تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خیلی بی معرفتیم !
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
خیلی بی معرفتیم!
از علی دایی تا دایی علی ...
توضیح ضروری : قبل از آن که متهم به برخی انگ های نچسب شویم ، لازم به توضیح است که معتقد به حفظ حرمت مادی و معنوی تمامی قهرمانان کشور عزیزمان می باشیم.
علی دایی برای همه ایران دوست ها قابل احترام است ، زیرا او آقای گل جهان شناخته شده است . هرچند که بابت هر گلی که زده است چند گل هم نزده! زیرا هر گل او با همکاری تیمی حاصل شده و هر گل او با سکه های طلا جبران شده است.
علی دایی متولد 1348 است و دایی علی هم متولد 1348 .
دایی علی سال 1360 دندانه ای ناقابل به زیر هشت (8) تاریخ تولد شناسنامه اش اضافه کرد تا مجوز حضور در جبهه های جنگ تحمیلی را در سن 12 سالگی دریافت کند.
[تصویر: 90719113426781893454.jpg]
همان زمان که علی دایی سرش را مقابل توپ قرار می داد برای اعتلای ورزش کشورش ، دایی علی نیز برای حفظ سرحدات مرزی کشور سرش را مقابل توپ و خمپاره و... قرار می داد.
نتیجه این شد که علی دایی با بیش از 100 گل زده شد آقای گل جهان ، و دایی علی با شکار بیش از 100 تانک متجاوز عراقی شد جانباز و خانه نشین....
هم اکنون علی دایی به علت سهل انگاری و صدمات وارده در تصادف در بیمارستان بستری است ودایی علی هم به دلیل عارضه های شیمیایی و...
خبر بستری شدن علی دایی به عنوان قهرمان ملی درتمامی بخش های مختلف خبری ( دقت بفرمایید تمام بخش های خبری نه بخش خبرهای ورزشی!) پخش شد ! ولی خبریبستری شدن دایی علی را هیچ کس متوجه نشد!
همزمان با خبر تصادف علی دایی ، سه نفر از رزمندگان دلاور لشکر علی ابن ابیطالب(علیه السلام) برای کمک رسانی به مردمشان جانشان را فدا کردند ، ولی هیچکس این خبر را هم ندید!
رکورد دار سنی جانبازان شهید شد ، کسی نفهمید ! زیرا متولیان فرهنگی از جمله صدا و سیما نخواستند بفهمند که علی دایی و امثال او مدیون جان فشانی دایی علی و امثال او هستند! شاید هم فهمیدند و نخواستند روحیه عشق و ایثار قدری فضای بهاری کشور را عطر آگین کند!
شاید می خواهند نسل جدید به جای آن که مانند دایی علی لنگ هزینه های درمانی اش در شب عید باشد ، غصه ساعت رولکس چند ده میلیونی اش را بخورد!!!
برا ی علی دایی هلی کوپتر جهت انتقالش به خصوصی ترین و ایضاً بهترین بیمارستان تهران اعزام می شود و کل هزینه های سهل انگاری او را حضرات دست در کیسه بیت المال تقبل می کنند ، ولی امثال دایی علی باید با همان امداد های غیبی روزگار خود را سر کنند ! هرچند که دیگر نه طلایی باقی مانده و نه فرشی و نه ... ، تا غیب شود و هزینه های زندگی او تأمین!!!
خیلی بی معرفتیم!!!
در هنگام تحویل سال 1391 از چند ساعت قبل تمامی شبکه های صدا و سیما حتی خواننده ها و هنر پیشه های دست چندم و فوتبالیست های از رده خارج شده را به برنامه های خود آورده بودند ولی دریغ از ....
براستي چه جريان فكري مانع از بروز و گسترش فرهنگ ناب عاشقي در كشور اسلامي ما گرديد ، آيا دشمن در نفوذ عوامل بدلي خود تا اين حد موفق عمل كرده است كه سراسر شبكه هاي تلويزيوني ، راديويي و رسانه اي ما را در اختيار گرفته و به هر مناسبت چهره هايي را در منظر ديد نسل جوان كشورمان قرار مي دهد كه يا فوتباليست است يا خواننده ، يا هنر پيشه ، و… چرا بجاي الگو قرار دادن اينگونه افراد براي نسل جوان ، نمي آييم شهداي زنده را مطرح كنيم؟!
چرا به جاي قهرمان ملي خطاب كردن فلان فوتباليست و معاف كردن او از خدمت سربازي ، و دادن نشان افتخار و لياقت به اينگونه افراد، نمي آييم به شهداي زنده بها بدهيم؟! چرا همگام با دشمن سعي در فراموش كردن فرهنگ عاشقان سفر كرده را داريم؟!
وقتي مي آييم فلان خواننده و هنرپيشه مرد را كه زير ابرو برداشته است، ويا فلان هنرپيشه زن بزك كرده را كه در جامعه به عنوان افراد فاسد الاخلاق شهرت يافته اند ،براي نسل جوان چهره و الگو ميكنيم، چه توقعي براي رعايت هنجارهاي ديني و اخلاقي جامعه، توسط نسل جوان داريم؟!
وقتي مي آييم فلان ورزشكار فاسد الاخلاق را الگوي جوانانمان قرار ميدهيم كه حتي در ميادين ورزشي نيز بویي از جوانمردي نبرده است،از جوانانمان چه توقعي داريم؟!
وقتي مي آييم ارزش خدمت به كشور و كسب افتخارات ملي را با سكه و ماشين برابر ميدانيم ،ديگر جايي براي عرق ملي و ارزشهاي والاي مذهبي و اخلاقي باقي نمي ماند.و نتيجه آن ميشود همان ورزشكاري كه با نام مقدس ائمه سلام الله عليه ، به موفقيت ورزشي رسيده است ،اكنون براي تداوم افتخارآفريني هايش ،ماشين و خانه و ماديات دنيوي طلب ميكند! براستي كجا رفت آن فرهنگ عاشقي و آن زرنگي هاي عاشقانه؟!
كجا رفت آن فضاي عشق و ايثار؟! كجا رفت رضاي خدا در تمامي امورمان ؟! كجا رفت سوز دعا هايمان ؟! كجا رفتند خادمان بي ادعا؟! كجا رفت لحظه هاي ناب معاشقه؟!
براستي !اگر اكنون يكي ،تنها يكي از آن سبكبالان عاشق از ما سؤال كند كه :ما براي حفظ ناموس اين كشور رفتيم ، شما بعد از ما حتي به ناموس همسايه ديوار به ديوار خودتان هم رحم نكرديد !چه پاسخي داريم ؟!
تصور بفرمائيد اگر اين فرهنگي كه الان حاكم شده است كه هركس در هر مقام و منصب، براي اداي وظيفه اش به كشور،درخواست ماديات دنيوي ميكند،اگر در زمان دفاع مقدس نيز اين اخلاق حاكم بود چه ميشد؟

در زماني كه براي تهييج به اصطلاح قهرمانان كشتي ،وعده تحويل خودرو در فرودگاه داده ميشود !در زماني كه ركورد شكني،جايزه اش خانه و ماشين و ساير ماديات ميباشد! در زماني كه گل زدن در يك بازي فوتبال ، مدال شجاعت ولياقت و قهرمان ملي ، ارمغان مي آورد! اگر همين رويه در زمان دفاع مقدس حاكم بود ، چه مي شد؟!تصوٌر بفرماييد:
پشت ميدان مين رزمندگان زمينگير شده اند ، آيا وعده خودرو و خانه مي تواند عاملي براي رفتن بر روي مين باشد؟!آيا با اين انگيزه هاي مادي ، مي توان زرنگترين عشاق را داشته باشيم؟!يا برعكس در آن شرايط زرنگي ها هم رنگ عوض مي كند و تبديل به بزدلي مي شود؟!
شما جناب مسؤول فرهنگي! شما جناب مسؤول سياسي! شما متوليان امر! چه كرديد كه دشمن را در اجراي اهداف خود آنچنان گستاخ نموده ايد كه حماسه هشت سال جانفشاني عاشقان مَرد را از ياد برده ، و در پشت مرزهاي كشورمان به رجز خواني افتاده است.
بگذريم…
بيان غفلتها و اشتباهات گذشته ، به جز آنكه عرق شرم بر پيشاني و جدانهاي بيدار بنشاند، كار ديگري انجام نمي دهد.
بياييد منبعد در هركجا كه هستيم ، در هر پست و مقامي كه هستيم ، در هر وضعيتي كه هستيم ، با هر توان و امكاناتي كه داريم ؛ سعي كنيم دشمن از غفلتهايمان سوء استفاده نكند.
بياييد منبعد امكانات و مقدورات نظام اسلامي كشورمان را در جهت اهداف دشمن مورد استفاده قرار ندهيم.
بياييد منبعد بوي كباب واقعي را به كباب خوران بيت المال بچشانيم!( رجوع شود به داستان بوي كباب.)
بياييد منبعد بجاي چهره كردن هنر پيشه ، خواننده ، ورزشكار ،و…؛شهداي زنده را به جامعه جوان و تشنه فرهنگ ناب عاشقي معرفي كنيم.
بياييد منبعد بجاي اعطاي نشان هاي پر زرق و برق دنيايي به افرادي كه بويي از فرهنگ عشق و ايثار نبرده اند ؛ نگاهي به شهداي زنده كه در گوشه آسايشگاه ها يا كُنج غربت، لحظه ها را براي رسيدن زمان وصال معشوق ، سر ميبرند؛ اهداء كنيم.
بياييد منبعد حداقل قدر شناسان خوبي براي پاسداران نواميسمان در هشت سال دفاع مقدس باشيم.
بياييد منبعد براي نسل جوان فعلي ، بجاي عشق هاي مجازي و منحرف دنيايي ، عشق واقعي را تعريف و الگو قرار دهيم.
نگوييد چگونه؟!درست به همان صورت كه در اين چند سال گذشته فرهنگ ناب عاشقي و عشق بازي سبكبالان عاشق را با فرهنگ مُد گرايي، چهره پرستي هنرپيشگان ، خوانندگان ، و ورزشكاران معاوضه كرديم.
نگوييد چگونه؟!درست همانگونه كه در اين چند سال گذشته ، آن فضاي پاك و زلال عاشقانه را اينگونه مسموم و زهر آلود كرده ايم.
نگوييد چگونه؟! همانگونه كه در اين چند ساله ، مداحان اهل بيت سلام الله عليه را خواننده كرديم!
اگر دقت كنيم ، راه كار در عملكرد اين چند ساله خودمان مستتر است! تنها بجاي چهره نمودن برخي …، عاشقان حقيقي و شهداي زنده را جايگزين كنيد.همه چيز خود به خود در مسير الهي قرار مي گيرد..
بياييد…بله! شما بياييد،آنها آمده اند . تنها يك يا علي مي خواهد تا عشق دگر باره آغاز شود. زيرا:

فرهنگ شهدا،فرهنگ ايثار و از خودگذشتگي است.
فرهنگ شهدا،فرهنگ خدمت به خلق خدا در بالاترين حد است.
فرهنگ شهدا،فرهنگ مبارزه با منفعت طلبي و خود خواهي هاي فردي است.
فرهنگ شهدا،فرهنگ عدالت علي (ع )،صبوري حسن (ع ) ،شجاعت حسين (ع ) ، و فرياد رساي زينب (س ) است.
فرهنگ شهدا ، فرهنگ مبارزه با هر فسادي ،تحت هر عنواني ، و از سوي هر فردي ميباشد.
فرهنگ شهدا…
جان كلام ، بيائيد از جبهه ها به همراه پيكر مطهر شهدا، فرهنگ ناب عاشقي آنان را به شهرها بياوريم.
والسلام علي من اتبع الهدي
واقعا بی معرفتیم
فقط همین
دیروز از هر چه بود گذشتیم
امروز از هر چه بودیم گذشتیم
آنجا پشت خاکریز بودیم
واینجا در پناه میز!
دیروز دنبال گمنامی بودیم
وامروز مواظبیم ناممان گم نشود
جبهه بوی ایمان می داد
واینجا ایمانمان بو می دهد
آنجا درب اتاقمان می نوشتیم یا حسین فرماندهی از آن توست
الان می نویسیم بدون هماهنگی وارد نشوید
الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم
بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم
و آزادمان کن تا اسیر نگردیم...

(بخشی از وصیت نامه شهید شوشتری)
تشکر زدم واسه اینکه خودم داییم جانبازن.

یه دایی علی هم دارم که جانبازه.

ولی این باعث نمیشه که ارزش یه نفر دیگه رو ک کنیم.

اگه به علی دایی اونطوری رسیدگی میشه ، تقصیر خودش نیست. مشهور شده. تقصیر بقیه هست که به اون میرسن و به دایی علی نمیرسن.

تقصیر خودمونه. چقدر بی معرفت شدیمSad
سلام به دوستان چرا شهیدان با ان هم عظمت رفتند و ما نباید راه ان هارا ادامه دهیم چرا ؟ ان ها رفتند که اسلام پا برجا بماند اما بعضی از جوان های ما اماد اینکار نیستند وبه دنبال ذرق و برق این دنیا هستند من نمی گم بد هستند اما چرا؟ اگر نگاهی به زندگی ان ها داشته باشیم می فهمیم که ان ها وابسته این دنیا نیستند و خالص و بی ریا هستند
سلام
شاید به خاطر اینه که هرکسی که میدونه باید راه اونا رو رفت ولی باز هم گوش به نفسش میده و راه اونا رو نمیره.
مقاله زیر رو که خوندم دلم گرفت ، دلم از این همه ظلم گرفت ,دلم از این همه مظلومیت گرفت ، مظلومیت شهیدان ، مظلومیت جانبازان که تنها در جنگ و حفظ مرزهای ایران و دفاع از کیان مملکت کشته نشدند بلکه هر روز در این سالها هر روز کشته شدند ولی اینبار نه به دست صدام خونخوار و کشورهای حامی اش بلکه بدست خودی ها ....

وقتی هر مسئولی در این مملکت هر جا که خود را بی نیاز از پاسخ دید شهدا را سپر بلا کرد ، وقتی هر کس خواست رای بیاورد نزدیک انتخابلت دم از کشور میراث شهدا زد ، وقتی مردمی که با سختی و مشقت بیش از 30 سال کمبودها و تحریم ها و تهدیدها را تحمل کردند و در کنار فقرشان برج سازی و زمین خواری و اختلاس و زد و بندهای مدافعین شهادت را دیدند ، وقتی خیابانها جولانگاه ماشین های آنچنانی آقا زاده ها شد ، وقتی اختلاس های آنچنانی و استفاده از رانت ها زاهدین مدافع شهدا را به زراندوزان جدید نبدیل کرد ....

کار به جایی رسیده که در حالی که سازمان ملل که ابزار دست زورگویان است عراق را متجاوز اعلام می کند باز برخی میگویند مقصر ما بودیم جنگ شروع شد ، و وقتی بخش وسیعی از خاک ایران در دست عراق بود میگویند چرا جنگ را به توصیه عربها و غرب تمام نکردیم , برای شهید فهمیده صدها جوک درست میکنیم ,اسم کوچه امون اگر اسم شهید باشه کلاس نداره , کوچه نسترن ملکش ارزشمندتر از کوچه شهید باکریه ، کیف می کنیم عقلمون رسید اونموقع جبهه رو پیچوندیم ، اصلا از نظر ما اونهایی که رفتند جبهه یه مشت ادم بیسواد ، دهاتی ، مغزشویی شده بودند و خوب شد ما با کلاس ها گول نخوردیم ....

تلویزیون اونقدر در اثر سو مدیریت شهید شهید کرد و اونقدر برنامه های بی محتوای به خورد مردم داد تا اینکه وقتی گزارش مصاحبه با مادر چهار شهید رو پخش میکرد اگر نمی زدیم بی بی سی کلاه قرمزی و غیره رو ترجیح میدادیم و اگر نگاه هم میکردیم وقتی این مادر دلسوخته که میگفت اصلا پشیمان نیست و افتخار میکند مادر شهید است چشمها رو می بستیم و دهان باز می کردیم و میگفتیم بابا این اصلا حس مادری ندارد یا اینکه ببین بار خودشو چه جوری بسته حسابی بهش میرسن ....

ولی کاش گزارشگران تلویزیون که دقیقه ای برنامه می سازند و پول می گیرند یه فیلم مستند درست کنند از مادرانی که بچه هایشان را دادند و با فقر و تنگدستی دست و پنجه نرم میکنند ...

کاش گزارشی بسازند که چه مقدار از پدر و مادرهای شهدا در پیری و کهنسالی خرج بیمارستان و دوا و درمانشان رو ندارند ...

کاش رسیدگی به شهدا به اینجا ختم نمیشد که وقتی یک جانباز 70 درصد رو تو استادیوم راه نمیدهند فردوسی پور اعلام کند و هفته بعد با افتخار اعلام کنیم و فیلم براش بسازیم و دقیقه ای پولمون رو بگیرم و با نشان دادن فیلم اون جانباز دار دار کنیم دینمون رو به جانبازان ادا کردیم

کاش رسانه ها گزارشی می ساختند که در آن شهرداری ها اعلام میکردند چه میزان در شهرها برای راحتی جانبازان و حضور آنها در جامعه ساخت و ساز کرده اند ...

کاش بروید آماری تهیه کنید و در رسانه ها اعلام کنید مستمری پدر و مادر شهدا چقدر است ....

کاش اعلام کنید چه میزان از جانبازان در تامین هزینه های درمانی اشان یاری می شوند آیا کوتاهی نشده ....

در تمامی کشورهای اروپایی و آمریکایی گوشه به گوشه شهرهایشان مجسمه هایی از قهرمانان جنگشان نصب کرده اند و هر جا که میروی یادمان سرباز گمنام جنگ را می بینی که روزی نیست که مردم در پای آن گل نگذارند ، کشته شدگان جنگ هایی که خیلی هاشان تجاوز و کشور گشایی بوده ولی مردمشان بعد از گذشت بیش از نیم قرن هنوز به آنها وفادارند و خود را به آنها مدیون می ببینند ...

به چشم خویش دیدم در لهستان پیرزنی را شاید بیش از 70 سال سن داشت در یک خیابان فرعی از بین برفها و با مشقت بسیار خود را قبر سرباز گمنام رساند و گلی کوچک را روی گور 70 ساله خای گذاشت ....

آنوقت در حالیکه هنوز جنازهای شهدایمان با یک پلاک و چند تکه استخوان در شهرها به خاک سپرده می شود ، وقتی هنوز چند روز یک مرتبه از رسانه ها می شنویم که جانبازان شیمایی ، اعصاب و روان و قطع نخاع امان به شهادت رسیدند چه زود یادمان رفت شهدا را ....

برای یک ورزشکار که در عرصه ورزش افتخار آفریده و در کنارش از انواع و اقسام مزایا بهرمند شده که به حق نیز هست اشک شوق می ریزیم و سالیان سال از او بت می سازیم که پرچم کشور عزیزمان را به اهتزاز در آورده ولی برای جوانانی که تکه تکه شدند ، برای آنها که اکنون بدون دست و پا روی ویلچر نشسته اند ، دغدغه ای نداریم آیا اگر اینها نبودند پرچم بدون وطن تکه پارچه ای بیش نبود ....


1391 خورشیدی ؛ مردانی که جایشان خیلی خالی است

عصرایران - سال 1391 هم رسید ، آن هم در حالی که نه از اشغال غرب سرزمین پرگهر توسط ارتش بین النهرین خبری هست ، نه از آژیر قرمزهایی که روزگارمان را سیاه کند و نه از صدای بمب و موشک و بوی باروت و خون... خدایا شکرت!

اما چه بد مردمانی باشیم ما اگر فراموش کنیم که اگر امروز با خیال راحت ، دور هفت سین هایمان می نشینیم و رقص ماهی در تنگ آب را تماشا می کنیم و زیر لب "یا مقلب القلوب" می خوانیم ، اگر با خنده و اشتیاق ، زنگ خانه همسایه و فامیل را می زنیم که "آمده ایم عید دیدنی" ، اگر باربند ماشین هایمان را پر می کنیم از اسباب و وسایل سفر و صدای پخش ماشین مان را بلند کرده ایم گاز می دهیم و اگر بلیط به دست راهی فرودگاهیم تا در نقطشه ای از دنیا ، چند روزی را خوش باشیم ،همه و همه رهین مردانی هستیم که آنها هم می توانستند در نوروز 91 در میان ما باشند و عیدی بدهند و عیدی بگیرند ، اما در این لحظه که ما هوای تازه بهاری را تنفس می کنیم ، در سینه قبرستان ها خوابیده اند و آرام آرام به بخشی از خاک وطن تبدیل می شوند:

حمید ؛ امدادگری که برای نجات همرزمش از سنگر بیرون آمد ، زخم او را بست و پیشانی خودش میزبان گلوله ای آتشین شد.

محمد ؛ آنقدر در والفجر 8 آرپی جی زده بود که از هر دو گوشش ، همین طور خون شره می کرد.

اسماعیل ؛ غیرتش قبول نکرد که صبح به صبح کرکره مغازه خواربار فروشی اش را بالا بکشد و از پشت شیشه ، تشییع جنازه شهدای محلش را تماشا کند.

بهرام ؛ وقت خواستگاری شرط کرد که تا پایان جنگ – هر چند سال که طول بکشد – پای دین و میهنش خواهد ایستاد.جنازه اش را درست در روز پایان جنگ آوردند.

امین ؛ فقط توانست عکس دوقلوهای زیبایی که خدا به او داده بود را ببیند. دو روز قبل از آن که به مرخصی برود و کودکانش را در آغوش بکشد ، ترکش توپ ، گردنش را زد.

[تصویر: 201232410360.jpg]

سید محسن ؛ در شب عملیات ، داوطلب شد تا از روی میدان مین رد شود و راه را باز کند.خودش تکه تکه شد.

علیرضا ؛ 20 سال بعد از این که رفت ، مقداری استخوان تحویل مادر پیرش دادند: این علیرضای توست!

صادق ؛ برای این که گروه از معبر بگذرد ، به تپه ای در جهت مخالف رفت و شروع کرد به تیراندازی کردن تا حواس عراقی ها را به سمت خود جلب کند...گروه گذشت ولی هنوز از صادق خبری نیست که نیست.

بهروز ؛ دیده بانی که در جزایر مجنون ، در محاصره بمب های شیمیایی قرار گرفت ؛ جنازه اش انقدر تاول زده بود که به سختی می شد فهمید این همان بهروز خوش خنده ای است که همیشه خدا کلی لطیفه برای تعریف کردن داشت.

عبدالله ؛ عراقی ها برای زهر چشم گرفتن از بقیه اسرا ، او را سینه خاکریز گذاشتند و 10 نفر ، هرکدامشان یک خشاب کلاش به بدن زخمی اش خالی کردند. بچه هایش فقط تصویری مبهم از پدر در ذهنشان مانده است.

مهدی ؛ روی قایق بود که زدند ؛ خودش و قایقش را آب به سوی خلیج فارس برد و هیچ کس هرگز ندیدش.

رسول ؛ همسرش سال هاست که بر سر قبری که می داند شویش در آن نیست فاتحه می خواند و به چشمانی که در قاب عکس بالای مزار به چشمانش زل زده اند ، نگاه می کند و عاشقانه اشک می ریزد.

و دهها و صدها هزار حمید و محمد و اسماعیل و بهرام و امین و سید محسن و علیرضا و صادق و بهروز و عبدالله و مهدی و رسول و ... به زیر خاک رفتند یا در آسایشگاه های جانبازان ، به سختی روزگار می گذرانند تا در 1391 خورشیدی و سال های قبل و بعد آن ، وقتی سر سفره هفت سین نشستیم ، تنها منتظر صدای توپ تحویل سال باشیم نه دل نگران بمب هایی که خود و هفت سین مان را زیر و زبر کنند.

ما ایرانیان ، این صاحبان و ساکنان و مردمان مرز پرگهر ، حتماً به آن اندازه شرافت و شیدایی داریم که مهربان ترین هموطنان مان را که هنوز با نگرانی نگاه مان می کنند فراموش نکنیم.

شهیدان! خیلی دوستتان داریم ، خیلی.

منبع : عصر ایران

عزیزانی که این مقاله را خواندند آن را در هر جایی که می توانند در سایتهای موافق و مخالف به اشتراک بگذارند تا ببینیم چقدر برای قهرمانان واقعی امان ارزش قائلیم و چقدر در خاطرمان هنوز یاد آنها زنده است ....
شهداچی میخواستن؟؟؟چی شد!!!!!!
یکی هم من بگم.
دوبرادر حمیدی ,وقتی برای عملیات کربلای 4 رفتند توی آب ,(توی صف بودند) شقیقه برادر کوچیکه میخوره تو بیسیم پیآرسی و شروع به فریاد زدن میکنه و اون یکی برادره برای اینکه عملیات لو نره سرش رو میکنه زیر آب تا صداش بند بیاد و البته
شهید میشه.
یکی از رفقا میگفت رفته بودیم راهیان نور برای عید ، میگفت یه نفر بود اونجا سخنرانی کرد منو واقعا به فکر فرو برد ، میگفت الان شبه عید بود کدوم یکی از شما که ادعا دارید که ارادت مند هستید به شهدا رفتید در خونه یه خانواده شهید رو بزنید کمکشون یه شیشه پاک کنید یا بهشون عید رو تبریک بگید....
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع