همان چيزی را مي گوید که ما بدان گرفتار شده ايم فراموشي تعدادی از روز هاي سال به مدت 11 روز و هر سال گرفتار آنيم وهنوز هم استادان کار که حقيقت را در می يابند بخاطر افکار غلط گذشته خود دست از تفاسير غلط بر نداشته و با الفاظ شروع به بازی می نمايند وبعضِي الفاظ چنان تعريف می نمايند که هيچ گونه ربطي به موضوع ندارد.
[/b]
سوره آ ل عمران آ يه 78

[b] " عده ا ي از اِ يشان زبان را به کتاب می پيچانند تا گفتارشان را از کتاب حساب کنند در صورتيکه از کتاب نيست پس مي بينيم ايرادی که از اين کتاب الهي گرفته می شود وبعضي آ يات با بحث های علمی درست در نمی آ يد از قرآ ن نیست ايراد را بايد از کساني گرفت که با نداشتن علم آ ن شروع به تفاسيرآ يات قرآ ن نموده اند وبا تفاسير خود تقويمي را ساخته اند که هيچگونه پايه واساس علمی نداشته وآ ن را به پيامبر اسلام نسبت ميدهند. نقل قولي را از ابوريحان بيرونی که در آثارالباقيه ترجمه اکبرداناسرشت ص 101بيان ميدارد برايتان نقل ميکنم در تواريخ خوانده ام که ابوجعفرمحمد بن سليمان از طرف منصور حاکم بر کوفه بود عبدالکريم ابن ابي العوجا را که دائي معن بن زائده باشد حبس کرد و اين مرد مانوی بود و شفيعان او در مدينه السلام زياد شدند وبه منصور اصرار کردند که او را رها کند.منصور به عا مل ..................................بياد من آور. پس از اينکه محمد بن سليمان از نماز آدينه بر گشت محمدبن جبار عبدالکريم را يادآوری کرد محمد بن سليمان فرمود گردن او را بزنند همينکه او يقين پيدا کرد که کشته خواهد شد گفت بخدا سوگند ياد مي کنم که اکر شما مسلمانان مرا کشتيد من چهارهزار حديث در دين شما وضع کرده ام که حرام را درآنها حلال و حلال را حرام گردانيده ام و شما را روزیکه بايد روزه بداريد به افطا ر وا داشته ام وروزی را که بايد افطار کنيد به روزه.پس به فرموده محمد بن سليمان گردن او را زدند برای تحقيق در باره اينکه آيا تقويمی که پيش از حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مورد استفاده قرار می گرفته شمسی بوده يا قمری بايد به کتاب زير مراجعه نمود.

A study in the origins and first development of the art of counting time among the primitive and early culture By Martin P. Nilson 1920
[b] در اين کتاب در ص237 چنين آمده است


"سری ماههائی که حالا به وسيله مسلمانان استفاده ميشود را سری قديمی مکه می نامند که تعيين شده بود از روی اتفاقات مهمی که در آن زمان رخ می داده و نامهای سری مکه عبارت بودند از

[b] 1-
صفر الاول 2- صفرالاخر 3- ربيع الاول 4- ربيع الاخر 5- جمادی الاول 6- جمادی الاخر 7- رجب 8- شعبان 9- رمضان 10- شوال 11- ذوالقعده 12-ذوالحجه

1- صفرالاول- نام آن را بعدها تغيير دادند و به نام محرم نامگذاری نمودند و يک ماه مقدس می باشد (بنا بر قول نويسنده عرب بخاری Buchari
[b] ريشه لغت صفريعنی خالی بودن
To be empty
هم چنانکه دو ماه صفر در فصل زمستان قرار می گرفته و فصل بارندگی و سرما بوده است و چون هيچ محصولی در آن موقع برداشت نمی شده بدترين دوره برای بدست آوردن غذا بوده است ( ولهاوزن ص 96 ).[/b]
2- ربيع- پس از پائيز و باران زمستان آغاز می شده و جلگه ها سر سبز می گشته و قبيله ها گله های خود را در دشتها پراکنده می نمودند و شترها دهمين ماه بارداری خود را می گذراندندو اين گفته بوسيله علم صرف Etymology تائيد می شود.
3- ريشه لغت جماد به معنی سبز شدن سخت می باشد که متناسب است با سرمای تيز[1]
4- ماه رمضان يعنی سوزان که هيچ شکی در آن وجود ندارد
5- ماههای شوال و شعبان که ريشه معانی مطمئن آن در دست نيست
[2]

6- سه ماه ديگر رجب - ذوالقعده- ذوالحجه از روی جشنها گرفته شده است. در ماه رجب جشنی برگزار می شده در مکان مقدس که شتر و گوسفند قربانی می نمودند و ريشه لغت به معنی بيم داشتن يا احترام گذاردن می باشد و بنا بر اين آن را مقدس می خواندند.
7- دو ماه ديگر نسبت داده شده به ماه زيارت رفتن. ذوالقعده به ماه جلسه يا نشست معروف استThe month of sitting

اين نام را برای اين انتخاب نمودندچون هيچگونه سفری در اين ماه انجام نمی شده و يا هيچگونه گردش و شکاری در آن ماه صورت نمی گرفته و آن اولين ماه از ماه صلح می باشد. نام ذوالحجه از خود مراسم حج گرفته شده است."

همچنانکه ديديم ماههای عربی اصولا بر مبنای سال شمسی درست شده است و آن بايد ثابت بوده باشد در متد تجربی. البته ماههای سری مکه از اصلاح تقويم سريانی بدست آمده است همچنانکه می بينيم در تقويم سريانی ماهها همانند تقويم عربی می باشد. برای مثال کانون اول – کانون آخر و يا تشرين اول – تشرين آخرکه بر مبنای سالهای شمسی بوده که خود رساله ديگری می طلبد
[b]

حال به بينيم منظور از اهله که در قران آ مده است منظور چيست.
[/b]
سوره بقره آ يه 189
[b] از تو سئوال کنند در باره هلا لها بگو آنها هستند فصل های ثابت ( مواقع معين ) برای انسانها و حج آ ن درست... در مواقع معين هلالها که منظور بیش ازيک هلال است در صورتيکه اگر منظور هلال ماه باشد ما یک هلال نمی بينيم ؟ البته مترجم قرآ ن انگليسیMarmaduke-Pickthall مصری( مواقيت) را به
Fixed Seasons
فضول ثابت ترجمه نموده است. در ادامه آ يه برای انسانها و حج..... که در اينجا قرآ ن فقط یک تقويم را پيشنهاد می کند ولي متاسفانه در همين ايران عزيز داراي سه نوع تقويم می باشيم.[/b]
برای اینکه بدانيم منظور از هلالها چيست دانشمند فضائي امریکا Carl-Sagen در کتاب خود

COSMOS [/b]در ص 47 بيان ميدارد.
[b]

On December 21 the first day of winter there are two daggers of sunlight that flank
[/b]
The spiral a unique application of the midday sun the read the calendar in the sky.
در روز 21 دسامبر اولين روز ا ز زمستان ( ا ول ديماه ) نور خورشيد بصورت دو نشان مجموعه ای از هلالها (spiral
(

را در ميان گرفته و يک شکل بي نظير برای خواندن تقویم ازروی آ سما ن را بوجود می آ ورد.
[b]

البته اين یک بحث علمی است چون در آ ن روز خورشيد دروسط روز بر کره زمين عمود واقع ميشود وچون کره خورشيد بزرگتر از کره زمين است لهذا اشعه خورشيد پس از بر خورد به کره زمين روی خود انعکاس يافته و هلال ها را بروی خورشيد می توان مشاهده نمود.
[/b]
اگرما مبنای تقویم خود را بروی ماههای قمری قرار دهيم نمی توانيم ماههای حرام وحلال یا روزهای خوب و بد را تشخيص دهيم.چنانکه در سوره ابراهيم آيه 5 ميفرماید:
[b]

" و به يقين ما موسِي رابا آيات خودمان فرستا د يم که قوم خويش را از تاريکی ها بسوی روشنائی در آورد و روزهای خدا را بيادشان بياورد." و درسوره الجاثيه آیه14 ميفرمايد
[/b]
" آ نانکه ايمان آوردند بگو شما مومنان ا ز مردمی که به ایام الهی امیدوار نيستند در گذرید.
[b]

این آیات کاملا دلا لت بر ثابت بودن ماهها وداشتن روزهای معين دارد هم چنانکه در تورات آمده است.
[/b]
سفر خروج باب 23
[b]

14- درهر سال سه مرتبه عید برای من نگاه دارید.
[/b]
15- عید فطير را نگاه دار و چنانکه ترا امر فرموده ام هفت روز نان فطیر بخور در زمان معین در ماه ابیب زیرا که درآ ن از مصر بیرون آ مدی و هیچ کس بحضور من تهی دست حاضر نشود.
[b] 16- و عید حصاد (
Harves) نوبر غلات خود را که در مزرعه کاشته و عید جمع ([/b]Ingathering)

را درآخر سال وقتی که حاصل خود را از صحرا جمع کرده.[/b [b]
سوره کهف آیه 12 چنین ميفرماید:
[b]

سپس آ نان را برانگيختیم تا بدانيم کداميک ا زدو گروه نگاهدار ترند روزگاری را که درنگ کردند ودر آ يه25 همان سوره می فرماِيد : ماندند در غارخوِیش سیصد سال وبيفزودند نه را ودر آ یه بعدی تاکید می کند بگو خدا داناتر است بدانچه ماندند.
[/b]
همانطور که قبلا بیان داشتم در قران سا ل شمسی بوده وبرای اثبات آن فقط کافی است تعداد روزهائی که در قران آمده است را بوسيله یک نرم افزار به بینیم چقدر است 365روز و اکر سال قمری بود انرا 354 روز تکرار می نمود. البته بحث داستان اصحاب کهف و محاسبه انرا در کتاب اینجانب به طور کامل بیان داشته ام. اما سئوالی که در این آیه مطرح است جمع نمودن دو عدد با واحد ها ی مختلف است یعنی
[b]

سال شمسی + سال قمری(منظور عدد 9)= واحد مربوطه چیست ؟؟؟؟؟؟
[/b]
در كتاب Life of Mohammad
در قسمت What is Islam




اثر W.Montgomery-Watt




يكي از بزرگترين محققان غربي در اسلام در ص 187 چنين آمده است:

[b]

«يكي از غيرمعمول ترين مسائل اسلام قبول نمودن تقويم قمري است كه سال آن 12 ماه يا 354 روز است. و اين بدين معني است كه تمام ماهها حتي ماه زيارت و روزه در هر سال 11 روز زودتر از حد معمول انجام مي شود.»
[/b]
حال براي اينكه ببينيم نويسنده كتاب (عرب از زمان هاي اوليه تا فروريختن بغداد) اثر Arthur-Gilman
درباره ماه مبارك رمضان چه مي گويد. وي در صفحه 70 كتاب خود چنين مي گويد:

[b] " نام ماه رمضان كه ماه روزه و نيايش است، معني اصلي آن (فصل گرماي زياد) است ولی چون سالهای عربی اخذ شده از روی ماههای قمری است بنابراین دیگر جائی برای حقیقت نمی ماند و 12 ماه رفته رفته جاهای اصلی خود را نسبت به خورشید از دست داده وماه رمضان بجای اینکه در فصل گرمای زیاد قرار گیرد مطابق میشود با دسامبر و.." ماهها حتی ماه زیارت و روزه در هر سال 11 روز زودتر از حد معمول انجام می شود و شب قدر هم که در ماه مبارک رمضان قرار می گرفته در جای اصلی خود قرار نمی گیرد وشناسائی آن هم دیگر امکان ندارد.


برای اینکه بوجود حقیقی نامها پی ببریم وبدانیم که آنها چگونه منظم و مرتب درست شده و چگونه در زمانهای قبل انرا تهیه نموده اند کافی است تقویم اسلامی زمان پیامبر اسلام را با دقت مطالعه نمائیم.

[تصویر: i265336_.bmp]

سوره ال عمران-19
همانا دین نزد خدا اسلام است و .................

[/b[b]

[b]

[url=http://www.blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref1][/url]
متناسب با سرمای تيزدرست نبوده و متناسب است با گرمای تيز و نويسنده می بايد آن را از جمود که به معنای يخ بستن است گرفته باشد.
[2]


ماخذ خارجی به خاطر نا آشنايی نتوانسته معانی آنرا بدست آورد در صورتيکه شوال به معنی خنک شدن هواست و اکثر کشاورزان آشنايی با باد شوال دارند که در حدود ده روز پس از ماه ميزان شروع می شود. اما شعبان عبارتست از انشعاب طوائف و گله ها در صحرا ( آثارالباقيه ص 91 ).

[3]

اين ماه درست ده روز پس از انقلاب صيفي است و از آنجا كه هلال خورشيد در 21 جمادي الآخر ديده مي شده اعراب جاهليت اين ماه را هم مقدس مي شمردند چون اين پديده باعث ترس و وحشت آنها مي شد به همين دليل است كه در آغاز ماه مراسم قرباني در مكان مقدس انجام مي دادند و حتي در بعضي از روايات آمده است كه اعراب در سال دو بار مراسم حج انجام مي دادند، مثلاً «حج سال 541 م در هنگام انقلاب صيفي صورت گرفته» البته منظور مقدس است نه حرام
اين متن از كتاب يوناني پروكوپيوس گرفته شده

(Prokopios, Debello Persico, II, 16)

البته بهترين سند تاريخي در اين رابطه آياتي چند از قرآن كريم است.
م.مهدی
دوست عزیز، من تقریبا تا وسطش رو خوندم، ولی زیاد بود و حوصلم نکشید همش رو بخونم ...
کاش یه نتیجه گیری هم میکردی که بفهمیم آخر

نظریه ای بر رد تقویم قمری اثبات شد یا نه ...
بعدش هم من حرف خودم رو در این باره میزنم .
دستت درد نکنه .
با سلام دوست عزیز.
اثباتش خیلی ساده است . عکس ماه شما را به یاد چه می اندازد .
با تشکر :
م-مهدی
جالب بود من تا به حال چنین موضوعی نشنیده بودم
اگه این طور باشه ما همهی روزه هامون اشتباه از آب در میاد
توی ذهن من یه سوال ایجاد شدش اونم اینه که اگه هم چین اشتباه فاحشی باشه پس چرا امامای ما در این باره سکوت اختیار کردن .!!!!!!!!!!!!!!!!!! در صورتی که اونا عالم البلغیب هستن.
آیا در این مورد هم تحقیق کردین؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!
با سلام و احترام
بر خلاف نظر محترم مدیران عزیز برای از بین بردن این موضوع.
بنده این موضوع را تایید کردم تا جهت استفاده علمی دوستان قرار گیرد.
اما در مورد رد کردن تقویم قمری باید به عرض برسونم که:
در سوره مبارکه کهف خداوند می فرماید که: آنان (اصحاب کهف) سیصد سال و نه سال به خواب فرو رفتند.
و در تفسیر این آیه که منظور از سیصد سال و نه سال چیست که امیرالمومنین علی(علیه السلام) می فرمایند:
سال ما قمری است و سال شما (عجمان) شمسی است. یعنی به سال شمسی سیصد سال و به سال قمری 309 سال به خواب رفتند.
پس ببینید قرآن هر دو تاریخ را مورد تایید می داند.
اما در مورد سوال دوستمان که روزه هامان باطل است یا خیر باید عرض کنم که خیر.
روزه های ما به هیچ عنوان باطل نیست زیرا:
هم مورد تایید مراجع محترم عظام هستند و باید ماه رمضان به سال قمری محاسبه شود و همچنین حکم صریح قرآن است که ماه رمضان ماه صیام است و معادل شمسیه آن دارای شبهه است.
یا علی
التماس 2a
در مورد حضرت نوح (علیه السلام) هم قران میفرماید ۱۰۰۰ سال ۵۰ سال کم . که اختلاف تاریخ شمسی و قمریست

در مورد روزه در احادیث داریم که روزه را بادیدن ماه شروع کنید و با دیدن ماه تمام کنید .

تقویم قمری کاملا مورد قبول است مثلا به تاریخ حج های \یامبر و ااب ان که رجوع میکنید و خود ما ههای رمضان کاملا بر اساس تقویم قمریست

در \ناه خدا
باسلام.
در قرآن کتاب خدا سالی بعنوان قمری وجود ندارد .آیه ای گه دوست عزیزمان مطرح نمودند آیه 25 سوره کهف
مبحثی که برای من مهم است کلمه سال است .میتوانید کلمه سال را تعرف نماذید ؟ این را بچه های دبستانی میتوانند
آن را تعریف نمایند؟
اما راجع به داستان اصهاب کهف.
سوره 12
12- سپس انان را بر انکیختیم تا بدانیم کدام از دو گروه مدت درنک را بهتر بیان خواهد کرد..
دوست عزیز دو کوه بودند عده ای کفتن 300سال وعده ای عدد 9 را بیفزودند. اینجا عدد 9کلمه سال را ندارد و اکر چنین بود
کلمه سال بدو معنی دوست عزیز آن در شان قرآن نیست ؟ کلمه سال با دو معنی ؟
پس میبینم کلمه سال به سال شمسی اطلاق میشود 300سال
اما اکر سال قمری بود ؟
قرآن می باید میکفت مانند در غار خود 300 واضافه نمودند 9 سال را که در اینجا کلمه سال قمری بود .
اما دوست عزیزمان مبحث امامان را مطرح نمودند آقای عزیز ما حدود 3 قرن هیچگونه سندی نداریم جز. کتاب ابن اسحاق
که آن هم 280 سال پس از نوشته شدده واکثر توارخ منبع آن از همین کتاب است.
در این باره میتوانید به مقاله اینجانب " آینده جهان اسلام. کدام اسلام؟ اسلام خدائی (جهان وطنی) یا اسلام عربی ( قومیگراذیو ملی گرئی را در سایتم
سایت شخصی محمد رضا مهدی مراجعه نماذید.
با تشکر :
مهدی
برای آن که پاسخ این پرسش و بلکه شبهه به درستی داده شود ، لازم است آیاتی که ماه های قمری را به عنوان معیار محاسبه زمان معرفی کرده ، را مورد بررسی قرار دهیم .
قرآن در پنج آیه ذیل در باره محاسبه سال قمری به عنوان معیار محاسبه زمان اظهار نظر کرده است :
1. « إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِی کتَابِ اللَّهِ یوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِک الدِّینُ الْقَیمُ فَلَا تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکمْ وَقَاتِلُوا الْمُشْرِکینَ کافَّةً کمَا یقَاتِلُونَکمْ کافَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ »
در حقیقت ‏شماره ماه‏ها نزد خدا از روزى که آسمانها و زمین را آفریده در کتاب [علم] خدا دوازده ماه است از این [دوازده ماه] چهار ماه [ماه] حرام است این است آیین استوار پس در این [چهار ماه] بر خود ستم مکنید و همگى با مشرکان بجنگید چنانکه آنان همگى با شما مى‏جنگند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است سوره 9: التوبة (36)
2. « هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِک إِلَّا بِالْحَقِّ یفَصِّلُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ»
اوست کسى که خورشید را روشنایى بخشید و ماه را تابان کرد و براى آن منزلهایى معین کرد تا شماره سالها و حساب را بدانید خدا اینها را جز به حق نیافریده است نشانه‏ها[ى خود] را براى گروهى که مى‏دانند به روشنى بیان مى‏کند سوره 10: یونس (5)
3. « وَجَعَلْنَا اللَّیلَ وَالنَّهَارَ آیتَینِ فَمَحَوْنَا آیةَ اللَّیلِ وَجَعَلْنَا آیةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّکمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَالْحِسَابَ وَکلَّ شَی‏ءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِیلًا »
و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم نشانه شب را تیره‏گون و نشانه روز را روشنى‏بخش گردانیدیم تا [در آن] فضلى از پروردگارتان بجویید و تا شماره سالها و حساب [عمرها و رویدادها] را بدانید و هر چیزى را به روشنى باز نمودیم سوره 17: الإسراء (12)
4. « یسْأَلُونَک عَنْ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِی مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ »
در باره [حکمت] هلالها[ى ماه] از تو مى‏پرسند بگو آنها [شاخص] گاه‏شمارى براى مردم و [موسم] حج‏ اند سوره 2: البقرة (189)
5. « وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذَلِک تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّی عَادَ کالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ لَا الشَّمْسُ ینْبَغِی لَهَا أَنْ تُدْرِک الْقَمَرَ وَلَا اللَّیلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکلٌّ فِی فَلَک یسْبَحُونَ »
و خورشید به [سوى] قرارگاه ویژه خود روان است تقدیر آن عزیز دانا این است سوره 36: یس (38)
از مجموع آیات قرآن در زمینه تنظیم زمان نکته قابل استفاده است :
1. اراده خداوند بر آن تعلق گرفته تا جهان را بر اساس نظام زمانی دقیق تنظیم کند تا کار محاسبه زمان بر مردم آسان شود . از این جهت در یک جا فرمود که خداوند نظام زمان را بر اساس سال و دوازده ماه که چهار ماه آن ماه حرام است ، تنظیم کرده است :
در حقیقت ‏شماره ماه‏ها نزد خدا از روزى که آسمانها و زمین را آفریده در کتاب [علم] خدا دوازده ماه است از این [دوازده ماه] چهار ماه [ماه] حرام است این است آیین استوار پس در این [چهار ماه] بر خود ستم مکنید و همگى با مشرکان بجنگید چنانکه آنان همگى با شما مى‏جنگند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است
سوره 9: التوبة (36)
در جایی دیگر فرمود که خداوند شب و روز را برای دانستن زمان سنوات و محاسبه قرار داده است :
و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم نشانه شب را تیره‏گون و نشانه روز را روشنى‏بخش گردانیدیم تا [در آن] فضلى از پروردگارتان بجویید و تا شماره سالها و حساب [عمرها و رویدادها] را بدانید و هر چیزى را به روشنى باز نمودیم سوره 17: الإسراء (12)

در سوره یونس
آیه 5
در این باره فرمود : اوست کسى که خورشید را روشنایى بخشید و ماه را تابان کرد و براى آن منزلهایى معین کرد تا شماره سالها و حساب را بدانید خدا اینها را جز به حق نیافریده است نشانه‏ها[ى خود] را براى گروهى که مى‏دانند به روشنى بیان مى‏کند
2. خداوند از آغاز آفرینش گردش ماه را مبنای محاسبه زمان قرار داده است از این جهت در سوره توبه فرمود :
در حقیقت ‏شماره ماه‏ها نزد خدا از روزى که آسمانها و زمین را آفریده در کتاب [علم] خدا دوازده ماه است از این [دوازده ماه] چهار ماه [ماه] حرام است این است آیین استوار پس در این [چهار ماه] بر خود ستم مکنید و همگى با مشرکان بجنگید چنانکه آنان همگى با شما مى‏جنگند و بدانید که خدا با پرهیزگاران است
محل شاهد در این آیه فقره « فِی کتَابِ اللَّهِ یوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» است یعنی خداوند در کتاب خلقت از آغازین روز آفرینش چنین مقدر فرمود که هر سال دارای دوازده ماه و چهار ماه آن ماه حرام باشد . از سویی دیگر می دانیم که چهار ماه حرام عبارتند از :رجب، شوال، ذیقعده و ذیحجه که هر گونه جنگ و نبرد در آنها حرام شمرده شده است
که همگی آنان چه از جهت نام و چه از جهت گردش سالانه به طور قطع جزء ماه های قمری به شمار می روند . با این قید در این امر نمی توان تردید کرد که مقصود خداوند از تنظیم دوازده ماه در سال ، دوازده ماه قمری است .
مراد ما آن نیست که مبنای محاسبه سال بر اساس سال شمسی ناصحیح و مردود بوده و نمی توان از آن محاسبه زمان را دریافت ، بلکه مراد آن است که از لابلای این دست از آیات به طور تلویحی می توان دریافت که خداوند نظرش بر آن بوده تا مردم ماه های قمری را مبنای محاسبات خود قرار دهند .
3. خداوند محاسبه زمان را به گونه ای تنظیم کرد که برای مردم مشهود باشد . یعنی به جای آن که تمام تکیه آنان بر محاسبات ریاضی استوار باشد ، آن را بر گردش طبیعی شب و روز و

خورشید و به صورت خاص بر گردش ماه قرار داده است .
از این جهت در دو آیه از آیات پیشگفته در توجیه علت در نظر گرفتن ماه به عنوان محاسبه زمان بر قید «لتعلموا» تاکید شده است . در سوره
اسرا آیه 12
فرمود :
و شب و روز را دو نشانه قرار دادیم نشانه شب را تیره‏گون و نشانه روز را روشنى‏بخش گردانیدیم تا [در آن] فضلى از پروردگارتان بجویید و تا شماره سالها و حساب [عمرها و رویدادها] را بدانید و هر چیزى را به روشنى باز نمودیم سوره 17: الإسراء (12)
و در سوره
یونس آیه 5
فرمود :
و خورشید به [سوى] قرارگاه ویژه خود روان است تقدیر آن عزیز دانا این است
بر همین اساس در پاسخ پرسش مردم حجاز در باره علت تفاوت هلال ماه ها ، اعلام شد که خداوند تغییرات حالات ماه را وسیله ای برای تنظیم اوقات و نیز زمان شناخت ایام حج قرار داد :
« یسْأَلُونَک عَنْ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِی مَوَاقِیتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ »
اگر بپرسیم که چرا خداوند ماه را مبنای محاسبات زمان قرار داد ، پاسخ آن را به صورت تلویحی می توان از درنگریستن در این آیات دریافت و آن این که ماه در طول سال هر شب به مثابه تابلویی آشکار در برابر چشم مردم می ماند که چند و چون گذار زمان را به آنان نشان می دهد .
در حال حاضر مبنای محاسبه ایام سال در میان ملل مختلف متفاوت است . مثلاً در امریکا ، اروپا ، کانادا ، استرالیا مبنای محاسبه سال میلادی و در میان ایرانیان و برخی دیگر از کشورهای فارسی زبان مبنای محاسبه سال شمسی است .
از سوی دیگر ، می دانیم که در سال میلادی یا شمسی هیچ نشانه ای در طبیعت اعم از آسمان و زمین برای تشخیص آن که امروز چه روزی از فلان ماه میلادی یا شمسی است ، وجود ندارد و مردم برای تشخیص این امر ناگزیرند به تقویم هایی که از آغاز سال برای آنان تنظیم شده و احیاناً در خانه و محل کار آویزان است یا به صورت کتابچه ای در جیب آنان نگاه داری می شود ، مراجعه کنند .
اما بر مبنای سال قمری عملاً نیازی به چنین محاسبات و تنظیم تقویم ها و مراجعه به آنها نیست . زیرا خداوند به صورت کاملاً طبیعی هر شب بالای سر مردم چراغی روشن قرار داده که در کنار روشنایی بخشی به حیات آنان ، به آنان اعلام می کند که فردایشان چه روزی از ماه است .
کسانی که برای مدتی کوتاه این موضوع را در پی نگریستن به ماه تجربه کنند به خوبی با دیدن حالات مختلف ماه از ه
لال
تا بدر و تاه محاق ، درمی یابند که چند روز از ماه گذشته و امروز و فردا چندم ماه است . جالب آن که گاه ماه در روز نیز قابل رویت است .
درست است که سال قمری با در مقایسه با سایر سال ها در عدم امکان ارایه شمار ماه سال برابر است و مثلاً با رویت ماه نمی توان تعیین کرد که اینک ماه شعبان است یا ماه رمضان ، اما تجربه نشان داده که آن چه مردم در محاسبات خود بیش از هر چیز دیگر به آن نیاز دارند روز شماری است نه ماه شماری . زیرا محاسبه دوازده ماه در سال کار دشواری نیست .
آن چه محاسبه آن برای مردم دشوار است ، روز شماری است که سال قمری آن را از هر جهت تسهیل می کند .
بنابر این ، خداوند نه از دوره رسالت و نه به ملاحظه مردم حجاز ماه را مبنای محاسبه سال قرار نداده است . بلکه از آیات پیشگفته بدست می آید که خداوند از آغاز خلقت و برای تمام ملل ، سال قمری را مبنای محاسبه قرار داده است .
از دیگر سو ، در آیه پیش

گفته برای ماه دو ویژگی برشمرده شده است : 1. ماه های قمری وسیله محاسبه زمان است ؛ 2. ماه های قمری وسیله محاسبه ایام حج است .
این امر اشاره به آن دارد که نظام تکوین متناسب و متناظر با نظام تشریع سامان یافته است . یعنی چون خداوند برای مردم مناسکی را در ایام خاص در نظر گرفته ، برای تسهیل آنان در تشخیص زمان آن ، محاسبه زمان را بر اساس گردش آشکار ماه قرار داده است .
پیداست ذکر حجّ نمادی از احتساب ماه برای انجام مناسک دینی است که حج را می توان اهم آنها ذکر کرد . به عبارت روشن تر ، قرآن با این آیه در صدد بیان این نکته است که سال قمری افزون بر آن که برای محاسبه زمان مردم در نظر گرفته شده ، به عنوان وسیله ای برای محاسبه زمان انجام مناسک نیز مورد نظر است .
محاسبه ماه به عنوان معیار محاسبات افزون بر آن که بر منطق طبیعی استوار است ، با فائده بس مهم دیگری نیز همراه است و آن گردش ماه های قمری در میان فصول سال است .
زیرا ما می دانیم که سال قمری ده روز از سال شمسی کمتر و به جای 365 روز دارای 355 روز است . این امر باعث می شود که ماه های قمری در طول سال گردش داشته باشد . به این معنا که در هر 36 سال یک بار سال قمری به طور کامل در طول فصول سال به گردش درآید . معنای این سخن آن است که اگر معیار محاسبه زمان و انجام مناسک دینی مثلاً سال شمسی بود و ماه رمضان در هر یک از فصول سال قرار می گرفت هماره در آن ماه ثابت می ماند . یعنی اگر ماه رمضان در زمستان بود مردم همیشه در زمستان ماه رمضان را تجربه می کردند و در پی سرمای زمستان هیچ گاه تشنگی و گرسنگی لازم را نمی چشیدند . چنان که اگر از آغاز ماه رمضان در فصل تابستان قرار می گرفت ، مردم هماره در گرمای تابستان که در برخی از مناطق بسیار طاقت فرسا است ، روزه را تجربه می کردند . البته این امر برای آنان سخت دشوار می نمود . در باره مناسک حج نیز این نکته صادق است .
در حالی که با احتساب سال قمری به عنوان معیار محاسبه زمان انجام مناسک دینی ، اعمالی مثل روزه و حج با نظامی منطقی و گردشی حکیمانه در طول سال انجام می گردد . اینجا است که باید به خداوند برای چنین اراده حکیمانه در نظام تکوین و تشریع دست مریزاد گفت .

ا
نقل قول:ما دوست عزیزمان مبحث امامان را مطرح نمودند آقای عزیز ما حدود 3 قرن هیچگونه سندی نداریم جز. کتاب ابن اسحاق
که آن هم 280 سال پس از نوشته شدده واکثر توارخ منبع آن از همین کتاب است.


اولین و دومین کتاب حدیثی شیعه یکی کتابی است به خط علی علیه السلام که در نزد ائمه اطهار بوده و ائمه گاهی آنرا به دیگران ارائه می داده اند و یا از آن نقل می کرده اند که در کتاب علی چنین آمده است، دیگر کتابی است به نام مصحف فاطمه علیهاالسلام. از این دو کتاب که بگذریم، اولین کتاب حدیثی، کتاب ابو رافع غلام آزاد شده پیامبر اکرم است که در سنن و احکام و قضایا نوشته است. ابورافع یک غلام قبطی است که رسول خدا او را آزاد کرد. او و دو فرزندش عبیدالله و علی از شیعیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام به شمار می روند. نام عبیدالله بن ابی رافع به عنوان کاتب یا خزانه دار امیرالمؤمنین در زمان خلافت آن حضرت زیاد در کتب یاد می شود. علمای شیعه مانند نجاشی در الفهرست او را اول مصنف شیعه دانسته اند (تأسیس الشیعه، صفحه 280).

بعد از ابورافع، سلمان فارسی کتابت حدیث کرده است. اثر سلمان فارسی درباره شرح و توضیح حدیث جاثلیق رومی بوده است که بعد از وفات رسول اکرم به مدینه برای تحقیق آمد (قسمت هائی از این حدیث در کتاب توحید صدوق به طور متفرق ذکر شده. رجوع شود به آن کتاب، چاپ مکتبةالصدوق در سال 1387 صفحات 282 و 286 و 316). پس از سلمان نام عده دیگر از قبیل ابوذر غفاری و اصبغ بن نباته و دیگران برده می شود. سلیم بن قیس از صحابه امیرالمؤمنین تالیفی دارد که اخیرا به طبع رسیده است (تأسیس الشیعه، صفحه 280). در طبقه بعد کتابی که از شیعه باقی مانده و طبقه به طبقه روایت شده است " صحیفه سجادیه " است، وفات امام سجاد علیه السلام در اواخر قرن اول است و این اثر جاوید که به نام زبور آل محمد معروف شده است از نیمه دوم قرن اول به صورت مکتوب دست به دست نقل و روایت شده است.

وضعیت حدیث و کتابت آن در زمان امامان صادق و باقر علیهماالسلام:
نیمه اول قرن دوم یعنی زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام که تا حدودی برای شیعه آزادی بوده است دوره اوج نقل و روایت و ضبط و کتابت حدیث است نام چهار هزار نفر برده می شود که از محضر امام صادق استفاده کرده اند اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهماالسلام چهارصد کتاب حدیثی تألیف کرده اند که به " اصول اربعماه " معروف است، مؤلفان این کتابها از ملیتهای مختلفند.
با سلام.
دوست عزیز تمام مباحثی را که مطرح نمودی در مقدمه ای از کتاب " نظریه ای بر روی تقویم قمری برایتان نوشته ام ممکن جواب های آن را بخوانید .
اما در باره کتاب های حدیث شیعه شما ممکن است بفرمائید تاریخ تالیف آن در چه زمانی صورت کرفته
دوست عزیز از تکرار موصوع خواهش میکنم خوداری فرمائید؟
با تشکر م-مهدی
درود
خوب به دلیل کمبود وقت نتونستم کل تاپیک رو بخونم اما در این بین چیزکی یادمان امد گفیم بگوییم تا راحت شویم Blush
دوست عزیزی که این تاپیک رو درست کردید متاسفانه کل نوشته هاتونئ رو نخوندم اما باید بگم که ماه های قمری ماه های جاری هستند و می شه گفت که اگه بخواهیم نوروز رو بر اساس ماه های قمری حساب کنیم نوروز هیچ گاه در جای خودش قرارا نمی گیره و اون هم اینه که ماه های قمری درست حساب نمی شن Big Grin
مدار زمین دقیقا 365 روز و 1/4 روزه که این یک چهارم ها در هر چهار سال باعث می شن که به تقویم یک روز اضافه بشه که فکر نکنم این کار در تقویم قمری انجام بشه به همین خاطر سال ها و ماه های قمری جاری هستند و چهار فصل در جای خود نیستند اما در گاهشماری ایرانی این عمل انجام شده و نوروز دقیقا در جای اصلی خود قرارا می گیره !!

(۲/تیر/۹۱ ۱۳:۲۲)وحید110 نوشته است: [ -> ]برای آن که پاسخ این پرسش و بلکه شبهه به درستی داده شود ، لازم است آیاتی که ماه های قمری را به عنوان معیار محاسبه زمان معرفی کرده ، را مورد بررسی قرار دهیم .
جناب وحید 110 تمام آیاتی رو که گفتید می شه گید در کجای اون به ماه های قمری اشاره شده ؟؟؟
همه آیات بر این اصل اشاره دارند که در سال 12 ماه وجود دارد !!
خوب از گاهشماری های ایرانی گرفته تا مسیحی و حتی مایا ها و ازتک ها هم سالشون به 12 ماه تقسیم می شه !!Blush
قرآن در پنج آیه ذیل در باره محاسبه سال قمری به عنوان معیار محاسبه زمان اظهار نظر کرده است :
(۲/تیر/۹۱ ۱۳:۲۲)وحید110 نوشته است: [ -> ] محل شاهد در این آیه فقره « فِی کتَابِ اللَّهِ یوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» است یعنی خداوند در کتاب خلقت از آغازین روز آفرینش چنین مقدر فرمود که هر سال دارای دوازده ماه و چهار ماه آن ماه حرام باشد . از سویی دیگر می دانیم که چهار ماه حرام عبارتند از :رجب، شوال، ذیقعده و ذیحجه که هر گونه جنگ و نبرد در آنها حرام شمرده شده است
که همگی آنان چه از جهت نام و چه از جهت گردش سالانه به طور قطع جزء ماه های قمری به شمار می روند . با این قید در این امر نمی توان تردید کرد که مقصود خداوند از تنظیم دوازده ماه در سال ، دوازده ماه قمری است .
کلا قبول ندارم !!!Blush
یعنی ماه فقط به خاطر این که چهار ماه حرام است بیاد بگیم که ماه ها حتم قمری بودن !!
فصل های شکار در تقویم های ازتکی و یا ماه های دیگه که یک قوم در طی 12 ماه هم اون ها رو ممنوع کرده رو چی کار باید کرد !!
(۲/تیر/۹۱ ۱۳:۲۲)وحید110 نوشته است: [ -> ]3. خداوند محاسبه زمان را به گونه ای تنظیم کرد که برای مردم مشهود باشد . یعنی به جای آن که تمام تکیه آنان بر محاسبات ریاضی استوار باشد ، آن را بر گردش طبیعی شب و روز و
خورشید و به صورت خاص بر گردش ماه قرار داده است .
از این جهت در دو آیه از آیات پیشگفته در توجیه علت در نظر گرفتن ماه به عنوان محاسبه زمان بر قید «لتعلموا» تاکید شده است .
.
از اول این رو می گفتی قال قضیه رو می کندی دیگه :دی
ماه های قمری فکر کنم 11 روز از ماه های شمسی کم دارند و همین باعث می شه که ماه های قمری در جریان باشند و یک جا ساکن نباشند
اما از طرفی ماه های شمسی یک جا ساکن هستند !!
شما اگه 1/4 ها رو هم حساب نکنی مجبوری بعد از 120 سال به جای 12 ماه سال 13 ماه داشته باشی !!

سخن زیاد است و وقت کم به امید بحث های بیشتر Heart
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع